در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    رمان تاوان خیانت آوا و چهار برادر pdf

    1 بازدید

    رمان تاوان خیانت آوا و چهار برادر pdf را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    وبلاگ داستان کوتاه born1992

    با خوشحالی خود را به مریم رساندم. او نزدیک همان رستوران شیک انتظار مرا می‌کشید. همان‌جایی که برای اولین بار یکدیگر را ملاقات کردیم و آشنا شده بودیم. با نوعی شتابزدگی تاکسی را متوقف کردم و از آن پایین جستم و با دست اشاره کردم. مریم دوان دوان خودش را به من رساند و وقتی به یک قدمی من رسید نفس‌زنان و در حالی‌که سرخ شده بود پرسید: موفق شدی؟

    - آره، به تاکسی اجازه خروج نمیدن، ولی من گرفتم. بزن بریم.

    - چه خوب پس همین جا منتظر من باش تا برم لباس خودمو عوض کنم و برگردم...

    - خب چرا پیاده؟ می‌‌رسونمت و همونجا منتظرت می‌مونم. اینجوری که بهتره

    - راست می‌گی‌ها... از خوشحالی گیج شدم.

    کنار من نشست و ما حرکت کردیم. فاصله زیادی تا خانه مریم نبود. برای همین زود رسیدیم و او بلافاصله پیاده شد و رفت. من نیز در همان حد فاصل به گذشته پرتاب شدم.

    من و مریم تقریبا سه ماه پیش آشنا شدیم. آن روز من سه مسافر خود را نزدیک میدون بهارستان پیاده کردم و به راه ادامه دادم. اما هنوز خیلی دور نشده بودم که چند دختر دست بلند کردند. پنج نفر بودند. من تاکسی خود را متوقف کردم. یکی از آنها همین مریم بود که خم شد و گفت: آقا ماها را می‌رسونید؟

    - شما پنج نفر هستید و تاکسی من جا نداره.

    - مهربون‌تر می‌شینیم... تو رو خدا، ما خیلی دیرمون شده.

    ومن قبل از آن‌که پاسخی بدهم، آنها درب را باز کردند و سوار شدند.

    چندان به سوار کردن پنج مسافر علاقه‌ای نداشتم و به همین جهت با دلخوری دنده را جابه جا کردم و آنها را به محل مورد نظر رساندم. نزدیک چهار راه آخر پشت چراغ قرمز ایستاده بودم که همان دختر که بعدا دانستم نامش مریم است پیشنهاد داد که هر روز آنها را از دانشگاه به خانه برسانم صبح‌ها هم دنبال‌شان بروم.

    آنها دانشجو بودند و ترم اول رشته مدیریت. پیشنهاد جالبی بود، چراکه در آن ساعات که او معین می‌کرد مسافر زیاد نبود و کار تاکسی چندان رونق نداشت. نمی‌‌دانم روی چه فکری پیشنهاد او را پذیرفتم و آنها را یک به یک به خانه‌های‌شان رساندم. از سر و وضع و محله زندگی و خانه‌های‌شان مشخص بود که همگی مرفه و پولدار بودند.

    آخرین نفر مریم بود و وقتی که پیاده شد یک تراول پنجاهی بهم داد و من نیز بلافاصله خواستم بقیه پول را بدهم که گفت: بقیه‌اش رو فردا حساب می‌کنم که مطمئن باشم شما تشریف میارین.

    لبخندی زدم و گفتم: من باقی پول رو هم بدم باز میام، چون قول دادم.

    مریم لبخندی تحویلم داد و نگاه زیبایش را به چشمانم دوخت و در هنگام پیاده شدن گفت:

    «فردا ساعت هشت صبح اینجا منتظر شما هستم، من اولین نفر هستم و بعد می‌رویم سراغ چهار نفر دیگر.»

    در راه بازگشت از این‌که سرنوشت من کار کردن روی تاکسی شده بود پکر بودم. همیشه چهره مردانه و قد بلند و صورت زیبایم زبانزد همه فامیل و آشنایان بود، خصوصا که در تحصیل هم رتبه اول را داشتم، اما بازی روزگار باعث شده بود که نان‌آور خانواده شوم و برای همین قید درس و تحصیل را بزنم و راننده تاکسی شوم. آخ که چقدر معلمانم از این‌که می‌دیدند شاگرد ممتازشان دارد ترک تحصیل می‌کند ناراحت بودند و اصرار داشتند که مانع این کار شوند. اما ظاهرا من باید برای بقای خانواده از خود گذشتگی می‌کردم، که کردم.

    از فردای آن روز برنامه من مشخص بود و هر روز سر یک ساعت مشخصی ابتدا به دنبال مریم می‌رفتم و او مانند یک شاخه گل شاداب و معطر از خانه جست می‌‌زد بیرون و با تبسم سلام می‌کرد:

    - سلام ایرج‌خان... صبح بخیر

    مریم همیشه جلو می‌نشست و چهار دوست دیگر خود را به هر نحو ممکن در عقب جای می‌دادند. نمی‌‌دانم مریم چه آهن‌ربایی داشت که روز به روز، مرا بیشتر به خود جذب می‌کرد و مرا دلباخته خود می‌کرد و او نیز کم‌کم صمیمیت بیشتری از خود نشان می‌داد و مرا با نام کوچک صدا می‌کرد.

    یک روز که مانند هر روز، دوستانش را به مقصد رساندم، خود به عنوان آخرین نفر در تاکسی ماند تا او را به خانه برسانم، به من گفت: ایرج می‌تونم ازت یه خواهشی بکنم؟

    - آره حتما... چه کمکی از دست من برمیاد؟

    - می‌‌تونم ازت بخوام که بهم رانندگی یاد بدی؟

    مکثی کردم و با تردید گفتم: راستش مریم‌خانوم رانندگی رو باید دو کلاجه یاد گرفت. این کار، خطرناکه، تازه اگر پلیس هم ببینه گواهینامه منو باطل می‌کنه.

    مریم چیزی نگفت، اما در چهره‌اش غم را تشخیص دادم و از این سکوت ناراحتی‌اش، دلم گرفت. برای همین بلافاصله پذیرفتم و بهش گفتم که از فردا بعد از پیاده کردن دوستانش بهش رانندگی یاد خواهم داد.

    طبق قرار از فردا، همان روز من شروع به آموزش رانندگی به مریم کردم، اما ظاهرا او علاقه و تمرکزی به یادگیری رانندگی نداشت و یک بند با من حرف می‌زد و درددل می‌کرد. کم‌کم دیگر احساس کردم که به مریم علاقه‌مند شده‌ام  و او را دوست دارم. با این‌که او جوان بود، اما من نیز با او اختلاف سن زیادی نداشتم وتنها پنج سال از او بزرگ‌تر بودم.

    اما مشکل اصلی جای دیگری بود. من دو سال پیش یک ازدواج کاملا سنتی و بدون عشق کرده بودم و همسرم نیز شش ماهه باردار بود.

    از اینها گذشته مریم از یک خانواده بسیار مرفه و برجسته بود ومن یک راننده تاکسی ساده که غیر از زن و فرزند آینده‌ام، از پدر و مادر پیر و خواهر کوچک‌ترم نیز نگهداری می‌کردم و مخارج آنها را تامین می‌‌کردم.

    نه!نه! این درست و عاقلانه نبود. عقل حکم می‌کرد که من عشق مریم را از خود دور کنم و به زندگی خود بازگردم. اما... اما یا من ضعیف بودم و یا عشق آنقدر قوی بود که مرا هر روز بیش از پیش به سمت مریم می‌کشاند.

    مدتی به همین نحو گذشت تا این‌که یک روز مریم سراغ من آمد و گفت:

    - ایرج، من می‌خوام برم شمال. یه کار واجب دارم. منو می‌بری و برگردونی؟

    - من که از خدامه... ولی می‌دونی که پلیس اجازه نمیده تاکسی از شهر خارج بشه... برای شمال تاکسی هست... می خوای منم تاکسی رو بذارم و باهات بیام و برگردم؟

    - نه، دوست دارم باتو باشم. باتو باشم و با تاکسی تو برم که توی راه حرف بزنیم.

    بدین ترتیب اجازه خروج را گرفتم و به دنبال مریم رفتم.

    در همان افکار گذشته بودم که درب باز شد و مریم در حالی‌که روپوش سبز خوشگلی به تن کرده بود از خانه بیرون  آمد و کنار من نشست. حس عجیبی سراسر وجودم را پر کرده بود... چیزی شبیه احساس عشق آمیخته با گناه و عذاب وجدان. برای لحظه‌ای تصویر همسر باردارم که این روزها بیش از پیش، او را فراموش کرده بودم و نسبت به وی سرد شده بودم جلوی چشمانم آمد. هر چند که تا آن زمان نهایت کاری که کرده بودم آموزش رانندگی به مریم بود، اما حالا با وجود زن و بچه‌ای در راه، درحال رفتن به مسافرت با زنی دیگر بودم.

    این افکار در طول راه مدام ذهنم را اشغال کرده بود و ظاهرا مریم نیز متوجه شده بود که گفت:

    - ایرج به چی فکر می‌کنی؟ می خوای بگم؟

    لبخند ریزی تحویلش دادم و گفتم: بگو. مگه می‌تونی فکر منو بخونی؟

    - البته که می‌تونم. تو الان دقیقا داری به همون چیزی فکر می‌کنی که من فکر می‌کنم.

    - خب تو به چی فکر می‌کنی؟

    - به عشق، به آینده، به دوست داشتن.

    سکوت کردم. دوست داشتم فریاد بزنم، اما جرات نداشتم، تا این‌که او ادامه داد: اما تو خیلی آدم خونسردی هستی... بعضی وقت‌ها ازت حرصم می‌گیره.

    - چرا این حرف رو می‌زنی؟

    - برای این‌که تو از نگاه من هم می‌تونی تشخصی بدی که من نسبت به تو چه حسی دارم، اما تو هیچی نمی‌گی...

    - یعنی... ؟

    آره یعنی من دوست دارم!

    چنان تکان خوردم که بی اختیار روی ترمز کوبیدم و به طرف راست جاده کشیده شدم. مثل بید می‌لرزیدم و پس از لحظه‌ای سکوت گفتم: مریم من خونسرد نیستم. به خدا منم قلب و احساس دارم. فکر نکن من بی‌‌تفاوت هستم. اما یک نکته این وسط وجود داره... ببین عاقلانه که نگاه کنی می‌بینی که من یه راننده تاکسی هستم و درآمد چندانی ندارم، اما تو یک دختر پولدار و مرفه با یه خانواده آنچنانی... تازه... تازه...

    آمدم بگویم که تازه من زن دارم که ناگهان مریم به میان حرف من پرید و گفت:

    - اشتباه تو همین جاست ایرج. من پدر ندارم، سال‌ها پیش فوت کرده. برادر و مادرم هم تحصیل‌کرده هستند و کاری به ازدواج من ندارند و بارها گفتند که مریم با هر کس بخواد می‌تونه ازدواج کنه. تو فکر می‌کنی من اونقدر خام و بچه هستم که فکر اینجاها رو نکردم؟

    - ولی ببین مریم من حتی دیپلم هم ندارم... خرج پدر علیل و مادر پیرم به اضافه خواهر دم بختم هم روی دوش منه.

    - ببین ایرج من با پولی که از اجاره زمین‌ها، خونه‌ها و مغازه‌هایی که از بابام به من ارث رسیده می‌تونم یک خانواده ده نفری رو اداره کنم، چرا به این جور چیزای پیش پا افتاده فکر می‌کنی؟

    ای خدا چرا آن روز من به مریم نگفتم که زن دارم و به زودی پدر می‌شوم؟ چرا به وی امید واهی دادم و از ترس از دست دادن مریم خود را به تندباد سرنوشت سپردم؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ و چرای مهم‌تر این‌که چرا یک سال پیش با مریم آشنا نشده بودم، قبل از ازدواج... چرا او زودتر سر راهم قرار نگرفت...

    نمی‌‌دانم. واقعا نمی‌دانم. با این حال این بازی مسخره را ادامه دادم. مریم گفته بود که خانواده‌اش گفته‌اند که کاری با فرد انتخابی او برای ازدواج ندارند، اما من باور نمی‌کردم. تا این‌که یک روز مریم با اصرار از من خواست که به خانه آنها بروم. این برایم خیلی ناراحت‌کننده بود و خیلی خجالت می‌کشیدم. نه از آنها، بلکه از خودم. از خودم که دروغ گفته بودم و حقیقت را کتمان کرده بودم. این‌که خودم چنین بازی احمقانه‌ای را ادامه داده بودم. باز هم نمی‌دانم چطور شد که این دعوت را پذیرفتم و راهی خانه آنها شدم.

    در طول راه فکر می‌کردم که مادر و برادر مریم با ترشرویی با من برخورد خواهند کرد و من نیز همین را بهانه می‌کنم و رابطه‌ام را با مریم قطع می‌کنم. اما آنها به قدری مهربان و با شخصیت و محترم بودند و از این‌که من با وجود معدل بالا درس را رها کرده بودم و خود را وقف خانواده‌ام کرده بودم چنان تحسینم کردند، که خودم نیز باور نمی‌کردم، یعنی آنها تمام حرف‌هایم را باور کرده بودند... مادر مریم به وضوح تحت تاثیر ایثار و مردونگی من قرار گرفته بود و برادر او نیز که جوان به شدت مودب و خوش برخوردی بود رو به من کرد و گفت:

    راستش من در انتخاب خواهرم دخالت نمی‌کنم... یعنی چیزی رو بهش فشار نمی‌آورم، اما چند تا چیز هست که باید بهتون بگم. مریم دختری هست که توی خانواده نسبتا آزادی بزرگی شده... سالی چند بار سفر خارج میره و در بین دوستان و اکیپ رفقاشون چندین و چند پسر وجود داره. نه می‌خوام بگم اینا خوبه و نه می‌خوام بگم بده، ولی فکر می‌کنم شما آدم سنتی باشید و کمی هم متعصب. آیا می‌تونین با این چیزا کنار بیایین؟

    خواستم لب باز کنم که مریم پاسخ داد:

    - مهران‌جان چه حرف‌هایی می‌زنی تو! مگر قراره من بعد از ازدواجم مثل دوران مجردیم زندگی کنم؟ معلومه که دور دوستای دوران مجردی و تفریحات تنهایی‌ام رو خط می‌کشم.

    مریم با چنان تحکمی این جملات را گفت که دیگر حرفی برای کسی باقی نماند و بدین ترتیب من و مریم رسما نامزد شناخته شدیم و من احمق بازهم سکوت کردم و حرفی نزدم!! باورتان می‌‌شود...

    دیگر، ناگزیر بودم پا به پای مریم در مهمانی‌های فامیلی آنها شرکت کنم و با او به تفریح و گردش و حتی مسافرت بروم. آه... این وحشتناک بود. مریم می‌توانست تا ظهر بخوابد، اما من که متکفل خرج زن باردار و پدر و مادر پیرم و خواهرم بودم اجبار داشتم تا کار کنم و برای جبران مافات مجبور بودم صبح‌ها زودتر از خونه بیرون بزنم و در نتیجه بیشتر از سه ساعت نمی‌توانستم بخوابم و همین خستگی مزمن کم کم خود را نشان داد و اولین نفر پدرم بود که لب باز کرد و گفت:

    ایرج چند وقته عوض شدی... داری چیکار می‌کنی؟ پای چشات گود رفته... به زنت که این روزا بهت احتیاج داره توجه نمی‌کنی... پول در نمیاری و دائم غر می‌زنی. به من راست بگو ببینم جریان چیه؟

    و من نیز دقیقا شروع به بافتن یه مشت دروغ کردم که به ناگهان پدر حرفم را قطع کرد و دستان لرزانش را به هم چسباند و گفت:

    - دروغ نگو... سعی نکن منو فریب بدی. من همه چی رو می‌دونم. تو مدتی هست که با دختری به نام مریم دوست شدی. هر کی  هست به من ربطی نداره... ولی تو باید هر چه زودتر رابطه‌ات رو با اون قطع کنی... ایرج تو زن داری... داری پدر می‌شی... این کار تو خیانته... گناهه...

    بدنم یخ کرده بود، یعنی پدر از کجا فهمیده بود؟ در این فکر بودم که گویی پدر ذهن مرا خواند که گفت:

    - برای تو چه فرقی می‌کنه؟ فکر کن یکی از دوستات که خیرت رو می‌خواسته اومده گفته، یا یکی توی خیابون شما دو نفر رو دیده... اما هر چی هست خدا رو شکر که کار به جاهای باریک کشیده نشده...

    پدر تک سرفه‌ای زد و ادامه داد: ببین ایرج همین امروز میری رابطه‌ات رو با اون دختر قطع می‌کنی، وگرنه خودم بلند می‌‌شم می‌‌رم دم خونه اون دختر و بهشون تمام حقیقت رو می‌گم.

    آنقدر عصبانی بودم که من نیز بلند فریاد زدم: گوش کن پدر من اون دختر رو دوست دارم... شما هم اگر چنین کاری بکنید قسم می‌خورم که تاکسی و خودم را از دره پرت می‌کنم پایین.

    پدر‌هاج و واج به من خیره ماند و من نیز خانه را ترک کردم.

    چند روز بعد مریم از من دعوت کرد که به اتفاق مادر و برادرش برای عروسی خانوادگی یکی از اقوام چند روزی با آنها به شیراز برویم. این بار دیگر کمی جرات پیدا کردم و دل به دریا زدم و گفتم:

    «مریم‌جان من که بهت گفتم مخارج پدر و مادر پیرم رو می‌‌دم. اگر باهات بیام دیگه کی می‌خواد پول دربیاره؟»

    مریم لبخندی زد و از داخل کیفش چند تراول بیرون کشید و گفت: بیا اینم یک میلیون پول برای این چند روز بهشون بده... وای خدا، افتاده بودم تو ظرف عسل...

    غرور مردانه‌ام اجازه نمی‌داد که از او پول بگیرم، اما چاره‌ای نداشتم، برای همین قبول کردم و پول را به مادرم دادم و بدون آن‌که با پدرم حرفی بزنم، به همسرم گفتم که برای انجام یک کار بسیار مهم باید به شیراز بروم.

    بدین ترتیب گوشی موبایلم را هم خاموش کردم و به اتفاق مریم، مادر و برادرش راهی شیراز شدم. چیزی درحدود دوازده روز آنجا بودیم ومن در طول این مدت، معنای واقعی زندگی را به وضوح لمس کردم.

    بعد از بازگشت به تهران بود که دنیا دور سرم چرخید... آه! همسرم هشت روز قبل پسری به دنیا آورده بود ومن با معشوقه‌ام به خوشگذارنی و سفر رفته بودم. بیچاره همسرم... بیچاره پسر بی‌‌گناهم... بیچاره... شرمسار و ناراحت نزد همسرم رفتم و تولد نوزاد را به او تبریک گفتم و خم شدم و گونه‌اش را بوسیدم. اما او بغض کرد و با اشک گفت: ممنون اما قبل از هر چیز بگو ببینم، شیراز با مریم خوش گذشت؟

    کم مانده بود آب بشوم... فهمیدم که کار پدرم است، ابتدا خواستم به پدرم یورش ببرم، اما نه! به آن کسی که باید یورش می‌بردم او نبود، باید خودم را مورد سرزنش قرار می‌دادم.

    نمی‌‌دانستم چه کنم! از خانه بیرون زدم و بی‌‌هدف در خیابان‌ها گشتم. دیگر تصمیم خود را گرفته بودم و باید به زندگی خودم می‌چسبیدم. عزم خود را جزم کردم و بلافاصله سیم کارتم را فروختم و برای مریم نامه‌ای نوشتم و در آن تمام واقعیت را گفتم.

    «گفتم که من در این مدت معنای واقعی عشق را تجربه کردم و بدون تو خواهم مرد، اما یک حقیقت را از تو کتمان کردم و آن این‌که من صاحب زن و بچه هستم و اگر باتو باشم چند نفر خواهند مرد.

    ما هیچ تناسبی باهم نداریم. من نمی‌توانم یک زن تازه وضع حمل کرده را طلاق بدهم... مرا به خاطر تمام دروغ‌هایم ببخش و حلالم کن...» نامه را برای مریم پست کردم و خود نیز گم و گور شدم...

    جرات نداشتم از زور خجالت در چشمان همسرم نگاه کنم، حتی از بغل کردن فرزندم نیز احساس شرم و گناه داشتم. اما هنوز یک هفته‌ای نگذشته بود که یک روز صبح وقتی داشتم سوار تاکسی می‌شدم مریم جلویم ظاهر شد و گفت: تو خیر نمی‌بینی ایرج... بهای شکستن قلب یه عاشق خیلی سنگینه... من می‌دونستم تو زن داری، همون موقع‌ها یه روز که از ماشین پیاده شده بودی از توی گوشی‌ات دیدم که یه شماره داری به اسم خونه و یه شماره به اسم خونه بابا اینا... همون جا بود که شک کردم و پیگیر ماجرا شدم...

    حالا برایم روشن بود که چه کسی پدر را درجریان گذاشته بود... اما صدای گریه و ضجه مریم مجال فکر کردن نمی‌داد. او مرا تهدید می‌کرد که مرا دور انداختی و اگر زنت را طلاق ندهی خود را خواهم کشت و تو را به عنوان قاتل معرفی می‌کنم. تمام مدارک و عکس‌هامون رو  می‌ذارم و می‌گم که قصد داشتی بهم تجاوز کنی و منم به خاطر خیال تو خودکشی کردم.

    باور نداشتم که مریم چنین کاری کند، اما کرد... آری! او خودکشی کرد، اما خدا رو شکر زنده ماند، اما توان تکلم خود را از دست داده بود. درست در شبی که پسرم دو ماهه شده بود... مریم به وعده‌اش عمل کرد... او طوری صحنه‌سازی کرد و وصیت نوشت که من بلافاصله بازداشت شدم... حتی همسرم نیز باور کرده بود که من قصد تجاوز به مریم را داشتم و به همین جهت چنان نفرتی از من گرفت که خیلی زود از من طلاق غیابی گرفت. پدر و مادرم نیز مرا نفرین کردند و...

    امروز بعد از یک سال در زندان بودن به ته خط رسیدم... موهایم در بیست و شش سالگی به رنگ دندان‌هایم درآمده‌اند و روزها و شب‌ها تنها کابوس می‌بینم و به این فکر می‌کنم که چگونه دستی دستی زندگی‌ام را به باد فنا دادم... آری حق با مریم بود... بهای شکستن قلب یه عاشق خیلی سنگین است!

    رمان دختری به نام آوا

    رمان دختری به نام آوا

    آوار دختری تنها با مادربزرگ خود زندگی میکند.در دوران تحصیل با پسری اشنا میشود که قصد دوستی با او را دارد اما...

    دانلود رمان چند نفر به یک نفر از a.taghavi

    دانلود رمان چند نفر به یک نفر از a.taghavi

    تبلیغات در ناول کافه

    انجمن ناول کافه

    تماس با ما

    اینستاگرام ناول کافه

    کانال تلگرام ناول کافه

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    Aghrab : ما هنوز رو دانلود پی دی اف رمانش موندیم شما برنامشو میخوای😂

    M : سلام من مدیر کانال اغوش اشتباهی ام دقیقا همون رمان هستش @roman_sara1398 خواستی بیا روبیکا

    Aghrab : ما هنوز رو دانلود پی دی اف رمانش موندیم شما برنامشو میخوای😂

    M : سلام من مدیر کانال اغوش اشتباهی ام دقیقا همون رمان هستش@roman_sara1398خواستی بیا روبیکا

    یاسمن : آره دقیقا اصلا نیست ایییش منم تو کف بعدشم

    Nomina7 : آره اون نیست نه آوا داخلش هست نه رادان و نیما و دوقلو ها .

    دقیقن : دقیقن

    ناشناس : سلام کسی پی دی اف رمان تاوان خیانتو داره .. من تو روبیکا کانالشو داشتم ولی به دلایلی روبیکامو پاک کردم الان هرچقدر دنبال پی دی افش میگردم پیدا نمیکنم .. اگه کسی داره لطفا بفرسته

    پریا : رمانش جالبه تو روبیکا هستش بیاید آیدی روبیکام تا براتون لینک رمانشو بدم [email protected]

    غزل : من تو روبیکا میخوندمش ولی کانالش فیلتر شد .....میخوام بقیشم بخونم ک نمیتونم دیگه پیداش کنم

    زندگی : سلام این اون رمان نیست نه اوا نه را دان نه نه نیما نه شایان و نه نریمان نیستند ایییییخدا

    بی نام : بفرسش خب

    نگار : خب بفرس

    ناشناس : اون رمان نیس ک😕

    Asal : این اصلا اون رمان نیست نه آوا هست نه نیما نه رادان و دوقلوها هیچ کدوم نیستن لطفا اون رمانو بزارید😕😕😕

    مص : من دارمش بیاین روبیکام براتون بفرستم

    ضحا : من دارم ایدی تو بده از طریق روبینو بهت پیام میدم برات میفرستمحدود دویست تا پارت گذاشته

    رز : اقا رمان تاوان خیانتتتت کووو پس چرا این این مدلیه اخه💔

    Hanieh : کسی پی دی اف کامل رمان تاوان خیانت و داره بفرستید لطفا برام هرچی میگردم نیست آیدی روبیکام [email protected]

    زهرا : سلام میشه لینگ رمان تاوان خیانت آوا و نیما رادان نریمان شایان بدین مرسی

    raha : من توی روبیکا توی کانالش عضو بودم ولی فیلتر شد الان بد موندم تو خماریش😭 توی گوگل هم هرچی میزنم نمیاره😭 یه کاری کنین😔

    مهسا : ببخشید چطوری میتونی رمان بگیرم کامل

    Baran : من توی تل کانالشو دارم تا پارت ۴۰۷ گزاشتن

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    najmeh 4 روز قبل
    0

    بزنی کانال تاوان خیانت دد تلگرام محافظش میاد ولی لینک جدید کانال اصلیش تو محافظش برام باز نمیشه و مبگه این کانال نیستش میشه کمک کنید کانال تلگرامشو پیدا کنم؟

    .. 6 روز قبل
    1

    لینک کانالشو دارم هرکی خاست فالو کنه پی بگه لینکه کانالو بفرست

    nnniiikaaa

    مهشید 10 روز قبل
    3

    من پی دی اف رومیخوام ولی چرا نیست؟

    مهشید 10 روز قبل
    0

    من پی دی اف رمان رو میخوام ولی نیستش چرا؟

    زهرا 10 روز قبل
    5

    سلام میشه لینگ رمان تاوان خیانت آوا و نیما رادان نریمان شایان بدین مرسی

    0
    زهرا 10 روز قبل

    من تو تلگرام رفتم ولی متاسفانه نمی دارند بقیه رمان لطفا لینگ بدین من در قسمت 185 خوندم بقیه اش را نمیذارید لطفا لینگ بدین

    نیکا 10 روز قبل
    2

    وای چرا کاملشو نمیزارن آدم تو خماریش میمونه هرکس کاملشو پیدا کرد به منم بده🥺

    به این پیج بفرستینش @Nika_ra_84

    زرا 13 روز قبل
    1

    🥺چه وضعشه هزار بار زدم گوگل نمیاره اخه چرا وقتی رمانو نمیخواین بزارین انقدر تبلیغ میکنین عه

    Bolot 16 روز قبل
    0

    تو گوگل سرچ کنید رمان آنلاین تاوان خیانت در تلگرام

    لینک محافظ کانالش میاد بالا

    ناشناس 16 روز قبل
    0

    وای توروخدا یکی پی دی اف این رمان رو بفرسته به این آیدی در سروش پلاس s_af2m

    ناشناس 17 روز قبل
    -1

    میشه پی دی اف رمان تاوان خیانت آوارو به منم بدید

    رمیصا 17 روز قبل
    0

    اصلا اونی نیست که میخوام

    🤪💋 19 روز قبل
    0

    من پیج تلگرامشو دارممم😍

    0
    H 2 روز قبل

    خب بده

    6
    بی نام 16 روز قبل

    بفرسش خب

    // 19 روز قبل
    0

    سل

    کسی اگه پی دی اف یا لینک چنل رمان تاوان خیانت اوا رو دارع بیاد پی من تو روبیک براش جبرا مکنم😐💔

    @Donya122112

    -2
    ممم 15 روز قبل

    ببین من هم لینک کانالشو در روبیکا دارم ولی ابجی جونم این چیزی که گذاشتی اشتباه

    ملیکا 19 روز قبل
    0

    اگر کسی کانال یا PDF این رمان رو داره واسم میفرستی

    به ایدی :melika090داخل ربیکا

    12 24 روز قبل
    0

    سلام

    nafas tatatlity 25 روز قبل
    1

    سلام آقا هر کی پی دی اف این رمان رادان و نرمیان و آوا و نیما و اینا رو داره تو روبیکا ب آیدی @editor_tatality بفرسه با 9 اکانتم بهش بک میدم تو کفشم بمُلا😂🔥♥️

    3
    . 13 روز قبل

    آره کی کانالش رو تو روبیکا داره به منم بده

    🌺🍃 27 روز قبل
    0

    من تا پارت ۴۰۰ شو خوندم اما دیگه نمیزارن😭😭😭

    4
    Baran 14 روز قبل

    من توی تل کانالشو دارم تا پارت ۴۰۷ گزاشتن

    0
    Nafas 24 روز قبل

    کجا‌خوندی‌.به‌من‌بده‌

    1
    Mari 24 روز قبل

    وای من تا دویس و نود دارم میتونی بزاری بقیشو؟

    مهسا 28 روز قبل
    4

    ببخشید چطوری میتونی رمان بگیرم کامل

    ناشناس 1 ماه قبل
    3

    لطفا رمان آوا رو بزارید این رمان آوا نیست ممنونم

    ..... 1 ماه قبل
    2

    بچه ها من آدرس کانال شود تو تلگرام دارم تا پارت سیصد و نود و خورده ای گذاشته

    به تلگرامم بیایین تا بتون بدم ادرسشو @ladybug. .

    0
    H 2 روز قبل

    لطفا همینجا کانالش رو بگو

    0
    ناشناس 1 ماه قبل

    میشه لینک کانالشو بدی

    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    سلام من رمان تاوان خیانت رو تا ۴۵ پارت خوندم اگه پیدا کردید واسه منم بفرسید ممنون میشم

    آیدین روبیکا

    Tanhaaa234

    2
    هلیا 16 روز قبل

    ایوای میشه ایدیشو لطفابدی منم دنبالشم

    0
    هلنا 24 روز قبل

    ایدیت درست نیست من داخل کانالش هستم تا ۴٠٠گذاشته

    0
    هلنا 24 روز قبل

    ایدیت درست نیست من داخل کانالش هستم تا ۴٠٠گذاشته

    raha 1 ماه قبل
    4

    من توی روبیکا توی کانالش عضو بودم ولی فیلتر شد الان بد موندم تو خماریش😭

    توی گوگل هم هرچی میزنم نمیاره😭

    یه کاری کنین😔

    0
    nafas 23 روز قبل

    بیا تو روبیکا پیوی لینک کانالشو دارم بهت بدم

    Mmmjee_1384

    0
    گیسو 28 روز قبل

    اره بابا ردست میگه چیکار کنیم رمان با این خبی هم که نمیاد بالا

    Nazi 1 ماه قبل
    3

    تو روبیکا دوباره کانال زدن که این رمانو میزاره من آیدی شو دارم .بعد توی همین کانال آیدی کانال تلگرامشونم گذاشته .البته نمیدونم چرا تو روبیکا کم فعالیت میکنن .

    0
    نازنین 8 روز قبل

    لطفا بفرست ابدی تلگراممه🙁

    [email protected]

    -1
    ناشناس 25 روز قبل

    سلام تو رو خدا برام بفرست

    آیدی رو بیکا : ZAHRA RAZANI 16 1

    0
    النا 26 روز قبل

    آیدیشو بفرست اسم کانالش تاوان خیانت من عضو بودم حواسم نبود لف دادم

    -2
    ملینا 29 روز قبل

    ترو جون مادرت بفرستش برام

    0
    Neda 1 ماه قبل

    خو آیدیشو میدی🥺💋

    ناشناس 1 ماه قبل
    7

    سلام کسی پی دی اف رمان تاوان خیانتو داره .. من تو روبیکا کانالشو داشتم ولی به دلایلی روبیکامو پاک کردم الان هرچقدر دنبال پی دی افش میگردم پیدا نمیکنم .. اگه کسی داره لطفا بفرسته

    Hanieh 1 ماه قبل
    5

    کسی پی دی اف کامل رمان تاوان خیانت و داره بفرستید لطفا برام هرچی میگردم نیست

    آیدی روبیکام [email protected]

    ناشناس 1 ماه قبل
    -2

    من دنبال رمان من خواهرت نیسم تاوان خیانت میگردم کی دار؟تو تلگرام نمیار

    حنانه 1 ماه قبل
    2

    لطفاپی دی آف رمان تاوان خیانتو میشه برام بفزستین؟؟

    pariya 1 ماه قبل
    1

    سلام. کسی پی دی اف کامل رمان رو د اره بیاد پیوی من در روبیکا لطفا [email protected]

    من خودم تا یه جاییش رو از یه کانال در روبیکا خوندم ولی کاملش رو میخوام ممنون میشم

    افراح 1 ماه قبل
    0

    من آخراشو میخوام بدونم چی میشه

    من تو پیام رسان گپ دوستم واسم فرستاد ولی نصف شو داشت و واسم فرستاد لینک شو میخوام ولی پیدا نمیکنم

    حدیث 1 ماه قبل
    0

    [email protected]

    بچه ها لطفا هرکی کانال یا پی دی اف رمان تاوان خیانتو داره بفرسته

    masih 2 ماه قبل
    -1

    لطفا اگ کسی پی دی افشو دارع بفرسته😢😐

    هستی 2 ماه قبل
    1

    دوصتان من کانالش رو توی روبیکا دارم و دنبالش میکنم دنبال لینکش هر کاری میکنم پیداش نمیکنم اگه میشد حتما لینک رو میدادم و اون چیزی ک من می خونم با این خیلییی فرق داره توش هم همین شخصیت اوا شایان نیما نریمان اگه شدلینکش رو میدم فعلا دنبالش هستم و میخونمش

    0
    بهار 1 ماه قبل

    خاهشا بفرست اگر داری

    1
    ناشناس 1 ماه قبل

    منم داشتم ولی کانال کلا ناپدید شده

    1
    masih 2 ماه قبل

    خب بفرست😕😕

    کیانا 2 ماه قبل
    0

    عاقااا من تو کانالش تو روبیکا بودمخانم مری لطفا برام بفرست دوباره لینکشو من گفت و گومون پاک شده از کانال هم دستم خوردلف دادماسمم تو روبیکا کیان

    1
    یاسمن 2 ماه قبل

    دوستان اگر کسی هم لینک کانال رمان تاوان خیانت چهار برادر و آوا رو داره به من بده لطفاًنام کار بری من در روبیکا :٫yasaman 84 sh

    نگین 2 ماه قبل
    0

    هر کی پی دی اف یا کاناله تاوان خیانت تو روبیکا داره بده تورو خدا 🥺😕Negin_435

    Yg 2 ماه قبل
    1

    من ام دنبالش ام کسی داره کانالش تو روبیکا

    ناشناس 2 ماه قبل
    2

    عالیه

    معصومه 2 ماه قبل
    1

    منم رمانو میخوااااام😭😭😭

    mitra 2 ماه قبل
    3

    من تا پارت 300 خوندم اما این اون رمان نیسمیشه لینک کامال رمان رو بزارین

    0
    مشکات 15 روز قبل

    گلم پی دی اف رمان تاوان خیانت رو داری

    اتوسا 2 ماه قبل
    -1

    بچه ها اگه کسی رمان تاوان خیانت رو داره برا منم بفرست تو روبیکاtanhaaa234

    حسی 2 ماه قبل
    3

    پی دی اف رمان تاوات خیانتو میخام

    رز 2 ماه قبل
    5

    اقا رمان تاوان خیانتتتت کووو پس چرا این این مدلیه اخه💔

    2
    بله درسته 2 ماه قبل

    اثلا رمان تاوان خیانت این نیست به نظرم

    ثنا 2 ماه قبل
    0

    هیچ کسی لینک تاوان خیانت رو نداره..؟

    0
    رز 2 ماه قبل

    تو تلگرام میاره اما ن کامل هوف

    ثنا 2 ماه قبل
    0

    لطفا لینکت تاوان خیانت رو بدید

    پریا 2 ماه قبل
    1

    میشه بفرستی

    مری 2 ماه قبل
    1

    منم رمان و میخام با نریمان و آوا و نیما و دوتا دیگ هر کی دارع روبیکا برام بفرستح🥺💔@Xx_MaRy_RE_xX

    -1
    الی 2 ماه قبل

    منم میخام

    -1
    Zahra 2 ماه قبل

    منم میخواااام

    0
    ..فائزه 2 ماه قبل

    منم میخوام🤦‍♀️ا

    2
    هلیا 2 ماه قبل

    منم میخام واسم بفرستxhelixx

    Roghaye 3 ماه قبل
    0

    چجوری باید دانلود کنیم هرچی میزنم نمیارع کسی لینک کانالش در تلگرام یا روبیکا ندارع؟

    3
    Arsin 2 ماه قبل

    تلگرام @Avaaa1254

    ناشناس 3 ماه قبل
    0

    سلام این رمانی که گذاشتین اصن رمان تاوان خیانت اوا نیست من تا پارت ۲۰ خوندم ولی این نبود میشه رمان اصلی رو بزارین تو وب لاگتونممنونم

    1
    ناشناس 2 ماه قبل

    ارع گلم نیست منم همینو میگم

    ارغوان 3 ماه قبل
    0

    کسی هست رمان تاوان خیانتو تو روبیکا داشته باشه؟؟؟

    -1
    منم میخوامش 2 ماه قبل

    منم میخوامش

    5
    ضحا 2 ماه قبل

    من دارم ایدی تو بده از طریق روبینو بهت پیام میدم برات میفرستمحدود دویست تا پارت گذاشته

    -1
    ناشناس 2 ماه قبل

    رمانشو چجوری بگیرم

    0
    مری 2 ماه قبل

    منم میخامش🙁💔

    بهار 3 ماه قبل
    1

    میفرستی توتل برام

    2
    Atifeh 2 ماه قبل

    سلام پ دی اف رمان تاوان یک روز بارانی راخواستم

    عسل 3 ماه قبل
    0

    من رمان تاوان خیانت توتلگرام دارم

    0
    نازنین 8 روز قبل

    لطفا برای منم بفرستید 🙁🥺

    -1
    پری 1 ماه قبل

    اگه داری ترو خدا یجوری بفرست

    0
    بده توروخدا 1 ماه قبل

    بده توروخدا

    -1
    ملودی 2 ماه قبل

    لطفا بهم آیدیشو بده

    0
    زهرا 2 ماه قبل

    لطفا‌واسه‌من‌بفرست‌ترو‌خدا

    1
    Mahdiyeh 2 ماه قبل

    لطفا بفرست برام

    0
    نازگل 3 ماه قبل

    میفرستین برام 🙏🙏

    0
    یگانه 3 ماه قبل

    لطفا برای منم میفرستی

    0
    معصومه 3 ماه قبل

    می‌فرستی واسم تو تلگرام

    0
    الینا 3 ماه قبل

    میشه برا منم بفرستید

    0
    ترانه 3 ماه قبل

    اگه لینکشو داری تو رو خدا بده

    0
    ترانه 3 ماه قبل

    اه داری لطفا ایدیشو بزار

    رزا 3 ماه قبل
    0

    من رمان آوا و 4برادر و میخوام اگه کسی داره داخل روبیکا لینک و بفرسته

    -1
    Svin 3 ماه قبل

    مگه تو روبیکا رمان هم هست😶🤦‍♀️منم موخوامالبته منتو گوگل زدم (رمان تاوان خیانت در تلگرام) لینکشو آوردزدین تو گوگل؟

    فائزه 3 ماه قبل
    1

    سلام چرا نمیتونم پی دی اف ش و دانلود کنم

    0
    ارغوان 3 ماه قبل

    هیچکی نتونسته هنوز

    ravis 3 ماه قبل
    0

    خواهشن لینگ کانال روبیکاتون

    ناشناس 3 ماه قبل
    0

    چرااون نیستپس اون کو

    رز سیاه 3 ماه قبل
    0

    سلام بچه ها لطفا یکی لینک رمان اوا و چهار برادر در روبیکا را برایم بفرسته

    0
    :)MAHDIEH(: 3 ماه قبل

    روبیگا فایده ندارا زود فیلتر میشه تل خوبه

    نازی 3 ماه قبل
    0

    اقااا یکی ب من کانالشو بده

    😈P.aniz😈 3 ماه قبل
    0

    خواهش میکنم اگه کسی داره لینکشو بفرسته من یک هفته دنبال این رمانم

    A .... 3 ماه قبل
    3

    سلام بچها اگه کسی چنل آوا و رادان و نیما و شایان و نریمان رو داره لطفا بفرسته من الان سه ساعت دارم دنبالش میگردم ولی پیداش نکردم

    1
    محدث 3 ماه قبل

    تو روبیکا بزن تاوان خیانت میاد

    لیلا 3 ماه قبل
    0

    کسی اگه کانالش رو داره ب من ایدیشو بده فک کنم تو سروش هم هست اگه دارین بگین

    نیکی 3 ماه قبل
    1

    واای من تو روبیکا میخوندم امروز روبیکام پاک کردم دارررم مییمیرم چرا اخهبچه اوا چی شد

    2
    میشه برام ارسال کنی؟ 2 ماه قبل
    0
    ناشناس 2 ماه قبل

    میشه برای منم بفرستی

    0
    Y 3 ماه قبل

    میشه برای منم بفرستید

    0
    😈P.aniz😈 3 ماه قبل

    میشه برا منم بفرستی

    Aysan 3 ماه قبل
    1

    واقعا منم تا پارت ۱۸۹ خوندم دنبال بقیشم

    Aysan 3 ماه قبل
    -1

    من با مدیر کانال تاوان خیانت تو روبیکا حرف زدم اونم اعصابش خرابه نمیدونه چی کار کنه

    0
    سادنا 2 ماه قبل

    میشه لطفا ایدی مدیر رو بدین

    معصومه 3 ماه قبل
    0

    سلام کسی لینکشو پیدا کرد برای منم بفرسته

    عارفه 3 ماه قبل
    0

    وای اون رمان اوا شایان کو پس

    0
    Svin 3 ماه قبل

    اون تو تل هس تموم نشده که pbf بزارن🤦‍♀️🤦‍♀️

    samira 4 ماه قبل
    0

    چرا پی دی اف نمباد😣😣😣

    Hsnihe 4 ماه قبل
    0

    این اون رمان نیست چجور میهشه پیدا کرد

    ... 4 ماه قبل
    1

    چطوری رمان اوا و چهار برادر بخونیم نمیشه دانلود کرد

    celin 4 ماه قبل
    0

    این اون نیست:/

    ... 4 ماه قبل
    1

    من رمان اوا و چهار برادر رو میخوام ولی نمیتونم پیداش کنم

    7
    دقیقن 3 ماه قبل

    دقیقن

    faezeh 4 ماه قبل
    1

    این اون رمانی که من میخام نیس😑سه ساعته دارم دنبالش میگردم بخدا شارژ گوشیم 100بوده قشنگ و دقیق 3ساعت هست که اینجام و الان شارژ گوشیم10درصد هست😑پس اون رمان اوا و رادان و شایان و اون دوتای دیگه کجاسسسسچند بار توی روبیکا چنل درست کردن فیلتر شده و من توی همش بودم همش گزارش میکنن چنل و نمیتونن کامل بزارن پارت ها رو حد اقل توی گوگل کوفتی پی دی افش رو بزارن اهههه

    0
    Bahar 3 ماه قبل

    پیداش کردی واسه منم بفرست من تا پارت ۲۸۷ تو تلگرام داخل یه چنل خوندم ولی بقیه شو پیدا نمیکنم

    14
    M 3 ماه قبل

    سلام من مدیر کانال اغوش اشتباهی ام دقیقا همون رمان هستش@roman_sara1398خواستی بیا روبیکا

    8
    یاسمن 3 ماه قبل

    آره دقیقا اصلا نیست ایییش منم تو کف بعدشم

    او 4 ماه قبل
    0

    کسی پیدا کرده؟

    2
    Fatem 2 ماه قبل

    بیکاریااا

    او 4 ماه قبل
    0

    راستش دانلود نمیشه چرا؟

    زیبا 4 ماه قبل
    1

    اخه چرا نیس من خیلی دارم میگردم نیس شما پیداش کردین

    نگار 4 ماه قبل
    0

    هی میگین پی دی اف پی دی اف پس کوووهر چقدر میگردم پیدا نمیکنمتو تلگرامم میگه میخاد تو اینستا بذاره اخه بعضیا عین من بهش دسترسی ندارن

    نگار 4 ماه قبل
    -1

    این رمان اونی نیست که من میخام

    من اون اوا ، رادان ، نیما و اون دوقلو هارو میخام

    2
    مریم 3 ماه قبل

    وای منم میخامش کسی داره؟

    5
    مص 3 ماه قبل

    من دارمش بیاین روبیکام براتون بفرستم

    -1
    المیرا 3 ماه قبل

    لطفن اگ کسی جایی از این رمان سراغ داره بگه🙏🙏🙏

    1
    کیانا 4 ماه قبل

    گلم تو سروش آواو رو میزاره اگه خواستی بگو تا آیدی کانالشو بدم

    زندگی 4 ماه قبل
    6

    سلام این اون رمان نیست نه اوا نه را دان نه نه نیما نه شایان و نه نریمان نیستند ایییییخدا

    Asal 4 ماه قبل
    5

    این اصلا اون رمان نیست نه آوا هست نه نیما نه رادان و دوقلوها هیچ کدوم نیستن لطفا اون رمانو بزارید😕😕😕

    0
    Fatem 2 ماه قبل

    تو شفته ب اونوریی،,🙁

    3
    مارال 4 ماه قبل

    آره اصلا اون نیس

    1
    احمد 4 ماه قبل

    آره منم دنبال رمان آوا و چهار برادرم

    -1
    اره 4 ماه قبل

    دقیقا منم دنبال اون رمانم

    Yegan 4 ماه قبل
    0

    اگه میشه بفرستین

    m 4 ماه قبل
    0

    رمان عااااایه بی صبرانه منتظر بقیش هستم حیف دیر پارت میزارید

    1
    m 4 ماه قبل

    البته رمان اوا وچهار برادر نه این رمان

    ناشناس 4 ماه قبل
    5

    اون رمان نیس ک😕

    0
    دقیقا😢 4 ماه قبل

    دقیقا😢

    0
    Mahsa 4 ماه قبل

    دیقا

    ... 5 ماه قبل
    3

    کسی کانال اصلیش تلگرام یا هر پیام رسانی و نداره ک رمانش و بزارن :(

    -1
    من دارم تو روبیکا 1 ماه قبل

    من دارم کاناله اصلیشو تو روبیکا

    0
    افراح 1 ماه قبل

    دوستم لینکشو داشت ولی گم شد اگر آوردم میفرستم واستون

    0
    نگین 2 ماه قبل

    اره ولی تو روبیکا همین یه هفته پیش فیلتر شد 😭

    0
    نیکا 2 ماه قبل

    واییییی منم میخوام او تلگرام چطوری پیدا کنیم؟؟؟

    2
    محدث 3 ماه قبل

    تو روبیک هس بزن تاوان خیانت تو جستجو بیان تا پارت 120گذاشتع هر شبم 20پارت میزاره

    0
    Shadi 3 ماه قبل

    میشه لینکی ک داخل روبیکا میزارع رو بدی🙏🏻

    1
    نازنین 4 ماه قبل

    سلام من تو پیام رسان روبیکا عضو م اونجا می زارن

    5
    نگار 4 ماه قبل

    خب بفرس

    0
    Marýam 4 ماه قبل

    البتع بزنید تو تلگرام خودش بالا میاد

    ناشناس 5 ماه قبل
    -1

    خواهش میکنم رمان تاوان و خیانت آوا وچهار برادر پیدا کنید

    -2
    ناشناس 5 ماه قبل

    فاطمه

    ناشناس 5 ماه قبل
    -1

    سلام ادامه آوا و چهار برادر پیدا کنید لطف

    غزل 5 ماه قبل
    3

    من رمان تاوان خیانت میخوام ولی این کلا یه رمان دیگس

    2
    Najim😋 4 ماه قبل

    اره این اون نیستت🤦‍♀️🤦‍♀️👿😤

    7
    Nomina7 5 ماه قبل

    آره اون نیست نه آوا داخلش هست نه رادان و نیما و دوقلو ها .

    3
    Mahsa 5 ماه قبل

    اره اصلا اونی نیست که ما میخوندیم

    2
    . 5 ماه قبل

    اره

    ناشناس 6 ماه قبل
    -2

    سلام خوبی من برنامه تاوان خیانت روچجوری دانلودکنم

    21
    Aghrab 6 ماه قبل

    ما هنوز رو دانلود پی دی اف رمانش موندیم شما برنامشو میخوای😂

    پریا 6 ماه قبل
    6

    رمانش جالبه تو روبیکا هستش بیاید آیدی روبیکام تا براتون لینک رمانشو بدم [email protected]

    2
    Nsr 3 ماه قبل

    میزنم نمیارعه

    6
    غزل 5 ماه قبل

    من تو روبیکا میخوندمش ولی کانالش فیلتر شد .....میخوام بقیشم بخونم ک نمیتونم دیگه پیداش کنم

    پریا 6 ماه قبل
    0

    چرا پی دی اف نیست

    0
    Svin 3 ماه قبل

    چون هنوز تموم نشده مثل اینکهچون هرروز یه پارت میزارن تو کانال

    درناز 6 ماه قبل
    1

    یعنی چی هی میگید پی دی اف پی دی اف آخرشم هیچی

    مهدی 6 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید