توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    امام سجاد چگونه خود را برای سفر مرگ آماده کرد

    دسته بندی :
    1. اسک 98
    2. مطالب سایت
    646بازدید

    امام سجاد چگونه خود را برای سفر مرگ آماده کرد را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه/ تذکّرات سفر آخرت و مرگ

    حضرت می‌‌‏فرماید: «وَاعْلَمْ اَنَّ اَمامَکَ طَریقاً ذامَسافَۀٍ بَعیدَۀٍ وَ مَشَقَۀٍ شدیَدۀ» پسرم بدان تو در آینده‌ی زندگی خود، باید به راهی بروی که این راه 2 خصوصیّت دارد:

    اولی خصوصیت این که مسافت این راه طولانی است و دومین خصوصیّت این سفر این است که مشقّت‌ها و سختی‌های خاص خودش را به همراه دارد.

    پیمودن راه‌های دنیا هر چقدر طولانی و مشقّت‌بار باشد در برابر راه آخرت سهل و آسان است. راه آخرت بسیار پرپیچ و خم است و از گردنه‌های صعب‌العبور باید گذر کرد و گاهی پیمودن یکی از آن راه‌ها سال‌ها وقت می‌‏طلبد به همین مضمون و معنا در یکی از مناجات‌های حضرت امیر آمده، «آه آه مِنْ قِلَّۀِ الزَّاد وَ بُعْد السَّفَرِ وَ وَحْشَةِ الطَّرِیقِ وَ عَظِیمِ المَوْرِد» آه آه توشه‌ام و زاد و راحله‌ام برای سفر مرگ و آخرتم کم و قلیل است و سفری که می‌‏خواهم بروم طولانی است و راه این مسافرت بسیار وحشتناک است و جائی که می‌‏خواهم وارد بشوم بسیار عظیم و بزرگ و مهم است که مراد و مقصود حضرت از این عبارات همان سفر آخرت است. در یک بیان دیگر لقمان حکیم به فرزندش می‌‏فرماید «وَ اَکْثِر مِنَ الزادّ فَاِنَّ السَّفَرَ بَعِیدٌ» تا می‌‏توانی تحصیل زاد و راحله کن و توشه تهیه کن، راهی که در پیش داری بسیار دور است مبادا کم بیاوری بعد بیچاره می‌‏شوی.

    «وَ انّهُ لاغِنَی بکَ فِیهِ عَنْ حُسْنِ اْلاِرْتِیاد» حضرت در این جمله این جمله را متذکر می‌‏شود که برای پیمودن این سفر تهیه زاد و راحله و توشه‌ی سفر آخرت لازم است، «وَ قَدْرِ بَلاغِکَ مِنَ الزادّ مَعَ خِفَّۀِ الظَّهرِ» خصوصاً در این راه پر از خوف و خطر از کوشش و تلاش صحیح و فراوان و توشه‌ی کافی که تو را به مقصد برساند بی‌نیاز نیستی، به علاوه باید در این راه سبکبار باشی تا بتوانی به مقصد برسی. تعبیر به حُسنُ الاِرتِیاد به خاطر این است که در تهیه‌ی زاد و راحله و توشه‌ی این سفر حسن طلب و تدبیر و مدیریّت صحیح است.

    البتّه مقصود از این زاد و راحله همان تقوای الهی است. قرآن مجید می‌‏فرماید: «وَ تَرَوَّدُوا فَاِنَّ خَیْرَ الزَّاد التَّقوَی» سوره بقره آیه 197. یعنی ای مردم توشه‌ی سفر آخرت بردارید، بهترین زاد و راحله برای این سفر، تقوا و ترس از خداست که خلاصه‌ی در گناه نکردن و پرهیز از حرام و معصیت می‌‏شود.

    تعبیر به خِفَّۀِ الظَّهرِ سبک بودن پشت اشاره‌ی به این مطلب است که یعنی مبادا گناهان به پشت تو سنگینی کند. در قرآن اشاره به این مطلب شده است «وَلْیَحْمِلُنَّ اَثْقَالَهُم وَ اتِّکالاً مَعَ اَثْقالِهِم» سوره عنکبوت آیه 13. عدّه‌ای بار سنگین گناهان خود را بر دوش می‌‏کشند و همچنین بارهای سنگین گناهان دیگران را اضافه بر بارهای سنگین خود.

    امام می‌‏فرماید: هرگز مثل آنها نباش و تا می‌‏توانی پشت خود را از این بار سبک بگردان. در خطبه 21 هم یک عبارت کوتا و پرمعنا آمده «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا» سبک بار بشوید تا به قافله برسید. در زمان‌های گذشته که قافله‌ها به راه می‌‏افتادند و به گردنه‌های صعب‌العبور می‌‏رسیدند، گران باران وا می‌‏ماندند و چون قافله نمی‌‏توانست به جهت آنها توقف کند به مسیر خود ادامه می‌‏داد و آنها در بیابان تنها می‌‏ماندند و طعمه‌ی خوبی برای دزدان و گرگان بیابان بودند. امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی می‌‏فرماید: «اَبْکِی لِخُرُوجِی مِنْ قَبْرِی عُرْیاناً ذَلِیلاً حَامِلاً ثِقْلِی عَلَی ظَهْرِی» گریه می‌‏کنم برای آن ساعتی که از قبر خارج می‌‏شوم هم عریان هستم و هم ذلیل و سنگینی بار گناهان بر روی دوش من هست.

    جایی که عقاب پر بریزد از پشه‏ لاغری چه خیزد

    روی این حساب لقمان به پسرش گفت: «خَفِّفِ اْلاَملِ فَاِنَّ الْعَقَبَۀَ کَئودٌ» یعنی آرزوهای دنیوی و طولانی‌های خودت را کم کن چون در آینده باید از گردونه‌های سخت عبور کنی.

    از آیه‌ای که اشاره شد استفاده می‌‏کنیم که عدّه‌ای روز قیامت باید سنگینی بار گناهان دیگران را هم حمل کنند و این عدّه کسانی هستند که در گمراهی و انحراف مردم نقش داشتند و این‏ها باعث شدند که مردم به راه کج و غیرمستقیم بروند و اهل گناه بشوند. این حدیث معروف را توجه کنید؛ «قال رسول‏الله: مَنْ سَنّ سُنَّۀً حَسَنَۀً فَلَهُ اَجْرُ مَنْ عَمِلَ بها وَ مَنْ سَنَّ سُنَّۀً سَیَّئَۀً فَعَلَیْهِ وزْرُ مَنْ عَمِلَ بهَا» هر کس یک روش و سنّت حسنه و خوبی را در جامعه پایه‌گذاری کرد تا روز قیامت هرکس به این سنّت عمل کند برای آن مؤسّس و بنیانگذار هم ثواب و اجر نوشته می‌‌شود و هرکس یک روش و سنّت سّیئه و زشت و غلطی را در جامعه پایه‌گذاری کرد تا روز قیامت هر کس به این سنّت غلط عمل کند به گردن آن مؤسّس و بنیانگذار وزر و وبال کسی است که به این سنّت عمل کرده است.

    حضرت در ادامه‏ نامه می‌‏فرماید: بار سنگینی که سنگین‌تر از طاقت و قدرت توست بر دوش خود حمل نکن، در این‌صورت یک بار سنگین را با خودت حمل می‌‏کنی که از آن نمی‌‏توانی استفاده کنی فقط رنج آن را می‌‏بری. این جمله اشاره به این مطلب است که در دنیا مال به اندازه‌‏ای ذخیره کن که نیاز تو را برطرف می‌‏کند و امرار معاش کنی و زندگی دنیوی را در حدّ کفاف بگذرانی و اگر در فکر این باشی که بیش از نیازت انباشته کنی باید فکر مسئولیّت آن را هم فراهم بکنی و آماده‌ی جوابگوئی آن هم بشوی و جالب اینکه در سفر آخرت نمی‌‏توانی از آن استفاده کنی، حتّی در دنیا هم به اندازه‌ی نیاز می‌‏توانی بهره‌برداری کنی و بیش از احتیاج، مورد استفاده قرار نمی‌‏گیرد، مضافاً بر اینکه قرآن می‌‏فرماید: «یْومَ لایَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون» روز قیمت روزی است که مال و فرزند برای انسان‌ها نفعی ندارند مگر کسی که یک قلب سالم به همراه خود آورده باشد و از طرفی دیگر اموال در روز قیامت مورد مؤاخذه و محاکمه قرار می‌‏گیرد.

    حضرت رسول اکرم(ص) و اله فرمود: در روز قیامت اجازه نمی‌‏دهند کسی قدم از قدم بردارد مگر اینکه نسبت به 4 چیز باید پاسخگو باشد:

    «عَنْ مالِهِ مِنْ اَیْنَ اکْتَسَبَهُ»: باید جواب بدهد این اموال را از کجا به دست آورده است.

    «وَ فِی مَا اَنْفَقَهُ»: باید جواب بدهد که اموال به دست آورده را در چه راهی خرج کرده.

    «عَنِْ عُمْرِهِ فِی ما اَفْنَاهُ»: باید جواب بدهد که عمرش را در چه مسائلی فانی کرده.

    «عَنْ شَبابه فِی مَا اَبْلاه»: باید جواب بدهد که جوانی‌اش را کجا کهنه کرده است.

    «عَنْ حُبِّنََا اَهلَ البَیْتِ»: نسبت به محبت اهل بیت پیامبر باید جوابگو باشد.

    از قدیم گفته‌اند آنقدر بپز بتوانی بخوری، آنقدر جمع کن که بتوانی حمل کنی و جواب بدهی.

    1ـ یعنی فقیر انفاق‌های انسان را به دوش می‌‏کشد و در روز قیامت به انسان برمی‌‏گرداند و تحویل صاحبش می‌‏دهد. 2ـ ممکن است زمانی فرا برسد که بخواهی مالی را در راه خدا انفاق کنی و نداشته باشی و بعد حسرت بخوری. اشاره به عمل بسیار عالی و مفید انفاق در راه خدا می‌‏باشد که انسان تا می‌‏تواند به این آیه عمل کند «وَ یُنْفِقُونَ فِی سَبیلِ‏الله بَاَموالِهِمْ» با اموال خود در راه خدا انفاق می‌‏کنند. تعبیر امام این است که انسان وقتی انفاق می‌‏کند این انفاق زاد و توشه‌ی سفر آخرت انسان می‌‏شود که بر دوش فقیر می‌‏افتد. در روز قیامت که انسان به زاد و توشه نیاز پیدا می‌‏کند شخص فقیر آن زاد و توشه را به انسان بر می‌‏گرداند و اگر نسبت به این مسئله انفاق سهل‌انگاری کرد ممکن است روزی به دنبال فقیر بگردد ولی پیدا نکند.

    «وَاغْتََنِمْ مَنِ‏ اسْتَقْرَّ مِنْکَ فِی حالِ غِناکَ لِیَجْعَلَ قَضََاءَهُ لَکَ فی یَوْمِ عُسْرَتِکْ» باز برای تشویق به انفاق امام تعبیر دیگری را به کار می‌‏برد و می‌‏فرماید: اگر کسی را می‌‏توانی پیدا کنی که در حال غنا و بی‌نیازی تو از تو وام بگیرد و ادای آن را برای روز سختی و تنگدستی تو بگذارد آن را غنیمت شمار و این وام را بده شاید اشاره به این مطلب است اگر وضع مالی تو خوب است می‌‏توانی به کسی وام بدهی و اگر وام گیرنده قدرت ادای وام تو را ندارد تو با او مدارا کنی و این پول را از او نگیری و ذخیره کنی برای روز فقر و فاقت و احتیاج و بدبختی خودت، این کار را حتماً انجام بده و غنیمت بشمار که به نفع توست. خلاصه‌ی کلام اینکه انسان عاقل و هوشیار باید از وجود دو کس بهره بگیرد و استفاده کند 1. از کسی که داوطلبانه و رایگان بار سنگین توشه‌ی انسان را بر دوش می‌‏گیرد و با شادی و خوشحالی آن را به مقصد می‌‏رساند. 2ـ کسی که در هنگام بی‌نیازی انسان به مال، بخشی از اموال او را وام می‌‏گیرد و در آن زمان که شدیداً به آن نیازمند است بازپس می‌‏دهد. آری چنین است حال کسانی که در راه خدا انفاق می‌‏کنند و تعبیری جالب‌تر از این پیدا نمی‌‏شود. قرآن مجید می‌‏فرماید: «مَنْ ذاالّذی یُقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً فَیُضَاعِفَهُ لَهُ اَضعافاً کَثِیرَۀً» کیست که به خداوند قرض نیکو بدهد و بدون منّت انفاق کند تا خداوند آن را برای او چندین برابر کند. البتّه وامی را که خداوند از بندگانش می‌‏گیرد، دو چندان یا بیشتر به آنها باز می‌‏گرداند. سوره بقره آیه 245.

    روایت جالبی را مرحوم صدوق در کتاب علل‌الشرایع نقل می‌‏کند بسیار با وصیّت‌نامه‌ی حضرت متناسب است. شخصی به نام سفیان بن عُیَیْنَه می‌‏گوید: زُهری که یکی از تابعین معروف است در شبی سرد و بارانی امام سجاد(ع) را دید که آرد بر دوش خود حمل می‌‏کند، عرض کرد یابن رسول‌الله این چیست؟ فرمود: «اُریدُ سَفَراً اُعِدُّ لَهُ زادَاً اَحْمِلُهُ اِلَی مَوضِعٍ حَرِیزٍ» سفری در پیش دارم که زاد و توشه‌ی آن را به جای مطمئنی نقل می‌‏کنم. زهری گفت غلام من در خدمت شماست آن را برای شما حمل می‌‏کند. امام(ع) قبول نکرد. زهری گفت من خودم آن را بر دوش حمل می‌‏کنم تو والامقامی و شأن شما بیشتر از آن است که بخواهی چنین باری را بر دوش حمل کنی. امام فرمود: «لَکِنِّی لا اَرْفَعُ نَفْسی عَمُّا یُنْجِینِی فِی سَفَرِی وُ یُحْسنُ وُرُودی عَلَی مَا اَرِدُ عَلَیْهِ اَسْألُکَ بحَقِّ الله لَمَّا مَضَیْتَ لِحْاجَتِکَ» حضرت فرمود: ولی من خودم را والاتر از این نمی‌‏دانم که آنچه مرا در سفرم نجات می‌‏بخشد و ورودم را بر آنچه می‌‏خواهم نیکو می‌‏سازد بر دوش حمل کنم. تو را به خدا سوگند به دنبال کار خود برو و مرا به حال خود رها کن. زهری به دنبال کار خود رفت. پس از چند روز امام را دید عرض کرد اثری از سفری که فرمودید نمی‌‏بینم یعنی چرا به آن سفر نرفتید. حضرت فرمود آن سفری که تو گمان کردی (سفر تفریحی دنیوی) مقصد من نبود منظورم سفر آخرت است و من برای آن آماده می‌‏شوم و آماده شدن برای این سفر با پرهیز از حرام و انفاق در راه‌های خیر حاصل می‌‏شود. بحار ج 46 ص 65.

    اما افسوس که تمام دست‌ها خالی است. روایت جالبی داریم که وقتی جنازه‌ی انسان را از خانه بیرون می‌‏آورند و مردم مشغول تشییع جناره می‌‏شوند یک ملک سر راه این جنازه را می‌‏گیرد و سه جمله به این میّت می‌‏گوید.

    1ـ تَخْرُجُ مِنْ بَیْتِک فَلاَ تَرْجِعُ اِلَیهِ اَبَداً

    2ـ تَذْهَبُ اِلَی سَفَرٍ بَعِیدٍ بغَیرِ زادٍ.

    3ـ تَصیرُ اِلی بَیْتٍ اَهْوَل.

    یعنی ای میّت از خانه خود خارج شدی و دیگر مراجعه نمی‌‏کنی و در حال رفتن به سفر طولانی هستی و هیچ زاد و توشه‌ای همراه نداری و به همین زودی وارد بر یک دادگاه وحشتناک می‌‏شوی.

    در یک روایت آمده است پیامبر به اباذر غفاری فرمود اگر به اندازه‌ی عمل جنّ و انس عمل صالح در نامه‌ی عمل تو باشد باز در روز قیامت کم می‌‏آوری.

    روزی پیامبر وارد قبرستانی شد دید جمعیتی دور قبری جمع شدند و مشغول گریه کردن هستند. حضرت رسول جلو رفت به آن جمعیت سلام کرد و به آنها فرمود: گریه چرا می‌‏کنید، گریه چه منفعتی دارد، اگر دو رکعت نماز که در نظر شما ناچیز است برای او بخوانید و برای او هدیه کنید از اینکه سلطنت دنیا را به او بدهید بیشتر خوشحال می‌‏شود، آنقدر اموات کمبود عمل دارند. در بعضی از روایات آمده است عصر پنج‌شنبه ارواح اموات روی بام خانه‌ی بازماندگان می‌‏آیند و به فرزندان و کسان خود التماس می‌‏کنند وقتی غذا می‌‏خورند باقیمانده‌ی غذا و ته مانده‌ی سفره را جلوی پرندگان بریزند تا بخورند و ثواب سیر کردن شکم این گرسنه‌ها را برای ما هدیه کنند که ما به این اندازه لطف و احسان شما محتاج هستیم.

    «وَاعْلَمْ اَنَّ اَمامَک عَقَبَۀً کَئوداً» حضرت در ادامه‌ی نصایح خود به فرزندش یک بار دیگر به مسأله‌ی سفر طولانی و پر از ترس و خطیر قیامت اشاره می‌‏کند و مسیر راه را به دقت روشن ساخته و وسیله‌ی نجات را یادآوری می‌‏کند.

    کئود: به معنای پرمشقّت و صعب‌العبور است از ریشه‌ی کئد بر وزن عَهْد به معناب شدّت و سختی گرفته شده است. همین تعبیر را حضرت لقمان به فرزندش داشت. «خَفّفِ اْلاَمَل فَانَّ الْعَقَبۀَ کَئودٌ» پسرم آرزوهای طولانی و بیهوده را در زندگی کم کن زیرا گردنه‌های قیامت و آخرت سخت و صعب‌العبور است.

    حضرت هم همین بیان نورانی را دارد. می‌‏فرمایند پسرم در آینده گردنه‌ی صعب‌العبوری هست که باید آن مواقف هولناک را از یاد نبری و همیشه به یاد این سفر باشی. حضرت امیر(ع) در نهج‌البلاغه می‌‏فرماید: ما از 2 چیز بر شما خیلی می‌‏ترسم:

    1ـ تبعیّت کردن از هواهای نفسانی. 2ـ آرزوهای طولانی.

    بعد امام می‌‏فرماید تبعیت از هوای نفس تو را از خدا و راه حق باز می‌‏دارد و آرزوهای طولانی سبب می‌‏شود که آخرت و قیامت را فراموش کنی و فراموش کردن چنین سفری آغاز هلاکت و بدبختی و عاقبت به شرّی است و اگر کسی قیامت را فراموش کرد میدان برای فعالیّت شیطان باز می‌‏شود و ابلیس به انسان مسلّط می‌‏شود و او را بیچاره می‌‏کند. روی همین حساب است که در قرآن مجید معمولاً و غالباً هر کجا سخن از ایمان به خدا مطرح می‌‏شود ایمان به قیامت و آخرت هم مطرح است. «یُؤمِنُونَ باللهِ وَ بالیَومِ الآخِر»، کسانی که ایمان به خداوند و روز دیگر همان قیامت است. «اَلْمُخِفُّ فِیها اَحسَنُ حالاً مِنَ الْمُثْقِلِ» حضرت امیر می‌‏فرماید: برای عبور از این گردنه‌های صعب‌العبور، سبکباران حالشان از سنگین باران بهتر است. «وَالْمُبْطِئُ عَلَیْها اَقْبَحُ حالاً مِنَ الْمُسْرِعِ» و افرادی که کند و آرام راه می‌‏روند حالشان بدتر از شتاب‌کنندگان هست. در قرآن مجید هم به این مطلب اشاره شده است: «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَۀ وَ مَا اَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَۀ» ولی او از آن گردنه مهم نگذشت و تو چه می‌‏دانی که آن عقبه چیست، در اینکه مقصود از عقبه در کلام مولاعلی چیست احتمالاتی داده شده است:

    1ـ سکرات مرگ 2ـ عالم برزخ 3ـ پل صراط و یا همه‌ی اینها

    هر کدام از این سه اگر مراد و مقصود حضرت باشد بسیار سخت و خوفناک است. بعضی‌ها گفته‌اند مراد هوای نفس است، این احتمال آخر ضعیف به نظر می‌‏رسد و احتمالات قبلی متناسب‌تر است. خلاصه برای عبور از این گردنه‌ها باید بار خود را سبک کرد و به سرعت گذشت، شاید مراد این است که مبادا بار سنگین گناهان و معاصی و مخالفت‌های با خدا بر سر دوش ما باشد که برای عبور از این عقبه به مشکل می‌‏خوریم و هیچ کاری از ما ساخته نیست و کسی هم نمی‌‏تواند به فریاد ما برسد.

    حضرت امیر در ادامه می‌‏فرماید: بنابراین پیش از ورودت در آنجا وسائل لازم را برای خویش مهیّا ساز و منزلگاه را پیش از نزول آماده نما.

    انسان هر مسافرتی که بخواهد برود باید وسائلی که در آن سفر به آنها احتیاج دارد قبل از حرکت آماده کند و این یک مطلب عقلی است. امام مجتبی(ع) به جناده فرمود: «اِستَعِدّ لِسَفرِک» یعنی آماده سفر آخرت باش. مقصود امام حسن مجتبی(ع) همین است و آن منزلگاه را قبل از نزول و رفتن و وارد شدن باید آماده کنی و آماده کردن آن منزل، به داشتن تقوا و پرهیزکاری است.

    این نکته را از عبارت امام سجاد در دعای ابوحمزه می‌‏توان استفاده کرد که حضرت می‌‏فرماید: خدایا عمل صالحی ندارم که خانه‌ی قبر خود را بتوانم با آن فرش کنم، معلوم می‌‏شود فقط با عمل صالح می‌‏توان آن منزلگاه را آماده کرد. شخصی از مولا علی(ع) پرسید: قیامت کی برپا می‌‏شود، حضرت به جای اینکه تاریخ برپایی روز قیامت را بیان کند (با توجه به اینکه این تاریخ را فقط خدا می‌‏داند) فرمود: برای قیامت چه کردی آیا آماده‌ای وارد آن محشر بشوی. یک حدیث جالب را هم توجه کنید. روایت داریم وقتی انسان می‌‏میرد مردم از یکدیگر سؤال می‌‏کنند چقدر از خودش ارث برای وارث باقی گذاشته است ولی ملائکه از یکدیگر سؤال می‌‏کنند چه اعمالی قبل از خودش فرستاده است، اوضاع پرونده‌ی عمل او چگونه است. امام مجتبی(ع) فرمود به جناده که زاد و راحله‌ی این سفر را قبل از رسیدن به اجل فراهم کن چون با آمدن اجل مهلت و فرصت انسان پایان می‌‏گیرد. قرآن می‌‏فرماید: «وَ ِاذَا جاء اَجَلُهُم لایَستَأخِرُونَ ولایَستَقدمُونَ» وقتی اجل آنها برسد لحظه‌ای تقدیم و تأخیر نمی‌‏شود. با آمدن مرگ فرصتی برای تدارک گذشته نیست.

    بعد حضرت امیر در ادامه‌ی نامه می‌‏فرماید: «لَیسَ بَعدَ الْمَوْتِ مُستَعْقَبٌ» یعنی بعد از مرگ یک مشکل برای انسان پیش می‌‏آید و آن مشکل این است که راهی برای عذرخواهی و جلب رضایت پروردگار وجود ندارد. قرآن هم می‌‏فرماید: «یَومَ لایََنفَعُ الظَّالِمِینَ مَعذرَتَهُم» روز قیامت روزی است که معذرت خواهی افراد ظالم هیچ نفعی به حال آنها ندارد. قبل از مرگ هر نوع عذرخواهی پذیرفته می‌‏شود به شرط آنکه عذرخواهی واقعی باشد نه لقلقه لسان و توبه‌ی بی‏محتوا اما بعد از مرگ هرگز.

    همین مضمون را رسول اکرم(ص) هم بیان فرمودند: «لَیسَ بَعدَ الْمَوتِ مَستَعتَبٌ اَکثِرُوا مِنْ ذکرِ هادمِ اللَّذَّاتِ وَ مُنَغِّص الشَّهَواتِ» بعد از مرگ هیچ راهی برای عذرخواهی نیست، بنابراین بسیار به یاد چیزی باشید که لذّات را در هم می‌‏کوبد و شهوات را بر هم می‌‏زند. مستدرک الوسائل، ج 2، ص 104

    مشکل دوم انسان بعد از مرگ این است که «وَ لا الِیَ الدّنیا مُنْصَرَف» راه بازگشتی هم به دنیا وجود ندارد برخلاف سفرهای دنیوی که مراجعت دارد ولی سفر آخرت فقط رفت دارد، کسی برنمی‌‏گردد. جنازه‌ی انسان وقتی از منزل خارج می‌‏شود یک ملک سر راه جنازه را می‌‏گیرد و به او می‌‏گوید: «تَخْرُجُ مِنْ بَیْتِک فَلا تَرجِعُ اِلَیهِ اَبَداً» یعنی از خانه و کاشانهات خارج شدی و دیگر مراجعت نمی‌‌کنی. قرآن هم می‌‌فرماید: «حتّی اِذا جاءَ اَحَدُهُم الْمَوْت قالَ رَبِّ ارْجِعُونِی لَعَلِّی اَعْمَلُ صالحاً فِیمَا تَرَکْتُ کلّا» زمانی که مرگ آنها فرا برسد می‌‏گوید خدایا مرا به دنیا باز گردان شاید در برابر آنچه ترک کردم و کوتاهی نمودم عمل صالحی انجام بدهم ولی به او می‌‏گویند چنین اتّفاقی نخواهد افتاد.

    در خطبه‌ی 188 درباره‌ی مردگان می‌‏فرماید: «وَ لا عَنْ قَبیحٍ یَستَطِیعُونَ انتقالاً وَ لا فِی حَسَنٍ یَستَطیعُونَ اِزدیاداً» نه قدرت دارند از عمل زشتی که انجام داده‌اند کنار روند و نه می‌‏توانند بر کارهای نیک خود اضافه کنند.

    آری منزلگاه‌های این عالم قابل بازگشت نیست، همان طوری که فرزند ناقص هرگز به رحم مادر برای تکامل بیشتر برنمی‌‌گردد و میوه‌ای که از درخت جدا شد به شاخه بر نمی‌‏گردد. کسانی را که از این دنیا به عالم برزخ می‌‏روند نیز امکان بازگشت به دنیا را ندارند. برزخیان نیز هنگامی که به قیامت منتقل شوند هرگز نمی‌‏توانند به عالم برزخ بازگردند و این هشداری است به همه‌ی ما که بدانیم ممکن است در یک لحظه همه چیز تمام شود. درهای توبه بسته شود و راه تحصیل زاد و توشه مسدود شود و با یک دنیا حسرت چشم از جهان ببندد.

    والسلام

    منبع مطلب : hedayatgar.ir

    مدیر محترم سایت hedayatgar.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    چگونگی شهادت امام سجاد (ع)/ مردم مدینه و اندوه شهادت امام سجاد (ع)

    چگونگی شهادت امام سجاد (ع)/ مردم مدینه و اندوه شهادت امام سجاد (ع)

    شفقنا – بلاغ نوشت: یزید پس از واقعه کربلا درصدد نابودی و شهادت ائمه معصوم (ع) از جمله امام سجاد (ع) بود که پس از سال‌ها ایشان را به شهادت رساند.

    پس از واقعه‌ی کربلا، یزید تصمیم گرفت امام سجاد علیه السلام را نیز از میان بردارد. به همین دلیل در ملاقات‌هایی که در کاخ خود با او و سایر اسرا داشت، منتظر بود از او حرفی بشنود که بهانه‌ای برای قتلش باشد.

    یک روز امام را به کاخ خود فرا خواند و از او سوالی پرسید. امام در حالی که تسبیح کوچکی را در دستش می‌گرداند، به او پاسخ داد.
    یزید گفت:« چگونه جرأت می‌کنی موقع حرف‌زدن با من تسبیح بگردانی؟»

    امام فرمود:« پدرم از قول جدم فرمود هر کس بعد از نماز صبح، بی‌اینکه با کسی سخن بگوید، تسبیح در دست بگیرد و بگوید:« اللهم انی اصبحت و اسبحّک و امجدک و احمدک و اُهللک بعدد ما ادیر به سبحتی» سپس تسبیح ‌در دست، هر چه می‌خواهد بگوید، تا وقتی به بستر می‌رود، برایش ثواب ذکر گفتن منظور می‌شود. پس هر گاه به بستر رفت، باز همین دعا را بخواند و تسبیح را زیر بالش خود بگذارد، تا موقع برخاستن از خواب نیز برای او ثواب ذکر خدا منظور می‌شود. من هم به جدّم اقتدا می‌کنم.»
    یزید گفت:« با هیچ کدام از شماها سخنی نگفتم، مگر اینکه جواب درستی به من می‌دهید.» پس به او هدایایی داد و دستور داد امام را آزاد کنند.

    در روایت دیگری نیز چنینی آمده است: بعد از خطبه‌ی حضرت زینب سلام الله علیها که سبب رسوایی یزید شد، او از شامیان نظر خواست که « با این اسیران چه کنم؟» شامیان در پاسخ گفتند: «آنها را از دم شمشیر بگذران ».
    یکی از انصار به نام « لقمان بن بشیر » گفت: « ببین اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود با آنان چه می‌کرد؛ تو نیز همان طور رفتار کن.»

    امام باقر علیه السلام نیز که در مجلس حضور داشت، سخنان قاطعی گفت که یزید را از قتل اسرا منصرف کرد. یزید سر بر زیر انداخت و سپس دستور داد آنان را از مجلس بیرون ببرند.

    در روایتی نیز امام سجاد علیه السلام به « منهال » فرمودند: « هیچ بار نشد که یزید ما را احضار کند و ما گمان نکنیم که می‌خواهد ما را بکشد.» به هر حال با توجه به شواهد متعدد تاریخی، یزید بارها تصمیم قطعی به قتل امام سجاد و همراهان ایشان داشته ولی خداوند هر بار آنها را نجات داده است. [۱]

    زمان شهادت امام سجاد علیه السلام
    همان طور که در روز تولد حضرت زین العابدین علیه السلام در بین مورّخین اختلاف است، در روز و سال شهادت او نیز اختلاف وجود دارد. دامنه این اختلاف از سال ۹۲ هجری تا سال ۱۰۰ هجری است، اما آنچه از همه مشهورتر است، یکی سال ۹۴ هجری است که آن را به مناسبت ارتحال فقهای بیشماری از اهل مدینه، « سنه الفقهاء » نامیده اند و دیگری سال ۹۵ هجری.

    « حسین » فرزند امام علی بن الحسین علیه السلام وفات پدر خود را در سال ۹۴ اعلام کرده است و بر این اساس بزرگانی نظیر شیخ مفید و شیخ طوسی و محقق اربلی و ابن اثیر نیز همین نظر را داشته اند.
    اما بر اساس روایتی که ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است، امام فرموده است: حضرت علی بن الحسین علیه السلام در حالی‌که ۵۷ ساله بودند از دنیا رفت و این واقعه در سال ۹۵ هجری اتفاق افتاد.

    آخرین شب زندگانی حضرت
    امام صادق علیه السلام فرمودند:
    حضرت امام سجاد علیه السلام در شب شهادتش به فرزندش، امام محمد باقر، فرمود:« پسرم، برایم آب بیاور تا وضو بگیرم.»
    امام محمد باقر برخاست و ظرفی آب آورد.
    امام سجاد فرمودند:« این آب برای وضو شایسته نیست،‌ چرا که در آن حیوانی مرده افتاده.»
    امام باقر چراغی آورد و دید موشی مرده در آن افتاده است. از این رو ظرف آب دیگری برای ایشان برد.
    امام سجاد فرمود:« پسرم! این همان شبی است که به من وعده داده‌اند.»
    سپس سفارش کرد به شترش که بارها با آن به حج مشرف شده بود، خوب رسیدگی کنند و غذا بدهند.[۲]

    شهادت
    روز شهادت امام سجاد نیز ۱۸ ، ۲۲ و ۲۵ محرم نقل شده که روز ۲۵ از شهرت بیشتری برخوردار است.
    بنا بر این روایات، امام سجاد علیه السلام ۵۷ یا ۵۸ سال عمر فرمود که :
    دو سال آن را در زمان حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، ده سال را در زمان امامت عموی خود حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال را در دوران امامت پدر خود سپری فرموده است و مدت امامت خود آن امام بزرگوار نیز ۳۵ سال بوده است. [۳]

    محل دفن امام سجاد علیه السلام
    حضرت زین العابدین علیه السلام پس از تشییع باشکوه مردم مدینه، در بقیع که قبور بسیاری از اولیاء خداوند، همسران پیامبر، فاطمه بنت اسد و بسیاری از صحابه گرانقدر پیامبر و تعدادی از شهدای صدر اسلام در آن قرار دارد، در کنار مرقد مطهر حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، عموی بزرگوارش، مدفون گردید.
    در این قطعه از بقیع عباس، عموی پیامبر، نیز دفن شده بود و بعداً حضرت امام صادق و حضرت امام باقر نیز مدفون گردیدند. این بخش دارای قبه و بارگاه بوده ولی اکنون به دست وهابیون تخریب شده است. [۴]

    قاتل امام سجاد علیه السلام
    حضرت علی بن الحسین علیه السلام در زمان خلافت ولید بن عبدالملک به شهادت رسید.
    بنا به گفته عمر بن عبدالعزیز، ولید که حاکم جبّار و ظالمی بود، زمین را از جور و ستم لبریز کرده بود. در دوره‌ی حکومت او، رفتار مروانیان و کارگزاران آنها با دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بنی هاشم و به خصوص امام سجاد علیه السلام بسیار ظالمانه و بی‌رحمانه بود.

    والی مدینه – هشام بن اسماعیل – گر چه از زمان عبدالملک بن مروان مسئول اداره شهر مدینه بود، ولی در دوران ولید رفتار ظالمانه ای با حضرت زین العابدین علیه السلام در پیش گرفت و هنگامی که به دلیل بدرفتاری زیاد با مردم مدینه از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل مروان نگه داشتند تا مردم از او تقاص بگیرند. او خود معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین علیه السلام بیم ندارد، اما هنگامی که امام با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند، هیچ یک به او متعرض نشدند و از او شکایتی نکردند. این جا بود که هشام فریاد زد:« الله اعلم حیث یجعل رسالته » (خدا می‌داند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد.)
    و در روایت دیگری، امام برای او پیغام داد که اگر از نظر مادی در تنگنا هستی، ما تأمینت می‌کنیم.

    مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. [۵]

    مردم مدینه و اندوه شهادت امام سجاد علیه السلام
    خبر شهادت حضرت زین العابدین علیه السلام که با عملکرد انسانی و الهی خود، همگان را مجذوب خود کرده و با مجاهدت سی و پنج ساله خود، تصویری منور و متعالی از امامت در ذهن جامعه اسلامی ترسیم کرده بود، به سرعت در شهر پیچید و همه برای تشییع جنازه او حاضر شدند.
    سعید بن مسیب چنین روایت می کند:« وقتی امام به شهادت رسید، همه ی مردم، از نیکوکاران گرفته تا بدکاران، برای تشییع جنازه‌اش حاضر شدند. همه زبان به ستایش او گشوده بودند و سیل اشک از دیدگان همگان جاری بود. در تشییع جنازه‌ی امام همه مردم شرکت کرده بودند و حتی یک نفر در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله باقی نمانده بود.» [۶]

    حضرت زین العابدین علیه السلام شتری داشت که بر اساس بعضی از روایات بیست و دو بار با او به حج رفته بود، اما در تمامی این مدت حتی یک ضربه تازیانه هم به او نزده بود. امام در شب شهادت خود سفارش کرد به این شتر رسیدگی شود.
    وقتی امام به شهادت رسید، شتر یکسره به سوی قبر مطهر امام رفت، در حالی که هرگز قبر امام را ندیده بود. خود را به روی قبر انداخت و گردن خود را بر آن می زد و اشک از چشم هایش جاری شده بود.

    خبر به حضرت امام باقر علیه السلام رسید.
    امام کنار قبر پدر رفت و به شتر گفت:« آرام باش. بلند شو. خدا تو را مبارک گرداند.»
    شتر بلند شد و برگشت ولی پس از اندکی باز به قبر برگشت و کارهای قبل را تکرار کرد.
    امام باقر باز آمد و او را آرام کرد ولی بار سوم فرمود:« او را رها کنید! او می‌داند که از دنیا خواهد رفت.»
    سه روز نگذشت که شتر از دنیا رفت. [۷]

    —————————————-
    پی‏ نوشت ها:
    [۱].بحارالانوار، ج ۴۵،‌ ص ۲۰۰ و ۱۳۵
    [۲].بحارالانوار، ‌ج ۴۶، ص ۱۴۸، حدیث ۴
    [۳]بحارالانوار،‌ ص ۱۵۱، حدیث ۱۰ (به نقل از کشف الغمه ) و ص ۱۵۲ الی ،۱۵۴ اصول کافی،‌ ج ۱، ص ۴۶۸، حدیث ۶
    [۴].بحارالانوار، ‌ج ۴۶، ص ۱۵۱، حدیث ۱۰
    [۵].بحارالانوار،‌ج ۴۶، ص ۱۵۲، حدیث ۱۲ و ص ۱۵۳ و ۱۵۴
    [۶].بحارالانوار، ‌ج ۴۶، ص ۱۵۰
    [۷].بحارالانوار، ‌ج ۴۶، ص۱۴۷ و ۱۴۸، حدیث ۲ و ۳ و ۴ به نقل از بصائر الدرجات و اختصاص و اصول کافی ج ۱، ص ۴۶۷، حدیث ۲ و ۳ و۴

    منبع مطلب : fa.shafaqna.com

    مدیر محترم سایت fa.shafaqna.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    چگونه برای سفر آخرت آماده شویم؟

    چگونه برای سفر آخرت آماده شویم؟

    بر هر مسلمانی لازم است ـ در عین تلاش و کوشش برای حیات آبرومند ـ همیشه خود را برای سفر آخرت و انتقال به سرای ابدی آماده سازد، چرا که مرگ خبر نمی دهد.

    بنابراین، باید از گناهان توبه و حقوقی را که بر ذمّه دارد - اعمّ از حقوق خدا و خلق - ادا نماید; مخصوصاً کسانی که آثار مرگ را در خود مشاهده می کنند و یا به سنّ پیری می رسند، لازم است بیش از دیگران، این امور را رعایت نمایند.

    بر هر مسلمانی لازم است ـ در عین تلاش و کوشش برای حیات آبرومند ـ همیشه خود را برای سفر آخرت و انتقال به سرای ابدی آماده سازد، چرا که مرگ خبر نمی‌دهد. بنابراین، باید از گناهان توبه و حقوقی را که بر ذمّه دارد - اعمّ از حقوق خدا و خلق - ادا نماید; مخصوصاً کسانی که آثار مرگ را در خود مشاهده می‌کنند و یا به سنّ پیری می‌رسند، لازم است بیش از دیگران، این امور را رعایت نمایند. همچنین اگر کسی را آزار داده، یا حقّ کسی را ضایع ساخته، آبروی مسلمانی را برده و از کسی بدگویی نموده و امثال این امور، لازم است، جبران نماید و از صاحبان حق، حلّیت بطلبد و آنان را راضی نماید; زیرا پس از مرگ، راهی برای جبران ندارد و فریاد و التماس او برای بازگشت به دنیا و جبران این امور، بی فایده است. حتّی سزاوار است کفنش را آماده داشته باشد و بداند که در نهایت آنچه را که از مال دنیا با خود می‌برد، همین چند قطعه پارچه ساده است! امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «هر کس کفنش در خانه‌اش با او باشد، از غافلان نخواهد بود و هر زمان که به آن کفن نگاه کند، برای او حسنه نوشته می‌شود!».(1)

    همچنین مناسب است که وصیّت کند، به خصوص نسبت به ثلث اموالش برای رسیدگی به فقرا و مستمندان ـ به ویژه خویشان نیازمند ـ و کارهای خیر دیگر (زیرا اگر وصیّت به ثلث نکند، ورثه در برابر آن مسئول نیستند) و اگر نماز و روزه قضا و یا کفّاراتی بر عهده دارد که نمی‌تواند انجام دهد، وصیّت نماید که از آن اموال، برای این امور استفاده نمایند.

    اگر فرزندان کوچکی دارد، برای آنان سرپرستِ امینی قرار دهد.

    مرحوم «شیخ طوسی» فرموده است: مستحب است برای انسان که وصیّت کند و نسبت به آن بی توجّهی ننماید; زیرا روایت شده است که «سزاوار است برای انسان شب را به صبح نیاورد، مگر آن که وصیّتش زیر سرش (و کنار بسترش) باشد».

    شیخ طوسی می‌افزاید: از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل شده است که فرمود: «هر کس به هنگام مرگش وصیّت خوبی نکند، نشانه کاستی در عقل و مروّت او است». پرسیدند: چگونه باید وصیّت کرد فرمود: «وقتی که نزدیک است مرگش فرا رسد و مردم نزد او جمع شدند(مقدّمتاً)، بگوید:

    اَللّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ، عالِمَ الْغَیْب وَ الشَّهادَةِ، اَلرَّحْمنَ

    خدایا ای آفریننده آسمان‌ها و زمین و دانای غیب و شهود و بخشاینده

    الرَّحیمَ، اِنّی اَعْهَدُ اِلَیْکَ اَنّی اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، وَحْدَکَ لاشَریکَ لَکَ،

    مهربان من عهد می‌کنم با تو که براستی گواهی دهم که معبودی نیست جز تو یگانه ای که شریک نداری

    وَاَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ، وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِیَةٌ

    و به این که محمّد صلی الله علیه و آله بنده و رسول توست و به این که قیامت خواهد آمد

    لارَیْبَ فیها، وَ اَنَّکَ تَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، وَاَنَّ الْحِسابَ حَقٌّ، وَ اَنَّ الْجَنَّةَ

    شکّی در آن نیست و به یقین تو می‌انگیزی هر که در گور است و حساب حق است و بهشت

    حَقٌّ، وَ ما وَعَدْتَ فیها مِنَ النَّعیمِ مِنَ الْمَـأْکَلِ وَالْمَشْرَب وَ النِّکاحِ حَقٌّ،

    حق است و هر چه نوید داده ای از نعمت‌ها از خوراکی و نوشیدنی و ازدواج حق است

    وَ اَنَّ النّارَ حَقٌّ، وَ اَنَّ الاْیمانَ حَقٌّ، وَ اَنَّ الدّینَ کَما وَصَفْتَ، وَاَنَّ الاِْسْلامَ

    و دوزخ حق و ایمان حق است و دین همان است که تو وصف کرده و اسلام

    کَما شَرَعْتَ، وَ اَنَّ الْقَوْلَ کَما قُلْتَ، وَ اَنَّ الْقُرآنَ کَما اَنْزَلْتَ، وَ اَنَّکَ اَنْتَ اللهُ

    چنان است که تو مقرّر داشته و گفته همان گفته توست و قرآن همان گونه است که تو نازل کرده و به یقین تو خدای

    الْحَقُّ الْمُبینُ، وانی اَعْهَدُ اِلَیْکَ فی دارِ الدُّنْیا، اَنّی رَضیتُ بکَ رَبّاً،

    وَباْلإِسْلامِ دیناً،وَبمُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ نَبیّاً، وَبعَلِیٍّ وَلِیّاً، وَبالْقُرْآنِ

    و به دین اسلام و به پیامبری محمّد صلی الله علیه و آله و به ولایت علی و به کتابم قرآن

    کِتاباً، وَ اَنَّ اَهْلَ بَیْتِ نَبیِّکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ اَئِمَّتی، اَللّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتی

    و به این که خاندان پیامبرت که بر او و بر ایشان سلام باد امامانند خدایا تویی تکیه گاهم

    عِنْدَ شدَّتی، وَ رَجائی عِنْدَ کُرْبَتی، وَعُدَّتی عِنْدَ الاُْمُورِ الَّتی تَنْزلُ بی،

    در سختی و امیدم در گرفتاری و ذخیره‌ام در پیش آمدها

    فَاَنْتَ وَلِیّی فی نِعْمَتی، وَ اِلهی وَ اِلهُ آبائی، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِهِ،

    پس تویی ولی نعمت من و معبود من و معبود پدرانم درود فرست بر محمّد و آلش

    وَلاتَکِلْنی اِلی نَفْسی طَرْفَةَ عَیْن اَبَداً،وَانِسْ فی قَبْری وَحْشَتی،وَاجْعَلْ

    و مرا به خودم وامگذار چشم برهم زدنی هرگز و در وحشت قبرم انیس من باش و قرار ده

    لی عِنْدَکَ عَهْدَاً یَوْمَ اَلْقاکَ مَنْشُوراً.

    برایم در پیش خود پیمانی گسترده در روز دیدارت.

    رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در ادامه فرمود: «این عهد و پیمان میّت است با خدا، در روزی که می‌خواهد، وصیّت کند و وصیّت بر هر مسلمانی لازم است».(2) (سپس وصیت‌های خود را بگوید).

    باید توجّه داشته باشد بیش از ثلث اموال خود وصیّت نکند، زیرا شرعاً نافذ نیست، مگر آن که همه ورثه رضایت دهند که بیش از ثلث وصیّت کند و محروم کردن بعضی از ورثه نیز جایز نمی‌باشد; زیرا دو سوم باقیمانده مال، طبق قانون ارث تقسیم می‌شود; ولی می‌تواند تا حدّ یک سوم اموالش را برای افرادی که نیاز بیشتری دارند یا مورد توجّه اوست وصیّت کند.

     

    پی نوشت ها :

    1. کافی، جلد 3، صفحه 256، حدیث 23.

    2. مصباح المتهجّد، صفحه 15.

    منبع :

    سایت آیت الله مکارم شیرازی

    منبع مطلب : article.tebyan.net

    مدیر محترم سایت article.tebyan.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ❤K-pop❤ 2 روز قبل
    1

    مسخره

    مهدی 8 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید