توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا درباره گذر رودخانه با روش پرورش ذهن

    1 بازدید

    انشا درباره گذر رودخانه با روش پرورش ذهن را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    انشای گذر رودخانه با طراحی نقشه ذهنی - درس کده

    انشا گذر رودخانه

    در این مطلب برای شما انشای زیبایی درباره گذر رودخانه آماده کرده ایم امیدواریم برای شما مفید واقع شود

    نام انشا: گذر رودخانه

    نام انشاء به انگلیسی: River crossing

    کتاب: مهارت های نوشتاری پایه نهم

    صفحه:۲۱

    درس: ۱

    يكي از موضوع هاي زير را انتخاب كنيد و پس از طراحي نقشه ذهني به كمک يكي از راه هاي پرورش فکر متني درباره ی آن بنويسيد.

    انشا گذر رودخانه به صورت ادبی و غیر ادبی و با رعایت مقدمه ساختمان بند و طبقه بندی

    انشای گذر رودخانه صفحه ۲۱ کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم:

    خورشید تازه سلام کرده است می شنوی؟

    صدای گوش نوازی شنیده می شود جلوتر که می رویم صدا بلندتر و واضع تر می شود این نغمه آب است،سرود طراوت،پاکی،لطافت،آرامش و…

    آب چشمه از دل کوه می جوشد و به سختی سنگ های ریز و درشت را کنار می زند و روشنی را که میبیند روی زمین سینه پهن می کند گویا سفری درشت است.

    قطرات آب که به هم پیوسته و دست به دست هم داده اند از میان کوها و دل تپه ها می آید و خبر سلامتی آن ها را به جنگل و درختان حاشیه ی رود می رساند.

    گاهی نسیمی می وزد و دست نوازشگرش خنکی دلچسبی را روزانه ی گونه هایمان می کند.برای ما که در شهر زندگی می کنیم،رودخانه ی یاد آور شادی،تفریح،هوای پاک و… است راستی این همه اب کجا می روند؟

    مردم روستاها و آبادی ها و شهرهای کنار رود برای آبیاری مزارع درختان میوه از رود آب بر می دارند کمی پایین تر سدی بزرگ ساخته اند واز حرکت و گردش آب،برق و روشنایی می گیرند تا چرخ صنایع بگردد.

    آب ها بعد از سفری طولانی و عبور از کوها و جنگل ها و دشت های فراخ،دست خود را به هم می دهند و رودخانه های زیبا دریای مواج را در آغوش می کشد،چونان فرزندی که مادر خود را در آغوش می کشد.

    آبی که در رودخانه جاریست هنگام پیمودن مسیر طولانی در اطراف خود به حیوانات،گیاهان و انسان ها حیات و زندگی شادی می بخشد و سرانجام در ساحل دریا به خوابی آرام فرو می رود و دیگر شب است و هنگام خواب…

    << پایان انشای گذر رودخانه کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم>>

    انشای شماره ۲ درباره گذر رودخانه:

    یکی از جلوه های زیبایی آفرینش خداوند آب است .

    آبی که از آسمان به صورت باران نازل می شود و گاه به شکل رودخانه ای بر روی زمین جاری می شود و طراوت و سرسبزی را به طبیعت هدیه می کند. رودخانه با گذر از میان جنگل،روح پژمرده ی گیاهان را بار دیگر به وجد می آورد و آنان را شاداب و سرزنده می گرداند.

    وقتی رودخانه ی جاری و زیبا از روی سنگریزه ها عبور می کند، چه صدای دل انگیزی ایجاد می شود صدایی که به انسان آرامش می بخشد. این آرامش با گذر رودخانه از مسیر همیشگی اش ،ادامه می یابد و هر بار افراد بیشتری را به خود علاقه مند می کند.

    گذر و حرکت پیوسته ی رود می تواند درس های زیادی را به هر بیننده ی آگاه بیاموزد. کمک به دیگران یکی از این تعالیم است. رودخانه بارها از روی هزاران هزار سنگریزه ی کوچک و بزرگ می گذرد و آنهایی را که می خواهند به پایین کوه بروند، بی هیچ منتی با خود حمل می کند و به مقصد می رساند .

    گاهی هم نمونه ای برای از خودگذشتگی است؛ او وقتی صدای ناله ی جوانه ها را می شنود، به جوی های کوچکی تبدیل می شود تا به یاری آنان بشتابد . رودخانه چه مهربان است  گویا این مهربانی از خدایش سرچشمه دارد.

    خدایا هر چه در سراسر این جهان است  همه  آفریده ی توست و اگر همین رودخانه ی زیبا نبود  این آرامش همیشگی از کجا پدیدار می گشت؟

    یا کدام یک از آلات موسیقی می توانست چنین نوای گوش نوازی را ایجاد کند؟ پروردگارا این نعمت گرانبهایت را از ما نگیر و برای همیشه آن را جاری و روان نگه دار

    انشای شماره ۳ درباره گذر رودخانه:

    در کنار یک کوهستان زیبا رودخانه ای وجود داشت که بسیار تنها بود.او هیچ دوستی نداشت. رودخانه یادش نمی آمد که چرا به کسی یا چیزی اجازه نمی دهد تا داخلش شنا کنند. او تنها زندگی می کرد و اجازه نمی داد ماهی ها، گیاهان و حیوانات از آبش استفاده کنند.
    به خاطر همین او همیشه ناراحت و تنها بود. یک روز، یک دختر کوچولو به طرف رودخانه آمد. او کاسه ی کوچکی به دست داشت که یک ماهی کوچولوی طلایی در آن شنا می کرد. دختر کوچولو می خواست با پدر و مادرش از این روستا به شهر برود و نمی توانست با خود ماهی کوچولو را ببرد. بنابراین تصمیم گرفت، ماهی کوچولو را آزاد کند. دختر کوچولو ماهی کوچکش را در آب انداخت و با او خداحافظی کرد و رفت.
    ماهی در رودخانه بسیار تنها بود، چون هیچ حیوانی در رودخانه زندگی نمی کرد. ماهی کوچولو سعی کرد با رودخانه صحبت کند اما رودخانه به او محل نمی گذاشت و به او می گفت:”از من دور شو.”
    ماهی کوچولو یک موجود بسیار شاد و خوشحال بود و به این آسانی ها تسلیم نمی شد. او دوباره سعی کرد و سعی کرد، به این سمت و آن سمت شنا کرد و از آب به بیرون پرید.
    بالاخره رودخانه از کارهای ماهی کوچولو خنده و قلقلکش گرفت.
    کمی بعد، رودخانه که بسیار خوشحال شده بود، با ماهی کوچولو صحبت کرد. آن ها دوستان خوبی برای هم شدند.
    رودخانه تمام شب را فکر می کرد که داشتن دوست چقدر خوب است و چقدر او را از تنهایی بیرون می آورد. او از خودش پرسید که چرا او هرگز دوستی نداشته، ولی چیزی یادش نیامد.
    صبح روز بعد، ماهی کوجولو با آب بازی رودخانه را بیدار کرد و همان روز رودخانه یادش آمد چرا او هیچ دوستی ندارد.
    رودخانه به یاد آورد که او بسیار قلقلکی بوده و نمی توانست اجازه بدهد کسی به او نزدیک شود.
    اما حالا دوست داشت که ماهی در کنار او زندگی کند، چون ماهی کوچولو بسیار شاد بود و او را از تنهایی در می آورد.
    حالا دیگر رودخانه می خواست کمی قلقلکی بودنش را تحمل کند، اما شاد باشد.

    انشای شماره ۴ – ارسالی از کاربران ( مژگان )

    به نام خدایی که بدون یاد او زندگی تاریک است و انسان بدون تکیه گاه هراسان.یکی ازانعام خداوند،رودخانه است که می خواهیم امروز درمورد آن باهم یک محاوره ای داشته باشیم.
    داشتم قدم می زدم که صدای دلنواز و آرامش بخشی به گوشم رسید.این صدا را دنبال کردم انگاربارقه ای از آرامش،نور و پاکی در دلم رسوخ کرده بود،هرچه جلوتر رفتم صدا بلندتر می شد و من بیشتر خوشحال می شدم.به رودخانه ای رسیدم،آنقدر هیجان تمام وجودم راگرفته بود که چیزی نمانده بودداخل آن بیفتم.
    رودخانه ازمیان تمام سنگریزه هاواز دل سنگ های سخت و نرم بیرون می آید و جاری می شود و همچنین خبر سلامتی جنگل ها و طبیعت بی مانند و بی همتا را با خود می آورد،به همراه این خبر بوی خوش گل هاوگیاهان سبز و قرمز و صورتی و… را همراه خود برای ما می آورد.
    دستم را داخل آب زلال و روان رودخانه کردم و صورتم راشستم، وقتی که دیدم آب بسیار تمیز است دلم خواست کمی از آن را بنوشم تا همان طور که این رودخانه روح پژمرده ی درختان وگیاهان راتازه می کند دل پژمرده ی من راهم تازه کند.لیوانم را از کیفم بیرون آوردم وآن را پر از آب کردم وقتی نوشیدم…وای وای چه مزه ای! مردم می گویند آب هیچ مزه و یا بویی ندارد،اما من این مزه ی خوب و بوی عالی را امروز احساس کردم.
    آیا شما را با این محاورات سرگرم کردم ؟ این محاورات و گفت وگوها برای شما فایده ای داشت؟ من که خیلی لذت بردم ومن از خداوند وم عبود خود می خواهم که هیچ وقت نعمت هایش را از ما دریغ نکند!
    By: مژگان

    همه انشا های صفحه ۲۱ کتاب مهارت های نوشتاری نهم

    منبع مطلب : darskade.ir

    مدیر محترم سایت darskade.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا رودخانه | ۸ انشا در مورد توصیف گذر رودخانه +رودخانه از زبان خودش

    انشا رودخانه | ۸ انشا در مورد توصیف گذر رودخانه +رودخانه از زبان خودش

    انشا رودخانه | ۸انشا در مورد گذر رودخانه + رودخانه از زبان خودش + توصیف رودخانه

    این نوشته از دلبرانه را به انشا رودخانه و موضوعات مشابه آن مثل انشا در مورد گذر رودخانه ، انشا از زبان رودخانه و غیره اختصاص داده ایم ، این موضوعات انشا و نقاشی و تکالیف مدرسه که کودکان را بیش از پیش متوجه جهان پیرامون بخصوص منظر و شگفتی های طبیعی میکند به آنها کمک میکند طبیعت زیبای اطراف خود را بیشتر بشناسند و بیشتر دوست بدارند ، به آن بیشتر احترام بگذارند و بیش از پیش در حفظ و نگه داری آن بکوشند ، یکی از این زیبایی های طبیعی رود ها هستند که زیبای و زلالی شگفت انگیزشان روح انسان را تازه میکند و انسان را نسبت به خالق این زیبایی ها به خضوع و خشوع وامیدارد.

    انشا رودخانه

    موضوعات پیشنهادی انشا در مورد رودخانه :

    این موضوعات میتواند به عنوان موضوع انشا برای پایه های مختلف تحصیلی به دانش آموزان پیشهاد شود :

    نقاشی رودخانه 

    رودخانه ها یکی از زیباترین جلوه های طبیعت خداوندی هستند ، در لینک زیر میتوانید ۳۳ نقاشی زیبا از رودخانه با استفاده از رنگ روغن ، گواش ، آبرنگ و مداد رنگی را مشاهده کنید و برای کشیدن نقاشی های خود از سوژه ها و ایده های آن کمک بگیرید :

    انشا رودخانه ، شماره یک

    موضوع انشا : انشا از زبان یک رودخانهمن یک رودخانه هستم

    مقدمه : قلم را در دست میگیرم از زبان یک رودخانه انشا مینویسم ، من یک رودخانه هستم …

    من یک رودخانه هستم میخواهید در مورد من بدانید ؟ من برای شما از خودم سخن خواهم گفت تا با من بیشتر آشنا شوید

    نتیجه گیری : آری دوستان عزیزم ! من را خدای سبحان خلق کرده است .

    پس اگر روزی به کنار من آمدی و عاشق پاکی و زلالی و صدای خروشان من شدی

    خدای یکتا را به خاطر این همه آفریده زیبا شکر کن .

    انشا رودخانه

    انشا رودخانه ، شماره دو 

    موضوع انشا : توصیف ادبی رودخانه

    مقدمه : به نام پروردگار مهربان که زیباست و زیبایی ها را دوست دارد.. انشای خود را در مورد رودخانه ای خلقت زیبای خداوند آغاز میکنم.

    رودخانه!چه نام زیبایی!

    نامی که با شنیدنش زلالیت و پاکی در ذهنمان تداعی میشود

    و با خود آرامشی مثال زدنی را برایمان به ارمغان می آورد.

    رودخانه با صدای دلنشین شر شر خود از دل دشتی سبز عبور میکند؛

    دشتی که سبزی اش چشم را خیره میکند و مانند نگینی در زمین میدرخشد.

    رودخانه آن قدر پاک و زلال است که سنگ های ریز و درشت غلتان درون آن به آسانی دیده میشوند.

    در کنار رودخانه زنبق های زرد رنگ رشد کرده اند که خود را به دل زلال رودخانه سپرده اند

    و با هر تکان رود به رقصی موزون در می آیند.

    گل های بنفشه و نسترن در اطراف این رود فراوان اند،

    که با دستان پر مهر و سخاوتمند رودخانه از تشنگی نجات میابند و سیراب میگردند.

    رودخانه در مسیر خود با پیشکش کردن بخشی از وجودش به حیوانات و گیاهان بی رمق آنها را پر انرژی و شاداب میسازد.

    رودخانه گاهی آهسته و بی رمق در حرکت است و گاهی آنچنان تند و باشتاب حرکت میکند

    که گویی مادری از وجود تهدید و خطری برای فرزندش آگاه شده

    و میخواهد هر چه سریع تر سنگ های مزاحم را کنار بزند و خود را به فرزند دلبندش برساند تا از آن محافظت کند.

    نتیجه گیری : کاش ما هم سخاوت رودخانه را داشتیم تا همهٔ موجودات اطرافمان را از عشق،مهر و محبت سیراب کنیم؛کاش ایثار و فداکاری و از خود گذشتگی را را بلد بودیم تا مانند رودخانه برای کمک به دیگران از وجودمان بگذریم .گذر عمر ما مانند گذر رودخانه است ،خیلی سریع تر از آنچه تصور کنیم سپری میشود ؛سعی کنیم در مدت محدود زندگی مان مهربان باشیم و مهربانه به جهان عشق بورزیم.

    انشا درباره رود

    انشا رودخانه ، شماره سه

    موضوع انشا : رودخانه و گذر رودخانه چه چیزهایی به ما می آموزد ؟

    مقدمه : همه زیبایی های طبیعت حتی حیوانات ، حتی طبیعت ساکت و دل انگیز در دل خود هزاران درس نگفته برای ما دارند من امروز میخواهم در مورد گذر رودخانه و آنچه با خروش زیبا و زلالش به ما می آموزد با شما سخن بگویم .

    گذر از رودخانه را بسیار زیاد دوست دارم .

    زیرا با دیدن زیبایی های آن و صدای دلنوازش آرامش وصف ناپذیری در من به وجود می آید .

    رودخانه خط پایان دارد و همیشه در جنب و جوش است و از حرکت باز نمی ایستد .

    گاهی وقت ها با رودخانه هم مسیر می شود و تا قسمتی او را دنبال می کنم اما نمی دانم آخر رودخانه به کجا می رسد ؟

    به دریا ؟

    به دریاچه ؟

    آیا خشک می شود ؟

    وقتی که به زیبایی های رودخانه و دشت ها و جنگل ها فکر می کنم

    به این نتیجه می رسم کسی جز خداوند بزرگ نمی تواند خالق این همه زیبایی باشد .

    به راستی که خدا بی همتاست و تنها او می تواند چنین طبیعتی را خلق کند .

    هرچقدر که جلو تر می روی در اطراف رودخانه درختان و بوته های سرسبز را میبینی

    که زندگی و شادابی خود را به رودخانه مدیون هستند .

    صدای پرندگان و گنجشک ها در کنار صدای آب رودخانه بسیار شنیدنی است .

    خیلی باید به فکر حفظ زیبایی های طبیعت و محیط زیست باشیم .

    وقتی در مسیر خود از رودخانه با زباله هایی که برخی افراد در کنار رودخانه ریخته اند مواجه می شویم بسیار مارا ناراحت می کند .

    با این کار علاوه بر خود بلکه به زندگی تمامی جاندارانی که در آن اطراف زندگی می کنند لطمه می زنیم .

    بیاییم در حفظ زیبایی های طبیعت کوشا باشیم .

    نتیجه گیری : همه زیبایی های اطراف ما خالق خداوندی است که زیباترین است

    و ما تنها میتوانیم از دیدن آنها لذت ببریم ، از آنها درس بگیریم و در حفظ و نگه داری آن بکوشیم .

    انشا رودخانه

    انشا رودخانه ، شماره چهار

    موضوع انشا : رودخانه و گذر رودخانه و زیبایی های آن را توصیف کنید

    یکی از زیبایی های خلق خداوند ، آب و صدای جوش و خروش آن می باشد .

    آبی که به صورت باران بر زمین نازل شده و گاه همچون رودی زیبا بر روی زمین جاری می شود .

    این آب زلال و پر جنب و جوش در مسیر خود گیاهان و درختان را آبیاری کرده و همه جا را سر سبز می کند .

    گیاهان و درختان پژمرده نیز پس از دیدن رودخانه به وجد آمده و با تغذیه از آبی گوارا دوباره شاداب و سرزنده می شوند .

    اما تنها این نیست .

    وقتی آب رودخانه در جریان است پس از برخورد به تکه سنگ ها ، گیاهان و شن ها ، صدایی آرامش بخش و دلنشین تولید می کند .

    این صدا بی شک یکی از زیباترین صداهایی است که شنیده ایم .

    علاوه بر آن رودخانه می تواند درس های بسیاری به ما بدهد .

    زیرا پس از برخورد با موانع و سنگ های ریز و درشت بسیار همچنان جاریست و به مسیر خود ادامه می دهد .

    کم نمیاورد ، مسیر خود را تغییر نمی دهد ، همیشه در حال جنبش است و نمی ایستد .

    رودخانه در برخی جاها نیز از خود گذشتگی نشان می دهد .

    در بعضی جاها به جوی های کوچکتر تقسیم می شود تا گیاهان و جوانه های بیشتر را آبیاری کند و به آنها زندگی ببخشد .

    به راستی که رودخانه مهربان و مفید است .

    نتیجه گیری :  با دیدن آن می توانیم از ته دل بگوییم خدایا شکر به خاطر تمامی زیبایی ها و نعمت های فراوان .

    انشای رودخانه

    انشا رودخانه ، شماره پنج

    موضوع انشا : یک رودخانه در اطراف خود را توصیف کنید و بگویید از گذر رودخانه چه می آموزید؟

    مقدمه : زیبایی های دنیا، یعنی اسمان ابی و دریای بی کران و جنگل پوشیده از برگ و کوه های استوار و رودخانه ی جاری و گذر روخانه…

    گذر رودخانه مانند گذر لحظات زندگی هرچه را که در راه خود باشد باخودباشد باخود می برد و تنها نشانه هایی از خود به جا می گذارد.گذر رودخانه به ما یاداور می شود که زندگی نیز مانند رودخانه در حال گذر است و منتظر ما نمی مانند و می گذرد.

    درمسیر خانه تامدرسه ما یک رودخانه ی پرخروش و پر اب است که به واسطه ی یک پل دو سر ان به همدیگر وصل می شود.این بار که می خواستم از رودخانه گذر کنم بیشتراز قبل به فضای اطرافم توجه کردم.به درختان بلنداطراف رودخانه،به خورشیدتابان منعکس شده بر روی اب ،به ان نزدیک تر می شوم ،به اب رودخانه دست می زنم و از خنکا و تازگی اب حس خوبی به من دست می دهد.

    به ماهی های ریز داخل رودخانه نگاه می کنم که چقدر بازیگوشانه در حال بازی و جنب و جوش می باشند و ماهرانه در رودخانه ازاین سو به ان سو می روند.به سنگهای داخل رودخانه که در اثر گذر اب هر کدام به شکلی خاص صیغل داده شده و هرکدام رمگ و زیبایی خاصی دارند ومن بارها شده است که سنگ های رنگارنگ ان را جمع کرده ام وباخود به خانه رده ام.لاک پشت ها و اردک و غاز در گوشه ایی دیگر در رودخانه در حال اب بازی و اب تنی می باشند.من همیشه عاشق صدای اب در حال گذر رودخانه بوده ام و همیشه حس ارامش به من دست داده است و دوست دارم ساعت ها در گوشهاش بشینم و گذر رودخانه را تماشاکنم.

    نتیجه گیری : گذر رودخانه به ما یاداور می شود که زندگی درحال گذراست و ما بایددر این مسیر ان ،خود را همراه کنیم و پابه پای ان جریان پیداکنیم تا از مسیر و گذر زندگی جا نمانیم.

    این انشا از سایت انشاباز به آدرس www.enshabaz.ir در اینجا بازنشر شده است .

    انشا گذر رودخانه

    انشا رودخانه ، شماره شش

    موضوع انشا : یک داستان تخیلی در مورد یک رودخانه بنویسید.

    در کنار یک کوهستان زیبا رودخانه ای وجود داشت که بسیار تنها بود.

    او هیچ دوستی نداشت.

    رودخانه یادش نمی آمد که چرا به کسی یا چیزی اجازه نمی دهد تا داخلش شنا کنند.

    او تنها زندگی می کرد و اجازه نمی داد ماهی ها، گیاهان و حیوانات از آبش استفاده کنند.

    به خاطر همین او همیشه ناراحت و تنها بود.

    یک روز، یک دختر کوچولو به طرف رودخانه آمد.

    او کاسه ی کوچکی به دست داشت که یک ماهی کوچولوی طلایی در آن شنا می کرد.

    دختر کوچولو می خواست با پدر و مادرش از این روستا به شهر برود

    و نمی توانست با خود ماهی کوچولو را ببرد.

    بنابراین تصمیم گرفت، ماهی کوچولو را آزاد کند.

    دختر کوچولو ماهی کوچکش را در آب انداخت و با او خداحافظی کرد و رفت.

    ماهی در رودخانه بسیار تنها بود، چون هیچ حیوانی در رودخانه زندگی نمی کرد.

    ماهی کوچولو سعی کرد با رودخانه صحبت کند

    اما رودخانه به او محل نمی گذاشت و به او می گفت:”از من دور شو.”

    ماهی کوچولو یک موجود بسیار شاد و خوشحال بود و به این آسانی ها تسلیم نمی شد.

    او دوباره سعی کرد و سعی کرد، به این سمت و آن سمت شنا کرد و از آب به بیرون پرید.

    بالاخره رودخانه از کارهای ماهی کوچولو خنده و قلقلکش گرفت.

    کمی بعد، رودخانه که بسیار خوشحال شده بود، با ماهی کوچولو صحبت کرد.

    آن ها دوستان خوبی برای هم شدند.

    رودخانه تمام شب را فکر می کرد که داشتن دوست چقدر خوب است

    و چقدر او را از تنهایی بیرون می آورد.

    او از خودش پرسید که چرا او هرگز دوستی نداشته، ولی چیزی یادش نیامد.

    صبح روز بعد، ماهی کوجولو با آب بازی رودخانه را بیدار کرد و همان روز رودخانه یادش آمد چرا او هیچ دوستی ندارد.

    رودخانه به یاد آورد که او بسیار قلقلکی بوده و نمی توانست اجازه بدهد کسی به او نزدیک شود.

    اما حالا دوست داشت که ماهی در کنار او زندگی کند، چون ماهی کوچولو بسیار شاد بود و او را از تنهایی در می آورد.

    حالا دیگر رودخانه می خواست کمی قلقلکی بودنش را تحمل کند، اما شاد باشد.

    انشا در مورد رودخانه

    انشا رودخانه ، شماره هفت

    موضوع انشا : انشا ادبی توصیفی در مورد رودخانه و گذر رودخانه از دشت و رستاها تا رسیدن به دریا

    مقدمه : در گذشته میگفتند هر جا آب هست آبادانی هم هست ، زندگی هم هست ، شادابی و حیات هم هست و چه راست میگفتند قدیمی ها … بیایید در سفر یک رودخانه در مسیر طول و درازش با تک تک قطرات آب همراه باشیم .

    صدای گوش نوازی شنیده می شود جلوتر که می رویم صدا بلندتر و واضع تر می شود این نغمه آب است،سرود طراوت،پاکی،لطافت،آرامش و…

    آب چشمه از دل کوه می جوشد و به سختی سنگ های ریز و درشت را کنار می زند و روشنی را که میبیند روی زمین سینه پهن می کند گویا سفری درشت است.

    قطرات آب که به هم پیوسته و دست به دست هم داده اند از میان کوها و دل تپه ها می آید و خبر سلامتی آن ها را به جنگل و درختان حاشیه ی رود می رساند.

    گاهی نسیمی می وزد و دست نوازشگرش خنکی دلچسبی را روزانه ی گونه هایمان می کند.برای ما که در شهر زندگی می کنیم،رودخانه ی یاد آور شادی،تفریح،هوای پاک و… است راستی این همه اب کجا می روند؟

    مردم روستاها و آبادی ها و شهرهای کنار رود برای آبیاری مزارع درختان میوه از رود آب بر می دارند کمی پایین تر سدی بزرگ ساخته اند واز حرکت و گردش آب،برق و روشنایی می گیرند تا چرخ صنایع بگردد.

    آب ها بعد از سفری طولانی و عبور از کوها و جنگل ها و دشت های فراخ،دست خود را به هم می دهند و رودخانه های زیبا دریای مواج را در آغوش می کشد،چونان فرزندی که مادر خود را در آغوش می کشد. آبی که در رودخانه جاریست هنگام پیمودن مسیر طولانی در اطراف خود به حیوانات،گیاهان و انسان ها حیات و زندگی شادی می بخشد و سرانجام در ساحل دریا به خوابی آرام فرو می رود و دیگر شب است و هنگام خواب…

    نتیجه گیری : جهان اطراف ما با همه بی نظمی هایش با یک نظم شگفت انگیز اداره میشود ، گویی دستی جادویی هر قطره آب هر تابش نور هر توده هوا و هر موجود زنده ای را به سمت هدفی هدایت میکند و گذری پر ماجرای رودخانه از این همه مسیر نشانه ای از هدایت دست جادویی خداوند است .

    انشا در مورد گذر رودخانه

    انشا رودخانه ، شماره هشت

    موضوع انشا : خاطره روزی که در کنار رودخانه سپری کرده اید 

    مقدمه : به نام خالق تمام زیبایی های عالم.

     یکی از زیبایی های آفرینش، رودخانه است. رودخانه ای که با گذر آن از میان کوه های سر به فلک کشیده، صحنه را تماشایی تر می کند. در سفری که به کوهستان داشتم با زیبایی های طبیعت آشنا شدم. آرامش بخش ترین آنها رودخانه ای بود پر جنب و جوش. با کوله باری از انرژی از دل کوه گذر می کرد و در دل خود میهمانانی داشت از ماهی های رنگین.

    کنار رودخانه که رسیدم پاهایم را در آب رودخانه گذاشتم. چه قدر سرد و لذت بخش! مشغول آب تنی بودم که ماهی های قرمز رودخانه اطرافم حلقه زدند. چه صحنه زیبایی شده بود. ماهی ها به تکه نانی که از جیبم درون آب افتاده بود هجوم آورده بودند. خنده ام گرفت! از آب بیرون آمدم و کنار رودخانه مشغول تماشا شدم.

    به این فکر می کردم که رودخانه با هر بار گذر سریعش زلال تر و شفاف تر میشد برعکس مرداب که ساکن و بی حرکت است و هیچ لذتی هم نمی برد. آدم ها هم هر چقدر دلشان به زلالی رودخانه باشد و از هر بدی و زشتی بگذرد، زلال و شفاف خواهند شد.

    نزدیک غروب بود. دل آسمان پر شده بود. گویی بارانی در راه داشت. آری. کم کم شروع به بارش کرد. قطره های درشت باران خود را در دل رودخانه جای میدادند تا اینکه دلش را بزرگ و بزرگتر کردند و او را روانه ی دریا…

    نتیجه گیری : گذر سریع رودخانه از میان کوه ها همچون گذر سریع و بی درنگ زمان است. زمانی که بدون معطلی می گذرد و باید از تک تک لحظاتش بهترین استفاده ها را کنیم تا دلمان به زلالی رود شود.

    انشا درباره رودخانه

    رودخانه در دانش نامه ویکی پدیا:

    رودخانه به بستر و مسیر حرکت «رود» گفته می‌شود که معمولاً عبارت «رودخانه» با «رود» اشتباه می‌شود و جای آن استفاده می‌شود. رودخانه‌ها معمولاً در اولین مرحله در پای کوه‌ها، تشکیل مخروط افکنه‌ها را داده و پس از طی مسیری با انباشت مواد آبرفتی خود به توسعه دشتها کمک می‌کنند.

    منبع مطلب : delbaraneh.com

    مدیر محترم سایت delbaraneh.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    Ayda : گذر رودخانه بخش اغازین:زیبایی دنیا یعنی گذر رودخانه بودن اسمان بودن خورشید و.... اینها باعث امید گرفتن به زندگی و ارزش هر بار زنده شدن را دارد مقدمه: یک روز افتایی با پدر و مادرم‌به جنگل رفتم من تک فرزند هستم و خواهر و برادری ندارم توی جنگل قدم میزدم که رود خانه ای را دیدم که اب زلالی از ان گذر میکرد. صدای شنیدن گذر اب برای من ارامش بخش است کنی نزردیک تر که رفتم ارامشی را حس کردم که تا به حال بریم رخ نداده بود. خیلی خوشحال بودم اما نمیدانم چرا یه غم در چهره رود خانه معلوم‌ میشد نزدیک که رفتم به رود خانه سلام کردم و گفتم ایا تو ناراحت هسی روخانه اهی کشید و گفت نه گفتم در چهره تو نتراحتی موج میزند لزفا بگو من کمکت میکنم بالاخره رودخانه با کمی سکوت شروع کرد من از خودم بدم می اید از اب هستم چون تنها هستم دلم مخواهد با دیگران باشم با آنها بازی کنم و حرف بزنم اما نمیدانم چرا این همه تنها هستم گفتم شاید دلیل این تنها بودن تو خودت باشی شاید جیزی بع کسی گفتی و ناراحتش کردی برای همین کسی نزدیکت نمی شود رودخانه گف مت فقط ار قلقلک بدم می اید همین ماهی ها می خواهد در ابی که از من گذر میکند زتدگی کنند ولی بودن انها قلقلکم میدهد من شاد میشوم من از شاد بودن بدم می اید گفتم میخواهی همیشه تنها باشی یا در کنار دیگران شاد باشی شاد بودن نعمتی است که ارزش هر چیزی را دارد و اینکه تو خودت خیلی اب هستی اب ها همیشع با لطافت هستند حس ارامش را به بقیه میدهند بگذار دیگران با تو باشند تا صاحب ارامش واقعی باشند رودخانه قبول کرد و من ماهی کوچکی که داشتم داخل داخل رودخانه انداختم و رودخانه ماهی دوستی خوبی را با هم آغاز کردن و اینطور شد که رودخانه قدر خودش را دانست نتیحه گیری: اب فواید زیادی دارد بهترین ان حس ارامش است که به انسان می دهد قدر ان را بدانید و رود خانه ها رار کثیف نکنید زیرا قدرت نفس کشیدن را از ان میگیرم

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    خانووم دکتر اینده😎 2 روز قبل
    0

    اخه مگه کتاب چقد جا داره 😁

    لطفا کوتاه باشه

    درضمن همش تکراری بود 😏

    یه متن جدید لطفا👧

    ناشناس 2 روز قبل
    1

    ای بابا همش تکراریه که🙄

    3 روز قبل
    0

    Hh

    Ayda 9 روز قبل
    5

    گذر رودخانه

    بخش اغازین:زیبایی دنیا یعنی گذر رودخانه

    بودن اسمان بودن خورشید و.... اینها باعث امید گرفتن به زندگی و ارزش هر بار زنده شدن را دارد

    مقدمه: یک روز افتایی با پدر و مادرم‌به جنگل رفتم

    من تک فرزند هستم و خواهر و برادری ندارم

    توی جنگل قدم میزدم که رود خانه ای را دیدم که اب زلالی از ان گذر میکرد.

    صدای شنیدن گذر اب برای من ارامش بخش است

    کنی نزردیک تر که رفتم ارامشی را حس کردم که تا به حال بریم رخ نداده بود. خیلی خوشحال بودم

    اما نمیدانم چرا یه غم در چهره رود خانه معلوم‌ میشد

    نزدیک که رفتم به رود خانه سلام کردم

    و گفتم ایا تو ناراحت هسی

    روخانه اهی کشید و گفت نه گفتم در چهره تو نتراحتی موج میزند لزفا بگو من کمکت میکنم

    بالاخره رودخانه با کمی سکوت شروع کرد

    من از خودم بدم می اید از اب هستم

    چون تنها هستم دلم مخواهد با دیگران باشم

    با آنها بازی کنم و حرف بزنم

    اما نمیدانم چرا این همه تنها هستم

    گفتم شاید دلیل این تنها بودن تو خودت باشی

    شاید جیزی بع کسی گفتی و ناراحتش کردی برای همین کسی نزدیکت نمی شود

    رودخانه گف مت فقط ار قلقلک بدم می اید همین

    ماهی ها می خواهد در ابی که از من گذر میکند زتدگی کنند ولی بودن انها قلقلکم میدهد من شاد میشوم من از شاد بودن بدم می اید

    گفتم میخواهی همیشه تنها باشی

    یا در کنار دیگران شاد باشی

    شاد بودن نعمتی است که ارزش هر چیزی را دارد

    و اینکه تو خودت خیلی اب هستی

    اب ها همیشع با لطافت هستند حس ارامش را به بقیه میدهند

    بگذار دیگران با تو باشند تا صاحب ارامش واقعی باشند

    رودخانه قبول کرد و من ماهی کوچکی که داشتم داخل داخل رودخانه انداختم

    و رودخانه ماهی دوستی خوبی را با هم آغاز کردن

    و اینطور شد که رودخانه قدر خودش را دانست

    نتیحه گیری: اب فواید زیادی دارد بهترین ان حس ارامش است که به انسان می دهد

    قدر ان را بدانید و رود خانه ها رار کثیف نکنید

    زیرا قدرت نفس کشیدن را از ان میگیرم

    ناشناس 14 روز قبل
    0

    همه سایت ها مثل کامیون از همدیگه بار میزنن متن ها رو ، حداقل یه چیز تازه بنویسید 🙄

    مهسا 15 روز قبل
    0

    خیلی عالیه 👏

    یکتا 21 روز قبل
    1

    عالی

    عشق تقلب ♡• •♡ 7 ماه قبل
    1

    خیلی خوب بود با تقلب 👍😂

    0
    شافل فاطی 11 روز قبل

    دقیقا. قربون دهنت😅

    مهدی 1 سال قبل
    5

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید