توجه : تمامی مطالب این سایت توسط ربات از طریق نتایج گوگل جمع آوری شده و تمامی مطالب عکس ها و لینک های دانلود برای سایت های دیگر است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    بهار و زیبایی هایش را با کلامی زیبا توصیف کنید

    دسته بندی :
    1. اسک 98
    2. مطالب سایت
    13بازدید

    بهار و زیبایی هایش را با کلامی زیبا توصیف کنید را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    انشا درمورد توصیف فصل بهار ؛ بهار و زیبایی های آن را با کلامی زیبا توصیف کنید

    انشا درمورد توصیف فصل بهار

    توصیف فصل بهار و انشا و متن نوشتن در مورد فصل بهار با ان همه زیبایی و گل و سبزه و فرا رسیدن نوروز می تواند بسیار زیبا باشد کافیست تنها شروع به نوشتن نمایید خواهید دید که سطرها و صفحه ها در این مورد به راحتی خواهید نوشت.

    انشا در مورد توصیف فصل بهار 1

    با آمدن بهار و زمستان فصل سرما و یخبندان می رود و ما بهار را حس می کنیم.صدای پایش آنقدر آرام آرم به گوش می رسد که ما متوجه آمدنش نمی شویم . بهار در راه است .و از قله ها و کوه ها و جنگل های پربرف می گذرد و به همه ما حتی طبیعت هدیه می دهد.به درختان لباس سبز و به گل ها شکوفه و به آسمان نسیم خوش بهاری و به زمین ها و دشت هاگل.
    بهاری که با بوی خوش گلها به مشام می رسد و در همه جا صفا و طراوت و شادابی را به وجود می آورد و با نسیم بهاری که ا زهمه طرف می وزد درختان و گلها را به رقص و شادی در می آورد و درختان کم کم پربار می شوند.
    و بهار با این همه نشانه به طبیعت حال و هوای دیگری می بخشد.

    همان گونه که بچه ها با آمدن بهار وعید خوش حال هستند و لباس نوبه تن می کنند و همه مردم با آمدن این فصل زیبا همان طور که به خانه های خود صفایی می دهند باید دل هایشان را که پر از کدورت و ناراحتی است پاک کنند و به خانه های دلشان هم صفا و شادابی دهند.

    .

    .

    انشا در مورد توصیف فصل بهار 2

    باز هم نوروز و بهار از راه می رسد و با خود شادابی و نشا ط را بر همگان هدیه می دهد.

    بهار روح طبیعت دوباره آمدو زندگی را به زمین و آسمان هدیه داد

    با آمدنش دوباره مرغان سحرگاه برشاخه ها نشستند و آواز شادی سر دادند دوباره شکوفه ها از روی درختان سر بر آوردند و چشمان خواب آلود خود را گشودند و با شادی بر حیواناتی که از خواب زمستانی برخاسته بودند لبخند زدند

    آری وقتی نگاه می کنیم می بینیم حتی کوهستان هم از این تغییر و تحول خوش حال است و اشک شوق مانند جویباری از چشمانش جاری است کوهستان ثابت کرد که آرزوها همیشه دست یافتنی است و دانه های اشکش هم فقط به چشمه حقیقت می پيوندد.

    بهار با آمدنش سردی را که زمستان در این مدت به زمین هدیه داده بود دور کرده و جانی دوباره به آن بخشید

    خدایا این زیبایی را برای ما حفظ کن  و کمک مان کن که زندگی مان مانند زمستان بی روح نباشد بلکه به زیبایی و گرمی بهار باشد.

    .

    .

    انشا در مورد توصیف فصل بهار 3

    بهار اولین فصل ما است. وقتی بهار میرسد همه درختان و برگ ها جانی دیگر پیدا میکنند و زنده میشوند. همه جا در فصل بهار سر سبز میشود و زمین نفسی تازه میکند. ولی پدرم همچنین میگو…ز…د که زمین چند ماهی هم نمیتواند نفس بکشد. ما در خانه هوا تنفس نمیکنم چون پدرم اجازه نمیدهد و در یک کار حرفه ای همه ما را در روز اول بهار مسموم میکند.

    وقتی بهار میرسد پدرم قیچی باغبانی را بر میدارد و به جانه درختان می افتد ولی او بلد نیست که چگونه کار کند و بهمین خاطر وقتی اعصبانی میشود درخت بیچاره را با تبر به زمین می اندازد. یکبار با قیچی باغبانی (برای بریدن شاخه های اضافی استفاده میشود) گوش خود را به زمین انداخته بود.

    فصل بهار بعد از فصل زمستان در این فصل تمامی برف ها آب میشوند. خانه ما خراب است و آب از بالای سقف چکه میکند پدرم 10 سال است میخواهد آنجا را درست کند ولی هر وقت درست میکند خانه به سرمان خراب میشود و مجبور میشویم در فصل تازه خانمان را دوباره درست کنیم.

    من فصل بهار را دوست ندارم ؛ در فصل بهار امتحانات خرداد ماه را در اردیبهشت ماه از ما میگیرند و معلمان دهن ما را تک تک سرویس میکنند ، در امتحان ریاضی سوال عربی میدهند.

    در فصل بهار میوه های تازه و جدیدی به بازار می آید ولی پدرم میگوید میوه های بهار سمی هستند و نباید آنها را خورد. من میدانم که ما فقیر هستیم و پول خرید میوه ها را نداریم ، در مدرسه همه بچه ها عینه گاو و گوسفند میوه و غذا میخورند و من هم عینه بز به آنها نگاه میکنم. پدرم یکبار یک کیلو سیب خریده بود که همه آنها را در راه خورده بود و نایلون آنها را بهمراه آشغال هایشان را برای ما آورده بود و مادرمم با چماق دستی اش به جان پدرم افتاد و او را سیاه و کبود کرد. پدرمم که دید زورش به مادرم نمیرسد کمربند را در آورد و افتاد به جونه من و تا صبح مرا زد. دیگر سیاه و کبود نشده

    بودم ، فلج شده بودم.

    من در تمامی فصل ها کتک میخورم ، اما در بهار کتک های سنگین تری میخورم و بهمین خاطر بهار را دوست ندارم. یکبار با پدرم در این فصل به قاچاق درخت رفته بودیم. پدرم تا خواست تبر را بزند باغبانان رسیدند و پدرم را گرفتند و تا صبح زدند ، من هم بچه بودم و زورم به آنها نمیرسید و داشتم پدرمم را تشویق میکردم پدرم به باغبانان گفت جان مادرتون یه لحظه صبر کنید. آنها نیز صبر کردند و در همین موقع بود مثله عقاب بر روی من فرود آمد و من را عینه خر زد طوری میزد که باغبانان خودشان به رحم آمده بودند و تعدادی درخت به پدرم دادن تا مرا از دست او نجات بدهند.

    پدر من خیلی مرده مهربانی هست من میدانم که وقتی اعصبانی میشود مرا میزند. پدرم مرا دوست ندارد ولی من او را دوست دارم او مرد خیلی خوبی هست. پدرم را در بهار سال قبل به عنوان توله سگ بزرگ گرفته بودند و امسال نیز او را به زندان

    بهار و زیبایی های آن را با کلامی زیبا توصیف کنید

    با رسیدن بهار، طبیعت ردای سبز بر تن می کند. چکاوک ها، هزار دستان و قمریان، نغمه ها و سرودهای فرح بخش و تازه سرمی دهند و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می خوانند. بهار، پیام آور عشق و رویش است و موسم سرور و آشتی و به همین خاطر است که خواستنی است و با آمدنش دل ها سرشار از سرور و جان ها معرفت می یابد.

    بهار، پیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل، زندگی زیبا می شود. با دیدن بهار، رحمت و محبت خداوند را به یاد می آوریم. در اینکه چشمه مهر ایزد همواره به سوی آدمیان و همه موجودات، سرازیر است و ما اگر او و نشانه هایش را فراموش کنیم، او هرگز ما را فراموش نمی کند و با دگرگونی فصل ها نیز به جلوه گری قدرت بی پایانش می پردازد تا شاید دلی به یاد او افتد و به شوق او بتپد و بر اثر تماشای جلوه هایش، اشک شوق از چشمی جاری شود.

    اساسا جهان هستی، آینه دار خداست و جمال پروردگارش را به تماشا گذاشته است. به تعبیر زیبای حافظ:

    بهار نیز یکی از باشکوه ترین جلوه های خدا در جهان هستی است که می توان با تماشای آن، نقبی به عالم معنا زد و راهی به سوی خدا یافت و جمال پروردگار را به تماشا نشست. چه زیبا سروده است، سعدی شیرازی:

    منبع مطلب : persianbax.ir

    مدیر محترم سایت persianbax.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشا درباره بهار | ۷ انشا توصیفی و ادبی در مورد فصل بهار و زیبایی های آن

    انشا درباره بهار | ۷ انشا توصیفی و ادبی در مورد فصل بهار و زیبایی های آن

    انشا درباره بهار | ۷ انشا توصیفی و ادبی در مورد فصل بهار و زیبایی های آن

    زیبایی های بهار ، این فصل بهشتی نیازی به توصیف ندارد اما موضوع انشا در مورد تغییرات فصل ها و توصیف آنها موضوع کلیشه ای و معمول برای همه پایه های تحصیلی ست . انشا درباره بهار نیز از این قاعده مستثنی نیست و معلمان در پایه های مختلف تحصیلی اغلب از بچه ها میخواهند در مورد تغییر فصل ها نقاشی بکشند یا فصل ها را توصیف کنند که باعث میشود توجه بیشتری به محیط اطراف خود داشته باشند و متوجه زیبایی های اطراف خود شوند .

     موضوعات پیشنهادی انشا درباره فصل بهار

    موضوع انشا : من فصل بهار را دوست دارم

    من فصل بهار  را خیلی دوست دارم

    و میخواهم در مورد زیبایی ها و قشنگی های بهار با شما صحبت کنم . 

    هر کسی یک فصلی را دوست دارد و من هم فصل بهار را دوست دارم

    چون انگار همه چیز دوباره زنده شده است . همه خوشحال هستند چون عید است

    و همه به مهمانی میروند لباس نو میخرند و میپوشند و خوراکی های خوشمزه به هم تعارف میکنند

    بچه ها هم چون عیدی میگیرند و به خانه بچه های دیگر میروند خوشحال هستند

    در فصل بهار ما به ۱۳ به در میرویم و آنجا بازی میکنیم ، میخندیم ، آتش روشن میکنیم و سیب زمینی کباب میکنیم

    تاب بازی میکنیم و یا توپ بازی میکنیم . و خیلی خوش میگذرد .

    وقتی زمستان است درخت ها برگ ندارند و ترسناک میشوند اما وقتی بهار میشود همه چیز سر سبز میشود

    و درخت ها شکوفه های زیبا میدهند و یا گل میدهند .

    من دوست دارم وقتی بهار میشود به طبیعت بروم و درخت ها و گل ها و چشمه ها را نگاه کنم .

    من فکر میکنم بهار از همه فصل ها قشنگ تر است و آدم میتواند هر جا خواست برود .

    در بهار آدم نه سردش میشود نه گرمش میشود و هوا خیلی خوب است.

    گاهی در بهار باران می آید ، من باران را خیلی دوست دارم

    چون فکر میکنم درخت ها و گل ها تشنه هستند و وقتی باران می آید آب میخورند و سیر میشوند.

    ما در بهار نشانه های قدرت خدا را می بینیم که همه جا را قشنگ کرده است و متوجه میشویم خدا چقدر مهربان است.

    نتیجه گیری : بهار قشنگ ترین فصل سال است و ما از خدا به خاطر این همه قشنگی در بهار سپاسگذاریم. این بود انشای من .

    موضوع انشا : یک متن ادبی با مقدمه و نتیجه گیری در مورد بهار بنویسید.

    به نام آفریننده بهار انشای خود را آغاز میکنم. که آفریننده همه ی زیبایی ها و خوبی هاست . 

    بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان و دوباره بهار

    دوباره و دوباره و هزار باره بهار …

    بهار معجزه طبیعت است …

    درست هنگامی که طبیعت در سرمای استخوان سوز غمگین و سرد کز کرده … بهار از راه میرسد .

    نرم و آرام ، مثل مادری مهربان که آرام پتوی گرمی روی کودک خوابیده اش میکشد

    نرم و آرم ، مثل پدری که کودک غمگین و بیمارش را نوازش میکند .

    نرم و آرام ، مثل خود بهار … بی ادعا … بی هیاهو …

    از راه میرسد و دست نوازش معجزه گرش را روی طبیعت خسته و خفته میکشد .

    با عشق همه چیز را بیدار میکند

    درخت ها را شکوفه میبخشد ، یخ سرد چشمه ها و جویبار ها را میشکند  ، رنگ میپاشد به پهنه ی زیبای هستی

    و همه این ها معجره ایست در برابر چشمان حیرت زده ما …

    بهار مژده ی فردوس برین است … انگار میخواهد به انسان یاد آوری کند بهشتی را که گاهی در هیاهوی روزمره فراموشش میکند.

    و چشم ها سیراب نمیشوند انگار از تماشای این همه زیبایی … فتبارک الله احسن الخالقین …

    بهار ، بهار زیبای مهربان ، خوش آمدی…

    ستوده باد خالق تو ..

    و ستوده باد خالق بهشت دو جهان…

    موضوع انشا : در مورد بهار در کلام ائمه و احادیث تحقیق کنید

    دین اسلام کامل ترین دین هاست و به جزئی ترین مسائل  تا کلی ترین مسائل پرداخته است و قطعا از شگفتی هایی که در تغییرات فصل ها رخ میدهد بی اعتنا نیست . 

    « وَ رَوَوْا عَنِ النَّبِیِّ ص اغْتَنِمُوا بَرْدَ الرَّبِیعِ فَإِنَّهُ یَفْعَلُ بِأَبْدَانِکُمْ مَا یَفْعَلُ بِأَشْجَارِکُمْ وَ اجْتَنِبُوا بَرْدَ الْخَرِیفِ فَإِنَّهُ یَفْعَلُ بِأَبْدَانِکُمْ مَا یَفْعَلُ بِأَشْجَارِکُمْ
    سرمای بهار را غنیمت بشمارید که با بدن های شما همان کاری را می کند که با درختان می کند و از سرمای پاییز دوری کنید که با بدن های شما همان کاری را می کند که با درختان می کند .»

    بحارالأنوار ج : ۵۹ ص : ۲۷

    « ما مِن یَومِ نَیروزٍ إلاّ و نَحنُ نَتَوقَّعُ فِیهِ الفَرَجَ لأِنَّهُ مِن أیّامِنا و أیّامِ شِیعَتِنا؛….
    …..
    هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج [ظهور قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم] هستیم؛ چرا که نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است.»

    مستدرک الوسائل ، ج ۶ ، ص ۳۵۲

    اگر می توانید هر روز را، نوروز کنید؛ یعنی در راه خدا به یکدیگر هدیه بدهید و با یکدیگر پیوند داشته باشید.

    دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۲۶

    ‘هرگاه نوروز شد، غسل کن و پاکیزه ترین لباس های خود را بپوش و با بهترین عطرهایت خود را خوشبو نما .’

    نوروز همان روزی است که قائم ما اهل بیت در آن ظهور خواهد کرد.

    البحار، ج ۵۲ ، ص ۲۷۶

    هیچ نوروزی نیست مگر این که ما در آن روز منتظر فرج هستیم؛ زیرا نوروز از روزهای ماو شیعیان ماست. ایرانیان آنرا حفظ نمودند و شما آن را از دست دادید.

    البحار، ج۵۹، ص۹۲

    «… و انشر علینا رحمتک بالسحاب المنبعق و الربیح المغدق، و النبات المونق، سحا و ابلا، تحیی به ما قد مات، و ترد به ما قد فات….

    خدایا رحمت خود را با ابر پرباران و بهار پر آب و گیاهان خوش منظر شاداب بر ما نازل فرما، بارانی درشت قطره بر ما فرو فرست که مردگان را زنده و آنچه از دست ما رفته به ما بازگرداند. »

    نهج البلاغه، ص۲۲۲، خطبه ۱۱۵.

    موضوع انشا : فصل بهار را توصیف کنید – متن ادبی –

    به نام آفریننده زیبایی های بهار ، فصلی که چون فرا میرسد ایمان میاوریم به وجود بهشت برین ….

    بهار فصل رویش سبزه‌ها و شکوفه‌هاست.بهار یادآور انتظار پائیز است.بهار نتیجه رنج زمستان است.بهار مقدمه محصول تابستان است.بهار را همه دوست دارند، چون کوه و دشت را ردای سبزی بر تن می‌کند.بهار شاخه‌های عریان درخت را می‌پوشاند.بهار نوعی معاد است، حیات دوباره، پایان مرگ، حشر بعد از مرگ و…بهار آغاز تحول است در طبیعت.بهار ممکن است در هر چیزی باشد.بهار قرآن ماه رمضان است.بهار اسلام، بعثت نبی مکرم اسلام است.بهار انقلاب ما هم دهه فجر است.بهار آرامش و شادی به همراه می‌آورد.بهار در یک جمله یعنی بهار.بعضی‌ها اسم دخترشان را بهار می‌گذارند، چون چهره‌اش زیباست.

    بعضی‌ها سفرهاشان را در بهار تنظیم می‌کنند، چون همه جا زیباست.بعضی‌ها در بهار زندگی خود را آغاز می‌کنند، چون آغاز شکوفائی طبیعت است.بعضی‌ها قرآن را فقط در ماه مبارک رمضان ختم می‌کنند، چون بهار قرآن است.بعضی‌ها ایام دهه فجر را جشن می‌گیرند، چون بهار آزادی است.بعضی‌ها از بهار درس زندگی می‌گیرند، چون پس از مرگ، زنده شده.بعضی‌ها بهار را دوست دارند، چون کاسبی آنها روبراه می‌شود.بعضی‌ها از بهار بدشان می آید،‌ چون تعطیلی آنها زیاد است.بعضی‌ها در بهار بیشتر خدا را می‌شناسند، چون موسم پیدایش انواع گلهاست.بعضی‌ها هم بی خیال بهار هستند، چون بی خیال دنیا هستند.خلاصه هر کسی بهار را به گونه‌ای می‌بیند که می‌بیند.

    موضوع انشا : توصیف ادبی فصل بهار

    مقدمه : با نام خالق بهار انشای خود را آغاز میکنم به امید رسیدن بهاری حقیقی برای زمین 

     “بهار” جشن طبیعت است طبیعت زیبایی که آدمی را مسحور می‌کند به طوری که از سخن گفتن بازمانده و حرف هایش ناگفته در ژرفای جانش باقی می‌ماند.
    “بهار” دمیدن روح حیات در کالبد طبیعت و فروردین فصل جریان خون است در شاهرگ هستی، سال به پایان خود نزدیک می‌شود، روزها، ماه‌ها درپی هم می- گذرند و سالها از راه می‌رسند و این قصه که نامش زندگی است، همچنان ادامه دارد.
    طبیعت پس از گذران دوره‌ای سرد و بی‌محصول، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می‌شود پس انسان هم باید به عنوان یکی از مخلوقات الهی به همراه طبیعت به رستاخیز برخیزد.

    همیشه بهاری باشیم.

    موضوع انشا : در فصل بهار چه اتفاقاتی رخ میدهد ؟

    ما هر فصلی را به خصوصیت خود می شناسیم مثلا پاییز فصل رنگارنگ و برگ ریزان زمستان فصل سرما و سفیدی زمین و تابستان فصل باربرشدن درختان اما در این میان فصلی زیباتر از همه اینها وجود دارد که گلها و درختان از خواب بیدار می شوند، نوروز فرا می رسد شب می رود و مشعل خدایی می دمد این فصل، فصل زیبای بهار است که در آن گل ها غنچه می دهند و درختان شکوفه می دهند و هر جا پر از زیبایی و قشنگی طبیعت است زمین جان تازه می گیرد و حیوانات و انسان ها در بین خود جشن می گیرند.

    پرنده های مهاجر که در زمستان کوچ کرده بودند دسته دسته پدیدار می شوند و هر وقت ما آنها را در آسمان مشاهده می کنیم زیبایی را بیشتر درک می نماییم و هر جا می رویم قشنگی گل های بهاری را مشاهده می کنیم و در این میان ما باید از شهیدان راه اسلام تشکر کنیم و برای آنها دعا کنیم چون آن ها بودند که از سرزمین ما دفاع کردند و حال این شادی ها را برای ما خریدند…

    وقتی که آخرین روزهای زمستان در حال گذشتن است همه مردم در انتظار فرارسیدن عید نوروز هستند و با خرید و خانه تکانی به استقبال عید نوروز میروند .برای ما خیلی مهم است که در لحظه تحویل سال و آغاز سال نو همه جای خانه تمیز و مرتب باشد. بعضی ها آنقدر درگیر کارهای عید میشوند که فراموش میکنند در واقع این بهار است که با خود نوروز را می آورد و از آمدن بهار غافل میشوند

    بله بهار فصل گل و جوانه است در این فصل مورچه ها از لانه هایشان بیرون می آیند و درب خانه هایشان را تمیز و مرتب میکنند و خاکهای اضافه که همراه باران بصورت گل و لای وارد لانه شده را بیرون می ریزند و کم کم شروع میکنند به جمع آوری آذوقه برای فصل پاییز و زمستان
    با آمدن بهار هوا گرم و گرم تر میشود و کم کم باید لباسهای زمستانی را بشوییم و تا کرده و در گنجه قرار دهیم تابرای زمستان بعدی آماده باشند.
    وقتی تعطیلات نوروز فرار میرسد همه به دیدار بزرگتر ها میروند و بعد از آن بزرگتر ها به بازدید کوچکتر ها میروند و این رسم بسیار خوبی است که ما از آن آداب احترام به بزرگتر را یاد میگیریم.

    معمولا بزرگتر ها به بچه ها عیدی میدهند و بچه ها از گرفتن عیدی خیلی خوشحال میشوند
    در فصل بهار و عید نوروز همه لباس نو به تن میکنند و بیشتر مردم خوشحال هستند ولی مانباید فراموش کنیم که قبل از عید به فقرایی که میشناسیم کمک کنیم تا آنها هم بتوانند لباس نو و آجیل و شیرینی بخرند و خوشحال شوند
    بهار فصل چاقاله بادام و گوجه سبز است در اواخر فصل بهار زرد آلوها و بعضی میوه های دیگر میرسند و گندم زارها کمکم زرد میشوند و آماده درو کردن میشوند.

    فصل بهار به ما چیزهای زیادی می آموزد که ما میتوانیم با دقت در طبیعت و همچنین دقت در آداب و رسوم نوروز آنها را یاد بگیریم
    در فصل بهار بارانهای بهاری می بارد و ردوخانه ها پر از آب میشوند و گل آلود میشوند
    در اواخر بهار فصل امتحانات فرا میرسد و در خرداد ماه همه ما سرگرم درس خواندن برای امتحانات آخر سال میشویم
    تعطیلات نوروز فرصت مناسبی برای دوره کردن درسها است تا بتوانیم در پایان سال تحصیلی نمرات خوبی بگیریم و در آینده موفق باشیم.

    در فصل بهار بچه گنجشکها به دنیا می آیند و میوه درختان توت میرسد و مردم در پارکها مشغول چیدن توت میشوند
    ما باید در طول سال تحصیلی و مخصوصا در فصل بهار درس هایمان را مرور کنیم تا بتوانیم نتیجه خوبی بگیریم و با خیال راحت تعطیلات تابستان را شروع کنیم
    در فصل بهار روزها بلند میشوند و شبها کوتاه تر میشوند
    مردم در این فصل کم کم کولر ها را راه می اندازند و در بعد از ظهرهای گرم و ساکت بهاری صدای کولر های آبی به گوش میرسد و به ما یاد آوری میکند که تابستان در راه است…

    موضوع انشا : متن ادبی در مورد زیبایی های فصل بهار بنویسید ؟

    انشای خود را با این سروده زیبا از سعدی آغاز میکنم :

    بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

    خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

    بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق

    نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار

    آفرینش همه تنبیه خداوند دل است

    دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

    خبرت هست که مرغان سحر می گویند

    آخر ای خفته! سر از خواب جهالت بردار

    با رسیدن بهار، طبیعت ردای سبز بر تن می کند.

    چکاوک ها، هزار دستان و قمریان، نغمه ها و سرودهای فرح بخش و تازه سرمی دهند

    و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می خوانند.

    بهار، پیام آور عشق و رویش است

    و موسم سرور و آشتی و به همین خاطر است که خواستنی است

    و با آمدنش دل ها سرشار از سرور و جان ها معرفت می یابد.

    بهار، پیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل، زندگی زیبا می شود.

    با دیدن بهار، رحمت و محبت خداوند را به یاد می آوریم.

    در اینکه چشمه مهر ایزد همواره به سوی آدمیان و همه موجودات، سرازیر است

    و ما اگر او و نشانه هایش را فراموش کنیم، او هرگز ما را فراموش نمی کند

    و با دگرگونی فصل ها نیز به جلوه گری قدرت بی پایانش می پردازد

    تا شاید دلی به یاد او افتد و به شوق او بتپد و بر اثر تماشای جلوه هایش، اشک شوق از چشمی جاری شود.

    اساسا جهان هستی، آینه دار خداست و جمال پروردگارش را به تماشا گذاشته است. به تعبیر زیبای حافظ:

    مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟

    به دست مردم چشم، از رخ تو گل چیدن

    بهار یکی از باشکوه ترین جلوه های خدا در جهان هستی است

    که می توان با تماشای آن، نقبی به عالم معنا زد و راهی به سوی خدا یافت و جمال پروردگار را به تماشا نشست. 

    منبع مطلب : delbaraneh.com

    مدیر محترم سایت delbaraneh.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    انشای کوتاه فصل بهار را توصیف کنید

    انشای دانش اموزی با موضوع وصف زیبایی های بهار

    خواندني ها | ۲۱ فروردین۱۳۹۵ | 184916 بازدید | نظرات

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    موضوع انشا: توصیف فصل بهار ، زیباییهای بهار را توصیف کنید ، وصف بهار

    اولین فصل سال فرا رسید با تمام زیبایی هایش کمتر کسی است که فصل بهار را دوست نداشته باشد و زیبایی هایش را درک نکرده باشد فصل بهار گویی نشان دادن تکه هایی از بهشت روی زمین خاکی است. شکوفه کردن درختها ، بارانهای ریز ، رنگین کمانهای خیره کننده همه و همه گوشه ای از زیبایی های بهار هستند. زمین در بهار زنده می شود و حس شادی در تمامی هستی پخش می شود. حس افسردگی و غمی که در فصول سرد سال در قلب همه می نشیند با رسیدن بهار می میرد و این تنها مرگ زیبای بهار است. پرندگان به شهرهای خود کوچ میکنند و اگر از دنیای مجازی که این روزها دنیای بیشتر ما شده است بیرون برویم به سادگی صدای آواز پرندگان را خواهیم شنید که همه با هم میگویند دوباره بهار رسید. بهار فصل شکفتن هاست فصل زنده شدن فصل شروع هر کاری و بهرین فصل برای عبادت با خدا .. بهار به ما میگوید اری بعد از هر مرگ و از بین رفتنی دوباره آفرینشی خواهد بود و دوباره رویشی … بهار به ما میگوید خدا همیشه هست که اگر نبود درخت مرده دوباره برگ های تازه و سبز باز نمیکرد … ای کاش می شد در تمامی ثانیه های بهار خدا را در لابه لای تمامی این زیبایی ها پیدا کنیم.

    منبع مطلب : www.payamsalam.ir

    مدیر محترم سایت www.payamsalam.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 12 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید