در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی شعر همای رحمت فارسی دهم

    1 بازدید

    معنی شعر همای رحمت فارسی دهم را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    معنی و نکات درس همـــــــــــــــــــــــــــــــای رحــمـت . فارسی دهم. همه ی رشته ها

    سیّد محمّد حسین بهجت تبریزی،متخلّص به شهریار(1367-1265هجریِ شمسی)،از بر جسته ترین 

    شاعرانِ غزل سرای معاصر است.او علاوه بر غزل در سرودن انواعِ شعر فارسی مهارت داشت.

    از آثار او علاوه بر کلّیات اشعار،در پنج جلد،می توان به منظومه ی حیدر بابایه سلامِ وی به زبانِ ترکی

    اذربایجانی ، اشاره کرد.

    غزلِ(همای رحمت) یکی از شور انگیز ترین سروده های وی ،در وصفِ مولای متّقیان، علیف علیه السّلام،

    است.

    ***************************************************

    تذکّــــــــــــــــــــــــــــــر مهم:ابیاتِ ســـوم و نهــــــم و دهــــــــم و یازدهـــــــــــم ، در کتاب فارسی

    سالِ دهم نیامده که  برای رعایت ِامانت داری و آشنایی دانش اموزان با تمامِ شعرِ شهریار،

    در این جا ذکر کرده ام. و البته در آزمون ها  این چهار بیت مورد پرسش، واقع  نخواهد شد.

    *************************************************************************

    همای رحمت،(قالب غزل و وزن:فَعَلاتُ فاعِلاتُن ، فَعَلاتُ فاعِلاتُن) دو لختی.

    1-علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را             که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را

    *علی :  ، منادا

    *هما : نماد سعادت ، مرغ سعادت ، پرنده ای از راسته ی شکاریان که در قدیم آن را موجب سعادت

    می دانستند .در زبانِ پهلوی به معنیِ فرخنده است و به همین دلیل،نماد سعادت به شمار می آید.

    * همای رحمت : اضافه تشبیهی ، رحمت و بخشش خدا به این پرنده تشبیه شده ، استعاره از حضرت علی (ع)

    *تو چه آیتی خدا را

    * آیت : نشانه

    *را : برای ، نشانه ی متمّمی

    * که : زیرا که ، که تعلیل ، علّت را بیان می کند

    * ماسوا : مخفّفِ ما سوی الله : همه چیز به غیر از خدا ، همه ی مخلوقات ، کائنات

    * را (در مصرعِ دوم):  نشانه ی مفعولی

    *مصراع دوم تلمیح دارد به این که هرگاه پادشاهی جانشینی نداشت هما را به پرواز درمی‌آورند . آن

    گاه که این پرنده فرود می آمد ،بر سر هر کس که می نشست، پادشاه می شد .

    معنی : علی ،ای مرغِ سعادت، تو نشانه‌ ای شگفت، از خدا هستی. چرا که سایه ی 

     خوشبختی و رحمتِ الهی را بر سرِ همه ی موجوداتِ عالم افکنده‌ای (آیت و مظهرِ رحمتِ

    پروردگار، هستی .)

    *************************************************************************

    2_دل اگر خداشناسی ،همه در رخِ علی بین                  به علی شناختم من ،به خدا قسم خدا را

    * دل :  منادا

    * در رخ کسی دیدن : یعنی به چیزی توجّه کردن

    * را :نشانه ی مفعولی

    * حذف فعل به قرینه ی معنوی(به خدا، قسم می خورم)

    * آرایه ی واژه آرایی (علی- خدا)

    * دل ، چون خطاب واقع شده، تشخیص و استعاره مکنیه

    *خداشناسی به کمال نخواهد رسید مگر از طریق علی(ع)*

    معنی :  ای دل ، اگر خدا را می‌‌شناسی پس به چهره ی ملکوتیِ علی بنگر تا جلوه ‌گاهِ حق

    تعالی را ببینی. سوگند به خدا ،من به واسطه ی او ،که حجّتِ حق است ،خدای نادیده را

    شناختم .

    ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    3_مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ                 به شرارِ قهر سوزد ،همه جانِ ما سوا را

    * مگر : امید است ، ان شاء الله ، خدا کند که

    * سحاب: ابر                           *  دوزخ: جهنّم              * شرار:شعله ی آتش و پاره های آتش

    *دوزخ و شرارِ قهر: مراعات نظیر

    * سحاب رحمت‌ : اضافه تشبیهی ، استعاره از وجود پر فیض و برکت حضرت علی (ع)

    * ارنه : مخفّفِ اگر نه

    * شرار قهر : اضافه ی تشبیهی ، شعله‌های آتش عذاب

    * را : مفعولی

    *برشفاعت حضرت علی در روز قیامت، از تمامی پیروانِ خود دلالت دارد .

    معنی :ای علی، خدا کند که لطف و رحمتت ،شاملِ حالِ ما شود  و گر نه ، آتش قهرِ دوزخ

    همه را خواهد سوزاند .

    ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    4- برو ای گدای مسکین، درِ خانه ی علی زن                   که نگین پادشاهی ،دهد از کرَم گدا را

    * تلمیح دارد : آیه ی 55 سوره ی مائده « انَّما ولیّکم الله و رسوله وَ الّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و

    یؤتون الزّکوة و هُم راکِعون .» اشاره به ماجرای بخشیدنِ انگشتر به سائل در نمازبه وسیله ی حضرتِ

    علی

    * نگین پادشاهی : مقصود بخشش فراوان

    *  نگین: مجاز از انگشتر( با علاقه ی جزئیه) 

    * در خانه ی کسی را زدن : کنایه از کمک خواستن از کسی و متوسّل شدن به او

    * کرم : لطف و بخشش

    *را : (به) حرف اضافه ، نشانه ی متممی

    * آرایه ی تکرار و تصدیر( گدا)

    معنی : ای گدای بیچاره، برو و در خانه علی را بزن و از علی، کمک بخواه زیرا که او از روی

    لطف و بخشش بسیار، فراوان، می‌‌بخشد.(حتّی در نماز، انگشتری خویش را می بخشد و

    کرامتش را نشان می ذهد.)

    **************************************************************************

    5_به جز از علی که گوید، به پسر که قاتلِ من                 چو اسیر توست اکنون ،به اسیر کن مُدارا ؟

    *پرشش انکاری ( سؤالی که به پاسخ نیاز ندارد و تنها برای ناکید بیشتر می آید.)

    تلمیح به داستان ضربت خوردن حضرت علی (ع) به دست ابن ملجم مرادی  و سفارش علی(ع) به

    فرزندشان، امام حسن(ع) برای به نرمی رفتار کردن با ابن ملجم

    *پسر، منظور امام حسن (ع) است .

    * قاتل : ابن ملجم مرادی

    * مدارا : به مهربانی رفتار کردن

    * تکرار یا واژه آرایی(اسیر)

    معنی : به غیر از حضرت علی (ع) ،چه کسی به فرزندش ، سفارش می کند که:  با قاتلِ

    من وقتی اسیرِ توست، با ملایمت و مهربانی  رفتار کن ؟

    ***************************************************************

    6_به جز از علی که آرد،پسری اَبُوالعجایب                که عَلَم کند به عالَم، شهدای کربلا را؟

    * تلمیح دارد به حادثه ی کربلا

    * ابوالعجایب : صاحب شگفتی ها ، کسی که کارهای شگفت انگیز می کند ، منظور امام حسین(ع)

    *ابو : پدر ، صاحب

    *العجایب : جمع عجیبه ، شگفتی ها

    *پرسش انکاری

    *واج آرایی مصوّت / ا / ،/ل/

    * را : نشانه ی مفعولی

    * عَلم کردن : برپا کردن ، کنایه از مشهورکردن ، به نام و شهرت رسانیدن ، در معرضِ دید همگان قرار

    دادن ، زیرا عَلَم به معنای پرچم و نشانه است

    * عَلم و عالم : جناس ناقص افزایشی

    معنی : به جز علی(ع)، چه کسی می‌‌تواند ،پسری به دنیا آورد که واقعه ی کربلا را رقم

    بزند و داستانِ شهدای کربلا را در معرضِ دید جهانیان قرار دهد؟

    ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    7_چو به دوست عهد بندد، ز میان پاک بازان               چو علی که می‌‌تواند، که به سَر برد وفا را؟

    * تلمیح به شب هجرت حضرت رسول اکرم (ص) ،که حضرت علی (ع) به جای ایشان خوابیدند و اوج

    وفای به عهد را نمایان ساختند .

    *پرسش انکاری

    * (را) نشانه ی مفعول

    *دوست:استعاره از خداوند و حضرتِ رسولِ اکرم

    * پاک بازان:کسانی که جان و هستیِ خویش را برای خداوند یا معشوقِ خود ، فدا کنند.(عاشقانِ

    واقعی)

    معنی : چه کسی جز علی(ع)،وقتی با خدا و رسولش ،عهد و پیمان می‌‌بندد ،می تواند در

    میانِ عاشقان،به پیمانِ خویش وفا دار بماند و عهد به جای آرد؟

    ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    8_نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت              متحیّرم چه نامم، شَه ملُک لافَتی را ؟

    * مبالغه ی شاعرانه ،در بیانِ عظمت و شخصیّت و کمالات فراوان حضرت علی (ع) است که او را در

    مرتبه ای برتر از صالحان و دیگر بندگان خدا قرار داده و گرنه حضرت علی (ع) هم، از لحاظِ جسمانی

    بشر است ( عجز شاعر در توصیفِ حضرت علی (ع) ، را می رساند.)

    * تلمیح دارد به داستانِ غزوه ی احد

    شَه ملک لافتی : شاه سرزمین فتح نشدنی ،اشاره به خبری درباره بزرگواری و دلاوری امیرمؤمنان که

    در غزوه ی احد، در فضای آسمان پیچیده شده بود .

    * تلمیح به ( لا فَتی الّا علی، لا سَیف الّا ذوالفقار) جوان مردی چون علی و شمشیری چون

    ذوالفقارش نیست. 

     این ندای آسمانی،هم زمان با رشادت های علی(ع) در جنگِ اُحد در فضای اسمان پیچیده بود...

    معنی : من ،نه می توانم او را خدا بنامم و نه می توانم او را انسان بدانم. در حیرتم که چه

    نامی بر پادشاهِ سرزمینِ جوان مردی و شجاعت بگذارم.

    ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    9_به دو چشم خون فشانم، هِلِه ای نسیمِ رحمت             که ز کوی او غباری ،به من آرتوتیا را

    *چشم و توتیا : مراعات نظیر

    * چشم خون فشان : کنایه از گریستنی غم بار

    * هِله : آگاه باش ، صوت تنبیه ( : کلمه ای که برای آگاه کردن به کار می رود . )

    * نسیم رحمت : اضافه ی تشبیهی ، رحمت خداوند ، به نسیم تشبیه شده است ، مورد خطاب واقع

    شده ( تشخیص و استعاره ی مکنیه )

    * آر و را : جناس ناقص قلب

    *را : برای ،( حرف اضافه)  نشانه ی متمّمی

    * غبار کوی او : مشبّه

    *توتیا : مشبّهٌ به ( غبار کوی او را به توتیا تشبیه کرده)

    * مرجعِ ضمیر(او)،(حضرت علی(ع) یا معشـــــــــــــــــــــــــــــوق)

    * توتیا: اُکسید طبیعی  وناخالصِ روی که در قدیم برای رفعجوش های بهاره و جوش های تراخمی بر

    روی پلک های چشم می پاشیدند.

    این مادّ ه ی شفا بخش در تعبیرِ شاعرانه ، وسیله ای است برای روشنایی بخشی به چشم.

    * توتیا را نباید باسُرمه که برای سیاه کردنِ مُژه و پلک به کار می رود، اشتباه کرد.سُرمه گَرد 

    سولفورِ آهن یا نقره و یا پودر سوزانده شده ی استخوانِ شتر است.

    معنی : با دو چشمی خونبار، می گریم . ای نسیمِ رحمت و بخشش، از کوی و رهگذارِ

    او گرد و غباری برایم بیاور  تا آن را روشنی بخشی برای چشمانم ،قرار دهم. ( خاکی که

    مایه ی بصیرت می شود. ) 

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    10_به امید آن که شاید، برسد به خاکِ پایت              چه پیام ها سپردم، همه سوز دل صبا را

    * صبا : باد خنک و لطیفی که از شمالِ شرق می وزد ، نماد پیام رسانی است .

    * را : به ،(حرف اضافه) نشانه ی متمّمی

    * پیام رسانی باد صبا،تشخیص( جان بخشی)

    * مرجع ضمیرِ ( َت)،  (حضرت علی یا معشـــــــــوق) می باشد.

    معنی : به این اُمید هستم که شاید حرفهایم به خاکِ پایت برسد .از همین رو، چه

    پیام‌های بسیاری را که با سوز دل به نسیمِ صبحگاهی سپردم ،تا به تو برساند.

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    11-چو تویی قضای گردان، به دعای مستمندان                    که ز جانِ ما بگردان، ره آفتِ قضا را

    * واج آرایی مصوّت بلند / آ / دارد .

    * را : نشانه یمفعولی

    * حذف فعل به قرینه ی معنوی،(به دعای مستمندان، قَسَمت می دهیم.)

    * قضا: تقدیر و سرنوشت

    * آفت قضا، اضافه ی استعاری و تشخیص

    معنی : ای علی چون تو گرداننده ی قضا ( تغییر دهنده ی پیشامدهای ناگوار ) هستی به حقّ دعای

    بیچارگان ،قَسَمت  می دهیم،پیشامدهای بد را از ما دور گردان.

    ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    12_چه زنم چو نای هر دم ،ز نوای شوق او دم                  که لسان غیب خوش‌تر ،بنوازد این نوا را

    *دم اوّل : لحظه ، درمعنی نَفَس با نای و نوا و بنوازد، ایهام تناسب دارد .

    *دم دوم : نَفَس (البته مجاز از سُخن ،با علاقه ی سببیه)

    * دم و دم : جناس تام

    * نوای شوق : صدایی که از سر شوق و علاقه برمی آید .

    *دم زدن : کنایه از سخن گفتن

    *نوا : صدا

    *لسان غیب : لقب حافظ شیرازی که چون حافظِ قران بوده و بر اسرار غیب واقف بوده، این لقب را بر

    او  نهاده اند.

    *را : مفعولی

    * نای ، دم ( دوم ) ، بنوازد ، نوا : مراعات نظیر

    * شاعر خود را به نای تشبیه نموده است.

    * مرجع ضمیرِ(او):حضرت علی(ع) یا معشــــــــــوق

    معنی : من چرا باید همانند نی ، هر لحظه و هر دم سُخن از عشقِ او بگویم؟ که حافظ

    شیرازیف این نوای عشق را خوش‌تر و زیباتر سر می‌‌دهد .

    ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    13_همه شب در این امیدم، که نسیم صبحگاهی                 به پیام آشنایی، بنوازد آشــــــنا را

    * تضمین شعر حافظ( این بیت از حافظ است.)

    *تضمین : آوردن آیه ، حدیث ، مصراع و یا بیتی از شاعری دیگر را در اثنای کلام، تضمین گویند . تضمین

    با ایجاد تنوّع سبب لذّت خواننده می شود و پدید آورنده ی ایجاز در کلام است و آگاهی شاعر را از

    موضوعات مختلف نشان می دهد . هر قدر تضمین طبیعی تر باشد ،( به بافت کلام بخورد ) هنری تر است .

    * مصراع دوم : واج آرایی مصوّت بلند / آ /

    *آرایه ی تکرار(آشنا)

    *پیام آشنا : در شعرِ شهریار، پیام عشق و محبّت آمیز علی(ع) از جانب خداوند ،(معشوق)

    * آشنای دوم:شهریار و( عاشق) :  

    * پیام آشنا : در شعرِ حافظ : خداوند منظور است و   منظور از آشنای دوم : حافظ

    *به طور کلّی مقصود از پیامِ آشنا، پیامِ معشوق و منظور از آشنای دوم،عاشق می باشد.

    * نسیم صبحگاهی به پیام آشنایی بنوازد این نوا را : تشخیص

    معنی : تمام  شب ها را در این امید سپری می کنم که نسیم صبحگاهی، پیامآکنده از

    عشق و محبّت آمیز علی (ع) را از جانب خدا برای من بیاورد و دلِ من را نوازش دهد.

    (نسیم صبحگاهی ،پیامی از معشوق را برای عاشقِ خویش بیاورد.)

    ****************************************************************

    14_ زنوای مرغ یا حق ،بشنو که در دلِ شب       غم دل به دوست گفتن، چه خوش است شهریارا

    *مرغ یا حق :  پرنده ای که هنگام آواز خواندن،گویی کلمه ی «حق» را تکرار می کند. استعاره از

    عارفان و شب نشینان

    * دلِ شب : اضافه ی استعاری ، تشخیص

    *  (ا ) در (شهریارا ): نشانه ی ندا

    * بیت تخلّص دارد چون نام شاعری ِمحمّد حسین بهجت تبریزی،  در آن آمده است .

    *دوست، استعاره از خداوند ( معشــــــــــــــــــــــــــــوق)

    معنی : ای شهریار،نوای مرغِ یا حق ( عارفان ) را بشنو که در دلِ شب، غم خویش را با خدایش در

    میان می نهد . چه قدر خوب و زیباست  که آدمی، غم دل را برای خدایش باز گو کند! .

    ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    پایان.

    نوزدهم ابان نود و هشت...حسین حسین زاده بافرانی، دبیر ادبیات فارسی دبیرستان شهید چمران

    نایین......

    منبع مطلب : hosein20122012.blogfa.com

    مدیر محترم سایت hosein20122012.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    علی ای همای رحمت

    معنی شعر

    علی ای همای رحمت

    علی ای هما ی   رحمت تو چه آیتی خدا خدارا                                                                                                             ****                                                                                                    که به   ماسوافکندی   همهسایه   هما   را

    معنی: علی(ع)، ای که همچون پرنده خوشبختی و سعادت هستی، تو چه نشانه ای از خداوند هستی که سایه مهر و سعادت را بر سر همه موجودات قرار داده ای

    دلاگرخداشناسی   همه   دررخعلیبین                                                                                                                             ****                                                                                                    به علیشناختم   من   ،   بهخداقسم، خدا   را

    معنی: ای انسان اگر می خواهی خدارا بشناسی، خدا را در وجود علی(ع) ببین زیرا من به خدا قسم می خورم که که خدا را به واسطه علی(ع) شناختم

    مگر   ای   سحاب   رحمت   تو   بباری   ارنه   دوزخ                                                                                                ****                                                                                                    به   شرار   قهر   سوزد   همه   جانماسوارا

    معنی: مگر تو ای علی(ع) که چون ابر رحمت هستی بر آتش دوزخ بباری وگرنه شعله های عذاب الهی جان تمامی مخلوقات را خواهد سوزاند

    برو    ای   گدا ی   مسکین    در   خانه یعلی   زن                                                                                                      ****                                                                                                    که نگین   پادشاهی   دهد   از   کرم   گدا   را

    معنی: ای گدای بیچاره و مسکین برو و به حضرت علی(ع) متوسل شو و از او کمک بخواه زیرا حضرت علی(ع) از روی کرم و بخشش انگشتر پادشاهی را به گدای مسکین هدیه می کند

    به جز ازعلی که   گوید   به   پسر   که   قاتلمن                                                                                                                          ****                                                                                           چواسیرتوست   اکنون به اسیر کنمدارا؟

    معنی: چه کسی جز حضرت علی(ع) که به فرزندش بگوید: حالا که قاتل من اسر و گرفت توست با او به مهربانی رفتار کن

    بهجز   از   علی    که   آرد   پسری   ابوالعجایب                                                                                                                     ****                                                                                                        که   علم   کند   به عالم   شهدای   کربلا   را؟

    معنی: به جز حضرت علی(ع) چه کسی پسری شگفت آورچون امام حسین(ع) تربیت می کند که بتواند در تمام دنیا شهدای کربلا را معروف و مشهور کند

    چو   بهدوست   عهد   بندد    ز   میان   پاک بازان                                                                                                         ****                                                                                                    چو   علی    که   می تواندکه   به سر     برد     وفارا؟

    معنی: چون با خداوند عهد و پیمان ببندد چه کسی از میان عاشقان واقعی می تواند همچون حضرت علی(ع) پیمانش را به پایان برساند

    نه   خدا   توانمش   خواند      نه    بشر    توانمش گفت                                                                                                        ****                                                                                                    متحیّرمچه   نامم   شه   ملک    لا فتی   را؟

    معنی: من حضرت علی(ع) را خدا نمی توانم بنامم و همچنین ایشان را انسان عادی نمی دانم. در شگفتم که پادشاه سرزمین جوان مردی(حضرت علی(ع)) را چه بنامم

    به   دو   چشم   خون   فشانم، هله   ای    نسیم   رحمت                                                                                           ****                                                                                                    که   ز   کوی   اوغباریبهمنآر   توتیا   را

    معنی: ای نسیم رحمت ، تو را به چشمان خوت بارم قسم می دهم که از درگاه حضرت علی(ع) غباری برای روشنایی و درمان چشمانم بیاوری

    به   امید   آنکهشاید   برسد   به   خاک   پایت                                                                                                                            ****                                                                                                    چه   پیام   هاسپردم، همه سوز   دل،صبارا

    معنی: به امید آن که پیام های سوزناکم به خاک پای تو برسد، چه پیام های پر سوز و گدازی به باد صبا سپردم تا آن ها را به خاک پای تو برساند

    چو   تویی   قضای   گردان، به   دعای   مستمندان                                                                                                        ****                                                                                                    که   زجان   ما   بگردان    ره   آفت   قضارا

    معنی: ای علی(ع) چون تو تغییر دهنده ی قضا و پیشامد های ناگوار هستی ، به حق دعای نیازمندان و دل آزردگان پیشامد های بد را از ما دور گردان

    چه زنم   چو   نای   هر   دم، ز نوای    شوق   او   دم؟                                                                                     ****                                                                                                    که لسان غیبخوش تر بنوازد ایننوا را

    معنی: چرا باید من مانند نی همواره از شوق حضرت علی(ع) سخن بگویم؟    چرا که حافظ بهتر از من این آواز را خوانده است

    « همه    شب   در   این   امیدم   که   نسیم   صبحگاهی                                                                                                     ****                                                                                                    به         پیام    آشنایی    بنوازد      آشنا     را»

    معنی: تمام شب در امید به سر می برم که نسیم صبح با پیامی از حضرت علی(ع) من را مورد نوازش قرار دهد

    ز   نوای    مرغ    یا   ححق   بشنو   که   در   دل    شب                                                                                                          ****                                         غم    دل    به   دوست    گفتن   چهخوش است   شهریارا

    معنی: ای شهریار از آواز مرغ حق در میان شب بشنو که می گوید ای شهریار درد و دل خود را در میان شب به دوست گفتن خوش و دلپذیر است. ایران

    منبع مطلب : addmn.blogfa.com

    مدیر محترم سایت addmn.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    شعرخوانی: همای رحمت

    1- علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را / که به ماسوا فکندی همه سایه‌ هما را

    قلمرو زبانی: آیت: نشانه / را: حرف اضافه / ماسوا: آنچه غیر از خداست، همه مخلوقات / رحمت: مهربانی/ فکندی: افکندی، انداختی / قلمرو ادبی: قالب: غزل / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن / قافیه: خدا را، هما را / هما: پرنده ای از راسته شکاریان، دارای جثه ای نسبتا درشت. در زبان پهلوی به معنی فرخنده است و به همین دلیل نماد خوشبختی و سعادت به شمار می‌آید، استعاره از حضرت علی؛ نماد خوشبختی / سایه بر کسی افکندن: کنایه از این که کسی را مورد عنایت قرار دادن

    بازگردانی: ای علی، ای پرنده رحمت و خوشبختی، تو چه نشانه ای از خدا هستی که سایه‌ رحمتت را بر همه جهان هستی افکنده ای.

    2- دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین / به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

    قلمرو زبانی: رخ: چهره / به خدا قسم: به خدا سوگند می‌خورم، حذف به قرینه معنوی / قلمرو ادبی: دل: ای دل، جانبخشی، مجاز از انسان / دل، رخ: تناسب / خدا، علی: واژه آرایی / واج آرایی: «خ»

    بازگردانی: ای دل اگر می‌خواهی خداوند را بشناسی، به حضرت علی بنگر. به یزدان سوگند که من به وسیله علی، خدا را شناختم.

    3- برو ای گدای مسکین در خانه‌ علی زن / که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

    قلمرو زبانی: مسکین: بدبخت و بیچاره، تهیدست / کرم: جوانمردی / را: حرف اضافه به معنای «به» / قلمرو ادبی: در خانه کسی را زدن: کنایه از سراغ کسی رفتن، از کسی یاری خواستن / نگین: مجاز از انگشتری / تلمیح به داستان حضرت علی و گدا دارد (إنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ) / گدا: واژه آرایی / نگین پادشاهی به کسی دادن: کنایه از بسیار بخشنده بودن

    بازگردانی: ای گدای تهیدست، نزد علی برو و در خانه‌ علی را بزن. زیرا او انگشتری فرمانروایی اش را از روی جوانمردی به گدا می‌دهد.

    پیام: بخشندگی حضرت علی

    4- به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

    قلمرو زبانی: پسر: منظور امام حسن است / قاتل: کشنده؛ منظور ابن ملجم مردای است / مدارا: خوشرفتاری / پرسش انکاری / قلمرو ادبی: تلمیح به داستان حضرت علی و ابن ملجم / که، اسیر: واژه آرایی / واج آرایی: «ک»

    بازگردانی: به جز از علی که به پسرش می‌گوید که چون قاتل من اسیر توست با اسیرت خوشرفتاری کن.

    پیام: گذشت حضرت علی

    5- به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب / که علم کند به عالم شهدای کربلا را

    قلمرو زبانی: آرد: به جهان می‌آورد / پسر: منظور امام حسین است/ ابوالعجایب: شگفت، شگفتی برانگیز / علم: پرچم (هم آوا؛ الم: درد)/ پرسش انکاری / قلمرو ادبی: / علم کردن: کنایه از مشهور و سرشناس کردن / تلمیح به داستان کربلا / علم، عالم: جناس ناهمسان / که نخست و دوم: جناس همسان /

    بازگردانی: به جز از علی که پسری شگفت به جهان می‌آورد و پرورش می‌دهد که شهدای کربلا را در جهان پرآوازه می‌گرداند.

    6- چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان / چو علی که می تواند که به سر برد وفا را

    قلمرو زبانی: «چو»ی نخست: هنگامی که / دوست: دلبر، یار / پاک: تمام / باختن: از دست دادن (بن ماضی: باخت، بن مضارع: باز) / پاکباز: آن که همه هستی خود را می‌بازد / «چو»ی دوم: مانند / را: حرف اضافه به معنای «برای» / به سر بردن: زندگی کردن/ قلمرو ادبی: «چو»ی نخست و دوم: جناس همسان / به سر بردن: ایهام  (1- زیستن 2- سر را نزد خدا بردن)

    بازگردانی: اگر کسی از میان پاکبازان با دوست عهد ببندد، چه کسی همچون علی می تواند که وفادار بماند و برای حفظ وفاداری جان فشاند.

    7- نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت / متحیّرم چه نامم شه ملک لا فتی را

    قلمرو زبانی: متحیر: سرگشته / شه: شاه، منظور حضرت علی است / مُلک: سرزمین، کشور / فتی: جوان  / قلمرو ادبی: تلمیح به عبارت «لافتی إلا علی؛ لاسیف إلا ذوالفقار» (هیچ جوانمردی جز علی نیست، هیچ شمشیری جز ذوالفقار نیست.) / ملک لافتی: اضافه تشبیهی / نه، توانمش: واژه آرایی / واج آرایی «ن»

    بازگردانی: نه می‌توانم او را خدا بخوانم نه می‌توانم او را بشر عادی بگویم، سرگشته ام که شاه سرزمین جوانمردی را چه بنامم.

    8- چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم / که لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را

    قلمرو زبانی: چه: چرا / نای: نی / نوا: آواز، سرود، آهنگ، دارایی / شوق: اشتیاق / که: زیرا / لسان غیب: لقب حافظ / نواختن: ساز زدن (بن ماضی: نواخت، بن مضارع: نواز) / قلمرو ادبی: چه، چو: جناس ناهمسان / چو نای: تشبیه، جانبخشی / نای: ایهام تناسب (1- گونه ای ساز 2- گلو) / دم: مجاز از لحظه / واج آرایی «ن» / نوای شوق: اضافه تشبیهی / دم: مجاز از حرف / دم نخست و دوم: جناس همسان / تناسب: نای، نوای، بنوازد، نوا / نای، نوای: جناس ناهمسان / واژه آرایی: نوا / زدن: ایهام تناسب در معنای ساز زدن با واژه «نای» و «نوا» /

    بازگردانی: چرا مانند نای هر لحظه از شوق او سخن بگویم؛ زیراکه حافظ این آهنگ را بهتر می‌نوازد و آن را بهتر بازگو می‌کند.

    9- «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی / به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»

    قلمرو زبانی: همه شب: سراسر شب، همه شب‌ها / آشنایی: دلبری، معشوقه ای / آشنا: عاشق، دلشده، خود حافظ / نواختن: نوازش‌ کردن، دلجویی ‌کردن / قلمرو ادبی: نسیم: نماد پیام رسانی / تضمین شعر حافظ  نسیم صبحگاهی آشنا را بنوازد: جانبخشی

    بازگردانی: سراسر شب در این امید به سر می‌برم که نسیم صبحگاهی  پیامی از دلبرم بیاورد و با این پیام از من دلجویی کند

    10- ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب / غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

    قلمرو زبانی: نوا: آواز / مرغ: پرنده / مرغ یا حق: گونه ای مرغ / شهریارا: ای شهریار / شهریار: نام هنری، تخلص سخنور / قلمرو ادبی: دل شب: اضافه استعاری، میانه شب، اثنای شب / دل نخست و دوم: جناس همسان / دل دوم: مجاز از انسان / دوست: دلبر؛ معشوقه

    بازگردانی: ای شهریار، از آواز مرغ یا حق بشنو که در دل شب غم دلت را به دلبرت بگویی چقدر شیرین ودلنشین است.

    سید محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار)

    منبع مطلب : jafarisaeed.blogfa.com

    مدیر محترم سایت jafarisaeed.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    زبیر 17 روز قبل
    0

    خیلی عالی بود به دردم خورد ممنون

    للفلعطذنلب 5 ماه قبل
    -1

    سلام من اگر چیزی می دونستم تو اینتر نت نمی زدم

    مهدی 8 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید