در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    آثار و نتایج امانت داری در ارتباط با خلق

    1 بازدید

    آثار و نتایج امانت داری در ارتباط با خلق را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    امانت داری

    اعتماد اجتماعی یکی از سرمایه های اصلی جامعه انسانی و بلکه یکی از نیازهای اساسی اجتماع بشری است به گونه ای که اگر اعتماد از جامعه سلب شود و مردم به همدیگر اعتماد نداشته باشند. روابط و پیوندها متزلزل و زندگی آدمی روبه ویرانی می نهد و اگر در خانواده همسر به همسر خود و فرزندان به پدر و مادر و پدر و مادر به فرزندان خود اعتماد نداشته باشند، خانواده دچار از هم پاشیدگی خواهد شد، اگر در جامعه بین مسؤولان و مردم اعتماد متقابل وجود نداشته باشد، گسست اجتماعی بوجود آمده و در نتیجه نظام اجتماعی فرو خواهد ریخت.

    عواملی در تحقق این اعتماد نقش دارد که در صورت توجه به آن این اعتماد تحکیم خواهد شد و در صورت نادیده گرفتن آن اعتماد از بین خواهد رفت از جمله آن عوامل که باعث تقویت اعتماد اجتماعی می گردد امانت داری است و در برابر آن چه که باعث زوال اعتماد اجتماعی می گردد خیانت است. از این رو قرآن کریم یکی از ویژگی های مؤمنان را رعایت امانت دانسته و فرمود: «قد افلح المؤمنون.... و الّذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون؛(1) مؤمنان رستگار شدند...آن ها که امانت ها و عهد خود را رعایت می کنند.»

    و در سوره معارج نیز در اوصاف نمازگزاران واقعی یکی از ویژگی های آن ها را رعایت امانت ها و عهد خود می داند.(2) یعنی مؤمنان واقعی و همچنین نمازگزارانی که به حقیقت نماز می گزارند امانت ها را مراعات کرده و مراقب حفظ آن ها هستند.»

    امانت مانند امن و امان و ایمان از ریشه (ا.م.ن) و به معنای حالتی است که زمینه ساز حصول آرامش و اطمینان خاطر نسبت به چیزی است. امانت در حقیقت ادای حقی است که انسان به پرداختن به آن تعهد کرده است و در مقابل آن، خیانت به معنای خودداری از ادای حقی است که آدمی پرداخت آن را عهده دار شده است، در آموزه های اسلامی امانت داری از اهمیّت فوق العاده برخوردار است در قرآن کریم شش بار واژه امانت با جمع آن (3) و چهارده بار واژه امین(4) به کار رفته است و در روایات فراوانی نیز بر اهمیت آن تأکید شده است. در روایتی امام صادق(ع) ملاک دین داری را راستگویی و امانت داری دانسته و فرموده است: «لاتغتّروا بصلاتهم و لابصیامهم فان الرّجل ربما لهج بالصلاة و الصوم حتّی لوترکه استوحش ولکن اختبروهم عند صدق الحدیث و اداء الامانة؛(5)فریب نماز و روزه مردم را نخورید چه بسا انسانی به نماز و روزه حریص باشد به گونه ای که از ترک آن وحشت

    داشته باشد و اگر بخواهید آن ها را مورد اختبار و آزمایش قرار دهید با راستگویی و امانت داری اختبار و آزمایش کنید و در حدیث 12 همین باب فرمود: به رکوع و سجود طولانی افراد نگاه نکنید، بلکه به راستگویی و امانت داری آنان بنگرید.»(6)

    و در تأکید بر اهمیت امانت داری فرمود: «انّ اللّه لم یبعث نبیّاً الّا بصدق الحدیث و اداء الامانة؛(7) خدای سبحان هیچ پیامبری را به نبوّت بر نینگیخت مگر به راستگویی و امانت داری.»

    یعنی چون پیامبران از ویژگی راستگویی و امانت داری بهره مند بودند خدای سبحان نعمت نبوّت را به آنان ارزانی داشته است.

    و چون امانت داری از جایگاه مهم در زندگی انسان ها برخوردار است و همه آدمیان به ضرورت آن توجه دارند پیامبرانی که در بین خود به دعوت می پرداختند برای این که جواب مخالفان را بگویند می فرمودند: «انی لکم رسول امین؛ من مسلّماً برای شما پیامبری امین هستم.» (شعراء، آیه 107) این سخن نوح است و مشابه این سخن را هود (شعراء، آیه 125 و اعراف، 68) و صالح

    (شعراء، آیه 143) و لوط (شعراء، آیه 162) و شعیب (شعراء، آیه 178) نیز فرمودند.

    و آن جا که حضرت جبرئیل مأمور فرود آوردن وحی بر قلب مبارک پیامبر اسلام گشته است به امانت دار و امین وصف شده است.

    «و انّه لتنزیل ربّ العالمین نزل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین؛(8) مسلماً این قرآن از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است، روح الامین آن را نازل کرده است بر قلب پاک تو تا از انذار کنندگان باشی.»

    در حقیقت جبرئیل که حامل وحی الهی بر قلب پیامبر است باید از ویژگی امانت داری برخوردار باشد تا وحی را سالم و خالی از هرگونه آلودگی به خرافات و اباطیل در اختیار پیامبر قرار دهد.

    در سوره یوسف نیز وقتی عزیز مصر قابلیت و شایستگی حضرت یوسف را در ماجرای تعبیر خواب و سلامت و عفت او را در دورانی که در خانه او بسر می برد و دیگر شرائط او را به عنوان امین یافت و به او پیشنهاد مسؤولیت داد و او نیز مسؤولیت خزانه داری را پذیرفت.(9)

    از این آیات و روایات استفاده می شود که یکی از شرایط پذیرش مسؤولیت اعم از مسؤولیت هدایت و رهبری و مسؤولیت مدیریت و اداره جامعه و مسؤولیت های اجتماعی ویژگی امانت داری است.

    شمول و گستردگی امانت

    در فرهنگ قرآن و اسلام امانت داری محدود به امانت هایی که افراد در اجتماع به کسی می سپرند، نیست و خود امانت محدود به امانت های مادی نیست بلکه امانت داری، هم نسبت به صاحبان امانت و هم نسبت به انواع امانت ها گسترده است از این رو صاحبان امانت گاهی خداست و گاهی پیامبر خدا و گاه مردم و گاه خود انسان و امانت نیز شامل امانت مادی و معنوی و فردی و اجتماعی می شود که به آن پرداخته می شود.

    1 انواع امانت داری نسبت به صاحبان امانت

    امانت داری نسبت به صاحبان امانت حوزه های متعددی دارد

    الف: امانت داری نسبت به خدای متعال

    قرآن کریم انسان را امانت دار الهی می داند و با این ویژگی وی را از دیگر موجودات جهان آفرینش امتیاز بخشیده است «انّا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انّه کان ظلوماً جهولاً؛(10) ما امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم آن ها

    از حمل آن ابا کردند و از آن هراس داشتند، اما انسان آن را به دوش کشید، او بسیار ظالم و جاهل بود.»

    در این که مقصود از این امانت چیست؟ بین مفسران اختلاف است به گفته مرحوم علامه طباطبایی مقصود از امانت هرچه باشد، چیزی است که خدای سبحان آن را به انسان سپرده است تا وی آن را حفظ و سالم به خدای سبحان بازگرداند.(11) اگر مصداق آن امانت عقل باشد که ملاک تکلیف و مناط پاداش و کیفر است باید آن را حفظ کند و از آن برای عبادت خدا و کسب حیات سعادتمندانه اخروی و بهشت استفاده کند و اگر مصداق آن اختیار و آزادی اراده باشد باید آن را در جهت انتخاب صحیح و صراط مستقیم به کارگیرد و اگر مصداق آن ولایت الهیّه و کمال صفت عبودیت باشد که از طریق معرفت و عمل صالح حاصل می شود باید معرفت را تحصیل و عمل صالح را انجام دهد تا آن ولایت الهی در وی تحقق پیدا کند و اگر مراد اعضاء پیکر انسان باشد باید آن را حفظ کرده و در طریق گناه مصرف نکند، همین چشم و گوش و دست و پا و زبان هر یک امانت های الهی هستند که باید از آن در جهت مثبت استفاده کرده و در جهت گناه به کار نگیرد از باب مثال، چشم را از نگاه به حرام و گوش را از شنیدن سخنان حرام و گمراه کننده و زبان را از دروغ و غیبت و مانند آن و دست و پا را از استفاده های ناروا مانند دزدی یا زدن به ناتوان و رفتن به اماکنی که در آن گناه انجام می گیرد حفظ کند و اگر مراد امانت هایی است که مردم از یکدیگر می گیرند. پس از دریافت، آن را حفظ و به صاحبان آن ها برگرداند و اگر مراد واجبات و تکالیف الهی است آن را حفظ و با شرائط آن، آن ها را درست انجام دهد و اگر مراد معرفت الهی است در جهت کسب آن تلاش و کوشش کند و پس از تحصیل آن را حفظ نماید و اگر مراد تعهد و قبول مسؤولیت باشد باید انسان آن تعهد و مسؤولیت را به انجام برساند.

    مرحوم علامه طباطبایی مراد از امانت را ولایت الهی دانسته اند.(12)

    راز امانت داری انسان

    اما این که چرا انسان از بین موجودات جهان هستی این امانت را به دوش کشید آن است که انسان موجودی است با قابلیت های گوناگون و با استعداد فوق العاده که می تواند با شکوفا ساختن آن مصداق کامل خلیفه الهی شود. آدمی می تواند با کسب معرفت و تهذیب نفس و تزکیه روح و تحصیل کمالات در مرحله ای از کمال قرار گیرد که از فرشتگان هم بالاتر رود.

    و همین انسان می تواند با ترک معرفت و تلاش نکردن در جهت تهذیب نفس به گونه ای سقوط کند که نه تنها در حدّ حیوانات بلکه از آن ها نیز نازل تر گردد. آن چه که به انسان این قابلیت را می دهد عقل و اراده و اختیار است که با عقل بشناسد و با اختیار و اراده آن را انتخاب کند و با پذیرش ولایت الهی و خود را تحت تدبیر خدا قرار دادن به اوج قلّه تکامل برسد. اما آسمان و زمین و کوه ها گرچه نوعی معرفت و ذکر و تسبیح و سجده الهی را دارند اما همه این ها به صورت تکوینی است نه با اراده و اختیار. از این رو آن ها تکویناً تحت تدبیر الهی هستند. و چون اراده و اختیار و عقل را ندارند تکلیف و مسؤولیت برای آنها معنی ندارد.

    از این رو انسان امانت الهی را که همان ولایت الهی است با عقل و اراده و اختیار پذیرفت.

    دعوت به پاسداشت امانت الهی

    قرآن نه تنها از امانت دار الهی بودن انسان سخن می گوید، بلکه او را به پاسداشت امانت الهی فراخوانده است و خطاب به مؤمنان فرمود: «یا ایّها الذین آمنوا لاتخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتکم و انتم تعلمون؛(13) ای کسانی که ایمان به خدا و پیامبر آورده اید خیانت نکنید و نیز در امانت های خود خیانت روا مدارید در حالی که می دانید.»

    ظاهراً مقصود از خیانت به خدا و پیامبر آن است که واجبات و محرّمات و برنامه های الهی را ترک نکنید. یعنی فرائض الهی و سنن پیامبر(ص) امانتی است در اختیار مؤمنان که آن ها باید فرائض و واجبات الهی را انجام و سنت های پیامبر را به کارگیرند و ترک آن ها در واقع خیانت به خدا و پیامبر است و به دیگر سخن: هر گناهی از گناهان خواه ترک واجب و خواه انجام حرام، خیانت است از این رو در سوره غافر فرمود: «یعلم خائنة الاعین و ما تخفی الصدور؛(14) خدای سبحان از چشم های خیانت کار و آن چه در دلها پنهان می کنید. آگاه است.» یعنی حُرمت نگاه به نامحرم که از محرمات الهی است اگر نادیده گرفته شود خیانت است. گناهان دیگر نیز خیانت است.

    در هر صورت این آیه مؤمنان را در مرحله اول از خیانت به خدا و در مرحله ثانی از خیانت به پیامبر و در مرحله سوم از خیانت به مردم باز می دارد، معلوم است که امانت خدا دین و آئین و برنامه های او و امانت پیامبر(ص) سنّت های او و امانت مردم مؤمن اموال و اسرار آن هاست.

    ب: پیامبر خدا

    یکی از صاحبان امانت پیامبر خداست که در گفتار پیشین مؤمنان موظف به حفظ امانت پیامبر و ترک خیانت شدند و گفته شد این امانت سنت آن حضرت است اما افزون بر سنت، به مقتضای حدیث ثقلین قرآن و عترت از امانت های پیامبر(ص) نزد مردم است که آن حضرت فرمود: «یا ایّها النّاس فانما انا بشر یوشک ان یأتی رسول ربّی فاجیب و انی تارک فیکم الثقلین اوّلهما کتاب الله فیه الهدی و النور فخذوا بکتاب اللّه و استمسکو به فحثّ علی کتاب اللّه و رغب فیه ثم قال و اهلبیتی اذکرکم اللّه فی اهلبیتی؛(15) ای مردم من میان شما دو چیز گرانمایه به یادگار می گذارم نخست کتاب خدا که در آن هدایت و نور است پس کتاب خدا را بگیرید و به آن تمسّک جویید، پیامبر تشویق و ترغیب فراوانی درباره قرآن فرمودند. سپس فرمود و اهل بیتم را به شما توصیه می کنم که خدا را درباره اهل بیتم فراموش نکنید»(پیامبر سه بار این جمله را تأکید فرمودند) از قرار دادن اهلبیت در کنار قرآن به عنوان دو چیز گرانمایه و سه بار تأکید کردن بر یاد آوردن مسؤولیت الهی در مورد آنان از اهمیت این امانت در کنار قرآن حکایت می کند.

    همین حدیث با عبارتی متفاوت در سنن ترمذی نیز آمده است و در آن فرمود: «و عترتی اهل بیتی» عترت خود را با اهل بیت یکی دانسته است.(16)

    بر اساس این حدیث بر مسلمانان لازم است امانت قرآن را حفظ کرده و در آن خیانت نکنند تا مبادا مشمول خیانت در قرآن شوند که پیامبر اکرم(ص) در مقام شکایت فرمود: «یا ربّ انّ قومی اتخذوا هذاالقرآن مهجوراً؛(17) پروردگارا قوم من قرآن را وا نهادند.» و امانت عترت و اهل بیت را نیز حفظ کنند و حفظ آن به مودّت آنها و تمسّک عملی از آنان است که به عنوان مزد رسالت آن حضرت شمرده شده است چنان چه فرمود: «قل لااسئلکم علیه اجراً الّا المودة فی القربی؛(18) بگو برای آن کار جز دوستی خویشان چیزی از شما طلب نمی کنم.»

    ج: امانت داری نسبت به دیگران

    انسان ها که در جامعه زندگی می کنند و با هم در تعامل هستند از جمله صاحبان امانت هستند که باید در رعایت آن سعی و کوشش کنند و این امانت نیز خود در مصادیق گوناگون است.

    اول: اموال

    اگر فردی مالی را در پیش انسان به امانت بگذارد حفظ آن امانت و استفاده بهینه از آن، مورد تأکید آموزه های اسلامی است قرآن کریم فرمود: «انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل؛(19) خدای سبحان به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبانش بدهید و هنگامی که میان مردم داوری می کنید به عدالت داوری کنید.»

    گرچه در این آیه امانت معنای وسیعی دارد و هرگونه سرمایه مادی و معنوی را شامل می شود و هر مسلمانی وظیفه دارد در هیچ امانتی نسبت به هیچ کس خیانت نکند خواه صاحب امانت مسلمان باشد و خواه غیر مسلمان.

    دوم: امکانات معنوی

    بخشی از امانت هایی که مؤمنان موظف به حفظ اداء آن هستند امانت های معنوی است که از جمله آن ها جان و سلامتی، اسرار مردم، عهد و پیمان و رایزنی در مقام مشاوره است.

    از این رو پیامبر فرمود: کسی که طبابت می کند ولی به این دانش مهارت نداشته باشد هرگاه به جان یا عضوی از اعضای بدن بیمار زیانی رساند ضامن است.(20) و علی(ع) فرمود: «یجب علی الامام ان یحبس الفساق من العلماء و الجهّال من الاطباء و...؛(21) بر حاکم اسلامی واجب است دانشمندان تبهکار و پزشکان فاقد مهارت های لازم (جاهل) را زندانی کند.»

    و در رابطه با حفظ اسرار، پیامبر فرمود: «المجالس بالامانة وافشاء سرّ اخیک خیانة فاجتنب؛(22) مجلس هایی که در آن می نشینی، امانت است و افشای راز برادرت خیانت، پس از آن پرهیز کن.»

    بر اساس این روایت اگر انسانی به تناسب شغلش مثل قضاوت و پزشکی و مانند آن از اسرار مردم آگاه می شود حق افشای آن را ندارد در غیر این صورت مرتکب خیانت شده است.

    امام صادق(ع) فرمود: «المجالس بالأمانة و لیس لاحد ان یحدّث بحدیث یکتمه صاحبه الّا باذنه الّا ان یکون ثقة او ذکراً له بخیر؛(23) مجلس هایی که در آن می نشینی امانت است و برای کسی روا نیست اگر سخنی را که گوینده آن قصد کتمان آن را دارد به دیگران بگوید(که این کار خیانت است) مگر این که خود او اجازه دهد و یا فرد مورد اعتماد باشد و او را به خیر یاد کند.»

    مشورت و رایزنی که در آموزه های اسلامی از اهمیّت خاصی برخوردار است شرائطی دارد که از جمله آن امانت داری است علی(ع) فرمود: «خیانة المتسلم و المستشیر من افظع الامور و اعظم الشرور و موجب عذاب السعیر؛(24) خیانت به فرد تسلیم شده و مشورت کننده از زشت ترین کارها و از بزرگ ترین بدیهاست و موجب عذاب دوزخ می شود.»

    سوم: امانت اجتماعی

    یکی از مصادیق امانت، امانت داری نسبت به حقوق اجتماعی است و آن ها عبارتند از پست و مقام.

    در اسلام پست و مقام به عنوان امانت همگانی به شمار می آید از این رو امیرالمؤمنین (ع) در نامه ای خطاب به فرماندارانش فرمود: «و ان عملک لیس لک بطعمة ولکنّه فی عنقک امانة وانت مسترعی لمن فوقک؛(25) پستی که داری لقمه ای نان نیست بلکه امانتی بر عهده توست. آن که تو را به کار گمارده است نگهبانی امانت را به عهده تو وانهاده است.»

    به مقتضای امانت شمرده شدن پست و مقام، شایسته است افرادی به کار گمارده شوند که شایسته آن پست و مقام باشند یعنی هم از نظر مهارت شایستگی داشته باشند و هم از نظر تجربه و هم از نظر تعهّد و پای بندی به وظائف و اگر پست و مقام به افراد نالایق واگذار شود، خیانت به این امانت اجتماعی است از این رو پیامبر اکرم(ص) در رابطه با افرادی که شایستگی تصاحب پست و مقامی را ندارند. آنان را خیانت کار شمرده است و فرمود: «من تقدم علی قوم من المسلمین و هویری انّ فیهم من هو افضل منه فقد خان اللّه و رسوله و المؤمنین؛(26) کسی که در پذیرش پستی و منصبی از دیگر مسلمانان پیشی بگیرد، در حالی که می داند در میان آنان فردی پرتوان تر وجود دارد به خدا و پیامبر و مردم خیانت کرده است.»

    در سخنی دیگر فرمود: «اگر کسی فرد نالایقی را به کاری وادارد، مرتکب خیانت شده است: «من استعمل عاملاً من المسلمین و هو یعلم انّ فیهم اولی بذلک منه واعلم بکتاب اللّه و سنّة نبیّه فقد خان اللّه و رسوله و جمیع المسلمین؛(27) هر کس فردی از مسلمانان را به کار گیرد حال آن که می داند در میان آنان. افرادی سزاوارتر و آگاه تر به کتاب خدا و سنّت پیامبر(ص) وجود دارد او در حقیقت به خدا و رسول خدا(ص) و تمامی مسلمانان خیانت کرده است.»

    اسرار عمومی

    یکی از امانت های اجتماعی اسرار نظام اسلامی است که اگر کسی آن را افشاء کند خیانت کار است علی(ع) فرمود: «من افشی سرّاً استودعه فقد خان؛(28) هر کس رازی را که به امانت گرفته است فاش کند خیانت کرده است.»

    عوامل و زمینه های امانت

    امانت داری و امانت شکنی مانند دیگر پدیده های اجتماعی عوامل و زمینه های خاص خود را دارد که به برخی از آن ها اشاره می شود.

    1 ایمان

    ایمان که مؤثرترین عامل گسترش ارزش هاست. در گسترش امانت داری نیز تأثیری فوق العاده دارد با وجود این نه به مال کسی خیانت می شود و نه آبروی کسی ریخته می شود از این رو امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «الخیانة دلیل علی قلة الورع و عدم الدیانة؛(29) خیانت گواهی بر کمی ورع و بی دینی است.»

    2 نظارت و کنترل

    نظارت بر امانت هایی که افراد جامعه عهده دار آن هستند موجب فزونی امانت داری می شود از این رو امیرالمؤمنین در عهدنامه اش به مالک اشتر فرمود: «ثم تفقد اعمالهم و ابعث العیون من اهل الصدق و الوفاء علیهم فان تعاهدک فی السرّلامورهم حدوة لهم علی استعمال الامانة و الرفق بالرعیة؛(30)با فرستادن مأموران مخفی راستگو و با وفا، کارهای آنان را زیر نظر بگیر. زیرا بازرسی مدام پنهانی، سبب می شود که آنها به امانت داری و مدارا کردن به زیردستان ترغیب شوند.»

    بنابراین اگر انسانی بخواهد امانت دار باشد باید از درون از ایمان به خدا و قیامت برخوردار باشد تا او را به رعایت و حفظ آن وادار کند و از بیرون نیز باید ناظران، نظارت کنند تا فرد دچار خیانت نشود.

    عوامل و زمینه های بروز خیانت

    کسانی که به سراغ خیانت می روند و از امانت داری سرباز می دارند از درون و بیرون گرفتار عواملی هستند که آن ها را به آن وا می دارد و آن عوامل عبارتند از:

    1 ضعف ایمان و عقیده

    همان گونه که ایمان خاستگاه بسیاری از ارزش ها و از جمله امانت داری است ضعف ایمان و عقیده یا فقدان آن از عوامل بروز خیانت است از این رو پیامبر اکرم(ص) فرمود: «آیة المنافق ثلاثة اذا حدث کذب و اذا وعد اخلف و اذا ائتمن خان؛(31) نشانه منافق سه چیز است آنگاه که سخن می گوید دروغ می گوید و آن گاه که وعده ای می دهد خُلف وعده می کند و آنگاه که امین شمرده می شود خیانت می کند.»

    2 غلبه هوا و هوس و دنیاپرستی

    انسانی که هوا و هوس و دنیاپرستی بر او غلبه می کند و تنها به منافع زودگذر دنیا بیندیشد زمینه برای خیانت را در او فراهم می کند. زیرا این دسته افراد به عواقب خیانت فکر نمی کنند و به فرموده قرآن با غلبه هوا و هوس، پرده ای بر چشم و گوش و عقل آن ها افکنده شده که نمی دانند چه می کنند.

    «افرأیت من اتخذاله هویه واضلّه الله علی علم و ختم علی سمعه و قلبه و جعل علی بصره غشاوة فمن یهدیه من بعد اللّه افلاتذکرون؛(32) آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند با آگاهی او را گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زد و برچشمش پرده ای افکنده است، با این حال چه کسی می تواند غیر از خدا او را هدایت کند آیا متذکر نمی شوید.»

    3 چیره شدن حرص و طمع بر انسان

    انسان حریص و طمّاع نیز مرتکب خیانت می شود، هم در اموال دیگران خیانت می کند و هم در اشتغال به پستی که شایسته آن نیست، حریص است از این رو به جای تلاش و کوشش مستمر و غلبه بر هوا و هوس و کنترل حرص و طمع برای رسیدن به مقصود راه خیانت را در پیش می گیرد.

    راه پیشگیری از خیانت

    برای پیشگیری از وقوع خیانت توسط افراد در جامعه باید به امور ذیل توجه کرد :

    1 تقویت پایه های ایمان

    تقویت پایه های ایمان از طریق شناخت خدا و توکّل و اعتماد بر او و اطمینان به وعده های تخلّف ناپذیر او زمینه را برای وصول به مواهب زندگی از راه مشروع فراهم می کند.

    2 تأمین نیازهای معقول و مشروع

    یکی از عواملی که فرد را به خیانت می کشاند نیازمندی است و اگر مدیران و مسؤولان به نیازهای معقول و مشروع کسانی که تحت مدیریت آن ها هستند توجه کنند و آن را برآورده سازند زمینه خیانت در افراد از بین می رود.

    3 توجه به عواقب شوم خیانت در دنیا و آخرت

    انسانی که بداند خیانت موجب رسوایی در دنیا و سرافکندگی در برابر خلق و خالق و گرفتار شدن به محرومیت های ناشی از رسوایی و سرافکندگی و در نتیجه گرفتار فقر می شود هرگز به آن مبتلا نمی شود و همچنین انسانی که بداند در آخرت گرفتار عذاب الهی خواهد شد از خیانت می گریزد پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اربع لاتدخل بیتاً واحدة منهنّ الّا خرب و لم یعمربالبرکة الخیانة و السرقة و شرب الخمر و الزنا؛(33) چهار چیز است که اگر یکی از آنها در خانه ای وارد شود ویران می گردد و هرگز برکت الهی آن را آباد نخواهد کرد، خیانت، سرقت، شرب خمر و میگساری و زنا.»

    آثار و پیامدهای امانت داری و خیانت

    امانت داری و خیانت دارای آثار و پیامدهایی است که باید به آن توجه کرد:

    1 تقویت ایمان

    یکی از فواید امانت داری تحکیم پایه های ایمان و گسترش دین داری است.حضرت علی(ع) فرمود: «من عمل بالامانة فقد اکمل الدیانة؛(34) کسی که امانت را پاس دارد دین داری را کامل کرده است.»

    و در مقابل آن خیانت سبب سستی ایمان و دین داری است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لیس منا من خان مسلماً فی اهله و ماله؛(35) کسی که به اهل و مال کسی خیانت کند از ما نیست.» و امام علی(ع) فرمود: «جانبوا الخیانة فانها مجانبة الاسلام؛(36) از خیانت دوری کنید چرا که خیانت آدمی را از اسلام دور می کند.»

    2 جلب اعتماد اجتماعی

    یکی از آثار مهم امانت داری جلب اعتماد اجتماعی و در مقابل خیانت سبب زوال اعتماد اجتماعی می شود از این رو امام صادق(ع) به

    عبدالرحمن فرمود: «علیک بصدق الحدیث و اداء الامانة تشرک الناس فی اموالهم هکذا و جمع بین اصابعه؛(37) بر تو باد به راستگویی و اداء امانت تا شریک مال مردم شوی این چنین، هنگامی که این سخن را می گفت، انگشتان خود را به هم جمع کرده بود و به من نشان داد یعنی مانند این انگشتان.»

    3 مایه آرامش روح و فکر

    اگر امانت داری در جامعه ای حاکم شود زمینه های آرامش روح و فکر را برای افراد فراهم می کند و امنیت علاوه بر فرد، جامعه را نیز فرا می گیرد، لقمان به فرزندش گفت: «یا بنیّ ادّالامانة تسلّم لک دنیاک؛(38) پسرم امانت را پاس دار تا دنیای شما سالم و امن باشد.»

    4 جلب دوستی و محبت

    یکی از آثار امانت داری جلب دوستی و محبت در میان افراد است از این رو پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لاتزال امتی بخیر ماتحابّوا و تهادوا و ادوا الامانة و اجتنبوا الحرام...فاذا لم یفعلوا ذلک ابتلوا بالقحط و السنین؛(39) پیوسته امت من در مسیر خیر هستند مادام که به یکدیگر محبت دارند و کمک می کنند و امانت را رعایت می نمایند و از حرام پرهیز می کنند، و هنگامی که این کارها را ترک کنند گرفتار قحطی و خشکسالی می شوند.»

    امام صادق(ع) در حدیثی فرمود: «کل ذی صناعة مضطرّ الی ثلاث خلال یجتلب بها المکسب و هو ان یکون حاذقاً بعمله، مؤدّیاً للامانة فیه مستمیلا لمن استعمله؛(40) هر صاحب صناعتی لازم است سه صفت را داشته باشد که به وسیله آن ها کسب و کار خود را رونق بخشد نخست آن که در کارش ماهر باشد دوم آن که امانت را ادا کند سوم آن که نسبت به کسانی که آن ها را به کار می گیرد عطوف و مهربان باشد.»

    نتیجه گیری

    آن چه از آغاز این گفتار به عنوان یکی از وظائف مؤمنان به آن پرداخته شد رعایت امانت داری و ترک خیانت بود که این دستور اولاً از دستورهای بین المللی اسلام است که نسبت به همه افراد چه مسلمان و چه غیر مسلمان باید رعایت شود و ثانیاً نسبت به صاحبان امانت دارای گستره وسیعی است که هم خدا صاحب امانت است و هم پیامبر و هم مردم که باید آن را ادا کرد و ثالثاً نسبت به مصادیق آن نیز دارای شمول و گستردگی است که برخی مصداق آن

    مادی و برخی معنوی و برخی فردی و برخی اجتماعی است.

    اگر مسلمانان این وظیفه الهی را به درستی به انجام رسانند در دنیا سبب جلب اعتماد اجتماعی و برقراری امنیت و آرامش و جلب محبت و ازدیاد روزی و در آخرت سبب راه یابی به بهشت و استفاده از نعمت های جاودان الهی می شود.

    پی نوشت ها:

    1. سوره مؤمنون، آیه 8.

    2. سوره معارج، آیه 32.

    3. سوره بقره آیه 283، سوره نساء، آیه 58، سوره انفال، آیه 27، سوره احزاب، آیه 72، سوره مؤمنون، آیه 8، سوره معارج، آیه 32.

    4. سوره اعراف، ایه 68، سوره یوسف، آیه 54، سوره شعراء، آیه 193 178 162 143 125 107، سوره نمل، آیه 39، سوره قصص، آیه 26، سوره دخان، آیه 18 و 51؟، سوره تکویر، آیه 21 و سوره تین، آیه3.

    5. اصول کافی، ج 2، حدیث 104.

    6. همان، ص 105.

    7. همان، ص 104.

    8. همان، آیه 194 - 192.

    9. سوره یوسف، آیه 54.

    10. سوره احزاب، آیه 72.

    11. تفسیر المیزان، ج 16، ص 370.

    12. همان، ص 371.

    13. سوره انفال، آیه 27.

    14. سوره غافر، آیه 19.

    15. صحیح مسلم، ج 4، ص 1873.

    16. سنن ترمذی، ج 5، ص 434.

    17. سوره فرقان، آیه 30.

    18. سوره شوری، آیه 23.

    19. سوره نساء، آیه 58.

    20. سنن دارقطنی، ج 3، ص 137.

    21. وسایل الشیعه، ج 27، ص 301.

    22. بحارالانوار، ج 77، ص 89.

    23. اصول کافی، ج 2، ص 660.

    24. عیون الحکم و المواعظ، ص 242.

    25. نهج البلاغه، نامه 5.

    26. الغدیر، ج 8، ص 291.

    27. همان.

    28. شرح غررو درآمدی، ج 5، ص 268.

    29. مستدرک، ج 14، ص 14.

    30. نهج البلاغه، نامه 53.

    31. بحارالانوار، ج 72، ص 204.

    32. سوره جاثیه، آیه 23.

    33. بحارالانوار، ج 76، ص 125.

    34. شرح غرر، ج 5، ص 448.

    35. بحارالانوار، ج 75، ص 172.

    36. غرر، ج 3، ص 361.

    37. فروع کافی، ج 5، ص 134.

    38. بحارالانوار، ج 74، ص 176.

    39. همان، ج 72، ص 115.

    40. همان، ج 75، ص 236.

    منبع مطلب : hawzah.net

    مدیر محترم سایت hawzah.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    تقویت امانتداری مهمترین نیاز جامعه

    می پوشند.»

    عبدالواسع جبلی نیز در این زمینه چنین سروده است:

    بنابراین برای جبران این مشکل اخلاقی در جامعه متولیان امور فرهنگی لازم است قدمهائی برداشته و در حدّ توان و امکانات خود در رفع این خلأ اخلاقی بکوشند تا خدای ناکرده به جائی نرسیم که معروف ها منکر و منکرها معروف شود. ارزش ضد ارزش و خلافکاریها و فریب دادن ها و اختلاس ها به عنوان کارهای مورد پسند و زرنگی و هوشیاری تلقی گردد. اگر ما بتوانیم با تقویت و پرورش امانتداری در وجود افراد تحولی ایجاد کرده و افراد جامعه را زیر پوشش صفات اخلاقی بویژه امانتداری گرد آوریم بسیاری از مشکلات و گرفتاریها، برطرف شده و برخی از مشکلترین پرونده های قضائی دیگر تشکیل نخواهد شد. چرا که اکثر درگیری ها، اختلافات از خیانت در امانت و دروغگوئی ها و تجاوزها به حقوق همدیگر سرچشمه می گیرد. امّا در صورت ایمان به راستی و امانتداری و دانستن فوائد و برکات بی شمار اجتماعی و فردی آن خیلی ها آنرا با جان و دل پذیرفته و به سوی آن متمایل می شوند. در این مقاله تلاش شده برخی از روشهای تقویت امانتداری در افراد جامعه از منظر قرآن و اهل بیت(ع) بررسی شود و به عنوان راهکاری عملی در منظر شیفتگان اهل بیت(ع) قرار گیرد.

    1ـ آشکار ساختن اهمّیت امانتداری

    همچنانکه می دانیم که اشتیاق به چیزی بعد از معرفت و شناخت ارزش آن است و میانبرترین راه برای نشان دادن اهمّیت هر چیزی شناساندن صحیح آن و بیان کردن منافع و فوائد اوست. گذشته از این انسان فطرتاً طالب سود و نفع بوده و تلاش می کند با جلب منفعت و دفع مفسده، عزت نفس خویش را که یک نیاز طبیعی است به دست آورد و در نهایت غریزه کمالجوئی خود را ارضا کند. بنابراین ما می توانیم با ذکر آثار و برکات امانتداری و تأثیر آن، کمال شخصیت انسان و توضیح اهمّیت آن در زندگی افراد و سطح جامعه، مردم را به سوی امانتداری ترغیب نموده و این ویژگی را در وجود آنان تقویت کنیم.

    شواهد فراوانی در سیره و تاریخ ائمه اطهار(ع) و زندگی بزرگان دین در رابطه با این شیوه وجود دارد که ما به برخی از آنان اشاره می کنیم:

    امام باقر(ع) در مورد اهمیت فوق العاده امانتداری می فرماید: «علیکم بالورع والاجتهاد و صدق الحدیث و اداء الامانة الی من ائتمنکم علیها برّاً کان او فاجراً، فلو انّ قاتل علیّ بن ابی طالبٍ(ع) ائتمننی علی امانةٍ لادّیتها الیه؛(1) بر شما باد! پارسائی، تلاش و کوشش، راستگوئی و بازدهی امانت به هر کسی که شما را امین ساخته و امانتی به شما سپرده است شخص نیکوکار باشد یا بدکار، اگر قاتل علی بن ابی طالب (ع) بر من امانتی بسپارد مطمئناً من آنرا برای او باز خواهم گرداند.»

    این بیان شیوای پیشوای پنجم(ع) با استفاده از این شیوه در توسعه و گسترش فرهنگ امانتداری صورت گرفته است. در بعضی از روایات ضمن توصیه به امانت داری و راستگوئی، این ویژگی ارزشمند مهمترین ملاک ارزیابی ایمان و شخصیت افراد قرار گرفته است. امام صادق(ع) فرمود: «لا تغترّوا بصلاتهم، و لا بصیامهم فانّ الرّجل ربّما لهج بالصّلاة و الصوم حتی لو ترکه استوحش ولکن اختبروهم عند صدق الحدیث و اداء الامانة؛ به نماز و روزه افراد فریب نخورید چه بسا برخی از مردم به نماز و روزه عادت کرده و به آن شیفته می شود تا آنجائی که اگر این عادت را ترک کند به هراس می افتد ولی آن ها را با راستگوئی و اداء امانت آزمایش کنید.»

    امام صادق(ع) با این گفتار حکیمانه خویش اهمیت امانتداری و راستگوئی را آن چنان بالا برده که میزان شخصیت، اعتماد کردن و در واقع ملاک سنجش ایمان راستین افراد قرار داده است. زیرا نماز و روزه ظاهری و سایر اعمال عبادی افراد را نمی توان معیار ارزش قرار داد برای اینکه ممکن است بعد از مدتی اینها جزء عادات شخصی وی شده باشد و فرد بدون توجه به روح عبادت آن اعمال را انجام دهد و یا به انگیزه های غیر خدائی به عبادت اشتغال ورزد که هیچگونه تأثیری در تکامل روح و پیشرفت فضائل اخلاقی در انسان ندارد بلکه گاهی عبادت های بی خاصیت افراد تأثیر منفی در نسل جدید می گذارد.

    بنابراین در شناخت ایمان راستین باید به راستگوئی و امانتداری افراد تکیه کرد. در همین رابطه امام جواد(ع) از امیرمؤمنان (ع) نقل فرمود که: «لاتنظروا الی کثرة صلاتهم و صومهم و کثرة الحجّ و المعروف وطنطنتهم باللیل، انظروا الی صدق الحدیث و اداء الامانة؛(2) نگاه نکنید به بسیاری نماز و روزه افراد یا اینکه زیاد به حج می روند و در ظاهر کارهای نیک انجام می دهند و شبها دعا و زمزمه دارند (این اعمال شما را فریب ندهد) شما فقط دقت کنید به راستگوئی و اداء امانت آن ها». با توجه به این سخنان ارزنده ما باید افراد جامعه خود را از اهمیت این خلق پسندیده در نزد خداوند و رهبران الهی آگاه سازیم و همچنین به کارگماری افراد و سپردن مسئولیت ها را با توجه به این معیار انجام دهیم و گرنه ممکن است در جامعه ما افرادی پیدا شوند که در مراسم مذهبی شرکت می کنند، به دین داری تظاهر نمایند در حج رفتن پیشقدم بوده و بارها مشرف شوند امّا در راستگوئی و امانت پردازی دچار مشکل باشند و نتوانند از عهده برآیند: البته امانتداری از منظر امام صادق(ع) سه مرحله دارد که باید یک شخص امین در هر سه مرحله موفق باشد و گرنه نمی توان به وی امین و امانتدار راستین اطلاق کرد. آن حضرت فرمود: «لایکون الامین امیناً حتّی یؤتمن علی ثلاثةٍ فیؤدّیها: علی الاموال و الاسرار و الفروج، و ان حفظ اثنین و ضیّع واحدةً فلیس بامینٍ؛(3) کسی را نمی توان امین دانست تا اینکه در سه مورد امانتداری خود را نشان دهد: در حفظ اموال، حفظ اسرار و حفظ ناموس اگر چنانکه دو مورد را مراعات کند اما در یکی بلغزد او امین نخواهد بود.» ناگفته نماند که این مراحل به ترتیب درجات امانتدار را نشان می دهد زیرا امانتداری در اموال آسانتر از اسرار است و این دو آسانتر از امانتداری در ناموس است.

    این همه اهتمام و توجه ویژه به مقوله امانتداری در سیره اهل بیت(ع) اگر به عموم بیان شود. می تواند در پایداری و تقویت این روحیه والا آحاد مردم را یاری کند.

    آیا می دانید مهمترین عاملی که سبب شد علی(ع) در نزد پیامبر(ص) به آن مقامات عالیه دست یابد چه بود؟ امام صادق در پاسخ به این پرسش فرمود: «فانّ علیاً(ع) انّما بلغ ما بلغ به عند رسول اللّه (ص) بصدق الحدیث و اداء الامانة؛(4) همانا علی(ع) به آن مقامات عالی در نزد رسول خدا با راستگوئی و اداء امانت نائل شد».

    2ـ یاد آوری فوائد و برکات

    بیان فوائد بیشماری که برای امانتداری ذکر شده تأثیر فراوانی در تقویت روحیه امانتداری در افراد دارد. به عنوان نمونه رسولخدا(ص) در این زمینه فرمود: «الامانة تجلب الغنی؛حفظ و اداء امانت موجب جلب ثروت می شود.» آن حضرت با این بیان شیوا یکی از فوائد امانتداری را بیان کرده و مردم را به سوی آن ترغیب می کند. البته علت این قضیه روشن است اگر فردی امین و درستکار باشد مردم به آنها اعتماد می کنند و در اثر اطمینان و اعتماد مورد توجّه خلق قرار می گیرند و مردم کارهای خود را به آنان واگذار کرده و کار و زندگی شان رونق می گیرد.

    در این زمینه می توان با استفاده از آیات و روایات متعدد و خاطرات و نظرات بزرگان دین و تجربیات شخصی آثار و فوائد بیشمار امانتداری را بررسی کرده و به مسئولین، مدیران، جوانان، زنان و مردان جامعه اسلامی بیان کرده و توضیح داد.

    آنچه از بررسی روایات بر می آید برخی از فوائد امانت داری عبارتند از: حاکم شدن فضای اعتماد به همدیگر، گسترش امنیت و آسایش در جامعه، تحکیم جایگاه اجتماعی افراد، داشتن زندگی شاد و نشاط آور، کامل شدن ایمان و فضائل اخلاقی، محبوبیت نزد خداوند متعال، رسیدن به سرچشمه فضائل، تقویت احساس اعتماد به نفس و آرامش وجدان، هماهنگی با انبیاء و اولیاء، مأیوس شدن شیطان، امنیت در روز قیامت، ایجاد وحدت و همدلی.(5)

    اساساً بدون شناخت منافع و آثار یک عمل خیر انجام آن غیر مقدور است زیرا انسان انگیزه و محرّکی برای آن نخواهد داشت. مولای متقیان فرمود: «من لم یعرف منفعة الخیر لم یقدر علی العمل به؛(6) هر کس بهره های اعمال نیک را نداد برای انجام آن قادر نخواهد بود.

    برای توضیح بیشتر نقل خاطره ای از سیره تربیتی امام صادق(ع) در این زمینه مناسب می نماید:

    عبدالرحمن بن سیابه کوفی می گوید: موقعی که پدرم از دنیا رفت، یکی از دوستانش برای تسلیت به منزل ما آمد و پس از تفقد و دلداری، از وضع مالی ما جویا شد. برایش توضیح دادم که پدرم هنگام مرگ مالی بجای نگذاشت و ما هم اکنون دست خالی هستیم. او هزار درهم به من داد و گفت: با این پول، خرید و فروش کرده و از منافعش مخارج زندگی را، تأمین نماو در حفظ و نگهداری اصل آن مراقبت کن!

    من بی اندازه از اقدام به موقع آن مرد مسرور شدم و نزد مادرم دویدم و گشایشی را که خداوند برایمان فراهم نموده بود برای او گفتم و شب را با خوشحالی تمام بسر بردیم. روز بعد بازار رفتم و به شخصی که با پدرم سابقه رفاقت داشت مراجعه کردم. او برای من مقداری کالای تجارتی و و پوشاک خرید و من در مغازه ای آنها را در معرض فروش گذاشتم. خریدو فروش لباس ادامه یافت و من به فضل الهی از این راه سود کلانی بردم و کارم رونق گرفت. موسم حج فرا رسید و شوق زیارت خانه خدا و انجام مناسک حج در دلم افتاد، مادرم را از نیت خود با خبر کردم. او گفت: پسرم! تو قبل از سفر حج وظیفه مهمتری داری که باید انجام دهی و آن این است که هزار درهم امانت آن مرد را به او برگردانی و خود را از بدهکاری مردم نجات دهی. من آن پول را آماده کردم و نزد او رفته و امانت را به صاحبش تسلیم نمودم. گفت: چرا پول را بر می گردانی؟ اگر مقدارش کم است بر آن بیفزایم؟ گفتم: نه. قصد سفر حج دارم و خواستم امانت ترا قبل از سفر رد کرده باشم، صاحب پول آنچنان خوشحال شد که گویا من آن مبلغ را از جیب خودم به وی بخشیدم. آنگاه به تهیه مقدمات سفر پرداخته و قدم در راه خدا نهادم.

    پس از انجام مناسک، به مدینه رفته و به محضر امام صادق(ع) شرفیاب شدم. گروه بسیاری از مردم در اطراف آن حضرت گرد آمده و مسائل خود را از حضرت می پرسیدند.

    من که جوانی نورس بودم پائین مجلس نشستم. هنگامی که مجلس خلوت شد، امام(ع) به من اشاره کرد و من نزدیک رفتم.

    از من پرسید: آیا کاری داری؟ خودم را معرفی کردم. از پدرم سؤال کرد: گفتم: وفات کرد! حضرت ناراحت شد فرمود: خدایش رحمت کند، آیا ثروتی برای تو باقی گذاشت؟ گفتم، نه. پرسید: پس مخارج حج را از کجا آوردی؟ من نیز داستان آن مرد نیکوکار و تجارت خود را برای امام (ع) شرح دادم، پیش از آنکه سخنان من تمام شود، حضرت با نگرانی پرسید: با پول امانتی آن مرد چه کردی؟ گفتم: آنرا به او رد کردم. فرمود: احسنت! کار خوبی کردی! می خواهی ترا نصیحتی بکنم؟ گفتم: بله، فدایت شوم. فرمود: بر تو باد راستگوئی و امانتداری! انسان راستگو و امانتدار شریک مال مردم است. آنگاه انگشتان دستانش را درهم داخل کرد و فرمود: این چنین!(7)

    عبدالرحمن بن سیابه در ادامه می افزاید: بعد از آن من سفارش امام(ع) را به کار بستم و تا الآن (آنچنان وضع مالیم خوب شده است که) سیصد و شصت هزار درهم حقوق مالی و وجوهات شرعیه پرداخته ام.(8)

    پیشوای ششم در این روایت، علاوه بر اینکه، این جوان کوفی را بخاطر امانتداری ستوده و تشویق می کند، برای شناساندن و تقویت امانتداری در وجود او، ضمن توصیه به این خصلت زیبا، آثار و برکات آنرا نیز بر وی یادآور می شود تا او با آگاهی بیشتری به سمت امانتداری متمایل شود. همچنین مادر این جوان نیز که در تحریک و ترغیب فرزندش به ادای حقوق مردم پافشاری کرده و قاطعیت نشان می دهد در این زمینه سرمشق مناسبی برای پدران و مادران و مسئولین است. گذشته از اینها، بازگرداندن سپرده های مردم در هنگام مسافرت که به پیروی از سیره اهل بیت (ع) انجام یافته ـ بویژه آنکه امام(ع) با نگرانی از او می پرسد:

    وقتی به سفر آمدی با آن ودیعه چه کردی؟ ـ یکی دیگر از پیامهای تربیتی اهل بیت (ع) به آحاد مردم بویژه بر متولیان امر می باشد. افزون بر اینها در این روایت پرداختن وجوهات شرعیه مورد توجه قرار گرفته که یکی دیگر از اقسام امانت داری است.

    3ـ آموزش عملی امانتداری

    در میان شیوه های تربیتی آموزش عملی بهترین و موفقترین طریقه تعلیم و تربیت است. پند و اندرزی که از راه گوش ما به قلب انسان راه می یابد قطعاً مؤثر است ولی اثرش محدود و موقتی است، بدین جهت اگر مبلغ و مربی به موعظه تنها اکتفاء کند و گفته هایش در عمل او محسوس نباشد تأثیری بر مخاطب نخواهد داشت. ولی اگر او گفتارش را در رفتار نشان دهد اثری عمیق و ماندگار در دلهای مخاطبان گذاشته و مؤثرترین انگیزه را برای عمل ایجاد خواهد کرد. راز موفقیت رسول اکرم(ص) و پیشوایان معصوم(ع) در تربیت انسانها را باید در همین حقیقت جستجو نمود. پیامبر اسلام (ص) قبل از بعثت در مکه در اثر عملکرد شایسته خویش، به لقب «امین» شهرت یافت و یا در سخت ترین بحران های زندگی اش که حتی جانش در خطر بود و می خواست به سوی مدینه مهاجرت کند، علی(ع) را مأمور نمود که امانتها را به صاحبانش برگرداند، گرچه آنان دشمن او بودند، قرآن از پیامبران بزرگ الهی به عنوان امین یاد می کند.(9) و بالاخره نمونه های فراوانی در سیره عملی اهل بیت(ع) در این زمینه وجود دارد، که ما را به این واقعیت رهنمون می شود. بنابراین سرمشق عملی بودن رهبران جامعه، مدیران ارشد، مربیان، معلمان چنین تأثیر ماندگاری در تقویت روحیه امانتداری در افراد دارد.

    ما فقط به نقل دو نمونه از سیره عملی رسول اکرم(ص) در زمینه پاسداری از امانت بسنده می کنیم:

    1ـ پیامبر اکرم (ص) دوران جوانی را قبل از بعثت می گذراند و هنوز با خدیجه ازدواج نکرده بود که به عنوان وکیل با اموال خدیجه یک سفر تجارتی به سوی شام رفت. قبل از سفر خدیجه کسی را به دنبال آن حضرت فرستاد که: راستگوئی، امانت داری و اخلاق پسندیده ات توجه مرا جلب کرده است من حاضرم دو برابر آنچه به دیگران می دادم، به تو بدهم و دو غلام ویژه خود را با تو همراه خواهم کرد که در تمام مراحل سفر در تحت فرمان تو باشند.

    پیامبر(ص) این پیشنهاد را پذیرفت و به همراه کاروان به شام رفت. سفر پایان یافت و همگی اهل کاروان با سودی سرشار و بی سابقه به مقصد رسیدند. خدیجه در مورد وکیل جوان و امین قریش از غلام خود سؤال کرد. او نیز وقتی از کرامات، صفات برجسته و پسندیده و امانتداری حضرت محمد(ص) به خدیجه گزارش داد خدیجه گفت: میسره! کافی است علاقه مرا به محمد(ص) دو چندان کردی. برو من تو و همسرت را آزاد کردم.(10)

    2ـ در ماجرای هجرت پیامبر(ص) از مکه به سوی مدینه حضرت رسول(ص) علی (ع) را در مکه گذاشت که امانتها و سپرده های مردم را ادا کند زیرا قریش آن حضرت را پیوسته در جاهلیت به امانتداری و راستگوئی می شناختند و او را محمد امین می گفتند و امانت های بسیاری به آن حضرت می سپردند و هم چنین در موسم حج در مکه زائران حرم امانتهای خویش را نزد آن حضرت به ودیعه می سپردند و بعد از بعثت نیز این برنامه ادامه داشت برای همین به علی (ع) در هنگام هجرت فرمود: صبح و شام در ابطح ندا کن و با صدای بلند بگو: هر کس نزد محمد(ص) امانتی به ودیعه نهاده بیاید و از من بگیرد و امانتهای مردم را در ملأ عام و آشکارا به آنان تحویل ده زیرا تو جانشین من هستی.(11)

    علی(ع) نیز به نقش عملی مربی گرانقدرش حضرت رسول خدا(ص) مباهات کرده و می فرماید: «یرفع لی فی کلّ یومٍ علماً من اخلاقه و یأمرنی بالاقتداء به؛ آن حضرت برای من هر روز از سجایای پسندیده خود پرچمی می افراشت و امر می فرمود، عملاً از اخلاق آن حضرت پیروی کنم.(12)

    پرورشهای عمیق و عالمانه و عملی رسول اکرم(ص) تمام استعدادهای نهانی وجود مقدس علی(ع) را شکوفا نموده و در مدت کوتاهی به عالی ترین مدارج انسانیت رسانید و این گویای تأثیر شگرف رفتار بزرگان، رهبران و مربیان جامعه در اعمال و رفتار آحاد مردم و جوانان و نوجوانان می باشد. یکی از بزرگان در ضمن سخنانی که خطاب به مبلغان و مربیان ایراد می کرد چنین گفت: اگر شما یک ماه تمام در رابطه با یک موضوع اخلاقی صحبت کنید و تمام جوانب و زوایای آنرا بررسی و موشکافی نموده و با شکلی زیبا و سخنانی شیوا بر مخاطبین عرضه کنید در مدت کوتاهی تمام گفته های شما و یا اکثر سخنانتان از حافظه شنونده گان پاک می شود اما در طول این مدت اگر یک عمل مثبت و یا منفی قابل توجه از شما سر بزند آن عمل تا مدتهای مدید در خاطر آنان باقی خواهد ماند.

    4ـ شناساندن اسوه های امین

    تأثیر الگو و نقش پذیری انسان از وی یک امر طبیعی است که از غریزه تقلید سرچشمه می گیرد. حس تقلید یکی از نیرومندترین غرایز بشری است که در طبیعت هر انسانی به ودیعت نهاده شده است و در صورت هدایت صحیح آن می تواند دستاوردهای ریشه دار و سودمندی را برای شخص در پی داشته باشد. در حقیقت وجود غریزه تقلید زمینه ساز تأثیر الگوها و اسوه هاست.

    از شاخص ترین ویژگیهای مکتب تربیتی اسلام ارائه الگوهای کامل و بی عیب و نقص برای پیروان خود می باشد که آنها را می توان مظهر جلال و جمال و کمال حضرت حق قلمداد کرد. در همین راستا یکی از شیوه های تربیتی قرآن شناساندن اسوه و سرمشق می باشد. بر خلاف سایر مکاتب تربیتی و مادّی که در آن مدل روشن و کاملی از انسانهای خودساخته و ایده آل برای عرضه به مردم وجود ندارد. از منظر آئین وحیانی اسلام رسول اکرم(ص) بارزترین الگوی کامل و تمام عیار برای مسلمانان می باشد و خداوند در این زمینه فرمود: «لقد کان لکم فی رسول اللّه اسوةٌ حسنهٌ؛(13)مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا(ص) سرمشق خوبی است.»

    هر چقدر مسلمانان بیشتر از آن حضرت پیروی کنند و در اخلاق و رفتار و کردار از آن بزرگوار تأسّی جویند بیشتر به کمالات نزدیک خواهند شد. یکی از مهمترین ویژگیهای رسول خدا(ص) امانتداری وی است که دوست و دشمن آنرا پذیرفته بود. او در امانتداری نه تنها سرمشق مسلمانان بلکه الگوی همه انسانها بود. رسول خدا نه تنها خود چنین بود بلکه یاران خویش را نیز با این ویژگی ارزش داده و برای امور مهم برمی گزید و امانتداری و صداقت را در سرلوحه برنامه هایش قرار داده بود. به همین جهت امام صادق(ع) در پیام خود به عبداللّه بن ابی یعفور به این نکته تأکید کرده و فرمود: ای عبداللّه! دقت کن در آن چیزی که حضرت علی(ع) را در نزد رسول خدا(ص) سرافراز کرد و به آن مقامات عالی رسانید، پس تو هم آنها را برای خودت لازم بدان و شخصیت خویش را به آن صفات زیبا بیارای! بدان! مطمئنّاً علی (ع) در نزد پیامبر(ص) به آن درجه و عظمت نرسید مگر با راستی و امانتداری.(14)

    گذشته از این می توان برای ترویج و تقویت امانتداری نمونه های عینی و ملموس را از عصر خود شناسائی کرده و معرفی کنیم. هر کجا فردی امین و درستکار باشد او را به دیگران شناسانده و خصلت های نیکویش را بستائیم. خاطرات، و داستانها و هرگونه مطالبی را در این زمینه منتشر سازیم. در قرآن حضرت یوسف و حضرت موسی و سایر پیامبران الهی را با صفت امین در ناموس و اسرار و اموال ستایش کرده و با روشنترین عبارات معرفی می کند. زندگی ائمه اطهار(ع)، یاران شایسته آن بزرگواران، علمای صاحب نفس، عرفای برجسته و انسانهای پاک و وارسته در هر عصر و زمانی می تواند مطرح شده و سرمشق دیگران باشد. گاهی نیز می توان با ارائه نشانه ها و علامت های انسانهای وارسته آنها را شناساند. روزی پیامبر اکرم(ص) رو به مردم کرده و فرمود: آیا می خواهید مؤمن واقعی را بشما معرفی کنم؟ مؤمن کسی است که انسانهای با ایمان او را بر جان و مال خود امین بدانند.(15)

    5 ـ تشویق و تکریم انسانهای امین

    تشویق در روح و جان آدمی اثر فوق العاده و معجزه آسائی دارد و او را در انجام کار مصمم تر می کند چرا که هر انسانی طبعاً خودش را دوست دارد و احترام و قدرشناسی دیگران عزت نفس او را تقویت کرده و از ته دل مسرور می سازد. این شیوه محرکی بسیار قوی برای رساندن افراد تشویق شده به سوی اهداف مطلوب می باشد. آری تکریم و تشویق، افراد را در مداومت آن عمل به شوق می آورد و او را ناخواسته به سوی تکرار عمل می کشاند. در مقابل ناسپاسی، دلسردی و یأس بدنبال دارد. علی(ع) می فرماید: هرگز نیکوکار و بدکار در نزد تو یکسان نباشند زیرا چنین روشی نیکوکار را در کار نیک بی رغبت کرده و بدکار را به سوی کار بد سوق می دهد.(16) تجربه نشان داده است که هرگاه متولیان و دست اندرکاران جامعه در مقابل فردی که فعالیت های دلسوزانه و مخلصانه انجام می دهد بی تفاوت باشند و عمل نیک وی را مورد ستایش و تحسین قرار ندهند او برای ادامه فعالیت های دلسوزانه کمتر علاقه نشان می دهد و یا مأیوس می شود.

    از منظر اسلام اصل تشویق و تنبیه به عنوان یک اصل مسلّم تربیتی پذیرفته شده است و اساساً وجود بهشت و جهنم، انذار و تبشیر پیامبران و آیه های مربوط به پاداش و کیفر، وعده و وعیدهای شوق انگیز و هراسناک و سایر موارد جلوه هائی از تشویق و تنبیه است.

    خداوند متعال حضرت یوسف(ع) را به خاطر امانتداری و حفظ ناموس مردم در نوجوانی، تشویق و ستایش می کند و او را با صفات زیبای "امین"، "محسن"، "متقی" و "مخلص" تحسین کرده و علاوه بر اعطای حکومت دنیوی، وعده پاداش نیک اخروی و فضل و رحمت الهیه به وی مقرر داشته و دوازدهمین سوره قرآن را به تمجید و تکریم از آن شخصیت وارسته و امین اختصاص داده است. امام صادق(ع) نیز عبدالرحمن بن سیابه را بخاطر ادای امانت تشویق و تحسین نمود. در هر صورت برای تقویت روحیه امانتداری در افراد، جوانان، مسئولین و سایر رده های اجتماعی بهتر است از این شیوه قرآنی بهره بگیریم. بدون تردید تشویق کارگزاران امین، متصدّیان درستکار و مدیران و مجریان و کارگران و کارفرمایان و سایر آحاد مردمی که امانتداری خود را به نوعی در جامعه ثابت کرده اند نتایج خوب و ثمر بخشی را به دنبال خواهد داشت.

    6ـ استفاده از هنر

    انسان طبیعتاً از هنر لذت می برد و از شیوه های متنوع و جدید نیرو می گیرد، چه زیباست برای انتقال و آموزش صفات نیک از روشهای هنری و القاءات غیر مستقیم بهره گیریم. به کارگیری هنر و شیوه های جدید عصر در قالب فیلم، کارتون، تآتر، نقاشی، خط، مسابقه، معمّا، شعر، سرود، خاطره، قصه، برنامه های رایانه ای و...می تواند ما را در ترویج آموزه های اخلاقی و دینی یاری کند. اگر بجای این همه برنامه های بی خاصیت و گاهی زیانبار هنری، تلویزیونی و سینمائی، بازیگران و هنرپیشه ها در نقش انسانهای امین و درستکار البته با پشتوانه ای قوی و...عمل کنند یقیناً در تمام مردم بویژه در نسل جدید نفوذ خواهند کرد و ویژگی های اخلاقی و معنوی را خواهند پذیرفت.

    این برنامه های هنری، اگر با سوژه های مثبت و با شیوه های صحیح تربیتی تنظیم و اجرا گردد، ضمن بیان وقایع تاریخی، معرفی زندگی و شخصیت افراد صالح، آشکار ساختن آثار سوء انحرافات و کجرویهای افراد خائن و منحرف، روح و قلب مخاطبان خود را تسخیر کرده و تا عمق حوادث وقایع آنان را با خود همراه می کند و با همین شیوه می توان الگوهائی ملموس و محسوس از افراد امین در اذهان مخاطبان مجسم ساخته و گفتار و رفتار آنان را سرمشق قرار داد.

    در فرهنگ اسلامی برای تربیت افراد استفاده از خلاقیت های هنری و روش های غیر مستقیم جایگاه ویژه ای دارد. بخش اعظمی از تربیت های قرآنی با بهره گیری از هنر قصه، تمثیل، موزون و همگون بودن آیات ـ که جذابیت ویژه ای برای خواننده و شنونده دارد ـ حرکات نمایشی(مانند داستان آموزش خاک سپاری جنازه هابیل برای قابیل توسط حرکت نمایشی دو کلاغ و یا مرافعه نمایشی دو فرشته در پیش حضرت داوود(ع)) شیوه سؤال و جواب و سایر روشهای هنری بیان شده است.

    خداوند متعال تأثیر هنر در انحراف مردم را در قرآن کریم بیان کرده و به آثار سوء خیانت سامری که با یک هنرنمائی (مجسمه سازی) همراه بود اشاره می فرماید و همچنین با نقل قصه های شیرین و جذّاب به فوائد و آثار امانتداری و عواقب زشت خیانت در امانت می پردازد.

    حضرت امیر مؤمنان علی(ع) در برابر خواست نامشروع برادرش عقیل، که از آن حضرت تقاضا می کرد مقداری گندم از بیت المال مسلمانان به صورت غیر قانونی به او بدهد و در امانت مردم خیانت کند؛ میله ای آهنی داغ کرده و به دست او نزدیک نمود. آنگاه که او حرارت آتش را احساس کرد بانگ ناله اش بلند شد. امام (ع) به او فرمود: «اتئنّ من حدیدةٍ احماها انسانها للبعه و تجرّنی الی نارٍ سجرها جبّارها لغضبه؛(17)آیا تو از آهن پاره ای که آدمی آنرا برای بازی خود (در ضمن یک حرکت نمایشی) سرخ کرده ناله می کنی؟ و مرا بسوی آتشی که خداوند قهار آنرا از روی خشم خویش افروخته، می کشانی؟! و بدین ترتیب آثار خیانت را عملاً به او فهمانید.

    7ـ تکرار و مداومت

    اهمیت تکرار و دوام پی گیری در یک برنامه ترتیبی و پرورش اخلاقی و رشد خصلت های نیک، در نهاد انسانها بر کسی پوشیده نیست. در بیان فرق میان تعلیم و تربیت گفته اند: که در تربیت،تکرار و ممارست یک اصل اجتناب ناپذیر است. تکرار موجب می شود تا خصلت های پسندیده ای که مورد نظر مربّی است در عمق جان مخاطب نفوذ کرده و به صورت یک عادت و ملکه درآید.

    برای ترویج امانتداری لازم است که این موضوع در رأس برنامه های تبلیغی، فرهنگی قرار گیرد، موضوعات امانتداری پی گیری شود و پیامها و برنامه های مربوطه به صورت مداوم تکرار شود.

    در برنامه آموزشی و تربیتی پیشوایان دین ما این شیوه به صورت گسترده ای مورد بهره برداری قرار گرفته است، دستورات اکید به مداومت در نماز و روزه و بطور کلی انجام دائمی تکالیف شرعیه، توصیه و ترغیب به تلاوت مکرر قرآن، تکرار برخی آیات بیش از سی مرتبه و توصیه به زنده نگه داشتن ایام اللّه، یاد و نام و خاطره اهل بیت(ع) (بویژه عزاداری امام حسین(ع)) ترغیب به زیارت های مکرر، دعاها و مراسم های مذهبی،ممارست به کارهای پسندیده و صفات نیکو، نمونه هائی از روش تکرار در فرهنگ اهل بیت(ع) است. آنان برای عمق بخشیدن به روحیه امانتداری در روح و جان مسلمانان با پیامهای متعدد بیان فوائد و برکات آن سعی می کردند که آنرا به صورت یک عادت در وجود افراد در آورند. تکرار موضوع امانت و امین در آیات قرآن و صدور اخبار و احادیث فراوان که موجب فتح بابی در متون روائی و فقهی شده است، نشانگر بهره مندی پیشوایان معصوم ما از شیوه تکرار و مداومت می باشد.

    1. تحف العقول، ص 299.

    2. وسائل، ج 19، ص 69.

    3. تحف العقول، ص 316.

    4. وسائل الشیعه، ج 19، ص 67.

    5. تفصیل این بخش را در مقاله آثار امانتداری از نگارنده می توانید مطالعه کنید.

    6. غررالحکم، حدیث 9009.

    7. الکافی، ج 5، ص 134.

    8. بحارالانوار، ج 47، ص 384.

    9. انی لکم رسول امین، این آیه شریفه مکرر در مورد پیامبران الهی در قرآن بیان شده است.

    10. فروغ ابدیت، ج 1، ص 190.

    11. حیوة القلوب، ج 2، ص 461.

    12. حلیه الابرار، ج 2، ص 30.

    13. سوره احزاب، آیه 21.

    14. وسائل الشیعه، ج 19، ص 67.

    15. اصول کافی، باب مؤمن و علاماته، ح 19.

    16. نهج البلاغه، عهدنامه مالک اشتر.

    17. نهج البلاغه، خطبه 224.

    منبع مطلب : hawzah.net

    مدیر محترم سایت hawzah.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 2 ماه قبل
    0

    تحقیق درباره اثار ونتایج امانت داری در تولید در ارتباط با خدا

    مهدی 12 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید