در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    سریال عشق از نو قسمت 33 دوبله فارسی

    1 بازدید

    سریال عشق از نو قسمت 33 دوبله فارسی را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ساینا 11 روز قبل
    1

    من می خواهم فیلم را پیدا کنم اما فیلمی وجود ندار

    ساینا 11 روز قبل
    -1

    کجاست این ویدئو من این ویدئو رو می خواملتفن این فیلم کجاست

    الینا 11 روز قبل
    -1

    خدا نگهدارخوشتان از جواب بیاید

    الینا 11 روز قبل
    -1

    این قسمت را من توضیح دادم

    ناشناس 11 روز قبل
    0

    ادامه بعد دیدن یک ادم توقار کلشه اوردبربیرون وفاطه وزینب جیق کشیدن وفرار کردن مته فادیک اورهان سلین همه باهم فرار کردن تا بیک جایربم بست رسید جوب جعم کردن وآتیش زدن تازانبی ها نیا بعد شب شده بود وانها هنوز انجابودن حتی تلفن هایشات نانتن نمیداد تازینب گعت فاطه یک جوب آتیش به انداز دکر تاروشن شکد تا نداختی یک چتا ادم بودن ریز تا انقدر جیق زدن بعو جواد کامیر باجیق امن بعد اون ادما امدن فاطه وزینو اورهانو فادیک وسیلن ومته دیدن که ادم هستم ام هایی که دکروز این مانداند انها عذاهایشان راددان به انها وتمام قسمت ۳۴ تو گوگل بزنید میارد

    ناشناس 11 روز قبل
    1

    سلام به همگی این قسمت از فیلم عشق از نو اینکه سوار قایق باباش میشه زینب ندید که را آب ندارد ورا ه افتاد واز روی دفتر چه راهنما هم نگاه نکرد وراه افتادبا دوستاش ورفتن وست را سوخت تمام شد بعد همگی ناحت بودن تا فاطه گفت بریم جزیه انجا یک جزیره است به جواد گفت که قایق بادی داریم گفت اره بد سوارشدن ورفتن جزیره وانجا دنبال چوب گشتن تا سوسی که از قایقبرداشتن فاطه گفت زینب بیا حالا که کسی نیست همدیگر ببوسیم تاامد ببوسه زیب یکی رادید وجیق زدوگفت انجا یکیبود رفتن همگی پیش هم مته گفت شاید زانبی باشه بعد زینب ترسید بعد دباره اون دیدبعد دباره جیق زد گفت دوباره انجا گسی بود بعد همه ارومشکدن دباره دید بعد فاطه برداشتش تا تو ی قارو نشونش بعده بعد رفت دیدن تا چندیق دارشتن نگاه می کدن قارا تا ببین کسی اینجانیست تادیدکه یکنفر کلشهاورد ب

    الینا 11 روز قبل
    0

    این قسمت طولانی وبرای همین نمی تونم توضیح بدم

    ناشناس 11 روز قبل
    0

    نمی دونم

    ناشناس 11 روز قبل
    0

    زینب و بقیه به یه جزیره می رن بعد زینب و فاتح یه چیزی می بینند و جیغ می کشند و فرار می کنند همه آنها هم فرار می کنند سلین و اورهان سوسیس ها رو یواشکی می خواستند بپزن اما فاتح دید و اونها رو دعوا کرد زینب به فاتح گفت : مشعل تو پرت کن ببینیم چه خبره فاتح پرد کرد و چند تا آدم در حال دویدن می بینند و خیلی ترسیدند آنها جواد و کامیل بودند بعد رفتند پیش آنها بعد پناهنده ها آمدند همه جیغ کشیدند فاتح قش کرد بعد صبح آنها می خواستند تا بروند بعد پناهنده ها را هم با خودشان بردند تا تحویل پلیس بدهند بعد که سوار کشتی شدند داشتند می رفتند شوکت به پلیس دریا خبر داد آنها آنان رو پیدا کردند بعد به جرم قاچاق انسان به زندان رفتند

    برکه 18 روز قبل
    0

    والا من اومدم توی این سایت که ببینم این قسمت ۳۳چی هست ولی سورپرایز شدم و دیدم که خودم باید بگم خخخخ لطفا دوستانی که میدونید پاسخ مارو بدن

    0
    الینا 11 روز قبل

    جواب ددان

    0
    الینا 11 روز قبل

    من

    0
    الینا 11 روز قبل

    مت هم

    برکه 18 روز قبل
    0

    من اومدم ببینم قسمت ۳۳اش چی هست ولی انگار خودم باید جواب میدادم خخخخخ لطفاً دوستانی که میدونید بگن

    0
    الینا 11 روز قبل

    جواب دادن

    مهدی 19 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید