توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    این صبر که من میکنم افشردن جان است

    1 بازدید

    این صبر که من میکنم افشردن جان است را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    غزلي از استاد هوشنگ ابتهاج

    امروز نه آغاز و نه انجام جهان است

    اي بس غم و شادي كه پس پرده نهان است

    گر مرد رهي غم مخور از دوري و ديري

    داني كه رسيدن هنر گام زمان است

    آبي كه برآسود زمينش بخورد زود

    دريا شود آن رود كه پيوسته روان است

    از روي تو دل كندنم آموخت زمانه

    اين ديده از آن روست كه خونابه فشان است

    دردا و ديغا كه در اين بازي خونين

    بازيچه ي ايام دل آدميان است

    اي كوه تو فرياد من امروز شنيدي

    دردي ست درين سينه كه همزاد جهان است

    از داد و وداد آن همه گفتند و نكردند

    يا رب چقدر فاصله ي دست و زبان است

    خون مي چكد از ديده در اين كنج صبوري

    اين صبر كه من مي كنم افشردن جان است

    از راه مرو سايه كه آن گوهر مقصود

    هوشنگ ابتهاج (سايه)

    با اندكي تلخيص

    منبع مطلب : shabeshoaur.blogfa.com

    مدیر محترم سایت shabeshoaur.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    خون می چکد از دیده درین کنج صبوری / این صبر که من می کنم افشردن جان است(هوشنگ ابتهاج)

    گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری           دانی که رسیدن هنر‌ گام زمان است

    تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی              بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است

    آبی که بر آسود زمینش بخورد زود               دریا شود آن رود که پیوسته روان است

    باشد که یکی هم به نشانی بنشیند            بس تیر که در چله ی این کهنه کمان است

    از روی تو دل کندنم آموخت زمانه                 این دیده از آن روست که خونابه فشان است

    دردا و دریغا که درین بازی خونین                  بازیچه ی ایام دل آدمیان است

    دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت               این دشت که پامال سواران خزان است

    روزی که بجنبد نفس باد بهاری                   بینی که گل و سبزه کران تا به کران است

    ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی                 دردی ست درین سینه که همزاد جهان است

    از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند              یا رب چه قدر فاصله ی دست و زبان است

    خون می چکد از دیده درین کنج صبوری        این صبر که من می کنم افشردن جان است

    از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود               گنجی ست که اندر قدم راهروان است

    منبع مطلب : www.golie.blogfa.com

    مدیر محترم سایت www.golie.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    هوشنگ ابتهاج؛ این صبر که می کنم افشاندن جان من است

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مرمر 16 روز قبل
    -1

    یعنی این صبوری من مثل جان کندن من است تا این حد مشکلات دارم و من دربرابرشون صبورم

    ناشناس 6 ماه قبل
    -1

    متاسفم بابت این سایت مزخرف

    ناشناس 8 ماه قبل
    0

    معنی شعر ها هم اگ نوشته بود خوب میشد؟؟

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید