توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    حکایت و شعر خوانی درس آزاد فارسی هشتم

    1 بازدید

    حکایت و شعر خوانی درس آزاد فارسی هشتم را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    حکایت درس ازاد هشتم

    حکایت درس ازاد هشتم نسخه pdf

    حکایت درس ازاد هشتم در تلگرام

    بهترین حکایت درس ازاد هشتم

    جدید ترین حکایت درس ازاد هشتم

    حکایت های درس ازاد هشتم

    حکایت برای درس آزاد ادبیات هشتم

    Oct 7, 2015 – حکایتی شنیدنی. لینک دوستان. قالب وبلاگ … کتاب فارسی گویا ، پایه هفتم · فصل اول فصل چهارم … درس آزاد(۱) · درس پژوهی(۴) · دست سازه ادبیات(۱).

    منبع مطلب : iranfaraze.ir

    مدیر محترم سایت iranfaraze.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    شعری کوتاه برای درس ازاد هشتم

    شعری کوتاه برای درس ازاد هشتم

    شعری کوتاه برای درس ازاد هشتم

    شعری کوتاه برای درس ازاد هشتم

    شعری کوتاه برای درس ازاد هشتم

    داستان و شعر کوتاه برای درس آزاد نهم – جدید عکس – اول

    منبع مطلب : iraniax.ir

    مدیر محترم سایت iraniax.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    مائده : حکایت: فقیری به در خانه بخیلی آمد گفت: شنیدم که تو قدرتی از مال خود را نذر نیازمندان کرده‌اید و من در نهایت فقرم به من چیزی بده بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام. فقیر گفت:من هم کور واقعی هستم زیرا اگر بینامی بودم از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم.

    باران : واقعاکه سایت مزخرفی دارین وقتی من نتونم جوابو پیدا کنم به چه دردی میخورین

    ناشناس : واقا ک شما خودتون باید مطالبا ب ما بدید بعد از ما توقع دارید ک کامل کنید.اکه میخاسیم خودمون بینویسیم ک از نت نمیگرفتیم😐. کاملش کمید ممنون😊

    mobina : حکایت :روزی مرد ثروتمندی زندگی میکرد که به نیازمندان هیچ توجه ای نداشت و هر اتفاقی برای آنها می افتاد به آنها جواب سربالا میداد و در شهر قصابی بود که هرروز به مردم گوشت رایگان میداد روزی فرد ثروتمند مریض شد و کسی به او اهمیت نداد و بالاخره او مرد و روز بعد مردم به قصابی رفتند تا گوشت رایگان بگیرن و قصاب به آنها گفت کدام گوشت رایگان؟ کسی که به شما گوشت رایگان میداد اکنون دارفانی را وداع کرده است

    مائده : شعر: کودکی هایم اتاقی ساده بود. قصه ای دور اجاقی ساده بود شب که می شد نقشها جان می گرفت. روی سقف ما که طاقی ساده بود. می شدم پروانه خوابم می پرید. خواب هایم اتفاقی ساده بود. زندگی دستی پر از پوچی نبود. باری ما جفت و طاقی ساده بود. قهر میکردم به شوق آشتی. عشق هایم اشتیاقی ساده بود. ساده بودن عادتی مشکل نبود. سخنی نان بود و باقی ساده بود. قیصر امین پور

    fateme : می‌خواستم که ولوله برپا کنم ولی با شور شعر محشر کبری کنم ولی با نی به هفت بند غزل ناله سر دهم با مثنوی رهی به نوا وا کنم، ولی تا باز روح قدسی حافظ مدد کند دم می‌زدم که کار مسیحا کنم، ولی باید به جای شاید و آیا بیاورم فکری به حال گرچه و اما کنم، ولی فریاد را بکوبم پا بر سر سکوت یا دست‌کم به زمزمه نجوا کنم، ولی دل بر کنم از این دل مرداب‌وار تنگ با رود رو به جانب دریا کنم، ولی این بیکرانه آبی‌ آیینه تو را با چشم تشنه سیر تماشا کنم، ولی شعر از قصر امین پور

    امیرعلی : واقعاً سایت تون مزخرفه

    ناشناس : سلام

    س. ک. : لطفا حکایت ها و شعر های کوتاه انتخاب کنید🙏

    ناشناس : واقعا مضخرفین ما جواب میخواییم نیومدیم جوابو بنویسیم که

    ناشناس : مرسی

    🐺SAYNA🐺 : اصلا باز نمیشه روی همشون زدم اصلا باز نمیشن لطفا درستش کنین.

    سارا : سلام بهتره حکایت کمی خنده دار باشه و شعر هم درباره متن درس باشه اینطوری بهتر میشه

    ناشناس : حکایت درس آزاد کلاس هشتم

    فاطمه اکبری : یک حکایت و شعر خوانی

    آرش : من خودم اومدم از اینجا بنویسم اگه بلد بودم که خودم مینوشتم 😕😐

    شکوفه صالحی : میشه درس آزاد رو بهم بگین

    نازنین : آقا من خودم اومدم که جواب پیدا کنم نه اینکه بنویسم اگه بلد بودم خودم مینوشتم اینجا نمیومدم

    نادیا : دمت گرم بابا

    مروارید : من از نوشته های مائده خانم کمک گرفتم و نوشتم ممنون عزیزم که فکری برای هم کلاسی های خودت کردی

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 6 روز قبل
    1

    پس شعرش کجاست

    نرگس 8 روز قبل
    0

    خیلی سایت بدیه

    poorya 19 روز قبل
    -2

    دمت گرم بابا🤣

    ناشناس 27 روز قبل
    3

    سحر

    ناشناس 1 ماه قبل
    2

    تا یک ما

    سورنا 7 ماه قبل
    1

    دمتون گرم

    tahashonm 8 ماه قبل
    1

    همش الکیه

    مروارید 8 ماه قبل
    4

    من از نوشته های مائده خانم کمک گرفتم و نوشتم ممنون عزیزم که فکری برای هم کلاسی های خودت کردی

    اتنا 8 ماه قبل
    0

    سایتتون خیلی خوبه

    ممنون

    نازی 8 ماه قبل
    3

    درستونو خوب بخونید😍

    ناشناس 8 ماه قبل
    3

    کو شعر

    امیرعلی 8 ماه قبل
    9

    واقعاً سایت تون مزخرفه

    ناشناس 8 ماه قبل
    3

    کسخلی

    نازنین 8 ماه قبل
    4

    آقا من خودم اومدم که جواب پیدا کنم نه اینکه بنویسم اگه بلد بودم خودم مینوشتم اینجا نمیومدم

    1
    نازی 8 ماه قبل

    اره بخدا🤣

    ناشناس 12 ماه قبل
    1

    سلام چرابرام باز نمیشه

    شکوفه صالحی 1 سال قبل
    2

    میشه شعر خونی رو بهم بگین

    9
    fateme 9 ماه قبل

    می‌خواستم که ولوله برپا کنم ولی

    با شور شعر محشر کبری کنم ولی

    با نی به هفت بند غزل ناله سر دهم

    با مثنوی رهی به نوا وا کنم، ولی

    تا باز روح قدسی حافظ مدد کند

    دم می‌زدم که کار مسیحا کنم، ولی

    باید به جای شاید و آیا بیاورم

    فکری به حال گرچه و اما کنم، ولی

    فریاد را بکوبم پا بر سر سکوت

    یا دست‌کم به زمزمه نجوا کنم، ولی

    دل بر کنم از این دل مرداب‌وار تنگ

    با رود رو به جانب دریا کنم، ولی

    این بیکرانه آبی‌ آیینه تو را

    با چشم تشنه سیر تماشا کنم، ولی

    شعر از قصر امین پور

    آرش 1 سال قبل
    4

    من خودم اومدم از اینجا بنویسم اگه بلد بودم که خودم مینوشتم 😕😐

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    اصلا نمیشه

    ناشناس 1 سال قبل
    6

    مرسی

    4
    شکوفه صالحی 1 سال قبل

    میشه درس آزاد رو بهم بگین

    ناشناس 1 سال قبل
    0

    موضوع برای شعر و حکایت داشته باشه بهتره ممنونم!!!......😍

    mobina 2 سال قبل
    16

    حکایت :روزی مرد ثروتمندی زندگی میکرد که به نیازمندان هیچ توجه ای نداشت و هر اتفاقی برای آنها می افتاد به آنها جواب سربالا میداد و در شهر قصابی بود که هرروز به مردم گوشت رایگان میداد روزی فرد ثروتمند مریض شد و کسی به او اهمیت نداد و بالاخره او مرد و روز بعد مردم به قصابی رفتند تا گوشت رایگان بگیرن و قصاب به آنها گفت کدام گوشت رایگان؟ کسی که به شما گوشت رایگان میداد اکنون دارفانی را وداع کرده است

    3
    ناشناس 12 ماه قبل

    ناموسن مردی شیر مادر نان پدر حلالت دلاور

    ناشناس 2 سال قبل
    6

    واقعا مضخرفین ما جواب میخواییم نیومدیم جوابو بنویسیم که

    باران 2 سال قبل
    18

    واقعاکه سایت مزخرفی دارین وقتی من نتونم جوابو پیدا کنم به چه دردی میخورین

    3
    مریم 2 سال قبل

    اره به خدا

    مائده 2 سال قبل
    12

    شعر:

    کودکی هایم اتاقی ساده بود. قصه ای دور اجاقی ساده بود

    شب که می شد نقشها جان می گرفت. روی سقف ما که طاقی ساده بود.

    می شدم پروانه خوابم می پرید. خواب هایم اتفاقی ساده بود.

    زندگی دستی پر از پوچی نبود. باری ما جفت و طاقی ساده بود.

    قهر میکردم به شوق آشتی. عشق هایم اشتیاقی ساده بود.

    ساده بودن عادتی مشکل نبود. سخنی نان بود و باقی ساده بود.

    قیصر امین پور

    2
    کوثر 8 ماه قبل

    دستت درد نکنه واقعا دردت به جون همشون👏👏

    3
    Ana 8 ماه قبل

    دردت بجون همشون😃😂

    4
    نادیا 8 ماه قبل

    دمت گرم بابا

    0
    کستو بلیسم 2 سال قبل

    2
    بهار 2 سال قبل

    مرسی ناموسا:/

    مائده 2 سال قبل
    18

    حکایت: فقیری به در خانه بخیلی آمد گفت: شنیدم که تو قدرتی از مال خود را نذر نیازمندان کرده‌اید و من در نهایت فقرم به من چیزی بده بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام.

    فقیر گفت:من هم کور واقعی هستم زیرا اگر بینامی بودم از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمی آمدم.

    0
    😘 27 روز قبل

    😂😂

    3
    Sana 1 سال قبل

    مرسی واقعا عالی بود

    1
    محمد 2 سال قبل

    دمت گرم عالی بود

    2
    فاطمه 2 سال قبل

    بینظیر♡

    2
    فاطی 2 سال قبل

    عالی

    2 سال قبل
    1

    نمدانم

    ناشناس 2 سال قبل
    1

    سلام لطفا بدید

    ناشناس 2 سال قبل
    1

    سلام لطفا بدید

    خرم 2 سال قبل
    2

    نکنه میخوایین ما نمره کمی بگیریم ؟؟

    زود باشید درستش کنید من عصاب ندارم

    1
    خرم 2 سال قبل

    من حکات پیدا کردم اما موندم شعر رو چطوری بنویسم

    سارا 2 سال قبل
    5

    سلام بهتره حکایت کمی خنده دار باشه و شعر هم درباره متن درس باشه اینطوری بهتر میشه

    1
    شکوفه صالحی 1 سال قبل

    میشه شعر خوانی رو بهم بگی

    2
    شکوفه صالحی 1 سال قبل

    میشه شعر خوانی رو بهم بگین

    3
    فاطمه اکبری 2 سال قبل

    بده میخوام برم

    3
    فاطمه اکبری 2 سال قبل

    تورخدا حکایت سعر بدید

    2
    خرم 2 سال قبل

    بچه ها ببخشید من نوشتم

    ... من هیچی نمیفهمم ... ادم بتونه هم بخونه وهم بفهمه

    2
    خرم 2 سال قبل

    بله همینطوره بعدشم هیچی نیست من هیچی میفهمم درست بنویسین تا ادمبتونه هم بخنه هم بفهمه

    ناشناس 2 سال قبل
    17

    واقا ک شما خودتون باید مطالبا ب ما بدید بعد از ما توقع دارید ک کامل کنید.اکه میخاسیم خودمون بینویسیم ک از نت نمیگرفتیم😐. کاملش کمید ممنون😊

    1
    . 1 سال قبل

    اره واقعا

    2
    فاطمه اکبری 2 سال قبل

    نمیدید تورخدا

    Mamamahdi Ahmadi 2 سال قبل
    0

    هیچی نی که

    2
    آره والا 2 سال قبل

    آره والا هیچی نیس

    س. ک. 2 سال قبل
    7

    لطفا حکایت ها و شعر های کوتاه انتخاب کنید🙏

    4
    فاطمه اکبری 2 سال قبل

    یک حکایت و شعر خوانی

    ناشناس 2 سال قبل
    4

    حکایت درس آزاد کلاس هشتم

    0
    مبین 1 سال قبل

    درس ازاد درس ۵ ماموستا هیمن به زبان کردی

    0
    فاطمه اکبری 2 سال قبل

    بدید دیگه

    ناشناس 2 سال قبل
    7

    سلام

    پارمیس💏 2 سال قبل
    0

    عشق

    🐺SAYNA🐺 2 سال قبل
    5

    اصلا باز نمیشه روی همشون زدم اصلا باز نمیشن لطفا درستش کنین.

    ناشناس 2 سال قبل
    3

    سلام نمی شود

    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید