توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    زکریای رازی در چه قرنی می زیسته است

    دسته بندی :
    1. اسک 98
    2. مطالب سایت
    3بازدید

    زکریای رازی در چه قرنی می زیسته است را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    زکریای رازی

    زکریای رازی

    ابوبکر محمّد بن زَکَریا رازی (۲۵۱ ه‍. ق–۳۱۳ ه‍.ق)[۵] همه‌چیزدان،[۶] پزشک، فیلسوف و شیمی‌دان ایرانی[۷][۸][۹] است. رازی آثار ماندگاری در زمینهٔ پزشکی و شیمی و فلسفه نوشته‌است و به‌عنوان کاشف الکل، جوهر گوگرد (اسید سولفوریک)[۱۰] و نفت سفید[۱۱] مشهور است. وی همچنین دربارهٔ کیهان‌شناسی، منطق و ریاضیات نیز آثاری دارد.[۱۲]

    به‌گفتهٔ جرج سارتن، که به پدر تاریخ علم مشهور است، رازی «بزرگترین پزشک ایران و جهان اسلام در زمان سده‌های میانی (قرون وُسطا) بود». پرویز اذکایی و جوئل کریمر در کتاب «احیای فرهنگی در عهد آل بویه» رازی را شخصیتی دانسته‌اند که بر قله انسان‌گرایی ایرانی ایستاده‌است.[۱۳]

    به پاس زحمات فراوان رازی در داروسازی روز پنجم شهریورماه (۲۷ اوت)، روز بزرگداشت محمد (بن زکریا) رازی شیمی‌دان بزرگ ایرانی و روز داروساز نام‌گذاری شده‌است.

    سرگذشت[ویرایش]

    نام وی محمد و نام پدرش زکریا و کنیه‌اش ابوبکر است. هر چند ابوبکر نام است و کنیه استفاده نمی‌شود. مورخان شرقی در کتاب‌هایشان او را محمد بن زکریا رازی خوانده‌اند، اما اروپاییان و مورخان غربی از او به نام‌های رازس Rhazes=razes و الرازی Al-Razi در کتاب‌های خود یاد کرده‌اند. به‌گفتهٔ ابوریحان بیرونی وی در شعبان سال ۲۵۱ هجری (۸۶۵ میلادی) در ری زاده شد و دوران کودکی و نوجوانی و جوانی‌اش در این شهر گذشت. چنین شهرت دارد که در جوانی عود می‌نواخته و گاهی شعر می‌سروده‌است. بعدها به زرگری و سپس به کیمیاگری روی آورد. وی در سنین بالا علم طب را آموخت. بیرونی معتقد است او در ابتدا به کیمیا اشتغال داشته و پس از آنکه در این راه چشمش بر اثر کار زیاد با مواد تند و تیزبو آسیب دید، برای درمان چشم به پزشکی روی آورد.[۱۴] در کتاب‌های مورخان اسلامی آمده‌است که رازی طب را در بیمارستان بغداد آموخته‌است. در آن زمان، بغداد مرکز بزرگ علمی دوران و جانشین دانشگاه جندی‌شاپور بوده‌است و رازی برای آموختن علم به بغداد سفر کرد و مدتی نامعلوم در آن‌جا اقامت گزید و به تحصیل علم پرداخت و سپس ریاست بیمارستان «معتضدی» را بر عهده گرفت. پس از مرگ معتضد، خلیفهٔ عباسی، به ری بازگشت و عهده‌دار ریاست بیمارستان ری شد و تا پایان عمر در این شهر به درمان بیماران مشغول بود. رازی در آخر عمرش نابینا شد، دربارهٔ علت نابینا شدن او روایت‌های مختلفی وجود دارد؛ بیرونی سبب کوری رازی را کار مداوم با مواد شیمیایی چون بخار جیوه می‌داند.

    رازی در تاریخی بین ۵ شعبان ۳۱۳ (قمری) ه‍. ق*[۱۵] تا ۳۱۳ ه‍.ق در ری درگذشته‌است.[۱۶] مکان اصلی آرامگاه رازی تا امروز ناشناخته مانده‌است.[۱]

    باورهای دینی[ویرایش]

    کتاب‌هایی را در تقبیح مذاهب و در باب روش‌های شیادی پیامبران، به رازی منسوب است که اگرچه امروز خودشان موجود نیستند، اما بخش‌هایی از آن‌ها در آثار دیگران بحث و بررسی شده‌اند. به گفته بیرونی، رازی نه تنها اسلام که تمامی مذاهب را تقبیح کرد. او تمامی کسانی را که از ابتدا ادعای پیغمبری کردند، شیادانی می‌دانست که در بهترین حالت بیماری روانی داشته‌اند. وی همچنین قرآن را مجموعه‌ای از افسانه‌های سراسر تناقض می‌خواند که هیچ اطلاعات مفید و بدردبخوری ندارد.[۱۷][۱۸][۱۹] هانری کربن در مقدمه‌ای که بر جامع‌الحکمتینِ ناصرخسرو نوشته (بخشی از آن با نامِ «نقد آراء محمد زکریا رازی در جامع‌الحکمتین» به فارسی ترجمه شده‌است)، می‌گوید وی نبوت و وحی را نفی می‌کرد و ضرورت آن را نمی‌پذیرفت.[۲۰] در تفکر رازی همهٔ انسان‌ها قدرت و توانایی رسیدن به معرفت و دانایی را دارند، و لذا از لحاظ توانایی کسب معرفت با هم برابرند و بر یکدیگر هیچ برتری‌ای ندارند. از دیدگاه او مقتضای حکمت و رحمت الهی این است که انسان‌ها همگی به منافع و مضار خود صاحب علم باشند و اگر خدا قومی را به نبوت اختصاص دهد، به این معناست که آن‌ها را بر دیگر انسان‌ها برتری داده و این برتری باعث جنگ و دشمنی و در نهایت هلاکت انسان‌ها می‌شود که این با حکمت و رحمت الهی سازگاری ندارد.[۲۱] کتب زیر به این اعتقاد وی اشاره دارند.[۲۲][۲۳]

    دو کتاب بالا اکنون در دست نیست. اما جنیفر مایکل در کتابش نقل‌قول‌هایی از کتب بالا می‌آورد.[۲۷] همچنین احمد بیرشک می‌نویسد: «از تعلیمات او این بود که همهٔ آدمیان سهمی از خرد دارند که بتوانند نظرهای صحیح دربارهٔ مطالب عملی و نظری به‌دست آورند، آدمیان برای هدایت شدن به رهبران دینی نیاز ندارند؛ درحقیقت دین زیان‌آور است و مسبب کینه و جنگ. نسبت به همهٔ مقامات همهٔ سرزمین‌ها شک داشت».[۲۸]
    رازی دربارهٔ قرآن می‌گوید:

    وی را هیچ‌گاه به دلیل دیدگاه‌های ضددینی که داشت زندانی یا اعدام نکردند اما نوشتارهای دینیش مورد سانسور قرار گرفتند و از میان رفتند.[۱۲] گروهی معتقدند این تفکرات رازی موجب خشم علمای اسلامی علیه او شد و او را ملحد خواندند و آثار او را رد کردند و دست به نابودی آن‌ها زدند. ابوحاتم رازی در کتاب اعلام النبوه نوشته‌است که این ملحد با عقل معیوب و نفس و رأی ضعیف خود کلامی در ابطال نبوت تصنیف کرده‌است.[۳۲] کسانی چون ناصرخسرو، ابن حزم و موسی بن میمون او را نادان و مهوس بی‌باک و سخنان او را دعاوی و خرافات بی‌دلیل، هوس و هذیانات خوانده‌اند.[۳۳] ابن قیم الجوزیه می‌گوید: «رازی از هر دینی بدترین چیزهای آن را برگزید و کتابی در ابطال نبوات و رساله‌ای در ابطال معاد تألیف کرد و مذهبی ساخت که از مجموع عقائد زندیقان عالم ترکیب یافته بود».[۳۴] افراد زیادی بر باورهای رازی رد نوشته‌اند و برخی از باورهای رازی را در این ردیه‌ها نقل کرده‌اند. ذبیح‌الله صفا از ۱۲ نفر که بر آرای رازی رد نوشته‌اند نام می‌برد.[۳۵]

    برخی از محققین، در رد بی‌دینی وی اظهار می‌دارند که در کتاب‌های مهم او مانند «الحاوی» عبارات فراوانی وجود دارد که مسلمان بودن او را تأیید می‌کند در ظاهر آثار باقی مانده از او که مسلّماً از تألیفاتش می‌باشد، عبارتی که مبیّن اعتقاد رازی به عدم نیاز به نبوّت و وحی و شریعت باشد، دیده نشد، بلکه بر خلاف آن، عبارات و کلمات زیادی در آنها وجود دارد که اعتقادش به اسلام را می‌توان از آنها برداشت کرد. تنها منبعی که برای شناخت این جنبه از اعتقادات رازی در دست است، کتاب «اعلام النبوه» اثر ابوحاتم رازی دانشمند اسماعیلی همزمان با محمد (بن زکریا) رازی است؛ البته، در این کتاب نامی از رازی نیست، بلکه موارد نقل قول شده منسوب به رازی با این جمله، «قال الملحد» بیان گشته‌است.[۳۶] باور این گروه مبنی بر عدم الحاد محمد بن زکریا رازی و حتی دیندار یا شیعه بودن وی؛ بر استدلال‌های استوار است که برخی از آنها عبارت‌اند از:[۳۷][۳۸][۳۹]

    مطهری در تألیفات خود اظهار داشته که چون تمام کتاب‌های رازی در دسترس نیست نمی‌توان پیرامون او اظهار نظر قطعی کرد، اما از مجموعه قرائن به دست می‌آید که او منکر نبوت نبوده بلکه با مدعیان دروغین نبوت در ستیز بوده‌است. محال است مناظرات رازی با ابوحاتم در منزل یکی از بزرگان ری و در حضور اکابر و بزرگان شهر پیرامون ابطال اصل نبوت باشد و او همه مذاهب را باطل اعلام کند و سپس در کمال احترام نیز زیست نماید. رازی سخت پایبند توحید و معاد و اصالت روح و بقای آن بوده‌است و چگونه ممکن است کسی که اصول مبدأ و معاد را قبول دارد، نبوت را انکار کند، بلکه از آثار او به دست می‌آید که اندیشه امامت، ذهن او را به خود مشغول کرده بوده‌است و بدیهی است که اندیشه امامت با منکر نبوت همراه نیست. ایشان بیان می‌کند استدلال‌هایی که به رازی در نفی نبوت نسبت داده شده‌است، آنقدر ضعیف است که در شأن مقام علمی او نیست. ایشان احتمال شیعه بودن رازی را منتفی نمی‌داند بلکه بیان می‌کند؛ بعید نیست که رازی تا حدودی طرز تفکر شیعی امامی داشته‌است و همه متفکرانی که چنین اعتقادی داشتند، از سوی دشمنان شیعه، به کفر متهم می‌شدند.[۴۰][۴۱]

    برخی، همچون نویسندهٔ خزینةالاصفیاء، او را از اکابر صوفیه می‌شمارند که پیوسته از خوف خدا در گریه بود. غلام سرور هندی در تاریخ وفات او سروده‌است:

    هر یک از جمله‌های «ابوبکر محبوب حبیب» و «صوفی کامل پاکباز» ازنظر ابجدی ۳۱۰ است که ـ به گفته‌ای ـ اشاره به سال فوت اوست.[۴۲][۴۳]

    وی همچنین انتقاداتی بر ادیان دیگر دارد. از جمله آثار انتقادی وی نسبت به ادیان دیگر، کتابی در «رد سیسن ثنوی» (ردی بر مانویت) است.[۴۴]

    در مورد تاریخ تولد و مرگ رازی[ویرایش]

    مهم‌ترین سند تاریخی دربارهٔ تولد و مرگ رازی کتاب فهرست کتب رازی نوشتهٔ ابوریحان بیرونی است. در این کتاب، تولد رازی در ماه شعبان ۲۵۱ (قمری) ه‍.ق (سپتامبر ۸۶۵ م) و مرگ او در پنجم شعبان ۳۱۳ ه‍.ق (۳۱ اکتبر ۹۲۵ م) ثبت شده‌است. ضمناً «در این رساله ابوریحان علاوه بر آن‌که صریحاً تاریخ تولد و وفات رازی را متذکر شده، مدت عمر او را به سال قمری شصت‌ودو سال و پنج روز و به شمسی شصت سال و دو ماه و یک روز به‌طور دقیق آورده‌است.»[۴۵]

    استادان رازی[ویرایش]

    مورخان طب و فلسفه در قدیم به تفاریق استادان رازی را سه تن یاد کرده‌اند: ابن ربن طبری: [محمد بن] زکریا در طب شاگرد وی بوده‌است. ابوزید بلخی: حکیم [محمد بن] زکریای رازی در فلسفه شاگرد وی بوده‌است. ابوالعباس محمد بن نیشابوری: استاد محمد بن زکریا رازی در حکمت مادی (ماتریالیسم) یا گیتی‌شناسی بوده‌است.[۴۶]

    اخلاق و صفات رازی[ویرایش]

    رازی، مردی خوش‌خو و در تحصیل کوشا بود. وی به بیماران توجه خاصی داشت و تا زمان تشخیص بیماری دست از آن‌ها برنمی‌داشت و نسبت به فقرا و بینوایان بسیار رئوف بود. رازی، برخلاف بسیاری از پزشکان، که بیشتر مایل به درمان پادشاهان و امرا و بزرگان بودند، با مردم عادی بیشتر سروکار داشته‌است. ابن‌الندیم در کتاب الفهرست خود می‌گوید: «تفقد و مهربانی به همه کس، به‌ویژه فقرا و بیماران داشته، از حالشان جویا، و به عیادتشان می‌رفت و مقرری‌های کلانی برای آن‌ها گذاشته‌بود.»[۴۷] رازی، در کتابی به نام صفات بیمارستان، این عقیده را ابراز می‌دارد که هر کس لایق طبابت نیست و طبیب باید دارای صفات و مشخصه‌های ویژه‌ای باشد.[۴۸] رازی دربارهٔ جاهل عالم‌نما افشاگری‌های متعددی صورت داده‌است و با افراد کم‌سواد که خود را طبیب می‌نامیدند و اطرافیان بیمار که در طبابت دخالت می‌کردند به‌شدت مخالفت می‌کرد و به‌همین‌سبب مخالفانی داشت.[۴۹]

    استادان و شاگردان[ویرایش]

    دربارهٔ استادان و پیش‌کسوت‌های رازی میان کارشناسان و تاریخ‌نویسان اتفاق نظر وجود ندارد. گروهی او را شاگرد علی بن ربن طبری و ابوزید بلخی می‌دانند اما عده‌ای دیگر بنا بر شواهد و دلایلی این موضوع را رد می‌کنند. ناصرخسرو در زادالمسافرین صفحهٔ ۹۸ از شخصی به نام ایرانشهری به‌عنوان «استاد و مقدم» محمد زکریا نام می‌برد اما هیچ نشانی از این شخص به‌دست نیامده‌است. از این نام‌ها به عنوان شاگردان رازی یاد شده‌است: یحیی بن عدی، ابوالقاسم مقانعی، ابن قارن رازی، ابوغانم طبیب، یوسف بن یعقوب، محمد بن یونس و ابوالحسن طبری.

    آثار[ویرایش]

    درمورد آثار رازی در لغت‌نامهٔ دهخدا آمده‌است: ابن‌الندیم در کتاب «الفهرست» خود تعداد آثار رازی را یک‌صد و شصت و هفت و ابوریحان بیرونی در کتاب فهرست کتب کتاب در ریاضیات و نجوم، ۷ کتاب در تفسیر و تلخیص و اختصار کتب فلسفی یا طبی دیگران، ۱۷ کتاب در علوم فلسفی و تخمینی، ۶ کتاب در در مافوق الطبیعه، ۱۴ کتاب در الهیات، ۲۲ کتاب در کیمیا، ۲ کتاب در کفریات، ۱۰ کتاب در فنون مختلف که جمعاً بالغ بر یک‌صد و هشتاد و چهار مجلد می‌شود و ابن اصیبعه در عیون الانباء فی طبقات الاطباء دویست و سی و هشت کتاب از برای رازی برمی‌شمارد. محمود نجم‌آبادی استاد دانشگاه تهران کتابی به عنوان «مولفات و مصنفات ابوبکر محمد بن زکریا رازی» نوشته‌است که در سال ۱۳۳۹ به‌وسیله انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده‌است در این کتاب فهرست‌های ارائه شده توسط ابن الندیم و ابوریحان بیرونی و قفطی و ابن اصیبعه با یک‌دیگر تطبیق داده شده‌است و در مجموع دویست و هفتاد و یک کتاب و رساله و مقاله فهرست شده‌است.

    الحاویالکناش المنصوریالمرشدمن لایحضره الطبیبکتاب الجدری و الحصبهدفع مضار الاغذیهالابدال و …

    پزشکی[ویرایش]

    رازی طبیبی حاذق و پزشکی عالی‌قدر بود و در زمان خود شهرت به‌سزایی داشت. رازی از زمرهٔ پزشکانی است که بعضی از عقاید وی در درمان طب امروزی نیز به‌کار می‌رود، مخصوصاً در درمان بیماران با مایعات و غذا. پزشکان و محققین از کتاب‌ها و رسالات رازی در سده‌های متمادی بهره‌ها برده‌اند. ابن‌سینا رازی را در طب بسیار عالی‌مقام می‌داند و می‌توان گفت برای تألیف قانون از الحاوی رازی استفاده فراوان کرده‌است.

    ابن خلکان، کاستیلیونی و … از رازی به عنوان سر دسته پزشکان عملی و کلینیسین نامبرده‌اند.[۵۰]

    می‌توان گفت که رازی جزو اولین پزشکانی است که تجربه و آزمایش وارد علم طب کرده‌است.[۵۱]

    چنان‌که می‌دانیم رازی قبل از طب به کیمیا مشغول بود و اطلاعات زیادی دربارهٔ مواد داشته‌است. او اولین کسی است که استحالات شیمیایی را وارد طب کرده‌است.[۵۲]

    آبله و سرخک[ویرایش]

    رازی اولین کسی است که تشخیص تفکیکی بین آبله و سرخک را بیان داشته‌است. وی در کتاب آبله و سرخک خود به علت بروز آبله پرداخته و سبب انتقال آن را عامل مخمر از راه خون دانسته‌است و ضمن معرفی آبله و سرخک به‌عنوان بیماری‌های حاد، نشانه‌هایی از بی‌خطر یا کشنده بودن آن‌ها را بیان می‌دارد و برای مراقبت از بیمار مبتلا به این بیماری‌ها روش‌هایی را توصیه می‌کند از جمله به عنوان اولین طبیب استفاده از پنبه را در طب آورده و به منظور زخم نشدن بدن بیماران آبله‌ای از آن بهره می‌برده و در مراقبت از چشم‌ها و پلک و گلو و بینی این بیماران توصیه فراوان کرده‌است. در کتاب آبله و سرخک رازی در مورد آبله و سرخک چه قبل از ظهور بیماری و چه بعد از آن و جلوگیری از عوارض بیماری به اندام‌های بدن تدابیری آورده شده‌است.

    درمان بیماری‌های داخلی[ویرایش]

    رازی اسراف در دارو را بسیار مضر می‌داند، وی معتقد بوده‌است تا ممکن است مداوا با غذا و در غیر این‌صورت با داروی منفرد و ساده وگرنه با داروی مرکب به عمل آید. رازی می‌گوید: «هرگاه طبیب موفق شود بیماری‌ها را با غذا درمان کند، به سعادت رسیده‌است.»[۵۳]

    وی بسیاری از داروها را روی حیوانات امتحان کرده و اثرات آن‌ها را ثبت و تشریح کرده‌است و سپس برای بیماران تجویز می‌کرده‌است.

    جراحی[ویرایش]

    اگرچه رازی به عنوان پزشک مشهور است اما بعضی از مورخان او را به نام «جراح» می‌شناسند. از مطالعهٔ آثار وی چنین برمی‌آید که در جراحی صاحب‌نظر بوده‌است. وی دربارهٔ «سنگ کلیه‌ها و مثانه» کتابی نوشته و در آن تأکید کرده‌است در صورتی که درمان سنگ مثانه با راه‌های طبی مقدور نباشد، باید به عمل جراحی پرداخت و در این کتاب از اسبابی که با آن عمل سنگ مثانه را انجام می‌داده، نام می‌برد. رازی اولین طبیب یا (پزشکی) است که در عالم طب از سل مفصلی انگشتان صحبت کرده‌است. در شکسته‌بندی و دررفتگی‌ها قدم‌هایی برداشته و آثاری از خود به جا گذاشته‌است.

    تغذیه[ویرایش]

    رازی از اولین افرادی است که بر نقش خوراک در تندرستی و درمان پافشاری بسیار دارد. رازی کتابی دربارهٔ خوراک دارد به نام «منافع‌الاغذیه و مضارها» که یک دوره کامل بهداشت خوراک است و در آن از خواص گندم و سایر حبوبات و خواص و ضررهای انواع آبها و شرابها و مشروبات غیرالکلی و گوشت‌های تازه و خشک و ماهیها و… سخن گفته‌است و فصلی در باب علل و جهات اشتها و گوارش غذا و ورزش و غذاهای گوارا و پرهیزهای غذایی و مسمومیت‌ها دارد.

    پزشکی کودکان[ویرایش]

    نخستین نوشته اختصاصی و مستقل راجع به امراض کودکان به [محمد بن] زکریا رازی نسبت داده شده‌است و از این رو برخی همانند مورخ انگلیسی سایریل الگود او را پدر طب اطفال قلمداد کرده‌اند.[۵۴]

    شیمی و داروسازی[ویرایش]

    رازی تحصیل شیمی را پیش از پزشکی شروع کرده‌است و در آن آثاری چشم‌گیر از خود برجا گذاشته‌است. عمدهٔ تأثیر رازی در شیمی طبقه‌بندی او از مواد است. او نخستین کسی بود که اجسام را به سه گروه جمادی، نباتی و حیوانی تقسیم کرد. وی پایه‌گذار شیمی نوین است؛ با وجود آن‌که کیمیاگری را باور دارد. «هر چند که بعضی از کیمیاگران معاصر در ایران نوعی از تبدل ناقص فلزات را به طلا «تبدل رازی» می‌نامند؛ ولی چون رازی از دیدگاه مراحل بعدی علم در نظر گرفته شود، باید او را یکی از بنیان‌گذاران علم شیمی بدانیم.»[۵۵] در کتاب «سرّ الاسرار» او می‌خوانیم که مواد را به دو دسته فلز و شبه فلز (به گفته او جسد و روح) تقسیم می‌کند و اگر در این زمینه اشتباهاتی می‌کند، چندان گریزی از آن ندارد. برای نمونه جیوه را شبه‌فلز می‌خواند در صورتی که فلز بودن جیوه اکنون آشکار است.

    کشف‌های بسیار به رازی نسبت داده می‌شود از جمله:

    فلسفه[ویرایش]

    رازی مانند جالینوس باور داشت که یک پزشک برجسته باید یک فیلسوف نیز باشد.[۱۲] رازی از تفکرات فلسفی رایج عصر خود که فلسفه ارسطویی- افلاطونی بود، پیروی نمی‌کرد و عقاید خاص خود را داشت که در نتیجه مورد بدگویی اهل فلسفه هم‌عصر و پس از خود قرار گرفت. رازی را می‌توان برجسته‌ترین چهره خردگرایی و تجربه‌گرایی در فرهنگ ایرانی نامید. وی در فلسفه به سقراط و افلاطون متمایل بود و تأثیراتی از افکار هندی و مانوی در فلسفه وی به چشم می‌خورد. با این وجود هرگز تسلیم افکار مشاهیر نمی‌شد بلکه اطلاعاتی را که از پیشینیان بدست آورده بود مورد مشاهده و تجربه قرار می‌داد و سپس نظر و قضاوت خود را بیان می‌دارد و این را حق خود می‌داند که نظرات دیگران را تغییر دهد یا تکمیل کند. از آراء رازی اطلاع دقیقی در دست نیست جز در مواردی که در نوشته‌های مخالفان آمده‌است. در نظر رازی جهان جایگاه شر و رنج است اما تنها راه نجات، عقل و فلسفه‌است و روان‌ها از تیرگی این عالم پاک نمی‌شود و نفس‌ها از این رنج رها نمی‌شوند مگر از طریق فلسفه… در فلسفه اخلاق رازی مسئله لذت و رنج اهمیت زیادی دارد. از دید وی لذت امری وجودی نیست، یعنی راحتی از رنج است و رنج یعنی خروج از حالت طبیعی به‌وسیله امری اثرگذار و اگر امری ضد آن تأثیر کند و سبب خلاص شدن از رنج و بازگشت به حالت طبیعی شود، ایجاد لذت می‌کند.

    ویژگی رازی در این بود که بنای فلسفه‌اش را نه بر مبنای دو فرهنگ مسلط یونانی و اسلامی، که بر مبنای فلسفه ایرانی و بابلی و هندی پایه‌گذاری کرده بود. مهم‌ترین سؤال فلسفی او این بود: «اگر خداوند خالق جهان است، چرا پیش از خلق جهان جهان را خلق نکرد؟»[۵۶]

    در ماوراءالطبیعه رازی پنج اصل وجود دارند که قدیم هستند و همین موجب شد که مسلمانان او را «دهری» بدانند: خالق، نفس کلی، هیولی اولی (ماده اولیه)، مکان مطلق، و زمان مطلق یا دهر.[۵۷]

    کیهان‌شناسی[ویرایش]

    کیهان‌شناسی رازی بر ۵ اصل ابدی استوار است: خالق، روح، فضا، زمان و ماده. در این سیستم خدا را نوعی «خالق» را در نظر می‌گیرد که از «هیچ چیز» ایجاد نمی‌کند بلکه او ابتدا یک ماده پیش ماده را شکل می‌دهد، که به شیوه اتمی تصور می‌شود.[۱۲]

    یادبودها[ویرایش]

    دولت جمهوری اسلامی ایران در ژوئن ۲۰۰۹ به عنوان نشانی از پیشرفت علمی صلح‌آمیز ساختمان-مجسمه‌ای به شکل چهارتاقی که ترکیبی از سبک‌های معماری و تزئینات هخامنشی و اسلامی در آن دیده می‌شود را به دفتر سازمان ملل متحد در وین هدیه داد که در محوطهٔ آن در سمت راست ورودی اصلی قرار داده شده‌است. در این چهارتاقی مجسمه‌هایی از چهار فیلسوف ایرانی خیام، ابوریحان بیرونی، زکریا رازی و ابوعلی سینا قرار دارد.[۵۸]
    انستیتو رازی در استان البرز و دانشگاه رازی در کرمانشاه به افتخار وی نام‌گذاری شده‌اند. ۵ شهریور مصادف با سالروز تولد محمد بن زکریا رازی در ایران به عنوان روز داروساز نام‌گذاری شده‌است.[۵۹]

    آرامگاه رازی[ویرایش]

    یکی از محورهای مورد بحث در سمینار ری‌شناسی (۹و۱۰بهمن۱۳۷۳) مدفن محمد بن زکریای رازی بود و نویسندگانی مانند بیژن شهرامی معتقد بودند که احتمالاً محوطه تاریخی برج طغرل آرامگاه وی است.

    سریال کیمیاگر[ویرایش]

    مجموعه تلویزیونی کیمیاگر به کارگردانی محمدرضا وزری در شش قسمت ۵۰ دقیقه ای در سال ۱۳۸۸ از شبکه یک تلویزیون ایران پخش شد. در این مجموعه از سنین جوانی رازی که در آن زمان در حجره پدرش به صرافی مشغول بود و پس از آن تحولات روحی او و گرویدنش به علم شیمی و سپس پزشکی و بعضی از ابداعات او مانند مجوز دفن و کشفیاتی مانند الکل در مقاطع مختلف تاریخی به تصویر کشیده شده‌است.

    دربارهٔ رازی[ویرایش]

    زکریای رازی (نمایش‌نامه)، عبدالحی شماسی، نشر قطره، ۱۳۸۵، شابک: 0-627-341-964-978:ISBN.

    همچنین مطالب این بخش براساس منابع و مآخذ کتاب‌های «محمد زکریا رازی»[۶۰] و «حکیم رازی»[۶۱] تنظیم شده‌است.

    فارسی[ویرایش]

    عربی[ویرایش]

    زبان‌های اروپایی[ویرایش]

    انتقادها[ویرایش]

    ابوریحان بیرونی در رسالهٔ کوتاهی که در اواخر قرن ۱۱ میلادی نوشت رازی را به خاطر دیدگاه‌های دینی و فلسفی‌اش نقد کرده‌است. بیرونی فردی مسلمان بود در حالی که رازی دین را به باد انتقاد می‌گرفت. همچنین نوشته‌های وی جنبه همگونی با هرمسیه داشت[۶۲] و همچنین با مانوی‌ها به هم دردی می‌پرداخت و این‌ها دلایل نقد وی توسط ابوریحان بیرونی بود.
    ابن سینا هم که خود پزشک و فیلسوف بود رازی را برای دخالت‌هایش در متافیزیک مورد نقد قرار می‌دهد. وی در بحثی دربارهٔ رازی به ابوریحان بیرونی می‌گوید:

    ناصرخسرو در کتاب زادالمسافرین، ابوالعباس ایرانشهری را استاد رازی می‌داند و رازی را نکوهش می‌کند که از دیدگاه‌های استادش به نظرات ملحدانه‌ای مانند نفی ابداع و قول به مبادی پنجگانه ازلی رسیده‌است.[۶۴][۶۵]

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    پانویس[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    برای مطالعهٔ بیشتر[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    متن مورب

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    زندگی نامه محمدبن زکریای رازی

    زندگی نامه محمد زکریای رازی (محمدبن زکریای بن یحیی رازی)

    پزشک عالیقدر ایرانی که در زمینه‌های شیمی، فیزیک و فلسفه پژوهش‌های ارزنده‌ای داشته است. نام وی محمد، نام پدرش زکریا و نیایش یحیی و کنیه‌اش ابوبکر است. او در شعبان سال 251 هـ.ق (865 م) در ری که شهری کهن (نام این شهر در اوستا آورده شده است) ومرکز علم و ادب ایران آن روزگار بود به دنیا آمده دوران کودکی، جوانی و نوجوانی خودرا در این شهر گذراند. در نوجوانی به موسیقی گرایش داشته و در نواختن نی توانا بودو گاهی شعر می‌سرود.

    مدتی به زرگری مشغول شد و سپس به کیمیاگری روی آورد. در جریان کار با موادشیمیایی چشمش آسیب دید. می‌گویند پزشکی که رازی جهت درمان به او مراجعه کرده بودپانصد دینار طلب کرد و رازی ناچاراً آن را تهیه و پرداخت و با خود گفت کیمیای واقعی علم طب است نه آنکه تو بدان مشغولی. از آن زمان گرایش به آموختن علم طب پیدا کرده ودر سنین بالا علم طب را آموخت. رازی برای آموزش بیشتر به بغداد سفر کرد و دربیمارستان بغداد در طب استاد گردید. به ریاست بیمارستان معتضدی برگزیده و به زودی به جایگاه نخست پزشکی دست یافت رازی پس از مرگ معتضد خلیفه عباسی به ری بازگشت وعهده‌دار ریاست بیمارستان ری گردید و تا پایان عمر در این شهر به تربیت دانشجویان ودرمان بیماران پرداخت.

    او پایه‌گذار نحوه آموزشی است که امروزه نیز در بیمارستان‌های آموزشی جهان رعایت می‌شود یعنی: در بیمارستان ری در حالی‌که شاگردان و شاگردان شاگردانش پیرامون او بودند به معاینه بیماران می‌پرداخت هر بیمار ورودی ابتدا توسط شاگردان شاگردان معاینه می‌شد. در صورت عدم تشخیص به شاگردان رازی ارجاع می‌شد. اگر آنان در تشخیص در‌می‌ماندند به رازی معرفی می‌شدند

    هنگام ساخت بیمارستان معتضدی جهت انتخاب مکان ساخت با رازی مشورت گردید. رازی دستور داد قطعه‌های مساوی گوشت را در محله‌های گوناگون شهر بیاویزند و مکان بیمارستان را جایی انتخاب کنند که گوشت آنجا دیرتر از مناطق دیگر فاسد می‌شد. او دربیمارستان بغداد بخش ویژه‌ای به بیماران روانی اختصاص داد.

    از مهمترین صفات این پزشک بزرگ می‌توان خوشخویی و توجه خاص او به بیماران را نام برد که تا تشخیص و مداوای قطعی بیماران از هیچ کوششی فروگذار نبود.

    نسبت به فقرا و بینوایان بسیار رئوف بود و برخلاف بسیاری از پزشکان آن زمان که بیشتر مایل به درمان پادشاهان، امرا و بزرگان بودند رازی تمایل به معاشرت و درمان افراد ضعیف جامعه را داشت.

    ابن ندیم در کتاب الفهرست خود می‌نویسد: رازی همه بیماران به ویژه بیماران فقیر را مورد تفقد و مهربانی قرار می‌داد و از حالشان مرتب جویا شده و به عیادتشان می‌رفت و برای آنها مقرری معین می‌کرد. رازی در کتابی بنام صفات بیمارستان این عقیده را ابراز می‌دارد.

    هر کس لایق طبابت نیست و طبیب باید دارای صفات و مشخصه‌های خاص علمی و اخلاقی باشد. او به شدت با طبابت افراد کم سواد و دخالت اطرافیان بیمار مخالف بود.

    آثار رازی:

    رازی از دانشمندان بسیار پرکار محسوب می‌شده که آثار بسیاری از خود باقی گذاشته است. خود در این باره می‌نویسد کوشش و پشتکار من در فراگیری به اندازه‌ای بود که به خط ریز بیش از 20 هزار ورقه مطلب نوشتم و پانزده سال از عمر خود را روز و شب در تألیف جامع کبیر (الحاوی) صرف کردم و بر اثر همین کار در بینایی من سستی پدیدآمد و عضله دستم گرفتار سستی شده و مرا از نوشتن محروم ساخت با این همه از جستجوی دانش بازنمانده و پیوسته با یاری این و آن می‌خوانم و به دست ایشان می‌نویسم.

    ابن ندیم آثار رازی را 167 جلد و بیرونی 184 جلد و به محققان دیگر 271 جلد ذکرنموده‌اند که بر مبنای فهرست بیرونی از 184 جلد: 56 کتاب در طب که مهمترین آنها الحاوی، المنصوری، الجدری و الحصبیه که هر سه به لاتین ترجمه و هر کدام چندین بار تجدید چاپ شده و تا قرن‌های طولانی در دانشگاه‌های معتبر آلمان، فرانسه تدریس می‌شده است. 32 کتاب در طبیعیات، 7 کتاب در منطق، 10 کتاب در نجوم و ریاضیات، 7کتاب در تفسیر، 17 کتاب در فلسفه، 14 کتاب در الهیات، 32 در شیمی، 6 کتاب درماوراءطبیعیه و 12 کتاب در فنون مختلف نوشته است.

    رازی در پنجم شعبان 313 هـ.ق در زادگاه خود (ری) وفات یافت و مدت عمر وی به سال قمری شصت و دو سال و پنج روز و به شمسی شصت سال و دو ماه و یک روز ذکر شده است.

    استادان: علی‌بن‌ ربن‌طبری (در طب) ـ ابو زید بلخی (در فلسفه) ـ ابوالعباس محمد بن نیشابوری (در حکمت) شاگردان:‌ یحیی بن عدی ـ ابوالقاسم مقانعی ـ ابوالحسن طبری ـ ابن قارون رازی ـ یوسف بن یعقوب.

    از جمله گفتار رازی:

    پزشک در درمان بیماران خود را به خدای بزرگ می‌سپارد و از او شفا و بهبود چشم دارد او روی توان و کارش حساب نمی‌کند بلکه در همگی کارهایش به خدا اعتماد می‌ورزد. اگر پزشک وارونه‌ی این انجام دهد به خود و به توانش در این پیشه و کاردانی‌اش بنگرد خداوند بهبود و شفا را از او باز خواهد داشت.

    اگر همه می‌توانستند از استعداد‌های خود درست بهره‌گیرند دنیا همان بهشت موعود می‌شد که همه می‌خواهند.

    منابع:

    -آسیموف،آیزاک. دایره‌المعارف دانشمندان علم و صنعت، جلد اول. ترجمه محمود مصاحب. چاپ دوم، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1266، 127.

    - ابن الندیم، محمدبن اسحاق. الفهرست.ترجمه محمدرضا تجدد. تهران: اساطیر، 1381،ISBN 964-331-118- X .

    -دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا، جلد43 شماره مسلسل195. زیر نظر دکتر محمدمعین. تهران: دانشگاه تهران، سازمان لغت‌نامه، 1334، 577.

    -«رازی، ابوبکر محمدبن زکریا». خلاصه زندگی‌نامه علمی دانشمندان. ترجمه محبوبین، صادق. زیر نظر احمد بیرشک. ویراستار فریبرز مجیدی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی،1374،ISBN 964-5515-01-7، ‏463.

    -«علوم کاربردی،کیمیا و دیگر علوم خفّیه». علم در اسلام. احمد آرام. تهران: سروش، 1366، 272.

    -معین، محمد. فرهنگ‌نامه فارسی جلد پنجم. چاپ نهم، تهران: موسسه انتشارات امیرکبیر، 1375، 3-0164-00-964، ‏570.

    -نجم‌آبادی، محمود. محمد زکریای رازی. تهران: انتشارات دانشگاه رازی،2535شاهنشاهی.

    -وب‌گاه پارس بازببنی‌شده در تاریخ 20 فروردبن‌ماه

    -وب‌گاه فلاسفه، کیاوش ماسالی، بازبینی شده در تاریخ 1اسفند 1385

    منبع مطلب : razi.research.ac.ir

    مدیر محترم سایت razi.research.ac.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    شرح زندگی زکریای رازی، از کیمیاگری تا پزشکی - ایسنا

    شرح زندگی زکریای رازی، از کیمیاگری تا پزشکی - ایسنا

    به گزارش ایسنا، محمد بن زکریای رازی در نیمه دوم قرن سوم و قرن چهارم می‌زیست. در ری زاده شد و دوران کودکی تا جوانی را در این شهر گذراند. در جوانی عود می‌نواخت و شعر می‌گفت و بعدها به کیمیاگری روی آورد. گفته می‌شود که چشم او بر اثر کار با مواد تند و تیزبو آسیب دیده و به دنبال درمان این موضوع بوده که به پزشکی روی آورده است.

    در کتاب‌های مورخان اسلامی آمده که رازی طب را در بیمارستان بغداد آموخته است. او مدتی نامعلوم در آنجا اقامت گزیده و به تحصیل علم می‌پردازد٬ سپس ریاست بیمارستان عضدی را بر عهده گرفته است. رازی پس از مرگ معتضد، خلیفه عباسی، به ری بازگشت و عهده‌دار ریاست بیمارستان ری شد. او تا پایان عمر در این شهر به درمان بیماران مشغول بود.

    رازی در پایان عمر نابینا شد که درباره علت آن روایت‌های زیادی وجود دارد؛ ابوریحان بیرونی علت کوری او را کار با مواد شیمیایی از جمله بخار جیوه می‌داند. وی در ری وفات یافت و محل آرامگاهش نیز نامعلوم است.

    رازی و طبابت

    رازی، برخلاف بسیاری از پزشکان که بیشتر مایل به درمان پادشاهان و اُمرا و بزرگان بودند، با مردم عادی بیشتر سروکار داشت. از نظر او یک پزشک باید دارای صفات ویژه‌ای می‌بود. وی همچنین درباره افراد کم‌سواد که خود را طبیب می‌نامیدند، افشاگری‌های متعددی انجام داده و به همین سبب مخالفانی داشته است.

    رازی از اولین افرادی است که بر نقش خوراک در تندرستی و درمان پافشاری بسیار دارد. او کتابی درباره خوراک به نام «منافع‌الاغذیه و مضارها» نوشته است که یک دوره کامل بهداشت خوراک به حساب می‌آید و در آن به خواص گندم و حبوبات، خواص و ضررهای انواع آب‌ها و شراب‌ها و مشروبات غیرالکلی٬ گوشت‌های تازه و خشک و ماهی‌ها اشاره شده است. فصلی از این کتاب نیز به هضم غذا٬ ورزش و پرهیزهای غذایی و مسمومیت‌ها اختصاص دارد.

    وی نخستین کسی است که تشخیص تفکیکی بین آبله و سرخک را بیان داشته و در کتاب "آبله و سرخک" خود به تدابیری در خصوص جلوگیری از عوارض این دو بیماری پرداخته است.

    زکریای رازی اسراف در دارو را بسیار مضر می‌داند و معتقد است مداوا باید تا حد امکان با غذا و در غیر این‌صورت نیز با داروی منفرد و ساده و در نهایت با داروی مرکب انجام شود. این جمله به او منسوب است که «هرگاه طبیب موفق شود بیماری‌ها را با غذا درمان کند، به سعادت رسیده‌ است.» جرج سارتن٬ پدر تاریخ علم ٬از زکریای رازی به عنوان بزرگ‌ترین پزشک ایران و جهان اسلام در زمان قرون وسطی نام می‌برد.

    رازی و علم شیمی

    عمده تأثیر رازی در شیمی، طبقه‌بندی او از مواد است. او نخستین کسی بود که اجسام را به سه گروه جمادی، نباتی و حیوانی تقسیم کرد. چنان‌چه او از دیدگاه مراحل بعدی علم (بعد از کیمیاگری) در نظر گرفته شود، می‌توان او را یکی از بنیان‌گذاران علم شیمی به حساب آورد.

    چنان‌که می‌دانیم رازی قبل از طب به کیمیا مشغول بود و اطلاعات زیادی درباره مواد داشته‌است؛ از جمله آن که مواد را به دو دسته فلز و شبه فلز (به گفته او جسد و روح) تقسیم می‌کند و نیز اولین کسی است که استحالات شیمیایی را وارد طب کرده‌است.

    کشف‌های بسیار به رازی نسبت داده می‌شود، از جمله آن‌ها می‌توان به الکل، اسید سولفوریک، اسید کلریدریک، استات مس یا زنگار که در شست‌وشوی زخم‌ها مورد استفاده بود، اکسید آرسنیک یا مرگ موش، اسید سیتریک و داروهای سمی آلکالوئیدی اشاره کرد.

    رازی و فلسفه

    رازی را می‌توان برجسته‌ترین چهره خردگرایی و تجربه‌گرایی در فرهنگ ایرانی دانست. وی در فلسفه به سقراط و افلاطون متمایل بود و تأثیراتی نیز از افکار هندی و مانوی در فلسفه او به چشم می‌خورد. با این حال عقاید خاص خود را داشت و هرگز تسلیم افکار مشاهیر نشد؛ بلکه اطلاعات پیشینیان را مورد مشاهده و تجربه قرار می‌داد و سپس نظر و قضاوت خود را بیان می‌کرد.

    در نظر او جهان جایگاه شر و رنج است؛ اما تنها راه نجات، عقل و فلسفه‌ است. در فلسفه اخلاق رازی مسئله لذت و رنج اهمیت زیادی دارد؛ از دید او لذت امری وجودی نیست، بلکه راحتی از رنج است و رنج نیز خروج از حالت طبیعی به‌وسیله امری اثرگذار است. در نتیجه اگر امری ضد آن تأثیر کند و سبب خلاص شدن از رنج و بازگشت به حالت طبیعی شود، لذت ایجاد می‌کند. او همچنین معتقد بود یک پزشک برجسته باید فیلسوف نیز باشد.

    استادان و شاگردان

    مورخان طب و فلسفه در قدیم به تفاریق استادان رازی را سه تن یاد کرده‌اند: ابن ربن طبری که استاد رازی در طب بوده است، ابوزید بلخی که به او فلسفه آموخته و ابوالعباس محمد بن نیشابوری که استاد وی در حکمت مادی (ماتریالیستم) یا گیتی‌شناسی بوده‌ است. از این نام‌ها به عنوان شاگردان رازی یاد شده‌است: یحیی‌بن عدی، ابولقاسم مقانعی، ابن قارن رازی، ابوغانم طبیب، یوسف‌بن یعقوب، محمدبن یونس و ابولحسن طبری.

    آثار

    ابوریحان بیرونی در کتاب فهرست کتب رازی ۱۰ کتاب در ریاضیات و نجوم، ۷ کتاب در تفسیر و تلخیص و اختصار کتب فلسفی یا طبی دیگران، ۱۷ کتاب در علوم فلسفی و تخمینی، ۶ کتاب در مافوق‌الطبیعه، ۱۴ کتاب در الهیات، ۲۲ کتاب در کیمیا، ۲ کتاب در کفریات و ۱۰ کتاب در فنون مختلف را به رازی نسبت داده است که در نهایت مجموع آن‌ها ۱۸۴ جلد کتاب است. همچنین محمود نجم‌آبادی، استاد دانشگاه تهران نیز در کتابی به نام مولفات و مصنفات ابوبکر محمدبن زکریای رازی که در سال ۱۳۳۹ نوشته شده،تعداد آثار رازی را ۲۷۱ اثر عنوان کرده است.

    کتاب‌های "الحاوی" ٬"الکناش‌ المنصوری"٬ "المرشد"٬ "من لایحضره الطبیب"٬ "الحدری و الحصه"٬ "دفع مضارالتغذیه" و "الابدال" از جمله مهم‌ترین آثار رازی به شمار می‌آیند.

    انتهای پیام

    منبع مطلب : www.isna.ir

    مدیر محترم سایت www.isna.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 4 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید