توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    حدیث نماز نور چشم من است از کیست

    دسته بندی :
    1. اسک 98
    2. مطالب سایت
    10بازدید

    حدیث نماز نور چشم من است از کیست را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    (26) نماز نور چشم من است

    (26) نماز نور چشم من است

    پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می فرمایند: «جعَلَ اللهُ جَلَّ ثَنائه قُرَّةَ عَینی فِی الصَّلاةِ= خداوند، نور چشم مرا در نماز قرار داده است».

    قرة عینی یعنی خنکی چشم. در فارسی چشم خنکی یا خنکی چشم نداریم؛ بلکه می‌گوییم: «چشم روشنی» یا «روشنی دل».

    وقتی دلتان شاد می‌شود، می‌گویید: «دلم خنک شد». در واقع خنکی، همان شادی است. هربار که اشکی که ناشی از غمی (غم‌های چهارگانه‌ جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) ‌است، جاری می‌شود، اشک گرمی خواهد بود. گاهی هم انسان از خوشحالی گریه می‌کند، این اشکی که از خوشحالی می‌ریزد، خنک است.

    پس «قرة عینی» یعنی انسان از شدت خوشحالی گریه‌اش می‌گیرد. در روایت هم داریم وقتی مومن بهشترا می‌بیند، به قدری ذوق زده می‌شود که اگر فرشته‌ها به دادش نرسند، از شدت خوشحالی می‌میرد.

    پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به عنوان انسان کامل می‌فرماید: خداوند خنکی دل من را، یعنی ذوق زدگی من را در نماز قرار داده. این چگونه قابل فهم است که نماز برای انسان شادی می‌آورد؟

    گفتیم انسان‌ها در یکی از این پنج وطن (جمادی یا گیاهی یا حیوانی یا عقلی یا فوق عقلی) هستند. هر بخش انسان معشوق، آرزو و هدف ویژه خودش را دارد که عبارتند از آرمان‌های اقتصادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی. بنابراین، انسان بسته به اینکه شخصیتش چه شکلی باشد؛ یعنی چه باطن شخصیتی داشته باشد و از نظر شخصیتی جزء کدام دسته از این پنج شان قرار می‌گیرند، تقسیم بندی می‌شوند.

    خداوند در قرآن انسان‌ها را براساس معشوق‌هایشان به دو دسته تقسیم کرده: «مؤمن و فاسق».

    مؤمن از نظر قرآن کسی است که فقط سه معشوق «الله، اهل بیت و جهاد» در راس همه عشق‌هایش باشد. فاسق هم یعنی کسی که باطن انسانی ندارد. چون معشوق‌هایش یکی از چهار دسته معشوق فوق هستند. البته به این معنا نیست که آنهایی که معشوق شان غیر از این چهار مورد فوق هستند، خدا یا اهل‌بیت را دوست ندارند. این طور نیست. بلکه معشوق اصلی‌شان یکی از این چهار دسته است. به چنین کسی فاسق می‌گویند.

    بنابراین، شما زمانی حالت عادی دارید که معشوق‌های بی‌نهایت و معشوق‌های جاودانه را بخواهید. وقتی بی‌نهایت شدن، خانواده‌ی آسمانی، بهشتو بالاتر از بهشترا رها می‌کنید، دیگر طبیعی نیستید. چون باطن‌تان به خاطر داشتن بخش فوق عقلانی و فوق تجردت بی‌نهایت طلب است. مثل کسی که به غذا نیاز دارد اما اشتها ندارد. این طبیعی نیست. انسانی که با الله، اهل بیت و جهاد، بهشتو معنویت هم سنخ نیست، او هنوز طبیعی نیست. چون رشد کافی ندارد. پس چنین کسی خنکی دلش در این جور چیزها می‌شود. یعنی در امورات مربوط به حیوانی و جنبه‌ی جنسی یا جنبه‌ی حیوانی از قبیل نوع جنسی نیست، نوع وهمی است. مثل مقام، ریاست شرکت، کارخانه و... . پس نوع گرایش هر کس نشان می‌دهد که در کدام یک از این پنج شان است.

     نماز؛ فرصت خلوت با خدا است

    چه اتفاقی در نماز برای انسان می‌افتد؟ در نماز شما فرصت خلوت کردن با الله که معشوقت هست را داری. گاهی شخص می‌گوید: من تمام روز خستگی دارم؛ ولی آن ساعتی که با معشوقم حرف می‌زنم، پیامک میدم، تلفنی صحبت می‌کنم؛ همه‌ی خستگی‌هایم به در می‌رود. این معشوق هر چیزی می‌تواند باشد؛ خانواده؛ همسر، دوست و...

    در نماز، شخص با اله حقیقی خودش، یعنی الله رو به رو است. الله یعنی زیبایی مطلق، لذت مطلق، قدرت مطلق، علم مطلق، حیات مطلق، مهربانی مطلق.

    پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می فرماید وقتی خداوند می‌خواست آسمان و زمین را بیافریند، همه چیز را از ۱۰۰ رحمت خلق کرد؛ یعنی از صد درجه مهربانی خلق کرد. یک درجه اش را برای حیات انسان‌ها گذاشت. با همین یک درجه رحمت خداست که میلیاردها انسان عاشق هم می‌شوند و به هم محبت می‌کنند. مثل محبت پدر و مادر، همسر، دوستی‌ها و محبت‌های جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی. حتی محبت‌های فوق عقلانی.

    حضرت می‌فرمایند: «۹۹ درصد رحمتش را برای آخرت گذاشته است». چون آنجا زندگی جاودانه است. پس شما هر کسی را که دوستش دارید و به او محبت می‌کنید، در واقع از رحمت خدا دریافت می‌کنید.

    در خودشناسی گفتیم محبت یک امر حقیقی است. نیاز به منبع دارد که از کجا آمده! ما وجودمان از خودمان نیست. وجود ما از خداست.

    حالا وقتی شما می‌خواهی سر نمازبایستی در واقع در مقابل خدا ‌ایستاده ای. آنهایی که نماز نمی‌خوانند، بعدا می‌فهمند که چه جنایت و ظلمی در حق خودشان کرده اند. از چه لذتی، عشقی و از چه شادی خودشان را محروم کردند. وقتی آدم خودش را نمی‌شناسد، از لذت‌های حقیقی هم غافل است.      

      آفتی نبود بدتر از ناشناخت            تو بر یار و ندانی عشق باخت         

     برای همین هم انسانی که آدم نشده، چهل سالش هم که باشد، زوری و با کراهت نمازمی‌خواند. این یعنی هنوز نمی‌تواند با خدا لذت ببرد، اما انسانی که آدم شده، یعنی بخش انسانی‌اش فعال است، دلش برای نماز لک می‌زند، دلتنگ خدا می‌شود، دلتنگ غیب می شود، دلتنگ حرم می‌شود. وقتی آدم بخش انسانی‌اش فعال بشود، پنج وعده نمازبرایش کم است. پس خدااحکام را براساس بخش انسانی انسان قرار داده. چون همه‌ی آرامش‌های حقیقی انسان مربوط به بخش انسانی اوست. اگر بخش اصلی شخصیت ما غذا نخورد، با هیچ چیز دیگر نمی‌تواند آرامش پیدا کند.

    دنیا بدون خدامعنا ندارد

    دنیا بدون خدا، بدون مسجد، حسینیه، حرم، سجاده، غیب و خانواده آسمانی واقعا جهنم و تاریک است. آن چیزی که باعث می‌شود دنیا را تحمل کنیم، این است که خدا خودش هم با ما به دنیا آمده، یعنی رهایمان نکرده. علاوه بر خودش هم اهل بیت را فرستاده و ما می‌توانیم با آنها ارتباط بگیریم. ولی اگر نتوانستید این ارتباط را برقرار کنید، لحظه مردن انسان خیلی داغون می‌شود. اجازه‌ی ذکررا از آدم می‌گیرند.

    رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: «جعَلَ اللهُ جَلَّ ثَناء قُرَّةَ عَینی فِی الصَّلاةِ= خداوند متعال شادی دل من را در نماز قرار داده است». تکبیرة الاحرام نمازیعنی حرام کردن، یعنی انسان وقتی با معشوقش تنها می‌شود، دوست ندارد کسی حتی مادرش هم مزاحمش بشود.

    به خلوتی که انسان دوست دارد هیچ کس با او نباشد، تکبیره الاحرام می‌گویند. یعنی وقتی می‌گوئی: «الله اکبر» یعنی هیچ کسی غیر خدا در دلت نیاید. من می‌خواهم الان با خداحرف بزنم، من الان عاشق خدا هستم، دوست دارم سرم رو رو پای خدابگذارم و قربان صدقه برم، دوست دارم بغلش کنم، دوست دارم ببوسمش. این احرام است.

    ولی کسی که بخش مردانگی و زنانگی اش مسلمان شده و هنوز فوق عقلش فعال نشده و فقط به عنوان یک مرد یا زن نمازرا قبول کرده، آن هم تکلیفی قبول کرده، هیچ لذتی از آن نمی‌برد. چون با بخش انسانی ارتباط برقرار نکرده.

    گفتم ما متاسفانه بیشتر در تربیت‌های دینی‌مان خانم و آقای مسلمان داریم؛ یعنی حیوان مسلمان تربیت می‌کنیم. انسان مسلمان تربیت نمی‌کنیم. چون انسان هم نیست، لذت هم نمی‌فهمد چیست. پس دین را به چشم تکلیف و از سر زور می‌بیند. «لااله الاالله» را درک نمی‌کند. او عشق انسانی را نمی‌فهمد. چون یا عشق عقلی دارد یا حیوانی یا گیاهی یا جمادی.

    من از نمازسیر نمی‌شوم

    حالا دقت کنید ببینید پیغمبر چقدر قشنگ عشق را تعریف می‌کند. می فرماید: «وَحَبَّبَ إِلیَّ الصَّلاةَ کَما حَبَّبَ إِلی الجائِعِ الطَّعامَ وإِلی الظَّمآنِ الماءَ= نماز را محبوب من قرار داده، همچنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه قرار داده است. [با این تفاوت که]گرسنه هرگاه غذا بخورد سیر می‌شود و تشنه هرگاه آب بنوشد سیراب می شود، اما من از نماز سیر نمی شوم».(مکارم الأخلاق : 2 / 366 .)

    انسان گرسنه وقتی غذا بخورد، سیر می‌شود؛ یا آدم تشنه وقتی آب بخورد، سیراب می‌شود. اما پیامبر از نمازسیر نمی‌شد. برای همین خدا برای آدم حسابی‌ها (کسی که خدا و خانواده‌ی آسمانی‌اش را می‌شناسد)، لطف کرده به غیر از نمازهای یومیه واجب، نوافل هم گذاشته تا هر چه قدر که دلش خواست با او درد دل و خلوت کنند. حتی خدا می‌گوید: اگر گناهکاری پیش من بیاید تا سلام کند، من همه‌ی گذشته‌اش را ندید می‌گیرم و بجای گناهانش ثواب می‌نویسم: «یبدل الله سیئاتهم حسنات=خدا بدی ها را تبدیل به خوبی می کند». خدا گناهاش را به کار خیر تبدیل می‌کند. پس اگر کسی عاشق چنین خدایی نشده، در واقع دل ندارد، آدمی هست که انسانیت ندارد.

    عاشق شو ورنه روزی کار جهان سرآید    ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی  

    خدا در این کارگاه هستی همه چیز را برای این که تو انسان باشی آفریده. در حدیث قدسی نیز فرموده: «خَلَقْتُ الْأَشْیآءَ لِأَجْلِک، وَ خَلَقْتُک لِأَجْلی= من همه چیز را برای تو آفریدم، ولی تو را برای خودم آفریدم»، یعنی من نیازی به تو ندارم بلکه شأنی در تو گذاشتم که جز خلوت با من این شأن اشباع نمی‌شود. قرآن هم می‌فرماید: «أَلاَ بذکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌‌گیرد». انسان فقط یا یاد معشوق حقیقی آرامش پیدا می‌کند. لذا خدااین نیاز ما را می‌دانست و نمازو عبادت را برای ما واجب کرد.

    فروع دین/نماز/سجده

    منبع مطلب : montazer.ir

    مدیر محترم سایت montazer.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    نماز نور چشم پیامبر

    شیخ صدوق علیه الرحمه حدیث فوق را در باب «حبب إلی النبی ص من الدنیا ثلاث‏» کتاب خصال آورده وایشان پس از نقل دو حدیث فوق می فرماید : برخی از ملحدین گفته اند که پیامبر دو مورد اول (النساء و الطیب) را فرمود خواست مورد سوم (سومین محبوب دنیوی خود ) را بگوید که پشیمان شد [ وکلام خود را تغیر داد ] وفرمود : روشنی چشم من در نماز قرار داده شده است سپس ایشان می گوید :« دروغ گفته اند چرا که منظو رسول خدا از این روایت فقط نماز بوده است سپس روایت نبوی که «رکعتین یصلیهما المتزوج أفضل‏عند الله من سبعین رکعه یصلیها غیر متزوج.»« دو رکعت نماز متاهل برتر از ۷۰ رکعت نماز شخص بدون همسر » استشهاد کرده است ومی فرماید : خداوند زنها را محبوب پیامبر کرده بود به خاطر نماز «و إنما حبب الله إلیه النساء لأجل الصلاه» سپس به نبوی :«رکعتین یصلیهما متعطر أفضل من سبعین رکعه یصلیها غیر متعطر.»« دو رکعت نماز با عطر برتر از ۷۰ رکعت نماز بدون عطر است » استشهاد کرده است که «إنما حبب الله إلیه الطیب أیضا لأجل الصلاه»« خداوند به خاطر نماز عطر را محبوب پیامبر کرده بود لذا بعد از اینکه این دو به خاطر نماز محبوب پیامبر شدند فرمود نور چشم من ومایه شادمانی من در نماز قرار داده شد . سپس ایشان می نویسد :« لأن الرجل لو تطیب و تزوج ثم لم یصل لم یکن له فی التزویج و الطیب فضل و لا ثواب‏»« اگر کسی عطر استعمال کند یا ازدواج کند ونماز نخواند عطر وازدواجش فضیلت وثواب ندارد » لذا پیامبر این دو را به خاطر نماز دوست داشته است

    ولی این تحلیل شیخ صدوق از سه جهت قابل نقد است

    اولا لفظ ثلاث درروایت فوق وجود ندارد بلکه از ابتدا پیامبراکرم ص درمقام بیان دو مورد از لذات دنیوی بوده اند نه سه مورد وشیخ صدوق از جانب خود عنوان باب را حبب الی النبی من الدنیا ثلاث قرارداده است درحالیکه پیامبرنماز را با جمله جعلت قره عینی از محبوب دنیوی متمایز کرد وتخصصا نماز خارج شد وگرنه پیامبر می فرمود حبب الی من دنیاکم النساء والطیب والصلاه

    ثانیا درروایت صحیح السند کافی پیامبرص اعلام می کند فقط وفقط دو چیز را از دنیا دوست دارد زنان وبوی خوش ونماز را از محبوبهای دنیوی خود نشمرده است متن روایت اینچنین است :قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَا أُحِبُّ مِنْ دُنْیَاکُمْ إِلَّا النِّسَاءَ وَ الطِّیبَ الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۵ ؛ ص۳۲۱

    ثالثا با توجه به روایات کافی درکتاب النکاح باب حب النساء از منظر پیامبر واهلبیت ع لذت حلال از زنان و عطر به عنوان دو محبوب دنیوی نزد آنان بوده است وهیچ ربطی به مساله نماز ندارد به چند نمونه از این روایات اشاره می شود :

    عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا ع یَقُولُ‏ ثَلَاثٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِینَ الْعِطْرُ وَ أَخْذُ الشَّعْرِ وَ کَثْرَهُ الطَّرُوقَهِ

    سه چیز از اخلاق پیامبران است زدن عطر وکوتاه کردن مو و ارتباط زیاد با همسر

    سَأَلَنَا أَبُو عَبْد اللَّهِ ع أَیُّ الْأَشْیَاءِ أَلَذُّ …فَقَالَ هُوَ ع أَلَذُّ الْأَشْیَاءِ مُبَاضَعَهُ النِّسَاءِ

    از امام صادق درباره لذت بخش ترین چیز هاپرسیدیم فرمود زنان

    الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ حَمَّاد بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزیدَ عَنْ أَبی عَبْد اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ جُعِلَ قُرَّهُ عَیْنِی فِی الصَّلَاهِ وَ لَذَّتِی فِی الدُّنْیَا النِّسَاءُ وَ رَیْحَانَتَیَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ.

    نور چشم من نماز است و لذت من دردنیا لذت از زنان است وحسن وحسین دو گل خوشبوی من هستند

    مُحَمَّدُ بْنُ أَبی عُمَیْرٍ عَنْ بَکَّارِ بْنِ کَرْدَمٍ‏ وَ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبی عَبْد اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ جُعِلَ قُرَّهُ عَیْنِی فِی الصَّلَاهِ وَ لَذَّتِی فِی النِّسَاءِ.

    نورچشم من نمازقرارداده شده است ولذت بردن من از زنان است الکافی ج‏۵ ص۳۲۰

    منبع مطلب : www.namaz.ir

    مدیر محترم سایت www.namaz.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    نور چشم پیامبر (ص)

    درس:

    نور چشم پیامبر (ص)

    موضوع:

         مناسبت‌ها

    هدف کلی:

         دانش‌آموزان در این درس با برخی از فضایل‌ و سیره امام حسین (ع) به مناسبت شهادت امام (ع) آشنا می‌شوند.

    اهداف جزئی:

       دانش‌آموزان در این درس با موارد زیر آشنا می‌شوند.

    رسانه‌های آموزشی:

    ۱. تابلو، ۲. کارت و ۳. ... 

    روش‌های مناسب تدریس:

    ۱. توضیحی  ۲. فعّال (داستان، کارت و ...)

    هدف رفتاری (خروجی):

       انتظار می‌رود دانش‌آموزان در پایان درس بتوانند برخی از فضیلت‌های امام حسین (ع) را در باره نماز بازگو نمایند.

    بچه‌های خوب سلام

    بار الها دوست می‌دارم تو را

    ای تو با جان‌ودل من آشنا

    ای خدای بی‌شریک و بی‌قرین

    در میان دوستانم بهترین

    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْداللّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بفِنآئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللّهِ اَبَداً مابَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْد مِنّی لِزیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلاد الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحاب الْحُسَیْنِ

    با یک سؤال[1] برنامه را شروع می‌کنم: به نظر شما: آیا امام حسین (ع) در کربلاء پیروز شد؟ آفرین پیروز شد. چرا که بعد از گذشت بیش از ۱۴۴۰ سال، ما الآن با ستمگران دوست نیستیم و بر امام حسین (ع) ویارانش درود می‌فرستیم. هرچند که در ظاهر امام حسین (ع) ویارانش همه شهید شدند اما درواقع به هدفشان رسیدند. روزی پیامبر (ص)، امام حسین (ع) را در دامان خود نشانده بود و او را نوازش می‌کرد و می‌خنداند. از پیامبر (ص) پرسیده شد: ای رسول خدا، چقدر این کودک را دوست داری و با دیدار او شاد می‌شوی؟ پیامبر (ص) پاسخ فرمود: «چرا با دیدار او شاد نگردم؟ بااینکه او میوه قلب و نور چشم من است.» آنگاه پیامبر (ص) می‌فرماید: «پس از شهادت امام حسین (ع) مزار او زیارتگاه می‌شود. هر کس او را زیارت کند، ثواب یکی از حجّ های مستحب من را، خداوند برای او می‌نویسد.» پیامبر (ص) فرمود: حسین از من است و من از حسین هستم. [2] مقام امام حسین (ع) زمان و مکان نمی‌شناسد. پیامبر (ص) فرمود: همانا از شهادت امام حسین (ع) گرمایی در قلب مؤمنان ایجاد می‌شود که هرگز به سردی نخواهد گرایید.[3] این حرارت، عشق سوزانی است که مؤمنان را از عاشورا به شناخت دین می‌رساند و در سرمای قطبی روزگاران عصر حاضر، دل‌های باورمند را، گرمی امید می‌بخشد. برای رسیدن به شناخت دین، برگزاری مراسم سوگواری و شرکت در عزاداری بر آن حضرت (ع) است. در عزاداری یادآوری مصیبت هایی که بر امام حسین (ع) و اصحابش وارد شد، بیان می‌شود. امام‌های ما (ع) از شاعران برای سرودن شعر در رثای حضرت (ع) دعوت می‌کردند، برخورد متفاوت با ماه مُحرّم و بیان فضایل حضرت (ع)، حضور در مزار امام حسین (ع) و شهدای کربلاء و ترغیب به زیارت و ... ازجمله روش‌های ائمه (ع) در تجلیل از نهضت عاشورا و تعظیم شخصیت جاودانه خامس آل عبا بوده است. «عزاداری» از کارهایی است که مورد توجّه اهل بیت (ع) هم هست. سیره و روش بزرگان دین هم بر این روش بوده که به انجام این کار اهمیت بیشتر می‌دادند و سفارش فراوانی به ادامه این راه داشتند. تجلیل از عاشورا، آشنایی باشخصیت جاودانه امام حسین (ع) و روش زندگیشان است، مانند آنچه در ماجرایی که می گویم، است:

    امام حسین (ع) در ظهر عاشورا، اعلام کرد: می‌خواهیم نماز بخوانیم. امام (ع) به نماز ایستاد وعده‌ای نیز پشت سر ایشان اقتدا کردند، اما دشمن که بویی از انسانیت نبرده بود نقشه کشید تا در نماز، امام (ع) را تیرباران کند. سعید بن عبدالله جلوی امام (ع) ایستاد و هر تیری که به سمت امام (ع) می‌آمد با جان‌ودل خود را سپر آن تیر می‌کرد. او آن‌قدر تیر خورد تا در پایان نماز، از پای افتاد. امام حسین (ع) سر او را بر زانو گرفت و برایش دعا کرد. حالا به سؤال‌های من جواب دهید؛

    ترجمه آن را چه کسی می داند؟ بله! به این کارت:

    توجه کنید و با هم بخوانید.

    این حدیث از کدام امام است؟ آفرین! امام حسین (ع). همان امام‌حسینی که تمام سخنرانی هایش بعد از نماز بود. برای نماز شب عاشورا مهلت گرفت. عصر تاسوعا دشمن خواست حمله کند حضرت (ع) شب عاشورا را مهلت گرفت و فرمود: انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ من نماز را دوست دارم. (اللهوف، ص‏89) حضرت هیچ تقاضایی از دشمن ندارد جز تأخیر برای نماز با اینکه هیچ ترس ووحشت وهراسی هم از دشمن ندارد. همان امام‌حسینی که شما برایش عزاداری می‌کنید و سینه می‌زنید همان امام‌حسینی که به نماز عشق می‌ورزید. این حدیث انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ از کلمات و جملات ناب سیدالشهدا‌ (ع) در رزمگاه خونین کربلا است که اوج دلدادگی و بندگی و انس آن حضرت (ع) را به نماز و ارتباط با خالق هستی است.

    آن کشته راه دین‏
    غرقه خون روی زمین‏
     سر می ‏دهد این ندا

    انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ (۲)
     آن ماه بی ‏قرینه‏
    آب آور سکینه‏
     سر می ‏دهد این ندا

    انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ (۲)
     آن سید شهیدان‏
    کشته تیغ عدوان‏
     سر می ‏دهد این ندا

    انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ (۲)

    استاد عباس براتی‏ پور

    امام حسین (ع) چون دید مردم از نماز واقعی فاصله گرفته‌اند قیام کرد و با خونش خود و یارانش اسلام را یاری کرد تا ما هم که از یاران امام حسین (ع) هستیم به نماز عشق بورزیم. حالا با هم سراغ جدول می رویم. ابتدا به 10 سوال پاسخ دهید. بعد حرف جواب پرسش ها را به ترتیب شماره در جدول بنویسید. آنگاه یک ستون عمودی در جدول پیدا کنید که در 10 خانه آن حرفی باشد. با حروف آن ستون عمودی، 3 کلمه مناسب بسازید و در این جمله ایی که روی تابلو نوشته ام:

    قرار دهید تا بتوانید پیام جدول را کامل کنید. هر کس در مهلتی که دارد پیام جدول زودتر به دست آورد و جمله را کامل کند، برنده است. شروع می کنیم:

    با استفاده از پیام جدول این جمله را کامل کنید:

    آری! این حدیث از کلمات ناب پیامبر (ص) است که فرموده: § « نماز اول وقت »  «محبوب‏ترین و دوست‌داشتنی‌ترین کارها»  «نزد خداوند است.» § لذا سیدالشهدا‌ (ع) وقتی در رزمگاه خونین کربلا است، اوج دلدادگی و بندگی و انس آن حضرت (ع) را به نماز و ارتباط با خالق هستی آن‌هم نماز اول وقت به تصویر کشیده است. یاران امام حسین (ع) آن‌هایی هستند که در اطاعت پروردگارشان کوشا بودند. روز عاشورا در آن سختی‌های بزرگ، نمازشان را اول وقت خواندند. امام حسین (ع) هم از آن‌ها راضی بود. اولین کار برای یاری امام حسین (ع)، نماز است آن‌هم نماز اول وقت. اولین کار برای یاری امام حسین (ع)، نماز است آن‌هم نماز اول وقت و در مسجد. امام مجتبی (ع) فرمود: کسی که به مسجد برود آن چه در این کارت ها آمده، بهره مند و از این هشت فایده بی نصیب نمی‌ماند: 1. استفاده از آیات قرآن. 2. یافتن دوست خوب. 3. فراگیری علم تازه. 4. برخورداری از رحمتی که منتظرش بود. 5. شنیدن سخنی که راهنمای اوست. 6. امنیت از انحراف. 7. ترک گناه به خاطر شرم و حیاء از خدا. 8. ترک گناه به خاطر ترس از خدا. [4]

    دوستان خوبم: امام حسین (ع) را عدّه‌ای دوست داشتند اما در کربلا به یاری اش نیامدند. او را تنها گذاشتند، انگار به خواب‌رفته بودند چند ماه پس از شهادت حضرت (ع) از خواب بیدار شدند و به فکر انتقام، تلافی و خونخواهی افتادند. ازجملۀ این افراد خواب‌آلود، سلیمان بن صُرَد خُزاعی و یاران او بودند. آری دوستانم عدّه‌ای آمدند، اما خیلی دیر آمدند. برای این‌که ما از کربلا جانمانیم باید تمرین کنیم. هر وقت امام (ع) از ما کمک خواست باید حاضر باشیم. اگر تمرین کنیم، اول وقت نماز بخوانیم، دیگر موقع حملۀ دشمن خوابمان نمی‌برد. بیدار و سرحال خواهیم بود. هر کس نمازهایش را اول وقت بخواند از غافلان نخواهد بود. در عزاداری ها می توانیم راه او را پیدا کنیم و مانند سلیمان بن صُرَد بن جون خُزاعی (شهادت ۶۵ق) رهبر قیام توابین و از بزرگان عرب در کوفه و صحابی پیامبر (ص)، امام علی (ع)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نخواهیم بود.

    داستان کودکانه ی درباره ی امام حسین

    عمو سعید من یک ورزشکار قوی است. من او را خیلی دوست دارم. یک روز به او گفتم: تو بهترین عموی دنیا هستی! عمو سعید کمی فکر کرد و گفت: نه من بهترین عموی دنیا نیستم ولی بهترین عموی دنیا را می‌شناسم. گفتم: خُب او کیست؟ عموسعید گفت: بهترین عموی دنیا حضرت عباس (ع) است. گفتم چرا او بهترین عموی دنیاست؟ عمو سعید گفت: خوب قضیه‌اش مفصّل است. گفتم: مفصّل باشد خواهش می‌کنم، برایم تعریف کنید. عمو سعید گفت: در کربلا، کاروان امام حسین (ع) به‌وسیله دشمنان محاصره‌شده بود. دشمنان سنگ دل، نمی‌گذاشتند که امام (ع) ویارانش از آب رودخانه‌ی فرات استفاده کنند. قحطی آب، خیلی زود همه‌ی اهل حرم را تشنه کرد. بیش‌تر از همه، بچه‌ها تشنه شده بودند. امّا بچه‌های امام حسین (ع) می‌دانستند که عموی شجاعشان می‌تواند از میان محاصره کنندگان عبور کند و برایشان آب بیاورد. چون عموی آن‌ها یک فرماندهی بسیار قدرتمند بود. تشنگی شدید شد، به دستور امام حسین (ع)، حضرت عباس (ع) همراه بیست نفر به سمت گوشه‌ای از رودخانه‌ی فرات حرکت کرد. امّا حضرت عباس (ع) با شجاعت زیاد، مشغول جنگیدن با دشمن شد و حواسشان را پرت کرد تا دوستانش بتوانند مشک‌ها را پر از آب کنند. مشک‌ها که پر شد همگی توانستند بر دشمن پیروز شوند و آب را برای اهل حرم بیاورند. بچه‌هایی که جلوی خیمه‌ها ایستاده بودند، دیدند عمو درحالی‌که مشک آب روی دوشش گرفته، به سمت آن‌ها می‌آید. بچه‌ها از پیروزی عمو خوشحال شدند. من از حرف‌های عمو سعید خوشم آمد و ذوق کردم اما عمو سعید با ناراحتی گفت: روز عاشورا اتفاق دیگری افتاد. آن روز این عموی مهربان دیگر نتوانست بچه‌ها را خوشحال کند. او با مشک آب به سمت رودخانه رفت امّا بعضی از سربازان، پشت درخت‌های تنومند خرما پنهان‌شده بودند و از پشت سر و از پهلو، به حضرت عباس (ع) حمله کردند و او را تیرباران کردند. عمو عباس باوجود این‌که از دست‌هایش خون می‌ریخت، مشک آب را به دندانش گرفته بود و سعی می‌کرد هر طوری شده مشک آب را به خیمه‌ها برساند. امّا دشمنان، حضرت عباس (ع) را محاصره کردند و مشک را پاره کردند و او را هم به شهادت رساندند. عمو سعید، آخر قصه را در حالی که اشک می‌ریخت، برایم تعریف کرد. قطره‌های اشکش زیبا بود. من هم آن روز برای بهترین عموی دنیا گریه کردم... .[5] اگر ما بخواهیم دل امام حسین (ع) را شاد کنیم و به این خوشحالی کمک کنیم باید چند کار دیگر هم انجام دهیم؟

    نوحه‌خوانی برای امام حسین (ع)

    حسین عزیز دل‌ها وقتی رسید کربلا

    گفت اگر بمیرم ظلمُ نمی‌پذیرم (۲)

    آمده‌ام به کربلا زنده کنم دین خدا

    خوبی‌ها رو صدا کنم صلح و صفا به پا کنم (۲)

    بدی‌ها رو جدا کنم آمده‌ام فدا کنم

    علی اصغرم را سه ساله دخترم را

    قاسم و اکبرم را دستِ برادرم را (۲)

    آیا امام حسین (ع) با دعای اللهم کن لولیک را باهم بخوانیم...خوشحال می‌شود؟ بله! ... صد در صد. آفرین.  اگر می‌خواهید در زندگی و به‌خصوص این ماه، پیرو امام حسین (ع) باشید و دل او را شاد کنید، بعد نماز اول وقت، دعا کنید. حالا هم‌دست‌هایتان را بالا بیاورید تا دعای؛ سلامتی امام زمان عج؛ اللهم کن لولیک را باهم بخوانیم...

    اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ، فِی هَذهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیناً، حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا. خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات، سرپرست و نگاهدار و راهبر و یاری گر و راهنما و دیدبان ولیّ‏ات، حضرت حجّة بن الحسن، که درودهای تو بر او و بر پدرانش باد، باش تا او را به صورتی که خوشایند اوست، و همه از او فرمانبری می‏ نمایند، ساکن زمین گردانیده، و مدّت زمان طولانی در آن بهره‏ مند سازی.

    منبع مطلب : el.balagh.ir

    مدیر محترم سایت el.balagh.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 4 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید