توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انسان چگونه به وجود امده از نظر علمی

    1 بازدید

    انسان چگونه به وجود امده از نظر علمی را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    حیات چگونه پدیدار شد؟ موجودات زنده‌ی روی زمین چگونه بوجود آمدند؟ | دیجی‌کالا مگ

    حیات چگونه پدیدار شد؟ موجودات زنده‌ی روی زمین چگونه بوجود آمدند؟ | دیجی‌کالا مگ

    سلام به تمام خوانندگان این مقاله و نظرات

    همه توجه کنید=

    دو تا سوال رو پاسخ میدم تا همه از سردرگمی در بیان ان شاء الله

    1=خداچطوری به وجود آمد؟
    2=جهان چطوری به وجود آمد؟

    جواب1= اولا خدا بوجود نیامده چون خدا “موجود” نیست،بلکه “وجود” هست و وجود خلق نمیشود.
    وجود در بعد زمان قرار نمیگیرد و فقط موجود هست که در بعد زمان قرار میگیرد
    و همچنین هر موجودی میتواند در بعد زمانی مخصوص به خودش ماهیت وجود به خود بگیرد اما وجود هیچگاه ماهیت موجود به خود نمیگیرد
    زیرا وجود خارج از بعد زمان است
    اما موجود در بعد زمانی زندانی شده و راه گریز ندارد چون زمانی نبوده و بعداٌ بوجود آمده = مثلا شخصی که بیست سال سن دارد در تمامیه این بیست سال سن خود در تک تک لحظات ماهیت وجود دارد اما اگر لحظه ای قبل از تولد یا قبل از تشکیل سلول تخم وجود نداشته پس شخص بیست ساله در21 سال پیش وجود نداشته پس ماهیت وجود دائم نداشته و در بعد زمان وجد دارد
    پس موجود است نه وجود
    اما خداوند موجود نیست که در بعد زمان قرار بگیرد/
    (درست مثل شخص 20ساله که در تک تک لحظات بیست سال زندگییش وجود داشته البته گیج نشوید فقط درمحدوده ی بیست سال سنش ماهیت وجود دارد یعنی بدون در نظر گرفتن قبل و بعد از وجودش)
    پس در نتیجه=
    موجود هست که خلق میشود به این معنا که نبوده و با یک سری عوامل به وجود آمده.
    وجود خلق نمیشود

    و جدای این مطلب،زمان نسبی است واین کاملا به اثبات رسیده
    و هرچیزی که تحت تاثیر زمان قراربگیرد دارای آغاز وپایان میشود
    و هر چیزی که اسیر بعد زمان نباشد پایانی نخواهد داشت و هر چیز که پایان نداشته باشد آغازی هم ندارد

    برای کسی که پایان ندارد فرض کنیم به صد میلیون سال پیش برگردیم و عمرش را حساب کنیم تا الان میشود صد میلیون و صد میلیون سال برای کسی که تا ابد هست عددی بسیار کوچک است چون هرچقدر صد میلیون روی هم بگذاریم به بی نهایت نمیرسیم

    حالا فرض کنیم به 200میلیون سال پیش برگردیم و عمر آنکس را حساب کنیم/تا الان میشود چند؟ میشود دویست میلیون آیا دویست میلیون در مقابل بی نهایت و بی پایان زیاد است؟ قطعا خیر

    حالا به 500میلیون سال برگردیم/باز هم همین گونه است
    1000میلیون/1000 میلیارد/به هزار هزار میلیارد/ و همین طور بی نهایت به عقب برگردیم و تا الان عمر آنکس را حساب کنیم،عمرش بی نهایت میشود

    پس خداوند بی نهایت است در آینده و گذشته

    جواب2=بیگ بنگ شروع جهان است
    دانشمندان قبل از بیگ بنگ را هم کشف کردند و فهمیدند که جهان گاز و دود بوده و با جرقه ای منفجر شده بیگ بنگ به وجود آمده
    اما گازی که باعث انفجار بیگ بنگ شده از کجا آمده؟

    و مهمتر از آن=فضایی(ماده سیاه) که در آن انفجار بیگ بنگ صورت گرفته، چگونه به وجود آمده/فضا را چه کسی جز خدا خلق کرده؟

    اگر فضا یا همان “ماده سیاه” نمی بود چگونه گاز ها میتوانست منفجر شود و کرات وستارگان کجا جای میگرفتند/

    فضایی که در آن انفجار بیگ بنگ صورت گرفته در چه ابعادیست؟
    آیا کسی توانسته ابعاد جهان را بفهمد؟

    ابلته هرگز کسی نمیتواند به ابعاد جهان پی ببرد زیرا خداوند درون این فضاست واین فضا اگر محدود باشد پس خدا هم محدود هست و این غیر ممکن است
    زیرا اگر بجایی برسیم که فضا محدود شود به اصطلاح به دیوار بخوریم قطعا باید آنور دیوار باز فضای جدیدی باشد
    زیرا قوانین علم و عقل حکم میکند که از هر مکان که خارج بشویم به مکان جدیدی میرسیم

    منبع مطلب : www.digikala.com

    مدیر محترم سایت www.digikala.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فرگشت انسان

    فرگشت انسان

    با وجود این که شروع فرگشت انسان به عنوان یک موجود زنده، مانند تمام موجودات زندهٔ دیگر، به زمان پیدایش حیات بر روی کره زمین بازمی‌گردد؛ ولی به‌طور کلی واژهٔ فرگشت انسان به تاریخچهٔ فرگشت نخستی‌سانان (پستانداران شبیه انسان) و به خصوص سرده انسان، از جمله پیدایش انسان‌ها به عنوان گونه‌ای مجزا از انسان‌سایان (کپی‌های بزرگ) اطلاق می‌شود. مطالعهٔ فرگشت انسان زمینه‌های مختلف علمی از جمله انسان‌شناسی فیزیکی، نخستی‌شناسی، باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، رویان‌شناسی، و ژنتیک را در بر می‌گیرد.[۱]

    مطالعات ژنتیک نشان می‌دهند که فرگشت نخستی‌سانان احتمالاً در اواخر دورهٔ کرتاسه، ۸۵ میلیون سال پیش، شروع شده‌است. مجموعهٔ سنگواره‌های گردآوری شده نیز بیانگر آنست که این زمان پیش از دورهٔ پالئوسن، ۵۵ میلیون سال پیش، بوده‌است.[۲][۳] خانوادهٔ انسان‌سایان، یا کپی‌های بزرگ، بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون سال پیش از خانوادهٔ گیبونها جدا شدند. حدود ۱۴ میلیون سال پیش اورانگوتانها از خانوادهٔ انسان‌سایان جدا شدند.[۴] راه رفتن روی دوپا ابتدایی‌ترین انطباق در دودمان انسان‌تباران است، و نخستین انسان‌تبارانی که بر روی دوپا راه می‌رفته‌اند، ساحل‌مردم و اررین بوده‌اند. آردی‌کپی که کاملاً بر روی دوپا راه می‌رفته‌است، اندکی بعد فرگشت پیدا کرده‌است. گوریلها و شامپانزه‌ها حدوداً در یک زمان از این دودمان جدا شدند و احتمالاً ساحل‌مردم یا اررین آخرین نیای مشترک ما و آن‌ها بوده‌است. راه رفتن اولیه بر روی دو پا سرانجام منجر به فرگشت جنوبی‌کپی‌آسا و بعدها سرده انسان گردید. انسان‌های امروزی از انسان‌سایانی که بین ۲٫۳ تا ۲٫۴ میلیون سال پیش در آفریقا می‌زیستند، تکامل یافته‌اند.[۵][۶]

    نخستین گونه‌های ثبت شده از سردهٔ انسان، انسان ماهر و انسان گاتنگی هستند که در حدود ۲٫۳ میلیون سال پیش تکامل پیدا کردند. بر طبق شواهد موجود، انسان ماهر اولین گونه‌ای بوده که از ابزار استفاده می‌کرده‌است. اندازهٔ مغز این انسان‌های اولیه در حدود اندازهٔ مغز شامپانزه بوده‌است. از آن زمان و در طول این چند میلیون سال تاکنون فرایند افزایش اندازهٔ مغز ادامه یافته‌است به‌طوری‌که با پیدایش انسان راست‌قامت، حجم جمجمهٔ آن به دو برابر حجم جمجمهٔ انسان ماهر افزایش یافته بود. انسان راست‌قامت و انسان کارورز نخستین انسان‌هایی بودند که به خارج از آفریقا کوچ کردند. این گونه‌ها بین ۱٫۸ تا ۱٫۳ میلیون سال پیش در آفریقا، آسیا و اروپا پراکنده شدند. پنداشته می‌شود که این گونه‌ها، نخستین گونه‌هایی بودند که از آتش و ابزار پیچیده استفاده کردند.

    دیدگاه غالب در میان دانشمندان این است که خاستگاه پیدایش انسان امروزی با فرضیه اخیر «خروج از آفریقا» یا «تک خاستگاهی» توضیح داده می‌شود[۷][۸][۹] که بیان می‌دارد آغاز فرگشت انسان‌های امروزی در آفریقا بوده‌است و سپس بین ۵۰٫۰۰۰ تا ۱۰۰٫۰۰۰ سال پیش آن‌ها به خارج از قارهٔ آفریقا مهاجرت کردند و کم‌کم جایگزین انسان‌های راست قامت در آسیا و نئاندرتالها در اروپا شدند. فرضیهٔ دیگری نیز به نام «فرضیهٔ چند ناحیه‌ای» وجود دارد که عنوان می‌کند انسان‌ها پس از مهاجرت انسان‌های راست قامت از آفریقا به سایر نقاط جهان در حدود ۲٫۵ میلیون سال پیش در مناطق جغرافیایی مختلف به صورت جمعیت‌های جداگانه ولی با پیوند بین نژادها فرگشت یافتند. شواهد نشان می‌دهد که هاپلوتیپهای متعددی که منشأ نئاندرتالی دارند در حال حاضر در جمعیت‌های غیرآفریقایی یافت می‌شود. شواهد نشان دهندهٔ آن است که نئاندرتال‌ها و گونه‌های دیگر انسان‌سایان مانند انسان‌تبار دنیسووا تا ۶ درصد در ژنهای انسان‌های امروزی (در نژادهای مختلف این مقدار متفاوت است) مشارکت داشته‌اند.[۱۰][۱۱][۱۲]

    انسان امروزی که انسان خردمند نامیده می‌شود تنها گونهٔ بازمانده از انسان‌تباران است. انسان‌های خردمند باستانی بین ۴۰۰٬۰۰۰ تا ۲۵۰٬۰۰۰ سال پیش فرگشت یافتند و از آنان انسان‌های به‌کالبد امروزی در اواسط دوره پارینه سنگی، حدود ۲۰۰٬۰۰۰ سال پیش تکامل پیدا کردند.[۱۳] بنابر باور بسیاری از دانشمندان انسان‌هایی با رفتار نوین حدود ۵۰٬۰۰۰ سال پیش تکامل یافتند، هرچند که عده‌ای آغاز رفتار نوین در انسان‌ها را هم‌زمان با فرگشت انسان‌های به‌کالبد امروزی می‌دانند.[۱۴]

    تاریخچهٔ اندیشه‌ها[ویرایش]

    آناکسیماندروس، فیلسوف یونان باستان عنوان کرده‌است: «بشر در ابتدا به صورت حیوانی دیگر، شبیه ماهی بوده‌است».[۱۵]

    کارل لینه کسی بود که برای اولین بار لغت homo را که امروزه در زیست‌شناسی (در مراجع انگلیسی) برای سردهٔ انسان به کار می‌رود را در سیستم طبقه‌بندی موجودات خود استفاده کرد. لینه و سایر دانشمندان هم عصرش کپی‌های بزرگ را به عنوان نزدیک‌ترین گونه‌های جانوری به انسان از نظر ریخت‌شناسی و کالبدشناسی دسته‌بندی کردند. اندیشهٔ امکان وجود نیاکان مشترک برای انسان و کپی‌های قدیم تر با انتشار کتاب خاستگاه گونه‌ها توسط چارلز داروین در سال ۱۸۵۹ میلادی مطرح شد. داروین در این کتاب اندیشهٔ فرگشت گونه‌های جدید از گونه‌های قدیم‌تر را توضیح داد. کتاب داروین به منشأ پیدایش انسان پاسخی نداد و تنها به این نکته بسنده کرد که «به زودی منشأ پیدایش انسان و روند فرگشت آن روشن خواهد شد».

    نخستین مناظره‌ها دربارهٔ ماهیت تکامل انسان بین توماس هاکسلی و ریچارد اون درگرفت. هاکسلی تکامل انسان از کپی‌ها را با ارائه موارد بسیاری از شباهت‌ها و تفاوت‌های بین انسان‌ها و کپی‌ها توضیح داد. او همچنین در سال ۱۸۶۳ میلادی کتابی با عنوان شواهدی در مورد جایگاه انسان در طبیعت در این زمینه منتشر کرد. اما در هر حال خیلی از طرفداران اولیه داروین (مانند آلفرد راسل والاس و چارلز لایل) موافق نبودند که منشأ قابلیت‌های ذهنی و احساسات اخلاقی انسان‌ها می‌تواند با انتخاب طبیعی توضیح داده شود. داروین کاربرد نظریهٔ فرگشت و انتخاب جنسی در مورد انسان‌ها را در کتابش با عنوان تبار انسان، و انتخاب طبیعی در ارتباط با جنسیت که در سال ۱۸۷۱ میلادی منتشر شد، توضیح داد.[۱۶]

    مشکل بزرگی که در آن زمان وجود داشت عدم وجود سنگواره‌های گونه‌های انتقالی بود. با وجودی که اوژن دوبوا در سال ۱۸۹۱ میلادی سنگوارهٔ موجودی را در جزیرهٔ جاوه کشف کرد که هم‌اکنون انسان راست‌قامت نام‌گذاری شده‌است، ولی این مشکل کماکان ادامه داشت تا اینکه در دههٔ ۱۹۲۰ میلادی با کشف نمونه‌های متعددی از سنگواره‌های گونه‌های انتقالی در آفریقا، گردآوری این‌گونه سنگواره‌ها آغاز شد. در سال ۱۹۲۵ میلادی، ریموند دارت گونه جنوبی‌کپی آفریقایی را از روی نمونه سنگواره‌ای مربوط به یک نوزاد که در اطراف شهر توانگ آفریقای جنوبی در یک غار پیدا شده بود، معرفی کرد. باقی‌مانده‌های این نوزاد یک جمجمهٔ بسیار کوچک و قالبی از مغز او بود. با وجودی که مغز یافت شده کوچک بود (۴۱۰ سانتی‌متر مکعب)، ولی شکل آن برخلاف مغز شامپانزه‌ها و گوریل‌ها حالت گرد و به مغز انسان‌های امروزی شباهت داشت. همچنین، نمونهٔ یافت شده دارای دندان‌های نیش کوتاه بود و موقعیت سوراخ پس سری آن نشان می‌داد که این سنگواره مربوط به موجودی دو پا بوده‌است. تمام این شواهد دارت را قانع ساخت که سنگوارهٔ کودک توانگ مربوط به نیاکان دو پای انسان‌ها است که شکل انتقالی بین انسان و کپی‌ها بوده‌اند.

    طبقه‌بندی انسان‌ها و وابستگان آنها از سال ۱۹۵۰ میلادی به بعد تغییرات عمده‌ای کرده‌است.[۱۷] به عنوان مثال، قبلاً جنوبی‌کپی‌آساهای ظریف به عنوان نیاکان سردهٔ انسان پنداشته می‌شدند[۱۸] جنوبی‌کپی‌آساها و انسان‌های خردمند امروزی هر دو از دودمان انسان‌تباران هستند.[۱۹]

    داده‌هایی که در دههٔ ۱۹۷۰ میلادی جمع‌آوری گردید نشان داد که جنوبی‌کپی‌آساها گروه متنوعی بوده‌اند و جنوبی‌کپی‌های آفریقایی ممکن است نیاکان مستقیم انسان نبوده باشند.[۲۰] با طبقه‌بندی مجدد جنوبی‌کپی‌آساها که در ابتدا به دو بخش ظریف و تنومند تقسیم می‌شدند، بخش تنومند به عنوان سرده‌ای جدید با نام پرامردم معرفی شد.[۲۰] آرایه‌شناسان، انسان‌های خردمند امروزی، جنوبی‌کپی‌آساها و سایر گونه‌های وابسته را به مانند کپی‌های بزرگ در خانواده انسان‌سایان قرار می‌دهند. ریچارد داوکینز در کتابش با نام داستان نیاکان عنوان می‌کند که جنوبی‌کپی‌آساهای تنومند نیاکان گوریل‌ها بوده‌اند، پاره‌ای از جنوبی‌کپی‌آساهای ظریف نیاکان شامپانزه‌ها و باقی آن‌ها نیاکان انسان‌های خردمند امروزی بوده‌اند.[۱۹]

    پیشرفت‌های عمده در دانش تعیین توالی دی‌ان‌ای در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی، به ویژه در زمینهٔ دی‌ان‌ای میتوکندریایی (mtDNA) و دی‌ان‌ای Y یا Y-DNA کمک بزرگی به فهم منشأ پیدایش بشر کرده‌است.[۲۱][۲۲][۲۳] تعیین توالی mtDNA و Y-DNA که از گروه‌های گسترده‌ای از جمعیت‌های بومی گردآوری شد اطلاعات نیاکان آن‌ها را که به ژن‌های موروثی مردانه و زنانه مرتبط است، روشن ساخت.[۲۴] مرتب کردن این اطلاعات در درخت ژنتیکی به عنوان پشتوانه‌ای بر نظریهٔ خروج از آفریقا قلمداد شد.[۲۵] تحلیل‌ها نشان دهندهٔ گوناگونی بیشتر الگوی دی‌ان‌ای در آفریقا بوده‌اند که این مطلب با این نظریه که آفریقا موطن حوای میتوکندریایی و آدم کروموزوم Y بوده، سازگار است.[۲۶]

    شواهد موجود[ویرایش]

    شواهد فرگشت انسان در بسیاری از زمینه‌های علوم طبیعی یافت می‌شود. تا پیش از شروع قرن بیست و یکم بیشتر این شواهد در سنگواره‌های گردآوری شده بود ولی با پیشرفت‌های چشمگیر در زمینه ژنتیک در دو دهه اخیر، شواهد محکم ژنتیکی نیز در پشتیبانی از نظریه فرگشت به‌طور عام و فرگشت انسان به‌طور خاص به دست آمده‌است. آکادمی ملی علوم آمریکا در وب گاه خود عنوان می‌دارد که امروزه نظریه فرگشت به اندازه نظریه گردش زمین به دور خورشید توسط شواهد علمی پشتیبانی می‌شود و شواهد موجود به اندازه‌ای است که دیگر این پرسش برای دانشمندان مطرح نیست که آیا انسان و سایر موجودات زنده محصول فرایند فرگشت هستند یا نه، بلکه پژوهش‌های دانشمندان در مورد این است که جزئیات فرایند فرگشت چگونه بوده‌است.[۲۷] مطالعات خاص در مورد مبدأ حیات انسان‌ها، انسان‌شناسی با گرایش دیرین‌انسان‌شناسی نامیده می‌شود.[۲۸]

    شواهد ژنتیکی[ویرایش]

    در ژنتیک تکاملی انسان بررسی می‌شود که تا چه میزان یک ژن انسان با بقیه و با گذشتهٔ فرگشتی که سبب پیدایش آن شده تفاوت دارد. تفاوت بین ژن‌ها مفاهیم و کاربردهای متنوعی در انسان‌شناسی، پزشکی و پزشکی قانونی دارد. داده‌های ژنتیک بینش عمده‌ای در زمینهٔ فرگشت انسان فراهم می‌کند. هر سال مقالات علمی متعددی در زمینه ژنتیک تکاملی انسان منتشر می‌شود. یکی از مهم‌ترین این مقاله‌ها در مجله علمی نیچر در سال ۲۰۰۵ به چاپ رسید. مقاله مذکور که نتایج پژوهش بیش از صد نفر از دانشمندان در ده مؤسسهٔ پژوهشی بزرگ دنیا بر روی ۲۳۷ میلیون جفت از اجزای تشکیل‌دهندهٔ کروموزوم شماره ۲ انسان است، نشان می‌دهد که این کروموزوم از جوش خوردن دو کروموزوم شامپانزه ایجاد شده‌است و به همین دلیل است که انسان‌ها یک جفت کروموزوم کمتر از شامپانزه‌ها دارند. نتایج این مقاله نشان می‌دهد انسان و شامپانزه نیاکان مشترک داشته‌اند.[۲۹]

    شواهد فسیل‌شناسی[ویرایش]

    سنگواره‌های گردآوری شده از انسان‌سایان نشان می‌دهد که در طول زمان به تدریج ستون فقرات آنان صاف شده، حجم مغز افزایش یافته، ترکیبات صورت ظریف‌تر شده، و عضلات مربوط به جویدن هم‌زمان با تغییر وضعیت دندان‌ها کمتر شده‌است. سنگواره‌های بسیار زیادی از اجداد انسان در دوره‌های مختلف تاریخی جمع‌آوری شده که می‌توان فهرستی از سنگواره‌های مشهورتر را در صفحه فهرست سنگواره‌های مشهور انسان در ویکی‌پدیا فارسی مشاهده نمود. همچنین می‌توان فهرستی از سنگواره‌های انسان همراه با توضیحات علمی مربوط به آن را در وب گاه موزه ملی تاریخ طبیعی (آمریکا) مشاهده نمود.[۳۰]

    دیگر شواهد[ویرایش]

    علاوه بر شواهد ژنتیکی و فسیل شناسی، شواهد دیگری نیز در آناتومی بدن انسان وجود دارد که نشان دهنده فرگشت انسان در طول تاریخ است.

    در نخستی‌سانان عالی، دُم در لگن خاصره به صورت استخوان خاجی گنجانده شده‌است. تمام مهره داران حداقل در مدتی از زندگی خود دارای دُم هستند. در انسان‌های خردمند امروزی، دُم به مدت چهار هفته در طول مراحل کارنگی هفته‌های ۱۴ تا ۲۲ دورهٔ جنینی وجود دارد.[۳۱] انسان‌های خردمند امروزی دارای پلک سوم می‌باشند که کارایی ندارد. انسان‌ها همچنین دارای عضلات خارجی گوش هستند[۳۲] که حیوانات از آن‌ها برای چرخاندن و کنترل گوش‌ها به صورت مستقل از سر استفاده می‌کنند تا بتوانند بر صداهای خاصی متمرکز شوند. انسان‌ها هنوز باقی‌مانده‌هایی از چنین عضلاتی را دارند ولی این عضلات در طول روند فرگشت ضعیف شده‌اند به گونه‌ای که فقط قادرند گوش‌های انسان را کمی تکان دهند.[۳۳]

    ماهیچه کف‌پایی در انسان نیز شاهدی است بر فرگشت انسان‌های خردمند امروزی. این ماهیچه در حیوانات برای گرفتن و کنترل اشیاء با پاهایشان استفاده می‌شود و به آن‌ها این قابلیت را می‌دهد که از پاهایشان مانند دست‌هایشان برای گرفتن اشیا استفاده کنند. در انسان‌ها نیز این عضله وجود دارد ولی در فرایند فرگشت چنان کارایی خود را از دست داده‌است که امروزه پزشکان هنگام نیاز به بافت‌های ترمیمی برای سایر قسمت‌های بدن آن را خارج و از آن استفاده می‌کنند. این عضله چنان برای بدن انسان بی‌اهمیت شده که ۹٪ انسان‌های امروزی بدون آن متولد می‌شوند.[۳۴] مدرک دیگری بر فرگشت اندام ژاکوبسون است که بخشی از کالبد حیوانات می‌باشد. ریشهٔ این اندام را در انسان می‌توان در پیشینهٔ جنسی انسان‌ها در ماقبل تاریخ جستجو کرد. این اندام که در مجرای بینی واقع است، فرومون‌ها را که مواد شیمیایی تحریک‌کنندهٔ جنسی، هشدار دهنده یا یابندهٔ غذا هستند، ردیابی می‌کند. این اندام به حیوانات اجازه می‌دهد که هم‌نوعانشان را برای جفت‌گیری یا اعلام خطر تعقیب کنند. انسان‌ها با اندام ژاکوبسون به دنیا می‌آیند، ولی قابلیت‌های این اندام در مراحل اولیهٔ پس از تولد رفته رفته کم می‌شود تا جایی که دیگر استفاده‌ای ندارد.[۳۵] در مواردی برای اندام‌هایی که به عنوان اندام‌های زائد شناخته می‌شدند کاربردهایی پیدا شده‌است.[۳۶] دندان‌های عقل دلایل دیگری بر فرگشت انسان هستند. نیاکان انسان به مقدار زیادی از گیاهان تغذیه می‌کردند و نیاز داشتند تا مقادیر زیادی از گیاهان را در طول یک روز با سرعتی کافی بخورند تا بتوانند مواد مورد نیاز بدنشان را تأمین کنند. این موضوع خصوصاً زمانی اهمیت داشت که بدن انسان قابلیت هضم سلولز به میزان کافی را نداشت. هنگامی که عادات غذایی بشر تغییر کرد، آروارهٔ انسان کوچک‌تر شد و دیگر نیازی به دندان آسیای سوم یا دندان عقل نبود.[۳۷]

    در آوریل ۲۰۱۵ (اردیبهشت ۱۳۹۴) نتایج پژوهشی انتشار یافت که بیرون‌زدگی دیسک بین‌مهره‌ای که می‌تواند باعث کمردردهای مزمن شود در افرادی بیشتر دیده می‌شود که شکل مهره‌های کمر آن‌ها به مهره‌های شمپانزه‌ها و اورانگوتان‌ها شباهت بیشتری دارد؛ به عبارت دیگر مهره‌های کمر این افراد از نگاه فرگشتی کمتر برای راه رفتن روی دو پا تطبیق پیدا کرده‌است. یکی از توضیحاتی که در این باره ارائه شده این است که در مسیر فرگشت از موجودی چهار دست و پا به انسان دو پا، فشار بر روی ستون مهره‌ها افزایش یافته‌است. نتایج این پژوهش این فرضیه را که کمردرد ممکن است منشأ فرگشتی داشته باشد تقویت می‌کند. شیوع بیماری‌های ستون فقرات در انسان بیشتر از نخستی‌ها است.[۳۸][یادداشت ۱]

    پیش از انسان[ویرایش]

    فرگشت کپی‌های بزرگ[ویرایش]

    تاریخچهٔ فرگشت نخستی‌سانان به ۶۵ میلیون سال پیش بازمی‌گردد.[۳۹] قدیمی‌ترین گونهٔ پستاندار شبیه به نخستی‌سانان،[۴۰] آداپیس‌نما، ابتدا در آمریکای شمالی می‌زیست و بعدها در شرایط آب و هوایی گرمسیری دورهٔ پالئوسن و ائوسن در اوراسیا و آفریقا پراکنده گردید. نخستی‌سانان اولیه با توجه به شواهد موجود[۴۱] در اوراسیا رشد و نمو پیدا کردند و این دودمان که بعدها منجر به پیدایش کپی‌های آفریقایی و انسان‌ها گردید، از اروپا و آسیای غربی به سمت جنوب به طرف آفریقا مهاجرت کردند. آن بخشی از جمعیت آنان، که بیشتر سنگواره‌های آنان در لایه‌های بالایی دورهٔ ایوسن و لایه‌های پایینی دورهٔ الیگوسن در نزدیکی شهر فیوم مصر یافت شده‌است، در واقع نیاکان تمام گونه‌های زنده لمور در ماداگاسکار، چشم‌گرد تنبل در آسیای جنوب شرقی، شب‌دوست در آفریقا، راست‌بینیان یا میمون‌های بر قدیم، میمونان: میمون‌های بر جدید، کپی‌های بزرگ و انسان‌های خردمند امروزی محسوب می‌شوند.

    قدیمی‌ترین میمون بر قدیم شناخته شده کامویاکپی است که قدمت سنگواره‌های یافت شدهٔ آن در لایه‌های بالایی دورهٔ الیگوسن در نواحی شمال کنیا ۲۴ میلیون سال برآورد می‌شود.[۴۲] گمان می‌رود که نیای این میمون بر قدیم، گونه‌ای نزدیک به آجیپتوکپی، پراپلیوکپی و پاراکپی باشد که در حدود ۳۵ میلیون سال پیش در فیوم می‌زیسته‌است.[۴۳] در سال ۲۰۱۰ میلادی، با معرفی سعدان که تخمین زده شده حدود ۲۸ تا ۲۹ میلیون سال پیش می‌زیسته‌است، به عنوان گونه‌ای نزدیک به آخرین نیای مشترک راست‌بینیان، جای خالی موجود در دوره‌ای ۱۱ میلیون ساله در سنگواره‌های گردآوری شده پر شد.[۴۴]

    تنوع انواع درخت زی میمون‌های بر قدیم و کپی‌ها در شرق آفریقا در اوایل دورهٔ میوسن، حدود ۲۲ میلیون سال پیش، نشانگر تاریخچه‌ای طولانی از پراکنده شدن گونه‌ها از زمان‌های پیشتر از آن است. سنگواره‌هایی که از ۲۰ میلیون سال پیش به جا مانده‌اند شامل تکه‌هایی هستند که به ویکتوریاکپی، قدیمی‌ترین میمون‌های بر قدیم نسبت داده می‌شوند. از میان سرده‌هایی از دودمان کپی‌ها که گمان می‌رود تا ۱۳ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند می‌توان به پروکنسول، رنگواکپی، دندروکپی، لیمنوکپی، ناچولاکپی، اکواتوریوس، نیانزاکپی، افروکپی، هلیوکپی، و کنیاکپی که همگی در شرق آفریقا می‌زیسته‌اند اشاره کرد. وجود گونه‌هایی غیر از میمونان بر قدیم در اواسط دوره میوسن و در مناطقی دور از هم، مانند اوتاوی کپی که سنگوارهٔ آن در رسوبات غارهای نامیبیا پیدا شده و پیرول کپی و درایوکپی که در فرانسه، اسپانیا و اتریش یافت شده‌اند حکایت از تنوع فراوان این گونه‌ها در آفریقا و مناطق مدیترانه در آب و هوای نسبتاً گرم و نامتغیر اوایل و اوسط دورهٔ میوسن دارد. جدیدترین گونه از خانوادهٔ انسان‌سایان در دورهٔ میوسن، اوپروکپی نام دارد که ۹ میلیون سال پیش می‌زیسته‌است و سنگوارهٔ آن در بسترهای زغال سنگ در ایتالیا یافت شده‌است.

    شواهد مولکولی نشان می‌دهد که گیبون‌ها حدوداً ۱۲ تا ۱۸ میلیون سال پیش از کپی‌های بزرگ جدا شدند و اورانگوتان‌ها ۱۲ میلیون سال پیش از کپی‌های بزرگ جدا شدند. هنوز سنگواره‌ای که بتوان با کمک آن نیاکان گیبون‌ها را (که ممکن است محل پیدایش آن‌ها از جمعیت‌های انسان‌سایان جنوب شرق آسیا بوده باشد) مستند کرد، یافت نشده‌است. اما در مورد اورانگوتان‌ها، می‌توان سیواکپی در هند و گریفوکپی در ترکیه را که ۱۰ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند به عنوان نیاکان آن‌ها برشمرد.[۴۵]

    جدا شدن دودمان انسان از سایر کپی‌های بزرگ[ویرایش]


    از گونه‌های ناکالی کپی که سنگواره‌های آن در کنیا و اورانوکپی که سنگواره‌های آن در یونان یافت شده‌است، می‌توان به عنوان گونه‌های نزدیک به آخرین نیای مشترک گوریل‌ها، شامپانزه‌ها و انسان‌ها نام برد. شواهد مولکولی نشان می‌دهد که بین ۴ تا ۸ میلیون سال پیش، ابتدا گوریل‌ها و سپس شامپانزه‌ها از دودمانی که در نهایت به انسان‌های خردمند امروزی انجامید، جدا شدند. از نظر مقایسهٔ چندریختی تک-نوکلئوتید تقریباً ۹۸٫۴ درصد دی ان ای انسان با دی ان ای شامپانزه یکسان است. سنگواره‌های گردآوری شده از گوریل‌ها و شامپانزه‌ها محدود است. از جمله دلایل این موضوع، می‌توان به شرایط نامطلوب جغرافیای محل زندگی آنان (خاک جنگل‌های بارانی اسیدی است و استخوان را حل می‌کند) و خطای نمونه‌برداری اشاره کرد.

    سایر انسان‌ساییان احتمالاً همراه با گونه‌های دیگر جانوران مانند بزکوهی، سگ، خوک، کفتار، فیل و اسب، به تدریج با آب و هوای خشک‌تر مناطق خارج از محدودهٔ نوار استوا تطبیق پیدا کردند. از حدود ۸ میلیون سال پیش، نوار استوایی (از نظر تقسیم‌بندی آب و هوایی) شروع به کوچک‌تر شدن کرده‌است. سنگواره‌های گونه‌های دودمان انسان پس از جدا شدن از شامپانزه‌ها امروزه نسبتاً به خوبی شناخته شده‌اند.

    قدیمی‌ترین آنان ساحل‌مردم چادی، که ۷ میلیون سال پیش و اررین توگنی که ۶ میلیون سال پیش می‌زیستند، هستند و پس از آنان سرده‌های زیر می‌زیستند:

    سردهٔ انسان[ویرایش]


    انسان خردمند امروزی تنها گونهٔ بازمانده از سردهٔ انسان است. در حالی که برخی گونه‌های منقرض شدهٔ انسان‌ها را می‌توان به عنوان نیاکان انسان‌های خردمند امروزی برشمرد، بسیاری دیگر احتمالاً تنها «خویشاوندان» ما بوده‌اند که از شاخه‌هایی از نیاکان ما جدا شده‌اند.[۴۶][۴۷] هنوز اجماعی بر اینکه کدامیک از این گروه‌ها را باید به عنوان گونه‌های مجزا و کدامیک را به عنوان زیر گونه برشمرد، وجود ندارد. در برخی موارد این امر به دلیل کمیابی سنگواره‌ها و در برخی موارد به دلیل تفاوت‌های جزئی در سیستم‌های طبقه‌بندی گونه‌ها برای سردهٔ انسان می‌باشد.[۴۷] نظریه پمپ صحرای آفریقا یک توضیح محتمل برای گوناگونی اولیه سردهٔ انسان ارائه می‌دهد.

    شواهد باستان‌شناسی و دیرین‌شناسی، امروزه این امکان را می‌دهد که تا حدودی در مورد رژیم غذایی گونه‌های متفاوت انسان استنباط نمود و نقش رژیم غذایی را در تکامل فیزیکی و رفتاری انسان‌ها مطالعه کرد.[۳۷][۴۸][۴۹][۵۰][۵۱]

    انسان ماهر و انسان گاتنگی[ویرایش]

    انسان ماهر از ۲٫۴ تا ۱٫۴ میلیون سال پیش می‌زیسته‌است. انسان ماهر در اواخر دورهٔ پالئوسن یا اوایل دورهٔ پلیستوسن، بین ۲٫۵ تا ۲ میلیون سال پیش، در جنوب و شرق آفریقا با جدا شدن از جنوبی‌کپی‌ها تکامل پیدا کرده‌است. انسان ماهر دندان‌های آسیای کوچکتر و مغز بزرگتری از جنوبی‌کپی‌ها داشته و ابزارهایی از سنگ و احتمالاً استخوان‌های حیوانات می‌ساخته‌است. به دلیل استفاده از ابزار سنگی توسط این گونه که یکی از نخستین گونه‌های شناخته شدهٔ کپی‌هاست، کاشف آن، لوییس لیکی، نام مستعار «مرد ابزارکار» را برای آن برگزید. برخی از دانشمندان به دلیل اینکه اسکلت این گونه از نظر ریخت‌شناسی به گونه‌های درخت‌زی بیشتر شباهت دارد تا گونه‌های دوپایان، پیشنهاد کرده‌اند که این گونه‌ها از سردهٔ انسان به سردهٔ جنوبی کپی منتقل شوند.[۵۲]

    انسان ماهر تا قبل از ماه می‌سال ۲۰۱۰ میلادی به عنوان اولین گونه از سردهٔ انسان پنداشته می‌شد، تا اینکه در این زمان سنگوارهٔ گونه‌ای جدید از انسان به نام «انسان گاتنگی» در آفریقای جنوبی کشف شد که به احتمال فراوان پیش از انسان‌های ماهر می‌زیسته‌است.[۵۳]

    انسان رودولفی و انسان گرجی[ویرایش]

    این‌ها اسامی پیشنهاد شده برای گونه‌های مربوط به سنگواره انسان‌هایی هستند که حدود ۱٫۹ تا ۱٫۶ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند و ارتباطشان با انسان ماهر هنوز به درستی مشخص نیست.

    انسان کارورز و انسان راست‌قامت[ویرایش]

    اولین سنگواره‌های انسان راست‌قامت توسط اوژن دوبوا، پزشک هلندی، در سال ۱۸۹۱ میلادی در جزیرهٔ جاوه کشور اندونزی پیدا شد. او ابتدا این گونه را بر اساس ویژگی‌های ریخت‌شناسی آن که حالتی بینابینی بین انسان‌ها و کپی‌ها داشت، انسان بوزینهٔ راست قامت نام نهاد.[۵۷] انسان راست‌قامت بین ۱٫۷ میلیون تا ۷۰٫۰۰۰ سال سال پیش می‌زیسته‌است (که می‌توان نتیجه‌گیری کرد که در جریان فوران آتشفشان توبا از صفحهٔ روزگار محو شده‌است و از آن تنها گونه‌های انسان راست‌قامت سولویی و انسان راست‌قامت فلورسی به جا ماندند). اغلب از انسان‌های مرحله اولیه این دوره به عنوان گونه‌ای مجزا به نام انسان کارورز یا زیرگونه‌ای از انسان راست‌قامت با عنوان انسان راست‌قامت کارورز یاد می‌شود.

    گمان می‌رود که در اوایل دورهٔ پلیستوسن، ۱٫۵ تا ۱ میلیون سال پیش، جمعیتی از انسان‌های ماهر با افزایش حجم مغز تکامل پیدا کردند و موفق به ساخت ابزارهای سنگی پیشرفته تری شدند؛ این تغییرات و پاره‌ای دیگر از شواهد به گونه‌ای است که انسان‌شناسان را متقاعد کرده‌است که این گونهٔ تکامل یافته از انسان‌های ماهر را به عنوان گونه‌ای جدید به نام انسان راست‌قامت طبقه‌بندی کنند.[۵۸] در این گونه زانوهای قفل شونده تکامل پیدا کرده‌است و محل سوراخ بزرگ پس‌سری (سوراخی که طناب نخاعی از آن وارد جمجمه می‌شود) نیز عوض شده‌است. این گونه احتمالاً اولین گونه‌ای بوده‌است که گوشت را برای خوردن می‌پخته‌است.

    سنگوارهٔ مشهوری از انسان‌های راست‌قامت، سنگوارهٔ انسان پکن است؛ نمونه‌های دیگری نیز در آسیا (به ویژه در اندونزی)، آفریقا، و اروپا یافت شده‌اند. امروزه بسیاری از دیرینه شناسان از واژهٔ انسان کارورز برای بخشی از این گونه که در خارج از قارهٔ آسیا می‌زیستند استفاده می‌کنند و واژهٔ انسان راست‌قامت را برای آن بخشی که در آسیا می‌زیسته‌اند و مشخصات اسکلتی و دندان‌های آن‌ها اندکی با انسان‌های کارورز تفاوت داشته‌است، به کار می‌برند.

    انسان سپرانن سیس و انسان پیشگام[ویرایش]

    این گونه‌ها به عنوان گونه‌های بینابینی که در فاصله بین انسان‌های راست‌قامت و انسان‌های هایدلبرگی می‌زیسته‌اند، شناخته می‌شوند.

    انسان هایدلبرگی[ویرایش]

    انسان هایدلبرگی (مرد هایدلبرگ) حدوداً بین ۶۰۰٫۰۰۰ تا ۳۵۰٫۰۰۰ سال پیش می‌زیسته‌است. از این گونه به عنوان انسان خردمند هایدلبرگی نیز نام برده می‌شود.[۶۲]

    انسان رودزیایی و جمجمهٔ گویس[ویرایش]

    نئاندرتال و انسان‌تبار دنیسووا[ویرایش]

    انسان نئاندرتال که از آن با عنوان انسان خردمند نئاندرتال نیز نام برده می‌شود،[۶۴] بین ۴۰۰٫۰۰۰[۶۵] تا ۳۰٫۰۰۰ سال پیش در اروپا و آسیا می‌زیسته‌است. شواهد مربوط به توالی دی‌ان‌ای میتوکندریایی نشان دهندهٔ آن است که هیچ شارش ژن عمده‌ای بین انسان نئاندرتال و انسان خردمند امروزی رخ نداده‌است که می‌توان نتیجه‌گیری کرد که این دو، دو گونهٔ مجزا بوده‌اند که نیاکان مشترکی در حدود ۶۶۰٫۰۰۰ سال پیش داشته‌اند.[۶۶][۶۷][۶۸] به هر حال، توالی یابی ژن نئاندرتال‌ها که در سال ۲۰۱۰ میلادی انجام شد، نشان داد که نئاندرتال‌ها با انسان‌های به‌کالبد امروزی در حدود ۸۰٫۰۰۰ تا ۴۵٫۰۰۰ سال پیش (زمان تقریبی که انسان‌های امروزی به خارج از آفریقا مهاجرت کردند ولی قبل از اینکه در اروپا، آسیا و جاهای دیگر پراکنده شوند)آمیزش داشته‌اند.[۶۹] بین ۱ تا ۴ درصد دی‌ان‌ای تقریباً تمام انسان‌های غیر آفریقایی امروزی از دی‌ان‌ای نئاندرتال تشکیل شده‌است.[۶۹] این دستاورد با مطالعات اخیر که نشان می‌دهد انشعاب برخی از الل‌های انسان به یک میلیون سال پیش بازمی‌گردد سازگار است، هرچند که تفسیر نتایج این مطالعات مورد سؤال قرار گرفته‌است.[۷۰][۷۱] رقابت با انسان‌های خردمند امروزی احتمالاً در انقراض نئاندرتال‌ها نقش داشته‌است.[۷۲][۷۳] انسان‌های خردمند امروزی و نئاندرتال‌ها برای مدت ۱۰٫۰۰۰ سال در اروپا به‌طور هم‌زمان می‌زیسته‌اند.[۷۴]

    در سال ۲۰۰۸ میلادی، باستان‌شناس‌هایی که در غار دنیسووا در کوه‌های آلتای سیبری کار می‌کردند، بخشی از یک استخوان کوچک مربوط به انگشت پنجم یک نوجوان مربوط به گونه‌ای از انسان را کشف کردند که اکنون با عنوان انسان‌تبار دنیسووا شناخته می‌شود.[۷۵] وسایلی از جمله یک دستبند که در آن غار پیدا شده، مربوط به ۴۰٫۰۰۰ سال پیش می‌باشد. به دلیل هوای سرد آن غار، دی‌ان‌ای موجود در قطعه سنگواره سالم مانده بود در نتیجه هم دی‌ان‌ای میتوکندریایی و هم دی‌ان‌ای ژنوم هسته‌ای در توالی سنجی بررسی شد.[۱۰][۷۶]

    با وجودی که سرآغاز انشعاب دی‌ان‌ای میتوکندریایی انسان‌تبار دنیسووا به‌طور غیرمنتظره‌ای به زمان‌های قدیم بازمی‌گردد،[۷۷] ولی توالی سنجی کامل ژنتیکی نشان دهندهٔ آن است که انسان‌تبار دنیسووا نیز به همان دودمان نئاندرتال تعلق دارد که زمان جدایی آن از گونهٔ نئاندرتال اندکی پس از این بوده که شاخهٔ نئاندرتال از شاخهٔ منتهی به انسان‌های خردمند امروزی جدا شده‌است.[۱۰] می‌دانیم که انسان‌های امروزی در حدود ۱۰٫۰۰۰ سال در اروپا با نئاندرتال‌ها در کنار هم می‌زیسته‌اند و کشف انسان‌تبار دنیسووا نیز این احتمال را مطرح کرد که این سه گونه یعنی انسان خردمند امروزی، نئاندرتال‌ها و انسان‌تبار دنیسووا، در دوره‌ای به‌طور هم‌زمان می‌زیسته‌اند. سوانت پابو، زیست‌شناس سوئدی، بیان کرده که وجود این زیر شاخه، تصویر زندگی انسان‌ها را در اواخر دورهٔ پلیستوسن پیچیده‌تر می‌کند.[۷۵] همچنین شواهد نشان می‌دهد که امروزه حدود ۶ درصد از ژن‌های مردم ملانزی از طرف انسان‌تبار دنیسووا می‌آید که این امر حکایت از آمیزش محدود انسان‌تبار دنیسووا با انسان خردمند امروزی در جنوب شرق آسیا دارد.[۷۸]

    الل‌هایی که گمان می‌رود از نئاندرتال‌ها و انسان‌تبار دنیسووا سرچشمه گرفته باشد در محل‌های مختلفی از ژن‌های انسان‌های خردمند امروزی خارج از قارهٔ آفریقا یافت شده‌است. انواع آنتی ژن لکوسیت انسان (HLA) که از طرف نئاندرتال‌ها و انسان‌تبار دنیسووا آمده‌اند بیش از نیمی از الل‌های HLA مردم امروزی اوراسیا را تشکیل می‌دهند.[۱۲]

    انسان فلورسی[ویرایش]

    انسان فلورسی که بین ۱۰۰٫۰۰۰ تا ۱۲٫۰۰۰ سال پیش می‌زیسته‌است، گاهی به طنز هابیت هم نامیده شده‌است که دلیل آن اندام کوچک این انسان به خاطر کوتولگی ناشی از انزوا می‌باشد.[۷۹] انسان فلورسی یک گونهٔ شگفت‌انگیز هم از نظر اندازه و هم از نظر زمان زیست می‌باشد و از آن می‌توان به عنوان نمونه‌ای از گونه‌های اخیر سردهٔ انسان یاد کرد که خصوصیات تکامل یافتهٔ آن مشابه انسان‌های امروزی نیست. به عبارت دیگر، انسان فلورسی دارای نیاکان مشترک با انسان خردمند امروزی بوده‌است ولی پس از جدایی از شاخهٔ انسان‌های امروزی، مسیر تکاملی جداگانه‌ای را طی کرده‌است. مهم‌ترین اکتشاف در این مورد، سنگوارهٔ زنی ۳۰ ساله‌است که در سال ۲۰۰۳ میلادی کشف شد و قدمت آن ۱۸٫۰۰۰ سال تعیین شده‌است. این زن، یک متر قد داشته و حجم جمجمهٔ آن تنها ۳۸۰ سانتی‌متر مکعب بوده‌است. (این حجم از حجم مغز شامپانزه نیز کوچکتر است و در حدود یک سوم حجم مغز انسان‌های امروزی می‌باشد)

    هم اکنون بحث‌هایی بین دانشمندان در جریان است راجع به این که آیا انسان فلورسی در واقع یک گونهٔ مجزا محسوب می‌شود یا نه.[۸۰] برخی از دانشمندان بر این باورند که انسان فلورسی نوعی کوتوله (با دید آسیب‌شناسی) از انسان خردمند امروزی بوده‌است.[۸۱] این فرضیه تا حدودی دارای پشتوانه‌است زیرا مردمی که هم‌اکنون در فلورس، محلی که اسکلت انسان فلورسی در آن یافت شده‌است، زندگی می‌کنند دارای قد کوتاه هستند. مسئله دیگر در مورد انسان فلورسی نیز این است که سنگوارهٔ آن همراه با ابزارهایی که به انسان‌های امروزی نسبت داده می‌شود، یافت شده‌است.[۸۱]

    فرضیه اینکه انسان فلورسی دچار کوتولگی از دید آسیب‌شناسی بوده‌است، قادر به توضیح برخی ویژگی‌های انسان فلورسی که نه تنها شبیه انسان امروزی نبوده بلکه بیشتر به نیاکان قدیمی سردهٔ انسان شبیه‌است، نمی‌باشد. علاوه بر مشخصات جمجمه، این ویژگی‌ها شامل شکل استخوان‌های مچ، ساعد، بازو، زانو و پاها می‌گردد.

    انسان خردمند امروزی[ویرایش]

    انسان خردمند امروزی از حدود ۲۵۰٫۰۰۰ هزار سال پیش تاکنون می‌زیسته‌است. بین ۴۰۰٫۰۰۰ هزار سال پیش تا دومین دورهٔ بین یخبندانی در اواسط دورهٔ پلیستوسن، حدود ۲۵۰٫۰۰۰ هزار سال پیش، با پیدایش روند افزایش حجم جمجمه و پیشرفت در ساخت ابزار سنگی، زمینه برای فرگشت انسان خردمند امروزی از انسان راست‌قامت مهیا شد. شواهد مستقیم نشان می‌دهد که گروهی از انسان‌های راست‌قامت ابتدا به خارج از آفریقا مهاجرت نمودند و باقی آنان که در آفریقا مانده بودند منجر به پیدایش انسان خردمند امروزی شدند. مهاجرت‌های بعدی انسان خردمند امروزی در سطح قارهٔ آفریقا و به خارج از آن سرانجام باعث شد تا این گونه به تدریج جایگزین گونه‌های دیگر انسان راست‌قامت (مانند انسان نئاندرتال و انسان‌تبار دنیسووا) شود که زودتر به خارج از آفریقا کوچ کرده بودند. از این نظریه مهاجرت و پیدایش انسان امروزی غالباً با عنوان نظریهٔ «خروج از آفریقا» یاد می‌شود. به هر حال شواهد موجود نفی‌کنندهٔ فرگشت در نواحی مختلف یا برخی‌آمیزش‌های انسان خردمند امروزی پس از مهاجرت به سرزمین‌های جدید با جمعیت‌های انسانی موجود در آن سرزمین‌ها نیست. این موضوع هم‌اکنون یک بحث داغ در علم دیرین‌مردم‌شناسی است.

    پژوهش‌های اخیر ثابت کرده‌است که انسان‌ها از نظر ژنتیکی بسیار یکدست هستند یا به عبارت دیگر دی‌ان‌ای افراد مختلف در انسان بیشتر از حد معمول در سایر گونه‌ها به یکدیگر شبیه‌است. این امر را می‌توان ناشی از تکامل نسبتاً جدید در انسان یا ایجاد یک گلوگاه جمعیت حاصل از بلایای طبیعی همچون فوران آتشفشان توبا دانست.[۸۲][۸۳] به هر حال در انسان‌های خردمند امروزی نیز ویژگی‌های ژنتیکی مشخص در هر جمعیت وجود دارد که عمدتاً ناشی از مهاجرت گروه‌های کوچک از انسان خردمند امروزی در طول زمان به مناطق دارای شرایط آب و هوایی جدید می‌باشد. این خصوصیات تطابق یافته با محیط با اینکه بخش کوچکی از ژن انسان را تشکیل می‌دهد ولی شامل ویژگی‌های مختلف بیرونی همچون رنگ پوست و شکل بینی و ویژگی‌های درونی مانند قابلیت تنفس مؤثرتر در ارتفاعات، می‌گردد.

    انسان خردمند ایدالتو زیرگونه‌ای منقرض شده از انسان خردمند امروزی است که در حدود ۱۶۰٫۰۰۰ سال پیش در اتیوپی می‌زیسته‌است.

    استفاده از ابزار[ویرایش]

    بهره‌گیری از ابزارها، خود، نشانه‌ای از هوشمندی است، پژوهشگران بر این باورند که کاربرد ابزار می‌تواند عامل محرک بخش‌های ویژه‌ای از تکامل انسان، به ویژه افزایش ادامه دار حجم مغز، تلقی گردد. با توجه به اینکه مغز انسان درصد قابل توجهی از انرژی بدن را مصرف می‌کند، نیاز انسان‌ها در طول زمان و با افزایش حجم مغز به استفاده از غذاهای پرانرژی تر بیشتر شد. افزایش استفاده از ابزار به انسان‌ها این امکان را داد که بتوانند فراورده‌های گوشتی پرانرژی تری را از راه شکار به دست آورند و همچنین بتوانند گیاهان پرانرژی تر را پرورش دهند. پژوهشگران این مسئله را مطرح کرده‌اند که انسان‌سایان اولیه از نظر تکاملی تحت فشار بوده‌اند و مجبور به افزایش قابلیت‌های خود برای ساخت و استفاده از ابزار شده‌اند.[۸۴]

    اینکه انسان‌های اولیه از چه زمانی شروع به استفاده از ابزار نموده‌اند به سادگی قابل تعیین نیست. به دلیل اینکه هرچه این ابزارها ابتدایی تر باشند (مانند سنگ‌های دارای گوشه‌های تیز)، تشخیص دادن اینکه آن‌ها طبیعی هستند یا ساختهٔ دست انسان، دشوارتر است. شواهدی در دست است مبنی بر اینکه ممکن است جنوبی‌کپی‌ها (۴ میلیون سال پیش) از استخوان‌های شکسته به عنوان ابزار استفاده می‌کرده‌اند ولی این موضوع مورد بحث است.[۸۵]

    باید توجه نمود که بسیاری از گونه‌ها ابزار می‌سازند و از آن استفاده می‌کنند، ولی ساخت و استفاده از ابزارهای پیچیده‌تر حیطه‌ای در تسلط انسان هاست. قدیمی‌ترین ابزارهای شناخته شده، «ابزارهای سنگی الدوایی» هستند که در اتیوپی پیدا شده‌اند و مربوط به ۲٫۶ تا ۲٫۵ میلیون سال پیش می‌باشند که این زمان قبل از پیدایش نخستین گونه‌های سردهٔ انسان است. امروزه هیچ شواهدی در دست نیست که گونه‌هایی از انسان‌ها ۲٫۵ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند. سنگواره‌ای از انسان که در نزدیکی این ابزارها پیدا شده‌است و مربوط به ۲٫۳ میلیون سال پیش است، این احتمال را مطرح می‌کند که انسان‌ها این ابزارها را ساخته‌اند. البته این موضوع در حد احتمال است و هنوز شواهد قوی در این مورد وجود ندارد. برنارد وود عنوان کرده‌است که پرامردم تقریباً هم‌زمان با گونه‌های اولیه انسان در دورهٔ ساخت ابزار الدوایی می‌زیسته‌اند. هرچند که مدرک مستقیمی مبنی بر استفادهٔ پرامردم از ابزار وجود ندارد، ولی خصوصیات بدنی آنان را می‌توان به عنوان شاهد غیرمستقیمی برای قابلیت استفادهٔ آنان از ابزار در نظر گرفت. با این حال بیشتر دیرین انسان‌شناسان بر این باورند که گونه‌های اولیهٔ انسان بوده‌اند که ابزارهای الدوایی یافت شده را ساخته‌اند. آن‌ها استناد می‌کنند که همواره سنگواره‌های انسان، و نه پرامردم، در نزدیکی ابزارهای یافت شده پیدا شده‌اند.[۸۶]

    در سال ۱۹۹۴ میلادی، رندال سوسمن با استناد به وضعیت شست‌ها در دست، این بحث را مطرح کرد که هر دو سردهٔ انسان و پرامردم ابزار می‌ساخته‌اند. او استخوان‌ها و عضلات دست انسان را با شامپانزه مقایسه کرد و دریافت که انسان‌ها دارای ۳ عضله در دست هستند که شامپانزه‌ها از آن بی‌بهره‌اند. همچنین دست انسان دارای قابلیت‌های بهتری برای گرفتن اشیا نسبت به شامپانزه‌است. سوسمن نشان داد که وضعیت شست دست در انسان‌های امروزی پاسخی تکاملی به نیاز انسان برای ساخت و استفاده از ابزار بوده‌است. او همچنین عنوان داشت که بر این اساس هر دو سردهٔ انسان و پرامردم ابزارساز بوده‌اند.[۸۶]

    با توجه به شواهد موجود، ابزار سنگی نخستین بار ۲٫۶ میلیون سال پیش توسط انسان‌های ماهر استفاده گردید. این ابزار که به ابزارهای سنگی الدوایی موسوم هستند، از قسمت کردن سنگ‌های گرد توسط ضربه ساخته شده‌اند.[۸۷] ساختن این ابزار آغاز دورهٔ پارینه‌سنگی، یا عصر حجر قدیم تلقی می‌شود و پایان آن در آخر عصر یخبندان، حدود ۱۰٫۰۰۰ پیش در نظر گرفته می‌شود.

    عصر پارینه‌سنگی به سه دورهٔ دیرینه‌سنگی (اوایل عصر پارینه‌سنگی که حدود ۳۵۰٫۰۰۰ تا ۳۰۰٫۰۰۰ سال پیش پایان می‌یابد)، میان‌سنگی (میانهٔ عصر پارینه‌سنگی که تا حدود ۵۰٫۰۰۰ تا ۳۰٫۰۰۰ سال پیش طول می‌کشد)، و نوسنگی تقسیم می‌شود.

    دورهٔ بین ۷۰۰٫۰۰۰ تا ۳۰۰٫۰۰۰ سال پیش، به نام دورهٔ اشولی نیز نامیده می‌شود، زمانی که انسان کارورز تبرهای دستی بزرگی از جنس سنگ آتشزنه و کوارتزیت می‌ساخت. این تبرها در اوایل دورهٔ اشولی ظاهری نخراشیده داشتند ولی بعدها به مرور زمان با پرداخت به وسیله ضربه زدن به لبه‌های تراشه‌های سنگی شکل ظریف تری به خود گرفتند. از ۳۵۰٫۰۰۰ هزار سال پیش، روش پرداخت دقیق تر سنگ‌ها شروع به توسعه یافتن کرد به‌طوری‌که با وارد کردن یک سری ضربات متوالی به سنگ‌ها، ابزارهایی برای خراش دادن، برش زدن و حتی سوزن ساخته شدند.[۸۷] از ۵۰٫۰۰۰ سال پیش به این طرف، ابزارهای ظریف تر و تخصصی تری (مانند چاقو، تیغ و کفگیر) توسط نئاندرتال‌ها و انسان‌های مهاجر کرومانیون ساخته شد. در این دوره آن‌ها همچنین شروع به ساخت ابزارهایی از استخوان نیز نمودند.

    انسان خردمند امروزی و بحث «جهش بزرگ رو به جلو»[ویرایش]

    به نظر می‌رسد که روند استفاده از ابزار سنگی تا حدود ۴۰٬۰۰۰–۵۰٬۰۰۰ سال پیش به صورت پلکانی بوده‌است. در هر مرحله (انسان ماهر، انسان کارورز، انسان نئاندرتال) استفاده از ابزار سنگی به صورت پیشرفته تری از مرحلهٔ قبل آغاز شده‌است، ولی بعد از شروع هر مرحله، توسعهٔ بیشتر ابزارها کند بوده‌است. این گونه‌های انسان از لحاظ فرهنگی محافظه کار بوده‌اند، ولی از ۵۰٫۰۰۰ سال پیش، فرهنگ مدرن انسان شروع به رشد با سرعت بیشتری نمود. جارد دایموند، نویسندهٔ کتاب سومین شامپانزه، و سایر انسان‌شناسان این موضوع را «جهش بزرگ رو به جلو» می‌نامند.

    انسان‌های مدرن شروع کردند به دفن کردن مردگانشان، استفاده از پوست حیوانات برای پوشش، شکار با استفاده از روش‌های ماهرانه تر (مانند استفاده از چاله به عنوان دام یا هدایت حیوانات به سمت پرتگاه‌ها) و ایجاد غارنگاره‌ها.[۸۸] با پیشرفت فرهنگ انسان‌ها، جمعیت‌های مختلف انسان‌ها شروع به نوآوری در فناوری‌های موجود نمودند. در این زمان نوعی تنوع در ساخت مصنوعاتی مانند قلاب ماهیگیری، دکمه و سوزن استخوانی بین جمعیت‌های مختلف انسان دیده می‌شود، چیزی که در جوامع انسانی قبل از ۵۰٫۰۰۰ سال پیش مشاهده نشده‌است. به‌طور کلی، جوامع انسان‌های نئاندرتال تنوع چندانی در تولید مصنوعاتشان نشان نداده‌اند.

    انسان‌شناسان مواردی چون تخصصی نمودن ابزارها، استفاده از زیورآلات و تصاویر (مانند نقاشی در غارها)، سازماندهی فضای زندگی، تشریفات (مانند خاک سپاری همراه با هدایا)، روش‌های تخصصی شکار، کاوش مناطق جغرافیایی جدید، و ایجاد شبکه‌های معاملهٔ پایاپای را به عنوان نمونه‌های بارز از رفتار نوین انسان‌ها می‌دانند. اینکه آیا پیدایش رفتار نوین در انسان‌ها به صورت «انقلابی» بوده یا به تدریج اتفاق افتاده، مورد بحث است.[۸۹]

    مدل‌هایی در مورد پیدایش انسان[ویرایش]

    امروزه تمام انسان‌هایی که روی کرهٔ زمین زندگی می‌کنند به گونهٔ انسان خردمند امروزی تعلق دارند. اما بنا بر مدل «خروج از آفریقا»، این گونه اولین گونه از انسان‌ها نبوده‌است. نخستین گونه از سردهٔ انسان، انسان ماهر بوده‌است که در حدود بیش از ۲ میلیون سال پیش در آفریقا تکامل یافته‌است. آنان در زمان نسبتاً کوتاهی در نواحی مختلف آفریقا پراکنده شدند. انسان راست‌قامت پیش از ۱٫۸ میلیون سال پیش تکامل پیدا کرد و تا ۱٫۵ میلیون سال پیش در تمام دنیای قدیم پراکنده شده بود.

    برخی انسان‌شناسان معتقدند جوامع انسانی امروزی صرفاً در شرق آفریقا تکامل یافتند، گونه‌زایی کردند، و سپس به خارج از آفریقا کوچ نمودند و جایگزین جمعیت‌های اوراسیا شدند (این فرضیه به مدل خروج از آفریقا یا «جایگزینی کامل» معروف است). برخی دیگر از انسان‌شناسان اعتقاد دارند انسان‌ها به صورت یک جمعیت ولی در ارتباط تنگاتنگ با هم در نقاط مختلف تکامل پیدا کردند (این نظریه به فرضیه چند ناحیه‌ای معروف است).

    مدل خروج از آفریقا[ویرایش]

    بر پایهٔ مدل خروج از آفریقا، که توسط کریس استرینگر و پیتر اندروز ارائه شده‌است، انسان خردمند ۲۰۰٫۰۰۰ سال پیش در آفریقا تکامل پیدا کرد. انسان‌های خردمند بین ۷۰٫۰۰۰ تا ۵۰٫۰۰۰ سال پیش شروع به مهاجرت به بیرون از قارهٔ آفریقا کردند و سرانجام جایگزین گونه‌های موجود انسان‌سایان در اوراسیا و آسیا شدند.[۹۱][۹۲] پژوهش‌های انجام شده بر روی دی‌ان‌ای میتوکندریایی و کروموزوم Y مردانه فرضیهٔ خروج از آفریقا را تأیید می‌کنند. پس از تحلیل درخت‌های ژنتیکی که با استفاده از ۱۳۳ نوع از دی‌ان‌ای میتوکندریایی ساخته شدند، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که همهٔ آن‌ها به یک نیای مادری مشترک در آفریقا بازمی‌گردد، که او را حوای میتوکندریایی نامیدند. این حقیقت که تنوع ژنتیکی میتوکندریایی در آفریقا بیشتر از سایر جاهاست نیز پشتوانهٔ دیگری برای فرضیهٔ خروج از آفریقا محسوب می‌شود.[۹۳]

    نظریه‌های مختلفی در مورد اینکه یک مهاجرت دسته جمعی به خارج از آفریقا صورت گرفته‌است یا چندین مورد، وجود دارد. یکی از مدل‌هایی که این پراکندگی را در چند مورد می‌داند، در برگیرندهٔ نظریهٔ پراکندگی جنوبی است،[۹۵] که در سال‌های اخیر توسط شواهد ژنتیکی، زبان‌شناسی و انسان‌شناسی نیز پشتیبانی شده‌است. در این نظریه، انسان‌های نوین حدود ۷۰٫۰۰۰ سال پیش از راه سواحل شاخ آفریقا پراکنده شدند. این گروه به مسکونی شدن جنوب شرق آسیا و اقیانوسیه کمک کردند که این امر توضیح دهندهٔ اکتشاف مکان‌های باستان‌شناسی مربوط با انسان‌های اولیه در این مناطق بسیار پیشتر از این‌گونه مکان‌ها در سرزمین شام می‌باشد. موج دوم انسان‌ها از راه شبه‌جزیره سینا به آسیا کوچ کردند که منجر به پیدایش جمعیت بزرگی از انسان‌ها در اوراسیا گردیدند. این گروه دوم صنعت تولید ابزارهای پیچیده تری در اختیار داشتند و نسبت به گروه اول کمتر به منابع غذایی دریایی که آنان را محدود به زندگی ساحلی می‌کرد وابسته بودند. بیشتر شواهد مربوط به توسعهٔ گروه اول با بالا آمدن سطح آب دریا در پایان هر عصر یخبندان از بین رفته‌است.[۹۵] مدل پراکندگی چند مرحله‌ای با مطالعاتی که نشان می‌دهد جمعیت‌های اوراسیا و جمعیت‌های جنوب شرقی آسیا و اقیانوسیه همگی از یک شاخهٔ دی‌ان‌ای میتوکندریایی هستند همخوانی ندارد.[۹۶]

    یک مطالعهٔ گسترده در مورد تنوع ژنتیکی در آفریقا، نشان داد که بوشمن‌ها بیشترین تنوع ژنتیکی را در میان ۱۱۳ جمعیت مجزای مورد مطالعه دارا هستند. این موضوع نشان داد که آنان یکی از ۱۴ «خوشهٔ جمعیتی نیاکان» انسان هستند. در این پژوهش همچنین محل مبدأ مهاجرت انسان‌های مدرن در جنوب غربی آفریقا، در نزدیکی مرز ساحلی نامیبیا و آنگولا تعیین شد.[۹۷]

    بر پایهٔ نظریهٔ فوران آتشفشان توبا که برخی از انسان‌شناسان و باستان‌شناسان آن را تأیید می‌کنند، فوران ابرآتشفشان دریاچهٔ توبا در جزیرهٔ سوماترا اندونزی در حدود ۷۰٫۰۰۰ سال پیش تبعات گسترده‌ای در سطح جهان داشته‌است.[۹۸] این فوران با کشتن بیشتر انسان‌های زنده در آن زمان باعث ایجاد یک گلوگاه جمعیت شده و بر وراثت ژنتیکی تمام انسان‌های حال حاضر کرهٔ زمین اثر گذاشته‌است.[۹۹]

    مدل چند ناحیه‌ای[ویرایش]

    مدل چند ناحیه‌ای، که مدلی است مبتنی بر الگوی تکامل انسان، در سال ۱۹۸۸ میلادی توسط میلفورد ولپاف ارائه شد.[۱۰۰][۱۰۱] تکامل چند ناحیه‌ای بیان می‌دارد که تکامل انسان از ابتدای دورهٔ پلیستوسن، ۲٫۵ میلیون سال پیش، تاکنون در چهارچوب یک گونهٔ انسانی واحد، پیوسته در زمان و در سطح جهان از تکامل انسان راست‌قامت به انسان خردمند امروزی تکامل یافته، صورت گرفته‌است. بر اساس فرضیهٔ چند ناحیه‌ای، داده‌های ژنتیکی و سنگواره‌ای شواهدی بر تکامل انسان در سطح جهان هستند، و با گونه‌زایی اخیر که در فرضیهٔ خروج از آفریقا مطرح می‌شود، تناقض دارند. شواهد سنگواره‌ای برای ریچارد لیکی آنقدر کامل نبود که او بتواند این بحث را حل کند.[۱۰۲] مطالعهٔ تک‌گروه‌ها در دی‌ان‌ای میتوکندریایی و کروموزوم Y عمدتاً نظریهٔ خروج از آفریقا را تأیید کرده‌اند.[۱۰۳] همچنین شواهد مربوط به دی ان ای اتوزومی غالباً موید فرضیه خروج ار آفریقاست؛ ولی به هر حال نشانه‌هایی مبتنی برآمیزش باستانی در انسان‌های امروزی در برخی مطالعات ارائه شده‌است.[۱۰۴] توالی‌یابی‌های اخیر در مورد ژن‌های نئاندرتال[۱۰۵] و انسان‌تبار دنیسووا[۱۰۶] نشان می‌دهد که‌آمیزش‌هایی صورت گرفته‌است. انسان‌های امروزی غیرآفریقایی ۴–۲ درصد از الل‌های نئاندرتال‌ها را در ژن خود دارند و برخی ملانزی‌ها نیز %۶–۴ از الل‌های انسان‌تبار دنیسووا را دارا هستند. این شواهد بانظریهٔ خروج ار آفریقا در تناقض نیستند مگر اینکه با دید خیلی سخت گیرانه تفسیر شوند. پس از احیا گلوگاه جمعیت ناشی از فوران ابرآتشفشان توبا، یک گروه نسبتاً کوچک از آفریقا به بیرون کوچ کردند و به‌طور محدودی با نئاندرتال‌ها، احتمالاً در خاورمیانه یا حتی پیش از خروج در شمال آفریقا،آمیزش داشتند و نوادگان عمدتاً آفریقایی آنان بودند که در سراسر جهان پراکنده شدند. یک بخشی نیز، احتمالاً در جنوب شرق آسیا و پیش از آنکه در ملانزی ساکن شوند با انسان‌تباران دنیسوواآمیزش داشته‌اند.[۱۰۷] هاپلوتیپ‌های HLA که منشأ نئاندرتال و انسان‌تبار دنیسووا دارند در جمعیت‌های اوراسیایی و اقیانوسیه‌ای امروزی یافت شده‌است.[۱۲]

    فرگشت اخیر و در حال رخداد در انسان[ویرایش]

    انتخاب طبیعی در جوامع انسان‌های امروزی نیز رخ می‌دهد. موارد ثبت شده‌ای از تکامل در انسان‌های امروزی شامل طولانی شدن دورهٔ بارداری و کاهش میزان کلسترول، قند خون و فشار خون می‌باشد.[۱۰۸]

    همچنین بحث تسریع تکامل انسان پس از (و در نتیجهٔ) توسعهٔ کشاورزی و تمدن در حدود ۱۰٫۰۰۰ سال پیش نیز مطرح است. ادعا می‌شود که این موضوع باعث ایجاد تفاوت‌های اساسی ژنتیکی بین جوامع انسانی امروزی شده‌است.[۱۰۹]

    اولین انسان[ویرایش]

    از جمله پرسش‌های اساسی که در طول تاریخ ذهن بشر را به خود مشغول داشته این است که اولین انسان چه کسی بوده‌است؟ با پیشرفت‌های حاصل شده در زمینهٔ زیست‌شناسی تکاملی، امروزه می‌توان این مسئله را از نظر علمی مورد بررسی قرار داد. برای پاسخ به این پرسش باید توجه نمود که فرایند فرگشت در مورد همه موجودات و از جمله انسان فرایندی تدریجی، پیوسته و زمانبر است و در یک نسل اتفاق نمی‌افتد. ریچارد داوکینز این فرایند را به رشد انسان تشبیه می‌کند. همانگونه که شما در طول رشد نمی‌توانید دقیقاً لحظهٔ تغییر از مرحلهٔ نوزادی به مرحلهٔ کودکی یا تغییر از کودکی به نوجوانی را تعیین کنید، در فرایند فرگشت نیز نمی‌توانید دقیقاً یک موجود را از والدینش متمایز کرده، او را گونه‌ای جدید بنامید. پیدایش گونه‌ای جدید پدیده‌ای است که با گذشت زمانی طولانی و نه در یک نسل اتفاق می‌افتد؛ بنابراین پاسخ این پرسش را می‌توان این‌گونه بیان کرد: انسان خردمند امروزی نتیجه فرگشت میلیون‌ها نسل از موجودات زنده از بدو پیدایش حیات است و در این میان هیچ‌کدام از این موجودات را نمی‌توان به عنوان اولین انسان محسوب کرد یا به عبارت دیگر اولین انسان هیچ‌گاه وجود نداشته‌است. [۱۱۰]

    نظر ادیان[ویرایش]

    به گفته سید محمدحسین طباطبایی دیدگاه دین اسلام درباره آفرینش انسان، با نظریه تکامل متفاوت است. براساس آیات قرآن، اولین انسان‌ها آدم و حوا بوده‌اند[۱۱۱] و انسان‌های فعلی از نسل آن‌ها هستند. اما در قرآن و روایات شواهدی وجود دارد که می‌گوید پیش از خلقت آدم و حواء، انسان‌های دیگری نیز وجود داشته‌اند. اما خلقت آن‌ها با خلقت آدم و حواء جدا بوده‌است و آدم و حواء از نسل انسان‌های پیشین نیستند.[۱۱۲] الله موجوداتی شبیه انسان خلق کرده بود که قبل از خلقت آدم و حواء از بین رفتند.

    در تفسیر المیزان، علامه طباطبایی به نقل از محمد باقر (پنجمین امام شیعیان) آورده است: «خداوند عز و جل در همین زمین از روزی که آن را آفریده، هفت عالم خلق کرده (و سپس بر چیده) و هیچ‌یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودند و خدای تعالی همۀ آن‌ها را از پوستۀ روی زمین آفرید و نسلی را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و برای هر یک عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه‌اش را از او منشعب ساخت.» [۱۱۳]

    پژوهشگران برجسته در زمینهٔ فرگشت انسان[ویرایش]

    فهرست گونه‌ها[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    یادداشت[ویرایش]

    منابع برای مطالعهٔ بیشتر[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان 

    انسانها ، نژادی کـه تمام کره زمین را تسخیر کرده اند. موجوداتی کـه بـه سبب قدرت عقل و خلاقیت شان خودرا سلطان زمین می‌دانند و حتی تمام جزایر دور افتاده در روی این کره آبی-خاکی هم بـه دست آنها سند شده اسـت. اما انسان چگونه بوجود آمده و بـه جمعیتی نزدیک بـه 8 میلیارد رسیده اسـت؟ نظریه داروین یا داستان آدم و حوا؟ در ادامه دانستنی هایی آورده ایم کـه جواب سوالات مـا را می‌دهند.

    انسان های امروزی کـه با نام هومو ساپینس «Homo sapiens» یا میمون نجیب شناخته میشوند موجودات عجیبی هستند. مـا انسانها بدلیل ظاهر خاص و البته مغز هوشمندمان از دیگر حیوانات متمایز هستیم. اما مـا چطور بـه این جا رسیدیم کـه روی دو پا راه رفته، درون خانه هایی بتونی زندگی کرده و سریالهای نتفلیکس را تماشا می‌کنیم؟! علیرغم وسعت نژادی در بین انسانها ، همه ی مـا اکثراً از یک تبار آفریقایی مشترک هستیم.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    گرچه مدت زمان زیادی از وجود انسان در روی این کره خاکی نمی گذرد اما همین حضور کوتاه تاثیر خودرا بر جهان گذاشته ودر ستارگان و سیاره هایی کـه چندین سال نوری با مـا فاصله دارند احساس شده اسـت. همانگونه کـه گفته شد انسانها یک دار و دسته قدیمی و عجیب از ساکنان زمین هستند کـه برخلاف دیگر جانوران تنها بـه خوردن و خوابیدن و آمیزش جنسی راضی نبوده و برای خود تمدنی روی کره زمین خلق کرده اند.

    زمانی کـه مردم شناسان اعلام کردند کـه تمامی نسل بشر از آفریقای باستان نشأت گرفته اند کسی معنای این موضوع را نمیدانست. تنها در آفریقا بیش از ۱۴ نسل انسانی متفاوت وجود داشت کـه ظاهرا تنها یک دودمان از انها موفق شد زنده مانده و خود رابه خارج از آفریقا برساند، آن هم تنها با کمک شانس. عبور از قاره آفریقا و وارد شدن بـه دیگر نقاط جهان، سفری بسیار سخت و پرمخاطره بوده اسـت.

    بر اساس مدارک بدست آمده تنها یک گروه از انسان های اولیه موفق بـه انجام اینکار شدند کـه بعد ها در اثر تغییرات آب و هوایی همگی جان شان را از دست دادند. بعد ها، در حدود ۷۰٫۰۰۰ هزار سال پیش، گروهی کوچک از انسانها کـه شاید تعداد آنها کمتر از 200 نفر بود با عبور از دریای سرخ و از طریق گذرگاهی کـه بـه «دروازه غم» معروف اسـت خود رابه عربستان، آسیا و اروپا رساندند.

    روزگاری انسان ها موجوداتی در خطر انقراض بودند

    شاید بـه لطف اولین ماجراجویان بود کـه انسان توانست از قاره آفریقا خارج شود اما وقتی کـه انسان های اولیه توانستند از آفریقا خارج شوند تازه مشکلات آنها آغاز شد. محققان دریافته اند کـه در روزگاری کـه نسل انسان درحال پخش شدن در آفریقا، اروپا و آسیا بود تنها حدود 18٫500 نفر با توانایی تولید نسل در تمام کره زمین وجود داشت. این شماره در روزگار کنونی هر موجود زنده ای را در لیست گونه های در خطر انقراض قرار می‌دهد.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    انسانها نسبت بـه تعداد زیادی از پرعموهای نخستینی خود تنوع ژنتیکی کمتری دارد و این موضوع بـه همان دورن نزدیک بـه انقراض نسل انسان باز می‌گردد. برخی بر این باورند کـه تغییرات آب و هوایی باعث مرگ و میر شدید انسانها در آن دوران شده اسـت و برخی دیگر نیز انفجارهای مرگبار آتشفشانی کـه باعث وقوع یک زمستان بسیار سرد و طولانی شده ودر اثر یک انفجار هسته ای بزرگ نیز می‌تواند بار دیگر رخ دهد را مقصر دانسته اند.

    شاید چینی ها گونه متفاوتی از دیگر انسان ها باشند

    همانگونه کـه گفتیم تمامی انسان های غیرآفریقایی از دودمان انسان های اولیه ساکن قاره آفریقا هستند اما همه ی با این فرضیه موافق نیستند. یک جریان در حال گسترش در بین انسان شناسان چینی وجوددارد کـه بر این باور اسـت کـه چینی ها از بخش مجزایی از انسان های اولیه با نام homo erectus ها بوجود آمده اند، انسان هایی کـه بسیار زودتر از انسان های homo sapiens توانسته اند خود رابه خارج از قاره آفریقا برسانند.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    این موضوع می‌تواند دلیلی بر تفاوت فاحش ویژگی های ظاهری و ژنتیکی چینی ها از انسان های سیاهپوست آفریقایی باشد. یکیدیگر از استدلالات این افراد این اسـت کـه تعداد زیادی از ابزارها و آلاتی کـه توسط باستان شناسان در چین یافت شده بسیار قدیمی تر و بدوی تر از یافته های مربوط بـه انسان های homo sapiens اسـت کـه نشان می‌دهد این نیاکان چینی مهارت کمتری در ساخت ابزار و وسایل داشته اند.

    اروپایی ها به خاطر ویتامین D سفید هستند

    وقتی کـه در مورد منشأ مشترک انسانی علیرغم تفاوت های فاحش ظاهری بین انسانها صحبت می‌کنیم اولین سوالی کـه بـه ذهن می‌رسد این اسـت کـه اگر همه ی مـا از نسل انسان های سیاهپوست هستیم چرا امروزه تعداد زیادی از انسان های غیرآفریقایی سفید هستند؟

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    همانگونه کـه بسیاری بر این باورند کـه نسل انسان های آسیایی در پاسخ بـه آب و هوای سردتر نسبت بـه آفریقا، جثه هایی کوچک تر و صورت هایی صاف تر پیدا کرده اند. صورت های رنگ پریده تر و سفید تر اروپایی ها نیز در واکنش بـه ضعیف بودن نور خورشید در مناطق شمال اروپا شکل گرفته اسـت. همه ی چیز بـه ویتامین D مربوط میشود. این ویتامین بسیار حیاتی هنگامیکه در معرض آفتاب قرار میگیریم در درون پوست ساخته می‌شود.

    در حالی‌کـه داشتن پوست تیره برای مقابله با اشعه ماوراء بنفش و مضر خورشید مناسب اسـت، اما از تولید ویتامین D در آب و هوای بارانی و کم آفتاب اروپا جلوگیری میکند. کمبود ویتامین مذکور در بدن می‌تواند بـه نابهنجاری هایی در استخوان و حتی مرگ منجر شود. می‌توان گفت کـه داشتن پوستی با رنگ روشن یک شیوه تکاملی بوده زیرا افراد دارای پوست های تیره شانس کمتری برای زنده ماندن در آب و هوای سرد و بدون آفتاب اروپا داشتند.

    انسان ها از لحاظ فیزیکی ضعیف نیستند

    شاید فکر کنید کـه مغز نسبتاً بزرگ انسان های اولیه تنها وسییله دفاعی و برتری شان در قلمرو جانوری گذشته بوده اسـت. مـا چنگال نداریم، یا خز ضخیم و دندانهای تیز اما چگونه توانسته ایم بـه صدر زنجیره غذایی برسیم. پس میتوان گفت کـه نمیتوان تنها بـه کمک مغز از پس تمامی اعضای قلمرو حیوانات برآمد. مطالعات نشان میدهد کـه توانایی های فیزیکی انسان از انچه کـه فکر میکنید بیشتر اسـت.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    بعنوان یک حیوان پستاندار و البته یک نخستی، انسانها شناگران اعجاب انگیز ای هستند کـه می‌توانند مسافت های طولانی را شنا کرده ودر آب های عمیق ماهیگیری کنند. هم چنین مـا انسانها ، دوندگان استثنایی هستیم کـه گرچه نمیتوانیم با یک چیتا رقابت کنیم اما در مسافت های طولانی انسان می‌تواند هر حیوان دیگری را شکست دهد.

    حباب های سیگنال های رادیویی مـا بـه دورترین ستاره ها رسیده اسـت

    در مدت زمان کوتاهی کـه از پیدایش نسل بشر می گذرد، مـا نه تنها تاثیر خودرا بر کل سیاره زمین تحمیل کرده ایم بلکه تمامی فضا را نیز تحت تاثیر قرار داده ایم. از حدود یک دهه پیش کـه شروع بـه ارسال سیگنال های رادیویی کردیم، این سیگنال ها با سرعت نور بـه سمت فضای بیرون رفته و هر لحظه بیشتر و بیشتر شده و حباب هایی را در اطراف زمین شکل داده اند.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    در شرایطی کـه 100 سال نوری در مقیاس کل جهان هستی بـه اندازه یک چشم بـه هم زدن اسـت، این سیگنال های رادیویی در عرض ۷۴ سال نوری بـه دور دست ترین نقاط جهان هستی رسیده و اگر تمدن هایی دراین نقاط وجود داشته باشد میتوانند برنامه های تلویزیونی مـا را تماشا کنند.

    انفجار انسانی

    انسان از چند قبیله در حال انقراض بـه گونه غالب کره زمین تبدیل شده اسـت. البته این تکامل چندین میلیون سال وقت مـا را گرفت. مـا نیز چندین میلیون سال بـه شکلی وحشی و مانند دیگر حیوانات زندگی کردیم. اختراع آتش موفقیتی بزرگ برای مـا بودو هزاران سال نیز بـه شکل دسته هایی شکارچی و کوچ نشین دور از هم زندگی کردیم. با شروع عصر زراعت همه ی چیز سرعت غیر قابل تصوری گرفت.

    زیرا یاد گرفتن کشاورزی باعث شد انسانها بتوانند مقادیر مازادی غذا تولید کنند. بدین ترتیب انسانها وقت اضافی خودرا در خدمت ساخت اجتماعات، شهرها ودر نهایت ابرشهرها قرار دادند. سپس وقت این را پیدا کردیم کـه بنشینیم و بـه علم، هنر، مهندس و دین فکر کنیم. امپراطوری ها را ساختیم و جمعیت بیشتر و بیشتر شد. تنها در ۵۰ سال گذشته تعداد انسان های روی کره زمین دو برابر شده اسـت.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    در دو روز آینده، انسان داده های بسیار بیشتری نسبت بـه داده هایی کـه از طلوع تمدن تا سال ۲۰۰۳ تولید شده تولید خواهد کرد. بشر هنوز در شروع کار خود قرار دارد و با برداشتن گام هایی در آینده نزدیک میتوانیم بـه گونه هایی بین سیاره ای تبدیل شویم و اگر بهمین شکل کنونی پیش برویم معلوم نیست یک میلیون سال دیگر بـه کجا رسیده باشیم.

    در ادامه نکات جالبی در مورد انسان های اولیه

    میلیونها سال از آوارگی نیاکان اولین مـا بر روی زمین می گذرد ودر این مدت مـا اطلاعات زیادی را در مورد انها از طریق کشفیات باستانی و مردم شناسی و البته نتیجه گیری های علمی بدست آورده ایم. دراین مدت دریافته ایم کـه مـا نسبت بـه اجدادمان مو های کمتری روی بدن خود داریم، با قامتی راست تر راه میرویم و ترکیب چهره ی مـا بهتر شده اسـت.

    انسان های اولیه در حدود یک میلیون سال قبل آفریقا را ترک کردند

    نیاکان انسان امروزی کـه Homo Sapiens نامیده می‌شوند در قاره ی آفریقا زندگی می‌کردند. نظریه ی موسوم بـه خارج از آفریقا «Out of Africa» بر این باور اسـت کـه نیاکان مـا بتدریج از آفریقا خارج شده و با سکونت در اروپا و آسیا جای گزین نسل های اولیه ی انسان با عنوان Homo Erectus شدند.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    این مهاجرت در حدود 80٫000 سال پیش انجام گرفت و نکته ی جالب این‌کـه انسان های اولیه ی نسل Homo Erectus کـه بـه معنای انسان هایی اسـت کـه با قامت راست راه می رفتند نیز در حدود یک میلیون سال قبل همین مسیر را طی کرده بودند.

    انسان های اولیه تنوع ژنتیکی بسیار کمی داشتند

    بـه رغم این‌کـه بقایای انسان های اولیه زیادی کشف شده اسـت اما مطالعات نشان داده اند کـه اینگونه های انسانی از لحاظ ترکیبات ژنتیکی تفاوت های فاحش و چندانی باهم نداشته اند. تنها دلیل منطقی این اسـت کـه مـا و اجدادمان از یک مکان مشخص یعنی شرق آفریقا نشأت گرفته ایم، جاییکه نیاکان مـا و نیاکان انسان های اولیه برای میلیون‌ها سال زندگی می کرده اند.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    برای مشخص کردن تنوع ژنتیکی، دانشمندان باید اندازه ی جمعیت موثر یک گروه خاص را بدانند. این مقدار بـه انها کمک می‌کند کـه بفهمند برای تشکیل تنوع ژنتیکی در کل جمعیت چـه تعداد اورگانیسم لازم اسـت. در مورد نسل کنونی مـا انسانها بیش از 15/000 فرد لازم اسـت تا جامعه ی انسانی 7 میلیاردی کنونی را بازسازی کند.

    نئاندرتال ها نزدیک ترین بستگان انسانی منقرض شده ی مـا هستند. نیاکان شناخته شده ی مـا در حدود 30/000 تا 200/000 سال پیش در اروپا و آسیا زندگی میکردند ودر آن دوره انسان های نئاندرتال بسیار کمی باقی مانده بود. انها نیز مانند مـا کوتاه تر و چهارشانه تر از اجدادشان بودند و استخوان صورت انها نیز زاویه دارتر بوده و خط ابروی مشخص تر و بینی پهن تری داشتند.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    این شرایط ظاهری برای زنده ماندن در آب و هوای شدیداً سرد اروپا در آن دوران بسیار حیاتی بودو برای شکار حیوانات بزرگ نیز بسیار کارساز میشدند. گرچه طبق معمولً انسان های نئاندرتال بعنوان انسان هایی وحشی و بدون نظم شناخته میشوند اما دانشمندان دریافته اند کـه این انسانها نیز در بسیاری مناطق ابزارهای خاصی می ساختند، مردگانشان را خاک می‌کردند و آتش را بازرسی کرده بودند.

    جمعیت انسان ها در حدود 80000 سال پیش کاهش یافته بود

    در حدود 80000 سال پیش کاهش بسیار شدیدی در جمعیت انسانها ایجاد شده اسـت. دانشمندان تا کنون نتوانسته اند بطور قطعی علت این کاهش را دریابند اما در هر صورت دلیل خوشایندی نبوده اسـت. برخی آن رابه فوران های آتشفشانی عظیم نسبت می‌دهند کـه باعث شده:

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    توده ابرهای آتشفشانی آسمان را پوشانده و مانع از رسیدن نور خورشید بـه زمین شده باشد و این موضوع برای مدت طولانی سرمای طاقت فرسا را در پی داشته اسـت. چنین شرایطی زندگی و رشد جوامع انسانی را در آن دوران روی این کره ی خاکی بـه شدت تحت تاثیر قرار می داد.

    اجداد Homo Sapiens ما همیشه در حال تکامل بوده اند

    بر اساس نظریه ی تکامل تدریجی تکامل انسان یک فرآیند طولانی و گسترده تغییری اسـت کـه ادعا می‌کند انسانها از نیاکانی شبیه بـه میمون بـه شکل کنونی درآمده اند. مطالعات فراوان دانشمندان نشان می‌دهد کـه خصوصیات جسمی و رفتاری انسانها از این حیوانات نشأت گرفته ودر مدت زمان بسیار طولانی دچار تغیییر شده و تکامل یافته اسـت.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    انسان کنونی نیز با توجه بـه شرایط زندگی و محیط اطراف خود همواره در حال تکامل خواهد بود. این عوامل محیطی ممکن اسـت غذا های متفاوت، تغییرات جغرافیایی و محیطی، اختراعات مدرن و هم چنین ترکیب نژادهای متفاوت باشند.

    انسان ها حدود 50000 سال پیش با استفاده از قایق در اقیانوس اطلس سفر می کردند

    بنظر می‌رسد کـه سفر کردن و مسیریابی در آب های وسیع در دوران نیاکان مـا نیز رویه ی بسیار معمولی بوده اسـت. نکته ی جالب این‌کـه:

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    هیچ مدرکی وجود ندارد کـه نشان دهد نیاکان مـا در سفر خود بـه استرالیا در حدود 50000 سال پیش از نقشه یا مسیریابی دریایی استفاده نکرده اند. بی شک آنها در دریانوردی تجربیاتی داشته اند.

    اندازۀ دندان اجداد ما با افزایش سایز مغز کاهش پیدا می کرد

    یکی از مهمترین تغییرات تکاملی در انسانها این بود کـه مغز انسانها با گذشت زمان رفته رفته رشد حجمی بیشتری می‌کرد کـه این افزایش با کاهش اندازۀ دندان ها همراه بود. جالب این‌کـه در حیوانات دیگر نیز مغز و دندان در ارتباط و تناسبی آشکار باهم رشد میکنند.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    یکی از فرضیات در مورد علت این کاهش سایز دندان این اسـت کـه انسانها رفته رفته یاد گرفتند کـه غذا را قبل از خوردن روی آتش طبخ کنند کـه جویدن و هضم غذا را بسیار راحت تر میکرد و هم زمان در زمان و انرژی مصرفی نیز صرفه جویی می شد. از این رو پس از مدتی دیگر دندانهای بلند بکار نمی آمد و رشد دندان ها کاهش یافت.

    در دنیای امروزی کـه همه ی جا صحبت از رژیم غذایی سالم اسـت بـه مـا گفته میشود کـه بهتر اسـت مقادیر کم حجمی از غذا را در طول روز مصرف کنیم تا متابولیسم بدنمان را افزایش داده و وزنمان کاهش پیدا کند. حقیقت علمی این اسـت کـه متابولیسم کم باعث شده کـه انسان های بقای بیشتری نسبت بـه دیگر گونه های جانوری داشته باشند.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    بـه عبارت دیگر هر چـه متابولیسم بدن شـما بیشتر باشد بـه انرژی بیشتری نیاز پیدا خواهید کرد و هر چـه انرژی بیشتری مصرف کنید بدن شـما زودتر فرسوده خواهد شد. اگر متابولیسم بدن انسان رابا دیگر گونه های جانوری پستاندار مقایسه کنیم در مییابیم کـه متابولیسم بدن مـا در مقایسه با آنها بسیار کمتر اسـت، چیزی در حدود ۵۰ درصد.

    انواع مختلف غذا باعث تکامل انسان شده است

    یکی از فاکتورهای اساسی در تکامل غذایی اسـت کـه مصرف می‌کنیم. در گذشته، نیاکان مـا پس از نقل مکان بـه یکجای جدید و سازگار شدن با شرایط محیطی، رژیم غذایی خودرا ناگزیر تغییر می دادند زیرا در هر مکان تنها غذا های خاصی در معرض افراد بود.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    بطور کلی رژیم غذایی انسانها از دانه های خوراکی، میوه ها، ماهی، حشرات و حیوانات کوچک تشکیل می شد کـه شرایط را برای تکامل مغز انسان های اولیه فراهم می‌کردند. بدین ترتیب هوش انسان افزایش یافت و انسان رفته رفته بـه ساخت وسایل و استفاده از آتش روی آورد. در ادامه این ابداعات باعث شد کـه قطار تکامل همان‌ گونه با سرعت تمام بـه مسیر خود ادامه دهد.

    صورت انسان طوری تکامل یافته که بتواند در برابر ضربات مشت مقاومت کند

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    میلیون‌ها سال پیش نبرد تن بـه تن و بدون اسلحه و مشت زنی رواج داشت و بر اساس مدارک تاریخی و علمی این درگیری ها ممکن بود بـه شدت بـه خشونت کشیده شود. بنابراین ممکن اسـت عقلانی باشد بگوییم کـه صورت انسان بـه نحوی تکامل یافته کـه در برابر ضربات مشت مقاومت کند.

    اولین شکار انسان ها به دو میلیون سال پیش باز می گردد

    شواهد بدست آمده از یک محل در تانزانیا کـه در آن حیوانات ذبح شده اند نشان می‌دهد کـه انسانها اولیه در حدود 1٫6 میلیون سال پیش توانایی کمین کردن در مسیر گله های حیوانات را داشته و انها را شکار می کرده اند.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    بدین ترتیب می‌توان ادعا کرد کـه انسان های اولیه در حدود دو میلیون سال پیش از تکنیک های شکار پیچیده ای برای کمین کردن و شکار گله های گوزن و غزال و دیگر حیوانات استفاده می کرده اند.

    مهارت سخن گفتن

    عده ای از دانشمندان بر این باورند کـه ویژگی های ارتباطی و استفاده از زبان در زمانی کـه نیاکان مـا هنوز در آفریقا بـه سر می بردند پدید آمده اسـت. بنظر می‌رسد این زبان کـه از صداهای نامفهوم ، ناله ها و خرخر های خاصی تشکیل شده بودو مانند امروز در قالب کلمات بیان نمی شد.

    انسان چگونه بوجود آمد و جهان را تسخیر کرد؟ | بیوگرافی انسان

    بی شک در آن زمان از این زبان ابتدایی برای بیان احساس و دستورها استفاده می شده اسـت. باستان شناسان و زبانشناسان بر این باورند کـه مهارت های زبانی پیشرفته در حدود 100/000 سال پیش شروع بـه تکامل کرده اند.

    منبع مطلب : www.parsnaz.com

    مدیر محترم سایت www.parsnaz.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    Siyah 3 ماه قبل
    0

    اصل خدا وجود ندارد

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید