توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    ارایه های ادبی درس پنجم فارسی ششم

    دسته بندی :
    1. اسک 98
    2. مطالب سایت
    1652بازدید

    ارایه های ادبی درس پنجم فارسی ششم را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    باغچه کوچک

    معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم فارسی ششم

    در این مطلب ما برای شما تمام کلماتی را که به نوعی در ارتباط با درس بودن تحت عنوان معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم آماده کرده ایم که شما میتوانید با مطالعه ی آن ها تدریس بهتر و غنی تری را ارائه دهید.

     معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم فارسی ششم

    معنی واژه ها، به ترتیب سطرها و بیت ها
    هفت خان: نام هفت مرحله از جنگهای رستم
    رخش: اسم اسب رستم؛ در لغت به معنی رنگ سرخ و سفید مخلوط شده است.

    مرحله: فاصلهی بین دو منزل که مسافر طی میکرده است، قسمت
    زابلستان: نام شهری در استان سیستان و بلوچستان

    اهریمن: شیطان و ابلیس
    قوی پنجه: زورمند، توانا

    کیکاووس: پادشاه نادان و بیارادهی ایرانی
    سخت: پُر از رنج و زحمت

    دیوان: جمع دیو، موجودات خیالی و ترسناک
    تیمار کردن: مراقبت کردن، خدمت کردن، رسیدگی به آب و خوراک حیوان.

    رهایی: آزادی
    نخجیر: شکار، حیوانی را که شکار کنند.

    در ادامه شاهد معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم از کتاب فارسی ششم ابتدایی خواهید بود.

    بند: طناب، ریسمان، اسارت
    فرجام: پایان، آخرکار، عاقبت کار

    اژدها: جانور افسانهای بزرگ به شکل سوسمار که اغلب دو سر دارد.
    دیده: چشم

    پیکار: جنگ
    پرخاش: جنگ و ستیزه جویی، دُرشتی

    نبرد: جنگ
    سُم: قسمت انتهایی انگشتان حیوانات که مثل کفش برای آنهاست.

    چاکچاک: پاره پاره
    آذر گُشسب: آتش تند و تیز، در شاهنامه کنایه از هرچیز مورد نیایش آمده و نیز اسم یکی از پهلوانان است.

    سهمگین: خوفناک، ترسآور، ترسناک
    یال: موهای بلند پشت گردن اسب

    بَر: سینه، تن
    دلیر: شجاع، در اینجا همان رستم است.

    معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم

    بدینسان: به اینگونه
    هفت « دیو سپید: در خان هفتم که رستم و اولاد به محلّ زندگی دیو رسیدند، رستم دست و پای » کوه اولاد دیو را بست و سپس به غار حمله کرد و دیو سپید را از پا درآورد.

    قصد: خواست و اراده برای انجام کاری
    ز بهر: به خاطر

    حیله: مکر و فریب
    نیایش: راز و نیاز کردن با خداوند

    چیره: غالب: پیروز (چیرگی: پیروزی)
    داور: انصاف دهنده، خدای تعالی

    خم: در این درس به معنی حلقهی طناب
    دادگر: کسی که با عدالت رفتار میکند.

    کمند: طناب، بند، ریسمان
    گُردی: پهلوانی، دلیری

    سعی کنید معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم را به صورت یکجا به دانش آموز ارائه نکنید و آن ها را راهنمایی کنید تا به بهترین شیوه نسبت به پیدا کردن معانی کلمات جستجو نمایند.

    بیم: ترس
    اُولاد: نام دیوی است که در خان پنجم، رستم با وی و سپاهیانش مواجه میشود و آنها را تا رو مار میکند.

    دستگاه: شکوه، قدرت، عظمت
    ارژنگ دیو: نام یکی از سرداران دیو سپید است. ششمین خان رستم، جنگ با ارژنگ دیو است.

    معنی جمله ها
    از هفت خان رست گذشته است معنی: به کنایه: توانسته است، مراحل دشواری را پشت سر بگذارد و به موفقیّت برسد.

    دیوها را از پای درمیآورد.
    معنی: به کنایه: دیوها را نابود میکرد.

    رخش به تنگ میآید.
    معنی: به کنایه: رخش، خسته میشود.

    معنی بیت های درس هفت خان رستم فارسی ششم

    بیت ۱ : خروشید و جوشید و برکَند خاک زسُمّش زمین شد همه، چاک چاک
    معنی: رخش، شیهه کشید و جَست و خیزکُنان، از شدّت خشم با ضربههای سُمّش، زمین را پاره پاره کرد.

    نکته ی آرایه ای: در این بیت مبالغه به کار رفته است: در خشم رخش، اغراق شده است.

    بیت ۲ : بزد تیغ و بنداخت از بَر، سرش فرو ریخت چون رود، خون از بَرش
    معنی: رستم با شمشیر، سرش را از تن جدا کرد و خونِ فراوانی از تن اژدها جاری شد.

    نکته های آرایه ای: تشبیه: خون: مشبّه و رود: مشبّهٌبه / در ریخته شدن خون، مبالغه شده است.

    بیت ۳ : بینداخت چون باد، خَمّ کمند سر جادو آورد ناگه به بند
    معنی: رستم با سرعت بسیار، طناب را به طرف جادوگر پرتاب کرد و سرش را با ریسمان بست و او را اسیر کرد.

    نکته های آرایه ای: چون باد ← تشبیه / کنایه در سرعت بسیار دارد و مبالغه شده است.

    بیت ۴ : میانش به خنجر به دو نیم کرد دل جادوان زو پُر از بیم کرد
    معنی: با خنجر، جادوگر را از کمر، نصف کرد و تمام جادوگران از این اتّفاق ترسیدند.

    بیت ۵: چو رستم بدیدش برانگیخت اسب بدو تاخت مانند آذرگشسب
    معنی: وقتی رستم او را دید، اسبش را به حرکت درآورد و مانند آتش تندی، به سرعت روانه شد.

    نکته های آرایه های ادبی درس هفت خان رستم ششم ابتدایی

    حرف ربط است؛ بنابراین، نباید با ،» وقتی که « ،» زمانی که « در مصراع اوّل به معنی » چو « : نکتهی دستوری
    ارژنگ دیو است. ،» او « نشانهی تشبیه )ادات تشبیه( اشتباه کرد. / مرجع
    نکته های آرایه ای: مانند آذرگشسب ← تشبیه / تاختن مانند آذر گشسب: کنایه از تند و سریع حرکت کردن
    بیت ۶: سر و گوش بگرفت و یالش دلیر سر از تن بکندش به کردار شیر
    معنی: رستم سر و گردن ارژنگ دیو را گرفت و مانند شیر شجاع و قوی سرش را از تن جدا کرد.

    مانند( شیر ← تشبیه ₌) نکته ی آرایه ای: به کردار
    بیت ۷: ز بهرِ نیایش، سر و تن بشُست یکی پاک جای پرستش بجُست
    معنی: رستم برای راز و نیاز با خداوند، خودش را شُست و جای پاکی را برای عبادت کردن پیدا کرد.

    نکته ی دستوری: نیایش، متمّم است و سر و تن، مفعول میباشد. / پاک جای، ترکیب وصفی مقلوب است: جای
    پاک / یکی پاک جای پرستش، گروه مفعولی است.
    بیت ۸ : از آن پس نهاد از برِ خاک، سر چنین گفت: کای داورِ دادگر!
    معنی: بعد از این مشغول عبادت و راز و نیاز با خداوند شد و گفت: ای خداوند بزرگ و عادل!

    نکته ی دستوری: داور دادگر، ترکیب وصفی است و نقش منادا دارد.
    نکته ی آرایهای: سر بر خاک نهاد: کنایه از فروتنی و فرمانبُرداری کردن. در این درس یعنی راز و نیاز کردن.
    نکته ی ادبی: این بیت: موقوف المعانی است و با بیت بعدی کامل میشود.

    معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم فارسی ششم

    بیت ۹: ز هَر بد، تویی بندگان را پناه تو دادی مرا، گُردی و دستگاه
    معنی: پروردگارا! در برابر تمام بدیها، پناهگاه بندگانت هستی و تو به من پهلوانی، قدرت و عظمت دادهای.

    است و حرف » به « به معنی » را « ، در مصراع اوّل، نشانهی مفعولی نیست و در مصراع دوم » را « : نکتهی دستوری
    به من( ₌ اضافه میباشد )

    پیام درس هفت خان رستم فارسی ششم
    این درس درباره ی هفت خان رستم مطالبی گفته است. رستم برای نجات دادن کیکاووس، پادشاه ایران، به مازندران میرود و با دیوها میجنگد. رستم در این سفر، هفت مرحلهی سخت و دشوار را طی میکند که به آن هفت خان میگویند.

     

    منبع مطلب : delfanlak55.blogfa.com

    مدیر محترم سایت delfanlak55.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ⬅️آرایه های ادبی یکی از مطالبی می باشد که در فارسی ششم در... - ریاضی دبستان

    ⬅️آرایه های ادبی یکی از مطالبی می باشد که در فارسی ششم در تعدادی از دروس به آن اشاره شده است و همچنین در تمامی آزمونهای تیزهوشان ونمونه دولتی از این بحث سوال می آید

    #آرایه_ها_ی_ذکر_شده_در_فارسی_ششم

    1️⃣درس پنجم (هفت خان رستم )مبالغه ،کنایه
    2️⃣درس یازدهم (شهدا خورشیدند)تشبیه
    3️⃣درس چهاردهم (راززندگی)شخصیت بخشی ،مناظره
    4️⃣درس هفدم (ستاره ی روشن )تضاد

    منبع مطلب : math.matrees.ir

    مدیر محترم سایت math.matrees.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درس پنجم فارسی ششم | متن درس | درک مطلب | دانش زبانی | کلاس اینترنتی ما(مومکا)

    کلاس اینترنتی ما ( مومکا )  – متن کتاب درسی و سوالات و درک مطلب و دانش زبانی و بخوان و بیندیش درس پنجم کتاب فارسی پایه ششم ابتدایی تحت عنوان هفت خانِ رستم در زیر آورده شده است. امید است که از آن بهره گرفته و استفاده لازم را ببرید.

    یکی از درس های مهم فارسی ششم مربوط به درس پنجم می باشد . درس پنج فارسی ششم با موضوع هفت خان رستم دارای شعر ها و لغات دشوار و همچنین فعالیت می باشد که در این قسمت برای شما جواب آنها را آماده کرده ایم.

    خان : مرحله – منزل
    اهریمن : شیطان
    شمار : تعداد
    از بند رهایی دهد : از زندان و اسارت آزاد کند
    دیوان : در اینجا جمع دیو ها – دیوان به معنی کتاب اشعار نیز می باشد.
    راهی می شود : به سوی جایی می رود
    قوی پنجه : توانا – پر زور
    از هم می دَرد : از بین می برد و پاره پاره می کند
    تیمار : مراقبت – مواظبت
    نخجیر : شکار
    فرجام : پایان – سر انجام – عاقبت کار
    دادگر : عادل
    کوفتن : کوبیدن
    سُم : قسمت پایانی پای چارپایان که مانند کفش آن هاست!
    دیده : چشم
    رستم در خشم می شود : رستم عصبانی و خشمگین می شود – در خشم شدن کنایه از عصبانی شدن است.
    پرخاش : سخنی که از روی خشم گفته می شود – درشتی
    می نمایاند : نشان می دهد
    به تنگ می آید : صبرش تمام می شود – خسته می شود
    از پای درآوردن : کنایه از کشتن
    خروشید : در اینجا شیهه کشید – فریاد زد
    جوشید : عصبانی شد
    برکند : جدا کرد
    سهمگین : ترسناک
    تیغ : شمشیر
    بَر : تَن – بدن
    نیرنگ : فریب – حیله
    چیرگی : پیروز شدن
    کمند : ریسمان محکمی که هنگام جنگ آن را بر گردن و کمر دشمن اندازند و آن ها را اسیر کنند
    خمّ کمند : چین و شکن و دایره ای که در اثر پرتاب کمند ایجاد می شود
    به بند آوردن : کنایه از اسیر کردن
    میان : در اینجا کمر
    خنجر : شمشیر کوچک
    زو : مخفف از او
    بیم : ترس
    یال : موهای بلند پشت گردن اسب
    به کردار : مانند
    ستایش : شکر و سپاس
    یزدان : آفریدگار – خداوند
    دلیر : شجاع – در اینجا منظور رستم است
    ز بهر : برای
    نیایش : دعا – عبادت
    بجست : جست و جو کرد
    پرستش : عبادت
    کای : مخفف که ای
    داور : قاضی – آن که حکم می کند – در اینجا منظور خداوند است
    دادگر : برقرار کننده عدالت – عادل
    آذرگشسب : آتش سریع و سوزان
    گُرد : پهلوان
    دستگاه : در اینجا عظمت و قدرت و توانایی
    زابلستان : نام شهری در سیستان و بلوچستان

    بیت اول » خروشید و جوشید و بر کند خاک ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک

    رخش شیهه کشید و خشمگین شد و برای آمادگی حمله، سُمِّ خود را بر زمین کوبید به گونه ای که زمین زیر پایش کنده شد.

    بیت دوم » بزد تیغ و بینداخت از بر، سرش فرو ریخت چون رود، خون از برش

    رستم با ضربه شمشیر سر اژدها را از تنش جدا کرد و خون مانند رود از تن او جاری شد.

    بیت سوم » بینداخت چون باد، خَمِّ کمند سر جادو آورد ناگه به بند

    رستم طنابش را که به صورت حلقه آماده کرده بود به سرعت به سمت جادوگر انداخت و او را اسیر کرد.

    بیت چهارم » میانش به خنجر به دو نیم کرد دل جادوان زو پر از بیم کرد

    رستم با خنجر جادوگر را نصف کرد و با این کار خود دل جادوگران دیگر را پر از وحشت و ترس کرد

    بیت پنجم » چو رستم بدیدش بر انگیخت اسب بدو تاخت مانند آذر گُشسب

    هنگامی که رستم او (ارژنگ دیو) را دید با اسبش مانند آتش تیز و سوزان، تند و سریع به سوی او حمله کرد.

    بیت ششم » سر و گوش بگرفت و یالش دلیر سر از تن بکندش به کردار شیر

    رستم شجاعانه سر و گوش و موهای ارژنگ دیو را گرفت و مانند شیر با شجاعت سرش را از تنش جدا کرد.

    بیت هفتم » ز بهر نیایش، سر و تن بشست یکی پاک جای پرستش بجست

    برای انجام عبادت سر و تن خود را شست و به دنبال جایی پاک و تمیز برای راز و نیاز گشت.

    بیت هشتم » از آن پس نهاد از بر خاک، سر چنین گفت : کای داورِ دادگر !

    سپس سر بر خاک سجده گذاشت و گفت ای پروردگار عادل!

    بیت نهم » ز هر بد، تویی بندگان را پناه تو دادی مرا، گُردی و دستگاه

    در برابر هر بدی و آسیبی تو برای بندگان پناه هستی و تو هستی که به من پهلوانی و شکوه و عظمت دادی.

    فروشگاه اینترنتی گاروبیج

    صفحه کلاس اینترنتی ما (مومکا) در آپارات

    منبع مطلب : momeka.ir

    مدیر محترم سایت momeka.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 10 روز قبل
    0

    ارایه و منادای درس پنجم ششم

    M 10 روز قبل
    1

    خیلی بد

    Hhfdh 11 روز قبل
    1

    بابا جان من نکات دستوری و ارایه های بیت های درس پنج رو بگید تورو خدا

    ناشناس 14 روز قبل
    1

    ببخشید میشه آرایه های درون هر شعر را بگید ممنون

    مهدی 16 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید