توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی درس پنجم فارسی ششم هفت خان رستم

    دسته بندی :
    1. اسک 98
    2. مطالب سایت
    6بازدید

    معنی درس پنجم فارسی ششم هفت خان رستم را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    معنی درس هفت خان رستم فارسی ششم (درس پنجم فارسی)

    معنی درس هفت خان رستم فارسی ششم : یکی از درس های مهم فارسی ششم مربوط به درس 5 میباشد . درس پنج فارسی ششم با موضوع هفت خان رستم دارای شعرها و لغات دشوار و همچنین فعالیت میباشد که در این قسمت برای شما جواب آنها را آماده کرده ایم .

    معنی درس هفت خان رستم فارسی ششم

    بیت اول » خروشید و جوشید و بر کند خاک ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک

    رخش شیهه کشید و خشمگین شد و به نشانه یورش سم خود را بر زمین کوبید به گونه ای که زمین زیر پایش کنده شد.

    بیت دوم » بزد تیغ و بینداخت از بر، سرش فرو ریخت چون رود، خون از برش

    رستم با ضربه شمشیر سر اژدها را از تنش جدا کرد و خون مانند رود از تن او جاری شد.

    بیت سوم » بینداخت چون باد، خَمِّ کمند سر جادو آورد ناگه به بند

    رستم کمند را با سرعت به سمت جادوگر انداخت و او را اسیر کرد.

    بیت چهارم » میانش به خنجر به دو نیم کرد دل جاروان زو پر از بیم کرد .

    رستم با خنجر جادوگر را نصف کرد و با این کار خود دل جادوگران دیگر را پر از وحشت کرد

    بیت پنجم » چو رستم بدیدش بر انگیخت اسب بدو تاخت مانند آذر گُشسب

    هنگامی که رستم او (ارژنگ دیو) را دید با اسبش مانند آتش جهنده، تند و سریع به سوی او حمله کرد.

    بیت ششم » سر و گوش بگرفت و یالش دلیر سر از تن بکندش به کردار شیر

    رستم شجاعانه سر و گوش و یال ارژنگ دیو را گرفت و مانند شیر با شجاعت سرش را از تنش جدا کرد .

    بیت هفتم » ز بهر نیایش، سر و تن بشست یکی پاک جای پرستش بجست

    برای عبادت سر و تن خود را شست و به دنبال جایی پاک و تمیز برای راز و نیاز گشت .

    بیت هشتم » از آن پس نهاد از بر خاک، سر چنین گفت : کای داورِ دادگر !

    سپس سر بر خاک سجده گذاشت و گفت ای پروردگار عادل!

    بیت نهم » ز هر بد، تویی بندگان را پناه تو دادی مرا، گُردی و دستگاه

    در برابر هر بدی و آسیبی تو برای بندگان پناه هستی و تو هستی که به من پهلوانی و شکوه و عظمت دادی .

    معنی لغات هفت خان رستم

    خان : مرحله – منزل

    اهریمن : شیطان

    شمار : تعداد

    از بند رهایی دهد : از زندان و اسارت آزاد کند

    دیوان : در اینجا جمع دیو ها

    راهی می شود : به سوی جایی می رود

    قوی پنجه : توانا – پر زور

    از هم می دَرد : از بین می برد و پاره پاره می کند

    تیمار : مراقبت – مواظبت

    نخجیر : شکار

    فرجام : پایان – سر انجام – عاقبت کار

    دادگر : عادل

    کوفتن : کوبیدن

    سُم : قسمت پایانی پای چارپایان که مانند کفش آن هاست!

    دیده : چشم

    رستم در خشم می شود : رستم عصبانی و خشمگین می شود – در خشم شدن کنایه از عصبانی شدن است

    پرخاش : سخنی که از روی خشم گفته می شود – درشتی

    می نمایاند : نشان می دهد

    به تنگ می آید : صبرش تمام می شود – خسته می شود

    از پای درآوردن : کنایه از کشتن

    خروشید : در اینجا شیهه کشید – فریاد زد

    جوشید : عصبانی شد

    جادوان: جادوگران

    برکند : جدا کرد

    سهمگین : ترسناک

    تیغ : شمشیر

    بَر : تَن – بدن

    نیرنگ : فریب – حیله

    چیرگی : پیروز شدن

    کمند : ریسمان محکمی که هنگام جنگ آن را بر گردن و کمر دشمن اندازند و آن ها را اسیر کنند

    خمّ کمند : چین و شکن و دایره ای که در اثر پرتاب کمند ایجاد می شود

    به بند آوردن : کنایه از اسیر کردن

    میان : در اینجا کمر

    خنجر : شمشیر کوچک

    زو : مخفف از او

    بیم : ترس

    یال : موهای بلند پشت گردن اسب

    به کردار : مانند

    ستایش : شکر و سپاس

    یزدان : آفریدگار – خداوند

    دلیر : شجاع – در اینجا منظور رستم است

    ز بهر : برای

    نیایش : دعا – عبادت

    بجست : جست و جو کرد

    پرستش : عبادت

    کای : مخفف که ای

    داور : قاضی – آن که حکم می کند – در اینجا منظور خداوند است

    دادگر : برقرار کننده عدالت – عادل

    آذرگشسب : آتش سریع و سوزان

    گُرد : پهلوان

    دستگاه : در اینجا عظمت و قدرت و توانایی

    زابلستان : نام شهری در سیستان و بلوچستان

    منبع مطلب : a101.ir

    مدیر محترم سایت a101.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    معنی درس هفت خان رستم فارسی ششم ابتدایی

    معنی درس هفت خان رستم فارسی ششم ابتدایی



    خروشید و جوشید و برکند خاک *** ز سمش زمین شد همه چاک چاک

    رخش خشمگین شد شیهه کشید سپس به نشانه یورش، سُم خود را به زمین کوبید و زمین زیر سُم‌‌هایش تکه تکه شد.


    بزد تیغ و بنداخت از بر ،سرش *** فرو ریخت چون رود ،خون از برش

    رستم با شمشیر سر اژدها را از بدنش جا کرد و خون مثل رودخانه از بدن اژدها جاری شد.


    بینداخت چون باد، خم کمند *** سر جادو آورد ناگه به بند

    رستم با سرعت زیاد طناب را حلقه کرد و به سمت جادوگر پرتاب کرد و او را اسیر کرد.


    میانش به خنجر به دو نیم کرد *** دل جادوان زو پر از بیم کرد

    رستم با خنجر کمر جادوگر را دو قسمت کرد. با این کارِ رستم، بقیه جادوگران بسیار از او ترسیدند.


    چو رستم بدیدش بر انگیخت اسب *** بدو تاخت مانند آذرگشسب

    رستم تا او را دید اسبش را به حرکت درآورد و با سرعت و مثل آتش به سمت او حمله کرد.


    سر و گوش بگرفت و یالش دلیر *** سر از تن بکندش به کردار شیر

    رستم با شجاعت یال و سر گوش او را گرفت و با شجاعتی مثل شیر سر او را از تنش جدا کرد.


    ز بهر نیایش سر و تن بشست *** یکی پاک جای پرستش بجست

    رستم برای نیایش و ستایش خدا دست و صورت خود را شست و تمیز کرد و یک جای پاکیزه برای پرستش پیدا کرد.


    از آن پس نهاد از بر خاک ، سر *** چنین گفت کای داور دادگر

    پس از آن سرش را به نشانه سجده بر خاک گذاشت و به خدای خود گفت: ای پروردگار عادل


    ز هر بد تویی بندگان را پناه *** تو دادی مرا ، گردی و دستگاه

    تو بندگانت را از هر بدی و سستی در امان نگه میداری و تو هستی که به من قدرت و توان پهلوانی دادی




    نظر شما در مورد این درس چی بود؟ از کدام بخش درس هفت خان رستم بیشتر از بقیه قسمت‌ها خوشتون اومد؟

    منبع مطلب : virgool.io

    مدیر محترم سایت virgool.io لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 4 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید