توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    داستانی از ادبیات فارسییا زندگی واقعی افراد

    1 بازدید

    داستانی از ادبیات فارسییا زندگی واقعی افراد را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    داستانی از ادبیات فارسی یا زندگی واقعی افراد بنویسید که در آن یک فرد موجب تغییر جامعه یا جامعه موجب تغییر افراد شده است.

    داستانی از ادبیات فارسی یا زندگی واقعی افراد بنویسید که در آن یک فرد موجب تغییر جامعه یا جامعه موجب تغییر افراد شده است.

    در صفحه 14 کتاب درسی تفکر و سبک زندگی هفتم در بخش فعالیت در خانه از دانش آموزان خواسته که داستانی از ادبیات فارسی یا زندگی واقعی افراد بنویسید که در آن یک فرد موجب تغییر جامعه یا جامعه موجب تغییر افراد شده است. در این مطلب قصد داریم تا دو نمونه از این داستان ها را بنویسیم.

    1- داستانی فردی که موجب تغییر جامعه شده:

    الف- حضرت محمد صلی الله علیه و آله موجب تغییر در جامعه شدند؛ ایشان در شرایطی مبعوث شد که اعراب جاهلیت بت می پرستیدند؛ دختران خود را زنده به گور می کردند و دائما سر مسایل مختلف با هم در جنگ و خونریزی بودند. ایشان با اخلاق خوب خود الگوی درستی برای جامعه شدند و به کلی فرهنگ جامعه را تغییر دادند. و باعث شدند که قبیله های اعراب مثل اوس و خرزج که مدت ها بود با هم در نبرد بودند دست از خونریزی بردارند و با یکدیگر احساس برادری کنند. همچنین دیگر دست از پرستش بت ها و زنده به گور کردن دختران بردارند.

    ب- لویی پاستور ( Louis Pasteur : میلادی 1822-1895 )

    لویی پاستور کمک شایانی را در زمینه فناوری و پزشکی نموده‌ است. این نابغه در سال 1822 متولد شد و بیشتر عمر خود را صرف آزمایشات شیمی و میکروبیولوژیکی کرد.

    پاستور اولین دانشمندی بود که به مطالعه در مورد تخمیر عناصر مواد غذایی پرداخت که منجر به کشف میکروب شد. او همچنین در مورد پیدایش حیات ارایه‌هایی را انجام داد و نظریه‌ای را به نام “نظریه میکروب” منتشر کرد. او فرآیند پیچیده‌ای را برای تصفیه خالص شیر از میکروب‌ها بوجود آورد که به اسم “پاستوریزاسیون” شناخته می‌شود.

    علاوه بر این، پاستور نخستین دانشمندی بود که اقدام به کشف واکسن هاری و سیاه‌زخم و همچنین درمان تب نفاسی (puerperal) نمود. او همچنین نظریه‌ای را درمورد عدم تقارن کریستال‌های مولکولی ارایه کرد.

    ج – اسحاق نیوتون ( Sir Isaac Newton: میلادی 1643-1727 )

    نیوتون در سال 1643 در شهر ولستروپ انگلستان چشم به جهان گشود. مهترین شناختی که از او وجود دارد، کشف قانون جاذبه زمین است. او دانش‌آموز ضعیفی بود و وضعیت خانوادگی سختی داشت. با این حال، علاقه زیادیبه ساخت اسباب‌بازی‌های مکانیکی و مدل‌های آسیاب بادی از خود نشان می‌داد.

    نیوتون نظریه گرانش و جاذبه را با ابداع حساب دیفرانسیل و انتگرال به شکل غیر قابل وصفی انجام داد. با انقلاب نوین در ریاضیات، حساب دیفرانسیل از قضیه دوجمله‌ای تا سری‌های بی‌نهایت مشتق می‌شود که می‌تواند با دقت زیاد ناحیه داخلی منحنی یا نرخ تغییر آن را اندازه‌گیری نماید.

    او همچنین نظریه جزر و مد را که به سبب نیروی گرانشی خورشید، ماه و زمین اتفاق می‌افتد، اثبات نمود.

    د- آلبرت اینشتن ( Albert Einstein: میلادی 1879-1955)

    وی در سال 1879 در اولم آلمان به دنیا آمد، که به‌ عنوان یکی از بزرگترین دانشمندان متحول‌کننده جهان تاکنون شناخته شده‌ است. “مرد قرن” برخی از آثار جذاب در فیزیک را از خود برجای گذاشته‌ است که باعث شده تا او را به نام پدر فیزیک مدرن برای کمکی که در توسعه نظریه نسبیت عام انجام داد، بشناسند. معروف‌ترین معادله جهان موسوم به E = mc 2، بر اساس این تئوری بدست می‌آید.

    2- داستان جامعه که موجب تغییر فرد شده است:

    جامعه می تواند یک فرد را تغییر دهد. و از این موضوع نمونه های بسیاری وجود دارد.

    مثلاً در بسیاری از کشورها جامعه و مردم توانسته است یک فرد دیکتاتور را که مدت طولانی بر آنها حکومت می کرده است به زیر کشاند. به عنوان مثال معمر قذافی در لیبی، حسنی مبارک در مصر و …. توسط مردم و جامعه سرنگون شدند و به این ترتیب حکومت ظالمانه و طولانی مدت آنها خاتمه یافت.

    منبع مطلب : samangol.ir

    مدیر محترم سایت samangol.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    امام خمینی (ره) زندگی و ادبیات ما را متحول کردند

    امام خمینی (ره) زندگی و ادبیات ما را متحول کردند

    امیرحسین فردی یکی از نویسندگان پیشکسوت ادبیات انقلاب اسلامی بود که نویسندگان زیادی را در این عرصه تربیت کرده بود. او که مدت زیادی از درگذشتش نمی‌گذرد، سال‌ها پیش در گفتگویی با خبرگزاری مهر شرکت کرد. این گفتگو که پیش از این منتشر نشده است، به موضوع قلّت داستان‌های مربوط به شخصیتامام خمینی (ره) در میان آثار ادبیات داستانی معاصر کشورمان،‌ بعد ازانقلاب اسلامی می‌پردازد.

    بخشی از این گفتگو به امام خمینی (ره) و چگونگی نگرش ادبیات داستانی به ایشان، اختصاص داشت که در ادامه، مشروح آن خواهد آمد. فردی در این گفتگو معتقد بود که حساسیت موضوع و شخصیت امام خمینی (ره) است که باعث می‌شود نویسندگان از پرداختن به آن پرهیز کنند. چون از الزامات داستان، وارد شدن به زندگی شخصی و حریم افراد است و حریم زندگی امام خمینی (ره) برای نویسندگان معتقد و مسلمان به قدری عزیز و محترم است که به خود اجازه چنین کاری را نمی‌دهد.

    تدوین و انتشار این گفتگو، همزمان با سالروز درگذشت امام خمینی (ره) فرصت خوبی برای تدبر، تعقل و چاره‌اندیشی درباره این مسئله است.

    مشروح بخش‌های مربوط به داستان‌نویسی درباره امام خمینی (ره) این گفتگو در ادامه می‌آید:

    آن‌چه باعث رهبری امام شد، مسائلی بود که از اول زندگی ایشان وجود داشت و وقتی که به بازه زمانی عمر این فرد، دقت می‌کنیم، گویا جوهره وجودی این انسان به گونه‌ای بوده که قرار بوده ماموریتی بزرگ را به عهده بگیرد و تحولی در زندگی مسلمین به وجود بیاورد؛ یعنی همان خصلت تفرعن ستیزی، بی‌تفاوتی نسبت به زخارف دنیا در عین برخورداری از آنها، گریز از مقام، گریز از دنیا و ... این‌هاست که حضرت امام را حضرت امام کرده است.

    بله. من 3 کتاب درباره امام خمینی (ره) کار کردم. در یکی زندگی امام (ره) را برای کودکان نوشتم. یک بار هم زندگی امام (ره) را از منظری نگاه کردم که برای نوجوانان مناسب باشد و یک بار هم برای بزرگترها نوشتم. برای این 3 کتاب تا جایی که می‌توانستم زندگی امام (ره) را مطالعه کردم و هر دفعه هم از یک منظر و دیدگاه به قضیه نگاه کردم.

    امام خمینی‌ (ره) باعث تحول اساسی در همه جوانب زندگی ما ایرانی‌ها شد. وقتی مسائل مختلف زندگی تغییر می‌کند، به تبعش عرصه ادبیات هم متحول می‌شود. وقتی انقلاب شد و تحولاتی که می‌دانیم رخ داد، امام خمینی (ره) وارد ادبیات ما شد، اما این ورود در همه موارد و آثار مشهود و مستقیم نبوده است. بنابراین مورد خطاب ادبیات ما در پاره‌ای مقاطع، به طور مستقیم حضرت امام (ره) است و در برخی مقاطع هم امام در سایه و زمینه قرار گرفت. در پیشرفت‌های ما حضور حضرت امام (ره) چه به صورت ملموس و چه غیر ملموس، محسوس است. این حالت در آثار ادبی م هم تبلور پیدا کرده است.

    اما در مورد منقبت و مدح انسان‌های بزرگ، به نظرم این‌جا، یعنی جایی بحث مربوط به شخصیت امام خمینی (ره) می‌شود؛ میدان، میدان شعر است. شعرای ما هم حقیقتا به اندازه توانشان برای حضرت امام (ره) شعر گفته‌اند و مکنونات قلبی‌شان را تقدیم ایشان کرده‌اند. به این نکته هم باید توجه داشته باشیم که شعر، سنتی دیرینه در تاریخ و جامعه ماست و با ارزش‌های ما پیوند خورده است. ما همه گذشته، ارزش‌ها و اعتقادات خود را حتی گاهی مسائل فلسفی‌مان را با زبان شعر گفته‌ایم. در کل شعر نگهبان اندیشه‌های دینی و ملی ما بوده و هست.

    اگرچه در حکومت پهلوی سعی کردند ماموریت دیگری به شعر بدهند و تلاش زیادی هم برای این کار شد. اما موفق نشدند و شعر دوباره به ماموریت تاریخی خودش برگشت. ولی در زمینه داستان، ما همیشه مثل امروز نبوده‌ایم. چون اساسا سنت داستان‌نویسی برای ما نیست و از جای دیگری آمده است. به علاوه ماهیت داستان هم مانند ماهیت شعر نیست که بخواهد بلافاصله خود را نشان بدهد. اصلا زبان شعر یک نوعی زبان عرفانی و غیرزمینی است. شاعر در فضای شعر که برای خود ترسیم می‌کند، خیلی آزاد است اما در داستان این‌گونه نیست. داستان خیلی واقع‌نگر و زمینی‌تر است، به همین جهت هم خیلی با احتیاط به یک شخصیت نزدیک می‌شود. به این ترتیب و با چنین شرایطی که این دو ژانر دارند، از داستان هم انتظارات بیشتری می‌رود.

    اگر کسی بخواهد با داستان به حضرت امام (ره) نزدیک شود، بسیار سخت و زمان‌بر است. فکر می‌کنم یکی از دلایلی که نویسندگان ما به طور کلی و اساسی به این کار نزدیک نشده‌اند همین است. چون امام (ره) یک حریم دارد و نویسندگان نمی‌خواهند وارد این حریم شوند.

    نمی‌خواهم بگویم مانع؛ بهتر است از این لفظ استفاده نکنیم. مانع کلمه خیلی تلخی است. به نظرم موضوع اصلی، حساسیت‌هاست. یعنی امام خمینی (ره) آن‌قدر برای نویسنده معتقد و مسلمان، بزرگ و عزیز است که او به خودش اجازه نمی‌دهد به حریم خصوصی امام وارد شود. در حالی که وظیفه مهم داستان، سرک کشیدن به گوشه‌ها و حریم‌های زندگی آدم‌هاست. این تناقض است که مسئله را مشکل می‌کند ولی مانع نیست. ولیبه هر حال این اتفاق باید روزی بیافتد و امام خمینی (ره) به طور جدی وارد ساحت داستان شود.

    اگر کسی رمانی درباره امام نوشته، پایبندی‌های چندانی به انقلاب نداشته است و از این منظر دغدغه چندانی نداشته است. اما نویسندگان متعهد و مقلدان امام (ره)، پراکنده کار کرده‌اند و جدی وارد این عرصه نشده‌اند.

    قطعا برای این کار منابع کافی نداریم. تنها یک سری کلیات است که وجود دارد. فقط هم حضرت امام (ره) نیست که چنین شرایطی درباره شخصیتش وجود دارد. ما بسیاری از بزرگانمان را به فراموشی سپرده‌ایم و شرح زندگانی‌شان را نداریم. گویا این هم سنتی بین ما ایرانی‌ها نبوده که زندگینامه بنویسیم و بزرگانمان را از فراموشی نجات بدهیم. درباره امام خمینی (ره) هم فقط اطلاعات کلی وجود دارد. این نکته را از نظر دور نداریم که نویسنده باید دست به خلق شخصیت‌ها و فضاهای فرعی و حاشیه‌ای بزند تا خلق ادبی کند و اثرش از یک نوشته خشک تاریخی دور شود. در کلیات اتفاقی نمی‌افتد و این وظیفه تاریخ است که کلیات را منتقل کند. داستان باید به جزئیات بپردازد تا جذابیت ایجاد کند.

    اما در شعر این‌گونه نیست. شخصیتی مانند امام (ره) بلافاصله به خورشید تشبیه می‌‌شود و با ارزش‌ها پیوند می‌خورد. اما در داستان چون و چرا داریم و منطق وجود دارد. مخاطب داستان باید مجاب شود و به دنبال دلیل می‌گردد.

    اصلا زبان شعر ماورایی است. همه هم دوستش دارند و با آن ارتباط برقرار می‌کنند. اما داستان همان‌ ملاک‌هایی را دارد که بدان‌ها اشاره کردیم.

    مسئله این است که حساسیت شخصیت امام به نسبت شخصیت‌های دیگر، خیلی بالاست. هر کلام امام می‌توانست برای کشور تعیین کننده و سرنوشت‌ساز باشد. هیچ کدام از شخصیت‌هایی که درباره‌شان نوشته‌اند، شخصیت تاثیرگذار سیاسی نبوده‌اند، بلکه متفکران یا از عرفا بوده‌اند، اما امام (ره) بنیان‌گذار یک انقلاب است. امروز هم ما رفتار خودمان را با کلام امام (ره) هماهنگ می‌کنیم. بنابراین نزدیک شدن به چنین مرکزیتی با این همه حساسیت و حواشی، کار بسیار سخت و دشواری است. لازمه‌اش هم این است که نویسنده هم شناخت دقیقی از امام داشته باشد هم اعتماد به نفس بالا و هم اعتقاد عاشقانه به این شخصیت.

    اگر ما در فضای سفارشی‌نویسی نتوانسته‌ایم کار درخوری برای امام انجام دهیم، چرا در جهان دلخواه نویسندگان هم اتفاق خیلی شایسته‌ای نیفتاده و کار ارزشمندی تولید نشده است؟

    من هم موافقم که هنوز کسی پا جلو نگذاشته است. یعنی من نویسنده مومن و معتهدی سراغ ندارم که به تنهایی در این باره کار کند. یعنی سفارش از جایی نگیرد و آن‌طور که خودش امام (ره) را شناخته بنویسد. نه در قید و بند فرم و ساختار و حجم کتاب باشد و نه به حرف‌های کارفرمای ادبی توجه کند و ... چنین نویسنده‌ای را سراغ ندارم. تنها کسی هم که این کار را کرده است، نادر ابراهیمی بوده است و نمی‌دانم آیا کسی از فرزندان و مقلدان امام (ره) چنین کاری کرده است یا خیر؟

    یک نکته دیگر این است که ما نه نویسنده‌های زیادی داریم و نه تجربه زیادی در حوزه داستان‌نویسی داریم. بلکه تازه اول راهیم و سی و چند سال، عمر زیادی برای ادبیات داستانی نیست. ولی این موضوع یعنی پرداختن به شخصیت امام خمینی (ره) در قالب داستان، چیزی نیست که بگوییم نشد، پس نشد. بلکه باید چهره امام (ره) را با ادبیات به جهان معرفی کنیم. یعنی این کاری است که بالاخره روزی باید انجام شود.

    منبع مطلب : www.hamshahrionline.ir

    مدیر محترم سایت www.hamshahrionline.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    داستانی که یک فرد موجب تغییر جامعه و جامعه موجب تغییر افراد شد

    ستاره | سرویس فرهنگ و هنر - همواره در تمام زمان‌ها و در طول تاریخ، جامعه و انسان‌ها تاثیرات متقابل بر روی یکدیگر داشته‌اند. این تاثیرات گاه مثبت و گاهی منفی بوده است. با این حال ما در این مطلب دو داستان با موضوع‌های "داستانی که یک فرد موجب تغییر جامعه شده" و "داستانی از ادبیات فارسی یا زندگی افراد که در آن جامعه موجب تغییر افراد شده" را برای شما بازگو خواهیم کرد.

    داستان شجاع‌دل یا دلاور؛ داستانی که یک فرد موجب تغییر جامعه شد

    یکی از داستان‌های زیبا در مورد فردی که موجب تغییر جامعه خود شد را می‌توان داستان "ویلیام والاس" در اسکاتلند دانست. داستان ویلیام والاس که به "شجاع دل" معروف است را می‌توان  به عنوان یک داستان کودکانه در مورد شجاعت برای کودکان تعریف کرد. شرح این داستان به این گونه است:

    ویلیام والاس در سال ۱۲۷۶ در روستای ایرشایر در اسکاتلند به دنیا آمد. در آن روزها شاه الکساندر سوم بیش از ۲۰ سال بود که بر این سرزمین فرمانروایی می‌کرد. سبک و سیاق او در فرمانروایی به گونه‌ای بود که ثبات اقتصادی و صلح را برقرار و سلطه طلبی همیشگی انگلیسی‌ها را به راحتی دفع کرده بود.

    اما از بد روزگار در سال ۱۲۸۶ "پادشاه الکساندر" در حال سوارکاری از اسبش به زمین افتاد و از دنیا رفت. پس از این اتفاق بزرگان اسکاتلند، نوه ۴ ساله او به نام «مارگارت» را به عنوان ملکه اسکاتلند اعلام کردند و مقرر شد تا رسیدن او به سن قانونی مشاورین شاه سابق اداره مملکت را به عهده گیرند. مارگارت در سال ۱۲۹۰ در حالی که ۸ ساله بود طی سفری از نروژ به سوی اسکاتلند بیمار شد و جان داد.

    پس از این اتفاق، اعضای مجلس اعیان اسکاتلند برای جلوگیری از ایجاد بی نظمی و آشفتگی تصمیم به ایجاد حکومتی مستقل برای اسکاتلند گرفتند و بدین منظور از شاه ادوارد اول، پادشاه انگلستان به واسطه حکومت موفقش دعوت کردند تا برای نیل به این هدف راهنمایی‌شان کند. اما وقتی برای استقبال او رفتند با ارتش عظیمی از انگلستان مواجه شدند و بدین ترتیب سلطه انگلیسی‌ها بر سرزمین اسکاتلند آغاز شد.

    ویلیام والاس قهرمان داستان ما، در چنین شرایطی بدی دوران کودکی خود را گذراند و با کینه نسبت به انگلیسی‌ها بزرگ شد. مطابق افسانه‌های محلی ایر شایر والاس یعنی نامزد ویلیام والاس اولین بار بر سر ماهیگیری با سربازان انگلیسی درگیر شد که در نتیجه آن دو تن از نظامیان انگلیسی را به قتل رساند و مقامات انگلیسی بلافاصله دستور دستگیری او را صادر کردند. بسیاری این واقعه را ناشی از کینه عمیق والاس از انگلیسی‌هایی می‌دانستند که در سال ۱۲۹۱ پدر و برادر بزرگ‌تر او را کشته بودند. کشته شدن نامزد والاس به دست انگلیسی‌ها خشم والاس را برمی‌انگیزد.

    در ۱۱ سپتامبر ۱۲۹۷ والاس که به ارتش شورشی‌های «آندره دو مورای» پیوسته بود در نبرد «استرلینگ بریج» به پیروزی وسیعی دست یافت و سربازان «دوماری» که از داشتن فرمانده‌ای چون «والاس» سرمست بودند به راحتی بر ۳۰۰ سواره نظام و ۱۰ هزار پیاده‌نظام انگلیسی چیره شدند. یک سال بعد در ۲۵ ژوئن ،۱۲۹۸ نبردی دیگر به نام «فالکیرک» رخ داد و «والاس» با تکیه بر هوش سرشار خود از دام ارتش انگلستان به سلامت گریخت.

    در این زمان اختلاف وسیعی بین سران نیروهای انقلابی درگرفته بود و سپتامبر همان سال «والاس» تصمیم به استعفا و سپردن سکان به «رابرت بروس» گرفت. او پس از استعفا به فعالیت‌های صلح طلبانه پرداخت و مدتی را نیز برای انجام یک مأموریت دیپلماتیک در فرانسه گذراند.

    در ۵ اوت ۱۳۰۵ «ویلیام والاس» که دستگیری‌اش دیگر ناممکن می‌نمود به دست شوالیه‌ای به نام «ژان دو منته» دستگیر و به اردوگاه سربازان انگلیسی در منطقه‌ای نزدیک شهر گلاسکو منتقل شد. او که دولتمردان «پادشاه یاغی‌ها» می‌خواندنش طی محاکمه‌ای مجرم شناخته شد و به مرگ با چوبه دار محکوم شد که با مخالفت «والاس» مواجه شد و ترجیح داد با گیوتین اعدام شود. اما بعد از این اتفاق و در سال ۱۳۱۴ استقلال طلبان اسکاتلند گرسنه و کم تعداد در دشت‌های بنواک بورن به حرکت درآمدند و به مانند شاعرانی جنگجو با سپاه قدرتمند انگلستان جنگیدند و آزادی خود را بدست آوردند.

    در واقع ایستادگی ویلیام والاس به عنوان یک وطن پرست در مقابل انگلیسی‌ها، او را به عنوان الگویی برای اسکاتلندی‌ها تبدیل کرد و بدین گونه آن‌ها توانستند استقلال خود را دوباره بدست آورند. از این‌رو داستان ویلیام والاس را می‌توان به عنوان داستانی که یک فرد موجب تغییر جامعه شده در نظر گرفت.

    ادیسون؛ داستانی از ادبیات فارسی یا زندگی واقعی افراد که جامعه موجب تغییر افراد شد

    زمانی که ادیسون به مدرسه رفت، پس از چند روز معلم کلاسشان نامه‌ای را به ادیسون داد و گفت که آن را به دست مادرش برساند.

    مادر ادیسون نامه را باز کرد و شروع به خواندن آن کرد: فرزندتان کودن است، مدرسه ما جای کودن‌ها نیست. ولی مادر، نامه را برای ادیسون اینگونه خواند: فرزند شما نابغه است مدرسه ما نمی‌تواند بیشتر از این آموزش دهد شما شخصا آموزش او را به عهده گیرید و بدین شکل بود که مادر ادیسون کار آموزش به فرزندش را در خانه شروع کرد. روزگار به این شکل سپری شد و ادیسون در ۱۳ سالگی اولین اختراعش را به ثبت رسانید.

    مدتی پس از فوت مادر، یک روز ادیسون برای خود جشن تولد می‌گیرد و در آن جشن، صندوق خاطرات مادرش را آورده، نامه را در جمع باز کرده تا به همه بگوید که من از بچگی نابغه بودم؛ با دیدن اصل نامه شروع به گریه می‌کند و در آنجا پی می‌برد چطور مادرش از ادیسونِ کودن، یک ادیسون نابغه ساخت.

    گاهی جامعه نیز می‌تواند بطور ناخواسته در موفق شدن یا شکست خوردن افراد موثر باشد؛ اگرچه جامعه‌ی آن‌روز ادیسون برای موفقیت او گامی برنداشت، اما همین موضوع بطور ناخواسته موجب موفقیت او شد.

    منبع مطلب : setare.com

    مدیر محترم سایت setare.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    Karimi 9 روز قبل
    0

    خیلی عالی بود خیلی ممنونم ازتون😍

    مهدی 1 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید