توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    تحقیق در مورد ناصر خسرو کلاس پنجم

    1 بازدید

    تحقیق در مورد ناصر خسرو کلاس پنجم را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    ناصرخسرو

    ناصرخسرو

    ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، معروف به ناصرخسرو (۳۹۴–۴۸۱ ه‍.ق) از شاعران بزرگ فارسی‌زبان، فیلسوف، حکیم و جهانگرد ایرانی[۱][۲] و از مبلغان مذهب اسماعیلی بود.[۳][۴] وی در قبادیان از توابع بلخ متولد شد و در یمگان از توابع بدخشان درگذشت.[۵] وی بر اغلب علوم عقلی و نقلی زمان خود از قبیل فلسفه و حساب و طب و موسیقی و نجوم و کلام تبحر داشت و در اشعار خویش به کرات از احاطه داشتن خود بر این علوم تأکید کرده‌است. ناصر خسرو به همراه حافظ و رودکی جزء سه شاعری است که کل قرآن را از برداشته‌است.[نیازمند منبع] وی در آثار خویش، از آیات قرآن برای اثبات عقاید خودش استفاده کرده‌است.

    زندگی‌نامه

    ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، معروف به ناصرِ خسرو، در ۹ ذیقعده ۳۹۴ قمری (۳ سپتامبر ۱۰۰۴ میلادی، ۱۲ شهریور ۳۸۳ خورشیدی) در روستای قبادیان بلخ در خراسان بزرگ[۶][۷] -در کشور کنونی تاجیکستان[۸]- در خانوادهٔ ثروتمندی که ظاهراً به امور دولتی و دیوانی اشتغال داشتند چشم به جهان گشود.

    (اغبر = غبارآلود، مرکز اغبر = کره زمین)

    در آن زمان پنج سال از آغاز سلطنت سلطان محمود غزنوی می‌گذشت. ناصر خسرو در دوران کودکی با حوادث گوناگون روبرو گشت و برای یک زندگی پرحادثه آماده شد: از جمله جنگ‌های طولانی سلطان محمود و خشکسالی بی‌سابقه در خراسان که به محصولات کشاورزان صدمات فراوان زد و نیز شیوع بیماری وبا در این خطه که جان عدهٔ زیادی از مردم را گرفت.

    ناصر خسرو از ابتدای جوانی به تحصیل علوم متداول زمان پرداخت و قرآن را از برکرد. در دربار پادشاهان و امیران از جمله سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی به عنوان مردی ادیب و فاضل به کار دبیری اشتغال ورزید و بعد از شکست غزنویان از سلجوقیان در نبرد دندانقان، ناصر خسرو به مرو و به دربار سلیمان چغری بیک، برادر طغرل سلجوقی رفت و در آنجا نیز با عزت و اکرام به حرفه دبیری خود ادامه داد و به دلیل اقامت طولانی در این شهر به ناصر خسرو مروزی شهرت یافت.

    وی که به دنبال سرچشمه حقیقت می‌گشت با پیروان ادیان مختلف از جمله مسلمانان، زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان و مانویان به بحث و گفتگو پرداخت و از رهبران دینی آن‌ها در مورد حقیقت هستی پرس و جو کرد. اما از آنچا که به نتیجه‌ای دست نیافت، دچار حیرت و سرگردانی شد و برای فرار از این سرگردانی به شراب و می‌گساری و کامیاری‌های دوران جوانی روی آورد.

    بنا بر نوشته اش در سفرنامه ناصرخسرو در سن چهل سالگی شبی در خواب دید که کسی او را می‌گوید «چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند؟ اگر بهوش باشی بهتر» ناصر خسرو پاسخ داد «حکما، چیزی بهتر از این نتوانستند ساخت که اندوه دنیا ببرد». مرد گفت «حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهشی و بی‌خردی رهنمون باشد. چیزی باید که خرد و هوش را بیفزاید.» ناصر خسرو پرسید «من این از کجا آرم؟» گفت «عاقبت جوینده یابنده بود» و به سمت قبله اشاره کرد.[۹] ناصر خسرو در اثر این خواب دچار انقلاب فکری شد، از شراب و همه لذائذ دنیوی دست شست، شغل دیوانی را رها کرد و راه سفر حج در پیش گرفت. وی مدت هفت سال سرزمین‌های گوناگون از قبیل آذربایجان، ارمنستان، آسیای صغیر، حلب، طرابلس، شام، سوریه، فلسطین، جزیرة العرب، قیروان، تونس و سودان را سیاحت کرد و سه یا شش سال در پایتخت فاطمیان یعنی مصر اقامت کرد و در آنجا در دوران المستنصر بالله به مذهب اسماعیلی گروید و از مصر سه بار به زیارت کعبه رفت.

    ناصر خسرو در سال ۴۴۴ بعد از دریافت عنوان حجت خراسان از طرف المستنصر بالله رهسپار خراسان گردید. او در خراسان و به‌خصوص در زادگاهش بلخ اقدام به دعوت مردم به کیش اسماعیلی نمود، اما برخلاف انتظارش مردم آنجا به دعوت وی پاسخ مثبت ندادند و سرانجام عده‌ای تحمل او را نیاورده و در تبانی با سلاطین سلجوقی بر وی شوریده، و از خانه بیرونش کردند. ناصر خسرو از آنجا به مازندران رفت و سپس به نیشابور آمد و چون در هیچ‌کدام از این شهرها در امان نبود به‌طور مخفیانه می‌زیست و سرانجام پس از مدتی آوارگی به دعوت امیر علی بن اسد یکی از امیران محلی بدخشان که اسماعیلی بود به بدخشان سفر نمود و بقیهٔ ۲۰ تا ۲۵ سال عمر خود را در یمگان بدخشان سپری کرد.

    وی تمام روستاهای بدخشان را گشت. حکیم ناصر خسرو در بین اهالی بدخشان دارای شأن، مقام و منزلت خاصی است تا حدی که مردم او را به‌نام «حجت»، «سید شاه ناصر ولی»، «پیر شاه ناصر»، «پیر کامل»، و غیره یاد می‌کنند. او در ۴۸۱ قمری (۱۰۸۸ میلادی، ۴۶۷ خورشیدی) درگذشت. مزار وی در یمگان زیارتگاه است.

    از ناصر خسرو زن و فرزندی نماند؛ زیرا وی تا پایان زندگانی مجرد بود.

    فعالیت‌های مذهبی

    ناصرخسرو حجت اسماعیلیان در خراسان بزرگ بود و در بلخ و بدخشان به ترویج این مذهب پرداخت. وی از ۴۴۴ تا ۴۸۱ در این راه کوشید به‌طوری‌که نقشی مهم در گسترش این مذهب در این ناحیه (افغانستان و تاجیکستان و بخش های از چین و پاکستان کنونی) ایفا کرد. ناصرخسرو یکی از بزرگترین شخصیت های تاریخ مذهب اسماعیلیه است. او دارای مقام حجت بود و حجت در تاویل اسماعیلیان آخرین مقامی است که یک اسماعیلی میتواند به آن ناییل آید. [۱۰]

    شخصیت ناصر خسرو

    ناصر خسرو یکی از شاعران و نویسندگان درجه اول ادبیات فارسی است که در فلسفه و حکمت دست داشته، آثار او از گنجینه‌های ادب و فرهنگ ما محسوب می‌گردند. او در خداشناسی و دینداری سخت استوار بوده‌است، و مناعت طبع، بلندی همت، عزت نفس، صراحت گفتار، و خلوص او از سراسر گفتارش آشکار است. ناصر در یکی از قصاید خویش می‌گوید که به یمگان افتادنش از بیچارگی و ناتوانی نبوده، او در سخن توانا است، و از سلطان و امیر ترس ندارد، شعر و کلام او سحر حلال است. او شکار هوای نفس نمی‌شود، او به یمگان از پی مال و منال نیامده‌است و خود یمگان هم جای مال نیست. او بنده روزگار نیست، چرا که بندهٔ آز و نیاز نیست، این آز و نیازند که انسان به درگاه امیر و سلطان می‌آورند و می‌مانند. ناصر جهان فرومایه را به پشیزی نمی‌خرد. (از زبان خود ناصر خسرو). او به آثار منظوم و منثور خویش می‌نازد، و به علم و دانش خویش فخر می‌کند، این‌کار او گاهی خواننده را وادار می‌کند که ناصر به یک شخص خود ستا و مغرور به خودپرست قلمداد کند.

    علی دشتی در اینباره می‌گوید: مردی است با مناعت طبع، خرسند فروتن، در برابر رویدادها و سختی‌ها بردبار، اندیشه‌ورز، در راه رسیدن به هدف پای می‌فشارد. ناصر خسرو دربارهٔ خود چنین می‌گوید:

    ناصر در سفرنامه رویدادها و قضاها را با بیطرفی و بی غرضی تمام نقل می‌کند. اما زمانی‌که به زادگاهش بلخ می‌رسد و به امر دعوت به مذهب اسماعیلی مشغول می‌شود، ملّاها و فقها سد راه او شده و عوام را علیه او تحریک نموده، خانه و کاشانه‌اش را به‌نام قرمطی، غالی و رافضی به آتش کشیده قصد جانش می‌کنند، به این سبب در اشعار لحن او اندکی در تغییر می‌کند، مناعت طبع، بردباری و عزت نفس دارد اما نسبت گرایش به مذهب اسماعیلی و وظیفه‌ای که به وی واگذار شده بود و نیز رویارویی با علمای اهل سنت و با سلجوقیان و خلیفگان بغداد که مخالفان سرسخت اسماعیلیان بودند، ستیز و پرخاشگری در وی بیدار می‌شود، به فقیهان و دین‌آموختگان زمان می‌تازد و به دفاع از خویشتن می‌پردازد.

    آثار ناصر خسرو

    ناصر خسرو دارای تألیفات و تصنیف‌های بسیار بوده‌است، چنانچه خود درین باره گوید:

    آثار ناصر خسرو عبارت اند از:

    یا:

    رساله ایست به نثر دری (فارسی) در بیان عقاید اسماعیلیان.

    غیر از کتاب‌ها و رساله‌های فوق کتاب‌ها و رساله‌های دیگری نیز به حکیم ناصرخصرو و نسبت داده شده‌اند که بعضی افراد در تعلق آن‌ها تردید کرده‌اند. نام این کتاب‌ها و رسالات عبارت است از: اکسیر اعظم، در منطق و فلسفه و قانون اعظم؛ در علوم عجیبه - المستوفی؛ در فقه - دستور اعظم - تفسیر قرآن - رساله در علم یونان - کتابی در سحریات - کنزالحقایق - رساله‌ای موسوم به سرگذشت یا سفرنامه شرق و رساله‌ای موسوم به سرالاسرار. مهمترین و معروف‌ترین اثر ناصر خسرو سفرنامه ناصر خسرو است که مختصری از گزارش مشاهدات مسافرت هفت ساله ناصر خسرو است و به زبان‌های متعددی ترجمه شده‌است. حکیم ناصر خسرو دارای تآلیفات زیادی بوده که برخی از آن‌ها به مرور زمان نابود شده‌است و به دوران ما نرسیده‌اند. چنانچه خود در بارة تألیفات و تصنیفاتش گوید:

    این کتاب‌ها عبارت اند از:

    یا:

    به غیر از این‌ها کتب و رسالات دیگری نیز منسوب به حکیم ناصر خسرو هستند که ازین قرارند:

    اکسیر اعظم، قانون اعظم، دستور اعظم، کنزالحقایق، رسالة الندامه الی زادالقیامه و سرالاسرار.

    نمونه اشعار

    منابع

    جستارهای وابسته

    پیوند به بیرون

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    زندگی نامه ناصر خسرو

    مقدمه

    حکیم ابومعین ناصر بن خسرو حارث قبادیانی بلخی در اواخر قرن چهارم هجری.ق و در قریه قبادیان از توابع مرو، کودکی زاده شد که بعدها فخر عالم شعر و ادب گردید، او که در واقع از شعرای بزرگ قرن پنجم هجری قمری بشمار می‌رود، در خانواده‌ای متمول بدنیا آمد که از لحاظ مادی در ردیف بزرگان روزگار خود بودند. شاعرما یعنی حکیم ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی ملقب به "حجت " از شاعران و نویسندگان بسیار توانا و بزرگ ایران و از گویندگان درجه ی اول زبان فارسی است. وی در ماه ذی قعده ی سال 394 هجری در قبادیان ازنواحی بلخ بدنیا آمد که نیز در اشعارش به روشنی به آن اشاره شده است .

    زندگی نامه ناصر خسرو

    حکیم ابومعین ناصر بن خسرو حارث قبادیانی (481 ـ‌ 394)‌ تا حدود 40سالگی در بلخ و در دستگاه دولتی غزنویان و سپس سلجوقیان به سر برد ولی اندک اندک آن محیط را برای اندیشه خود تنگ یافت و در پی درک حقایق به این سوی و آن سوی رفت تا این که در چهل سالگی به دلیل خوابی که دیده بود عازم کعبه شد و پس از یک سفر هفت ساله که چهار بار سفر حج و سه سال اقامت در مصر مرکز خلافت فاطمی را در بر داشت به عنوان حجت جزیره خراسان راهی موطن خود شد. بقیه عمر ناصرخسرو در یک مبارزه بی‏امان عقیدتی گذشت و اگر چه از هر نوع آسایشی محروم شد اما شعرش پشتوانه‏ای یافت که در ادبیات فارسی بی‏نظیر بود. متعصبان آن روزگار حضور ناصرخسرو را در بلخ برنتافتند و او را با تهمتهای بد دین، قرمطی، ملحد و رافضی از آن سرزمین به نیشابور و مازندران و سپس یمکان بدخشان آواره کردند.


    شعر او شعری است تعلیمی و اعتقادی و برخوردار از پشتوانه عمیق معنایی و از این رو می‏توان او را نقطه مقابل شاعران دربار غزنویان و سلجوقی دانست، البته دیوان او از مدح خالی نیست، ولی این ستایش‏ها که در حق خلیفه فاطمی می‏باشد خود نوعی مبارزه است آن هم در محیط خطر خیز خراسان.



    ولی نباید از نظر دور داشت که این گرایش شدید محتوای شعر ناصرخسرو را از بعضی بدایع هنری و ظرایف شعری دور نگه داشته و به بعضی از قصاید او یک رنگ خشک تعلیمی زده است. زبان او نسبت به دیگران کهن‏تر حس می‏شود و شباهتی به زبان دوره سامانی دارد. ناصر اگر چه در تصویرگری شاعری تواناست اما سنگینی محتوای شعرش مجالی برای خودنمایی این خلاقیت‏های او نداده است و در جاهایی که این سنگینی کمتر است و شاعر بیشتر قصد توصیف دارد تا تعلیم، توانایی او سخت آشکار می‏شود و به ویژه در محور عمودی خیال و ساختمان شعر از دیگران توانمندتر ظاهر شده است. به هر حال شعر او زیبایی شناسی خاص خود را دارد ممکن است در چشم ادبای محفلی که در هر شعری در پی صنایع بدیعی و سلامت کلام هستند موقعیت چندانی به دست نیاورد ولی برای آنان که بیشتر در پی غرایب می‏گردند پر است از چیزهایی که در شعر دیگران نمی‏توان یافت.


    در هر حال نثر او هم اگر از حق نگذریم زیباست و نمود آن را در سفرنامه اش می توان دید . کتابی که در آن رنج هفت سال سفر را با دنیایی از آگاهی های تاریخی می توان در آن دید.
    سفرنامه کتابی است که ناصر خسرو در آن به زبانی شیوا به بیان شهر ها و روستاهایی می پردازد که در مسیر سفرش آنها را دیده و از مردمی حرف میزند که آنها را با تمام وجود لمس نموده . او در سفرنامه آثاری را که ما اکنون به نام آثار باستانی می شناسیم با دقت هر چه تمامتر توصیف نموده است . اگر چه بسیار جایها که او از آنها نام برده است ممکن است اکنون وجود خارجی نداشته باشد . در سفرنامه ناصر خسرو همانطور که وی در مسیر سفرش با اندیشمندان و نویسندگان و شاعران دیدار می کند ما نیز دیدار می کنیم.


    همانطور که پیشتر بیان کردم دراین وبلاگ درباره سفرنامه ی ناصر خسرو خواهم نوشت ولی مرا گریزی نیست که قبل از آغاز سفرنامه بطور مشروح زندگی نامه او را از کتابهای ادبی و تاریخ بیان کنم و آثار نثر و شعر او را بر شمارم.

    وی در بیتی از آثار خود به تاریخ چشم به جهان گشودنش اشاره کرده است:

    بگذشت ز هجرت پس سیصد نود و چار      بگذاشت مرا مادر بر مرکز اغبر

    (اغبر = غبارآلود، مرکز اغبر = کره زمین)

    و همچنین به محل زادگاه خود:

    پیوسته شدم نسب به یمگان                        کز نسل قبادیان گسستم

    و به همین سبب نیز در اشعار خویش همه جا از بلخ به عنوان وطن و شهر و خانه ی خود سخن می راند .

    اما نسبت مروزی که شاعر در سفرنامه ی خود به آن اشاره نموده ، به خاطر اقامت وی در مرو بوده است و گویا مدتی را در آنجا به شغل دیوانی سر کرده و در آنجا خانه و مسکن داشته است .

    ناصر خسرو هنوز جوانی تازه بدوران رسیده بود که در واقع ذوق شاعریش شکوفا گشت و اشعارش در اذهان افتاد، و او را سرانجام بدربار کشید او در سالهای بین 411 تا 414 به دبیری شاه رسید و طرف توجه بزرگان قرار گرفت و عنوان " ادیب " و " دبیر فاضل " را از آن خود ساخت و شاه او را با لقب " خواجه خطیر " خطاب میکرده است .

    وی در دوره ای از زندگی خویش به این اندیشه افتاد که حقیقت زندگی را درک کند، لذا مسیر زندگی خود را بسویی دیگر کشید و با علمای زمان به بحث و مناظره پرداخت و اما اینها نیز طبع حقیقت جوی شاعر را سیراب نکردند و شاعر برای کسب معرفت راهی ترکستان گشت و سپس به دیار سند و آنگاه هند عزیمت نمود اما از سرگردانی او کاسته نمی‌شد تا این که شبی در خواب سروشی او را ندا در داد که تا کی اینگونه عمر به بطالت می‌گذرانی و برای دفع آن به شراب پناه می‌بری، و حکیم در پاسخ می‌گوید : برای فرار از غم دنیا، چون حکما، تاکنون چیز دیگری نساخته‌اند که غم را بباد دهد و اندوه دنیا را کم کند، سروش غیبی به او می‌گوید چیزی را بطلب که هوش و خرد را زیاد کند، و اشاره بسوی حجاز و کعبه کرد و چون از خواب برخاست با خود عهد کرد که همان گونه که از خواب دوشین برخاست ، از خواب 40 ساله نیز بیدار شود، پس اسباب سفر مهیا نمود و به حجاز رفت و کعبه را زیارت نمود.

    این مسافرت 7 سال طول کشید ( همان سفری که اراده کرده ام شما را ، با ناصر خسرو ،  در دشتها و بیابانها ، همراه کنم . ) که در این مدت شاعر چند بار توفیق زیارت خانه خدا را یافت، و نه تنها به سفر حج رفت که در این سفرهای طولانی بدنبال حقیقت بود، او سراسر کشورهای شمالی ایران را سیاحت کرده به جنوب ایران عازم شد، ممالک ارمن، آسیای صغیر ، طرابلس، شام، فلسطین، سوریه را زیر پای گذارد، به سودان و تونس سفر نمود، در مصر با خلفای فاطمی دیدار کرد و به نزد المستنصر بالله خلیفه ی فاطمی ‌بار یافت و لقب حجت را از او گرفت و در این زمان بودکه به مقام بزرگی ، نزد فاطمیان رسید و از طرف امام فاطمیان حجت خراسان گشت و برای نشر تعلیم اسماعیله ماموریت یافت و چون ناصر خسرو به جمع ا سماعیلیان  پیوست دشمنانش دو چندان گشتند و از این پس در دربار سلاطین سلجوقی نیز جایگاهی نداشت ، زیرا سلجوقیان با شیعیان سخت مخالف بودند، پس بناچار ترک دیار کرد و جلای وطن نمود و یمگان از توابع بدخشان را برای اقامت انتخاب کرد و تا پایان زندگی در این شهر و دیار زیست.

    ناصر خسرو بدون شک از جمله شعرای بسیار توانا و سخن آور زبان فارسی است که با طبع نیرومند خود اشعار و سخنان استواری بجای گذارد او پس از اعتقاد به باطنیان در سرودن اشعار نیز تغییر جهت داد و غالب اشعار این دوره از زندگانی شاعر بوی مذهب می‌دهد.

    پایه و درجه ی تحصیلات و اطلاعات وی از آثار نظم و نثرش بخوبی معلوم است . او از ابتدای جوانی در کسب علوم و فنون رنج برده بود .

    قرآن را از بر بود و در تمامی دانشهای متداول زمان خود از علوم معقول و منقول خاصه کلام و حکمت یونان تسلط تمام داشت .

    ناصر خسرو را، گرچه مدتهای مدید در دربار سلاطین گذراند، نمی‌توان شاعری درباری نامید و در این زمینه اشعار زیادی نیز از او به ما نرسیده، که اگر سروده باشد نیز از بین رفته است.

    او سخن را به در تشبیه می‌نمود و معتقد بود که در را نباید به پای خوکان  ریخت.

    مــن آنـم کـه در پای خوکـان نریـزم       مـــر ایـــن قیمتــی در لفــــظ دری را

    ناصر خسرو آنطوری که از شعرش پیداست در اواخر عمر از غربت بسیار ، رنج می‌برده است .

    آزرده کــرد کــژدم  غربــت جگــر مرا        گـــویی زبون نیافت به گیتی مگر مرا

    در حال خویشتن چو همی ژرف بنگرم          صفـــرا همـی بر آید زاندوه بسر مرا

    گــویم چـرا نشـانه تـــیر زمانه کرد              چـــرخ بلنــــد جـاهـل بیـدادگــر مــرا

    گر در کمال و فضل بود مرد را خــطر         چون خار و زار کرد پس این بی خطر مرا

    ناصر خسرو بواقع یک شاعر یگانه بود ، او از جمله شعرایی بود که عقیده و مرام خود را محترم می‌شمرد، هر گونه که فکر می‌کرد می‌سرود و هر گونه که می‌سرود زندگی می‌کرد، فکر و شعر و زندگی او چون مهره‌های تسبیح به هم پیوسته بود اشعارش بیشتر جدی بود و می‌توان از شعرش به شخصیت حقیقی او پی برد.

    از آثار وی در نظم میتوان به :

    1-     دیوان شعرش

    (وی دیوان شعر خود را به دو زبان عربی و فارسی نوشته است

    2-     مثنوی روشنایی نامه در وعظ و حکمت

    3-     سعادتنامه

    از آثارش به نثر نیز میتوان به :

    1-     سفرنامه که در آن شرح سفر هفت ساله اش آمده است .

    2-     خوان و اخوان

    3-     گشایش و رهایش

    4-     جامع الحکمتین

    5-     زادالمسافرین در کلام اسماعیلیه ، تالیف بسال 453 هجری

    6-     وجه دین در احکام شریعت بطریق اسماعیلی

    7-     دلیل المتحیرین ( جزو آثار گم شده ی اوست )

    8-     بستان العقول ( جزو آثار گم شده ی اوست )

    9-     سعادت‌نامه – رساله ایست منظوم شامل سیصد بیت.

    10-   روشنایی‌نامه – این رساله نیز به نظم فارسی است.

    11-   زادالمسافرین – کتابی است در بیان حکمت الهی به نثر روان.

    12-   وجه دین – رساله ایست به نثر در مسائل کلامی و باطن و عبادات و احکام شریعت

    اشاره نمود .

    همه ی کتابهای ناصر خسرو به نثری ساده و روان و با زبانی استوار نوشته شده است و یکی از منابع بسیار خوب برای پیدا نمودن اصطلاحات فلسفی و کلامی است .

     وی بسال 481 در یمگان بدخشان درگذشت و در همان دره ی یمگان نیز بخاک سپرده شد .

    خلاصه کل مطالب

    نمونه اشعار

    برگرفته از

    بیشتر بدانید

    تا روزگار ما (9) اثر ناصر از دست روزگار در امان مانده که عبارت از اینهاست:

    1) دیوان اشعار: این اثر یکی از ارزشناک ترین آثار ناصرخسرو ویکی از بهترین اسناد برای تحقیق در مورد زندگی و شخصیت چند بعدی وی بوده و تا کنون چندین بار چاپ رسیده است. اما از قرار این دیوان، تمامی اشعار ناصرخسرو را در بر نگرفته و برخی اشعار سرایندگان دیگر نیز در آن راه یافته است. شمار اشعار ناصر را دولتشاه سمرقندی سی هزار بیت و رضاقلی خان هدایت دوازده هزار بیت ذکر میکند. اما دیوانی که اکنون در دست داریم، اضافه تر از یازده هزار بیت میباشد. افزون بر این دانشمند ایرانی سیدحسین تقی زاده با مطالعه دیوان ناصرخسرو متوجه شد که در دو جا خود شاعر اشاره کرده که دو دیوان یکی به دری و دیگری به عربی داشته است. اما دیوان عربی و حتی شعر عربی وی تا کنون بدست نیامده، اما برخی قراین، مثلا اشاره ناصرخسرو در سفرنامه مبنی بر اینکه به زبان محاوره عربی بلدیت داشته، احتمال داشتن اشعار به زبان عربی را قویتر میسازد.

    بخش اساسی دیوان حکیم ناصرخسرو بگونه قصیده سروده شده و از نگاه موضوع و محتوی از آثار معاصرانش فرق فاحش دارد.

    2) سفرنامه: ظاهرا این کتاب اولین اثر منثوری است که ناصر دست به تالیف آن زده و در تصنیف آن از یاد داشت های سفر هفت ساله خود استفاده برده است. این کتاب از جهت معلومات زیاد جغرافیایی، تاریخی و مردم شناسی و ترجمه حال ناصر از اهمیت ویژه برخوردار است. اما متن این اثر به نظر استاد گرامی پوهاند غلام سرور همایون چنان نیست که از قلم ناصر بر آمده باشد و ظاهرا متن اصلی آن از سوی پیروان اهل سنت تحریر مجدد یافته است. دانشمند شوروی برتلس نیز در اثرش به این نکته متوجه شده و در آنجا عقاید هرمان اته وو ایوانف را مبنی بر اینکه " روح تسنن سفرنامه ناشی از احتیاط ناصر خسرو بود هکه نخواسته در کتابی که برای عامه مردم نوشته، علاقه خود را به مذهب اسماعیلی آشکار سازد و جانب تقیه را رعایت کرده " رد نموده است. به عقیده برتلس این اثر قبل از سده هفدهم میلادی تحریف گردیده است. [حقیقتا هم متن سفرنامه با آثار دیگر ناصر از نگاه سبک نویسندگی فرق دارد و از سوی دیگر تقیه متوجه مطالب دینی میشود، نه سبک نویسندگی و نثر. بنابر این، نتیجه گرفته می شود که سفرنامه ناصر تحریر مجدد یافته است.]

    3) زادالمسافرین :  این اثر مهم فلسفی ناصر خسرو که در سال 453 هجری بنام  المستنسربالله – خلیفه فاطمی مصر نوشده شده، به نظر ناصر "اصل " و "قانون" کلام اسمعیلی و رهنمای مرد خردمندی است که در سفر زندگی قرار دارد. این کتاب پیش از جامع الحکمتین نوشته شده و مولف در آن خواسته است عقاید فلاسفه،  از جمله عقاید فلسفی ذکریای رازی را رد نماید.

    4) جامع الحکمتین : مضمون این اثر نیز مانند زاد المسافرین است و از مهم ترین تالیفات ناصر خسرو میباشد. جامع الحکمتین در سال 462 هجری بنابر خواهش امیر بدخشان ابوالمعالی علی بن احمد، در یمگان نوشته شده و در آن 82 بیتی خواجه ابوالهیثم جرجانی به گونه مفصل تفسیر گردیده و به سوالات موصوف پاسخ داده شده است.

    5) وجه دین :  کتاب دیگری است از حکیم ناصر خسرو که در تاویلات و احکام شریعت به طریقه اسماعیلیان نوشته شده و در متن کتاب، مولف در هیچ جایی اسم خود و یا زمان و مکان تالیف اثر ذکری به میان نیاورده است. مگر نام این کتاب در "بیان الادیان " که بعد از چند سال مرگ ناصر خسرو تالیف گردیده، ذکر دشه و از آن ناصر خسرو نامیده شده است. این اثر بعد از سال 453 هجری نوشته شده است ؛چون که در متن کتاب اشاراتی به زادالمسافرین موجود است.

    6) خوان الاخوان : این کتاب نیز در باره مسایل دینی و مذهب اسماعیلی نگاشته شده، نسخه خطی آ« در کتابخانه ایا صوفیه موجود بوده و دو مراتبه، یکبار به کوشش یحی الخثاب و بار دیگر به تصحیح سعید نفیسی از چاپ بر آمده است.

    7) گشایش و رهایش :  این اثر نیز در مسایل دینی بوده،  شامل پاسخ هایی است به جواب یکی از پیروان مذهب اسماعیلیه.

    8) روشنایی نامه :  رساله ایست منظوم در پند و حکمت که در بحر هزج سروده شده و مرکب از 592 بیت است. این اثر خلاصه ایست از مطالب اساسی جامع الحکمتین و زادالمسافرین. تاریخ تالیف این اثر از مسایلی است که تاکنون حل نگردیده است.

    9) سعادتنامه : اثر منظوم کوچکی است مشتمل بر سیصد بیت در پند و حکمت. تاریخ تالیف این رساله نیز معلوم نیست. و از سوی دیگر برخی از دانشمندان معتقدند که سعادتنامه از آن ناصر خسرو نیست. از جمله ملک الشعرا بهار در جلد سوم "سبک شناسی" تصریح میدارد که این اثر از تالیفات ناصر خسرو نبوده، بلکه متعلق به ناصر خسرو شریف اصفهانی متوفی سال 753 هجری میداند. که قابل تامل است.

    افزون بر اینها، ناصر خسرو در آثار خود، به ویژه در زادالمسافرین، از آثار دیگرش مانند : بستان العقول، دلیل المتحدین، کتاب المفتاح و الصیاح، کتاب عجایب الصنعه، لسان العالم، اختیار الامام و اختیارالایمان به کتاب الالایل، غرایب الحساب و عجایب الحساب نام میبرد،ولی این آثار تا هنوز بدست نیامده است.

    علاوه بر این، تذکره نگارانی چون حاجی خلیف، دولتشاه سمرقندی و لطف علی بیک آذر و دیگران تالیفاتی را بنامهای : اکسیراعظم، کنزالحقایق، المستوفی، دستوراعظم، قانون اعظم، کتابی در باره علم یونانیان، رساله در سحر و جادو، رساله الندامه الی یوم القیامه و تفسیری در قرآن را به ناصر خسرو نسبت داده اند که همه محل تردید کامل بوده و به هیچوجه یقین نتوان کرد که چنین تالیفاتی را ناصر خسرو تصنیف کرده باشد.  به خاطر آنکه ناصر خسرو خودش در هیچ یکی از آثارش از چنین تالیفات یادی نکرده و در هیچ یک از کتب و تذکره هایی که تا چهارقرن بعد از وفات ناصر نوشته اند، از آنها ذکری بعمل نیامده است.

    منبع مطلب : hosseinghavami.blogfa.com

    مدیر محترم سایت hosseinghavami.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 3 روز قبل
    0

    سلام من آتوسا هستم میخواستم بگم که من خیلی چیزارو دارم در مورد ناصر خسرو مینویسم میخوام این پیام رو لایک کنی تا من به پیوی شما مراجعه کنم و من اون چیزی که در مورد ناصر خسرو نوشتم رو برات بفرستم.

    ممنون دوست عزیزم

    0
    اتوسا 3 روز قبل

    راستی بچه ها میدونید من اندازه 5هفته اینو نوشتم و میدونید این رو بخاطر اینکه ناصر خسر رو دوست دارم نوشتم و خیلی عاشق این چیزی که نوشتم هستم🌹♥😍

    معصومه گودرزی 4 روز قبل
    1

    عالی

    معصومه گودرزی 4 روز قبل
    1

    بد نیست ولی خوبم نیست

    ناشناس 5 روز قبل
    -1

    ساااممیویای

    عالییییییییییی 7 روز قبل
    -1

    ممنون از اون کسی که این رونوشته

    خدا حافظ کن

    ۱ 8 روز قبل
    -1

    خوب بود

    ناشناس 8 روز قبل
    0

    ممنون

    محمد 9 روز قبل
    0

    خیلی خوب است

    فقط خدا 10 روز قبل
    0

    خیلی عالیه👌

    عالی بود 12 روز قبل
    1

    عالی بود

    ناشناس 13 روز قبل
    1

    سلام این مطالب عالیه و لایک کنین

    سلام 13 روز قبل
    1

    سلام عالیه

    انن 13 روز قبل
    1

    عالی

    سوگند 14 روز قبل
    1

    تحقیق ها ی خوبیمی گذاره

    ناشناس 14 روز قبل
    1

    عالی

    نیکی 15 روز قبل
    0

    عالی

    فاطمه 16 روز قبل
    0

    این متن ها عالیییی هست

    ❤ازتون ممنونم ❤

    جهانی پور 17 روز قبل
    0

    سلام ممنون 🌹

    ناشناس 17 روز قبل
    0

    خیلی ممنون

    شکر الان بهترم سلام بانو جان 🌹 🌹 🌹

    ماتینا باقری 17 روز قبل
    1

    سلام خیلی عالی بود

    🌹🌹 17 روز قبل
    1

    به درد خورد خیلی

    💝💝💝

    🌹🌹 17 روز قبل
    2

    خوب بود

    ناشناس 20 روز قبل
    1

    عالیه

    بی نام 20 روز قبل
    -1

    عالیییی

    بی نام 20 روز قبل
    -1

    عالیییی

    درسا 22 روز قبل
    -1

    ناصر خسرو چه کاربود

    ارتین 24 روز قبل
    -2

    مرصی شیک بود 🙄

    سارارضایی 1 ماه قبل
    -1

    سلام اشکال نداره خب چی بگم؟

    برای ارسال نظر کلیک کنید