توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    داستان کرم شب تاب فارسی پنجم صوتی

    دسته بندی :
    1. اسک 98
    2. مطالب سایت
    1541بازدید

    داستان کرم شب تاب فارسی پنجم صوتی را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    قصه کرم شب تاب برگرفته از کلیه و دمنه (فارسی پنجم)

    داستان کرم شب تاب

    گروهی میمون در کوهی زندگی می کردند. یک شب، باد سردی شروع به وزیدن کرد. میمون های بیچاره، به اطراف می دویدند و به دنبال جایی گرم می گشتند. در این هنگام چشمشان به کرم شبتابی افتاد که در کنار درختی پناه گرفته بود. میمون ها خیال کردند که آن کرم، آتش است. هیزم بر روی آن گذاشته بودند و فوت می کردند تا آتش درست کنند.

    مرغی بر روی یکی از شاخه های درخت نشسته بود و کار بیهوده ی میمون ها را تماشا می کرد. به آنها گفت: « این آتش نیست که هیزم روی ان گذاشته اید »! ولی میمون هااصلاً توجهی به حرف های اونمی کردند.

    درهمین هنگام، مرد مسافری از کنارآن درخت می گذشت. به مرغ گفت : « بیهوده خودت را خسته نکن. حرف های تو در گوش این گروه فرو نمی رود. نصیحت کردن این  میمون ها مثل پنهان کردن شکر در زیر آب و امتحان کردن شمشیر بر روی سنگ است »

    مرغ به حرف های مرد مسافرتوجهی نکردازدرخت پایین آمد و نزدیک میمون ها رفتوگفت : « این ]مکث] آتش ]مکث نیست ! »

    میمون ها که ازدست مرغ کلافه شده بودند، او راگرفتند و پرهایش را کندند.

    داستان ازکتاب « کلیله و دمنه » ، بازنویسی مریم شریف رضویان،با اندکی تغییر

    پرسشهای متن کرم شبتاب

     1 ) چرا میمون ها روی کرم شبتاب، هیزم گذاشتند؟

    2 ) مرد مسافر به مرغی که روی درخت بود، چه گفت؟

    3 ) میمون ها در پاسخ مرغ چه کردند؟

    4 ) چرا نصیحت کردن فرد نادان مانند پنهان کردن شکر در زیر آب است؟

    5 )  امتحان کردن شمشیر بر سنگ شبیه کدامیک از کارهای زیر است؟

    الف) آش را با جاش بردن

    ب) دندان طمع را کندن

    ج) آب در هاون کوبیدن

    2 ) مضمون این داستان شبیه کدامیک از ضرب المثل های زیر است؟

    الف) موش توی سوراخ نمیرفت، جارو به دمش میبست

    ب ) شب دراز است و قلندر بیکار

    ج ) پند گفتن با جهول خوابناک / تخم افکندن بود در شوره خاک

    د ) شیر آمدی یا روباه؟

    …………………………………………………….

    فایل صوتی:

    منبع مطلب : samangol.ir

    مدیر محترم سایت samangol.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    قصه جالب و تامل برانگیز کرم شب تاب

    قصه جالب و تامل برانگیز کرم شب تاب

    قصه زیبا و کوتاه کرم شب تاب

    داستان جالب و کوتاهی که در ادامه این مطلب می خوانید پیامی تامل برانگیز و جالبی در پی دارد که با خواندن آن در می یابید گاهی باید تا یک حد برای قانع کردن برخی ها پیش رفت نه بیشتر .چراکه که شاید عواقب آن اول از همه خود شما را درگیر کند مثل مرغی که ...

    قصه کرم شب تاب از حکایت های کلیله و دمنه در این کتاب مصور و رنگی برای کودکان بازآفرینی شده است .در این حکایت، گروهی میمون با این تصور که کرم شب تاب، آتش است سعی می کنند با گذاشتن هیزم بر روی او آتش درست کنند . پرنده ای از روی درخت به آنها توضیح می دهد که آن شی نورانی کرم شب تاب است نه آتش .پافشاری پرنده در فهماندن این مطلب به میمون های احمق نه تنها اثری نمی کند بلکه میمون ها پرهای او را هم می کنند تا زیاد صحبت نکند .پرنده درمی یابد که فهماندن مطلب به میمون های نادان ثمری در پی ندارد .

    قصه زیبای کرم شب تاب

    گروهی میمون در کوهی زندگی می کردند. یک شب ، بادسردی شروع به وزیدن کرد. میمون های بیچاره ، به اطراف می دویدندوبه دنبال جایی گرم می گشتند.

    دراین هنگام چشمشان به کرم شب تابی افتاد که درکنار درختی پناه گرفته بود . میمون ها خیال کردند که آن کرم آتش است. هیزم بر روی آن گذاشته بودند وفوت می کردند تا آتش درست کنند. مرغی بر روی یکی از شاخه های درخت نشسته بودوکار بیهوده ی میمون ها را تماشا می کرد. به آن ها گفت :این آتش نیست که هیزم روی آن گذاشته اید!  ولی میمون ها اصلا توجهی به حرفهای اونمی کردند . دراین هنگام ، مرد مسافری از کنار آن درخت می گذشت .

    به مرغ گفت :بیهوده خودت را خسته نکن . حرف های تو در گوش این گروه فرو نمی رود .

    نصیحت کردن این میمون ها مثل پنهان کردن شکر درزیرآب و امتحان کردن شمشیر بر روی سنگ است .

    مرغ به حرف های مرد مسافر توجهی نکرد. ازدرخت پایین آمد ونزد میمون هارفت وگفت :این ....... آتش ....... نیست !

    میمون ها که ازدست مرغ کلافه شده بودند، اورا گرفتند وپرهایش راکندند.

    منبع مطلب : namnak.com

    مدیر محترم سایت namnak.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 4 روز قبل
    0

    من پیام داستان رو میخوام

    ناشناس 5 روز قبل
    0

    نزنرتلخبتخبخب

    ناشناس 5 روز قبل
    1

    اب در ه کوبیدناون

    ابوالفضل 7 روز قبل
    2

    پیام داستان کرم شب تاب چه بود؟

    1
    بتوچه 5 روز قبل

    هر هر هر

    پری 9 روز قبل
    2

    می خوام بدونم که این داستان مربوط به کدام ضرب المثل است

    پری 9 روز قبل
    1

    ‌جوابرانمیدانم

    مهدی 24 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید