توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    ارایه های درس همنشین فارسی نهم

    1 بازدید

    ارایه های درس همنشین فارسی نهم را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    ادبیاتی ها

      درس چهارم هم نشین

     * مصاحبت با یک دوست خوب و شکیبا ، هم چون وزش نسیم دل انگیزی است که احساس آرامش و سبکی و صفای درون را در ما زنده می سازد.

    معنی : هم نشین با دوستی خوب و صبور ، مانند ورزش باد ملایم و خوبی است که احساس آرامش و راحتی و پاکی درون را در ما شاداب می سازد.

    لغت :مصاحبت : هم صحبتی ، هم نشینی / شکیبا : بردبار ، صبور / دل انگیز : خوب ، پسندیده / سبکی : راحتی ، آرامش / صفا : پاکی

    آرایه :مصاحبت مانند وزش نسیم : تشبیه

    بیت : دیدار یار غایب ف دانی چه ذوق دارد ؟     ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد

    معنی : ایا می دانی ، دیدن یار غایب ، چقدر لذّت بخش است ؟ مانند ابری است که در بیابان بر انسان تشنه ای می بارد.

    لغت : دیدار : دیدن ، ملاقات کردن / غایب : کسی که در جایی حضور ندارد. / ذوق : شوق و اشتیاق

    آرایه : دیدار یار غایب به ابر مانند شده است. / تکرار « ر » و « ب » : نغمه حروف / ابر و باریدن » مراعات نظیر

    نکته دستوری :

    بیت از چهار جمله ، تشکیل شده است. ( بعد از ابری فعل « است » حذف شده )

    * چه بسیارند کسانی که لاف دوستی می زنند ، امّا در حقیقت ، گرگانی در جامه ی میشان اند.

    معنی : انسان های زیادی وجود دارند که بیهوده ، ادّعای دوستی می کنند ، امّا در حقیقت ، مانند گرگ های درنده هستند که خود را در لباس گوسفندان ، مهربان و دوست داشتنی ، نشان می دهند

    لغت : لاف زدن : ادّعای زیاده از حد ، بیهوده گویی ، خودستایی کردن / جامعه : لباس

    آرایه : لاف زدن ، کنایه / گرگانی هستند : تشبیه / گرگان و میشان : تضاد / گرگانی در جامه ی میشان اند : کنایه

    * از هم نشینی با بدان پرهیز کن که هم چون شمشیر برهنه ، ظاهرش زیبا و اثرش زشت است.

                                                                                                    (ازامام جواد (ع)…)

    معنی : از هم نشینی با انسان های بد دوری کن ، زیرا مانند شمشیری بی غلاف هستند که ظاهری زیبا دارند ، امّا نتیجه ی دوستی کردن با آن ها ، ناپسند و زشت است. ( شمشیر ، نتیجه اش ، قتل و خون ریزی است و انسان های بد کارهای زشت و ناپسند می کنند.)

    آرایه : هم نشینی با بدان مانند شمشیر است : تشبیه / زشت و زیبا : تضاد

     بیت : تا توانی می گریز از یار بد                  یار بد ، بدتر بود از مار بد

    معنی : تلاش کن که از دوست بد دوری کنی زیرا ، دوست بد از مار ترسناک ، بدتر است.

    آرایه : تکرار « ب » و « د » : واج آرایی / یار بد به مار مانند شده : تشبیه / یار و مار : جناس / بد و بد : تکرار

    بیت : مار بد تنها تو را بر جان زند                 یار بد بر جان و بر ایمان زند

    معنی : مار بد فقط ، جان تو را می گیرد و تو را نابود می کند ، اما یار بد علاوه بر جان تو ، ایمان و اعتقاد تو را هم از بین می برد.

    آرایه : مار و یار : جناس / تکرار حرف « ب » : واج آرایی / جان و جان : تکرار

    * بدان که هر کس صحبت و دوستی را نشاید بلکه باید که صحبت با کسی دارند که در وی سه خصلت بود : اول آن که عاقل بود که در صحبت احمق و نادان هیچ فایده نبود ؛ دوم آن نیکو خلق بود ، که در بدخو سلامت نبود ؛ سون آن که به صلاح بود ، که هر که به معصیت ، مصر بود از خدای نترسد و هر که از خدای نترسد ، بر وی اعتماد نبود.

    معنی : آگاه باش که هر کسی شایسته دوستی و هم نشینی نیست ، بلکه شایسته است که با کسی هم نشین باشیم که دارای سه ویژگی باشد : اول آن که دانا باشد ، زیرا هم نشینی با انسان احمق و نادان هیچ سود و فایده ای ندارد ؛ دوم آن که ، خوش اخلاق باشد زیرا انسان بد اخلاق بیمار و ناراحت است ؛ سوم آن که درستکار و صالح باشد ، زیرا هر کسی که به گناه کردن اصرار دارد از خدا نمی ترسد و قابل اعتماد نیست.

    لغت : صحبت : هم نشینی / نشاید : شایسته نیست / خصلت : ویژگی / عاقل : دانا / احمق : نادان / نیکو خلق : نیکوکار ، درستکار / بد خو : بد اخلاق / صلاح : نیکی ، درستی / معصیت : گناه ، نافرمانی / مصر : اصرار کننده ، پافشاری کننده / اعتماد : پشت گرمی ، یاری ، امید داشتن به کارآیی

    آرایه : عاقل و احمق : تضاد / عاقل و نادان : تضاد / نیکو خلق و بد خلق : تضاد

    بیت : با بدان کم نشین که صحبت بد           گرچه پاکی ، تو را پلید کند

    معنی : با انسان های بد کم تر دوستی و هم نشینی کن ، زیرا انسان های بد تو را که پاک هستی ، آلوده می سازند.

    آرایه : این بیت یک تمثیل است .

    پلید و پاک : تضاد / تکرار « ب » در مصراع اول : نغمه ی حروف

    بیت : آفتابی بدین بزرگی را                                             لکه ای ابر ، ناپدید کند

    معنی :  لکه ای ابر ، آفتاب به این بزرگی را پنهان و ناپدید می سازد. ( دوستی با بدان مانند لکّه ای ابر است که آفتاب را پنهان می کند ، انسان را آلوده می سازد)

    آرایه : هر کس با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند ، به طریقت ایشان متّهم گردد .

    معنی : هر کسی که با انسان های بد ، هم نشینی کند اگر خلق و خوی آن ها در او تأثیر نگذارد راه و روش نادرست آن ها به او نسبت داده می شود . ( به او تهمت ناروا زده می شود .)

    لغت : طبیعت : سرشت ، خلق و خوی / طریقت : راه و روش / متّهم : کسی که کار بدی به او نسبت داده می شود ، مورد تهمت واقع شده

    آرایه : نشیند ، نکند و گردد : سجع

    بیت : پسر نوح ، با بدان بنشست                                           خاندان نبوّتش گم شد

    معنی :پسر نوح (ع) به خاطر هم نشینی با انسان های بد از خاندان پیامبری رانده شد و مقام و مرتبه ی خویش را از دست داد .

    لغت : خاندان : خانواده ، دودمان / نبوّت : پیغمبری ، رسالت

    آرایه :  نوح و نبوّت : مراعات نظیر / تلمیح به داستان حضرت نوح (ع)

    بیت : سگ اصحاب کهف روزی چند           پی نیکان گرفت و مردم شد

    معنی : سگ اصحاب کهف ( یاران غار ) مدّتی به خاطر همراهی با انسان های خوب ، به مرتبه و مقام انسانی رسید

    لغت : اصحاب : ج صاحب ، یاران / کهف ( kahf) : غار / مردم : انسان

    آرایه : تملیح به داستان اصحاب کهف

    توجه : اصحاب کهف : چند نفری بودند که در دوره ی دقیانوس از شهر بیرون رفتند و در غاری خوابیدند و ۳۰۰ سال در خواب بودند …

    نکته ی دستوری :  در مصرع دوم « مردم » اسم جمع نیست . گاهی در گذشته بر خلاف امروز به معنی مفرد انسان به کار می رفت و فعل آن هم به صورت مفرد بود .

    مثل هم نشین بد چون آهنگر است ، اگر جامه نسوزد ، دود در تو گیرد و مثل هم نشین نیک چون عطار است که اگر مشک به تو ندهد ، بوی در تو گیرد .

    معنی :  هم نشین بد مانند آهنگری است که اگر لباس تو را نسوزاند ( ظاهر تو را تغییر ندهد ) بوی دودش در تو اثر می کند . ( رفتار و باطن تو را تغییر می دهد .) و مثل هم نشین خوب همانند عطر فروشی است که اگر مادهّ ی خوشبوی به تو ندهد. ( باطن تو را تغییر ندهد ) ، دست کم ، بوی خوش در تو اثر می گذارد . ( در ظاهر و رفتار تو تأثیر  می گذارد . )

    لغت : عطّار : عطر فروش / مشک : مادهّ ی خوشبو

    آرایه :  آهنگر ، دود و سوختن : مراعات نظیر / عطار ، مشک و بوی : مراعات نظیر ( در این عبارت شبکه ی معنایی وجود دارد . ) / نسوزد ، گیرد : سجع / مثل هم نشین … : تمثیل / بد و نیک : تضاد / هم نشین بد به آهنگر و هم نشین نیک به عطّار : تشبیه

    بیت : هم نشین تو از تو ، به باید                                            تا تو را عقل و دین بیفزاید

    معنی :  هم نشین تو  باید از خودت بهتر باشد ، تا این که چیزی را به عقل و دین تو اضافه کند .

    نکته ی دستوری : به ( = بهتر ) : صفت تفضیلی

    تاریخ ادبیات

    غزّالی ، محمد : ابو حامد امام محّمد بن محمّد غزالی ( ۴۵۰ – ۵۰۵ ه . ق ) از دانشمندان معروف دوره ی سلجوقی است . وی در فقه و حکمت و کلام ، سر آمد روزگار خویش بود . پدرش مردی بافنده بود و برخی لقّب غزالی را به مناسبت پیشه ی او می دانند . وی به مدّت پنج سال در مدرسه ی نظامیّه تدریس کرد و در طابران توس درگذشت و همان جا مدفون شد . از آثار او می توان به کیمیای سعادت ، نصیحه الملوک و احیاء علوم الدّین اشاره کرد .

    خودارزیابی :

    ۱- در متن درس چه کسانی به عنوان مشاوران خوب ، معرّفی شده اند ؟

    پدر و مادر ، معلّمان دلسوز ، مربیِّان با تجربه

    ۲- در سخن امام جواد (ع) تشبیهی به کار رفته است . این تشبیه را توضیح دهید.

    امام جواد (ع) فرموده اند : « از همنشینی با بدان ، پرهیز کن که هم چون شمشیر برهنه ، ظاهرش زیبا و اثرش زشت است » ایشان دوستان بد را از دوجهت مثل شمشیر دانسته اند یکی از جهت ظاهر که زیبا ، خوش قد و قامت و درخشنده است دیگر از جهت تأثیری که به جای می گذارد که چون نتیجه ی استفاده از شمشیر ، قتل و خون ریزی است . اثرش مثل هم نشینی با انسان های بد ، زشت ، ناپسند و زیان بار است.

    ۳- به نظر شما چرا سعدی ، پسر نوح (ع) را با سگ اصحاب کهف ، مقایسه کرده است ؟

    چون خواسته بگوید حتی فرزندان پیامران نیز اگر با بدان همدلی و هم نشینی کنند ، مقام و منزلت خویش را از دست می دهند و از آن طرف اگر حیوانی چون سگ با خوبان و نیکان ، همدلی و همراهی کند ارزش و اعتبار می یابد.

    گفت‌وگو (صفحهٔ ۳۴ کتاب درسی)

    ۱- درباره آیات، روایات و داستان‌ها و اشعار دیگری که درباره دوستی و دوست‌یابی دوره نوجوانی شنیده یا خوانده‌اید، گفت‌وگو کنید. بزرگان و سخن سرایان درباره دوست و دوستی مطالب فراوانی را بیان فرموده‌اند. بزرگان در زمینۀ دوست و دوست یابی هم عقیده‌اند. آنها دوست را نعمت و ارزش و احترام دوست را بر خود واجب می‌دانند. توصیه به داشتن دوست خوب می‌کنند و از داشتن دوست بد بر حذر می‌دارند.

    بیا تا قـــدر همــــدیگر بـــــدانــــــیم                  کـــــه تا ناگـــه ز یکدیگر نـمانیم

    چـــــو مـــؤمن آیینۀ مـــؤمن یقین شد            چــــرا با آیینـــه مــــا رو گـــرانیم؟

    کریـــمان جان فـــدای دوســــت کردند            ســـــگی بـــــگذار مـــا هــم مردمانیم

    غرض‌ها تیره دارد دوستی را                غرض‌ها را چرا از دل نرانیم      مولوی

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد                 نهال دشمنی بر کن که رنج بی‌ شمار آرد…

    آسایش دو گیتی تفسیر این دو حـرف است             با دوستان مروت، با دشمنان مدارا…. حافظ

    ۲- درباره بیت زیر، گفت‌وگو کنید و نتیجه را به کلاس گزارش دهید.

    دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟                اَبـــری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

    ذوق و شوقی که انسان از آمدن و دیدن یار غایب خود دارد شادابی و خوشحالی خاصی را به ما منتقل می‌کند و مانند ذوق و شوق موجوداتی است که در بیابان زندگی می‌کنند و ابر بارانی بر آنها می‌بارد. لذت دیدن دوست غایب شاید یکی از لذت بخش‌ترین اتفاق‌های دنیا باشد. لذتی که نمی‌توان آن را با هیچ چیز دیگر جایگزین کرد.

    نوشتن ص۳۵

    منبع مطلب : adabiatiha.ir

    مدیر محترم سایت adabiatiha.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    آموزش درس چهارم « هم نشین» فارسی نهم

    درس چهارم « هم نشین»

     * مصاحبت با یک دوست خوب و شکیبا ، هم چون وزش نسیم دل انگیزی است که احساس آرامش و سبکی و صفای درون را در ما زنده می سازد.

    معنی : هم نشین با دوستی خوب و صبور ، مانند ورزش باد ملایم و خوبی است که احساس آرامش و راحتی و پاکی درون را در ما شاداب می سازد.

    لغت : مصاحبت : هم صحبتی ، هم نشینی / شکیبا : بردبار ، صبور / دل انگیز : خوب ، پسندیده / سبکی : راحتی ، آرامش / صفا : پاکی

    آرایه :مصاحبت مانند وزش نسیم : تشبیه

    بیت :

    معنی : ایا می دانی ، دیدن یار غایب ، چقدر لذّت بخش است ؟ مانند ابری است که در بیابان بر انسان تشنه ای می بارد.

    لغت : دیدار : دیدن ، ملاقات کردن / غایب : کسی که در جایی حضور ندارد. / ذوق : شوق و اشتیاق

    آرایه : دیدار یار غایب به ابر مانند شده است. / تکرار « ر » و « ب » : نغمه حروف / ابر و باریدن » مراعات نظیر

    نکته دستوری :

    بیت از چهار جمله ، تشکیل شده است. ( بعد از ابری فعل « است » حذف شده )

    * چه بسیارند کسانی که لاف دوستی می زنند ، امّا در حقیقت ، گرگانی در جامه ی میشان اند.

    معنی : انسان های زیادی وجود دارند که بیهوده ، ادّعای دوستی می کنند ، امّا در حقیقت ، مانند گرگ های درنده هستند که خود را در لباس گوسفندان ، مهربان و دوست داشتنی ، نشان می دهند .

    لغت : لاف زدن : ادّعای زیاده از حد ، بیهوده گویی ، خودستایی کردن / جامعه : لباس

    آرایه : لاف زدن ، کنایه / گرگانی هستند : تشبیه / گرگان و میشان : تضاد / گرگانی در جامه ی میشان اند : کنایه

    بیت:

    معنی : تلاش کن که از دوست بد دوری کنی زیرا ، دوست بد از مار ترسناک ، بدتر است.

    آرایه : تکرار « ب » و « د » : واج آرایی / یار بد به مار مانند شده : تشبیه / یار و مار : جناس / بد و بد : تکرار

    بیت :

    معنی : مار بد فقط ، جان تو را می گیرد و تو را نابود می کند ، اما یار بد علاوه بر جان تو ، ایمان و اعتقاد تو را هم از بین می برد.

    آرایه : مار و یار : جناس / تکرار حرف « ب » : واج آرایی / جان و جان : تکرار

    بیت:

    معنی : با انسان های بد کم تر دوستی و هم نشینی کن ، زیرا انسان های بد تو را که پاک هستی ، آلوده می سازند.

    آرایه : این بیت یک تمثیل است .

    پلید و پاک : تضاد / تکرار « ب » در مصراع اول : نغمه ی حروف

    بیت :

    معنی :  لکه ای ابر ، آفتاب به این بزرگی را پنهان و ناپدید می سازد. ( دوستی با بدان مانند لکّه ای ابر است که آفتاب را پنهان می کند ، انسان را آلوده می سازد)

    آرایه : هر کس با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند ، به طریقت ایشان متّهم گردد .

    معنی : هر کسی که با انسان های بد ، هم نشینی کند اگر خلق و خوی آن ها در او تأثیر نگذارد راه و روش نادرست آن ها به او نسبت داده می شود . ( به او تهمت ناروا زده می شود .)

    لغت : طبیعت : سرشت ، خلق و خوی / طریقت : راه و روش / متّهم : کسی که کار بدی به او نسبت داده می شود ، مورد تهمت واقع شده

    آرایه : نشیند ، نکند و گردد : سجع

    بیت : 

    معنی :پسر نوح (ع) به خاطر هم نشینی با انسان های بد از خاندان پیامبری رانده شد و مقام و مرتبه ی خویش را از دست داد .

    لغت : خاندان : خانواده ، دودمان / نبوّت : پیغمبری ، رسالت

    آرایه :  نوح و نبوّت : مراعات نظیر / تلمیح به داستان حضرت نوح (ع)

    بیت : 

    معنی : سگ اصحاب کهف ( یاران غار ) مدّتی به خاطر همراهی با انسان های خوب ، به مرتبه و مقام انسانی رسید .

    لغت : اصحاب : ج صاحب ، یاران / کهف ( kahf) : غار / مردم : انسان

    آرایه : تملیح به داستان اصحاب کهف

    توجه : اصحاب کهف : چند نفری بودند که در دوره ی دقیانوس از شهر بیرون رفتند و در غاری خوابیدند و 300 سال در خواب بودند ...

    نکته ی دستوری :  در مصرع دوم « مردم » اسم جمع نیست . گاهی در گذشته بر خلاف امروز به معنی مفرد انسان به کار می رفت و فعل آن هم به صورت مفرد بود .

    بیت : 

    معنی :  هم نشین تو  باید از خودت بهتر باشد ، تا این که چیزی را به عقل و دین تو اضافه کند .

    نکته ی دستوری : به ( = بهتر ) : صفت تفضیلی

    تاریخ ادبیات

    غزّالی ، محمد : ابو حامد امام محّمد بن محمّد غزالی ( 450 - 505 ه . ق ) از دانشمندان معروف دوره ی سلجوقی است . وی در فقه و حکمت و کلام ، سر آمد روزگار خویش بود . پدرش مردی بافنده بود و برخی لقّب غزالی را به مناسبت پیشه ی او می دانند . وی به مدّت پنج سال در مدرسه ی نظامیّه تدریس کرد و در طابران توس درگذشت و همان جا مدفون شد . از آثار او می توان به کیمیای سعادت ، نصیحه الملوک و احیاء علوم الدّین اشاره کرد .

    کامروا باشید.

    منبع مطلب : 12bahman501.blogfa.com

    مدیر محترم سایت 12bahman501.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ادبیات پایه نهم ( درس چهارم هم نشین)

    دیدار یار غایب  دانی چه ذوق دارد ؟                    ابری  که در بیابان بر تشنه ای ببارد 

    معنی : آیا می دانی دیدن یار غایب چه قدر دلنشین است ؟  مانند ابری است که در بیابان بر انسان تشنه ای می بارد . 

    دانش ادبی : دیدار یار غایب به ابر تشبیه شده است / تکرار ( ر)  و ( ب ) نعمه حروف یا واج آرایی / ابر و باریدن ( مراعات النظیر ) 

    متن :انسان بی دوست  همواره  غمگین است به بیان دیگر تنهای ییکی از دشوارترین مصائب است . 

    معنی : کسی که دوستی در زندگی ندارد همیشه ناراحت است یعنی تنها بودن  یکی از سخت ترین بلاها و گرفتاری های زندگی است . 

    متن : ما را از دام  و چاه این راه  آگاه می سازد و آسیب های این مسیر را نشان می دهد . 

    دانش ادبی : دام استعاره از مشکلات و گرفتاری / چاه استعاره از گمراهی / چاه و راه ( جناس ) هستند . 

    متن : چه بسیارند کسانی که لاف دوستی می زنند اما درحقیقت  گرگ هایی در جامه گوسفندان هستند .

    دانش ادبی : کسانی تشبیه به گرگ ها شده  اند / گرگ هایی در جامه گوسفندان بودن کنایه از ظاهر فریبنده داشتن . 

    معنی شعر : تلاش کن که از دوست  بد دوری کنی زیرا  دوست بد از مار ترسناک  بدتر است .  مار بد فقط جان تو را می گیرد و تو را نابود می کند اما یار بد علاوه بر جان تو ایمان و اعتقاد تو راهم از بین می برد . 

    دانش ادبی : مار و یار ( جناس ) / تکرار  حرف ( ب) واج آرایی / جان و جان ( تکرار ) 

    دانش زبانی : تنها ( قید ) است /( را) فک اضافه  به معنی (  برجان تو ) 

    معنی دو بیت سنایی : با انسان های بد کم تر دوستی و هم نشینی کن  زیرا  انسان های بد تو را که پاک هستی آلوده می سازند . 

    دانش ادبی : پلید و پاکی ( تضاد) / تکرار ( ب) در مصرع اول نغمه حروف 

    معنی بیت دوم :لکه ای ابر آفتاب به این بزرگی را پنهان و ناپدید می سازد ( دوستی با بدان مانند لکه ابر است که آفتاب را پنهان می کند . انسان را آلوده می سازد ) 

    دانش ادبی : این بیت تمثیل ا ست / آفتاب استعاره  از انسان های خوب و لکه های ابر استعاره از همنشین های بد است . 

     معنی نثر سعدی :هر کس که با انسان های بد همنشینی کند اگر هم خلق و خوی آن ها  در او تاثیر نگذارد راه و روش نادرست آن ها به او نسبت داده می شود ( به او تهمت زده می شود . ) 

    دانش ادبی : نشیند و نکند و گردد ( سحع ) دارد 

    معنی بیت : پسر نوج ( ع) به خاطر همنشینی با ا نسان های بد از خاندان پیامبری رانده شد و مقام و مرتبه خویش را از دست داد . 

    دانش ادبی : نوح  و نبوت ( مراعات النظیر ) / تلمیح به داستان  حضرت نوح ( ع) 

    معنی بیت : سگ اصحاب کهف ( یاران غار ) مدتی به خاطر همراهی با انسان های خوب به مرتبه و مقام انسانی رسید  . 

    دانش ادبی : تلمیح به داستان اصحاب کهف 

    توجه : اصحاب کهف چندنفری بودند که در دوره دقیانوس از شهر بیرون رفتند و در غاری به مدت 300 سال در خواب بودند . 

    دانش زبانی : در مصرع دوم ( مردم ) اسم جمع نیست  که کاربرد تاریخی است که در قدیم به معنی مفرد انسان بکار می رفت که فعل آن هم مفرد بکار رفته است / روزی چند ( ترکیب وصفی ) / چند صفت مبهم / روزی هسته گروه اسمی 

    معنی بیت : هم نشین تو باید از خودت بهتر باشد تا این که چیزی را به عقل و دین تو اضافه کند . 

    دانش زبانی : به ( بهتر ) صفت تفضیلی 

    منبع مطلب : kelas-majazi.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kelas-majazi.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 4 روز قبل
    0

    پ

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید