توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    انشا در مورد من یک نوجوان ایرانیم تصمیم دارم

    1 بازدید

    انشا در مورد من یک نوجوان ایرانیم تصمیم دارم را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    من یک نوجوان ایرانی ام که تصمیم دارم .........

    آوارگی، رنج وعذاب و مرگ کودکان و نوجوانان در

        سراسر دنیا را ندارم.


    تصمیم دارم به تمامی انسان ها بگویم که از محبت  خارها ، گل 

    می شود ودیگر هیچ کینه ای در دل هیچ انسانی باقی نمی ماند.


    تصمیم دارم محصولات مقاوم و زود رشد را کشف کنم تا

    کودکی برای غذا اشک نریزد و مادری آه نکشد و پدری جانش را

    از دست ندهد.


    تصمیم دارم ایران سرزمین عزیزم را به قله های افتخار نزدیک

    کنم تا این سرزمین به داشتن فرزندی مثل من افتخار کند. 

      

    لطفا من را در رسیدن به هدفم  همراهی کنید و نظرات خودتان را

    حتما برایم بنویسید واسه ی همه چیز ازتون ممنونم ******

    منبع مطلب : aghaghia1392.blogfa.com

    مدیر محترم سایت aghaghia1392.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    من یکــ جـوان ایرانـی هستم...

    به گزارش سرویس وبلاگ صراط،نویسنده وبلاگ آدامس شیک در آخرین به روز رسانی وبلاگ خود نوشته است:


    من یک جوان ایرانی هستم با داشتن یکــ سر و هزاران سودا. یکــ مدعی تشیع. کسی که بارها و بارها تو او را آزمودی و نقطه ی خوشایندی در زندگانیش ندیدی!

    آقاجان غروب نیمه شعبان، برایم دلگیر طی شد.. به جای جایِ عمرِ گذشته ام پرسه زدم و رضایتت را حتی در مقابل "هدف : "های لحظاتم هم ندیدم.

    من یک جوان ایرانی هستم با شمار زیادی بدخواه!! آقا، گناه من چیست که باید این اندازه دشمن داشته باشم !؟ مگر من با اینها چه کردم که میخواهند آنچنان برای تمام زندگیم برنامه بریزند که دستِ بسته، جز گوشه ی جهنم جایم نباشد!؟

    آقاجان می خواهند تو را از من بگیرند!! صهیونیسم را میگویم... گویی تمام هدفشان جدا کردن تو از منِ جوانِ ایرانیست! نمی دانند که تو با کجای وجودم آمیخته ای که حتی با گرفتن جان از تنم هم تو را نمیتوانند از من جدا کنند!

    آقاجان، بدجور کار و زندگیشان شده ام من!!! هزینه میکنند میلیارد میلیارد! ساعت به ساعت و سال به سال! نفر به نفر و تجهیز به تجهیز! - واقعا یعنی اینقدر برایشان ارزشمندم!!!؟؟؟؟ حتی برای پوشاکــ و خوراکم هم برنامه دارند!!

    آقاجان همه ی این کارها را میکنند فقط بخاطر اینکه من یک جوان ایرانی و شیعه هستم. چون در سرزمینی زندگی میکنم که گویی سالیان سال، خارِ چشمشان بوده و هست. چون قرار است مهد شکوه و عظمت محبینت باشد. چون حسین دارم و شور و شعور حسینی، چون صاحب دارم و بی کس، مسیر طی نمی کنم. چون اگر بخواهند مرا بحال خودم رها کنند خیلی بد برایشان تمام میشود....! آنوقت باید مرا در خطِ مقدمِ جهاد علم و فرهنگ و سیاست و عقیده ببینند!! ببینند که با خشابی پر، مسلح، به سمتشان نشانه رفته ام و بغضشان به سینه دارم... آری اینها این لحظه را دوست ندارند و میخواهند تا دم مرگ زیر یوغشان باشم و مطیع اوامر و سیاستهای پلیدشان!

    احساس میکنم ضعیف شده ام آقا! شرمنده ام اما حس میکنم روز بروز یادت، در دل و جانم کمرنگ تر از قبل میشود! شرمنده ام آقا... آنطور که میخواستی نبودم و نشدم. با شما بد تا کردم آقا... شرمنده ام... شرمنده. اکنون که در شب نیمه شعبان، انگشتانم دارند از تو مینویسند و چشمانم واژه بواژه ی دلنوشته ای از تو را دنبال می کنند، شرم، سراسر وجودم را گرفتــه!

    اصلا چطور توانستم بدون شما لحظه ای زندگی کنم!؟ مگر میشود!؟ هان!؟ میشود آقا...!؟

    از من همچنان عصیان و از تو همچنان نوازش پــدرانه... شرمنده ام آقا. سرباز خوبی نبودم. خوب نوکری نکردم...

    نمیدانی دل من چه میشود وقتی کوچه را بچه های قد و نیم قد، ریسه میبندند... میدانی وقتی کوچه ای آراسته بشود و مهیای دیدار، یعنی چه؟ آقاجان شرمنده... یکسال دیگر هم دلِ منِ مدعی، مهیای دیدارت نبود و یکسالِ دیگر تو در زندان غیبت... خوش بحال کوچه ها....

    اما آقا، سوا از مرور گذشته، خواستم با تو قراری ببندم و عهدی بنا کنم. بنایی به استواری هرچه کوه، هرچه صُفه... عهد میبندم که همچنان با مددت، خواهانت باشم و اجازه ندهم ذره ای از محبتت را از دلم بربایند. عهد میبندم که جگر داشته باشم و با جراتِ بسیار، راه کربلای حسین بن علی را طی کنم. پیمان میبندم که دستم را جز به در خانه ات جای دیگر دراز نکنم... قول میدهم، به لذات و هیجانهای کاذب صهیون، پشت کنم و همواره خار دیده شان باشم...

    کوتاهترین دعا برای بزرگترین آرزو، الهم عجل لولیک الفرج - میلادت مبارکــــ آقا.

    منبع مطلب : www.seratnews.com

    مدیر محترم سایت www.seratnews.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    نگاری 25 روز قبل
    1

    خوب بود

    مژگان 6 ماه قبل
    -2

    خوب بود

    Arsin 6 ماه قبل
    2

    اصلا به درد نخورد😑😒

    هستی 7 ماه قبل
    1

    اصلا خوب نبود

    ناشناس 11 ماه قبل
    0

    عالی بود 👌👌👌👌

    Zahra 11 ماه قبل
    2

    عالی بود👌👌👌

    برای ارسال نظر کلیک کنید