در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    بند توصیفی در مورد مادر کلاس چهارم

    1 بازدید

    بند توصیفی در مورد مادر کلاس چهارم را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    انشا مادر | ۱۰ انشا مورد مادر و لالایی مادر (ساده و ادبی)

    انشا مادر | ۱۰ انشا مورد مادر و لالایی مادر (ساده و ادبی)

    انشا مادر | ۱۰ انشا مورد مادر و لالایی مادر (ساده و ادبی)

    اگر چه مادر و مهر مادری نیازی به آموزش و تعلیم و شرح و توضیح ندارند اما انشا مادر ، مهر مادری ، لالایی و عشق مادری و یا یا نقاشی و کاردستی در مورد مادر برای کودکان باعث میشود آنها بیشتر به زحمات و فدارکاری های مادری که آنها را به دنیا آورده و برای لحظه لحظه بزرگ شدنشان ر نج زیادی کشیده است فکر کنند و بیشتر قدشناس مهربانی ها، ایثار هایشان باشند ما هم به این منظور ۱۰ انشا زیبا در مورد مهر مادری و روز مادر را در اینجا جمع آوری و بازنشر میکنیم تا الهام بخش نگارش انشا برای دانش آموزان پایه های مختلف تحصیلی باشد.

    این انشا ها با توجه به سختی و راحتی آن مناسب همه پایه های تحصیلی هم ابتدایی و هم راهنمایی و دبیرستان هستند . که میتوانید بسته به پایه تحصیلی خود مناسب ترین آنها را انتخاب کنید ، امیدوارم این مجموعه برای شما مفید واقعا شود .

    انشا مادر و مهر مادری

    انشا-درباره-مادر-۰

    انشا مادر میتواند شامل موضوعات پیشنهادی زیر باشد : 

    انشا محبت مادر

    انشا درباره مادر (۹)

    انشا مادر شماره یک 

    موضوع انشا مادر : انشا کوتاه به زبان ساده و کودکانه برای مادر

    مقدمه: من مادرم را دوست دارم و این انشا را به او تقدیم میکنم

    من مادرم را خیلی دوست دارم

    چون او خیلی برای من زحمت میکشد

    او برای من غذا درست میکند ، لباس هایم را میشورد و اتاقم را مرتب میکند .

    او همیشه نگران درس و تحصیل من است ، در درس ها به من کمک میکند تا در آینده موفق باشم

    وقتی تنها میشوم گاهی او با من بازی میکند تا خوشحال باشم و بخندم

    بعضی شب ها برایم لالایی میخواند ، یا از روی کتاب های داستان برایم داستان میگوید تا بخوابم

    هر وقت تنها هستم یا میترسم به بغل مادرم میروم چون او خیلی مهربان است و همیشه من را نوازش میکند

    من میدانم هیچ کس در دنیا من را به اندازه مادرم دوست ندارد .

    مادر ها همه چیزهای خوب را برای بچه هایشان میخواهند و همیشه نگران بچه هایشان هستند.

    به همین خاطر است که میگویند بهشت زیر پای مادران است

    نتیجه گیری: من همیشه سعی میکنم به مادرم احترام بگذارم و با درس خواندن و سعی و تلاش کاری کنم که در آینده موفق شوم تا پدر و مادرم از من راضی باشند و به من افتخار کنند.

    انشا مادر

    انشا مادر

    انشا مادر شماره دو 

    موضوع انشا مادر : انشا از زبان مادر شهید

    مقدمه: من یک مادر هستم .

    من یک مادر هستم و مثل همه مادران عاشق فرزندم بودم

    زمانی که فرزندم کوچک بود چشم از او برنمیداشتم تا مبادا در هنگام بازی ها و شیطنت های کودکانه آسیبی به او نرسد

    وقتی مریض میشد تا زمانی که دوباره خوب نمیشد چشم از او برنمیداشتم

    وقتی لحظه ای دستش از دستم جدا میشد انگار جان من که از تنم جدا شده است .

    حاضر بودم همه زندگی ام را بدهم و لحظه ای آرامش نداشته باشم اما کودکم همیشه شاد و سرزنده باشد .

    همیشه دل نگران آینده اش بودم ، درس هایش ، اخلاق و رفتار و ایمانش

    همه چیز گذشت و کودک شیطان و بازگوشم من حالا دیگر برای خودش مردی شده بود.

    پسری مودب ، با حیا ، مومن ، درسخوان که هر وقت به قد و بالایش نگاه میکردم قند در دلم آب میشد .

    اما اتفاقی افتاد که هیچ کدام از ما انتظارش را نداشتیم

    جنگ شروع شد .

    پسران و مردان شجاع و با غیرت ایران یکی پس از دیگری از خانواده های خود جدا شدند

    تا برای دفاع از وجب به وجب خاک وطنشان تا پای جان بایستند

    روزی که پسرم را برای رفتن به جبهه بدرقه میکردم گویی جانم را میدیدم که قدم قدم از من دور و دور تر میشود

    اما با خود گفتم خون پسر من ، از خون پسران امام حسین (ع) که رنگین تر نیست

    با خودم گفتم اگر پسرم را با اصرار در کنار خود نگاه دارم فردا قیامت در مقابل امام و شهدا و ائمه شرمنده خواهم شد.

    حالا سال ها از رفتن پسرم میگذرد و من هرگز پس از آن روز جگر گوشه ام را ندیدم

    شاید فکر کنید چطور با دلتنگی از میوه دلم سر میکنم .

    سخت است اما تنها دلخوشی ام این است که من بهترین هدیه ای را که داشتم در راه اسلام و ایران دادم

    و امیدوارم فردای قیامت کودک نازدانه ام را دوباره در آغوش بکشم .

    انشا از زبان مادر

    انشا روز مادر

    انشا مادر شماره سه

    موضوع انشا مادر : انشا و متن ادبی در مورد مادر و مهر مادری

    مقدمه: مادر ای ترانه زیبای هستی با یاد و خداوند مهربان از مهربانی تو می نویسم تا بگویم که عاشقانه تو را دوست دارم .

    آن هنگام که درخشش چشمانت را در آسمان زندگی ام می بینم؛

    آن هنگام که جوشش چشمه ی چشمت را در سراشیبی صورت زیبایت برانداز می کنم؛

    زمانی که به یاد می آورم چگونه در جستجوی آغوش پرمهرت حجم خالی فضا را لمس می کردم و با بی تابی نامت را بر زبان می آوردم؛

    دلم چون کودکی بازیگوش و بهانه گیر در کنج قفس سینه سر بر دیوار می کوبد.

    عزیز من، عزیز بودنت را خدا دانست.

    او که بهشت را زیر پایت نهاد؛ و تو را بزرگ و گرامی داشت.

    گاه دست هایم روی موج احساس می لرزد و باران اشک در چشمانم به غم می نشیند.

    چرا که جوانیت را به پای من ریختی تا جوانم کنی،

    تا روزی کنارت بنشینم و سرم را بر زانویت بگذارم و نوازش دست هایت را روی صورتم احساس کنم؛

    تا روزی تکیه گاهت شوم و انیس تنهاییت.

    ای کسی که خورشید در مقابل مهربانی ات شرمنده می شود

    و ماه چهره در نقاب می کشد،

    هنگامی که رنج بی خوابی ات را که با گریه های شبانه ی من تفسیر می شود،

    تصویر می کنم و زمانی که به یاد می آورم که نمی توانستم لحظه ای حتی به اندازه یک چشم بر هم زدن بی تو بمانم،

    اشک روی چشمانم پرده می اندازد.

    مادرم، ای امید من، هنگامی که با وجودت گل آرزوهایم شکوفه داد و دیوارهای سنگی سکوتم شکست.

    تو به من زبانی آسمانی یاد دادی، تو آیینه ی آفتابی. مرا مثل آب جذب خودت کردی، تو مرا سبز کردی…

    نتیجه گیری:

    مادرم، ای آن که وجود مقدست سراسر عشق و ایمان و دل دریاییت به وسعت آسمان است، من با وا‍ژه هایم که لبریز عشق است همه جا می نویسم که دوستت دارم و بدان که تو را در ایمن ترین و زیباترین عضو بدنم جای داده ام و هر لحظه با هر تپش، قلبم نام زیبایت را زمزمه می کند. مادرم؛ عشق را بخاطر تو آموختم.  دوست داشتن را برای تو نوشتم و تویی که همیشه در زندگی ام ترانه ی امید سردادی. تو را دوست می دارم اگر باور کنی تو خدای روی زمینم هستی.

    انشا درباره مادر

    انشا روز مادر

    انشا مادر شماره چهار

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد مادر با مقدمه و نتیجه گیری

    مقدمه: بهشت تنها زیرپای مادران نیست. بهشت در دستان مادران است، که با دست های مهربانشان دست روی سرمان می کشند و در میان دست هایشان قد می کشیم و بزرگ می شویم. بهشت در دل های مادران است. در دل هایی که تنها دل نیست بلکه دریایی پر عظمت است که هرچقدر در میانشان شنا کنی و هر چقدر پارو بزنی به مقصد نمی رسی تنها در میان خوشی و لذت غرق می شوی.

    مادر یعنی یک بغل تنهایی، نگرانی، دلشوره، صبر و از خودگذشتگی. مادر یعنی یک خروار محبت. مادر یعنی یک جهان عشق. عشق.مادر را نه می توان مانند کرد و نه می توان مثال زد. مادر یعنی هرچه بگوییم کم گفته ایم. مادر یعنی کسی که نه ماه تو را در وجودش با تمام وجود در آغوش گرفته، راه می رود به تو فکر می کند، می خندد به تو فکر می کند، غذا می خورد به تو فکر می کند و هر لحظه نام تو را صدا می زند. مادر یعنی قبل از هر کاری و هر فکری و هر تصمیمی فقط به تو فکر می کند، صلاحیت تو را بیشتر می خواهد و عاقبت به خیریت را بیشتر از همه دعا می کند.

    مادر یعنی همیشه پشتت گرم است به کوهی محکم یعنی همیشه دلت روشن است به خورشیدی تابان. یعنی دستانت گره خورده به دستانی گرم که هر کاری کنی و هر تصمیمی بگیی ترکت نخواهد کرد و پابه پای تو گام بر می دارد دقیقا مانند همان کودکی که راه فتن را به تو آموخت و پابه پای تو خندیده و گریه کرد و شاد بود.

    نتیجه گیری: تا مادر هست در کنارش بنشین. یک استکان چایی با او بنوش و کمی با او حرف بزن دقیقا همین الان که زمان داری و مادرت در کنارت است بهانه های بی جا را کنار بگذار و کمی از با او بودن لذت ببر و زمانی که از دستش دادی و دیگر در کنارت نبود دقیقا همین لحظات ساده نیز برایت آرزو می شود و تنها چیزی که برایت باقی می ماند حسرت است و حسرت.

    این انشا از سایت انشاباز در اینجا بازنشر شده است .

    انشا در مورد مادر

    انشا مادر شماره پنج

    موضوع انشا مادر : انشا کوتاه و ساده در مورد مادر در ۱۲ خط

    از زلالی چشمانت که دریایی از مهر و محبت در آن موج می زند؛

    از قلب با صفایت که آکنده از شمیم معرفت است،

    از تو ای یگانه؛ ای روشنایی؛ ای زندگی…

    تو که با شکوفه ی لبخند زیبا می شوی؛

    تو آن پناهگاهی هستی که مرا از هجوم سیاهی و تاریکی در امان می داری؛

    اما من همیشه با نگاهی کودکانه همه چیز را به بازی می گیرم؛

    وتو چه صبور و بردباری در برابر کردار من و چه مهربان و با صفا نوازشم می کنی.

    من زندگی را با تو معنا می کنم،

    زیرا بدون تو نمیتوانم معنایی برای زندگی خود تصور کنم.

    غروب را دوست دارم با تو، زیرا مرا بر بالای بلند نگاهت می نشانی و من از منظره ی چشمان تو غروب را می نگرم.

    دوستت دارم آن زمان که در پناه دست های مهربان تو آرامش می گیرم؛

    دوستت دارم عاشقانه، صادقانه، بی نهایت، تا قیامت…ای مادر خوبم.

    انشا مهر مادری

    انشا درباره مادر (۵)

    انشا مادر شماره شش

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد روز مادر و روز مادر چه روزی است ؟

    مقدمه:  آنچه مسلم است روز مادر روزی است که به یادبود و افتخار مادران در کشورهای مختلف گرامی داشته می‌شود. اما روز مادر در هر کشور و قومیتی به هر مناسبت و بهانه ای برگزار شود ، مهم این این است که بهانه ای باشد که حتی برای یک روز هم که شده بیشتر و بهتر به مادرهایمان نگاه کنیم ، رنج سال ها که بر دستان و پیشهانی آنها نشسته است را نظاره کنیم و بیش از پیش قدرشان را بدانیم .

    روز مادر مصادف است با ولادت حضرت فاطمه زهرا درود الله علیها . در بیستم جمادی الثانی سال دوم بعثت، دختری پا به عرصه وجود نهاد، دختری که همتای علی «ع»، سرمنشأ و ریشه سلسله امامت و ولایت، و الگوی تمامی مؤمنین و موحدین است، بانویی که گل سرسبد تمام بانوان عالم است؛ تنها زنی که پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام «ص» به او لقب اُم ابیها داده است،یعنی زنی که برای پدرش هم چون مادر بود.

    در فرهنگ پر بار ایران اسلامی این روزبه عنوان روز مادر نام گرفته تا زنان و مادران این مرز و بوم از او درس ایمان ، فداکاری و مهربانی بیاموزند.

    تاریخچه روز مادر در یونان به گذشته خیلی دور بر میگردد. ۲۵سال قبل از ظهور عیسی مسیح «ع» ، الهه های یونانی وجود داشتند که برای آن ها نوعی جشن مادر برگزار می شد.مردم هنگ کنگ ، پاکستان ، قطر ، عربستان سعودی و کشور امارات متحده ی عربی روز مادر را در ماه مه جشن می‌گیرند. مردم این کشورها که عموماً مسلمان اند، دراین روز به دیدن مادران خود می‌روند و با در دست داشتن هدایایی چون گل ، کیک ، اشیای زینتی و قیمتی از ایشان قدردانی میکنند.

    نتیجه گیری:  گرچه هر کشوری با فرهنگ خاص خود برای انتخاب روز مادر نماد و دلیلی دارد. اما آنچه اهمیت دارد قدردانی و تشکر از مقام مادر است؛ و این مراسم بهانه ای است تا توجه بیشتری به مادران داشته باشیم و به آن ها ثابت کنیم که چقدر دوستشان داریم.

    انشا روز مادر چه روزی است ؟

    انشا لالایی مادر (۱)

    انشا مادر شماره هفت

    موضوع انشا مادر : مادر یعنی …

    مقدمه: ای مادر ، ای فرشته مهربانی ها میخواهم از تو و با تو سخن بگویم.

    مادر یعنی دلسوز و بی قرار، مادر یعنی امید در سختی ها، مادر یعنی رایحه ی خوش گل ها، مادر یعنی تمام وجود ما.

    ای که همه جا هستی و بوی تو آرامش بخش دل هاست. ای که پادشاهان قدرتمند گدای دستای تواند. ای کسی که بهشت بی صبرانه مشتاق تو است.

    بگو چگونه ستایش جان سوزی هایت را کنم،

    بگو چگونه شب هایی را که در خواب ناز بودم و تو بیدار ماندی را جبران کنم،

    بگو چگونه دوایی باشم بر درد های زندگی ات.

    ای مادرم بدان تا تو به بهشت نروی به بهشت نمی روم، بدان پس از گذشت سال ها، سال مهرت در دلم جاری می ماند.

    دوستت دارم، اشک های گوشه چشمت را هنگام موفقیتم دوست دارم،

    نگاه مادرانه ات را هنگام جدایی ها دوست دارم و تا ابد محتاج دستانت هستم،

    محتاج دستانی که سرم را نوازش می کرد، محتاج دستانی که پارچه ی خنک بر پیشانیم نهاد.

    حتی محتاج آن دستانی هستم که سیلی بر صورتم نهاد و راه بد و راست را به من نشان داد.

    نتیجه گیری: ای مادرم، ای کسی که هر چه گویم تلافی جانسوزی هایت نمی شود. ای کسی که آوردن نامت پر افتخار تر از قهرمان شدن در جهان است به خاط تمام خوبی هایی که در حقم کردی و من نادیده گرفتم مرا ببخش.

    انشا ساده مادر

    انشا درباره مادر (۷)

    انشا مادر شماره هشت

    موضوع انشا مادر : متن زیبا و داستانی در مورد مادر به زبان انگلیسی

    مقدمه: THAT’S MOM….!!!​ این است معنی مادر​

    WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN​
    وقتی خیس از باران به خانه رسیدم​​

    BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”​
    برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟​​

    SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTIL IT STOPPED”​
    خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟​​​

    DAD ANGRILY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALIST”.​
    پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد​​

    BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”​
    اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:​​

    “STUPID RAIN”​
    باران احمق​​

    THAT’S MOM….!!!​
    این است معنی مادر​

    نتیجه گیری :

    Mother’s joy mother’s home positive energy waves mother’s

    heart to all modesty mother’s mother’s mother’s family

    the patient Madrzmyny hot holding the sacred center and heavenly love you

    مادر یعنی شادی خونه مادر یعنی امواج انرژی مثبت مادر یعنی دلداری دادن به همه مادر یعنی حجب و حیا

    مادر یعنی گرم نگه دارنده کانون مقدس خانواده مادر یعنی صبوری مادرزمینی و آسمانی دوستت دارم.

    انشا انگلیسی مادر

    انشا لالایی مادر (۲)

    انشا مادر شماره نه

    موضوع انشا مادر : لزوم احترام به مادر – بهشت زیر پای مادران است

    مقدمه: مادر کلمه مقدسی است که هر کس برای آن تعریف دارد اما این نوشته به بررسی معنای رفیع کلمه مادر و رنج و زحمتی مادری میپردازد و این که بیهوده نیست که میگویند بهشت زیر پای مادر است و احترام به مادر و جایگاه مادری همیشه واجب .

    مادر کلمه است که هر انسان آگاه به آن آشنایی کامل دارد.

    هر انسان از آوان طفولیت الی آخرین ساعت حیات خویش در فکر واندیشه این گوهر زیبا وگرانبها می باشد زمانیکه انسان پا به عرصه حیات و زندگی میگذارد همین مادر است که طفل خویش را با یک عالم مشکلات زنده گی تربیه وپرورش داده تا باشد مصدر خدمت برای خود وجامعه خویش گردد. شب زنده داری های مادر در آوان طفولیت بخاطر صحت وسلامتی طفلش وباخبری از آن هزاران تکالیف جدی دیگر که هر لحظه حیات طفل را به مخاطره می اندازد یکی از اعمالی به حساب میرود که هر انسان داردای ضمیر روشن ولو هر قدر مصدر خدمت برای مادر خویش گردد بازهم ناچیز خواهد بود.

    و آرزوی همیشه گی مادر باخبری از طفلش است . مادر مقدس ترین موجود روی زمین به شمار رفته و مادر زیبا ترین وگرانبها ترین هدیه الهی است که برای هرکس به ارمغان آورده است. وهر لحظه اطاعت وعبادت این موجود پاک ومقدس هر انسان روشنفکر لازم می باشد و هرکس اگر خواهان کسب رضای خداوند متعال(ج) باشد با ید به بهترین صورت اطاعت واحترام مادر را داشته باشد. تلخ ترین لحظه عمر، لحظه مرگ مادر است و آغوش مادر گرم ترین جای برای زیستن است.

    مادر نه بلکه پسر خودرا نه ماه در شکم خود حمل میکند بلکه بیخوابی های مادر که برطفلش میکشد اصلاً جبران نمیشود. پیامبر اکرم (ص) می فرماید که اگر من مادر خودرا به آغوش خود گرفته هفتاد دور خانه خدارا طواف کنم باز هم ناچیز خواهد یک شب بیخوابی مادر جبران نمیشود، یعنی زحمات که مادر بر اولاد خویش میکشد جبران ناپذیر است. ومادر تمام زنده گی اش را فدای اولاد خویش میکند تا یک اولاد های خوب وبا تربیه تحویل به جامعه بدهد، زیرا که چه خوش گفته اند که:

    بهشت زیر پای مادران است

    نتیجه گیری: پس بر ما لازم است تا همیشه به این گوهر زیبا ومقدس احترام داشته و عملی را انجام ندهیم که باعث رنجش ایشان گردد. پس ما چرا به پدر ومادر خود احترام نکنیم؟ ما چرا تابع امر مادر یا از سخن های مادر بی اطاعتی کنیم؟ پس جوانان وخواننده گان محترم امیدوام همیشه مصدر خدمت برای مادر وجامعه خود باشید وامیدوارم که نظر تان را در این مورد بیا نمایید پس جوانان عزیز تا بع امر مادر تان باشید تا بهشت نصیب تان شود. ویک چیز دیگر را که یاد آور شوم جوانان وعزیزان که به پدر ومادر خود احترام نمی کند ویا تابع امر مادر خود نمی باشد و یا از امر مادر بی اطاعتی میکند دلیلش چیست؟ امید وارم که دلیلش را بگوید که چرا بی اطاعتی میکند.

    انشا احترام به مادر

    انشا درباره مادر (۴)

    انشا مادر شماره ده

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد صدای لالایی مادرم به صورت داستانی

    مقدمه: هر کسی عاشق یک نوع موسیق و نواست و هر کس با صدای یک خواننده یا مداح آرامش میگیرد اما در تمام جهان صدایی آرامش بخش تر از صدای مادر سراغ ندارم .

    این صدای مهربان مادر من است. صدایی که از همه صداهای دنیا گوش‌نوازتر است و مرا به خوابی شیرین دعوت می‌کند.

    چشم‌هایم بسته است. صدای لالایی مادرم می‌آید. مادرم را نمی‌بینم اما چهره مادرم در ذهنم می‌آید.

    دوست دارم در واقعیت هم مادرم را ببینم. چشم‌هایم را می‌گشایم.

    با چشم باز همه اطراف را نگاه می‌کنم.

    احساس خطر می‌کنم. حواسم جمع نیست. نمی‌توانم بخوابم.

    سیاهی و تاریکی همه‌جا را گرفته و هیچ چیزی دیده نمی‌شود‌.

    چهره مادر که همیشه با دیدنش آرامش می‌یافتم، نیست و اگر سکوت هم بر آن افزوده شده بود، وحشت‌زده می‌گریستم

    اما صدایی هست که به من آرامش می‌دهد.

    چند دقیقه‌ای چشم‌هایم را باز می‌گذارم.

    چشم‌هایم به تاریکی عادت کرده ولی هنوز هم فقط سایه تاریکی از مادر می‌بینم.

    صدا را واضح می‌شنوم:«لالا لالا لالا…» احساس می‌کنم که دیگر سیاهی نیست.

    هست اما تاریکی را حس نمی‌کنم.

    بلکه گویا باغ پرگلی در برابرم است که دست در دست مادر در آن قدم می‌زنیم.

    مادر در دست من گلی می‌گذارد و زمزمه می‌کند:«لالا لالا گل پونه…»

    صدای او باغ پر گل است و یکی یکی گل‌های خوشبو را به دستم می‌دهد و من گل‌ها را توی ذهنم می‌کارم.

    حالا نوبت «گل چایی» است و بعد نوبت «گل پنبه»…

    ذهنم از تاریکی به سمت گلستان شدن می‌رود.

    مادر می‌خواند:«لالا لالا گلم باشی، انیس و مونسم باشی…»

    حالا من یک باغ هستم.

    حرکاتم آهسته شده و با صدای زیبای مادر پلک‌هایم روی هم می‌آید.

    صدای لالایی مادر دوباره گوش‌هایم را پر می‌کند.

    آرام آرام خواب مرا می‌رباید.می‌خوابم و تا صبح خواب گل می‌بینم.

    نتیجه گیری: کودکانی را میشناسم که هرگز لالایی مادری را نشنیده اند ، کودکان یتیم ، کودکان کار ، کودکان جنگ زده ، حالا با خود می اندیشم خوشبختی آنقدرها هم از ما دور نیست .  هر کس مادر داشته باشد که برایش لالایی بخواند بسیار خوشبخت است.

    انشا لالایی مادر

    انشا درباره مادر (۸)

    منبع مطلب : delbaraneh.com

    مدیر محترم سایت delbaraneh.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا درمورد مادر - گام با گام | قدم به قدم تا موفقیت

    انشا درمورد مادر - گام با گام | قدم به قدم تا موفقیت

    انشا درمورد مادر

    جدیدترین انشا ها درباره مادر

    انشا درمورد مادر

    *************

    انشا مادر شماره یک 

    موضوع انشا مادر : انشا کوتاه به زبان ساده و کودکانه برای مادر

    مقدمه: من مادرم را دوست دارم و این انشا را به او تقدیم میکنم

    من مادرم را خیلی دوست دارم

    چون او خیلی برای من زحمت میکشد

    او برای من غذا درست میکند ، لباس هایم را میشورد و اتاقم را مرتب میکند .

    او همیشه نگران درس و تحصیل من است ، در درس ها به من کمک میکند تا در آینده موفق باشم

    وقتی تنها میشوم گاهی او با من بازی میکند تا خوشحال باشم و بخندم

    بعضی شب ها برایم لالایی میخواند ، یا از روی کتاب های داستان برایم داستان میگوید تا بخوابم

    هر وقت تنها هستم یا میترسم به بغل مادرم میروم چون او خیلی مهربان است و همیشه من را نوازش میکند

    من میدانم هیچ کس در دنیا من را به اندازه مادرم دوست ندارد .

    مادر ها همه چیزهای خوب را برای بچه هایشان میخواهند و همیشه نگران بچه هایشان هستند.

    به همین خاطر است که میگویند بهشت زیر پای مادران است

    نتیجه گیری: من همیشه سعی میکنم به مادرم احترام بگذارم و با درس خواندن و سعی و تلاش کاری کنم که در آینده موفق شوم تا پدر و مادرم از من راضی باشند و به من افتخار کنند.

    انشا مادر

    *************

    انشا مادر شماره دو 

    موضوع انشا مادر : انشا از زبان مادر شهید

    مقدمه: من یک مادر هستم .

    من یک مادر هستم و مثل همه مادران عاشق فرزندم بودم

    زمانی که فرزندم کوچک بود چشم از او برنمیداشتم تا مبادا در هنگام بازی ها و شیطنت های کودکانه آسیبی به او نرسد

    وقتی مریض میشد تا زمانی که دوباره خوب نمیشد چشم از او برنمیداشتم

    وقتی لحظه ای دستش از دستم جدا میشد انگار جان من که از تنم جدا شده است .

    حاضر بودم همه زندگی ام را بدهم و لحظه ای آرامش نداشته باشم اما کودکم همیشه شاد و سرزنده باشد .

    همیشه دل نگران آینده اش بودم ، درس هایش ، اخلاق و رفتار و ایمانش

    همه چیز گذشت و کودک شیطان و بازگوشم من حالا دیگر برای خودش مردی شده بود.

    پسری مودب ، با حیا ، مومن ، درسخوان که هر وقت به قد و بالایش نگاه میکردم قند در دلم آب میشد .

    اما اتفاقی افتاد که هیچ کدام از ما انتظارش را نداشتیم

    جنگ شروع شد .

    پسران و مردان شجاع و با غیرت ایران یکی پس از دیگری از خانواده های خود جدا شدند

    تا برای دفاع از وجب به وجب خاک وطنشان تا پای جان بایستند

    روزی که پسرم را برای رفتن به جبهه بدرقه میکردم گویی جانم را میدیدم که قدم قدم از من دور و دور تر میشود

    اما با خود گفتم خون پسر من ، از خون پسران امام حسین (ع) که رنگین تر نیست

    با خودم گفتم اگر پسرم را با اصرار در کنار خود نگاه دارم فردا قیامت در مقابل امام و شهدا و ائمه شرمنده خواهم شد.

    حالا سال ها از رفتن پسرم میگذرد و من هرگز پس از آن روز جگر گوشه ام را ندیدم

    شاید فکر کنید چطور با دلتنگی از میوه دلم سر میکنم .

    سخت است اما تنها دلخوشی ام این است که من بهترین هدیه ای را که داشتم در راه اسلام و ایران دادم

    و امیدوارم فردای قیامت کودک نازدانه ام را دوباره در آغوش بکشم .

    انشا از زبان مادر

    *************

    انشا مادر شماره سه

    موضوع انشا مادر : انشا و متن ادبی در مورد مادر و مهر مادری

    مقدمه: مادر ای ترانه زیبای هستی با یاد و خداوند مهربان از مهربانی تو می نویسم تا بگویم که عاشقانه تو را دوست دارم .

    آن هنگام که درخشش چشمانت را در آسمان زندگی ام می بینم؛

    آن هنگام که جوشش چشمه ی چشمت را در سراشیبی صورت زیبایت برانداز می کنم؛

    زمانی که به یاد می آورم چگونه در جستجوی آغوش پرمهرت حجم خالی فضا را لمس می کردم و با بی تابی نامت را بر زبان می آوردم؛

    دلم چون کودکی بازیگوش و بهانه گیر در کنج قفس سینه سر بر دیوار می کوبد.

    عزیز من، عزیز بودنت را خدا دانست.

    او که بهشت را زیر پایت نهاد؛ و تو را بزرگ و گرامی داشت.

    گاه دست هایم روی موج احساس می لرزد و باران اشک در چشمانم به غم می نشیند.

    چرا که جوانیت را به پای من ریختی تا جوانم کنی،

    تا روزی کنارت بنشینم و سرم را بر زانویت بگذارم و نوازش دست هایت را روی صورتم احساس کنم؛

    تا روزی تکیه گاهت شوم و انیس تنهاییت.

    ای کسی که خورشید در مقابل مهربانی ات شرمنده می شود

    و ماه چهره در نقاب می کشد،

    هنگامی که رنج بی خوابی ات را که با گریه های شبانه ی من تفسیر می شود،

    تصویر می کنم و زمانی که به یاد می آورم که نمی توانستم لحظه ای حتی به اندازه یک چشم بر هم زدن بی تو بمانم،

    اشک روی چشمانم پرده می اندازد.

    مادرم، ای امید من، هنگامی که با وجودت گل آرزوهایم شکوفه داد و دیوارهای سنگی سکوتم شکست.

    تو به من زبانی آسمانی یاد دادی، تو آیینه ی آفتابی. مرا مثل آب جذب خودت کردی، تو مرا سبز کردی…

    نتیجه گیری:

    مادرم، ای آن که وجود مقدست سراسر عشق و ایمان و دل دریاییت به وسعت آسمان است، من با وا‍ژه هایم که لبریز عشق است همه جا می نویسم که دوستت دارم و بدان که تو را در ایمن ترین و زیباترین عضو بدنم جای داده ام و هر لحظه با هر تپش، قلبم نام زیبایت را زمزمه می کند. مادرم؛ عشق را بخاطر تو آموختم.  دوست داشتن را برای تو نوشتم و تویی که همیشه در زندگی ام ترانه ی امید سردادی. تو را دوست می دارم اگر باور کنی تو خدای روی زمینم هستی.

    انشا درباره مادر

    *************

    انشا مادر شماره چهار

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد مادر با مقدمه و نتیجه گیری

    مقدمه: بهشت تنها زیرپای مادران نیست. بهشت در دستان مادران است، که با دست های مهربانشان دست روی سرمان می کشند و در میان دست هایشان قد می کشیم و بزرگ می شویم. بهشت در دل های مادران است. در دل هایی که تنها دل نیست بلکه دریایی پر عظمت است که هرچقدر در میانشان شنا کنی و هر چقدر پارو بزنی به مقصد نمی رسی تنها در میان خوشی و لذت غرق می شوی.

    مادر یعنی یک بغل تنهایی، نگرانی، دلشوره، صبر و از خودگذشتگی. مادر یعنی یک خروار محبت. مادر یعنی یک جهان عشق. عشق.مادر را نه می توان مانند کرد و نه می توان مثال زد. مادر یعنی هرچه بگوییم کم گفته ایم. مادر یعنی کسی که نه ماه تو را در وجودش با تمام وجود در آغوش گرفته، راه می رود به تو فکر می کند، می خندد به تو فکر می کند، غذا می خورد به تو فکر می کند و هر لحظه نام تو را صدا می زند. مادر یعنی قبل از هر کاری و هر فکری و هر تصمیمی فقط به تو فکر می کند، صلاحیت تو را بیشتر می خواهد و عاقبت به خیریت را بیشتر از همه دعا می کند.

    مادر یعنی همیشه پشتت گرم است به کوهی محکم یعنی همیشه دلت روشن است به خورشیدی تابان. یعنی دستانت گره خورده به دستانی گرم که هر کاری کنی و هر تصمیمی بگیی ترکت نخواهد کرد و پابه پای تو گام بر می دارد دقیقا مانند همان کودکی که راه فتن را به تو آموخت و پابه پای تو خندیده و گریه کرد و شاد بود.

    نتیجه گیری: تا مادر هست در کنارش بنشین. یک استکان چایی با او بنوش و کمی با او حرف بزن دقیقا همین الان که زمان داری و مادرت در کنارت است بهانه های بی جا را کنار بگذار و کمی از با او بودن لذت ببر و زمانی که از دستش دادی و دیگر در کنارت نبود دقیقا همین لحظات ساده نیز برایت آرزو می شود و تنها چیزی که برایت باقی می ماند حسرت است و حسرت.

    این انشا از سایت انشاباز در اینجا بازنشر شده است .

    انشا در مورد مادر

    انشا مادر شماره پنج

    موضوع انشا مادر : انشا کوتاه و ساده در مورد مادر در ۱۲ خط

    از زلالی چشمانت که دریایی از مهر و محبت در آن موج می زند؛

    از قلب با صفایت که آکنده از شمیم معرفت است،

    از تو ای یگانه؛ ای روشنایی؛ ای زندگی…

    تو که با شکوفه ی لبخند زیبا می شوی؛

    تو آن پناهگاهی هستی که مرا از هجوم سیاهی و تاریکی در امان می داری؛

    اما من همیشه با نگاهی کودکانه همه چیز را به بازی می گیرم؛

    وتو چه صبور و بردباری در برابر کردار من و چه مهربان و با صفا نوازشم می کنی.

    من زندگی را با تو معنا می کنم،

    زیرا بدون تو نمیتوانم معنایی برای زندگی خود تصور کنم.

    غروب را دوست دارم با تو، زیرا مرا بر بالای بلند نگاهت می نشانی و من از منظره ی چشمان تو غروب را می نگرم.

    دوستت دارم آن زمان که در پناه دست های مهربان تو آرامش می گیرم؛

    دوستت دارم عاشقانه، صادقانه، بی نهایت، تا قیامت…ای مادر خوبم.

    انشا مهر مادری

    *************

    انشا مادر شماره شش

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد روز مادر و روز مادر چه روزی است ؟

    مقدمه:  آنچه مسلم است روز مادر روزی است که به یادبود و افتخار مادران در کشورهای مختلف گرامی داشته می‌شود. اما روز مادر در هر کشور و قومیتی به هر مناسبت و بهانه ای برگزار شود ، مهم این این است که بهانه ای باشد که حتی برای یک روز هم که شده بیشتر و بهتر به مادرهایمان نگاه کنیم ، رنج سال ها که بر دستان و پیشهانی آنها نشسته است را نظاره کنیم و بیش از پیش قدرشان را بدانیم .

    روز مادر مصادف است با ولادت حضرت فاطمه زهرا درود الله علیها . در بیستم جمادی الثانی سال دوم بعثت، دختری پا به عرصه وجود نهاد، دختری که همتای علی «ع»، سرمنشأ و ریشه سلسله امامت و ولایت، و الگوی تمامی مؤمنین و موحدین است، بانویی که گل سرسبد تمام بانوان عالم است؛ تنها زنی که پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام «ص» به او لقب اُم ابیها داده است،یعنی زنی که برای پدرش هم چون مادر بود.

    در فرهنگ پر بار ایران اسلامی این روزبه عنوان روز مادر نام گرفته تا زنان و مادران این مرز و بوم از او درس ایمان ، فداکاری و مهربانی بیاموزند.

    تاریخچه روز مادر در یونان به گذشته خیلی دور بر میگردد. ۲۵سال قبل از ظهور عیسی مسیح «ع» ، الهه های یونانی وجود داشتند که برای آن ها نوعی جشن مادر برگزار می شد.مردم هنگ کنگ ، پاکستان ، قطر ، عربستان سعودی و کشور امارات متحده ی عربی روز مادر را در ماه مه جشن می‌گیرند. مردم این کشورها که عموماً مسلمان اند، دراین روز به دیدن مادران خود می‌روند و با در دست داشتن هدایایی چون گل ، کیک ، اشیای زینتی و قیمتی از ایشان قدردانی میکنند.

    نتیجه گیری:  گرچه هر کشوری با فرهنگ خاص خود برای انتخاب روز مادر نماد و دلیلی دارد. اما آنچه اهمیت دارد قدردانی و تشکر از مقام مادر است؛ و این مراسم بهانه ای است تا توجه بیشتری به مادران داشته باشیم و به آن ها ثابت کنیم که چقدر دوستشان داریم.

    انشا روز مادر چه روزی است ؟

    *************

    انشا مادر شماره هفت

    موضوع انشا مادر : مادر یعنی …

    مقدمه: ای مادر ، ای فرشته مهربانی ها میخواهم از تو و با تو سخن بگویم.

    مادر یعنی دلسوز و بی قرار، مادر یعنی امید در سختی ها، مادر یعنی رایحه ی خوش گل ها، مادر یعنی تمام وجود ما.

    ای که همه جا هستی و بوی تو آرامش بخش دل هاست. ای که پادشاهان قدرتمند گدای دستای تواند. ای کسی که بهشت بی صبرانه مشتاق تو است.

    بگو چگونه ستایش جان سوزی هایت را کنم،

    بگو چگونه شب هایی را که در خواب ناز بودم و تو بیدار ماندی را جبران کنم،

    بگو چگونه دوایی باشم بر درد های زندگی ات.

    ای مادرم بدان تا تو به بهشت نروی به بهشت نمی روم، بدان پس از گذشت سال ها، سال مهرت در دلم جاری می ماند.

    دوستت دارم، اشک های گوشه چشمت را هنگام موفقیتم دوست دارم،

    نگاه مادرانه ات را هنگام جدایی ها دوست دارم و تا ابد محتاج دستانت هستم،

    محتاج دستانی که سرم را نوازش می کرد، محتاج دستانی که پارچه ی خنک بر پیشانیم نهاد.

    حتی محتاج آن دستانی هستم که سیلی بر صورتم نهاد و راه بد و راست را به من نشان داد.

    نتیجه گیری: ای مادرم، ای کسی که هر چه گویم تلافی جانسوزی هایت نمی شود. ای کسی که آوردن نامت پر افتخار تر از قهرمان شدن در جهان است به خاط تمام خوبی هایی که در حقم کردی و من نادیده گرفتم مرا ببخش.

    انشا ساده مادر

    *************

    انشا مادر شماره هشت

    موضوع انشا مادر : متن زیبا و داستانی در مورد مادر به زبان انگلیسی

    مقدمه: THAT’S MOM….!!!​ این است معنی مادر​

    WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN​
    وقتی خیس از باران به خانه رسیدم​​

    BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”​
    برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟​​

    SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTIL IT STOPPED”​
    خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟​​​

    DAD ANGRILY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALIST”.​
    پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد​​

    BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”​
    اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:​​

    “STUPID RAIN”​
    باران احمق​​

    THAT’S MOM….!!!​
    این است معنی مادر​

    نتیجه گیری :

    Mother’s joy mother’s home positive energy waves mother’s

    heart to all modesty mother’s mother’s mother’s family

    the patient Madrzmyny hot holding the sacred center and heavenly love you

    مادر یعنی شادی خونه مادر یعنی امواج انرژی مثبت مادر یعنی دلداری دادن به همه مادر یعنی حجب و حیا

    مادر یعنی گرم نگه دارنده کانون مقدس خانواده مادر یعنی صبوری مادرزمینی و آسمانی دوستت دارم.

    انشا انگلیسی مادر

    *************

    انشا مادر شماره نه

    موضوع انشا مادر : لزوم احترام به مادر – بهشت زیر پای مادران است

    مقدمه: مادر کلمه مقدسی است که هر کس برای آن تعریف دارد اما این نوشته به بررسی معنای رفیع کلمه مادر و رنج و زحمتی مادری میپردازد و این که بیهوده نیست که میگویند بهشت زیر پای مادر است و احترام به مادر و جایگاه مادری همیشه واجب .

    مادر کلمه است که هر انسان آگاه به آن آشنایی کامل دارد.

    هر انسان از آوان طفولیت الی آخرین ساعت حیات خویش در فکر واندیشه این گوهر زیبا وگرانبها می باشد زمانیکه انسان پا به عرصه حیات و زندگی میگذارد همین مادر است که طفل خویش را با یک عالم مشکلات زنده گی تربیه وپرورش داده تا باشد مصدر خدمت برای خود وجامعه خویش گردد. شب زنده داری های مادر در آوان طفولیت بخاطر صحت وسلامتی طفلش وباخبری از آن هزاران تکالیف جدی دیگر که هر لحظه حیات طفل را به مخاطره می اندازد یکی از اعمالی به حساب میرود که هر انسان داردای ضمیر روشن ولو هر قدر مصدر خدمت برای مادر خویش گردد بازهم ناچیز خواهد بود.

    و آرزوی همیشه گی مادر باخبری از طفلش است . مادر مقدس ترین موجود روی زمین به شمار رفته و مادر زیبا ترین وگرانبها ترین هدیه الهی است که برای هرکس به ارمغان آورده است. وهر لحظه اطاعت وعبادت این موجود پاک ومقدس هر انسان روشنفکر لازم می باشد و هرکس اگر خواهان کسب رضای خداوند متعال(ج) باشد با ید به بهترین صورت اطاعت واحترام مادر را داشته باشد. تلخ ترین لحظه عمر، لحظه مرگ مادر است و آغوش مادر گرم ترین جای برای زیستن است.

    مادر نه بلکه پسر خودرا نه ماه در شکم خود حمل میکند بلکه بیخوابی های مادر که برطفلش میکشد اصلاً جبران نمیشود. پیامبر اکرم (ص) می فرماید که اگر من مادر خودرا به آغوش خود گرفته هفتاد دور خانه خدارا طواف کنم باز هم ناچیز خواهد یک شب بیخوابی مادر جبران نمیشود، یعنی زحمات که مادر بر اولاد خویش میکشد جبران ناپذیر است. ومادر تمام زنده گی اش را فدای اولاد خویش میکند تا یک اولاد های خوب وبا تربیه تحویل به جامعه بدهد، زیرا که چه خوش گفته اند که:

    بهشت زیر پای مادران است

    نتیجه گیری: پس بر ما لازم است تا همیشه به این گوهر زیبا ومقدس احترام داشته و عملی را انجام ندهیم که باعث رنجش ایشان گردد. پس ما چرا به پدر ومادر خود احترام نکنیم؟ ما چرا تابع امر مادر یا از سخن های مادر بی اطاعتی کنیم؟ پس جوانان وخواننده گان محترم امیدوام همیشه مصدر خدمت برای مادر وجامعه خود باشید وامیدوارم که نظر تان را در این مورد بیا نمایید پس جوانان عزیز تا بع امر مادر تان باشید تا بهشت نصیب تان شود. ویک چیز دیگر را که یاد آور شوم جوانان وعزیزان که به پدر ومادر خود احترام نمی کند ویا تابع امر مادر خود نمی باشد و یا از امر مادر بی اطاعتی میکند دلیلش چیست؟ امید وارم که دلیلش را بگوید که چرا بی اطاعتی میکند.

    انشا احترام به مادر

    *************

    انشا مادر شماره ده

    موضوع انشا مادر : انشا در مورد صدای لالایی مادرم به صورت داستانی

    مقدمه: هر کسی عاشق یک نوع موسیق و نواست و هر کس با صدای یک خواننده یا مداح آرامش میگیرد اما در تمام جهان صدایی آرامش بخش تر از صدای مادر سراغ ندارم .

    این صدای مهربان مادر من است. صدایی که از همه صداهای دنیا گوش‌نوازتر است و مرا به خوابی شیرین دعوت می‌کند.

    چشم‌هایم بسته است. صدای لالایی مادرم می‌آید. مادرم را نمی‌بینم اما چهره مادرم در ذهنم می‌آید.

    دوست دارم در واقعیت هم مادرم را ببینم. چشم‌هایم را می‌گشایم.

    با چشم باز همه اطراف را نگاه می‌کنم.

    احساس خطر می‌کنم. حواسم جمع نیست. نمی‌توانم بخوابم.

    سیاهی و تاریکی همه‌جا را گرفته و هیچ چیزی دیده نمی‌شود‌.

    چهره مادر که همیشه با دیدنش آرامش می‌یافتم، نیست و اگر سکوت هم بر آن افزوده شده بود، وحشت‌زده می‌گریستم

    اما صدایی هست که به من آرامش می‌دهد.

    چند دقیقه‌ای چشم‌هایم را باز می‌گذارم.

    چشم‌هایم به تاریکی عادت کرده ولی هنوز هم فقط سایه تاریکی از مادر می‌بینم.

    صدا را واضح می‌شنوم:«لالا لالا لالا…» احساس می‌کنم که دیگر سیاهی نیست.

    هست اما تاریکی را حس نمی‌کنم.

    بلکه گویا باغ پرگلی در برابرم است که دست در دست مادر در آن قدم می‌زنیم.

    مادر در دست من گلی می‌گذارد و زمزمه می‌کند:«لالا لالا گل پونه…»

    صدای او باغ پر گل است و یکی یکی گل‌های خوشبو را به دستم می‌دهد و من گل‌ها را توی ذهنم می‌کارم.

    حالا نوبت «گل چایی» است و بعد نوبت «گل پنبه»…

    ذهنم از تاریکی به سمت گلستان شدن می‌رود.

    مادر می‌خواند:«لالا لالا گلم باشی، انیس و مونسم باشی…»

    حالا من یک باغ هستم.

    حرکاتم آهسته شده و با صدای زیبای مادر پلک‌هایم روی هم می‌آید.

    صدای لالایی مادر دوباره گوش‌هایم را پر می‌کند.

    آرام آرام خواب مرا می‌رباید.می‌خوابم و تا صبح خواب گل می‌بینم.

    نتیجه گیری: کودکانی را میشناسم که هرگز لالایی مادری را نشنیده اند ، کودکان یتیم ، کودکان کار ، کودکان جنگ زده ، حالا با خود می اندیشم خوشبختی آنقدرها هم از ما دور نیست .  هر کس مادر داشته باشد که برایش لالایی بخواند بسیار خوشبخت است.

    ***************

    انشا مادر شماره یازده

     انشا زیبا و ادبی درباره مادر

    مادر چونان باغی است با شکوفه لبخند زیبا میشود؛ او ان پناهگاهیست که مرا از هجوم سیاهی و تاریکی در امان می‌دارد؛ اما من همیشه با نگاهی کودکانه همه ی چیز رابه بازی می گیرم؛ و او چه صبور و بردباری در برابر کردار من و چه مهربان و با صفا نوازشم میکند.

    زندگی با مادر معنا میشود، دوست دارم ان زمان راکه در پناه دست‌های‌ مهربان مادر آرامش می گیرم؛ مادر خوبم را عاشقانه، صادقانه، بی‌نهایت، تا قیامت دوست دارم.

    از موسیقی مهر و محبتش، دنیایی بی‌دغدغه برای فرزندانش می‌سازد، راستی مهر و مروتش، هفت آسمان به سجده‌اش برآمده‌اند و خورشید و ماه از پی هم می روند تا دستبوس وجود پرمهرش شوند.

    مادر یعنی دلسوز و بی‌قرار، مادر یعنی امید در سختی‌ها، مادر یعنی رایحه خوش گل‌ها، مادر یعنی تمام وجود ما. بوی مادر آرامش بخش دل‌هاست و بهشت بی‌صبرانه مشتاق اوست.

    نمیدانم چگونه ستایش جان‌سوزی‌های‌ وی را کنم، نمی دانم چگونه شب‌هایی راکه در خواب ناز بودم و او بیدار ماند را جبران کنم، نمی دانم چگونه بر درد‌های‌ زندگی او دوایی باشم. تا مادرم به بهشت نرود به بهشت نمیروم و پس از گذشت سال‌های‌ سال مهرش در دلم جاری می ماند.

    اشک‌های‌ گوشه چشمش را هنگام موفقیتم دوست دارم، نگاه مادرانه‌اش را هنگام جدایی‌ها دوست دارم و تا ابد محتاج دستانش هستم، محتاج دستانی که سرم را نوازش میکرد، محتاج دستانی که موقع تب پارچه خنک بر پیشانی‌ام می‌نهاد. محتاج ان دستانی هستم که راه بد و راست رابه من نشان داد.

    ودر پایان می خواهم بگویم: ای مادر، ای کسیکه هر چه گویم تلافی محبت‌هایت نمیشود، ای کسیکه آوردن نامت پرافتخارتر از قهرمان شدن در جهان است، به خاط تمام خوبی‌هایی که بی‌چشمداشت در حقم کردی دوستت دارم.

    *************

    انشا مادر شماره دوازده

    ۲- انشا احساسی در مورد مادر

    ان هنگام که درخشندگی چشمانش را در آسمان زندگی‌ام می بینم؛ ان هنگام که جوشش چشمه چشمش را در سراشیبی صورت زیبایش برانداز میکنم؛ زمانی که به یاد می‌آورم چگونه در جستجوی آغوش پرمهرش حجم خالی فضا را لمس می کردم و با بی‌تابی نامش را بر زبان می‌آوردم؛ دلم چون کودکی بازیگوش و بهانه‌گیر در کنج قفس سینه سر بر دیوار می‌کوبد. و اشک در چشمانم حلقه می زند.

    عزیز بودن مادر را خدا دانست. او که بهشت را زیر پای مادر نهاد؛ و وی را بزرگ و گرامی داشت. تمام وجودم از مهر مادر لبریز، تصویر زیبایش در پس پرده دیده‌ام ناب‌ترین تصویر است؛ از خدا می خواهم حتی برای لحظه‌ای ذره‌ای غم در دلش نیندازد هرچند می دانم دردهایم را در قلب خودش جای می دهد تا از زخمشان اذیت نبینم. نام مقدس مادر را بر قلبم نوشتم تا همیشه آرام جانم باشد.

    گاه دست‌هایم روی موج احساس می‌لرزد و باران اشک در چشمانم به غم مینشیند. چرا که مادر جوانی خود رابه پای من ریخت تا جوانم کند،تا روزی کنارش بنشینم و سرم را بر زانویش بگذارم و نوازش دست‌هایش را روی صورتم احساس کنم؛ تا روزی تکیه‌گاه و انیس تنهایی‌اش شوم.

    مادر کسی‌ست که خورشید در مقابل مهربانی‌اش شرمنده میشود و ماه چهره در نقاب میکشد، هنگامیکه رنج بی‌خوابی راکه با گریه‌های‌ شبانه فرزندش تفسیر میشود، تصویر میکنم و زمانی که به یاد می‌آورم که نوزاد نمیتواند لحظه‌ای حتی به اندازه یک چشم بر هم زدن بی او بماند، اشک روی چشمانم پرده می‌اندازد.

    مادر این امید زندگانی، هنگامیکه با وجودش گل آرزوهای فرزندان شکوفه داد و دیوارهای سنگی سکوت شکست، به آن ها زبانی آسمانی یاد داد، او آیینه آفتاب است و مثل آب فرزندان را سیراب و سبز کرد.

    مادر ان است که وجود مقدسش سراسر عشق و ایمان و دل دریایی‌اش به وسعت آسمان است، من با واژگانم‌ که لبریز عشق است همه ی جا می نویسم که «مادر دوستت دارم» و وی را در ایمن‌ترین و زیباترین عضو بدنم جای داده‌ام و قلبم هر لحظه و با هر تپش نام زیبای مادر را زمزمه میکند.

    در نتیجه همه ی ما دانش‌آموزان عشق را بخاطر مادر آموختیم. دوست داشتن را برای او نوشتیم و اوست که همیشه در زندگیمان ترانه امید سرداد. مادر را آن چنان دوست می‌داریم که گویا خدای روی زمینمان است.

    *************

    انشا مادر شماره سیزده

    ۳- انشای عادی و ساده درباره مادر

    خداوند متعال و ائمه اطهار در احادیث بارها، ما رابه نیکی به پدر و مادر سفارش کرده‌اند و این موضوع مسئولیت سنگینی بر عهده ما می گذارد تا همیشه تلاش کنیم با کارهای خوب، ذره‌ای از محبت ان‌ها را جبران کنیم.

    اما متاسفانه اگر ما تمام عمرمان را صرف خدمت و محبت به مادرمان کنیم بازهم نمیتوانیم حتی گوشه کوچکی از زحمات مادر را جبران کنیم.

    مادر نخستین تجربه عشق، نخستین آغوش و نخستین نوازش است. کسیکه بی منت و بی دریغ نهایت مهرش را تقدیم فرزند میکند حتی اگر ان‌ها بی محبت باشند، و هر دفعه که فرزندان اشتباهی مرتکب میشوند ان‌ها را می‌بخشد و دوباره در آغوش میگیرد. لحظه‌هایش رابا دعا برای فرزندانش می‌گذراند و مدام برایشان نگران است.

    شادی او زمانی تکمیل میشود که فرزندانش شاد و خوشحال باشند. حضورش در خانه گرما بخش است و نبودنش فضای خانه رابه مکان بی روح و سوت و کوری تبدیل میکند که نمی توان ان را تحمل کرد و آغوش پر مهرش تمام دلهره‌ها و نگرانی‌های‌ روز را از بین میبرد.

    زمان‌هایی است که از او دور می شویم و معنی دلتنگی را می‌فهمیم و با تمام وجود آرزو میکنیم کاش کنارمان بود. شاید بعضی از ما تا زمانی که مادرمان کنار ما است قدرش را ندانیم اما همین که وی را از دست دادیم تازه متوجه می شویم که بخش بزرگی از زندگی مان از دست رفته و دیگر قابل برگشت نیست، و تمام اتفاقات ساده زندگی که هنگام بودنش اتفاق می‌افتد برایمان شکل رویا و آرزو را پیدا میکند.

    مادر و عشق او با هیچ چیز و هیچکس دیگر قابل مقایسه نیست، آرامشی که یک لبخند ساده او به ما می دهد را در هیچ جای دیگری نمی توان پیدا کرد. زمانی که در زندگی دچار مشکلات می شویم و یا در کارهایمان شکست می خوریم اوست که ما را حمایت میکند و به ما انگیزه دوباره میدهد تا تلاش کنیم و موفقیت‌هایی در زندگی به دست بیاوریم.

    مادر مقدس‌ترین موجود روی زمین به شمار رفته و مادر زیباترین و گرانبهاترین هدیه الهی است که برای هرکس به ارمغان آورده است. و هر لحظه اطاعت وعبادت این موجود پاک و مقدس هر انسان روشنفکر لازم است و هرکس اگر خواهان کسب رضای خداوند متعال باشد با ید به بهترین صورت اطاعت و احترام مادر را داشته باشد.

    ودر آخر، واژه‌ها بسیار کوچک‌تر از ان هستند که وی را ان طور که شایسته است، توصیف کنند. امید است همه ی ما فرزندان خوبی برای مادرانمان باشیم.

    *************

    انشا مادر شماره چهارده

    انشا ساده و عادی در مورد مادر

    مادر من خیلی مهربان است و من سعی می کنم قدر وی را بدانم. او صبح ها مثل خورشید خانم خانه ما را روشن می کند. من فکر می کنم مادرم توی صورتش یک گل زیبا دارد، وقتی برای رفتن به مدرسه من را بیدار می کند گل صورت او به من لبخند می زند.

    هر وقت سرم را روی سینه اش می چسبانم بوی خوب ان گل زیبا را می فهمم و شاد می‌شوم و صورتش را می بوسم. مادرم با من بازی می کند، برایم غذا های خوشمزه می پزد، خانه ما هرروز پر از شادی و خنده است چون مادرم خیلی خوب و مهربان است.

    من مادرم را خیلی دوست دارم و جای او در قلب من است. سعی می کنم خوب به حرف هایش گوش کنم و به او احترام بگذارم ودر کارها به او کمک کنم. چون خدا در قرآن فرموده است: “به پدر و مادر خود نیکی کنید.”

    *************

    انشا مادر شماره پانزده

    انشا در مورد مادر به زبان ساده

    می دانم که در دنیا هیچکس من رابه اندازه مادرم دوست ندارد. او قلب مهربان و لب هایی همیشه خندان دارد. من فکر می کنم که مادرم همان فرشته نگهبان من است که از بالای آسمان به زمین آمده تا مراقب من باشد.

    شبها از او می خواهم کنار تختم بنشیند و دست هایم را بگیرد و برایم قصه بخواند. یک شب از مادرم پرسیدم: “چه کار کنم خواب بد نبینم؟” او گفت: “عزیزم چند تا صلوات بفرست تا آسان بخوابی.”

    مادرم می‌گوید شبها همه ی ما خوابیم اما خدای مهربان بیدار است و مراقب ما است پس نباید نگران باشیم. مادرم همیشه حواسش به من است تا سلامت باشم، درس هایم را خوب یاد بگیرم و برایم دعا می کند.

    ما بعضی وقت ها باهم بازی می کنیم و من در کارهای خانه به او کمک می کنم. من می دانم که مادر مهربانم آمده تا یک دنیا شادی به من بدهد، امروز گلبرگ های‌ گل رز را روی سرش ریختم تا به او بگویم دوستش دارم و او هم به من شکلاتی خوشمزه و شیرین داد.

    ممنونم مادر!

    *************

    انشا مادر شماره شانزده

     انشا ادبی ساده درباره مادر

    به مادر گفتم: “شرمنده ام که نه ماه بار سنگین مرا تحمل کردی.” او با مهربانی پاسخ داد: “نه ماه انتظار زیبایی بود که با دردی لذت بخش تو رابه من هدیه داد.” دوباره گفتم: ” می دانم از همان موقع از خواب صبحگاهی محرومت کردم.” با لبخندی گفت: ” موزیک گریه ات اجابت دعای چندین سحرگاهم بوده است.”

    چقدر از بودن من خوشحال هستی مادر! آیا کسی دراین دنیای بزرگ پیدا می شود که مرا به اندازه تو دوست داشته باشد؟

    به محض ورودم به این دنیای رنگارنگ، فرشته ای من رابا دستان گرم و مهربانش در آغوش گرفت، ان فرشته تو بودی مادر زیبای من! و من چقدر خوش شانس بوده ام که مادری مانند تو دارم. وقتی در خانه حضور داری انگار خانه بوی بهشت می دهد و من می‌ترسم نکند روزی مرا از این بهشت محروم کنند.

    چه شبها که تا صبح بالای سرم بیدار بودی و از من مراقبت کردی … مادر می خواهم بگویم اگر دور سفره خانه مان نشسته ایم و یک خانواده ایم تنها و تنها از برکت حضور توست!

    خانه مان هرشب روشن است، شاید کسی نداند اما من می دانم ستاره ای از آسمان هر شب مهمان سفره خانه ماست که نامش مادر است.

    زنده باشی مادر!

    منبع مطلب : gambagam.ir

    مدیر محترم سایت gambagam.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    پری 2 روز قبل
    0

    بد نیست خوبه😏😏

    ناشناس 4 روز قبل
    0

    سلام

    زیاد خوب نبود

    پریناز واثقی 2 ماه قبل
    0

    من از این متن زیبا درباره ی روز مادر خیلی خوشم آمد ممنون از شما 🙏🏻

    مهدی 5 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید