در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    سوالات خواستگاری دکتر هلاکویی

    1 بازدید

    سوالات خواستگاری دکتر هلاکویی را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    مهم ترین سوالات خواستگاری » مشاورفا

    چه سوالهایی را در جلسه خواستگاری باید بپرسیم ؟

    چه سوالهایی را در جلسه خواستگاری باید بپرسیم ؟

    جلسه خواستگاری

    جلسه خواستگاری موفق باید چگونه باشد ؟ وقتی که می خواهی خواستگاریبری باید چه کارهایی انجام دهی ؟ از چه چیزهایی بپرسی ؟ چطوری و چگونه جلسه اول خواستگاری و جلسه دوم خواستگاری و … چه ملزوماتی را باید رعایت کنی ؟ تا بهترین انتخاب را برای یک ازدواج موفق و پایدار داشته باشید.

    ازدواج مراحلی دارد؛ قبل از عقد و بعد از عقد

    مرحله قبل از عقد هم خود مراحلی دارد که یکی از آن مراحل مسأله خواستگاریمی باشد و کسی که به خواستگاری می رود حتما باید مراحل قبل از آن را نیز به خوبی و به طور کامل طی نموده باشد، از جمله تحقیق از طرف مقابل، تا به شناخت نسبتاً کاملی از همسر آینده خود دست پیدا کند.

    هر قدر در این زمینه بیشتر دقت کند زندگی با موفقیتی در پیش رو دارد و هر میزان که به مسأله تحقیق کم توجهی کند و احساسی عمل نماید پایه های زندگی آینده خود را سست بنا نهاده است.

    در مرحله خواستگاری چهار سوال مهم مطرح است:

    1. در چه شرایطی به خواستگاری برویم ؟

    2. چگونه به خواستگاری برویم ؟

    3. با چه کسانی به خواستگاری برویم ؟

    4. چه سوالاتی در اولین جلسه خواستگاری یا جلسات بعدی خواستگاری مطرح نمائیم ؟

    پاسخ سوال اول و دوم : در شرایطی باید به جلسه خواستگاری برویم که هم خودمان و خانواده و هم طرف مقابل و خانواده اش از نظر روحی، روانی، زمانی، مادی، جسمی و … آمادگی داشته باشند، که برای روشن شدن این مطلب چند مثال می آوریم. مثال: دختر خانمی فردای خواستگاری امتحان دارد و از نظر روحی آرامش ندارد و در مجلس به راحتی نمی تواند با شما صحبت کند یا چند روز قبل یکی از بستگان آنها فوت کرده، اکنون وقت مناسبی برای خواستگاری نیست یا به طور غیر مستقیم متوجه شده اید خانواده دختر در شرایط فعلی از لحاظ مادی، آمادگی خواستگاری را ندارند و نمونه های دیگر که با کمی فکر کردن می توانید دریابید.

    – پاسخ سوال سوم : همراه بودن تنی چند از افراد ذیل ضروری است: والدین، خواهر، برادر بزرگتر، عمو، عمه، خاله و ریش سفید معتمد. البته به این نکته توجه کنید، هر چه جمعیت همراه بیشتر باشد دردسر آن بیشتر است، پس به حداقل اکتفا شود.

    در ضمن تنها رفتن پسر برای خواستگاریصحیح نیست و معمولاً مشکلاتی در پی دارد.

    مطلب دوم در مورد چگونگی خواستگاری؛ این که رعایت پاکیزگی کامل و ظاهری کاملاً آراسته و استعمال بوی خوش نیز لازم است و البته و صددرصد همراه داشتن دسته گل و خرید یک هدیه، زیرا بردن هدیه در روح زن تأثیر نیکو می گذارد و این عمل را دلیل صدق و علاقه مرد می شمارد و به این وسیله احساس شخصیت می کند و به تبع محبت و علاقه اش زیاد می گردد.»

    – پاسخ سوال چهارم: در این مرحله از چیزهایی سوال می شود که قبلاً جوابش را به دست نیاورده ایم و برای ما مخفی است. از این قبیل سوالات:

    1. چه انتظاری از همسر آینده ات داری که نوع پاسخ او می تواند برای شما مهم باشد؟ مثلاً طرف مقابل بگوید من از همسرم توقع دارم بلافاصله بعد از عقد ماشین مدل بالا برایم تهیه کند و یا …. .

    2. همسر شما چه ویژگی هایی باید داشته باشد که مطلوب شما باشد؟

    3. اصلی ترین وظیفه زن و شوهر در مقابل یکدیگر چیست؟

    4. آیا تصمیم به ادامه تحصیل دارید؟

    5. هدف شما از ازدواج چیست؟

    6. به ترتیب علاقه خود را به سرگرمی های زیر ذکر کنید. (شماره گذاری کنید.)

    ارتباط با دوستان و اقوام… مطالعه… رفتن به سینما… صحبت تلفنی… ورزش… گردش در خیابان… مسافرت… تماشای تلویزیون… ویدئو… بازی با رایانه… .

    7. سوال از مکان زندگی آینده و نحوه آن آیا مستقل باشد یا همراه خانواده پسر؟

    8. نحوه معاشرت همسران با نامحرمان فامیل که با آن ها احساس نزدیکی و خودمانی دارد. (دختر خاله، پسر خاله، پسر دائی، دختر دائی)

    9. میزان علاقه همسر خود را در مورد ارتباط داشتن با دوستان و فامیل بدانیم؟

    10. نظر شما در مورد شرایط خاص…. و شغل و کار من چیست؟ و آیا می توانید با آن سازگار شوید.

    11. و … .

    محور های گفتگوی حضوری ازدواج

    با توجه به ضرورت حصول شناخت متقابل قبل از ازدواج، دیدار طرفین و گفتگوی مستقیم در قالب جلسه معارفه، از اهمیت خاصّی برخوردار می باشد. آن چه در چنین جلساتی باید مدّنظر قرار گیرد؛ دو محور اصلی است:

    1. رؤیت وضعیت ظاهری

    2. گفتگو در مورد محورهای اساسی زندگی؛ به منظور آشنایی با دیدگاه و فراهم آوردن زمینه تفاهم در متن زندگی مشترک؛ از طریق طرح سؤال و دریافت پاسخ های مناسب.

    شایسته است این گفتگو، همراه با دقّت و حوصله و پرهیز از شتاب برگزار گردیده و به دور از تعارفات غیر معقول، سؤالات با کمال صراحت مطرح شده و پاسخ دهنده، ضمن احترام به دیدگاه ها و سؤالات؛ با کمال صداقت و دقّت و با پرهیز از طفره رفتن، جواب های کامل را ارائه نماید. و از داشتن حالت و وضعیت ظاهری تصنّعی و به کارگیری جملات و عباراتی که به طور معمول از آن ها استفاده نمی شود، خودداری کند؛ در جهت هر چه مفیدتر بودن این گفتگو، توجه به نکات زیر لازم است:

    · خواستگاری بیان رسمی تقاضای ازدواج است.

    · نحوه خواستگاری، بستگی به عرف هر منطقه دارد.

    · جلسه خواستگاری، جلسه ارزیابی صفات و خصوصیات یکدیگر است. صداقت در این جا بسیار حائز اهمیت است.

    · در جلسه خواستگاری راجع به خصایص، اهداف، برنامه ها و سلایق و ….. سوال نمایید.

    · خواستگاری کردن هیچ تعهدی را برای طرفین ایجاد نمی کند یعنی طرفین به راحتی می توانند از ادامه رفت و آمد یا اقدامات بعدی خودداری نمایند.

    · در جلسه خواستگاری ضمن توجه به اوصاف و خصایص طرف مقابل، خانواده او را نیز مدنظر و توجه قرار دهید.

    · تعالیم دینی ما، اهمیت خاصی برای امر خواستگاری قائل شده، لذا دیدن و توجه به زیبایی و یا اوصاف ظاهری را چنانچه به قصد خواستگاری باشد بدون اشکال دانسته است.

    · چنانچه قصد ادامه تحصیل، اشتغال به حرفه خاص، سکونت در شهر یا مکان خاص و غیره را دارید در جلسه خواستگاری مطرح نمائید.

    · در بین گفتگو، سعی نکنید علّت انتخاب فرد مورد نظر را برای خواستگاری (به صورت پیدا یا ناپیدا) بیان کنید.

    · نباید نسبت به پاسخ ها حسّاسیت نشان داد یا زود قضاوت کرد، چون ممکن است پاسخ دهنده از واقع گویی صرف نظر کند.

    · سعی کنید نکات مثبت و منفی فرد مورد نظر را حین جلسه یا پس از آن یادداشت نمایید تا در مرحله تصمیم گیری مورد ارزیابی قرار گیرد.

    · توجّه داشته باشید که خوبی ها هیچ گاه در یک فرد جمع نمی شود. باید فرد مورد نظر را در مجموع مورد ارزیابی قرار دهید.

    · اگر به جهت مشاهده اشکال یا عیبی، به این تصمیم رسیدید که پیوند حاصل نشود؛ حتما آن اشکال را مخفی نمایید.

    – سؤالات تفصیلی جلسه خواستگاری

    با در نظر گرفتن تذکرات زیر، بخشی از محورهای لازم برای سؤال و جواب در خواستگاری به قرار زیر است:

    تذکر1. لازم نیست تمام سؤالات مندرج در این مجموعه مطرح گردد. ممکن است لازم باشد برخی از آن ها را حذف و یا سؤالاتی را به آن بیفزایید تا نمای شفافی از فرد مورد نظر به دست آید.

    تذکر2. رعایت ترتیب سؤالات لزومی ندارد؛ بلکه بهتر است به طور پراکنده سؤال شود؛ تا به صورت ناپیدا صحبت های لازم مطرح گردد.

    تذکر3. طرح سؤالات در جلسه خواستگاری نباید به صورت بازجویی انجام گیرد؛ زیرا ممکن است تأثیر نامطلوبی داشته باشد.

    مسائل شخصی

    1. میزان تحصیلات خود را بیان کنید. به چه دلیل در این سطح تحصیل کرده اید؟ رشته تحصیلی شما کدام است؟ چرا در این رشته تحصیل کرده اید؟ دیدگاه خود را در مورد تحصیل بانوان، میزان و رشته های متناسب ذکر کنید.

    2. میزان علاقه و مطالعات خود را در زمینه کتب و جراید بیان کنید. موضوعات مورد علاقه تان کدامند؟

    3. آیا تاکنون تحقیق یا تألیف داشته اید؟

    4. نظر شما در مورد خانه داری خانم ها چیست؟

    5. تا چه حدّ با خانه داری آشنایی دارید؟ تجربیات خود را ذکر کنید.

    6. در مورد اشتغال بانوان در خارج از منزل، چه دیدگاهی دارید؟

    7. تا چه حدّ از رسانه های گروهی استفاده می کنید؟ چه موضوعاتی را دنبال می کنید؟

    8. نظر شما در مورد موسیقی چیست؟ آیا علاقه دارید؟ آیا موسیقی گوش می دهید؟ کدام نوع را؟

    9. آیا در مورد احکام فقهی و شرعی موسیقی مطالعه ای داشته اید؟

    10. نظر کلّی شما در مورد تفریح، مسافرت، ورزش و حضور در اجتماع چیست؟ در چه حدّ به این امور می پردازید؟ چرا؟

    11. چرا در این شهر مقیم هستید؟ مدّت اقامتتان چه قدر است؟ در کدام محلّه ها ساکن بوده اید؟

    12. قبلاً در کدام شهر اقامت داشته اید؟ دلیل مهاجرت شما چه بوده است؟

    13. آیا از سلامت جسمی برخوردار هستید؟ آیا تا به حال بیماری سختی داشته اید؟

    14. متولد چه سالی هستید؟

    15. روند تحصیل خود، فراز و نشیب ها، تغییر رشته، ترک تحصیل، موفقیت ویژه ای که داشته اید و …. را شرح دهید.

    16. در مورد محل های تحصیل خود، علّت جابه جایی و…. توصیح دهید.

    17. ویژگی های روحی خود را در زمینه عصبانیت، پرخاشگری، آرامش، حسّاسیت و …. توضیح دهید. شدّت و نوع عکس العمل خود را در هر یک از این حالات بیان کنید.

    18. میزان مطلوب نظم و انضباط از دیدگاه شما چه قدر است؟ خودتان چه قدر مقید هستید؟ تا چه حد بی نظمی را تحمل می کنید و چه توقعی از همسرتان دارید؟

    19. در زمینه غم و شادی، تاچه حد تأثیر پذیر هستید؟

    20. نظر شما در مورد انتقاد چیست؟ آیا انتقاد پذیر هستید؟ در چه شرایطی؟ چگونه از دیگران انتقاد می کنید؟

    21. میزان رضایت شما از وضعیت موجود خودتان تا چه حدّ است؟

    22. آیا احساس حقارت، خود باختگی، شکست، از خودگریزی و …. دارید؟

    امور مذهبی

    1. مذهب شما چیست؟ تا چه حدّ به آن معتقدید؟

    2. دیدگاه شما راجع به مذهب و افراد مذهبی (تیپ های مختلف) چیست؟ اگر ممکن است، علّت این دیدگاه را توضیح دهید؟

    3. نظر شما در مورد حجاب، لزوم رعایت و میزان مطلوب آن چیست؟ تا چه حدّ حجاب را رعایت می کنید؟

    4. آیا حاضرید پس از ازدواج حجاب بهتری داشته باشید؟ چرا؟

    خصوصیات روحی و عاطفی

    1. نسبت به انسان ها چه دیدگاهی دارید؟ نوع دوستی، تکریم و تحقیر انسان ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

    2. تا چه حدّ از قدرت تصمیم گیری برخوردارید؟ مواردی از تصمیم گیری های مهمّ خود را ذکر کنید.

    3. چنان چه به وسواس مبتلا هستید؛ میزان، سابقه، دلیل ابتلا و نوع واکنش خود را توضیح دهید.

    4. تعریف شما از خونسردی چیست؟ آیا خود را خونسرد می دانید؟ مواردی از خونسردی های خود را ذکر کنید.

    وضعیت اقتصادی

    1. در مورد شغل فعلی و قبلی خود توضیح دهید.

    2. وضعیت مالی خود را از حیث میزان درآمد، پس انداز، طلب و بدهی، هزینه، افراد تحت تکفّل و …. شرح دهید.

    زندگی آینده

    1. دیدگاهتان را درباره عامل موفقیت در زندگی مشترک توضیح دهید.

    2. دیدگاهتان را درباره ارزش های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و …. بیان کنید.

    3. در مورد سازگاری اجتماعی در محیط خانواده، محل کار، برخورد با اقوام و دوستان و …. دیدگاه شما چگونه است و چه عواملی را عامل کمک به این سازگاری می دانید.

    4. نظر کلّی شما درباره مهریه (میزان، مطالبه، تعیین کننده، تأثیر آن در زندگی و ….) چیست؟

    5. دیدگاهتان را درباره اطاعت از شوهر بیان کنید.

    الگوی خانوادگی

    1. طرز تفکّر اجتماعی و فرهنگی خانواده شمابه چه صورت است؟

    2. درباره وضعیت مالی خانواده تان توضیح دهید.

    3. اعضای خانواده شما از لحاظ فکری، مذهبی، اقتصادی و روابط تا چه حدّ با یکدیگر همگرایی دارند و میزان اختلاف سلیقه آنان چه قدر است؟

    4. وضعیت مذهبی اعضای خانواده خود را بیان کنید.

    5. ارتباطات اجتماعی خانواده شما، چگونه و با چه افرادی است؟

    6. درباره اعضای خانواده (تعداد، نسبت و وضعیت تحصیلی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و …. آنان) توضیح دهید.

    برای اطلاع کامل از چگونگی جلسه خواستگاری حتما کلیک کنید.

    منبع مطلب : mehcom.com

    مدیر محترم سایت mehcom.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ملاک های ازدواج از دیدگاه دکتر فرهنگ هلاکویی

    در دنیای امروز ملاک های انتخاب همسر مشخص است:

    1.      برابری است. دنبال ازدواج نا برابر نروید که دورانش به سر آمده. اشاره فرمودن که نهاد خانواده و از نظر جامعه شناسی ازدواج و خانواده یک نهاد Institution است. واقعیت مساله این است که در حالی که نهاد بوده روابط داخلی بر اساس Organization و سازمان بوده و مفهوم آن این است که مساله برتری یا مساله رهبری فرماندهی و فرمانبرداری بوده. مساله بالا و پایین بوده. به همین جهت است که ما در طول تاریخ  در حالی که به یک اعتبار نهاد خانواده داشتیم از نظر من سازمان خانواده داشتیم و در آن کاملا سیستم سلسله مراتب وجود داشته. کاملا طبقه بندی شده بوده بر اساس سن و جنس و بقیه جنبه ها و به همین دلیل است که ما  در دنیای امروز دنبال ازدواج برابر هستیم. معنی ازدواج برابر این هست که نسبتا همه چیزتون باید با هم برابر باشد. از سنتان گرفته که بین بیست تا چهل سالگی بیشتر از پنج یا هفت سال فاصله را اصلا توصیه نمیکنم تا حتی زیباییتون. بیخودی نروید دنبال یک زن بسیار زیبا وقتی که خودتون زشتید مثل بنده. اشکال کارتون در این است که بعد از سه چهار ماه میگویند که هرچه سیب سرخ است مال دست چلاغ است. به همسرتون توجه می شود و او گرفتاری هایی پیدا می کند شما حرص می خورید و بدبختی پیدا می کنید. در هیچ زمینه ای دنبال آدم متفاوت در این موترد نروید. ازدواج ازدواج برابر است امروز دوتا بال برابر یک پرنده است یا دوتا پرنده هستند که بتوانند بال در بال هم در آسمان ها پرواز کنند. دنبال ازدواج نابرابر نروید که از پا در می آیید. یعنی اینجا اصلا جایش نیست. تمام شده دورانش. سیستم بر اساس نابرابری کا نمی کند. مانند دو چرخ اتوموبیلی که اگر برابر نباشد گرفتاریست. و یادتان باشد که بیخودی فکر نکنید مانند گذشتگان که در ازدواج آدم باید کم بدهد و زیاد بخرد. در گذشته ها سن را کم می کردند و اوضاع رو عوض میکردند تا بتوانند کسی را به دست بیاورند. و فرض این بود که بعد از اینکه ازدواج کردند دیگه تمام شده ا قسمت بوده و همین. اما متاسفانه در دنیای امروز پشت ازدواج نوشته شده بعد از فروش پس گرفته می شود حتی اگر کاملا مصرف شده باشد.

     حتی من پیشنهادم این است که عیب و اشکالاتتان را ده بیست درصد هم بیشتر نشان دهید که دیگر راحت باشید همین است. یادتان باشد آدم خوشبخت کسی است که مردم او را بدتر از چیزی می دانند که هست. آدم بدبخت و گرفتار کسی است که مردم او را بهتر از چیزی می دانند که هست. بنابراین انقدر کوشش نکنید که بگید من از این بهترم. بعدا میخواهید چه خاکی تو سرتون (ببخشید) بکنید.

    2.      به دنبال شباهت ها و تناسب ها یا همگن بودن ها بروید.در اصول کلی و اساسی باید شبیه و مانند باشید. در گذشته ازدواج را اقتران میگفتند. یعنی قرین و قرینه. نزدیک شبیه و مانند. یک دفعه کار عجیب و غریب نکنید. یک مرتبه نروید یک کسی را درست عکس خودتون انتخاب کنید و فکر کنید که حالا ترکیب ما درست شد. ترکیبتون درست شده ولی یک حرف دیگری راجع به این ترکیب می زنند. و به همین جهت است که مواظب تناسب ها باشید. از زمینه های مختلف و جنبه های مختلف.

    3.      زیبایی و ظاهر. مطمئن باشید کشی را که می خواهید با او ازدواج کنید phisically and Sexualy you are attractive اصلا هم گوش به حرف بزرگسالان ندهید که قیافه عادی می شود راست میگویند قیافه زیبا بعد از یک مدتی عادی میشود تا حدی اما قیافه زشت هیچ وقت عادی نمیشود. بنابراین فریب یک چنین بازی ای را نخورید. زشتی از نظر شماست اگر یک کسی را از نظر فیزیکی بهش جذب نیستید کشش ندارید زور بیخودی نزنید دعا نخوانید مواد استفاده نکنید. انشالله بعدا میشه نه اوضاع در این موارد معمولا بدتر میشه که بهتر نمیشه. بنابراین مطمئن باشید که در ظاهر این آدم را می پذیرید.

    4.      خانواده ها.درست است که شما دونفر ازدواج می کنید اما هم ریشه در خانواده دارید هم بسیاریتون ساقه و شاخه و برگ در خانواده دارید. نگاه کنید که ترکیب خانواده ها بخورد. برخی از خانواده ها به هم نمی خورند با وجودیکه میتوانند ایرانی باشند و با وجودیکه می توانند در بسیاری از زمینه ها مانند هم باشند. مهم این است که این دو خانواده در یک اصولی شباهت هایی با هم دارند.

    5.      لایه و طبقه اجتماعی یاSocial Status . یا آن پایگاه اجتماعی است که معمولا به ثروت شما مقام شما و به درآمد شما و ترکیب آنها مرتبط است. این مساله مهم است. مطالعات در امریکا نشان می دهد که یکی از چهار عامل ازدواج و طلاق مساله لایه و طبقه اجتماعی است که قرار است در آن دونفر شبیه و مانند باشند.

    6.      جهان بینی. Philosophy ,Outlook . برخی از اوقات شما با یک کسی بیرون می روید شما آدم مهربونی هستید مردم را خوب می دونید. آدم صاف و صادقی هستید. او یک آدمی است که معتقد است دنیا یک دزد بازار است. یک فریب و دروغ بزرگ است. شما کارتان تمام است. اصلا دنبال این بحث ها نروید که حالا کی میخواد راجع به مسایل فلسفی بحث کنه. نه! مسایل فلسفی آخر کار شما را از پا در می آورد. بنابر این بسیار مهم است که جهان بینی شما یکی باشد. نگاهی که به دنیا می کنید شبیه و مانند باشد. مردم را طبیعت را ارتباط با آن را. حیوان را گیاه را غذا را به نوعی در دیدگاه فلسفی خودش در نگاه خودش و جهان بینی خودش در آن بینش خودش مانند شما باشد. این تفاوتها بعدا میتواند کار دستتان دهد و احساس بدی را برایتان به وجود بیاورد که با دشمن و مخالفتان. مخصوصا بسیاری از ما که زمینه های ایدئولوزیک داریم و قصد من از ایدئولوزیک یک مجموعه از باورهایی است که معمولا از یک سیستمی می آید که در آن پر از تضاد و تناقض و راست و دروغ با هم است ولی ما همه را می بلعیم برای اینکه چاره ای جز این نداریم و فرصت انتخاب و تقسیم را نداریم بعدا آنجا گرفتارتان می کند.

    7.      نظام باورها و اعتقادات. و این بر میگردد به مسایل مذهبی و ترکیب این دو به نظر من مساله مذهب و فرهنگ را مطرح می کند. درست است که آدم ها با مذاهب و فرهنگ های مختلف می توانند ازدواج کنند و بنده هم نه میگویم نمیتوانند و نه حرفم این است که بد و غلط است ولی روزی که شما با کسی که خارج از مذهب و فرهنگتون باشد ازدواج می کنید خودتان را به زحمت و خطر بسیار انداخته اید. یعنی درست مانند کسی می مانید که به مجرد اینکه سوار اتوموبیل می شوید سرعت اتوموبیل شما شصت-هشتاد مایل است احتمال دارد در برخی مواقع کمتر باشد اما اینکه جریمه بگیرید و تصادف های سنگین بکنید فراوان است. به همین جهت است که من فکر می کنم در حالی که این مسایل جنبه استثنای خودش را دارد ولی اصولا وقتی که به آمار و ارقام نگاه می کنید و به روابط علت و معلولی نگاه میکنید که بالاتر از مفهوم آماری است شما کاملا می توانید ببینید که روزی که آمدید با کسی ازدواج کردید که مذهب و فرهنگش با شما متفاوت است اشکالات و گرفتاری های بسیار دارید مگر اینکه شما نمیخواهید با آن آدم واقعا در بیامیزید چون بنده این نکته را عرض کنم که شما به نظر من می توانید پنج جور ازدواج کنید. یکی اینکه فقط ده بیست درصدتون با آن آدم شریک است, یکی چهل درصد/ یکی شصت درصد / و یکی هشتاد درصد و یکی صد درصد. ازدواج سالمی که پایدار می ماند این ازدواج است ولی اگر شما آمدید با کسانی که تفاوتهای زیاد دارند ازدواج کردید شما در حقیقت قبول کردید که در این زمینه ها چهل درصد ما کاری به کار هم نداریم و اینجاست که یک خطر جدی در این خلا و فضا وجود دارد که همیشه می تواند به وجود بیاید. به همین جهت است که بنده یک توصیه ای دارم که کاری را که نمی خواهید تمام کنید/ نمی توانید تمام کنید / نباید تمام کنید شروع نکنید. بنابراین روزی که شما فرضتان بر این است که تفاوت مذهبی برای من با ویژگی های مذهبیم میتواند مساله بیاورد/ خانواده من را خوشحال نمی کند /درگیری به وجود می آورد/حمایت آنها را ندارم مخالفتشان را خواهد داشت وقتی با کسی آشنا می شوید که مذهبش متفاوت است نزدیک نشوید چون اگر نزدیک شوید برخی از اوقات دقیقا به خاطر اشکالاتی که با خانواده و فرهنگ یا مذهبتان دارید به سمت آن آدم کشیده می شوید و در  آغاز گرچه این ارتباط شما با آن آدم است ولی بعدا چاقوی گرفتار کننده شما با او خواهد بود مخصوصا در فرهنگ ها و مذاهبی که با هم در حال تضاد هستند و تناقض یا به عنوان فرهنگ متقابل می شناسیم یا مذاهبی که با هم در طول تاریخ یا هم اکنون در جنگند. شما وقتی که تلویزیون را روشن می کنید و اخبار می آید مساله خواهید داشت در حالی که در یک خانه نشسته اید و همدیگر را دوست دارید زیرا حوادث و اتفاقات کاملا می تواند زندگی شما را به هم بزند در حالیکه اصلا موضوع آن طرف دنیا ای بسا به شما ارتباطی پیدا نمی کرد اگر مذهب و فرهنگتون متفاوت نبود. بنابراین مهم است که مواظب ایت شباهت ها باشیم.

    8.      هدف ها. شما باید مطمئن باشید که با او می خواهید به یک جا بروید و نه تنها وحدت در هدف ها است بلکه وحدت در راه است. یعنی شما هر دو می خواهید به ساندیگو بروید و هر دو احتمالا میخواهید از طریق هواپیما بروید اگر قرار باشد حتی هدفتان مشترک باشد راهتان جدا باشد سخت می توانید گیر و گرفتار باشید.

    9.       مورد بعد که بسیار مهم است مساله احتیاجات است. چه فیزیکی چه روانی و چه اجتماعی ولی طریقه ارضا آنها مهمتر است. یعنی شما باید مطئن باشید که توان این را دارید که نیازهای یکدیگر را به بهترین صورت ممکن برآورده کنید و همینطور که عرض کردم این عامل بعدا نشان می دهد که در زندگی زناشویی نقش بسیار مهمی دارد. گرچه در وقت آشنایی و ازدواج اهمیت کمتری دارد عملا در وقت زندگی زناشویی زن و شوهری که بتوانند نیازهای فیزیکی روانی اجتماعی همدیگر را حل کنند و جوابگو باشند احتمالا امکان دوام و بقای بیشتری دارند.

    10. ارتباط و communication .که خانم دکتر یاوری در مورد آن صحبت خواهند کرد.

    بسیاری از ما اصلا گفتگو بلد نیستیم و چون نمی خواهم وارد بحث ایشان بشوم همینقدر اشاره می کنم که مساله Communication اصل و اساس رابطه یا Relationship است.یعنی رابطه یا Relationship با مفهوم ارتباط یا Communication در حقیقت کاملمی شود. و بسیاری ازمردم هستند که در این زمینه مشکل دارند. هم باید مسایل را حل کرد هم باید شما مطمون باشید می توانید با یک آدم ارتباط برقرار کنید و بنده ملاکم همیشه به دوستان این هست که اگر با یک کسی چندین ده جلسه دارید مروید بیرون و از صبح ساعت هشت می توانید بروید بیرون و تا شب ساعت دوازده همچنان حرف برای گفتن و شنیدن دارید و و قتی احتمالا به خانه می رسید تلفن را بر میدارید و همچنان با هم حرف می زنید کار ارتباط شما درست است حتی اگر پرت و پلا می گویید ولی اگر شما کسی هستید که مینشینید با هم صحبت کنید که خوب حال تو چطوره تو چطوری خوبی . خوب چه خبر. راستی دیدی امروز هم در خاور میانه بمب گذاشتن آره بعد حالا راجع به بمب میگید. تو نظرت راجع به سناتور گری چیه . خوب خدایا موضوع دیگه چی؟دیگه مساله الان چه هست. حالا نظرت راجع به فرماندار کالیفرنیا چیه؟

     اگر یک همچین بد بخت و بیچاره ای هستید ول کنید قربونتون برم. اینجا جای شما نیست. شما دوتا دنبال موضوع برای حرف زدن می گردید. بدون Communication اوضاع خراب است. برخی از اوقات هم Communication حرصتون را در می آورد. یعنی آن آدم جوری حرف می زند که شما می خواهید خفه اش کنید. نکنید. ولش کنید بره دنبال کارش. او به درد شما و شما هم به درد او نمی خورید.

    11. سطح دانش شما. دانش را به مفهوم کلی اش میگیرم یعنی علم هنر و فلسفه Knowledge . به معنی عام کلمه هم میگیرم نه به معنی Science اش.

    12. و بعد هم هوش شماست. مطالعات نشان می دهد که مساله رهبری بیشتر از سی واحد نمی تواند فاصله بین هوش رهبر و پیروانش باشد. وگرنه گرفتاری پیدا می شود. در ازدواج پانزده درصد است. بنابراین اگر شما خیلی باهوشید که هستید چون اینجا تشریف دارید و او خیلی بیهوش است که نیامده اینجا به درد هم نمی خورید. بنابراین بهره های هوش اگر می بینید حرص میخورید که این خیلی خره! کاری به کارش نداشته باشید. حالا پول دارد قصه دیگری است و مواظب باشید

    13. و بعد هم مساله عقل است میدانید باور بنده این است که شصت درصد مردم دنیا عقل ندارند. به همین جهت است که ایرانی ها باهوشهای کم عقل اند. به همین جهت که مساله عقل مطرح است مطمئن باشید که آن آدم حداقل از آن چیزی که Rational Mind and Thinking /یک سیستم Reasoning استدلال در گفتگوهایش هست وگرنه گرفتار خواهید شد و شما راه خودتان میروید و او راه خودش رو و هیچ وقت هم نمیدانید چگونه می توانید مسایل خودتون را طرح کنید و حل کنید.

    14. پول. نه تنها پولتون بلکه پول در آوردنتون و خرج کردنتون. بگذارید راحتتون کنم بنده باورم این هست که دو عاملی که هم اکنون در لوس آنجلس زندگی های زناشویی را بر هم می زند یکی دخالت اطرافیان است و دیگری پول. اصلا هم حرف های عجیب و غریب ایرانی را نزنید که پول خوشبختی نمی آورد. بنده همیشه عرض کردم پول خوشبختی نمی آورد علم هم خوشبختی نمی آورد. نصف دانشمندان بدبختند. پول خوشبختب نمی آورد قدرت هم خوشبختی نمی آورد. نود درصد بزرگان سیاست بدبختند. بنابراین بازی در نیاورید. پول هنوز از هر عاملی بیشتر خوشبختی می آورد. قبولش کنید. مطالعات نشان می دهد هر که پول بیشتری دارد خوشبخت تر است. پول به هر که می دهید اوضاعش بهتر می شود. با پول می شود بدبختی ها را فروخت. با پول همه کارهای خوب را بهتر می شود انجام داد. خیلی پول فایده دارد. به علاوه شما اگر نظرتان این است پولهایتون را به من بدهید شما خوش بخت باشید بگذارید من بدبخت باشم. بنابراین بازی در نیاورید و مسایل مالی را جدی بگیرید. همینقدر که تو مرا دوست داشته باشی من می توانم زیر همین آسمان هم با تو زندگی کنم و فقط ... قربونتون برم من حالا یکی را پیدا کنید اینجوری باشه یه خانه اکی هم داشته باشد. این را به این دلیل عرض می کنم که بنده فراوان از این پرت و پلا ها در کار روان درمانی شنیده ام و می دانم که کار نمی کند و بعد هم کاملا میشود آشکار و پنهان دید. چون پنهان است که چگونه آدم ها زندگی را بر هم می زنند به خاطر پول. مساله پول مساله مهمی است دست کم نگیریدش. بعد هم یادتان باشد همه از صبح که بلند می شوند (بهتون بر نخورد) دنبال پول می روند. و بعد هم همه جا هم دارند از شما پول می گیرند. معلمتان پول میگیرد. بنزین پول میگیرد. پزشکتان پول میگیرد... اما تنها مساله این نیست که پول دارد بیا ندارد و شما پول دارید یا ندارید. مساله این است که نگاه تان به پول یکی باشد. خرج کردنتان یکی باشد. وگرنه دمار از روزگار هم در می آورید. بسیاری از خانواده ها هستند که من وقتی بهشون میگم شما مشکل اقتصادی دارید قصدم این نیست که مشکل مالی دارید. نه پول دارند. در خصوص نگه داشتنش خرج کردنش با هم دعوا دارند تا آنجا می تواند مساله باشد که جان همدیگر را بالا می آورند. شما می دانید یکی از چیزهایی به نظر من تنفر در خانم ها به وجود می آورد این است. یک درصد بالایی از ما مردم از اینکه نیازمند باشیم بسیار رنج می بریم و احساس بد میکنیم.

    15. اولویت ها یا Priority . شما با کسی که می خواهید ازدواج کنید باید مطمئن باشید که جدول ترجیهاتش مانند شماست. مطالعاتی انجام دادند روی مردمان موفق و ناموفق در امریکا و گفتند پنجاه چیز مهمتان را بنویسید. دیدند آدم های موفق و نا موفق چهل و پنج تاشون مانند هم است اما تفاوتش این بود که در آدم های موفق تحصیل کار کردن ورزش روابط تفریح جز ده تای اولشان بود برای آدم های نا موفق این جز سی و پنج و چهل و چهل و دو بود و چون آدم ها روزی پانزده کار بیشتر انجام نمی دهند گروه اول هر روز کتابش را خوانده هر روز کارش را کرده گروه دوم پانزده سال است یک کتاب نخوانده پانزده سال هم هست کار نکرده اما باورش این است که انسان باید کتاب بخواند کار بکند و ورزش بکند. برای اینکه جدول ترجیهات مهم است. معلوم است شما با هر کس حرف بزنید باهاش موافقید مهم این است که روز اول کار اولش است یا کار دومش. First thing First اگر با هم متفاوتید گرفتاریست. شما بگویید که تو اهل ورزشی؟ بله. ولی کجاست ورزش در زندگی تو. هرروز است. هر وقت انشالله بیکار شدی است وقتی رفتیم سفر است یعد از اینکه بچه ها بزرگ شدن رفتن است. خوب اینها مطالبش با هم متفاوت است. بنابراین جدول اولویت ها و ترجیهات بسیار اهمیت دارد.

    16. راست گویی و صداقت. اگر در زندگیتون نمی توانید راست بگویید و راست بشنوید کارتون تمام است. عشق بدترین راست ها میگیرد هضم میکند جذب میکند و دفع میکند. یادتان باشد ما به دو دلیل اصلی دروغ می گوییم. یکی اینکه آسیب کودکی خوردیم و به این نتیجه رسیدیم هر وقت از ما چیزی میپرسند باید فکر کنیم که چه باید بگوییم نه اینکه چه هست و دوم اینکه وحشت از تنبیه است یعنی علتش ترس است. هر کسی که بترسد می تواند دروغ بگوید. و بنابراین اگر مشکل راستگویی دارید و فکر می کنید باید پنهان کنید و سیاست داشته باشید تو زندگیتون از پا در می آیید. نتیجتا مواظب مساله راست گویی باشید.

    17. فرآیند تصمیم گیری. خیلی از اوقات شما در خانواده هایی هستید که کاملا متفاوت عمل می کنید. یکی تصمیم میگرد و بعد به شما اعلام میکند. یکی اصلا جرات تصمیم گرفتن ندارد. یکی با شما مشورت می کند برای تصمیم گرفتن. شما تصمیم می گیرید پنهانی عمی می کنید و اصلا می گویید کی بود کی بود من نبودم. نمی دونم چی شد. نمی دونم کی خریده آورده کی برده؟! مواظب باشید که اگر در اینجا با هم متفاوتید می توانید گرفتاری پیدا کنید. اگر مانند هم به یک صورت و مسیر حرکت نمی کنید و تصمیم نمیگیرید.

    18. گذشته هم را بدانید. در حالی که کلیاتش مهم است اما جزییاتش را نخواهید بدانید. مبادا بنشینید حالا قصه های قبلی ات را بگو. چون هر کدام از این ها شما را گیر می اندازد و گرفتار  می کند. بنابراین مطلبی که اهمیت دارد این هست که در حالی که از گذشته باخبریم و به نوعی گذشته می تواند آیینه ی آینده باشد در زمینه هایی اما درگیر جزییات نشوید و ضمنا بدانید بیشتر مردم دنیا کاری را کع در گذشته کرده اند اگر نغییر نکنند می توانند تکرار کنند.

    19. کودکان. در خصوص اینکه چند تا فرزند می خواهید. چه زمانی میخواهید چگونه می خواهید تربیت کنید و اصول تربیتی کجاست. یکیتون بلافاصله میخواهید بچه دار بشوید یکی پنج سال دیگر میخواهد. یکی یک بچه می خواهد یکی شش تا بچه می خواهد. یکی دلش می خواهد که بچه ها با دیسیپلین ایرانی در امریکا بزرگ بشوند یکی دیگه می خواهد بچه اش را یک جور دیگر بزرگ کند. مطمئن باشید که توافق هایی در جهت کلی موضوع کودکانتان دارید.

    20. کار تحصیل و به نوعی محل زندگی. بعضی ها تون دلتون می خواهد در امریکا باشید یکی دلش می خواهد برود ایران یک می خواهد کار بکند و او دنبال کار کردن نیست شما دلتان می خواهد همسرتان حتما کار بکند. همسرانی هستند که دلشان می خواهد زنشان اصلا کار نکند. مطمئن باشید در اینگونه موارد که موضع های مهمی است صد در صد با هم توافق دارید و نسبتا این توافق را می توانید نگه دارید.

    21. چگونگی رابطه با دوستان و خانواده. یعنی مطمئن شوید که آن آدم در ارتباطش با عزیزانش یا عزیزان شما دوستانش و دوستان شما یا دوستان مشترکتان نگاهی ثابت و واحد دارد. در غیر این صورت شما می توانید مساله و مشکل پیدا کنید و کوتاه کنم صحبت را از آنجایی که باور من این است که این شناخت و آگاهی کمتر از شش ماه اصلا دست نمی دهد و تا با یک آدم اقلا پانصد ساعت Face to Face چهره به چهره که فقط یک سومش می تواند از طریق تلفن باشد که اتفاقا آن هم لازم است روبرو نشوید به همه اینها نمی توانید دسترسی پیدا کنید بنده با کسی که قبل از شش ماه تصمیم به ازدواج می گیرد و کسی که قبل از پانصد ساعت عدد می دهم برای اینکه می خواهید این عدد را نه اینکه درست است اینها غلط مفید است به جای درست بی فایده. پانصد ساعت وقت احتیاج است تا من و شما به این نتایج برسیم. بنابراین بین شش ماه تا هجده ماه باید تکلیف این کارها روشن بشود و اگر هم مشکلات و مسایلی هست باید حل کرد و اگر شک و تردیدی هم دارید بهتر است که از دیگران کمک بگیرید و یادتان باشد در اینگونه موارد برخی از اوقات دو ساعت یا چهار ساعت کار روان درمانی و یک تجزیه و تحلیلی که آیا واقعا مسایل و مشکلاتی دارید یا ندارید و این مسایل و مشکلات می توانند مساله باشند یا نباشند از نظر یک متخصص می تواند به یکباره چراغ سبز یا قرمزی را برای شما روشن کند که خاطرتان آسوده باشد. اما با شک و تردید و دو دلی این کار را نکنید و یادتان باشد اگر شب عروسی تان هم متوجه شدید که اشتباه کردید یک تاکسی بگیرید و بروید. مبادا بمانید. علتش هم این است که بسیاری از شما همینقدر که با یک مرد و زنی رفتید بیرون و در یک رستورانی شما را دیدند خیلی هاتون فکر می کنید که دیگر اسمتون روی هم خورده و دیگر چاره ای نیست و آبروی فامیل محترمتان می رود. قربونتون برم اگر دیدید اشتبار شده برگردید. علتش هم این است که اگر در آغاز متوجه اشتباهتان شدید و ادامه دادید آنوقت با بچه و گرفتاری های دیگر می توانید از پا در بیایید. بنابراین در زندگی اصلا گوش به این حرف ندهید که با گذشت زمان اوضاع درست می شود. اوضاع باید درست بشود و شما آن را همچنان درست نگه دارید. اوضاع درست نمی شود اگر از آغاز اشکالاتی دارد. بنابراین مطمئن باشید که آمادگی را برای ازدواج دارید و یادتان باشد که برای انسان سالم به نظر می رسد که همچنان داشتن زندگی زناشویی و ازدواج احتمالا بهترین است.

    منبع مطلب : happpylife.persianblog.ir

    مدیر محترم سایت happpylife.persianblog.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 5 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید