توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    دلایلی که بر امکان معاد دلالت دارد

    1 بازدید

    دلایلی که بر امکان معاد دلالت دارد را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    درس6

    درس ششم : آینده ی روشن

    ترجمه و تفسیر آیات درس ششم :

    (( سوره نساء ))

    اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلی یَوْمِ الْقِیَمَةِ لا رَیْب فِیهِ وَ مَنْ أَصدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدیثاً(87)

    ترجمه :

    87-خداوند معبودی جز او نیست ، و به طور قطع همه شما را در روز رستاخیز که شک در آن نمی باشد جمع می کند، و کیست که از خداوند راستگوتر باشد.

    تفسیر

    آیه فوق تکمیلی برای آیات قبل و مقدمه برای آیات بعد است ، زیرا در آیه گذشته پس از دستور به رد تحیت فرمود: خداوند حساب همه اعمال شما را دارد، در این آیه اشاره به مسئله رستاخیز و دادگاه عمومی بندگان در روز قیامت کرده و آن را با مسئله توحید و یگانگی خدا که رکن دیگری از ایمان است می آمیزد، و می فرماید: معبودی جز او نیست و بطور قطع در روز قیامت شما را دسته جمعی مبعوث میکند، همان روز قیامتی که هیچ شک و تردیدی در آن نیست .

    (الله لا اله الا هو لیجمعنکم الی یوم القیامة لا ریب فیه ).

    تعبیر به یجمعنکم اشاره به این است که قیامت همه افراد بشر در یک روز واقع خواهد شد، همانطور که در آخر سوره مریم آیه 93 تا 95 نیز اشاره به این حقیقت شده که تمام بندگان خدا اعم از ساکنان زمین و ساکنان کرات دیگر همه در یکروز مبعوث می شوند.

    تعبیر به لاریب فیه (هیچ تردیدی در آن نیست ) در مورد روز قیامت در این آیه و چندین مورد دیگر از آیات قرآن در حقیقت اشاره به دلائل قطعی و مسلمی است که از وجود چنین روزی خبر می دهد

    مانند قانون تکامل و حکمت و فلسفه آفرینش و قانون عدالت پروردگار که در بحث معاد، مشروحا ذکر شده است.

    و در پایان برای تاکید مطلب می فرماید: کیست که راستگوتر از خدا باشد (و من اصدق من الله حدیثا).

    بنابراین هر گونه وعده ای درباره روز قیامت و غیر آن می دهد نباید جای تردید باشد، زیرا دروغ یا از جهل سرچشمه می گیرد یا از ضعف و نیاز، اما خداوندی

    تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 48

    که از همه آگاهتر و از همگان بینیاز است ، از هر کس راستگوتر است و اصولا دروغ برای او مفهومی ندارد.

    (( سوره مؤمنون ))

    أَ فَحَسبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنَا لا تُرْجَعُونَ(115)

    فَتَعَلی اللَّهُ الْمَلِک الْحَقُّ لا إِلَهَ إِلا هُوَ رَب الْعَرْش الْکرِیمِ(116)

    115-ولی آیا گمان کرده اید که ما شما را بیهوده آفریده ایم و به سوی ما بازگشت نخواهید کرد!

    116-پس بزرگتر و برتر است خداوندی که فرمانروای حق است (از اینکه شما را بی هدف آفریده باشد) معبودی جز او نیست و او پروردگار عرش کریم است .

    مرگ نقطه پایان زندگی نیست .

    گفتیم از جمله دلائلی که در بحث معاد برای اثبات وجود جهان دیگر مطرح شده (( مساءله مطالعه نظام این جهان )) است ، و به تعبیر دیگر مطالعه این نشاه اولی گواهی می دهد که ((نشاه اخری )) بعد از آن است.

    در اینجا لازم می دانیم توضیح بیشتری در این زمینه بیاوریم :

    ما از یکسو می بینیم جهان آفرینش ، هم از نظر عظمت و هم از نظر نظم ، فوق العاده وسیع و پرشکوه و اعجاب انگیز است ، اسرار این جهان بقدری است که دانشمندان بزرگ معترفند تمام معلومات بشر در برابر آن همچون یک صفحه کوچک است از یک کتاب بسیار بزرگ ، بلکه همه آنچه را از این عالم می دانیم در حقیقت الفبای این کتاب است .

    هر یک از کهکشانهای عظیم این عالم شامل چندین میلیارد ستاره است و تعداد کهکشانها و فواصل آنها آنقدر عظیم است که حتی محاسبه آن با سرعت سیر نور که در یک ثانیه سیصد هزار کیلومتر راه را طی می کند وحشت آور است.

    نظم و دقتی که در ساختمان کوچکترین واحد این جهان به کار رفته همانند نظم و دقتی است که در ساختمان عظیمترین واحدهای آن دیده می شود.

    و انسان در این میان ، لااقل کاملترین موجودی است که ما می شناسیم و عالیترین محصول این جهان است تا آنجا که ما می دانیم - اینها همه از یکسو.

    از سوی دیگر می بینیم که این عالیترین محصول شناخته شده عالم هستی یعنی انسان در این عمر کوتاه خود در میان چه ناراحتیها و مشکلاتی بزرگ می شود؟

    او هنوز دوران طفولیت را با همه رنجها و مشکلاتش پشت سر نگذاشته و نفسی تازه نکرده دوران پر غوغای جوانی با طوفانهای شدید و کوبنده اش فرا می رسد.

    و هنوز جای پای خود را در فصل شباب محکم نکرده دوران کهولت و پیری با وضع رقتبارش در برابر او آشکار می شود.آیا باور کردنی است که هدف این دستگاه بزرگ و عظیم ، و این اعجوبه خلقت که نامش انسان است همین باشد که چند روزی در این جهان بیاید این دورانهای سه گانه را با رنجها و مشکلاتش طی کند، مقداری غذا مصرف کرده ، لباسی بپوشد، بخوابد و بیدار شود و سپس نابود گردد و همه چیز پایان یابد.

    اگر راستی چنین باشد آیا آفرینش مهمل و بیهوده نیست ؟ آیا هیچ عاقلی این همه تشکیلات عظیم را برای هدفی به این کوچکی می چیند؟! فرض کنید ملیونها سال نوع انسان در این دنیا بماند، و نسلها یکی پس از دیگری بیایند و بروند، علوم مادی آنقدر ترقی کند که بهترین تغذیه و لباس و مسکن و عالیترین درجه رفاه را برای بشر فراهم سازد، ولی آیا این خوردن و نوشیدن و پوشیدن و خوابیدن و بیدار شدن ، ارزش این را دارد که اینهمه تشکیلات برای آن قرار دهند؟

    بنابراین مطالعه این جهان با عظمت به تنهائی دلیل بر این است که مقدمه ای است برای عالمی وسیعتر و گسترده تر، جاودانی و ابدی ، تنها وجود چنان جهانی است که می تواند به زندگی ما مفهوم بخشد، و

    آن را از هیچی و پوچی در آورد.به همین دلیل عجیب نیست فلاسفه مادیگرا که اعتقاد به قیامت و جهان دیگر ندارند این عالم را بی هدف و پوچ بدانند، و براستی اگر ما نیز اعتقاد به چنان جهانی نداشتیم با آنها همصدا می شدیم ، این است که می گوئیم اگر مرگ نقطه پایان باشد آفرینش جهان بیهوده خواهد بود، لذا در آیه 66 سوره واقعه می خوانیم و لقد علمتم النشاة الاولی فلو لا تذکرون : (( شما که این جهان - نشاه اولی - را دیدید چرا متذکر نمی شوید و به عالمی که پس از آن است ایمان نمی آورید؟!))

    (( سوره ص ))

    وَ مَا خَلَقْنَا السمَاءَ وَ الاَرْض وَ مَا بَیْنهُمَا بَطِلاً ذَلِک ظنُّ الَّذینَ کَفَرُوا فَوَیْلٌ لِّلَّذینَ کَفَرُوا مِنَ النَّارِ(27)

    أَمْ نجْعَلُ الَّذینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ کالْمُفْسدینَ فی الاَرْضِ أَمْ نجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کالْفُجَّارِ(28)

    27- ما آسمان و زمین و آنچه را در میان آنها است بیهوده نیافریدیم ، این گمان کافران است وای بر کافران از آتش (دوزخ).

    28- آیا کسانی را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند همچون مفسدان در زمین قرار دهیم ، یا پرهیزگاران را همچون فاجران !

    اصولا فراموشی روز قیامت همیشه سرچشمه گمراهیها است ، و هر گمراهی آمیخته با این فراموشکاری است و این اصل تاءثیر تربیتی توجه به معاد را در زندگی انسانها روشن می سازد.روایاتی که در این زمینه در منابع اسلامی وارد شده بسیار قابل دقت است ، از جمله حدیث معروفی است که از پیغمبر گرامی اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) و هم از امیر مؤ منان علی (علیه السلام ) نقل شده که فرمودند ایها الناس ان اخوف ما اخاف علیکم اثنان اتباع ، الهوی و طول الامل فاما اتباع الهوی فیصد عن الحق و اما طول الامل فینسی الاخرة :

    ((ای مردم ! وحشتناکترین چیزی که از ناحیه آن بر شما می ترسم دو چیز است : پیروی از هوا و آرزوهای دور و دراز است ، اما پیروی هوا شما را از حق باز می دارد، و آرزوهای دور و دراز قیامت را به دست فراموشی می سپارد)).

    سزاوار است این جمله با آب طلا نوشته شود و در برابر دیدگان همه مخصوصا حکمرانان و قضات و مسؤ لین امور قرار گیرد. در روایت دیگری از امام باقر (علیه السلام ) می خوانیم : ثلاث موبقات : شح مطاع و هوی متبع ، و اعجاب المرء بنفسه : ((سه چیز است که آدمی را هلاک می کند: بخلی که مورد اطاعت باشد، و هوای نفسی که از آن پیروی نماید، و راضی بودن انسان از خویشتن))!.

    سپس به دنبال بحث از سرگذشت داود و خلافت الهی او در زمین ، سخن از هدفدار بودن جهان هستی به میان می آورد تا جهت حکومت بر زمین که جزئی از آن است مشخص گردد، می فرماید: ما آسمان و زمین و آنچه را در میان این دو است باطل و بیهوده نیافریده ایم ، این گمان کافران است ، وای بر کافران از آتش دوزخ ! (و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما باطلا ذلک ظن الذین کفروا فویل للذین کفروا من النار).

    مساءله مهمی که تمام حقوق از آن سرچشمه می گیرد هدفدار بودن خلقت است ، هنگامی که در جهان بینی خود این مطلب را پذیرفتیم که این عالم وسیع از ناحیه خداوند بزرگ بیهوده آفریده نشده ، بلافاصله به دنبال هدف آن می رویم هدفی که در کلمه های کوتاه و پر محتوای تکامل و تعلیم و تربیت خلاصه می شود، و از آنجا نتیجه می گیریم که حکومتها نیز باید در همین خط گام بردارند، پایه های تعلیم و تربیت را محکم کنند و مایه تکامل معنوی انسانها شوند.

    به تعبیر دیگر عالم هستی بر پایه حق و عدالت است ، و حکومتها نیز باید هماهنگ با مجموعه عالم یعنی منطبق بر موازین حق و عدالت باشند.ضمنا آخرین جمله آیه گذشته که سخن از فراموشی روز جزا می گفت نیز با محتوای آیه مورد بحث کاملا هماهنگ است چرا که هدف آفرینش جهان ایجاب می کند که روز جزائی در کار باشد، و چنانکه در بحثهای معاد (در پایان سوره یس ) گفته ایم اگر روز حسابی در کار نبود آفرینش این جهان بیهوده و بی معنی و بی محتوا و نامفهوم بود.

    جالب اینکه پایان این آیه به یکی از خطوط روشنی که مکتب ایمان را از کفر جدا می سازد اشاره می کند، و آن اعتقاد به پوچی عالم در مکتبهای الحادی است که ما امروز نیز گرفتار نمونه های آن هستیم

    . آنها با صراحت اعلام می کنند که این جهان پوچ و بی هدف است با این طرز جهان بینی چگونه می توانند در حکومتهای خود مجری حق و عدالت باشند؟!

    تنها حکومتی می تواند حق و عدالت را اجراء کند که از جهان بینی الهی نشاءت گیرد که برای عالم هدفی قائل است ، و نظامی حساب شده که حکومت نیز باید در مسیر آن باشد. و اگر دنیای الحادی امروز در حکومتش ، در جنگ و صلحش ، و در اقتصاد و فرهنگش ، به بن بست رسیده ، ریشه اصلی آن را در همین امر باید جستجو کرد، و نیز به همین دلیل است آنها پایه فعالیتهای خود را بر زور و سلطه قرار می دهند، و برای هر کس همان قائلند که می تواند با زور و ستم به دست آورد، و چه وحشتناک است دنیائی که بر این طرز فکر پی ریزی و اداره شود.

    منبع مطلب : diny2.blogfa.com

    مدیر محترم سایت diny2.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    خبرگزاری حوزه

    خبرگزاری حوزه

    به گزارش خبرگزاری «حوزه» ، کتاب «معاد استدلالی» اثری از مرکز تحقیقات اسلامی است که در 15 بخش به موضوع معاد پرداخته که در شماره های گوناگون تقدیم حضور شما علاقمندان می گردد.

    * دلایل اثبات معاد

    1 ـ عدالت خداوند

    در مـیان همه موجودات، انسان دارای ویژگی اختیار است، بسا ممکن است که از آزادی و اختیار خود سـوء اسـتفاده کرده و از عمل کردن به فرامین الهی روی برگرداند و به حقوق دیگران بویژه یتیمان، ضعیفان و بیچارگان دست درازی کند و حتی با انبیاء و مؤمنین نیز به مبارزه برخیزد.

    در نـهـایت در این دنیا روزی فرا می رسد که متجاوز و ستمدیده، مؤمن و کافر، هر دو می میرند، درحـالی کـه مـؤمـن ، پـاداش اعمالش را نگرفته و کافر به کیفر کردارش نرسیده است و حق پـایـمـال شـده مـظـلوم نـیـز از سـتـمـگـر گـرفـتـه نـشـده اسـت. حـال اگـر بـعـد از این جهان ، جهان دیگری به نام((معاد و آخرت )) در پیش نباشد که هر یک از این دو تن ، مؤمن و کافر، ستمکار و ستمدیده ، نتیجه بدی و خوبی کردار خود را ببینند، آیا با عدالت خداوند سازگار خواهد بود؟!

    پـس عـدالت خـداونـد ایجاب می کند که از پس امروز ، فردایی باشد ، تا هر کس نتایج تلخ و شیرین اعمال خود را مشاهده کرده پاداش و کیفر مناسب را ببیند.

    خدای بزرگ در قرآن کریم می فرماید:

    «اَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقینَ کَالْفُجّارِ/ آیا پرهیزکاران را همچون فاجران قرار می دهیم؟».

    یـعـنـی چـنـیـن نـیـسـت کـه آنـان بـرابر باشند؛ برابر نبودن آنان هم در دنیا آشکار نمی شود، نـاگـزیـر بـایـد قـیـامـتـی بـاشـد کـه بـرخـورد مـتـفـاوت بـا آنـان در دادگـاه عدل الهی بروز کند.

    2 ـ حکمت خداوند

    پـس از اعـتـقـاد بـه وجـود خـدا و ایمان به حکیم بودن او ، حکمت خدای حکیم اقتضا می کند که مرگ پـایـان زندگی نباشد؛ زیرا در این صورت، کار خداوند کار کوزه گری خواهد بود که کوزه ها را از صبح تا شام می سازد و پس از خشک شدن بر زمین می کوبد و خرد می کند.

    خـدا انـسان را آفرید، از ناتوانی به توانایی، از نادانی به دانایی و رشد عقلی رساند، و وقتی بشر به کمال دنیایی دست می یابد او را هلاک می سازد ، آن گاه همه چیز تمام می شود! اگـر چـنـیـن بـاشـد غـیر عقلایی و غیر حکیمانه است ، حکیمانه این است که اگر انسان هنوز امکان تعالی و تکامل بیشتری دارد برای او فراهم گردد، و جهان با این عظمت و انسان به این شگفتی به کمال بالاتر دست یابند و با مرگ نیست و نابود نشده و همه چیز تمام نشود.

    در قـرآن کـریـم در بـسیاری از موارد، این موضوع بیان شده است که نظام عالم بیهوده و بدون هدف آفریده نشده است بلکه نظام آن بر اساس حق استوار است .

    «وَ ما خَلَقْنَاالسَّمواتِ وَالاَْرْضَ وَ مابَیْنَهُما لاعِبینََ ما خَلَقْنا هُما إِلاّ بالْحَقِّ .../ ما آسمانها و زمین و آنچه را که بین آن دو است به بازیچه نیافریدیم . آن دو را، جز بحق نیافریدیم ...».

    در خصوص بیهوده نبودن خلقت انسان می گوید:

    ناَفَحَسبْتُم اَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ اَنَّکُمْ اِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ/ آیا چنین پنداشتید که ما شما را بیهوده و بدون هدف آفریدیم و به سوی ما بر نمی گردید؟

    در آیـه دیـگـری به راه درک و فهم راز آفرینش انسان و جهان ، یعنی تفکرتصریح کرده و می فرماید:

    «... وَ یـَتـَفـَکَّروُنَ فـی خـَلْقِ السَّمـواتِ وَ الاَْرْضِ رَبَّنـا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ/(آنانی که) در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، (و می گویند) بارالها این را بیهوده نیافریده ای ، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگهدار.

    تـفـکـر و اندیشه ، در اسرار آفرینش به انسان آگاهی خاصی میدهد، و نخستین اثر آن ، توجه بـه بیهوده نبودن آفرینش است ؛ زیرا جایی که انسان در هر موجود کوچکی از این جهان بزرگ هدفی می بیند، آیا می تواند باور کند که مجموعه جهان بی هدف باشد. در ساختمان مخصوص اعضای پیکر یک گیاه ، هدف های روشنی می بینیم ؛ قلب انسان و حفره ها و دریچه های آن هر کدام بـرنـامـه و هـدفـی دارنـد، سـاختمان طبقات چشم هر کدام بخاطر منظوری است ، حتی مژه ها نقشی معینی برعهده دارند!

    آیـا مـمـکـن اسـت ذرات یـک موجود هر کدام دارای هدف خاصی باشد اما مجموعه موجودات جهان هستی مـطـلقـاً هـدفـی نـداشـتـه بـاشد؟! از این رو، خردمندان ژرف اندیش با توجه به این حقیقت، این زمزمه را سر می دهند:

    خـداونـدا! این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریدی ، بار الها این جهان بی نهایت بزرگ و این نـظام شگفت انگیر، همه روی حکمت و مصلحت و هدف صحیح آفریده شده اند؛ همگی نشانه وحدانیت تو است و تو از کردار عبث و بیهوده منزّهی .

    صـاحـبـان خرد و اندیشه پس از اعتراف به وجود هدف در آفرینش بلافاصله بیاد آفرینش خود مـی افـتـنـد و مـی فـهـمـند انسان که میوه این جهان هستی می باشد، بیهوده آفریده نشده است ، و هدفی جز تربیت و پرورش و تکامل وی در کار نبوده و نیست ؛ او تنها برای زندگی زودگذر و کـم ارزش ایـن جـهـان آفـریده نشده است ، بلکه سرای دیگری در پیش دارد که در آنجا پاداش و کیفر اعمال در برابر او قرار می گیرد، در این موقع متوجه مسؤ لیت های خود می شوند، و برای ایـن کـه از کـیـفـر زشتیهای اعمال خویش در امان بمانند مرتکب زشتی نشده ، و از خداوند حکیم هم تقاضای نجات از عذاب جهنم را می کنند.

    3 ـ جاویدان طلبی انسان

    حـسّ بـقـا و مـیـل بـه مـانـدن ، یـک درخواست فطری در انسان است . همه انسانها زندگی را دوست دارنـد، و مـی خـواهند باشند، و زندگی آنان با مرگ پایان نپذیرد و دستخوش نیست و نابودی نشود. از این رو انسانها از یکسو بنابر اقتضای طبع انسانی از مرگ فرار می کنند؛ و از سوی دیگر برای ماندن و جاویدانه شدن دست به یکسری کارها و اقداماتی می زنند.

    به عنوان مثال می کوشند خانه های محکم و بناهای استوار و ماندنی بسازند، و در صورت امکان مال و ثروت فراوانی اندوخته کنند؛ و از آفات و بیماریهای جسمی بدور باشند، و نظایر آن. همه این کارها می رساند که جاویدان طلبی و حسّ بقا، جزو خواسته های درونی انسان بشمار می رود، و از فطرت اصیل او سرچشمه می گیرد.

    بـررسـی هـای تـاریـخـی و کـاوش هـای بـاسـتـان شـنـاسـی نـیـز نـشـان مـی دهـد کـه اقـوام و مـلل بـاسـتـانـی ، حـتـی انـسـانـهـای بـدوی در مـصـر قـدیـم و مـکـزیـک ، آب و غـذا و وسـایـل دفـاعـی لازم را در قـبـر همراه مردگان قرار می دادند تا در آنجا مورد استفاده آنان واقع شود! روشن است که نه ادامه زندگی در این دنیا و جاویدان ماندن در آن میسر است ، و هـیـچ انـسـان عـاقـلی هم چنین پنداری نخواهد داشت ، چون همگان یقین دارند که گریزی از مرگ نـیـسـت ، و نـه ایـن کـه کـارهـای انـسـانـهـای نـخـسـتـیـن و مـلل بـاسـتـانـی مـعقول و مقبول می باشد، بلکه همه اینها پاسخ درست یا نادرست به فطرت جاویدان طلبی و حس ماندگار شدنی می باشد.

    روشـن اسـت کـه هـر امـر فـطـری نمایانگر چیزی است که به آن تعلق دارد، یعنی وجود یک چیز فـطـری دلیـل بـر وجـود مـتـعـلق آن در خارج است . با توجه به این که این جهان و موجودات آن بـویـژه انـسان دستخوش مرگ و نیستی می شوند، بنابراین ، وجود جهان دیگری غیر از این جهان که قرآن از آن به سرای باقی و جاودانی یاد می کند برای تحقق این امر فطری ضروری است.

    * انگیزه های انکار معاد

    بـا بـررسـی آیـات قـرآن کـریـم بـه ایـن نـتیجه می رسیم که منکران معاد دلیلی بر انکار آن نـداشـتـه و نـدارند، بلکه فقط آن را بعید دانسته یا می دانند. البته اموری سبب بعید دانستن و انکار آنان شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم .

    الف ـ گریز از مسؤولیت :

    قرآن کریم در این زمینه بیانی دارد، و می فرماید:

    «بَلْ یُریدُ الاِْنْسانُ لِیَفْجُرَ اَمامَهَُ یَسْئَلُ اَیّانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ/(انـسـان شـک در مـعـاد نـدارد) بلکه او می خواهد(آزاد باشد و) دایم گناه کند(به همین خاطر) می پرسد قیامت کی خواهد بود؟

    بـنابراین ، آنچه درباره بهشت و دوزخ گفته شده است همه را تکذیب می کند تا از نوعی آزادی مطلق برخوردار شود.

    ب ـ باور نکردن قدرت و علم خداوند :

    مـنـکـران مـعـاد، زنـده شـدن مـردگـان را تـنـهـا بـه گـمـان خـود بـعـیـد مـی پـندارند و هیچگونه دلیل علمی نیز بر انکار آن ندارند. بنابراین استبعاد را بجای برهان گرفته اند. قرآن دراین باره می فرماید:

    «وَ ما لَهُمْ بذلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّ یَظُنُّونَ/ آنـهـا نـسـبـت بـه آن(سـخـنـان ) عـلم نـدارنـد، جـز ایـن نـیـسـت کـه از روی وهـم و خیال می گویند.

    بنابراین ، گمان را بجای علم و یقین جایگزین ساخته اند.

    در آیه دیگر می خوانیم :

    «وَ قالُوا ءَإِذا ضَلَلْنا فِی الاَْرْضِ ءَإِنّا لَفی خَلْقٍ جَدیدٍ/ و گـفتند: آیا وقتی (مردیم و پوسیده شدیم و) ذرّات بدن ما در زیر زمین پراکنده و گم شد آیا آفرینش تازه ای خواهیم یافت ؟

    منبع مطلب : www.hawzahnews.com

    مدیر محترم سایت www.hawzahnews.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 11 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید