توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه یعنی چه

    1 بازدید

    فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه یعنی چه را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    معنی ضرب المثل فارسی؛ فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه

    معنی ضرب المثل فارسی؛ فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه

    تاریخچه ضرب‌المثل فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه

    موش زیرکی به اسم فلفلی در جنگلی زندگی می‌کرد که خانه‌ی زیبایی برای خودش طراحی و ساخته بود. روزی گاو گرسنه‌ای در جنگلمشغول غذا خوردن بود. بعد از اینکه کاملا سیر شد، روی خانه‌ی فلفلی نشست. چند دقیقه بعد فلفی از راه رسید و دید گاوی روی لانه‌اش استراحت می‌کند. به او سلام کرد و گفت: خانه‌ی من تحمل وزن تو را ندارد و هر لحظه ممکن است فرو بریزد. از تو تقاضا می‌کنم از روی خانه‌ی من بلند شوی. گاو نیش‌خندی زد و گفت: من هر کجا که دلم بخواهد استراحت می‌کنم و هیچ کس نمی‌تواند به من زور بگوید. بعد دستش را روی شونه‌ی فلفلی گذاشت و گفت مزاحم استراحت من نشو و از اینجا برو.

    فلفلی باز هم از گاو بی‌ادب خواهش کرد و از او خواست که به جای دیگری برود و استراحت کند، اما فایده‌ای نداشت. موش کوچولو عصبانی شد و با خود فکر کرد تنها راه این است که گوش گاو را گاز بگیرد. سپس روی سر گاو رفت و تا آنجایی که قدرت داشت، گوش گاو را گاز گرفت و در جایی پنهان شد. او از خواب پرید و با صدای بلند فریاد زد. به اطراف نگاهی کرد، اما کسی را ندید، پس دوباره خوابید.

    موش کوچولو از فرصت استفاده کرد و آرام‌آرام به گاو نزدیک شد. دم او را گاز گرفت و پشت درخت پنهان شد. گاو از شدت درد از خواب پرید و به این طرف و آن طرف دوید. بعد از چند دقیقه دوباره روی لانه‌ی فلفلی نشست. فلفلی از پشت درخت بیرون آمد و به گاو گفت: اگر از روی خانه‌ی من بلند نشوی باز هم دُمت را گاز می‌گیرم.

    گاو گستاخ که سماجت موش را دید، تسلیم شد و به خواسته‌ی او عمل کرد. سپس از جایش بلند شد و زیر لب گفت:

    بعد رو به فلفلی کرد و گفت: تو پیروز شدی و من با این هیکل و قدرتم نتوانستم در مقابل تو دوام بیاورم. موش خندید و به گاو گفت قدرت به قد و هیکل ربطی ندارد و فقط استقامت و شجاعت است که باعث می‌شود به پیروزی دست پیدا کنی.  فلفل قرمز را ببین چقدر کوچک است، اما وقتی آن را می‌خوری، از شدت سوزش به خود می‌پیچی.

    از آن دوران تا به امروز ضرب‌المثل «فلفل نبین چه ریزه ، بشکن ببین چه تیزه،» در مورد افرادی به‌کار می‌رود که فکر می‌کنند پیروزی و موفقیت به هیکل و اندام درشت است که در واقع اینطور نیست و رمز موفقیت در فکر و اندیشه‌ی خوب و به موقع است.

    دوستان عزیز؛ برای دیدن تمام مقالات ضرب‌المثل فارسی، کجارو را دنبال کنید.

    منبع مطلب : www.kojaro.com

    مدیر محترم سایت www.kojaro.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    فلفل نبين چه ريزه |ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیکه کنایه از چیست

    فلفل نبين چه ريزه |ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیکه کنایه از چیست

    در ادبیات فارسی ایران واژه ها و اصطلاحات کاربردی و شیرینی وجود دارد مثلا اگر بخواهیم برای شخصی منظوری خاص
    را برسانیم از ضرب و المثل استفاده می کنیم تا مقصود خود را غیر مستقیم به فرد برسانیم اگر فرد باهوش باشد متوجه
    حرف می شود یک مثال رایج  فلفل نبین چه ریزه  بشکن ببین چه تیزه این مثال در جاهای خاص کاربرد دارد از جمله جایی
    کاربرد دارد که پیروزی موفقیت افراد در هیکل و زور و بازو نیست به عقل و هوش طرف است در چنین مواردی استفاده
    می شود که در نیک صالحی بخوانید

    ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه

    موشی بنام فلفلی در دشت برای خودش لانه ای درست کرد و خیالش راحت بود که زمستان را بخوبی سپری می کند .

    یک روز گاوی برای علف خوردن به دشت آمد وروی لانه آقا موشه نشست و مشغول استراحت شد .

    موش آمد و از آقای گاو خواهش کرد که از روی لانه اش بلند شود تا خراب نشود . ولی گاو هیچ توجهی
    به موش نکرد و گفت : ” تو نیم وجبی به من دستور می دهی که از اینجا بلند شوم . می دانی من کی
    هستم ، می دانی من چقدر قوی و پر زورم ، حالا برو پی کارت و بگذار استراحت کنم . “

    موش دوباره خواهش و التماس کرد ولی فایده ای نداشت و گوش آقا گاو به این حرفها بدهکار نبود .
    موش پیش خودش فکر کرد ، حالا که با خواهش کردن مشکلش حل نشده باید کار دیگری بکند .

     ادامه توضیح ماجرای ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه

    بعد یکدفعه روی آقا گاو پرید . گاو از خواب بیدار شد و خودش را تکان داد .
    موش روی گوش گاو پرید و یک
    گاز محکم از گوش او گرفت . گاو از جایش بلند شد و شروع به تکان دادن سرش کرد .
    ولی موش روی زمین پرید و در یک سوراخ پنهان شد و گاو نتوانست کاری کند.

    وقتی گاو دوباره خوابش برد ، موش دم گاو را گاز گرفت و روی درخت پرید .‌
    گاو از درد بیدار شد .‌خیلی عصبانی
    بود ، سعی کرد که بالا بپرد و موش را بگیرد تا ادبش کند ولی دستش به او نمی رسید .

    موش گفت : ” اگه بازم روی لونه من بخوابی ، گازت می گیرم . “

    گاو دید ، چاره ای ندارد جز اینکه از آنجا برود و جای دیگری بخوابد . گاو پیش
    خودش گفت : ” فلفل نبین چه
    ریزه ، بشکن ببین چه تیزه . با این قد و قواره فسقلی اش چه جوری حریف من شد . “

    موش با اینکه خیلی کوچکتر از گاو بود توانست مشکلش را حل کند .

    پس کارآیی هر کس و هر چیز به قدو قواره اش نیست ، مثل فلفل قرمز
    ،‌با اینکه کوچک است ولی وقتی
    می خوریم از بس تند است دهانمان می سوزد .

    کودکان

    منبع مطلب : www.niksalehi.com

    مدیر محترم سایت www.niksalehi.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    گسترش ضرب المثل " فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه " + داستان - دانش‌چی

    گسترش ضرب المثل

    فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه + داستان

    در این پست با مفهوم، معانی و داستان زیبا از ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه آشنا می شوید با دانشچی همراه باشید…

    معنی و مفهوم این ضرب المثل

    ۱- هیچگاه از ظاهر افراد نمیتوان کسی را قضاوت کرد.

    ۲- زمانی از این ضرب المثل استفاده می شود که کسی جثه و اندام کوچک داشته و در عوض بسیار زبر و زرنگ و باهوش باشد.

    گسترش ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه با طرح کردن یک داستان

    روزی روزگاری در مزرعه ای پر از صیفی جات گاومغروری زندگیمی کرد. هر روز این گاو با راه رفتن روی صیفی جات باعث خرد شدن و از بین رفتن آنها می شد، تا اینکه روزی صیفی جات مزرعه از دست گاو به تنگ آمدند و تصمیم گرفتند راه حلی برای فراری دادن گاو پیدا کنند. هندوانه، کدوتنبل، کلم، بادمجان و فلفل داوطلب مبارزه با گاو شدند و پنج تایی منتظر ماندند تا گاو به مزرعه بیاید؛ وقتی گاو رسید، همگی با هم به سمت گاو حمله ور شدند؛ هندوانه که جثه بزرگ و سنگینی داشت اول از همه مبارزه با گاو را شروع کرد.

    هندوانه با سرعت روی سر گاو پرید تا او را فراری بدهد اما گاو ناقلا با شاخ های خود هندوانه را سوراخ سوراخ کرد و شروع کرد به خوردن هندوانه …

    کدو تنبل از فرصت استفاده کرد تا دم گاو را بگیرد اما گاو با پای عقبش ضربه محکمی به آن زد و دانه های کدو پخش زمین شد …

    بعد کلم به سمت گاو حمله ور شد و گاو با ضربه ای او را پرپر کرد …

    با دیدن این حوادث بادمجان از ترس به خود لرزید، قصد داشت فرار کند ولی گاو او را زیر پای خود لِه کرد …

    فلفل کوچولوی قرمز که تنها مانده بود رو به گاو کرد و گفت: ای گاو ترسو بیا با هم مبارزه کنیم

    گاو خندید و با تمسخر گفت: ای فلفل کوچک تو با جثه کوچک و نحیفت میخواهی با من مبارزه کنی!؟ هاهاها

    فلفل خنده ای کرد و گفت: تو با هیکل بزرگت، عُرضه ای نداری …

    گاو به سمت فلفل حمله ور شد و هی شاخ زد ولی چون فلفل کوچک بود، هیچ صدمه ای نخورد تا اینکه گاو خسته شد و تصمیم گرفت فلفل را زنده، زنده بخورد؛ یکدفعه گاو فلفل را بلعید و بعد از چند لحظه رنگش قرمز شد و فریاد می زد سوختم سوختم و هر چه خورده بود بالا آورد و فلفل از دهان گاو بیرون افتاد گفت: فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه

    گاو هم ترسید وپا به فرار گذاشت و برای همیشه پا به مزرعه نگذاشت.

    بازآفرینی فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه _ اختصاصی دانشچی

    منبع مطلب : www.daneshchi.ir

    مدیر محترم سایت www.daneshchi.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 23 روز قبل
    0

    من میخام توضیح درمورد فلفل نبین چه ریز بشکن ببین چه تیزه

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید