توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

    1 بازدید

    معنی دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    معنی دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد به زبان ساده

    معنی دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد به زبان ساده

    ستاره | سرویس فرهنگ و هنر - در کتاب نگارش یازدهم بیتی از سعدی آمده تا بر اساس برداشتی که از این بیت دارید آن را شعر گردانی کنید. این بیت اولین بیت از یکی از غزلیات سعدی شیرازی است که به شهرت زیادی در میان مردم دست یافته و می‌توان گفت تبدیل به ضرب المثل شده است. پیش از این شعر گردانی و برداشت از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد را در ستاره خوانده اید. در این مطلب معنی دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد به زبان ساده را می‌خوانید.

    معنی دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد به زبان ساده

    بیت:

    دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟
    ابری که در بیابان بر تشنه‌ ای ببارد

    معنی:

    می‌دانی لذت دیدن دوستی که مدت طولانی او را ندیده ای چگونه حسی است؟ 
    حسی مثل وقتی که انسان تشنه ای در بیابان باشد و تکه ابری بر او باران ببارد. 

    مفهوم:

    ۱) هر چیز و هر کس که برای انسان عزیز باشد و دستیابی به آن برای مدتی مقدور نباشد، زمانی که دوباره به دست می‌آید قدر ان بیشتر دانسته می‌شود و این دیدار یا دستیابی دوباره بسیار لذتبخش است. چه یک دوست صمیمی و عزیز باشد یا یکی از اعضای خانواده که برای مدتی از ما دور بوده است، چه سلامتی برای شخصی که مدتی بیمار بوده است.بستگی دارد که یار غایب شما کیست یا چیست؟

    ۲) انسان نیازمند محبت و دوستی است همچون نیاز به آب که مایه حیات است. زمانی که دوست و رفیقی از ما دور می شود تشنه دیدار و عشق و محبت او می شویم و با دیدار دوباره او لذت نوشیدن آب پس از تشنگی طولانی مدت را می چشیم. 

    معنی دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد به زبان ساده

    اصل شعر دیدار یار غایب از سعدی

    دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟
    ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

    ای بوی آشنایی دانستم از کجایی
    پیغام وصل جانان پیوند روح دارد

    سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسندد
    فرمان عقل بردن عشقم نمی‌گذارد

    باشد که خود به رحمت یاد آورند ما را
    ور نه کدام قاصد پیغام ما گزارد

    هم عارفان عاشق دانند حال مسکین
    گر عارفی بنالد یا عاشقی بزارد

    زهرم چو نوشدارو از دست یار شیرین
    بر دل خوشست نوشم بی او نمی‌گوارد

    پایی که برنیارد روزی به سنگ عشقی
    گوییم جان ندارد یا دل نمی‌سپارد

    مشغول عشق جانان گر عاشقیست صادق
    در روز تیرباران باید که سر نخارد

    بی‌حاصلست یارا اوقات زندگانی
    الا دمی که یاری با همدمی برآرد

    دانی چرا نشیند سعدی به کنج خلوت
    کز دست خوبرویان بیرون شدن نیارد

    منبع مطلب : setare.com

    مدیر محترم سایت setare.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    شعر گردانی و برداشت از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

    برداشت از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

    ستاره | سرویس فرهنگ و هنر - نوشتن و بازگو کردن احساسات کار زیبایی است که با تمرین و ممارست تقویت می‌شود. یکی از این تمرین‌ها برای تقویت نویسندگی، شعر گردانی اشعار شاعران بزرگ است. سعدی ملقب به استاد سخن یکی از شاعرانی است که شعرهای عاشقانه زیبایی سروده است. در ادامه این مطلب به نوشتن برداشت از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد، یکی از زیباترین اشعار عاشقانه سعدی خواهیم پرداخت. به شما پیشنهاد می‌کنیم تا این منظور و مفهوم از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد که در این مطلب نوشته شده است را بخوانید و خود تلاش کنید تا متن زیباتری از آن را بنویسید. با ما همراه باشید.

    معنی و مفهوم و برداشت از شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

    طاقتم تمام شد و باز به دیدارت خواهم آمدم. و این نشانه‌ا‌ی زیبا از دوست داشتن است. همانطور که سعدی نیز در شعر خود بگونه‌ای زیبا به آن اشاره می‌کند؛ سعدی می‌گوید: آیا می‌دانی که دیدن یاری که مدت‌ها است او را ندیده‌ای چه اشتیاقی در دل عاشق بوجود می‌آورد؟ این اشتیاق به قدری شیرین و هوسناک است که گویی تشنه‌ای که در بیابان گیر افتاده به یکباره ببیند که از آسمان باران می‌بارد...

    برای من نیز برای دیدار تو در سینه‌ام قلبی پرمهر است که بی‌دریغ به دوست داشتن تو می‌تپد و فرقی نمی‌کند که دیگران اسم آن را چه بگذارند و به چه چیز معنا کنند.

    حتی ساده لوحان هم عاشق می‌شوند و ابراز عشق حتی از زبان ساده انگارترین آدم‌ها روزگار نیز کار احمقانه‌ای نیست.

    حس دوست داشتنت، آنقدر محکم و قوی در وجود من نشسته است که از احتمال برخورد سرد تو و کلامی سردتر نترسیده‌ام. چه اتفاقی قرار بود بیفتد پوچ‌تر از نبودنت؟

    اعتراف می‌کنم که من همیشه با ترس‌های عجیب و غریبی زیسته‌ام. تمام لحظه‌هایی که با تو بوده‌ام، از ترس لحظه خداحافظی بر خود لرزیده‌ام و هربار که برای دیداری دوباره بهانه آوردی، هزاران بار ترسیده‌ام که نکند حتی سایه‌ات از سر من کم شود...؟

    محبوب من! با وجود تمام این ترس ها به دیدارت آمدم، زیرا برای روح سازگار من دیگر طاقتی نمانده بود. مرا پذیرا باش...

    آرایه های بیت دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

    دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

    در این بیت زیبا سعدی دیدار یار قدیمی را به بارش باران بر تشنه‌ لبی در بیابان تشبیه می‌کند. همچنین در این بیت بین "بیابان و تشنه" و همچنین "ابر و باریدن" مراعات نظیر وجود دارد.

    عکس نوشته دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

    در ادامه اصل این شعر زیبا را خواهید خواند:

    دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

    ای بوی آشنایی دانستم از کجایی
    پیغام وصل جانان پیوند روح دارد

    سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسندد
    فرمان عقل بردن عشقم نمی‌گذارد

    باشد که خود به رحمت یاد آورند ما را
    ور نه کدام قاصد پیغام ما گزارد

    هم عارفان عاشق دانند حال مسکین
    گر عارفی بنالد یا عاشقی بزارد

    زهرم چو نوشدارو از دست یار شیرین
    بر دل خوشست نوشم بی او نمی‌گوارد

    پایی که برنیارد روزی به سنگ عشقی
    گوییم جان ندارد یا دل نمی‌سپارد

    مشغول عشق جانان گر عاشقیست صادق
    در روز تیرباران باید که سر نخارد

    بی‌حاصلست یارا اوقات زندگانی
    الا دمی که یاری با همدمی برآرد

    دانی چرا نشیند سعدی به کنج خلوت
    کز دست خوبرویان بیرون شدن نیارد

    منبع مطلب : setare.com

    مدیر محترم سایت setare.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

    پیغام می‌رسد که یاری قدیمی قصد دیدار دارد. سعدی از این خبر شگفت‌زده می‌شود و این پیام را به بارش باران بر تشنه‌ لبی در بیابان تشبیه می‌کند. گویی پیش از رسیدن خبر، به شاعر الهام شده بوده که قرار است چنین اتفاقی رخ دهد. او از وفاداری و عشق ورزیدن می‌گوید و تحمل سختی‌های عاشقی را لازم می‌پندارد و به عشاق نوید می‌دهد که حتی زمانی که نمی‌توانند برای معشوق خود پیغام بفرستند و او را از شوق خود باخبر سازند، باید امیدوار باشند که عشق کار خود را می‌کند و لحظه وصال فرا خواهد رسید.

    یک برداشت از این شعر:

    مسافری را تصور کنید که خسته و تشنه، راه را گم کرده و با پای پیاده در بیابانی بی آب و علف گیر افتاده است

    این مسافر پس از ساعتها سرگردانی، امید خود را از دست داده و بی هدف با پاهایی که کم کم توانشان را از دست میدهند، خسته خسته قدم برمیدارد
    اما ناگهان اتفاقی غیرمنتظره همه چیز را دگرگون میکند؛ در آسمان سرزمینی که مدتهاست صدا و بوی باران را نشنیده است، ابر سیاهی پیدا میشود و در چشم به هم زدنی، منظره خشک اطراف را به چشم اندازی دلپذیر تبدیل میکند

    قطرات باران همچون معجزه ای از آسمان بر سر مرد مسافر فرود آمده و امید و زندگی را برای او به ارمغان می آورند

    احساس این مسافر پس از روبرو شدن با این اتفاق غیرمنتظره و شگفت انگیز، همانند احساس کسی است که مدتها از یار خود دور بوده و خبری از او نداشته است و امروز ناگهان به او خبر میرسد که یار دیرینش به شهر آمده و او میتواند بزودی دوستش را ملاقات کند

    منبع مطلب : www.sherfarsi.ir

    مدیر محترم سایت www.sherfarsi.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    سارا 13 روز قبل
    0

    معنی: آیا می دانی که دیدار کسی که مدت ها غایب بوده چقدر خوشحال کننده است و عاشق را بر سر کیف می آورد؟

    دقیقا مانند آن است که انسان تشنه ای در بیابان بی آب و علفی باشد و پس از تشنگی های بسیار، ابرهای باران زا بیایند و باران ببارد.

    مفهوم: وقتی انسان در بیابان باشد و هیچ آبی نداشته باشد، تمام آرزویش این است که آب پیدا کند و خشکی دهان و گلویش را بشوید و ببرد. اینجا آب می شود تمام آرزوی او. حال اگر آسمان ابری شود و باران ببارد و او از تشنگی نجات یابد، انقدر خوشحال می شود که گویی تمام جهان را به او داده اند.

    جناب سعدی دیدار دوست و معشوق را که مدتی غایب بوده مانند آن ابر باران زایی می داند که در بیابان بر آدم تشنه می بارد و جانش را تازه می کند. عاشقی که مدت ها در فراق معشوق خویش روزها سپری کرده و تشنه دیدار او گشته، اگر این غیبت به طول انجامد، ممکن است در فراق یار جان دهد. همچنان است آن تشنه ای که اگر آبی به او نرسد هلاک می شود.

    واقعا تشبیهی زیبا تر از این شاید نتوان یافت! دقیقا لحظه دیدار عاشق و معشوق مانند باریدن بار به انسان تشنه است. هر دو تشنگی شان برطرف می شود؛ انسان تشنه با آب و انسان عاشق با یار!

    آرایه های بیت: مراعات نظیر: ابر، ببارد، تشنه / بیابان و تشنه

    تشبیه: تشبیه انسان عاشق به انسان تشنه در بیابان / تشبیه دیدار یار به بارش باران در بیابان

    1
    ناشناس 13 روز قبل

    ممنون

    مهدی 1 سال قبل
    1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید