توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    رمان تاوان خیانت آوا و چهار برادر pdf

    1 بازدید

    رمان تاوان خیانت آوا و چهار برادر pdf را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    وبلاگ داستان کوتاه born1992

    با خوشحالی خود را به مریم رساندم. او نزدیک همان رستوران شیک انتظار مرا می‌کشید. همان‌جایی که برای اولین بار یکدیگر را ملاقات کردیم و آشنا شده بودیم. با نوعی شتابزدگی تاکسی را متوقف کردم و از آن پایین جستم و با دست اشاره کردم. مریم دوان دوان خودش را به من رساند و وقتی به یک قدمی من رسید نفس‌زنان و در حالی‌که سرخ شده بود پرسید: موفق شدی؟

    - آره، به تاکسی اجازه خروج نمیدن، ولی من گرفتم. بزن بریم.

    - چه خوب پس همین جا منتظر من باش تا برم لباس خودمو عوض کنم و برگردم...

    - خب چرا پیاده؟ می‌‌رسونمت و همونجا منتظرت می‌مونم. اینجوری که بهتره

    - راست می‌گی‌ها... از خوشحالی گیج شدم.

    کنار من نشست و ما حرکت کردیم. فاصله زیادی تا خانه مریم نبود. برای همین زود رسیدیم و او بلافاصله پیاده شد و رفت. من نیز در همان حد فاصل به گذشته پرتاب شدم.

    من و مریم تقریبا سه ماه پیش آشنا شدیم. آن روز من سه مسافر خود را نزدیک میدون بهارستان پیاده کردم و به راه ادامه دادم. اما هنوز خیلی دور نشده بودم که چند دختر دست بلند کردند. پنج نفر بودند. من تاکسی خود را متوقف کردم. یکی از آنها همین مریم بود که خم شد و گفت: آقا ماها را می‌رسونید؟

    - شما پنج نفر هستید و تاکسی من جا نداره.

    - مهربون‌تر می‌شینیم... تو رو خدا، ما خیلی دیرمون شده.

    ومن قبل از آن‌که پاسخی بدهم، آنها درب را باز کردند و سوار شدند.

    چندان به سوار کردن پنج مسافر علاقه‌ای نداشتم و به همین جهت با دلخوری دنده را جابه جا کردم و آنها را به محل مورد نظر رساندم. نزدیک چهار راه آخر پشت چراغ قرمز ایستاده بودم که همان دختر که بعدا دانستم نامش مریم است پیشنهاد داد که هر روز آنها را از دانشگاه به خانه برسانم صبح‌ها هم دنبال‌شان بروم.

    آنها دانشجو بودند و ترم اول رشته مدیریت. پیشنهاد جالبی بود، چراکه در آن ساعات که او معین می‌کرد مسافر زیاد نبود و کار تاکسی چندان رونق نداشت. نمی‌‌دانم روی چه فکری پیشنهاد او را پذیرفتم و آنها را یک به یک به خانه‌های‌شان رساندم. از سر و وضع و محله زندگی و خانه‌های‌شان مشخص بود که همگی مرفه و پولدار بودند.

    آخرین نفر مریم بود و وقتی که پیاده شد یک تراول پنجاهی بهم داد و من نیز بلافاصله خواستم بقیه پول را بدهم که گفت: بقیه‌اش رو فردا حساب می‌کنم که مطمئن باشم شما تشریف میارین.

    لبخندی زدم و گفتم: من باقی پول رو هم بدم باز میام، چون قول دادم.

    مریم لبخندی تحویلم داد و نگاه زیبایش را به چشمانم دوخت و در هنگام پیاده شدن گفت:

    «فردا ساعت هشت صبح اینجا منتظر شما هستم، من اولین نفر هستم و بعد می‌رویم سراغ چهار نفر دیگر.»

    در راه بازگشت از این‌که سرنوشت من کار کردن روی تاکسی شده بود پکر بودم. همیشه چهره مردانه و قد بلند و صورت زیبایم زبانزد همه فامیل و آشنایان بود، خصوصا که در تحصیل هم رتبه اول را داشتم، اما بازی روزگار باعث شده بود که نان‌آور خانواده شوم و برای همین قید درس و تحصیل را بزنم و راننده تاکسی شوم. آخ که چقدر معلمانم از این‌که می‌دیدند شاگرد ممتازشان دارد ترک تحصیل می‌کند ناراحت بودند و اصرار داشتند که مانع این کار شوند. اما ظاهرا من باید برای بقای خانواده از خود گذشتگی می‌کردم، که کردم.

    از فردای آن روز برنامه من مشخص بود و هر روز سر یک ساعت مشخصی ابتدا به دنبال مریم می‌رفتم و او مانند یک شاخه گل شاداب و معطر از خانه جست می‌‌زد بیرون و با تبسم سلام می‌کرد:

    - سلام ایرج‌خان... صبح بخیر

    مریم همیشه جلو می‌نشست و چهار دوست دیگر خود را به هر نحو ممکن در عقب جای می‌دادند. نمی‌‌دانم مریم چه آهن‌ربایی داشت که روز به روز، مرا بیشتر به خود جذب می‌کرد و مرا دلباخته خود می‌کرد و او نیز کم‌کم صمیمیت بیشتری از خود نشان می‌داد و مرا با نام کوچک صدا می‌کرد.

    یک روز که مانند هر روز، دوستانش را به مقصد رساندم، خود به عنوان آخرین نفر در تاکسی ماند تا او را به خانه برسانم، به من گفت: ایرج می‌تونم ازت یه خواهشی بکنم؟

    - آره حتما... چه کمکی از دست من برمیاد؟

    - می‌‌تونم ازت بخوام که بهم رانندگی یاد بدی؟

    مکثی کردم و با تردید گفتم: راستش مریم‌خانوم رانندگی رو باید دو کلاجه یاد گرفت. این کار، خطرناکه، تازه اگر پلیس هم ببینه گواهینامه منو باطل می‌کنه.

    مریم چیزی نگفت، اما در چهره‌اش غم را تشخیص دادم و از این سکوت ناراحتی‌اش، دلم گرفت. برای همین بلافاصله پذیرفتم و بهش گفتم که از فردا بعد از پیاده کردن دوستانش بهش رانندگی یاد خواهم داد.

    طبق قرار از فردا، همان روز من شروع به آموزش رانندگی به مریم کردم، اما ظاهرا او علاقه و تمرکزی به یادگیری رانندگی نداشت و یک بند با من حرف می‌زد و درددل می‌کرد. کم‌کم دیگر احساس کردم که به مریم علاقه‌مند شده‌ام  و او را دوست دارم. با این‌که او جوان بود، اما من نیز با او اختلاف سن زیادی نداشتم وتنها پنج سال از او بزرگ‌تر بودم.

    اما مشکل اصلی جای دیگری بود. من دو سال پیش یک ازدواج کاملا سنتی و بدون عشق کرده بودم و همسرم نیز شش ماهه باردار بود.

    از اینها گذشته مریم از یک خانواده بسیار مرفه و برجسته بود ومن یک راننده تاکسی ساده که غیر از زن و فرزند آینده‌ام، از پدر و مادر پیر و خواهر کوچک‌ترم نیز نگهداری می‌کردم و مخارج آنها را تامین می‌‌کردم.

    نه!نه! این درست و عاقلانه نبود. عقل حکم می‌کرد که من عشق مریم را از خود دور کنم و به زندگی خود بازگردم. اما... اما یا من ضعیف بودم و یا عشق آنقدر قوی بود که مرا هر روز بیش از پیش به سمت مریم می‌کشاند.

    مدتی به همین نحو گذشت تا این‌که یک روز مریم سراغ من آمد و گفت:

    - ایرج، من می‌خوام برم شمال. یه کار واجب دارم. منو می‌بری و برگردونی؟

    - من که از خدامه... ولی می‌دونی که پلیس اجازه نمیده تاکسی از شهر خارج بشه... برای شمال تاکسی هست... می خوای منم تاکسی رو بذارم و باهات بیام و برگردم؟

    - نه، دوست دارم باتو باشم. باتو باشم و با تاکسی تو برم که توی راه حرف بزنیم.

    بدین ترتیب اجازه خروج را گرفتم و به دنبال مریم رفتم.

    در همان افکار گذشته بودم که درب باز شد و مریم در حالی‌که روپوش سبز خوشگلی به تن کرده بود از خانه بیرون  آمد و کنار من نشست. حس عجیبی سراسر وجودم را پر کرده بود... چیزی شبیه احساس عشق آمیخته با گناه و عذاب وجدان. برای لحظه‌ای تصویر همسر باردارم که این روزها بیش از پیش، او را فراموش کرده بودم و نسبت به وی سرد شده بودم جلوی چشمانم آمد. هر چند که تا آن زمان نهایت کاری که کرده بودم آموزش رانندگی به مریم بود، اما حالا با وجود زن و بچه‌ای در راه، درحال رفتن به مسافرت با زنی دیگر بودم.

    این افکار در طول راه مدام ذهنم را اشغال کرده بود و ظاهرا مریم نیز متوجه شده بود که گفت:

    - ایرج به چی فکر می‌کنی؟ می خوای بگم؟

    لبخند ریزی تحویلش دادم و گفتم: بگو. مگه می‌تونی فکر منو بخونی؟

    - البته که می‌تونم. تو الان دقیقا داری به همون چیزی فکر می‌کنی که من فکر می‌کنم.

    - خب تو به چی فکر می‌کنی؟

    - به عشق، به آینده، به دوست داشتن.

    سکوت کردم. دوست داشتم فریاد بزنم، اما جرات نداشتم، تا این‌که او ادامه داد: اما تو خیلی آدم خونسردی هستی... بعضی وقت‌ها ازت حرصم می‌گیره.

    - چرا این حرف رو می‌زنی؟

    - برای این‌که تو از نگاه من هم می‌تونی تشخصی بدی که من نسبت به تو چه حسی دارم، اما تو هیچی نمی‌گی...

    - یعنی... ؟

    آره یعنی من دوست دارم!

    چنان تکان خوردم که بی اختیار روی ترمز کوبیدم و به طرف راست جاده کشیده شدم. مثل بید می‌لرزیدم و پس از لحظه‌ای سکوت گفتم: مریم من خونسرد نیستم. به خدا منم قلب و احساس دارم. فکر نکن من بی‌‌تفاوت هستم. اما یک نکته این وسط وجود داره... ببین عاقلانه که نگاه کنی می‌بینی که من یه راننده تاکسی هستم و درآمد چندانی ندارم، اما تو یک دختر پولدار و مرفه با یه خانواده آنچنانی... تازه... تازه...

    آمدم بگویم که تازه من زن دارم که ناگهان مریم به میان حرف من پرید و گفت:

    - اشتباه تو همین جاست ایرج. من پدر ندارم، سال‌ها پیش فوت کرده. برادر و مادرم هم تحصیل‌کرده هستند و کاری به ازدواج من ندارند و بارها گفتند که مریم با هر کس بخواد می‌تونه ازدواج کنه. تو فکر می‌کنی من اونقدر خام و بچه هستم که فکر اینجاها رو نکردم؟

    - ولی ببین مریم من حتی دیپلم هم ندارم... خرج پدر علیل و مادر پیرم به اضافه خواهر دم بختم هم روی دوش منه.

    - ببین ایرج من با پولی که از اجاره زمین‌ها، خونه‌ها و مغازه‌هایی که از بابام به من ارث رسیده می‌تونم یک خانواده ده نفری رو اداره کنم، چرا به این جور چیزای پیش پا افتاده فکر می‌کنی؟

    ای خدا چرا آن روز من به مریم نگفتم که زن دارم و به زودی پدر می‌شوم؟ چرا به وی امید واهی دادم و از ترس از دست دادن مریم خود را به تندباد سرنوشت سپردم؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ و چرای مهم‌تر این‌که چرا یک سال پیش با مریم آشنا نشده بودم، قبل از ازدواج... چرا او زودتر سر راهم قرار نگرفت...

    نمی‌‌دانم. واقعا نمی‌دانم. با این حال این بازی مسخره را ادامه دادم. مریم گفته بود که خانواده‌اش گفته‌اند که کاری با فرد انتخابی او برای ازدواج ندارند، اما من باور نمی‌کردم. تا این‌که یک روز مریم با اصرار از من خواست که به خانه آنها بروم. این برایم خیلی ناراحت‌کننده بود و خیلی خجالت می‌کشیدم. نه از آنها، بلکه از خودم. از خودم که دروغ گفته بودم و حقیقت را کتمان کرده بودم. این‌که خودم چنین بازی احمقانه‌ای را ادامه داده بودم. باز هم نمی‌دانم چطور شد که این دعوت را پذیرفتم و راهی خانه آنها شدم.

    در طول راه فکر می‌کردم که مادر و برادر مریم با ترشرویی با من برخورد خواهند کرد و من نیز همین را بهانه می‌کنم و رابطه‌ام را با مریم قطع می‌کنم. اما آنها به قدری مهربان و با شخصیت و محترم بودند و از این‌که من با وجود معدل بالا درس را رها کرده بودم و خود را وقف خانواده‌ام کرده بودم چنان تحسینم کردند، که خودم نیز باور نمی‌کردم، یعنی آنها تمام حرف‌هایم را باور کرده بودند... مادر مریم به وضوح تحت تاثیر ایثار و مردونگی من قرار گرفته بود و برادر او نیز که جوان به شدت مودب و خوش برخوردی بود رو به من کرد و گفت:

    راستش من در انتخاب خواهرم دخالت نمی‌کنم... یعنی چیزی رو بهش فشار نمی‌آورم، اما چند تا چیز هست که باید بهتون بگم. مریم دختری هست که توی خانواده نسبتا آزادی بزرگی شده... سالی چند بار سفر خارج میره و در بین دوستان و اکیپ رفقاشون چندین و چند پسر وجود داره. نه می‌خوام بگم اینا خوبه و نه می‌خوام بگم بده، ولی فکر می‌کنم شما آدم سنتی باشید و کمی هم متعصب. آیا می‌تونین با این چیزا کنار بیایین؟

    خواستم لب باز کنم که مریم پاسخ داد:

    - مهران‌جان چه حرف‌هایی می‌زنی تو! مگر قراره من بعد از ازدواجم مثل دوران مجردیم زندگی کنم؟ معلومه که دور دوستای دوران مجردی و تفریحات تنهایی‌ام رو خط می‌کشم.

    مریم با چنان تحکمی این جملات را گفت که دیگر حرفی برای کسی باقی نماند و بدین ترتیب من و مریم رسما نامزد شناخته شدیم و من احمق بازهم سکوت کردم و حرفی نزدم!! باورتان می‌‌شود...

    دیگر، ناگزیر بودم پا به پای مریم در مهمانی‌های فامیلی آنها شرکت کنم و با او به تفریح و گردش و حتی مسافرت بروم. آه... این وحشتناک بود. مریم می‌توانست تا ظهر بخوابد، اما من که متکفل خرج زن باردار و پدر و مادر پیرم و خواهرم بودم اجبار داشتم تا کار کنم و برای جبران مافات مجبور بودم صبح‌ها زودتر از خونه بیرون بزنم و در نتیجه بیشتر از سه ساعت نمی‌توانستم بخوابم و همین خستگی مزمن کم کم خود را نشان داد و اولین نفر پدرم بود که لب باز کرد و گفت:

    ایرج چند وقته عوض شدی... داری چیکار می‌کنی؟ پای چشات گود رفته... به زنت که این روزا بهت احتیاج داره توجه نمی‌کنی... پول در نمیاری و دائم غر می‌زنی. به من راست بگو ببینم جریان چیه؟

    و من نیز دقیقا شروع به بافتن یه مشت دروغ کردم که به ناگهان پدر حرفم را قطع کرد و دستان لرزانش را به هم چسباند و گفت:

    - دروغ نگو... سعی نکن منو فریب بدی. من همه چی رو می‌دونم. تو مدتی هست که با دختری به نام مریم دوست شدی. هر کی  هست به من ربطی نداره... ولی تو باید هر چه زودتر رابطه‌ات رو با اون قطع کنی... ایرج تو زن داری... داری پدر می‌شی... این کار تو خیانته... گناهه...

    بدنم یخ کرده بود، یعنی پدر از کجا فهمیده بود؟ در این فکر بودم که گویی پدر ذهن مرا خواند که گفت:

    - برای تو چه فرقی می‌کنه؟ فکر کن یکی از دوستات که خیرت رو می‌خواسته اومده گفته، یا یکی توی خیابون شما دو نفر رو دیده... اما هر چی هست خدا رو شکر که کار به جاهای باریک کشیده نشده...

    پدر تک سرفه‌ای زد و ادامه داد: ببین ایرج همین امروز میری رابطه‌ات رو با اون دختر قطع می‌کنی، وگرنه خودم بلند می‌‌شم می‌‌رم دم خونه اون دختر و بهشون تمام حقیقت رو می‌گم.

    آنقدر عصبانی بودم که من نیز بلند فریاد زدم: گوش کن پدر من اون دختر رو دوست دارم... شما هم اگر چنین کاری بکنید قسم می‌خورم که تاکسی و خودم را از دره پرت می‌کنم پایین.

    پدر‌هاج و واج به من خیره ماند و من نیز خانه را ترک کردم.

    چند روز بعد مریم از من دعوت کرد که به اتفاق مادر و برادرش برای عروسی خانوادگی یکی از اقوام چند روزی با آنها به شیراز برویم. این بار دیگر کمی جرات پیدا کردم و دل به دریا زدم و گفتم:

    «مریم‌جان من که بهت گفتم مخارج پدر و مادر پیرم رو می‌‌دم. اگر باهات بیام دیگه کی می‌خواد پول دربیاره؟»

    مریم لبخندی زد و از داخل کیفش چند تراول بیرون کشید و گفت: بیا اینم یک میلیون پول برای این چند روز بهشون بده... وای خدا، افتاده بودم تو ظرف عسل...

    غرور مردانه‌ام اجازه نمی‌داد که از او پول بگیرم، اما چاره‌ای نداشتم، برای همین قبول کردم و پول را به مادرم دادم و بدون آن‌که با پدرم حرفی بزنم، به همسرم گفتم که برای انجام یک کار بسیار مهم باید به شیراز بروم.

    بدین ترتیب گوشی موبایلم را هم خاموش کردم و به اتفاق مریم، مادر و برادرش راهی شیراز شدم. چیزی درحدود دوازده روز آنجا بودیم ومن در طول این مدت، معنای واقعی زندگی را به وضوح لمس کردم.

    بعد از بازگشت به تهران بود که دنیا دور سرم چرخید... آه! همسرم هشت روز قبل پسری به دنیا آورده بود ومن با معشوقه‌ام به خوشگذارنی و سفر رفته بودم. بیچاره همسرم... بیچاره پسر بی‌‌گناهم... بیچاره... شرمسار و ناراحت نزد همسرم رفتم و تولد نوزاد را به او تبریک گفتم و خم شدم و گونه‌اش را بوسیدم. اما او بغض کرد و با اشک گفت: ممنون اما قبل از هر چیز بگو ببینم، شیراز با مریم خوش گذشت؟

    کم مانده بود آب بشوم... فهمیدم که کار پدرم است، ابتدا خواستم به پدرم یورش ببرم، اما نه! به آن کسی که باید یورش می‌بردم او نبود، باید خودم را مورد سرزنش قرار می‌دادم.

    نمی‌‌دانستم چه کنم! از خانه بیرون زدم و بی‌‌هدف در خیابان‌ها گشتم. دیگر تصمیم خود را گرفته بودم و باید به زندگی خودم می‌چسبیدم. عزم خود را جزم کردم و بلافاصله سیم کارتم را فروختم و برای مریم نامه‌ای نوشتم و در آن تمام واقعیت را گفتم.

    «گفتم که من در این مدت معنای واقعی عشق را تجربه کردم و بدون تو خواهم مرد، اما یک حقیقت را از تو کتمان کردم و آن این‌که من صاحب زن و بچه هستم و اگر باتو باشم چند نفر خواهند مرد.

    ما هیچ تناسبی باهم نداریم. من نمی‌توانم یک زن تازه وضع حمل کرده را طلاق بدهم... مرا به خاطر تمام دروغ‌هایم ببخش و حلالم کن...» نامه را برای مریم پست کردم و خود نیز گم و گور شدم...

    جرات نداشتم از زور خجالت در چشمان همسرم نگاه کنم، حتی از بغل کردن فرزندم نیز احساس شرم و گناه داشتم. اما هنوز یک هفته‌ای نگذشته بود که یک روز صبح وقتی داشتم سوار تاکسی می‌شدم مریم جلویم ظاهر شد و گفت: تو خیر نمی‌بینی ایرج... بهای شکستن قلب یه عاشق خیلی سنگینه... من می‌دونستم تو زن داری، همون موقع‌ها یه روز که از ماشین پیاده شده بودی از توی گوشی‌ات دیدم که یه شماره داری به اسم خونه و یه شماره به اسم خونه بابا اینا... همون جا بود که شک کردم و پیگیر ماجرا شدم...

    حالا برایم روشن بود که چه کسی پدر را درجریان گذاشته بود... اما صدای گریه و ضجه مریم مجال فکر کردن نمی‌داد. او مرا تهدید می‌کرد که مرا دور انداختی و اگر زنت را طلاق ندهی خود را خواهم کشت و تو را به عنوان قاتل معرفی می‌کنم. تمام مدارک و عکس‌هامون رو  می‌ذارم و می‌گم که قصد داشتی بهم تجاوز کنی و منم به خاطر خیال تو خودکشی کردم.

    باور نداشتم که مریم چنین کاری کند، اما کرد... آری! او خودکشی کرد، اما خدا رو شکر زنده ماند، اما توان تکلم خود را از دست داده بود. درست در شبی که پسرم دو ماهه شده بود... مریم به وعده‌اش عمل کرد... او طوری صحنه‌سازی کرد و وصیت نوشت که من بلافاصله بازداشت شدم... حتی همسرم نیز باور کرده بود که من قصد تجاوز به مریم را داشتم و به همین جهت چنان نفرتی از من گرفت که خیلی زود از من طلاق غیابی گرفت. پدر و مادرم نیز مرا نفرین کردند و...

    امروز بعد از یک سال در زندان بودن به ته خط رسیدم... موهایم در بیست و شش سالگی به رنگ دندان‌هایم درآمده‌اند و روزها و شب‌ها تنها کابوس می‌بینم و به این فکر می‌کنم که چگونه دستی دستی زندگی‌ام را به باد فنا دادم... آری حق با مریم بود... بهای شکستن قلب یه عاشق خیلی سنگین است!

    رمان دختری به نام آوا

    رمان دختری به نام آوا

    آوار دختری تنها با مادربزرگ خود زندگی میکند.در دوران تحصیل با پسری اشنا میشود که قصد دوستی با او را دارد اما...

    دانلود رمان چند نفر به یک نفر از a.taghavi

    دانلود رمان چند نفر به یک نفر از a.taghavi

    تبلیغات در ناول کافه

    انجمن ناول کافه

    تماس با ما

    اینستاگرام ناول کافه

    کانال تلگرام ناول کافه

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    Aghrab : ما هنوز رو دانلود پی دی اف رمانش موندیم شما برنامشو میخوای😂

    M : سلام من مدیر کانال اغوش اشتباهی ام دقیقا همون رمان هستش @roman_sara1398 خواستی بیا روبیکا

    Aghrab : ما هنوز رو دانلود پی دی اف رمانش موندیم شما برنامشو میخوای😂

    M : سلام من مدیر کانال اغوش اشتباهی ام دقیقا همون رمان هستش@roman_sara1398خواستی بیا روبیکا

    مص : من دارمش بیاین روبیکام براتون بفرستم

    زری : منم همین مشکلو دارم

    ممد : منم همینطور

    فاطمه : واییییییییی مرسیییی جیگرررررررر❤💋

    زندگی : سلام این اون رمان نیست نه اوا نه را دان نه نه نیما نه شایان و نه نریمان نیستند ایییییخدا

    یاسمن : آره دقیقا اصلا نیست ایییش منم تو کف بعدشم

    .... : تمام کسای که چنل تاوان خیانت دارن تو روبیک اسکی از ما میرن هرکس رمانو میخواد پیوی این رمانpdfنداره چون هنوز کامل نوشتع نشده هرکسم بگ pdfدارم دروغ میگ یا کامل نی ایدیم تو روبیکا اگ خواستین بیاین رمانو بدم @AIireza1380ah

    Nomina7 : آره اون نیست نه آوا داخلش هست نه رادان و نیما و دوقلو ها .

    دقیقن : دقیقن

    . : آره کی کانالش رو تو روبیکا داره به منم بده

    حیات : سلام من حیات هستم اگر رمان کامل تاوان خیانت رو میخاین یعنی همون داستان اوا که چهارتا برادر نیما نریمان شایان و رادان اونو ........... ادامه ی این رمان در چنل من توی روبیکا به صورت تایپی نوشت میشود اگه همین الان به چنل من بپیوندید میتونین رمان رو بخونید هنوز پارک ۴۵۷ زودی بیاین عقب نمونین قسمتای خاک توسریش خوندن دار ⁦:⁦8-)⁩

    مهتاب : تو روبیکا بزنید tavan_khyant براتون میاره بالا

    fati.tt : اقا کسی رمان تاوان خیانت اوا رادان و نیما و.....داره؟ اگ کسی لینک کانالی ک پارت میزارن داره برام توی روبیکا بفرسته تنکص:) ایدیم billi2588

    Hanieh : کسی پی دی اف کامل رمان تاوان خیانت و داره بفرستید لطفا برام هرچی میگردم نیست آیدی روبیکام [email protected]

    ناشناس : سلام کسی پی دی اف رمان تاوان خیانتو داره .. من تو روبیکا کانالشو داشتم ولی به دلایلی روبیکامو پاک کردم الان هرچقدر دنبال پی دی افش میگردم پیدا نمیکنم .. اگه کسی داره لطفا بفرسته

    raha : من توی روبیکا توی کانالش عضو بودم ولی فیلتر شد الان بد موندم تو خماریش😭 توی گوگل هم هرچی میزنم نمیاره😭 یه کاری کنین😔

    بی نام : بفرسش خب

    لیلی : اسم کانال ؟

    M : لینکش رو بدع خو😕😕

    مم میقام😐💔 : منم میخااام😌💔😐

    Mahsa : اره اصلا اونی نیست که ما میخوندیم

    Najim😋 : اره این اون نیستت🤦‍♀️🤦‍♀️👿😤

    ناشناس : اون رمان نیس ک😕

    Asal : این اصلا اون رمان نیست نه آوا هست نه نیما نه رادان و دوقلوها هیچ کدوم نیستن لطفا اون رمانو بزارید😕😕😕

    A .... : سلام بچها اگه کسی چنل آوا و رادان و نیما و شایان و نریمان رو داره لطفا بفرسته من الان سه ساعت دارم دنبالش میگردم ولی پیداش نکردم

    رز : اقا رمان تاوان خیانتتتت کووو پس چرا این این مدلیه اخه💔

    ناشناس : لطفا بفرس

    یک بنده خدا : هر کی تا ۴۲۶ میخواد دارمش توی روبیکا به این آیدی پیام بده : @Hesam_db_2021 اگه توی روبیکا بن شده بودم یا حالا هر چی به این آیدی تو تل پیام بدید : @No_Name_game فقط بصورت تایپی هستش و بصورت پی دی اف نیست!

    فاطمه : سلام میشه لینکشو بدید؟ لطفا

    غزل : من رمان تاوان خیانت میخوام ولی این کلا یه رمان دیگس

    Bahar : پیداش کردی واسه منم بفرست من تا پارت ۲۸۷ تو تلگرام داخل یه چنل خوندم ولی بقیه شو پیدا نمیکنم

    محدث : تو روبیکا بزن تاوان خیانت میاد

    mitra : من تا پارت 300 خوندم اما این اون رمان نیسمیشه لینک کامال رمان رو بزارین

    Nazi : تو روبیکا دوباره کانال زدن که این رمانو میزاره من آیدی شو دارم .بعد توی همین کانال آیدی کانال تلگرامشونم گذاشته .البته نمیدونم چرا تو روبیکا کم فعالیت میکنن .

    ناشناس : لطفا رمان آوا رو بزارید این رمان آوا نیست ممنونم

    هلیا : ایوای میشه ایدیشو لطفابدی منم دنبالشم

    زهرا : سلام میشه لینگ رمان تاوان خیانت آوا و نیما رادان نریمان شایان بدین مرسی

    najmeh : بزنی کانال تاوان خیانت دد تلگرام محافظش میاد ولی لینک جدید کانال اصلیش تو محافظش برام باز نمیشه و مبگه این کانال نیستش میشه کمک کنید کانال تلگرامشو پیدا کنم؟

    زری : سلام من تو روبیکا رمان تاوان خیانت رو میخوندم اما کانالش فیلتر شد کسی کانالشو تو تل یا روبیک نداره ؟

    یارا : دانلود نمیشه چرا

    nika : توروخدا پیداش کنین

    دلی : بیاین اینجا بچه ها رمان تاوان خیانت و میزارن https://rubika.ir/joinc/BDDIJCAJ0OOHPKUOTABBDAJUUUZZMZCS البته نویسنده اش نمیدونم کیه

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    فاطمه 1 ماه قبل
    2

    کسی کانل رمان تاوان خیانت آوا و چهار برادر رو نداره

    -1
    آوا 17 روز قبل

    من یه چند پارتی ازش دارم ولی کامل نیست

    غزل 2 ماه قبل
    2

    سلام میشه ب منم رمان رو بفرستین تا نصفش خوندم دیگع نتونستم بقیشو پیدا کنم @ghzal79ایدی من همه جا همینه تل وات روبیکا بفرستینش برام.

    Mehrsa 2 ماه قبل
    0

    لطفاااااا هرکی تاوان خیانت و داره برام ت روبیک بفرسته

    x_sevdat_x

    ناشناس 2 ماه قبل
    1

    بچه های که رمان آوا و نیما و رادان شایان و نریمانو نی خوان باید بزنن تو گول تاوان خیانت در سروش باید از سروش پیداش کنید تو گوگل بزنید کانالشو پیدا می کنید گفته بودم که براتون پیداش میکنم 😂😂👌

    ناشناس 2 ماه قبل
    0

    باید رمانشو پیدا کنم کسی یادشه از قلم کی بود این طور پیدا میشه

    M 2 ماه قبل
    1

    من رمان تاوان خیانت رو تا پارت شصدوسی رو دارم

    0
    mahya 2 ماه قبل

    میشه بدیش؟

    0
    ناشناس 2 ماه قبل

    میشه برای من بفرستین

    0
    دادا 2 ماه قبل

    ميشه لينكشو بزاري بدجور تو خماريشم

    0
    دادا 2 ماه قبل

    تو تلگرام؟

    ناشناس 3 ماه قبل
    0

    سلام رمان تاوان‌خیانت منم دنبالشم ولی فقط توتلگرام بقیش هس

    ...A 3 ماه قبل
    0

    کسی پی دی اف کامل شو نداره

    دلی 4 ماه قبل
    4

    بیاین اینجا بچه ها رمان تاوان خیانت و میزارن

    https://rubika.ir/joinc/BDDIJCAJ0OOHPKUOTABBDAJUUUZZMZCS

    البته نویسنده اش نمیدونم کیه

    مبی 4 ماه قبل
    1

    وای من پی دی افشو میخام نمیتونم پی دی اف رمان و دان کنم اصلا نیس بمولا 🥺💔

    ناشناس 4 ماه قبل
    0

    هرکس داره همینجا لینکشو بزاره

    -1
    T.s 3 ماه قبل

    سلام

    https://t.me/+A2bqqsJ0syZhYzA8

    لینک کانالش تو تلگرامه

    0
    مبی 4 ماه قبل

    پیدا کردی ب منم بده

    5 ماه قبل
    0

    چرا دان نمیشه😐💜

    فاطی 5 ماه قبل
    2

    لطفن بر من بفرستینش

    ملی 6 ماه قبل
    0

    اگ رمانشو کامل دارین واسم بفرستین ط روبیکا

    @sis_890 منتظرم

    مصی 6 ماه قبل
    2

    این رمان تاوان خیانت نیست هرجا و میگردم نیستش😰تا پارت ۴۰۰دارم بقیشو میخوام که نیست اصلا پیدا نمیشه

    2
    ب ت چ 2 ماه قبل

    ار باوا منم دارم ت400 بقیش رو. میخام

    0
    ناشناس 3 ماه قبل

    میشه برا منم بفرستی

    1
    Meli 3 ماه قبل

    میشه ب من بفرسی‌ تا ۴۰۰ Melina84MW ایدی روبیکامه

    محمد 6 ماه قبل
    0

    من رومان تو تلگرام میخوندم دیگه نمیاره

    عسل 6 ماه قبل
    1

    توروخدا کمک کنید منم میخوام رمان و بخونم همه تعریف کردن راهنمایی کنید منم رمان توان خیانت و بخونم

    1
    Nilo 5 ماه قبل

    تو باهم عضو این کانال بشیدhttp://ba-ham.com/ch/hdkdhl

    آنیتا 7 ماه قبل
    1

    سلام ببخشید من تو روبیکا عضو چنلتون بود نصفی از رمانی که گذاشته بودینو خوندم که چنلتون فیلتر شد الان میخوام دوباره بخونم لطفا اگه چنله دیگیم دارید لینکشو بزارید بخونیم

    گلسا 8 ماه قبل
    0

    ....

    Z 8 ماه قبل
    0

    منمممم میخوام

    هرکی داره بفرسته رمانو

    [email protected] ایدی روبیکا

    هیچ 8 ماه قبل
    1

    سلام

    تاوان خیانت سروش پارت میزاره رم‍‌ان‌ه‍‌ای‌آن‍‌ل‍‌ای‍‌ن.

    @romanish2

    اط‍‌ل‍‌اع‍‌ات.

    @romanish_info

    ب‍‌ن‍‌را.

    @baner_romanish

    س‍‌ف‍‍‌ر‌ب‍‌ه‌ف‍‌ق‍‌ان‍‌س‍‌ه.

    @safar_be_faghanseh

    ای‍‌ن‍‌ج‍‌ا‌پ‍‌رازرم‍‌ان‌ب‍‌ا‌ژان‍‌ر‌ه‍‌ای‌م‍‌خ‍‌ت‍‌ل‍ف،م‍‌وزی‍‌ک.

    ¹⁷⁰⁰.....🚶.....¹⁶⁰⁰

    ش‍‌روع‍‌م‍‌ون

    ⁹⁹/⁶/⁶

    fati.tt 8 ماه قبل
    7

    اقا کسی رمان تاوان خیانت اوا رادان و نیما و.....داره؟

    اگ کسی لینک کانالی ک پارت میزارن داره برام توی روبیکا بفرسته تنکص:)

    ایدیم billi2588

    باران 8 ماه قبل
    0

    سلام بچه ها هر کس رمان رو داره بهم توی روبیکا اس بده[email protected]

    باران 8 ماه قبل
    0

    خیلی رمان خوبیه عالیه

    ناشناس 8 ماه قبل
    1

    سلام ببخشید چرا دانلود نمیشه😥🥺

    sogand 9 ماه قبل
    1

    من تو روبیکا صد بار خوندم

    صد تا چنل رو دنبال کردم

    ولی به ی قسمتی ک می‌رسید

    چنل فیلتر میشد

    چجوری پیدا کنیم رمان ووووو

    من میخواااام

    نگین 9 ماه قبل
    0

    من تا پارت چهارصد وخوندم بقیشو میخوام کسی نداره؟

    0
    yekta 4 ماه قبل

    برام می‌فرستی من تا پارت100 خوندم

    آیدی روبیک یا تلت رو بده

    0
    5 ماه قبل

    میشه بفرستیش برام من تا قسمت ۲۸۰ خوندم ایدی تلگرامم @Anit_kh

    stareh panah 9 ماه قبل
    0

    اینکه رمان تاوان خیانت نیس 🤕😭😭

    0
    هیوا 2 ماه قبل

    اره اصلا حتی شبیهشم نیست

    deli 9 ماه قبل
    0

    این رمان تاوان خیانت نیس

    تو تلگرامم لینک تو محافظش قذیمی شده بالا نمیاره

    تو گوگل هم ک‌کلا یک رمان دیگرو میاره

    چیکار کنیم ما الان::/

    بهار 9 ماه قبل
    -1

    سلام منم دنبال رمانشم هر کی تو روبیک کانالشو دارع بزارش

    پریسا 9 ماه قبل
    2

    لطفا هرکی رمان تاوان خیانتو داره برای منم بفرسته cjfnuvhdkdtاینم آیدی روبیکام

    مینه 9 ماه قبل
    0

    هن

    M 9 ماه قبل
    0

    این ک اونرمان نیسعصن اوا و ... نیستن اگ کسی لینک چنلو داره بپره پیویم Masi1388[email protected]

    bahar 10 ماه قبل
    0

    Haniyeh__turk

    B 10 ماه قبل
    0

    تو جستجوی تلگرام بزنین تاوان خیانت براتون چنتا کانال میاره

    solaleh 10 ماه قبل
    0

    من داخل روبیکا داشتم فیلتر شد هرچی‌تو گوگل میزنم نمیاره چیکار باید بکنم

    nika 10 ماه قبل
    4

    توروخدا پیداش کنین

    ندا 10 ماه قبل
    0

    حاجی ب منم بدید کانالع رمانشوووو ط روخدا

    -1
    ناشناس 6 ماه قبل

    @Betrayal18

    آرنوشا 10 ماه قبل
    2

    صلام ‌

    @SaSa3870 این آیدی منه تو روبیکا تروخدا هرکی کانال رمان آوا رادان....داره بفرصته برام

    توی یه کانالی میزاشتض ولی فیل شد 😭

    1
    ناشناس 8 ماه قبل

    اره منم تو اون چنل بــــــــــــــــــــــودم

    1
    @ 9 ماه قبل

    khane___Roman اینجا هست برو بخون

    ستایش 10 ماه قبل
    1

    سلام کسی لینک کانال تاوان خیانت تو روبیک و داره ؟

    هلیا 11 ماه قبل
    0

    کی‌ رمانشو داره یا اگر ی کانال دارید ک دارت گذاری میشه لطفا بگیدددد

    هانیه 11 ماه قبل
    0

    سلام هرکسی رمان تاوان خیانت آوا نیما رادان نریمان شایان رو داره تو روبیکا بفرسته برام حتی اگه پارت ها هم کم باشه بازم بفرستین ممنون @Haniyeh__turk

    ناشناس 12 ماه قبل
    1

    تروخدا یکی به من بگه چطور رمانش رو دانلود کنم توی یکی از کانال های روبیکا تا پارت 421خوندم فیلتر شد🥺

    مهتاب 12 ماه قبل
    7

    تو روبیکا بزنید tavan_khyant براتون میاره بالا

    9
    فاطمه 10 ماه قبل

    واییییییییی مرسیییی جیگرررررررر❤💋

    .... دوست ندارم... 12 ماه قبل
    0

    @tavane_khyanat

    اینم لینکش بفرمایید دیگه تو خماری نباشید😉😉

    ناشناس 12 ماه قبل
    0

    توروخدا بگین پی دی افشو چجوری بگیرم

    فاطمه 12 ماه قبل
    2

    [email protected]

    این لینک کاناله روبیکامه تاوان خیانت رو گزاشتم خواستبد بیایید بخونید

    0
    سم 9 ماه قبل

    نیست ک

    1
    ... نشاستاسی برات بهتره. 12 ماه قبل

    دستت طلا پیدا کردم😘😘

    زهرا 12 ماه قبل
    3

    سلام لطفا رمان تاوان خیانت آوا و ۴ برادر رو بزارید توی روبیکا بود فیلتر شد بدجوری توی خماری گذاشتمون☹☹☹☹☹☹

    2
    bahar 10 ماه قبل

    Haniyeh__turk بیا این کانال خدمه کمکم کنید ۵۰ بشم تا همه ی پارت هاشو بزارم

    زهرا 1 سال قبل
    3

    @roman_toriiiii

    ایدی کانال رمان تاوان خیانت در روبیکا هرکی خواست بیاد

    1
    من میخام 5 ماه قبل

    من میخاممم

    0
    Saye 9 ماه قبل

    رمان تاوان خیانتو میخوام

    1
    . 11 ماه قبل

    کوجا🙁🤕

    مبی 1 سال قبل
    1

    سلام هرکی لینک. کانال تاوانت خیانت رو تو روبیکا داره این ایدیمه لطفا بفرستین dd_aa17

    صتارع 1 سال قبل
    3

    واخ تورو خدا یکی پی دی اف کامل رمان و واصم بفرسته

    آیدی روبیکام

    Ghost_0002

    ناشناس 1 سال قبل
    3

    صلام چجوری گوگل میزنع پی دی افش رو. ولی کامل نی چجوریه جریان میشه بگین ک چجوری باید رمان کاملش رو در بیارم واقعا تو کفشم میخام بدونم تهش چی میشه

    @dokhi_lor_456

    اینم ایدیم توی روبیکا اونجا بهم رمان رو. بدین اگع دارین

    saniya 1 سال قبل
    3

    این اصا رمان تاوان خیانت نیس...رمان تاوان خیانت ۱۸+ بود اما این اصا اونی ک من میخواستم نی

    حانیه 1 سال قبل
    1

    اخه این چ وضعشه😭بابا اگ میخاین رمان رو بزارین کامل بزارین دیگ😭

    تو کف این رمانم بد جور باو ایسگا نکنین بزارین دیع🚶‍♀️چقد اذیت میکنین اخه

    یارا 1 سال قبل
    4

    دانلود نمیشه چرا

    نرگس 1 سال قبل
    1

    سلام لطفا هرکی لینک کانال رمان رادان و نیما رو توی پیویم روبیکا بفرستید اینم ایدیمnargsh138

    .... 1 سال قبل
    8

    تمام کسای که چنل تاوان خیانت دارن تو روبیک اسکی از ما میرن هرکس رمانو میخواد پیوی این رمانpdfنداره چون هنوز کامل نوشتع نشده هرکسم بگ pdfدارم دروغ میگ یا کامل نی ایدیم تو روبیکا اگ خواستین بیاین رمانو بدم

    @AIireza1380ah

    1
    fati.tt 8 ماه قبل

    ترو خدا لینک کانالتو بفرست ایدیت زدم نیوورد

    ایدیمbilli2588

    1
    ناشناس 9 ماه قبل

    نمیاره بالا

    1
    آرنوشا 10 ماه قبل

    آیدیتو زدم ولی نیاورد

    @SaSa3870این آیدیمه میشه بنر کانالو بفرسی ممنون

    تروخدا بفرس

    1
    یک بنده خدا 1 سال قبل

    اگ داری تو روبیک به این آیدی : @Hesam_2021_db

    تو تل : @No_Name_Game

    2
    یگانه 1 سال قبل

    من 6ر0ی ادیتو میزنم نمیاد

    آیدی من @yegan1343

    فطو 1 سال قبل
    2

    من رمان اوا و چهار برادر تا387 خوندم کانالشم دارم ت روبیک

    0
    fati.tt 8 ماه قبل

    ترو خدا بران بفرس دارم میمیرم

    billi2588 ایدیمه جان من بفرست

    0
    آرنوشا 10 ماه قبل

    ترخدا بده به منم

    @SaSa3870آیدیمه تو روبیک

    6
    لیلی 1 سال قبل

    اسم کانال ؟

    حیات 1 سال قبل
    7

    سلام من حیات هستم

    اگر رمان کامل تاوان خیانت رو میخاین یعنی همون داستان اوا که چهارتا برادر نیما نریمان شایان و رادان اونو ........... ادامه ی این رمان در چنل من توی روبیکا به صورت تایپی نوشت میشود اگه همین الان به چنل من بپیوندید میتونین رمان رو بخونید هنوز پارک ۴۵۷ زودی بیاین عقب نمونین قسمتای خاک توسریش خوندن دار ⁦:⁦8-)⁩

    0
    zarii 23 روز قبل

    میشه لینکشو بدی

    2
    ناشناس 9 ماه قبل

    ایدیشو میدی خاهش

    0
    @ 9 ماه قبل

    کووو کانالت

    0
    .. 10 ماه قبل

    میشه ایدی ت بدی عضو چنلت بشیم؟

    0
    راضیه 11 ماه قبل

    میشه لطف کنی ایدی بدی

    0
    بنده خدا 11 ماه قبل

    چنلت کو

    0
    ؟ 11 ماه قبل

    خب عزیزم لینگ چنلتو بده تا بیایم

    1
    مهتاب 12 ماه قبل

    سلام آیدی بده تا بیایم

    5
    یک بنده خدا 12 ماه قبل

    هر کی تا ۴۲۶ میخواد دارمش

    توی روبیکا به این آیدی پیام بده : @Hesam_db_2021

    اگه توی روبیکا بن شده بودم یا حالا هر چی به این آیدی تو تل پیام بدید :

    @No_Name_game

    فقط بصورت تایپی هستش و بصورت پی دی اف نیست!

    1
    توروخدا لینکشووو بده😭 1 سال قبل

    توروخدا لینکشو بده😭دربه درمیگردم

    6
    M 1 سال قبل

    لینکش رو بدع خو😕😕

    3
    ..... 1 سال قبل

    خب لینک کانالشو بدید لطفا

    5
    ناشناس 1 سال قبل

    لطفا بفرس

    هانیه 1 سال قبل
    1

    لطفا پی دی اف رمان تاوان خیانت اوا با چهار برادر رو بزاربد

    0
    سلام دوست دارم 5 ماه قبل

    سلام

    ناشناس 1 سال قبل
    2

    لطفا رمان تاوان خیانت رو تو روبیکا برام بفرستینMA_1381_77

    زری 1 سال قبل
    2

    این ایدی روبیکامه اگه کسی کانالشو دارع برام بفرسته

    مرسی.

    Zahraa______a

    زری 1 سال قبل
    4

    سلام من تو روبیکا رمان تاوان خیانت رو میخوندم اما کانالش فیلتر شد

    کسی کانالشو تو تل یا روبیک نداره ؟

    1
    @ 9 ماه قبل

    khane___Roman اینجا هست برو بخون

    2
    ستایش نعمتی 1 سال قبل

    منم همین طوریم میشه لینک کاناله رو بده

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    رمان تاوان خیانت رو می‌خوام چرا نسبت

    najmeh 1 سال قبل
    4

    بزنی کانال تاوان خیانت دد تلگرام محافظش میاد ولی لینک جدید کانال اصلیش تو محافظش برام باز نمیشه و مبگه این کانال نیستش میشه کمک کنید کانال تلگرامشو پیدا کنم؟

    1
    ناشناس 1 سال قبل

    @Avaaa1254این ایدیشه

    2
    لیلی 1 سال قبل

    دقیقا برا منم اینطوریع

    9
    زری 1 سال قبل

    منم همین مشکلو دارم

    .. 1 سال قبل
    2

    لینک کانالشو دارم هرکی خاست فالو کنه پی بگه لینکه کانالو بفرست

    nnniiikaaa

    فاطمه 1 سال قبل
    1

    تروخدا ترو قرآن این رمان توان خیانت رو پی دی اف اش رو بزارید دیگه

    مهشید 1 سال قبل
    3

    من پی دی اف رومیخوام ولی چرا نیست؟

    زهرا 1 سال قبل
    4

    سلام میشه لینگ رمان تاوان خیانت آوا و نیما رادان نریمان شایان بدین مرسی

    نیکا 1 سال قبل
    3

    وای چرا کاملشو نمیزارن آدم تو خماریش میمونه هرکس کاملشو پیدا کرد به منم بده🥺

    به این پیج بفرستینش @Nika_ra_84

    زرا 1 سال قبل
    2

    🥺چه وضعشه هزار بار زدم گوگل نمیاره اخه چرا وقتی رمانو نمیخواین بزارین انقدر تبلیغ میکنین عه

    Bolot 1 سال قبل
    1

    تو گوگل سرچ کنید رمان آنلاین تاوان خیانت در تلگرام

    لینک محافظ کانالش میاد بالا

    ناشناس 1 سال قبل
    2

    میشه پی دی اف رمان تاوان خیانت آوارو به منم بدید

    ملیکا 1 سال قبل
    1

    اگر کسی کانال یا PDF این رمان رو داره واسم میفرستی

    به ایدی :melika090داخل ربیکا

    12 1 سال قبل
    1

    سلام

    nafas tatatlity 1 سال قبل
    1

    سلام آقا هر کی پی دی اف این رمان رادان و نرمیان و آوا و نیما و اینا رو داره تو روبیکا ب آیدی @editor_tatality بفرسه با 9 اکانتم بهش بک میدم تو کفشم بمُلا😂🔥♥️

    7
    . 1 سال قبل

    آره کی کانالش رو تو روبیکا داره به منم بده

    مهسا 1 سال قبل
    1

    ببخشید چطوری میتونی رمان بگیرم کامل

    ناشناس 1 سال قبل
    4

    لطفا رمان آوا رو بزارید این رمان آوا نیست ممنونم

    raha 1 سال قبل
    6

    من توی روبیکا توی کانالش عضو بودم ولی فیلتر شد الان بد موندم تو خماریش😭

    توی گوگل هم هرچی میزنم نمیاره😭

    یه کاری کنین😔

    3
    nafas 1 سال قبل

    بیا تو روبیکا پیوی لینک کانالشو دارم بهت بدم

    Mmmjee_1384

    Nazi 1 سال قبل
    4

    تو روبیکا دوباره کانال زدن که این رمانو میزاره من آیدی شو دارم .بعد توی همین کانال آیدی کانال تلگرامشونم گذاشته .البته نمیدونم چرا تو روبیکا کم فعالیت میکنن .

    0
    هلیا 9 ماه قبل

    خواهش میتونم بده هنینجا

    0
    Arezo15 9 ماه قبل

    ایدیتو میدی بگیرم ارت ( روبیکا

    1
    بفرس 1 سال قبل

    برا من بیزحمت بفرست

    marjan_81_mhd

    ناشناس 1 سال قبل
    6

    سلام کسی پی دی اف رمان تاوان خیانتو داره .. من تو روبیکا کانالشو داشتم ولی به دلایلی روبیکامو پاک کردم الان هرچقدر دنبال پی دی افش میگردم پیدا نمیکنم .. اگه کسی داره لطفا بفرسته

    Hanieh 1 سال قبل
    6

    کسی پی دی اف کامل رمان تاوان خیانت و داره بفرستید لطفا برام هرچی میگردم نیست

    آیدی روبیکام [email protected]

    حنانه 1 سال قبل
    3

    لطفاپی دی آف رمان تاوان خیانتو میشه برام بفزستین؟؟

    pariya 1 سال قبل
    2

    سلام. کسی پی دی اف کامل رمان رو د اره بیاد پیوی من در روبیکا لطفا [email protected]

    من خودم تا یه جاییش رو از یه کانال در روبیکا خوندم ولی کاملش رو میخوام ممنون میشم

    هستی 1 سال قبل
    3

    دوصتان من کانالش رو توی روبیکا دارم و دنبالش میکنم دنبال لینکش هر کاری میکنم پیداش نمیکنم اگه میشد حتما لینک رو میدادم و اون چیزی ک من می خونم با این خیلییی فرق داره توش هم همین شخصیت اوا شایان نیما نریمان اگه شدلینکش رو میدم فعلا دنبالش هستم و میخونمش

    0
    آیدا 9 ماه قبل

    سلام واسم بفرست Ayda5554

    1
    بهار 1 سال قبل

    خاهشا بفرست اگر داری

    2
    masih 1 سال قبل

    خب بفرست😕😕

    کیانا 1 سال قبل
    1

    عاقااا من تو کانالش تو روبیکا بودمخانم مری لطفا برام بفرست دوباره لینکشو من گفت و گومون پاک شده از کانال هم دستم خوردلف دادماسمم تو روبیکا کیان

    0
    ساجی 5 ماه قبل

    اقا لینک کانالشو یکی بدع جان جدش

    2
    یاسمن 1 سال قبل

    دوستان اگر کسی هم لینک کانال رمان تاوان خیانت چهار برادر و آوا رو داره به من بده لطفاًنام کار بری من در روبیکا :٫yasaman 84 sh

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    عالیه

    معصومه 1 سال قبل
    2

    منم رمانو میخوااااام😭😭😭

    mitra 1 سال قبل
    4

    من تا پارت 300 خوندم اما این اون رمان نیسمیشه لینک کامال رمان رو بزارین

    رز 1 سال قبل
    5

    اقا رمان تاوان خیانتتتت کووو پس چرا این این مدلیه اخه💔

    1
    بله درسته 1 سال قبل

    اثلا رمان تاوان خیانت این نیست به نظرم

    ثنا 1 سال قبل
    1

    لطفا لینکت تاوان خیانت رو بدید

    پریا 1 سال قبل
    2

    میشه بفرستی

    مری 1 سال قبل
    1

    منم رمان و میخام با نریمان و آوا و نیما و دوتا دیگ هر کی دارع روبیکا برام بفرستح🥺💔@Xx_MaRy_RE_xX

    3
    هلیا 1 سال قبل

    منم میخام واسم بفرستxhelixx

    بهار 1 سال قبل
    1

    میفرستی توتل برام

    3
    Atifeh 1 سال قبل

    سلام پ دی اف رمان تاوان یک روز بارانی راخواستم

    فائزه 1 سال قبل
    1

    سلام چرا نمیتونم پی دی اف ش و دانلود کنم

    2
    ارغوان 1 سال قبل

    هیچکی نتونسته هنوز

    ناشناس 1 سال قبل
    1

    چرااون نیستپس اون کو

    نازی 1 سال قبل
    2

    اقااا یکی ب من کانالشو بده

    😈P.aniz😈 1 سال قبل
    1

    خواهش میکنم اگه کسی داره لینکشو بفرسته من یک هفته دنبال این رمانم

    A .... 1 سال قبل
    5

    سلام بچها اگه کسی چنل آوا و رادان و نیما و شایان و نریمان رو داره لطفا بفرسته من الان سه ساعت دارم دنبالش میگردم ولی پیداش نکردم

    4
    محدث 1 سال قبل

    تو روبیکا بزن تاوان خیانت میاد

    Aysan 1 سال قبل
    1

    واقعا منم تا پارت ۱۸۹ خوندم دنبال بقیشم

    معصومه 1 سال قبل
    1

    سلام کسی لینکشو پیدا کرد برای منم بفرسته

    ... 2 سال قبل
    1

    من رمان اوا و چهار برادر رو میخوام ولی نمیتونم پیداش کنم

    7
    دقیقن 1 سال قبل

    دقیقن

    faezeh 2 سال قبل
    1

    این اون رمانی که من میخام نیس😑سه ساعته دارم دنبالش میگردم بخدا شارژ گوشیم 100بوده قشنگ و دقیق 3ساعت هست که اینجام و الان شارژ گوشیم10درصد هست😑پس اون رمان اوا و رادان و شایان و اون دوتای دیگه کجاسسسسچند بار توی روبیکا چنل درست کردن فیلتر شده و من توی همش بودم همش گزارش میکنن چنل و نمیتونن کامل بزارن پارت ها رو حد اقل توی گوگل کوفتی پی دی افش رو بزارن اهههه

    0
    ۰۰۰ 2 ماه قبل

    سه ساعته دنبال رمانم‌ولی اونی که میخوام نیست آخه این چه وضعشه توی روبیکاهم داشتم میخوندم هی گزارش میدن فیلترمیشه لااقل اصل رمانوبدون سانسور بزارین بصورت پی دی اف بقیه هم بتونن بخونن

    0
    ناشناس 5 ماه قبل

    توی گوگل بزن کانال رمان تاوان خیانت اوا و چهار برادر در تلگرام تا قسمت سی صد و خورده میاره بقیشو فعلا پیدا نکردم پیدا کردم بهت میگم

    4
    Bahar 1 سال قبل

    پیداش کردی واسه منم بفرست من تا پارت ۲۸۷ تو تلگرام داخل یه چنل خوندم ولی بقیه شو پیدا نمیکنم

    19
    M 1 سال قبل

    سلام من مدیر کانال اغوش اشتباهی ام دقیقا همون رمان هستش@roman_sara1398خواستی بیا روبیکا

    8
    یاسمن 1 سال قبل

    آره دقیقا اصلا نیست ایییش منم تو کف بعدشم

    زیبا 2 سال قبل
    2

    اخه چرا نیس من خیلی دارم میگردم نیس شما پیداش کردین

    0
    ناشناس 2 ماه قبل

    نه دربه دردنبالشم

    زندگی 2 سال قبل
    8

    سلام این اون رمان نیست نه اوا نه را دان نه نه نیما نه شایان و نه نریمان نیستند ایییییخدا

    Asal 2 سال قبل
    5

    این اصلا اون رمان نیست نه آوا هست نه نیما نه رادان و دوقلوها هیچ کدوم نیستن لطفا اون رمانو بزارید😕😕😕

    3
    مارال 2 سال قبل

    آره اصلا اون نیس

    ناشناس 2 سال قبل
    5

    اون رمان نیس ک😕

    ... 2 سال قبل
    2

    کسی کانال اصلیش تلگرام یا هر پیام رسانی و نداره ک رمانش و بزارن :(

    2
    افراح 1 سال قبل

    دوستم لینکشو داشت ولی گم شد اگر آوردم میفرستم واستون

    غزل 2 سال قبل
    4

    من رمان تاوان خیانت میخوام ولی این کلا یه رمان دیگس

    5
    Najim😋 2 سال قبل

    اره این اون نیستت🤦‍♀️🤦‍♀️👿😤

    7
    Nomina7 2 سال قبل

    آره اون نیست نه آوا داخلش هست نه رادان و نیما و دوقلو ها .

    5
    Mahsa 2 سال قبل

    اره اصلا اونی نیست که ما میخوندیم

    1
    . 2 سال قبل

    اره

    پریا 2 سال قبل
    1

    رمانش جالبه تو روبیکا هستش بیاید آیدی روبیکام تا براتون لینک رمانشو بدم [email protected]

    1
    Nsr 1 سال قبل

    میزنم نمیارعه

    3
    غزل 2 سال قبل

    من تو روبیکا میخوندمش ولی کانالش فیلتر شد .....میخوام بقیشم بخونم ک نمیتونم دیگه پیداش کنم

    برای ارسال نظر کلیک کنید