توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    زندگینامه امام جعفر صادق برای کودکان

    1 بازدید

    زندگینامه امام جعفر صادق برای کودکان را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    زندگینامه امام جعفر صادق (ع)

    زندگینامه امام جعفر صادق (ع)

    طریقه شهادت امام جعفر صادق,زندگینامه امام صادق

    زندگینامه امام جعفر صادق

    نام: جعفر (به معنی نهر جاری پرفایده)
    کنیه: ابو عبداللّه لقب: صادق
    پدر: حضرت محمد بن علی (ع)
    مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر
    تاریخ ولادت: یکشنبه 17 ربیع الاول ، سال 83 هجری
    مکان ولادت: مدینه مدت عمر مبارک : 65 سال
    علت شهادت: مسمومیت قاتل ملعون: منصور دوانیقی (خلیفه عباسی)
    زمان شهادت: یکشنبه 25 شوال ، سال 148 هجری
    مدفن مطهر: قـبـر شریفش در قبرستان بقیع (واقع در مدینه منوره) در کنار قبر پدر و جدّ و عمویش امام حسن مجتبی (علیه السلام) می باشد.

    زندگینامه امام جعفر صادق(ع)
    امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الأول سال 80 هجری، معروف به سال قحطی، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینی، ولادت آن حضرت در سال 83 هجری اتفاق افتاده است. لیکن ابن طلحه روایت نخست را صحیح ‏تر میداند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان که ذراع برای ما نقل کرده، روایت نخست، سال 80 هجری، صحیح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزی از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتی نیمه ماه رجب سال 148 هجری روی داده است. با این حساب می‏توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت که از این مقدار 12 سال و چند روزی و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است که همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار میآید و نیز بقیه مدتی است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملک و یزید بن ولید عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.

    کنیه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخی نیز کنیه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قریبه یا فاطمه ذکر کرده ‏اند. کنیه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و این کنیه از دیگر کنیه ‏های وی معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گوید: برخی کنیه آن حضرت را ابو اسماعیل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نیز در کتاب مناقب می ‏گوید: آن حضرت مکنی به ابو عبد الله و ابو اسماعیل و کنیه خاص وی ابو موسی بوده است.

    لقب امام صادق (ع)
    آن حضرت القاب چندی داشت که مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا که وی در بیان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.

    فضایل امام جعفر صادق (ع)
    مناقب آن حضرت بسیار است که به اختصار از آنها یاد می ‏کنیم. فضایل امام صادق بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است.» از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است که گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد» یعنی: «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیة شریفة: کل شیء هالک الا وجهه، یعنی: «هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذی یوتی الله منهم» یعنی «ماییم آیینه ای که خداوند از آن آیینه شناخته می شود.» بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.

    شیخ مفید در ارشاد می‏نویسد: علومی که از آن حضرت نقل کرده‏ اند به اندازه ‏ای است که ره توشه کاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت. دانشمندان در بین ائمه (ع) بیشترین نقل ها را از امام صادق روایت کرده ‏اند. هیچ یک از اهل آثار و راویان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره برده ‏اند از دیگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع کرده ‏اند که شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر می‏رسد.

    بیشترین حجم روایات، احادیثی است که از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به میزانی است که شیعه به ایشان منسوب شده است: ”شیعه جعفری“. کمتر مسئله دینی (اْعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. کثرت روایات منقول از امام صادق (ع) به دو دلیل است:

    یکی اینکه از دیگر ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود (148 – 83 هجری)، و دیگری که به مراتب مهمتر از اولی است، شرائط زمانی خاص حیات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امویان، انتقال قدرت از امویان به عباسیان و آغاز خلافت عباسیان است. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد. گسترش زائدالوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افکار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق “هویت مذهبی تشیع” پرداخت. از عصر جعفری است که شیعه در عرصه های گوناگون کلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود. عظمت علمی امام صادق (ع) در حدی است که ائمه مذاهب دیگر اسلامی از قبیل ابوحنیفه و مالک خود را نیازمند به استفاده از جلسه درس او می یابند. مناظرات عالمانه او با ارباب دیگر ادیان و عقاید نشانی از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهمیت این جهاد فرهنگی امام صادق (ع) کمتر از قیام خونین سید الشهداء (ع) نیست. 

    طریقه شهادت امام جعفر صادق,زندگینامه امام صادق

    امام جعفر صادق (ع) القاب زیادی داشت که مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود


    امام و فقه اسلامی
    ـ فقه شیعه امامیه که به فقه جعفری مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زیرا قسمت عمده احکام فقه اسلامی بر طبق مذهب شیعه امامیه از آن حضرت است و آن اندازه که از آن حضرت نقل شده است از هیچ یک از (ائمه) اهل بیت علیهم السلام نقل نگردیده است. اصحاب حدیث اسامی راویان ثقه که از او روایت کرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.

    ـ در نیمه اول قرن دوم هجری فقهای طراز اولی مانند ابوحنیفه و امام مالک بن انس و اوزاعی و محدثان بزرگی مانند سفیان شوری و شعبه بن الحجاج و سلیمان بن مهران اعمش ظهور کردند. در این دوره است که فقه اسلامی به معنی امروزی آن تولد یافته و روبه رشد نهاده است. و نیز آن دوره عصر شکوفایی حدیث و ظهور مسائل و مباحث کلامی مهم در بصره و کوفه بوده است.

    ـ حضرت صادق (ع) در این دوره در محیط مدینه که محل ظهور تابعین ومحدثان و راویان و فقهای بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعیان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ی آن عصر بودند بلکه او تنها از یک طریق که اعلاء و اوثق طرق بود نقل می کرد و آن همان از طریق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علی بن الحسین (ع) و او از پدرش حسین بن علی (ع) و او از پدرش علی بن ابیطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و این ائمه بزرگوار در مواردی که روایتی از آباء طاهرین خود نداشته باشند خود منبع فیاض مستقیم احکام الهی هستند.

    آثار امام صادق (ع):
    غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، کتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.

    1- از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است که تنها تصنیفی که امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.

    2- رساله ای که شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت کرده است شامل مباحث فقه و کلام.

    3- کتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه که املاء امام (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفی است.

    4- کتاب الاهلیلجه که آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

    5- مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه که منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی،‌ صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد کرده اند.

    6- رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب که کلینی در اول روضه کافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل کرده است.

    7- رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.

    8- بعضی رسائل که جابربن حیان کوفی از امام (ع) نقل کرده است.

    9- کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.

    10- چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی کاظم (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌ که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است.

    منبع:tebyan.net

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    مختصری از زندگانی‌ حضرت امام صادق (ع)

    مختصری از زندگانی‌ حضرت امام صادق (ع)

    امام صادق(ع),زندگینامه امام صادق (ع),ولادت امام جعفر صادق (ع),زندگی نامه امام جعفر صادق (ع)

    مختصری از زندگانی‌ حضرت امام صادق (ع)
    1. امام‌ صادق‌ ( ع‌ )
    حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السلام‌ رئیس‌ مذهب‌ جعفری‌ ( شیعه‌ ) در روز 17ربیع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجری‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود .
    پدرش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابی‌ بکر می‌باشد.
    کنیه‌ آن‌ حضرت‌ : "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" است‌ . حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ 12 سالگی‌ معاصر جد گرامیش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربیت اولیه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ ( ع‌ ) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌چینی‌ کرده‌ است‌ .
    پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نیز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) زندگی‌ کرد و با این‌ ترتیب‌ 31 سال‌ از دوران‌ عمر خود را در خدمت‌ جد و پدر بزرگوار خود که‌ هر یک‌ از آنان‌ در زمان‌ خویش‌ حجت‌ خدا بودند ، و از مبدأ فیض‌ کسب‌ نور می‌نمودند گذرانید .
    بنابراین‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهی‌ و افاضات‌ رحمانی‌ که‌ هر امامی‌ آن‌ را دار می‌باشد ، بهره‌مندی‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد که‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتی‌ و شم‌ علمی‌ و ذکاوت‌ بسیار ، به‌ حد کمال‌ علم‌ و ادب‌ رسید و در عصر خود بزرگترین‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گردید .
    پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال‌ نیز دوره‌ امامت‌ او بود که‌ در این‌ مدت‌ "مکتب‌ جعفری‌" را پایه‌ریزی‌ فرمود و موجب‌ بازسازی‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شریعت‌ محمدی‌ ( ص‌ ) گردید .
    زندگی‌ پر بار امام‌ جعفر صادق‌ ( ع‌ ) مصادف‌ بود با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنی‌ امیه‌ ( هشام‌ بن‌ عبدالملک‌ - ولید بن‌ یزید - یزید بن‌ ولید - ابراهیم‌ بن‌ ولید - مروان‌ حمار ) که‌ هر یک‌ به‌ نحوی‌ موجب‌ تألم‌ و تأثر و کدورت‌ روح‌ بلند امام‌ معصوم‌ ( ع‌ ) را فراهم‌ می‌کرده‌اند ، و دو نفر از خلفای‌ عباسی‌ ( سفاح‌ و منصور ) نیز در زمان‌ امام‌ ( ع‌ ) مسند خلافت‌ را تصاحب‌ کردند و نشان‌ دادند که‌ در بیداد و ستم‌ بر امویان‌ پیشی‌ گرفته‌اند ، چنانکه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در 10 سال‌ آخر عمر شریفش‌ در ناامنی‌ و ناراحتی‌ بیشتری‌ بسر می‌برد .
    2. عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ )
    عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) یکی‌ از طوفانی‌ترین‌ ادوار تاریخ‌ اسلام‌ است‌ که‌ از یک‌ سواغتشاشها و انقلابهای‌ پیاپی‌ گروههای‌ مختلف‌ ، بویژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسین‌ ( ع‌ ) رخ‌ می‌داد ، که‌ انقلاب‌ "ابو سلمه‌" در کوفه‌ و "ابو مسلم‌" در خراسان‌ و ایران‌ از مهمترین‌ آنها بوده‌ است‌ .

    و همین‌ انقلاب‌ سرانجام‌ حکومت‌ شوم‌ بنی‌ امیه‌ را برانداخت‌ و مردم‌ را از یوغ‌ ستم‌ و بیدادشان‌ رها ساخت‌ . لیکن‌ سرانجام‌ بنی‌ عباس‌ با تردستی‌ و توطئه‌ ، بناحق‌ از انقلاب‌ بهره‌ گرفته‌ و حکومت‌ و خلافت‌ را تصاحب‌ کردند . دوره‌ انتقال‌ حکومت‌ هزار ماهه‌ بنی‌ امیه‌ به‌ بنی‌ عباس‌ طوفانی‌ترین‌ و پر هرج‌ و مرج‌ ترین‌ دورانی‌ بود که‌ زندگی‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) را فراگرفته‌ بود .
    و از دیگر سو عصر آن‌ حضرت‌ ، عصر برخورد مکتبها و ایده‌ئولوژیها و عصر تضاد افکار فلسفی‌ و کلامی‌ مختلف‌ بود ، که‌ از برخورد ملتهای‌ اسلام‌ با مردم‌ کشورهای‌ فتح‌ شده‌ و نیز روابط مراکز اسلامی‌ با دنیای‌ خارج‌ ، به‌ وجود آمده‌ و در مسلمانان‌ نیز شور و هیجانی‌ برای‌ فهمیدن‌ و پژوهش‌ پدید آورده‌ بود .
    عصری‌ که‌ کوچکترین‌ کم‌ کاری‌ یا عدم‌ بیداری‌ و تحرک‌ پاسدار راستین‌ اسلام‌ ، یعنی‌ امام‌ ( ع‌ ) ، موجب‌ نابودی‌ دین‌ و پوسیدگی‌ تعلیمات‌ حیات‌بخش‌ اسلام‌ ، هم‌ از درون‌ و هم‌ از بیرون‌ می‌شد .
    اینجا بود که‌ امام‌ ( ع‌ ) دشواری‌ فراوان‌ در پیش‌ و مسؤولیت‌ عظیم‌ بر دوش‌ داشت‌ . پیشوای‌ ششم‌ در گیر و دار چنین‌ بحرانی‌ می‌بایست‌ از یک‌ سو به‌ فکر نجات‌ افکار توده‌ مسلمان‌ از الحاد و بی‌دینی‌ و کفر و نیز مانع‌ انحراف‌ اصول‌ و معارف‌ اسلامی‌ از مسیر راستین‌ باشد ، و از توجیهات‌ غلط و وارونه‌ دستورات‌ دین‌ به‌ وسیله‌ خلفای‌ وقت‌ جلوگیری‌ کند .
    علاوه‌ بر این‌ ، با نقشه‌ای‌ دقیق‌ و ماهرانه‌ ، شیعه‌ را از اضمحلال‌ و نابودی‌ برهاند ، شیعه‌ای‌ که‌ در خفقان‌ و شکنجه‌ حکومت‌ پیشین‌ ، آخرین‌ رمقها را می‌گذراند ، و آخرین‌ نفرات‌ خویش‌ را قربانی‌ می‌داد ، و رجال‌ و مردان‌ با ارزش‌ شیعه‌ یا مخفی‌ بودند ، و یا در کر و فر و زرق‌ و برق‌ حکومت‌ غاصب‌ ستمگر ذوب‌ شده‌ بودند ، و جرأت‌ ابراز شخصیت‌ نداشتند ، حکومت‌ جدید هم‌ در کشتار و بی‌عدالتی‌ دست‌ کمی‌ از آنها نداشت‌ و وضع‌ به‌ حدی‌ خفقان‌آور و ناگوار و خطرناک‌ بود که‌ همگی‌ یاران‌ امام‌ ( ع‌ ) را در معرض‌ خطر مرگ‌ قرار می‌داد ، چنانکه‌ زبده‌هایشان‌ جزو لیست‌ سیاه‌ مرگ‌ بودند .
    "جابر جعفی‌" یکی‌ از یاران‌ ویژه‌ امام‌ است‌ که‌ از طرف‌ آن‌ حضرت‌ برای‌ انجام‌ دادن‌ امری‌ به‌ سوی‌ کوفه‌ می‌رفت‌ . در بین‌ راه‌ قاصد تیز پای‌ امام‌ به‌ او رسید و گفت‌ : امام‌ ( ع‌ ) می‌گوید : خودت‌ را به‌ دیوانگی‌ بزن‌ ، همین‌ دستور او را از مرگ‌ نجات‌ داد و حاکم‌ کوفه‌ که‌ فرمان‌ محرمانه‌ ترور را از طرف‌ خلیفه‌ داشت‌ از قتلش‌ به‌ خاطر دیوانگی‌ منصرف‌ شد .
    جابر جعفی‌ که‌ از اصحاب‌ سر امام‌ باقر ( ع‌ ) نیز می‌باشد می‌گوید : امام‌ باقر ( ع‌ ) هفتاد هزار بیت‌ حدیث‌ به‌ من‌ آموخت‌ که‌ به‌ کسی‌ نگفتم‌ و نخواهم‌ گفت‌ ...
    او روزی‌ به‌ حضرت‌ عرض‌ کرد مطالبی‌ از اسرار به‌ من‌ گفته‌ای‌ که‌ سینه‌ام‌ تاب‌ تحمل‌ آن‌ را ندارد و محرمی‌ ندارم‌ تا به‌ او بگویم‌ و نزدیک‌ است‌ دیوانه‌ شوم‌ .
    امام‌ فرمود : به‌ کوه‌ و صحرا برو و چاهی‌ بکن‌ و سر در دهانه‌ چاه‌ بگذار و در خلوت‌ چاه‌ بگو : حدثنی‌ محمد بن‌ علی‌ بکذا وکذا ... ، ( یعنی‌ امام‌ باقر ( ع‌ ) به‌ من‌ فلان‌ مطلب‌ را گفت‌ ، یا روایت‌ کرد ) .
    آری‌ ، شیعه‌ می‌رفت‌ که‌ نابود شود ، یعنی‌ اسلام‌ راستین‌ به‌ رنگ‌ خلفا درآید ، و به‌ صورت‌ اسلام‌ بنی‌ امیه‌ای‌ یا بنی‌ عباسی‌ خودنمایی‌ کند .
    در چنین‌ شرایط دشواری‌ ، امام‌ دامن‌ همت‌ به‌ کمر زد و به‌ احیا و بازسازی‌ معارف‌ اسلامی‌ پرداخت‌ و مکتب‌ علمی‌ عظیمی‌ به‌ وجود آورد که‌ محصول‌ و بازده‌ آن‌ ، چهار هزار شاگرد متخصص‌ ( همانند هشام‌ ، محمد بن‌ مسلم‌ و ... ) در رشته‌های‌ گوناگون‌ علوم‌ بودند ، و اینان‌ در سراسر کشور پهناور اسلامی‌ آن‌ روز پخش‌ شدند .
    هر یک‌ از اینان‌ از طرفی‌ خود ، بازگوکننده‌ منطق‌ امام‌ که‌ همان‌ منطق‌ اسلام‌ است‌ و پاسدار میراث‌ دینی‌ و علمی‌ و نگهدارنده‌ تشیع‌ راستین‌ بودند ، و از طرف‌ دیگر مدافع‌ و مانع‌ نفوذ افکار ضد اسلامی‌ و ویرانگر در میان‌ مسلمانان‌ نیز بودند .
    تأسیس‌ چنین‌ مکتب‌ فکری‌ و این‌ سان‌ نوسازی‌ و احیاگری‌ تعلیمات‌ اسلامی‌ ، سبب‌ شد که‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) به‌ عنوان‌ رئیس‌ مذهب‌ جعفری‌ ( تشیع‌ ) مشهور گردد .
    لیکن‌ طولی‌ نکشید که‌ بنی‌ عباس‌ پس‌ از تحکیم‌ پایه‌های‌ حکومت‌ و نفوذ خود ، همان‌ شیوه‌ ستم‌ و فشار بنی‌ امیه‌ را پیش‌ گرفتند و حتی‌ از آنان‌ هم‌ گوی‌ سبقت‌ را ربودند. .
    امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) که‌ همواره‌ مبارزی‌ نستوه‌ و خستگی‌ناپذیر و انقلابیی‌ بنیادی‌ در میدان‌ فکر و عمل‌ بوده‌ ، کاری‌ که‌ امام‌ حسین‌ ( ع‌ ) به‌ صورت‌ قیام‌ خونین‌ انجام‌ داد ، وی‌ قیام‌ خود را در لباس‌ تدریس‌ و تأسیس‌ مکتب‌ و انسان‌ سازی‌ انجام‌ داد و جهادی‌ راستین‌ کرد .
    3. جنبش‌ علمی‌
    اختلافات‌ سیاسی‌ بین‌ امویان‌ و عباسیان‌ و تقسیم‌ شدن‌ اسلام‌ به‌ فرقه‌های‌ مختلف‌و ظ‌هور عقاید مادی‌ و نفوذ فلسفه‌ یونان‌ در کشورهای‌ اسلامی‌ ، موجب‌ پیدایش‌ یک‌ نهضت‌ علمی‌ گردید . نهضتی‌ که‌ پایه‌های‌ آن‌ بر حقایق‌ مسلم‌ استوار بود .

    چنین‌ نهضتی‌ لازم‌ بود ، تا هم‌ حقایق‌ دینی‌ را از میان‌ خرافات‌ و موهومات‌ و احادیث‌ جعلی‌ بیرون‌ کشد و هم‌ در برابر زندیقها و مادیها با نیروی‌ منطق‌ و قدرت‌ استدلال‌ مقاومت‌ کند و آرای‌ سست‌ آنها را محکوم‌ سازد . گفتگوهای‌ علمی‌ و مناظ‌رات‌ آن‌ حضرت‌ با افراد دهری‌ و مادی‌ مانند "ابن‌ ابی‌ العوجاء" و "ابو شاکر دیصانی‌" و حتی‌ "ابن‌ مقفع‌" معروف‌ است‌ .
     به‌ وجود آمدن‌ چنین‌ نهضت‌ علمی‌ در محیط آشفته‌ و تاریک‌ آن‌ عصر ، کار هر کسی‌ نبود ، فقط کسی‌ شایسته‌ این‌ مقام‌ بزرگ‌ بود که‌ مأموریت‌ الهی‌ داشته‌ باشد و از جانب‌ خداوند پشتیبانی‌ شود ، تا بتواند به‌ نیروی‌ الهام‌ و پاکی‌ نفس‌ و تقوا وجود خود را به‌ مبدأ غیب‌ ارتباط دهد ، حقایق‌ علمی‌ را از دریای‌ بیکران‌ علم‌ الهی‌ به‌ دست‌ آورد ، و در دسترس‌ استفاده‌ گوهرشناسان‌ حقیقت‌ قرار دهد .
    تنها وجود گرامی‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) می‌توانست‌ چنین‌ مقامی‌ داشته‌ باشد ، تنها امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) بود که‌ با کناره‌گیری‌ از سیاست‌ و جنجالهای‌ سیاسی‌ از آغاز امامت‌ در نشر معارف‌ اسلام‌ و گسترش‌ قوانین‌ و احادیث‌ راستین‌ دین‌ مبین‌ و تبلیغ‌ احکام‌ و تعلیم‌ و تربیت‌ مسلمانان‌ کمر همت‌ بر میان‌ بست‌ .
    زمان‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در حقیقت‌ عصر طلایی‌ دانش‌ و ترویج‌ احکام‌ و تربیت‌ شاگردانی‌ بود که‌ هر یک‌ مشعل‌ نورانی‌ علم‌ را به‌ گوشه‌ و کنار بردند و در "خودشناسی‌" و "خداشناسی‌" مانند استاد بزرگ‌ و امام‌ بزرگوار خود در هدایت‌ مردم‌ کوشیدند .
    در همین‌ دوران‌ درخشان‌ - در برابر فلسفه‌ یونان‌ - کلام‌ و حکمت‌ اسلامی‌ رشد کرد و فلاسفه‌ و حکمای‌ بزرگی‌ در اسلام‌ پرورش‌ یافتند . همزمان‌ با نهضت‌ علمی‌ و پیشرفت‌ دانش‌ بوسیله‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) در مدینه‌ ، منصور خلیفه‌ عباسی‌ که‌ از راه‌ کینه‌ و حسد ، به‌ فکر ایجاد مکتب‌ دیگری‌ افتاد که‌ هم‌ بتواند در برابر مکتب‌ جعفری‌ استقلال‌ علمی‌ داشته‌ باشد و هم‌ مردم‌ را سرگرم‌ نماید و از خوشه‌چینی‌ از محضر امام‌ ( ع‌ ) بازدارد .
    بدین‌ جهت‌ منصور مدرسه‌ای‌ در محله‌ "کرخ‌" بغداد تأسیس‌ نمود . منصور در این‌ مدرسه‌ از وجود ابو حنیفه‌ در مسائل‌ فقهی‌ استفاده‌ نمود و کتب‌ علمی‌ و فلسفی‌ را هم‌ دستور داد از هند و یونان‌ آوردند و ترجمه‌ نمودند ، و نیز مالک‌ را - که‌ رئیس‌ فرقه‌ مالکی‌ است‌ - بر مسند فقه‌ نشاند ، ولی‌ این‌ مکتبها نتوانستند وظ‌یفه‌ ارشاد خود را چنانکه‌ باید انجام‌ دهند .
    امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) مسائل‌ فقهی‌ و علمی‌ و کلامی‌ را که‌ پراکنده‌ بود ، به‌ صورت‌ منظم‌ درآورد ، و در هر رشته‌ از علوم‌ و فنون‌ شاگردان‌ زیادی‌ تربیت‌ فرمود که‌ باعث‌ گسترش‌ معارف‌ اسلامی‌ در جهان‌ گردید . دانش‌گستری‌ امام‌ ( ع‌ ) در رشته‌های‌ مختلف‌ فقه‌ ، فلسفه‌ و کلام‌ ، علوم‌ طبیعی‌ و ... آغاز شد . فقه‌ جعفری‌ همان‌ فقه‌ محمدی‌ یا دستورهای‌ دینی‌ است‌ که‌ از سوی‌ خدا به‌ پیغمبر بزرگوارش‌ از طریق‌ قرآن‌ و وحی‌ رسیده‌ است‌ .
    بر خلاف‌ سایر فرقه‌ها که‌ بر مبنای‌ عقیده‌ و رأی‌ و نظر خود مطالبی‌ را کم‌ یا زیاد می‌کردند ، فقه‌ جعفری‌ توضیح‌ و بیان‌ همان‌ اصول‌ و فروعی‌ بود که‌ در مکتب‌ اسلام‌ از آغاز مطرح‌ بوده‌ است‌ .

    ابو حنیفه‌ رئیس‌ فرقه‌ حنفی‌ درباره‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) گفت‌ : من‌ فقیه‌تر از جعفرالصادق‌ کسی‌ را ندیده‌ام‌ و نمی‌شناسم‌ . فتوای‌ بزرگترین‌ فقیه‌ جهان‌ تسنن‌ شیخ‌ محمد شلتوت‌ رئیس‌ دانشگاه‌ الازهر مصر که‌ با کمال‌ صراحت‌ عمل‌ به‌ فقه‌ جعفری‌ را مانند مذاهب‌ دیگر اهل‌ سنت‌ جایز دانست‌ - در روزگار ما - خود اعترافی‌ است‌ بر استواری‌ فقه‌ جعفری‌ و حتی‌ برتری‌ آن‌ بر مذاهب‌ دیگر . و اینها نتیجه‌ کار و عمل‌ آن‌ روز امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ .
    در رشته‌ فلسفه‌ و حکمت‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) همیشه‌ با اصحاب‌ و حتی‌ کسانی‌ که‌ از دین‌ و اعتقاد به‌ خدا دور بودند مناظ‌راتی‌ داشته‌ است‌ . نمونه‌ای‌ از بیانات‌ امام‌ ( ع‌ ) که‌ در اثبات‌ وجود خداوند حکیم‌ است‌ ، به‌ یکی‌ از شاگردان‌ واصحاب‌ خود به‌ نام‌ "مفضل‌ بن‌ عمر" فرمود که‌ در کتابی‌ به‌ نام‌ "توحید مفضل‌" هم‌ اکنون‌ در دست‌ است‌ .

    مناظ‌رات‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) با طبیب‌ هندی‌ که‌ موضوع‌ کتاب‌ "اهلیلجه‌" است‌ نیز نکات‌ حکمت‌آموز بسیاری‌ دارد که‌ گوشه‌ای‌ از دریای‌ بیکران‌ علم‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ . برای‌ شناسایی‌ استاد معمولا دو راه‌ داریم‌ ، یکی‌ شناختن‌ آثار و کلمات‌ او ، دوم‌ شناختن‌ شاگردان‌ و تربیت‌شدگان‌ مکتبش‌ .
    کلمات‌ و آثار و احادیث‌ زیادی‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) نقل‌ شده‌ است‌ که‌ ما حتی‌ قطره‌ای‌ از دریا را نمی‌توانیم‌ به‌ دست‌ دهیم‌ مگر "نمی‌ از یمی‌" . اما شاگردان‌ آن‌ حضرت‌ هم‌ بیش‌ از چهار هزار بوده‌اند ، یکی‌ از آنها "جابر بن‌ حیان‌" است‌ . جابر از مردم‌ خراسان‌ بود .

    پدرش‌ در طوس‌ به‌ داروفروشی‌ مشغول‌ بود که‌ به‌ وسیله‌ طرفداران‌ بنی‌ امیه‌ به‌ قتل‌ رسید . جابر بن‌ حیان‌ پس‌ از قتل‌ پدرش‌ به‌ مدینه‌ آمد . ابتدا در نزد امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و سپس‌ در نزد امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) شاگردی‌ کرد . جابر یکی‌ از افراد عجیب‌ روزگار و از نوابغ‌ بزرگ‌ جهان‌ اسلام‌ است‌ .
    در تمام‌ علوم‌ و فنون‌ مخصوصا در علم‌ شیمی‌ تألیفات‌ زیادی‌ دارد ، و در رساله‌های‌ خود همه‌ جا نقل‌ می‌کند که‌ ( جعفر بن‌ محمد ) به‌ من‌ چنین‌ گفت‌ یا تعلیم‌ داد یا حدیث‌ کرد . از اکتشافات‌ او اسید ازتیک‌ ( تیزآب‌ ) و تیزاب‌ سلطانی‌ و الکل‌ است‌ .
    وی‌ چند فلز و شبه‌ فلز را در زمان‌ خود کشف‌ کرد . در دوران‌ "رنسانس‌ اروپا" در حدود 30. رساله‌ از جابر به‌ زبان‌ آلمانی‌ چاپ‌ و ترجمه‌ شده‌ که‌ در کتابخانه‌های‌ برلین‌ و پاریس‌ ضبط است‌ .
    حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) بر اثر توطئه‌های‌ منصور عباسی‌ در سال‌ 148 هجری‌ مسموم‌ و در قبرستان‌ بقیع‌ در مدینه‌ مدفون‌ شد . عمر شریفش‌ در این‌ هنگام‌ 65 سال‌ بود . از جهت‌ اینکه‌ عمر بیشتری‌ نصیب‌ ایشان‌ شده‌ است‌ به‌ "شیخ‌ الائمه‌" موسوم‌ است‌ .
    حضرت‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) هفت‌ پسر و سه‌ دختر داشت‌ .پس‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مقام‌ امامت‌ بنا به‌ امر خدا به‌ امام‌ موسی‌ کاظ‌م‌ ( ع‌ ) منتقل‌ گردید .دیگر از فرزندان‌ آن‌ حضرت‌ اسمعیل‌ است‌ که‌ بزرگترین‌ فرزند امام‌ بوده‌ و پیش‌ از وفات‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) از دنیا رفته‌ است‌ . طایفه‌ اسماعیلیه‌ به‌ امامت‌ وی‌ قائلند .
    4. خلق‌ و خوی‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ )
     حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مانند پدران‌ بزرگوار خود در کلیه‌ صفات‌ نیکو و سجایای‌ اخلاقی‌ سرآمد روزگار بود . حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) دارای‌ قلبی‌ روشن‌ به‌ نور الهی‌ و در احسان‌ و انفاق‌ به‌ نیازمندان‌ مانند اجداد خود بود . دارای‌ حکمت‌ و علم‌ وسیع‌ و نفوذ کلام‌ و قدرت‌ بیان‌ بود .
    با کمال‌ تواضع‌ و در عین‌ حال‌ با نهایت‌ مناعت‌ طبع‌ کارهای‌ خود را شخصا انجام‌ می‌داد ، و در برابر آفتاب‌ سوزان‌ حجاز بیل‌ به‌ دست‌ گرفته‌ ، در مزرعه‌ خود کشاورزی‌ می‌کرد و می‌فرمود : اگر در این‌ حال‌ پروردگار خود را ملاقات‌ کنم‌ خوشوقت‌ خواهم‌ بود ، زیرا به‌ کد یمین‌ و عرق‌ جبین‌ آذوقه‌ و معیشت‌ خود و خانواده‌ام‌ را تأمین‌ می‌نمایم‌ .
    ابن‌ خلکان‌ می‌نویسد : امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) یکی‌ از ائمه‌ دوازده‌گانه‌ مذهب‌ امامیه‌ و از سادات‌ اهل‌ بیت‌ رسالت‌ است‌ .

    از این‌ جهت‌ به‌ وی‌ صادق‌ می‌گفتند که‌ هر چه‌ می‌گفت‌ راست‌ و درست‌ بود و فضیلت‌ او مشهورتر از آن‌ است‌ که‌ گفته‌ شود . مالک‌ می‌گوید : با حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) سفری‌ به‌ حج‌ رفتم‌ ، چون‌ شترش‌ به‌ محل‌ احرام‌ رسید ، امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) حالش‌ تغییر کرد ، نزدیک‌ بود از مرکب‌ بیفتد و هر چه‌ می‌خواست‌ لبیک‌ بگوید ، صدا در گلویش‌ گیر می‌کرد . به‌ او گفتم‌ : ای‌ پسر پیغمبر ، ناچار باید بگویی‌ لبیک‌ ، در جوابم‌ فرمود : چگونه‌ جسارت‌ کنم‌ و بگویم‌ لبیک‌ ، می‌ترسم‌ خداوند در جوابم‌ بگوید : لا لبیک‌ ولا سعدیک‌ .

    منبع:aviny.com

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    زندگی نامه امام جعفر صادق(ع) از ولادت تا شهادت

    زندگی نامه امام جعفر صادق(ع) از ولادت تا شهادت

    به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترتگروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، امام جعفر صادق (ع)، ششمین پیشوای شیعیان در هفدهم ربیع‌الاول متولد شدند که این حضرت در طول زندگی مبارک خود توانست نهضت علمی و فرهنگی بزرگی را شروع نماید و پایه‌های علمی مکتب شیعه را محکم کند تا جایی که از مذهب شیعه اثنی عشری با عنوان «مذهب جعفری» و از آن حضرت با عنوان رئیس این مذهب یاد می‌شود.

    ولادت

    امام صادق (ع) بنا به نقل برخی منابع، در ۱۷ ریبع الاول سال ۸۰ هجری و به نقل منابع دیگر، در سال ۸۳ هجری دیده به دنیا گشودند. ایشان در مدینه و در زمان عبدالملک بن مروان متولد شدند. روزگاری که امت اسلامی طعم تلخ حکومت ستمگرانه عبد الملک را می‌چشید، مبلغان فاسد اندیشه های فاسد می پراکندند و فرمانروایان ستمگر چیره بودند. مادر آن حضرت فاطمه (ام‌فروه) دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر بودند.

    نام، نسب و القاب

    جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، ششمین امام مذهب شیعه امامی و پنجمین امام مذهب اسماعیلیه است. پدر او امام محمد باق (ع) و مادرش ام فروه دختر قاسم پسر محمد بن ابوبکربود. برطبق کشف الغمه، از آنجا که نسب مادر امام صادق (ع) هم از پدر و هم از مادر به ابوبکر می‌رسید، امام صادق گفته است: «لَقَدْ وَلَدَنِی أَبُو بَکْرٍ مَرَّتَیْن‏» (من دو بار از ابوبکر متولد شد‌ه‌ام)؛ اما برخی از جمله علامه شوشتری و محمدباقر مجلسی، این روایت را جعلی می‌دانند.

    کنیه مشهور امام صادق (ع)، ابوعبدالله (ناظر به دومین فرزندش عبدالله افطح) است. با کنیه‌های ابواسماعیل (ناظر به فرزند ارشدش، اسماعیل) و ابوموسی (ناظر به دیگر فرزندش امام موسی کاظم (ع)) نیز از او نام برده‌اند.

    مشهورترین لقب او «صادق» است. برطبق روایتی، پیامبر اسلام (ص) این لقب را به او داده است تا از جعفر کذاب تمایز یابد؛ [۷]، اما برخی گفته‌اند امام صادق (ع) به جهت پرهیز از شرکت در قیام‌های عصر خود، صادق لقب گرفته است؛ چراکه در آن زمان به کسی که مردم را گرد خود جمع و به قیام برضد حکومت تحریک می‌کرد، کذّاب (دروغگو) می‌گفتند. در همان دوران ائمه این لقب برای امام صادق (ع) به کار می‌رفته است.

    برخی از علماء اهل سنت، چون مالک بن انس، احمد بن حنبل و جاحظ نیز از او با این لقب نام برده‌اند.

    زندگی نامه امام محمد صادق(ع) از ولادت تا شهادت

    ازدواج و فرزندان امام صادق(ع)

    عکاشه بن محصن گوید: روزی خدمت امام محمد باقر (ع) عرض کردم: چرا برای اباعبداللّه همسر نمی‌گیرید؟ زمانش فرا رسیده است. جلوی امام (ع) کیسه‌ای سربسته و مهر زده قرار داشت. امام (ع) فرمود: به زودی برده فروشی از اهالی بربر به اینجا می‌رسد و در منزل میمون ساکن می‌شود. با این کیسه پول، از او کنیزی خریداری می‌کنیم. مدتی از این جریان گذشت. دوباره خدمت امام باقر (ع) رسیدم. امام (ع) فرمود: آیا می‌خواهید در مورد آن برده فروش که ماجرایش را برای شما ذکر کردم، سخن بگویم؟ او اکنون آمده است. بروید و با این کیسه پول از او کنیزی بخرید. عکاشه گوید: ما پیش برده فروش رفتیم. برده فروش گفت: هر چه داشتم، فروخته ام مگر دو کنیز که یکی، از دیگری بهتر است. گفتیم: آنان را بیاور تا ببینیم. او آن‌ها را آورد، ما گفتیم: آن کنیز بهتر را به چه قیمتی می‌فروشی؟ گفت: به هفتاد دینار. گفتیم: به ما خوبی کرده از قیمتش کم کن. گفت: کمتر از هفتاد دینار نمی‌دهم. گفتیم: در مقابل پولی که در این کیسه است و ما نمی‌دانیم چقدر می‌باشد، می‌خریم. پیرمردی که کنار او بود گفت: مهر کیسه را بگشایید و پول‌ها را بشمارید. برده فروش گفت: این کار را نکنید! چون اگر یک حبه هم از هفتاد دینار کمتر باشد، نمی‌فروشم. پیرمرد گفت: بگشایید و بشمارید. ما کیسه را گشوده و دینار‌ها را شمردیم. با کمال تعجب دیدیم هفتاد دینار است، نه کمتر و نه بیشتر. کنیز را خریده و به محضر امام باقر (ع) مشرف شدیم. امام صادق (ع) هم نزد ایشان ایستاده بود. ماجرا را عرض کردیم، امام (ع) شکر الهی را به جا آورد و به آن کنیز فرمود: نامت چیست؟ گفت: حمیده. امام (ع) فرمود: «حَمِیدَةٌ فِی الدُّنیا مَحمُودَةٌ فِی الآخِرَة ...» (در دنیا پسندیده و در آخرت ستایش شده‌ای ...) و فرمود: دوشیزه‌ای یا بیوه؟ گفت: دوشیزه. امام باقر (ع) به امام صادق (ع) فرمود: جعفر، او را برای خود بپذیر.

    آن حضرت ۱۰ فرزند شامل ۷ پسر و ۳ دختر دارند که یکی از پسران ایشان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم (ع) امام هفتم شیعیان و جانشین آن حضرت (ع) است. البته بعضی از مورخین تعداد فرزندان ایشان را ۱۱ تن ذکر کرده‏اند که ۷ نفر از آنان پسر و باقی دختر بوده ‏اند.

    ۱- اسماعیل معروف به اعرج که بزرگترین فرزند وی است. اسماعیل در زمان حیات حضرت از دنیا رفت. پس از شهادت حضرت صادق (ع) عده‌ای از کج‌اندیشان به امامت اسماعیل و عده‌ای به امامت فرزند اسماعیل محمد پیوستند که آنان را اسماعیلیه می‌گویند.

    ۲- عبدالله بن افطح: وی همیشه با خواسته‌های پدر مخالفت می‌کرد. بعد از پدر مدعی خلافت و امامت شد و جمعی نیز امامت وی را پذیرفتند که آنان را فطحیه می‌نامند. بعدها، چون مردم ضعف علمی و عملی وی را مشاهده کردند از او برگشته و به امامت موسی بن جعفر روی آوردند.

    ۳- امام موسی کاظم (ع)

    ۴- اسحاق بن جعفر صادق (ع) شخص جلیل‌القدر و اهل فضل و تقوی بود و احادیث بسیاری نقل کرده است و به امامت برادرش موسی علیه السلام قائل بود.

    ۵- محمد دیباج بن جعفرصادق (ع/۹. این شخص والا از شجاع‌ترین مردمان عصر خود بود و در تمام سال یک روز در میان روزه‌دار بود. در سال یکصد و نود و نه به مأمون عباسی به خاطر ظلم‌ها و حق‌کشی‌های وی خروج کرد و مأمون نیز یکی از سرداران سپاه خود به نام عیسی جلودی را با لشکری مجهز به جنگ وی فرستاد. در این جنگ سپاهیانش را فراری دادند و خود ایشان را نیز دستگیر کردند. وقتی که به مرز خراسان رسیدند در محلی به نام «فرقان چاپی» که امروزه معروف به لطف آباد است دار فانی را وداع گفت.

    ۶- عباس بن جعفر صادق (ع) است که سید جلیل القدر و دانشمند و فاضلی بوده است.

    ۷- علی بن جعفر (ع) شخص کثیر الفضل و پرهیزگار و صاحب عقیده صادق بود. این بزرگوار تحت تربیت برادرش حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام به مقامات عالی علمی و عملی نایل شد.

    دختران امام صادق (ع):

    ۱- ام فروه که همنام مادرش بود. این ام فروه عروس زید بن علی بن الحسین بود.

    ۲- اسماء

    ۳- فاطمه

    زندگی نامه امام محمد صادق(ع) از ولادت تا شهادت

    سیمای آن حضرت

    بیشتر شمایل آن حضرت مثل پدرش امام باقر (ع) بود. جز آنکه کمی باریکتر و بلندتر بود. مردی بود میانه بالا، افروخته روی، پیچیده موی و پیوسته صورتش، چون آفتاب می‌درخشید. در جوانی مو‌های سرش سیاه بود. بینی‌اش کشیده و وسط آن اندکی بر آمده بود و برگونه راستش خال سیاهی داشت. محاسن آن جناب نه زیاد پرپشت و نه زیاد تنک بود. دندانهایش درشت و سفید بود و میان دودندان پیشین آن گرامی فاصله داشت. بسیار لبخند می‌زد و، چون نام پیامبر برده می‌شد رنگ رخسارش زرد و سبز می‌شد. در پیری سفیدی موی سرش بر وقار و هیبتش افزوده بود.

    حاکمان دوران امامت امام صادق(ع)

    حیات امام صادق (ع)، با خلافت ده خلیفه آخر بنی امیه از جمله عمر بن عبدالعزیز و هشام بن عبدالملک و دو خلیفه نخست عباسی، سَفّاح و منصور دوانیقی هم‌زمان بود. او در سفر امام باقر (ع) به شام که به درخواست هشام بن عبد الملک صورت گرفت، همراه پدر بود. در امامت امام صادق (ع)، پنج خلیفه آخر اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به بعد و سفاح و منصور خلفاء عباسی حکومت کردند. در این دوران حکومت بنی‌امیه ضعیف و سرانجام سرنگون شد و پس از آن بنی‌عباس روی کار آمدند. ضعف و عدم نظارت حکومت‌ها فرصت مناسبی برای امام صادق (ع) جهت انجام فعالیت‌های علمی فراهم کرد. البته این آزادی تنها در دهه سوم قرن دوم قمری، وجود داشت و پیش از آن در زمان بنی‌امیه و پس از آن به جهت قیام نفس زکیه و برادرش ابراهیم فشار‌های سیاسی فراوانی بر ضد امام صادق (ع) و پیروانش وجود داشت.

    زندگی نامه امام محمد صادق(ع) از ولادت تا شهادت

     فعالیت‌ها و مناظرات علمی

    دوران امامت امام جعفر صادق (ع) در میان دوران امامت دیگر ائمه اطهار (ع)، به دلیل ضعف حکومت بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت (ع) در زمان هیچ یک از ائمه هدی (ع) وجود نداشت.

    در این زمان آزادی بیشتری برای ابراز عقیده به وجود آمد و بحث‌های علمی بسیاری در موضوعات مختلف صورت گرفت. این آزادی علمی و دینی سبب شد تا شاگردان امام (ع) آزادانه در مباحث علمی شرکت کنند.

    امام صادق (ع) هم با استفاده از این فرصت، روایات فراوانی در زمینه‌های گوناگونِ مانند فقه و کلام بیان کرد. به طوری که به گفته ابو بحر جاحظ؛ دانش و فقه او دنیا را پر کرده بود.

    بیشترین حجم روایات اسلامی و شیعه، احادیثی است که از امام صادق (ع) نقل شده است و به حدود چهار هزار مورد می‌رسد.

    دلیل کثرت روایات منقول از امام صادق (ع) دو چیز است: اول اینکه با ۶۵ یا ۶۸ سال سن، طول عمر بیشتری از دیگر ائمه هدی (ع) داشتند و به شیخ الائمه مشهور شدند و دوم؛ شرایط زمانی خاص و تقارن دوران امامت پیشوای ششم شیعیان (ع) با دوران ضعف مفرط امویان، انتقال قدرت و آغاز خلافت عباسیان می‌باشد.

    آن حضرت (ع) با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی، به بسط و اشاعه معارف دینی همت گماشت.

    امام صادق (ع) و شاگردان ایشان همچنین مناظرات و گفتگو‌هایی با متکلمان مذاهب دیگر و برخی از منکران وجود خدا داشتند. در برخی از مناظرات، شاگردان آن حضرت (ع) در حضور ایشان در زمینه‌ای که تخصص داشتند، با دیگران مناظره می‌کردند و امام (ع) بر مناظره نظارت می‌کردند و گاهی خود نیز وارد بحث می‌شدند.

    به هر حال، عصر امام صادق (ع) یکی از طوفانی‌ترین ادوار تاریخ اسلام است که از یک سو اغتشاشات و انقلاب های پیاپی گروه های مختلف، بویژه از طرف خونخواهان امام حسین (ع) رخ می‌داد که قیام ابوسلمه در کوفه و ابومسلم در خراسان و ایران از مهم ترین آن‌ها بود و سرانجام حکومت شوم بنی امیه را برانداخت و مردم را از یوغ ستم و بیدادشان رها ساخت.

    اما بنی عباس با تردستی و توطئه و به ناحق، از این انقلاب بهره گرفته و حکومت و خلافت را تصاحب کردند.

    دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنی امیه به بنی عباس، مهم ترین دوران زندگی شریف امام صادق (ع) بود.

    زندگی نامه امام جعفر صادق(ع) از ولادت تا شهادت

    عصر امام جعفر صادق (ع) همچنین عصر برخورد مکتب‌ها و اید‌ئولوژی‌ها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود که از برخورد مسلمانان با مردم کشورهای فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامی با دنیای خارج به وجود آمده و در مسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن و پژوهش پدید آورده بود.

    در این زمان، رسالت و مسئولیت پاسدار راستین اسلام یعنی امام جعفر صادق (ع) بسیار خطیر و حساس بود چرا که کوچکترین کم کاری، کم تحرکی و غفلت موجب نابودی دین و تعلیمات حیات‌بخش اسلام، از درون و بیرون می‌شد.
    پیشوای ششم شیعیان (ع) در چنین شرایط بحرانی، راهی با دشواری فراوان در پیش و وظیفه‌ای سنگین و عظیم بر دوش داشت.

    از یک سو می‌بایست به فکر نجات افکار جامعه و بویژه مسلمانان از الحاد، بی‌دینی، شبهه‌های گمراه کننده و خرافات، ممانعت از انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین، و جلوگیری از توجیهات غلط و جعل دستورات دین به وسیله حکومت و خلفای وقت باشد و از همه مهم تر؛ شیعه را از اضمحلال و انحراف برهاند.

    شیعه‌ای که بر اثر فضای خفقان و خطرناک حکومت ستمگر و جنایتکار امویان، آخرین رمق‌ها را می‌گذراند و مردان با ارزشش یعنی یاران امام (ع) یا مخفی بودند یا در معرض خطر مرگ قرار داشتند.

    امام جعفر صادق (ع) در چنین شرایط حساس و دشواری، به احیا و بازسازی معارف اسلامی پرداخت، مسائل فقهی و علمی و کلامی پراکنده را به صورت منظم درآورد و مکتب علمی عظیمی را ایجاد کرد که ثمره آن، تربیت چهار هزار شاگرد متخصص و دانشمند بزرگ مانند زرارة بن اعین شیبانی، حمران بن اعین شیبانی، بکر بن اعین شیبانی، جمیل بن دراج، جمیل بن صالح، محمد بن مسلم طائفی، هشام بن حکم، هشام بن سالم، جابر بن حیان، لیث بن البختری، جابر بن یزید جعفی، برید بن معاویه، ابوبصیر، مؤمن الطاق، عمران حلبی، عبدالله بن سنان و ابوالصباح کنانی در رشته‌های گوناگون علوم و فنون از جمله فقه، فلسفه و کلام وعلوم طبیعی بود که در سراسر سرزمین پهناور اسلامی آن روز پخش شدند.

    برخی از این شاگردان، از نوابغ بزرگ جهان اسلام هستند. هر یک از این چهره‌های درخشان هم بازگوکننده منطق امام (ع) که همان منطق اسلام است و پاسدار میراث دینی و علمی و نگهدارنده تشیع راستین، و هم مانع نفوذ افکار ضد اسلامی و ویرانگر در میان مسلمانان بودند و باعث گسترش دانش و معارف اسلامی در جهان شدند.

    تأسیس چنین مکتب فکری و نوسازی و احیای تعلیمات اسلامی سبب شد که امام جعفر صادق (ع) به عنوان رئیس مذهب و فقه جعفری یا رئیس مذهب شیعه اثنی عشری مشهور گردد.

    فقه جعفری همان فقه محمدی (ص) یا توضیح و بیان دستورات دینی و همان اصول و فروعی است که از سوی خدا و از طریق قرآن و وحی به پیامبر اسلام (ص) رسیده است.

    امام ششم شیعیان به عنوان مبارزی نستوه و خستگی‌ناپذیر در میدان فکر و عمل، جهاد راستینی را که حضرت سیدالشهداء امام حسین (ع) به صورت قیام خونین در کربلا انجام داد، در لباس تدریس، تأسیس مکتب، انسان سازی و جهاد فرهنگی انجام داد و پایه‌های علمی مکتب شیعه را محکم کرد.

    حضرت امام جعفر صادق (ع) از در دست گرفتن حکومت، خودداری فرمود و این کار را به زمانی موکول کرد که نقش خود در دگرگون سازی امت را ایفا و انحرافات گوناگونی را که شرایط سیاسی و اجتماعی روز به وجود آورده بود، تصحیح و اصلاح کند، آن گاه امت آماده شوند و حکومت تشکیل دهند.

    ایشان اولویت حرکت خود را فرهنگی و در راستای پرورش اصحاب و یارانی قرار داد که از نظر فقهی و روایی احیاگر اسلام ناب محمدی (ص) و مذهب شیعه شدند. از نظر امام صادق (ع) مقابله نظامی با خلفا و حاکمیت وقت، بدون فراهم آوردن مقدمات لازم، که مهمترین آن زمینه سازی و کار فرهنگی بود، جز شکست نتیجه‌ای نداشت.

    زندگی نامه امام جعفر صادق(ع) از ولادت تا شهادت

    تلاش‌های سیاسی امام در برابر قدرت حاکمه در آن وضعیت، در محدوده نارضایی از حکومت موجود، عدم مشروعیت آن و ادعای امامت و رهبری اسلام در خانواده رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله بود.

    اختلافات سیاسی بین امویان و عباسیان و تقسیم شدن اسلام به فرقه‌های مختلف و ظ‌هور عقاید مادی، و نفوذ فلسفه یونان در کشورهای اسلامی، موجب پیدایش یک نهضت علمی در محیط آشفته و تاریک آن عصر گردید. نهضتی که پایه‌های آن بر حقایق مسلم استوار بود و حقایق دینی را از میان خرافات و موهومات و احادیث جعلی بیرون کشد و در برابر مخالفان با نیروی منطق و قدرت استدلال در قالب گفتگوهای علمی و مناظ‌رات مقاومت کند و آرای سست آن‌ها را محکوم سازد.

    تنها وجود گرامی حضرت صادق (ع) توان به وجود آوردن چنین نهضت علمی را در قالب یک مأموریت الهی داشت تا ضمن ارتباط با مبدأ غیب و بهره گیری از تقوا و پاکی نفس، معارف ناب اسلامی و حقایق علمی را از دریای بیکران علم الهی به دست آورد و در دسترس گوهرشناسان حقیقت قرار دهد.

    به هر حال، زمان امام صادق (ع) در حقیقت عصر طلایی دانش و ترویج احکام و تربیت شاگردانی بود که هر یک مشعل نورانی علم را به گوشه و کنار بردند و در خودشناسی و خداشناسی مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود، برای هدایت مردم کوشیدند.

    در همین دوران درخشان و پر بار، کلام و حکمت اسلامی در برابر فلسفه یونان رشد کرد و فلاسفه و حکمای بزرگی در اسلام پرورش یافت و مذهب تشیع تقویت و تعمیق، و صاحب هویتی مستقل شد.

    حرکت علمی امام ششم شیعیان (ع) آن چنان گسترش یافت که سراسر مناطق اسلامی را در بر گرفت و شهرت آن در همه شهر‌ها و دیار‌ها پیچیده بود و همگان از آن سخن می‌گفتند.

    امام صادق (ع) مسجد پیامبر (ص) در مدینه منوره را محل تدریس خویش قرار داد و مردم، دسته دسته از دور و نزدیک به آنجا می‌شتافتند و سؤالات و مسائل گوناگون خود را مطرح و جواب لازم را دریافت می‌کردند.

    اما طولی نکشید که بنی عباس پس از تحکیم پایه‌های حکومت و نفوذ خود، همان شیوه ستم و فشار بنی امیه نسبت به شیعیان را در پیش گرفتند و حتی گوی سبقت را هم از آنان ربودند.

    همزمان با نهضت علمی حضرت امام جعفر صادق (ع) در مدینه منوره، منصور دوانیقی خلیفه ملعون عباسی هم از روی کینه و حسد، به فکر ایجاد مکتب دیگری افتاد که هم بتواند در برابر مکتب جعفری استقلال علمی داشته باشد و هم مردم را سرگرم نماید و از خوشه‌چینی از محضر امام (ع) بازدارد؛ لذا مدرسه‌ای در محله کرخ بغداد تأسیس و در آن، از وجود ابو حنیفه در مسائل فقهی استفاده نمود. دستور داد کتب علمی و فلسفی را از هند و یونان آوردند و ترجمه کردند و مالک - رئیس فرقه مالکی - را بر مسند فقه نشاند گر چه به تمام اهدافی که در نظر داشت نرسید.

    احمد بن علی طبرسی در کتاب الاحتجاج مجموعه‌ای از مناظرات امام صادق (ع) را گرد آورده است که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

    مناظره با یکی از منکران خدا درباره وجود خدا

    مناظره با ابوشاکر دَیصانی، درباره وجود خدا

    مناظره با ابن ابی العوجاء درباره وجود خدا

    مناظره با ابن ابی العوجاء درباره حدوث عالَم

    مناظره‌ای طولانی با یکی از منکران وجود خدا درباره مسائل مختلف دینی

    مناظره با ابوحنیفه درباره شیوه استنباط احکام فقهی، به‌ویژه قیاس

    مناظره با برخی از علماء معتزله درباره شیوه انتخاب حاکم و برخی احکام فقهی

    زندگی نامه امام محمد صادق (ع) از ولادت تا شهادت

    تشکیل حکومت

    سیاست نخست امام صادق (ع) یک سیاست فرهنگی و در جهت پرورش اصحابی بود که از نظر فقهی و روایی از بنیان‌گذاران تشیع جعفری به شمار آمده‌اند. تلاش‌های سیاسی امام در برابر قدرت حاکمه در آن وضعیت، در محدوده نارضایی از حکومت موجود، عدم مشروعیت آن و ادعای امامت و رهبری اسلام در خانواده رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله بود. از نظر امام صادق (ع) تعرض نظامی علیه حاکمیت، بدون فراهم آوردن مقدمات لازم، که مهمترینش کار فرهنگی بود، جز شکست و نابودی نتیجه دیگر نداشت. چنانکه در جریان حرکتی که زید بن علی و پس از آن یحیی بن زید در خراسان به آن دست زدند، بنی عباس بیشترین بهره را برده و در عمل، خود را به عنوان مصداق شعار «الرضا من آل محمد» تبلیغ کردند.

    زندگی نامه امام محمد صادق(ع) از ولادت تا شهادت

    نتیجه کار بعد‌ها معلوم شد؛ زیرا فقه جعفری، بنیانگذار تشیع نیرومندی گشت که روز به روز اوج بیشتری گرفت؛ اما زیدیه که منحصرا در خط سیاست بود، رو به افول گذاشتند.

    خصوصیات اخلاقی امام صادق(ع)

    در منابع روایی در زمینه ویژگی‌های اخلاقی امام صادق (ع) گزارش‌هایی از زهد، انفاق، علم فراوان، عبادت بسیار و تلاوت قرآن آمده است. محمد بن طلحه امام صادق (ع) را از بزرگترین افراد اهل بیت، دارای علم فراوان، بسیار اهل عبادت و زهد و تلاوت قرآن توصیف کرده است. مالک بن انس از ائمه فقهی اهل سنت گفته است: «در مدتی که پیش امام صادق (ع) می‌رفته، همیشه او را در یکی از سه حالت نمازخواندن، روزه‌داری و ذکرگفتن دیده است».

    حضرت صادق (ع) دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نیازمندان مانند اجداد خود بود. دارای حکمت و علم وسیع و نفوذ کلام و قدرت بیان بود. با کمال تواضع و در عین حال با نهایت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام می‌داد، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بیل به دست گرفته، در مزرعه خود کشاورزی می‌کرد و می‌فرمود: اگر در این حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود، زیرا به کد یمین و عرق جبین آذوقه و معیشت خود و خانواده‌ام را تأمین می‌نمایم.

    به گزارش بحار الانوار، امام در پاسخ به درخواست فقیری، چهارصد درهم به او داد و، چون سپاس‌گزاری او را دید، انگشترش را هم که ده هزار درهم می‌ارزید، به وی بخشید. روایت‌هایی نیز از انفاق‌های پنهانی امام صادق (ع) در دست است. به نوشته کتاب کافی، او شب‌ها مقداری نان و گوشت و پول در کیسه می‌ریخت و به صورت ناشناس به در خانه تهیدستان شهر می‌برد و میان آن‌ها تقسیم می‌کرد. ابوجعفر خثعمی نقل کرده است که امام صادق (ع) کیسه پولی را به او داد و از او خواست آن را به فردی از بنی‌هاشم بدهد و نگوید که چه کسی آن را فرستاده است. به گفته خثعمی هنگامی که آن فرد پول را گرفت، برای فرستنده آن دعا کرد و گفت: «او همیشه برایش پول می‌فرستد؛ اما امام صادق (ع)، باوجود ثروتش چیزی به او نمی‌دهد».

    شهادت

    بسیاری از منابع متقدم شیعه و سنی از شهادت امام صادق (ع) سخن نگفته‌اند. برخی از علماء شیعه همچون شیخ مفید درگذشت او را به مرگ طبیعی دانسته‌اند. برخی نیز با تکیه بر حدیثی که می‌گوید امامان با قتل از دنیا می‌روند، گفته‌اند امام صادق (ع) شهید شده است. شیخ صدوق تصریح کرده است که امام صادق (ع) به دستور منصور دوانیقی و بر اثر مسمومیت از دنیا رفته است.

    زندگی نامه امام جعفر صادق(ع) از ولادت تا شهادت

    انتهای پیام/

    منبع مطلب : www.yjc.ir

    مدیر محترم سایت www.yjc.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 7 ماه قبل
    -1

    😍🥰♥️💯👍🏻❤🤩

    مهدی 2 سال قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید