توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    شعر ایرج میرزا در مورد زن همسایه

    1 بازدید

    شعر ایرج میرزا در مورد زن همسایه را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    گلچین اشعار ایرج میرزا

    زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

    من گرفتم تو نگیر

    چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر
    من گرفتم تو نگیر

    بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر
    یاد آن روز بخیر

    زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر
    من گرفتم تو نگیر

    یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم
    تک و تنها بودم

    زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر
    من گرفتم تو نگیر

    بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان
    بودم از جمع خوشان

    خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر
    من گرفتم تو نگیر

    ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم
    بستر راحت و نرم

    زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر
    من گرفتم تو نگیر

    بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم
    مستحق لگدم

    چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر
    من گرفتم تو نگیر

    من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام
    خر همسر شده ام

    می دهد یونجه به من جای پنیر
    من گرفتم تو نگیر

    دیگر وبلاگم به نام  چاخته (طاقچه) شعرهای محلی و فارسی خودم

    منبع مطلب : irajmirza-sher.blogfa.com

    مدیر محترم سایت irajmirza-sher.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    شعر ایرج میرزا در باب حجاب

    شعر ایرج میرزا در باب حجاب

    ایرج میرزا شاعر با هوش و خوش ذوق اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی شعری درباره حجاب گفته که بیشتر هزل هست ولی این شعر خیلی با مفهوم و قشنگ است اگر درست بخوانید و تحلیل کنید .

    داستان کلی شعر از این قرار هست که گویا ایرج یا یه شخصی از خانه خارج میشود و یک خانم خوش صورت و خوش اندام رو میبیند و هوس با او بودن میکند. خلاصه جلو رفته و سر صحبت رو با خانم باز میکند که به به چه سری چه دمی عجب پایی ماشاالله چقدر تو خوبی و از این گونه صحبت ها بعد خانم رو دعوت میکند به داخل منزل و به وی میگه که حالا چادر از سر بردار تا یکمی شما رو ببینیم و لذت ببریم ولی خانم بی اندازه ناراحت میشه که این چه حرفیه چرا میگی من چادرم رو بردارم و شاکی شده از منزل ایرج خارج میشه. ایرج قصه ما کم نیاورده و باز شروع به تلاش میکند و دوباره او را به منزل میکشه اینبار اصلا نمیگه چادر از سر بردار بلکه میگه چادر سرت باشه که چادر خیلی خوبه و تو باید حجاب داشته باشی. ولی میره سر اصل مطلب شلوار خانم رو در میاره و کارش رو انجام میدهد.

    درسته که این شعر بیشتر هزل هست ولی بی شباهت به اوضاع فعلی ما نیست. شاید اول میخواستن مولانا ، کورش بزرگ ، بو علی سینا یا .... رو از ما بگیرن و بگن که این همه فرهنگ و تمدن و علوم مال شما نیست و مال ماست ( کشور های همسایه رو عرض میکنم ) و ما با جان و دل از داشته هامون محافظت میکنیم و کردیم ولی فقط از اسم اونها دفاع کردیم ، که نه اینا مال ماست این فرهنگ این تمدن و این علوم و .... واس ماست که نقش چادر و حجاب برای ما داشته و دارند ولی مهم اون چیزی هست که باید این چادر از اونها محافظت کنه یعنی خود فرهنگ، تمدن ، علم ، قدرت ، اعتماد به نفس یا .... اونا (من نمیدونم کیا ولی اونا) گفتند باشه مولانا و ابو علی سینا و کورش (تمام علم و تمدن و فرهنگ و قدرت و همه چیزای خوب ) و .... مال شماست و شما باید اونها رو برا خودتون نگه دارید و ما هم خوشحال که بله ما از داشته هامون دفاع کردیم و کلی از این کارمون خوشحال و راضی بودیم و هستیم ولی غافلیم از اینکه اونا از اون پایین شلوارمون رو در آوردن و دارن کارشون رو میکنن. دیگه نه اعتماد به نفسی داریم نه علمی و نه .... برده شدیم و داریم از رو دست اونا نگاه میکنیم فرهنگ یعنی غرب ، علم یعنی هر چی تو دانشگاه اونا گفته میشه ، تمدن یعنی .... بگذریم.

    خیلی ها رو میبینم که دم از فرهنگ و علم چند هزار ساله میزنن و مثل چادر و حجاب اینهارو میکشن رو سرشون ولی غافل از اینکه اینها دلیل بر داشتن فرهنگ ، علم و قدرت نیست.

    ما هم داریم خاک بازی میکنیم. فوتبال تماشا میکنیم ، جک تولید میکنیم و میخونیم ، تلوزیون و ماهواره نگاه میکنیم ، تو شبکه ها اجتماعی مجازی عمرمون رو هدر میدیم ، بازی میکنیم و ... کلا سرمون گرمه به خاک بازی.

    ببخشید که یکمی بی ادبی بود ولی حقیقت تلخه و بلایی که داره به سرمون میاد همینه نه غیر این.

    بدبختی بزرگتر اینه که گویا به بیماری ابنه دچار شدیم (ابنه بیماری خارش مقعد است که مبتلای آن، خواهان لواط کردن دیگری با او می‌باشد) و اگر کسی به ما بگه که داره بهت تجاوز میشه ما ترجیح میدیم که متجاوز به تجاوز خودش ادامه بده و ما لذت ببریم.



    منبع مطلب : virgool.io

    مدیر محترم سایت virgool.io لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    متاسفانه

    چاپلوسی در ایران ریشه عمیقی دارد

    دین عربی مهمان ناخواسته چون نفس آمده و بیرون نرفته و خفه کرده صاحبخانه را و فرهنگ و هویت و زندگی طبیعی را از مردم گرفته...همان زمان ایرج میرزا همین حالا در ایران تکرار میشود صیغه نسل ایرانی را ذلیل و خوار کرده و افعان های هزاره هم هجوم آورده و از صفر شروع کردند و از هر جنایتی فروگذار نمیکنند..از زن و بچه و دختر و پسر ایرانی در خطر افعان های مغول وحشی در امان نیستند

    ایدز و هپاتیت و بیماری های عفونی از این نفرت انگیزان..هم به خودشان و هم به ایرانی ها در حال پخش شدن است..اما دولت به فکر فلسطین عرب و لبنان عرب و سوریه عرب و نیجریه و حالا افغانستان و پاکستان و عراق......

    ناشناس 1 ماه قبل
    0

    متاسفانه

    تا زمانی که تا بوی دین تازی از میان برنداشته

    و تعلیم و تربیت بصورت روشن تعلیم داده نشود

    و مسئله کلاس برای مردم روشن نشود

    و افراد نفهمند که به کدام طبقه تعلق دارند

    و باید پایشان را درازتر نکنند و دین فقط از کتاب ها خوانده شود و کلا دین فروشان تعطیل و با کار نان خود را در بیاورند ایران ویران است تا ابد

    مهدی 1 سال قبل
    5

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید