توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی چه بسیارند کسانی که لاف دوستی میزنند

    1 بازدید

    معنی چه بسیارند کسانی که لاف دوستی میزنند را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    درس 11 (هم نشین)

    بیت :

    معنی : ایا می دانی ، دیدن یار غایب ، چقدر لذّت بخش است ؟ مانند ابری است که در بیابان بر انسان تشنه ای می بارد.

    لغت : دیدار : دیدن ، ملاقات کردن / غایب : کسی که در جایی حضور ندارد. / ذوق : شوق و اشتیاق

    * چه بسیارند کسانی که لاف دوستی می زنند ، امّا در حقیقت ، گرگانی در جامه ی میشان اند.

    معنی : انسان های زیادی وجود دارند که بیهوده ، ادّعای دوستی می کنند ، امّا در حقیقت ، مانند گرگ های درنده هستند که خود را در لباس گوسفندان ، مهربان و دوست داشتنی ، نشان می دهند .

    لغت : لاف زدن : ادّعای زیاده از حد ، بیهوده گویی ، خودستایی کردن / جامعه : لباس

    * از هم نشینی با بدان پرهیز کن که هم چون شمشیر برهنه ، ظاهرش زیبا و اثرش زشت است.

                                                                   (ازامام جواد (ع)...)

    معنی : از هم نشینی با انسان های بد دوری کن ، زیرا مانند شمشیری بی غلاف هستند که ظاهری زیبا دارند ، امّا نتیجه ی دوستی کردن با آن ها ، ناپسند و زشت است. ( شمشیر ، نتیجه اش ، قتل و خون ریزی است و انسان های بد کارهای زشت و ناپسند می کنند.)

    بیت :

    معنی : تلاش کن که از دوست بد دوری کنی زیرا ، دوست بد از مار ترسناک ، بدتر است.

    بیت :

    معنی : مار بد فقط ، جان تو را می گیرد و تو را نابود می کند ، اما یار بد علاوه بر جان تو ، ایمان و اعتقاد تو را هم از بین می برد.

    * بدان که هر کس صحبت و دوستی را نشاید بلکه باید که صحبت با کسی دارند که در وی سه خصلت بود : اول آن که عاقل بود که در صحبت احمق و نادان هیچ فایده نبود ؛ دوم آن نیکو خلق بود ، که در بدخو سلامت نبود ؛ سون آن که به صلاح بود ، که هر که به معصیت ، مصر بود از خدای نترسد و هر که از خدای نترسد ، بر وی اعتماد نبود.

    معنی : آگاه باش که هر کسی شایسته دوستی و هم نشینی نیست ، بلکه شایسته است که با کسی هم نشین باشیم که دارای سه ویژگی باشد : اول آن که دانا باشد ، زیرا هم نشینی با انسان احمق و نادان هیچ سود و فایده ای ندارد ؛ دوم آن که ، خوش اخلاق باشد زیرا انسان بد اخلاق بیمار و ناراحت است ؛ سوم آن که درستکار و صالح باشد ، زیرا هر کسی که به گناه کردن اصرار دارد از خدا نمی ترسد و قابل اعتماد نیست.

    لغت : صحبت : هم نشینی / نشاید : شایسته نیست / خصلت : ویژگی / عاقل : دانا / احمق : نادان / نیکو خلق : نیکوکار ، درستکار / بد خو : بد اخلاق / صلاح : نیکی ، درستی / معصیت : گناه ، نافرمانی / مصر : اصرار کننده ، پافشاری کننده / اعتماد : پشت گرمی ، یاری ، امید داشتن به کارآیی

    بیت :

    معنی : با انسان های بد کم تر دوستی و هم نشینی کن ، زیرا انسان های بد تو را که پاک هستی ، آلوده می سازند.

    بیت :

    معنی :لکه ای ابر ، آفتاب به این بزرگی را پنهان و ناپدید می سازد. ( دوستی با بدان مانند لکّه ای ابر است که آفتاب را پنهان می کند ، انسان را آلوده می سازد)

    بیت : 

    معنی :پسر نوح (ع) به خاطر هم نشینی با انسان های بد از خاندان پیامبری رانده شد و مقام و مرتبه ی خویش را از دست داد .

    لغت : خاندان : خانواده ، دودمان / نبوّت : پیغمبری ، رسالت

    آرایه :  نوح و نبوّت : مراعات نظیر / تلمیح به داستان حضرت نوح (ع)

    بیت : 

    معنی : سگ اصحاب کهف ( یاران غار ) مدّتی به خاطر همراهی با انسان های خوب ، به مرتبه و مقام انسانی رسید .

    لغت : اصحاب : ج صاحب ، یاران / کهف: غار / مردم : انسان

    آرایه : تملیح به داستان اصحاب کهف

    مثل هم نشین بد چون آهنگر است ، اگر جامه نسوزد ، دود در تو گیرد و مثل هم نشین نیک چون عطار است که اگر مشک به تو ندهد ، بوی در تو گیرد .

    معنی :  هم نشین بد مانند آهنگری است که اگر لباس تو را نسوزاند ( ظاهر تو را تغییر ندهد ) بوی دودش در تو اثر می کند . ( رفتار و باطن تو را تغییر می دهد .) و مثل هم نشین خوب همانند عطر فروشی است که اگر مادهّ ی خوشبوی به تو ندهد. ( باطن تو را تغییر ندهد ) ، دست کم ، بوی خوش در تو اثر می گذارد . ( در ظاهر و رفتار تو تأثیر  می گذارد . )

    لغت : عطّار : عطر فروش / مشک : مادهّ ی خوشبو

    بیت : 

    معنی :  هم نشین تو  باید از خودت بهتر باشد ، تا این که چیزی را به عقل و دین تو اضافه کند .

    منبع مطلب : www.hafezieh.blogfa.com

    مدیر محترم سایت www.hafezieh.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    آموزش ادبیات سوم راهنمایی - درس یازدهم هم نشین

    درس یازدهم هم نشین


    درس یازدهم            هم نشین

    *مصاحبت با یک دوست خوب و شکیبا ، هم چون وزش نسیم دل انگیزی است که احساس آرامش و سبکی و صفای درون را در ما زنده می سازد.

    معنی : هم نشین با دوستی خوب و صبور ، مانند ورزش باد ملایم و خوبی است که احساس آرامش و راحتی و پاکی درون را در ما شاداب می سازد.

    لغت :مصاحبت : هم صحبتی ، هم نشینی / شکیبا : بردبار ، صبور / دل انگیز : خوب ، پسندیده / سبکی : راحتی ، آرامش / صفا : پاکی

    آرایه :مصاحبت مانند وزش نسیم : تشبیه

    بیت :

    معنی : ایا می دانی ، دیدن یار غایب ، چقدر لذّت بخش است ؟ مانند ابری است که در بیابان بر انسان تشنه ای می بارد.

    لغت : دیدار : دیدن ، ملاقات کردن / غایب : کسی که در جایی حضور ندارد. / ذوق : شوق و اشتیاق

    آرایه : دیدار یار غایب به ابر مانند شده است. / تکرار « ر » و « ب » : نغمه حروف / ابر و باریدن » مراعات نظیر

    نکته دستوری :

    بیت از چهار جمله ، تشکیل شده است. ( بعد از ابری فعل « است » حذف شده )

    * چه بسیارند کسانی که لاف دوستی می زنند ، امّا در حقیقت ، گرگانی در جامه ی میشان اند.

    معنی : انسان های زیادی وجود دارند که بیهوده ، ادّعای دوستی می کنند ، امّا در حقیقت ، مانند گرگ های درنده هستند که خود را در لباس گوسفندان ، مهربان و دوست داشتنی ، نشان می دهند .

    لغت : لاف زدن : ادّعای زیاده از حد ، بیهوده گویی ، خودستایی کردن / جامعه : لباس

    آرایه : لاف زدن ، کنایه / گرگانی هستند : تشبیه / گرگان و میشان : تضاد / گرگانی در جامه ی میشان اند : کنایه

    * از هم نشینی با بدان پرهیز کن که هم چون شمشیر برهنه ، ظاهرش زیبا و اثرش زشت است.

                                                                                                    (ازامام جواد (ع)...)

    معنی : از هم نشینی با انسان های بد دوری کن ، زیرا مانند شمشیری بی غلاف هستند که ظاهری زیبا دارند ، امّا نتیجه ی دوستی کردن با آن ها ، ناپسند و زشت است. ( شمشیر ، نتیجه اش ، قتل و خون ریزی است و انسان های بد کارهای زشت و ناپسند می کنند.)

    آرایه : هم نشینی با بدان مانند شمشیر است : تشبیه / زشت و زیبا : تضاد

    بیت :

    معنی : تلاش کن که از دوست بد دوری کنی زیرا ، دوست بد از مار ترسناک ، بدتر است.

    آرایه : تکرار « ب » و « د » : واج آرایی / یار بد به مار مانند شده : تشبیه / یار و مار : جناس / بد و بد : تکرار

    بیت :

    معنی : مار بد فقط ، جان تو را می گیرد و تو را نابود می کند ، اما یار بد علاوه بر جان تو ، ایمان و اعتقاد تو را هم از بین می برد.

    آرایه : مار و یار : جناس / تکرار حرف « ب » : واج آرایی / جان و جان : تکرار

    * بدان که هر کس صحبت و دوستی را نشاید بلکه باید که صحبت با کسی دارند که در وی سه خصلت بود : اول آن که عاقل بود که در صحبت احمق و نادان هیچ فایده نبود ؛ دوم آن نیکو خلق بود ، که در بدخو سلامت نبود ؛ سون آن که به صلاح بود ، که هر که به معصیت ، مصر بود از خدای نترسد و هر که از خدای نترسد ، بر وی اعتماد نبود.

    معنی : آگاه باش که هر کسی شایسته دوستی و هم نشینی نیست ، بلکه شایسته است که با کسی هم نشین باشیم که دارای سه ویژگی باشد : اول آن که دانا باشد ، زیرا هم نشینی با انسان احمق و نادان هیچ سود و فایده ای ندارد ؛ دوم آن که ، خوش اخلاق باشد زیرا انسان بد اخلاق بیمار و ناراحت است ؛ سوم آن که درستکار و صالح باشد ، زیرا هر کسی که به گناه کردن اصرار دارد از خدا نمی ترسد و قابل اعتماد نیست.

    لغت : صحبت : هم نشینی / نشاید : شایسته نیست / خصلت : ویژگی / عاقل : دانا / احمق : نادان / نیکو خلق : نیکوکار ، درستکار / بد خو : بد اخلاق / صلاح : نیکی ، درستی / معصیت : گناه ، نافرمانی / مصر : اصرار کننده ، پافشاری کننده / اعتماد : پشت گرمی ، یاری ، امید داشتن به کارآیی

    آرایه : عاقل و احمق : تضاد / عاقل و نادان : تضاد / نیکو خلق و بد خلق : تضاد

    بیت :

    معنی : با انسان های بد کم تر دوستی و هم نشینی کن ، زیرا انسان های بد تو را که پاک هستی ، آلوده می سازند.

    آرایه : این بیت یک تمثیل است .

    پلید و پاک : تضاد / تکرار « ب » در مصراع اول : نغمه ی حروف

    بیت :

    معنی : لکه ای ابر ، آفتاب به این بزرگی را پنهان و ناپدید می سازد. ( دوستی با بدان مانند لکّه ای ابر است که آفتاب را پنهان می کند ، انسان را آلوده می سازد)

    آرایه : هر کس با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند ، به طریقت ایشان متّهم گردد .

    معنی : هر کسی که با انسان های بد ، هم نشینی کند اگر خلق و خوی آن ها در او تأثیر نگذارد راه و روش نادرست آن ها به او نسبت داده می شود . ( به او تهمت ناروا زده می شود .)

    لغت : طبیعت : سرشت ، خلق و خوی / طریقت : راه و روش / متّهم : کسی که کار بدی به او نسبت داده می شود ، مورد تهمت واقع شده

    آرایه : نشیند ، نکند و گردد : سجع

    بیت : 

    معنی :پسر نوح (ع) به خاطر هم نشینی با انسان های بد از خاندان پیامبری رانده شد و مقام و مرتبه ی خویش را از دست داد .

    لغت : خاندان : خانواده ، دودمان / نبوّت : پیغمبری ، رسالت

    آرایه :  نوح و نبوّت : مراعات نظیر / تلمیح به داستان حضرت نوح (ع)

    بیت : 

    معنی : سگ اصحاب کهف ( یاران غار ) مدّتی به خاطر همراهی با انسان های خوب ، به مرتبه و مقام انسانی رسید .

    لغت : اصحاب : ج صاحب ، یاران / کهف ( kahf) : غار / مردم : انسان

    آرایه : تملیح به داستان اصحاب کهف

    توجه : اصحاب کهف : چند نفری بودند که در دوره ی دقیانوس از شهر بیرون رفتند و در غاری خوابیدند و 300 سال در خواب بودند ...

    نکته ی دستوری :  در مصرع دوم « مردم » اسم جمع نیست . گاهی در گذشته بر خلاف امروز به معنی مفرد انسان به کار می رفت و فعل آن هم به صورت مفرد بود .

    مثل هم نشین بد چون آهنگر است ، اگر جامه نسوزد ، دود در تو گیرد و مثل هم نشین نیک چون عطار است که اگر مشک به تو ندهد ، بوی در تو گیرد .

    معنی :  هم نشین بد مانند آهنگری است که اگر لباس تو را نسوزاند ( ظاهر تو را تغییر ندهد ) بوی دودش در تو اثر می کند . ( رفتار و باطن تو را تغییر می دهد .) و مثل هم نشین خوب همانند عطر فروشی است که اگر مادهّ ی خوشبوی به تو ندهد. ( باطن تو را تغییر ندهد ) ، دست کم ، بوی خوش در تو اثر می گذارد . ( در ظاهر و رفتار تو تأثیر  می گذارد . )

    لغت : عطّار : عطر فروش / مشک : مادهّ ی خوشبو

    آرایه :  آهنگر ، دود و سوختن : مراعات نظیر / عطار ، مشک و بوی : مراعات نظیر ( در این عبارت شبکه ی معنایی وجود دارد . ) / نسوزد ، گیرد : سجع / مثل هم نشین ... : تمثیل / بد و نیک : تضاد / هم نشین بد به آهنگر و هم نشین نیک به عطّار : تشبیه

    بیت : 

    معنی :  هم نشین تو  باید از خودت بهتر باشد ، تا این که چیزی را به عقل و دین تو اضافه کند .

    نکته ی دستوری : به ( = بهتر ) : صفت تفضیلی

    تاریخ ادبیات

    غزّالی ، محمد : ابو حامد امام محّمد بن محمّد غزالی ( 450 - 505 ه . ق ) از دانشمندان معروف دوره ی سلجوقی است . وی در فقه و حکمت و کلام ، سر آمد روزگار خویش بود . پدرش مردی بافنده بود و برخی لقّب غزالی را به مناسبت پیشه ی او می دانند . وی به مدّت پنج سال در مدرسه ی نظامیّه تدریس کرد و در طابران توس درگذشت و همان جا مدفون شد . از آثار او می توان به کیمیای سعادت ، نصیحه الملوک و احیاء علوم الدّین اشاره کرد .

    بقیه  را در ادامه مطلب  بخوانید


    خودارزیابی :

    1- در متن درس چه کسانی به عنوان مشاوران خوب ، معرّفی شده اند ؟

    پدر و مادر ، معلّمان دلسوز ، مربیِّان با تجربه

    2- در سخن امام جواد (ع) تشبیهی به کار رفته است . این تشبیه را توضیح دهید.

    امام جواد (ع) فرموده اند : « از همنشینی با بدان ، پرهیز کن که هم چون شمشیر برهنه ، ظاهرش زیبا و اثرش زشت است » ایشان دوستان بد را از دوجهت مثل شمشیر دانسته اند یکی از جهت ظاهر که زیبا ، خوش قد و قامت و درخشنده است دیگر از جهت تأثیری که به جای می گذارد که چون نتیجه ی استفاده از شمشیر ، قتل و خون ریزی است . اثرش مثل هم نشینی با انسان های بد ، زشت ، ناپسند و زیان بار است.

    3- به نظر شما چرا سعدی ، پسر نوح (ع) را با سگ اصحاب کهف ، مقایسه کرده است ؟

    چون خواسته بگوید حتی فرزندان پیامران نیز اگر با بدان همدلی و هم نشینی کنند ، مقام و منزلت خویش را از دست می دهند و از آن طرف اگر حیوان بی ارزشی چون سگ با خوبان و نیکان ، همدلی و همراهی کند ارزش و اعتبار می یابد.

    4- ..............................

    دانش های زبانی و ادبی

    نکته اول :

    در سال های گذشته با فعل ماضی و یکی دو نوع آن آشنا شده اید اینک هر شش نوع فعل ماضی را معرّفی می کنیم :

    1- ماضی ساده ، 2- ماضی استمراری ، 3- ماضی نقلی ، 4- ماضی بعید ، 5 - ماضی التزامی ، 6- ماضی مستمر

    1- ماضی ساده ، فعلی که در گذشته اتّفاق افتاده است و تمام شده است : « گربه دردام افتاد » ، « دوستانت آمدند و تو شاد گشتی »

    طرز ساخت : بن ماضی + شناسه های ـَ م ، ی ، ـَ د ، یم ، ید ، ـَ ند

    نکته :

    شناسه سوم شخص مفرد ، یعنی « ـَ د » فقط در ماضی التزامی به کار می رود.

    نکته :

    در گذشته گاه قبل از ماضی ساده ، حرف « بـ » و گاه آخر فعل ، حرف « ا » اضافه می شده است :

    « گربه در دام بماند » ، « گفتا مگوی با کس تا وقت آن سرآید » ، « گفتا غم خرند و جان فروشند »

    2- ماضی استمراری ، فعلی که در گذشته به صورت مکرّر و پیوسته ، اتّفاق افتاده است : « پدرم به مأموریّت می رفت »

    طرز ساخت = می + ماضی ساده : می نوشتم ، می نوشتی ، می نوشت ، می نوشتیم ، می نوشتید ، می نوشتند.

    نکته :

    در گذشته گاه  به جای « می » لفظ « همی » برای ماضی استمراری به کار می رفته مثل « از خاطرات خویش سخن همی گفتند »

    نکته :

    گاه ماضی استمراری به شکل « ماضی ساده + ی استمرار » ساخته می شده است مثل « بوعلی صبحدم برخاستی »

    3- ماضی نقلی ، فعلی که در گذشته اتّفاق افتاده و اثار و نتایجش هنوز باقی است : « این داستان مثنوی را خوانده ایم »

    طرز ساخت = بن ماضی + ه + ام ، ای ، است ، ایم ، اید ، اند : نوشته ام ، نوشته ای ، نوشته است ، ...

    نکته :

    به « بن ماضی + ه » صفت مفعولی نیز می گویند.

    4- ماضی بعید ، فعلی که در گذشته با پیش از فعل دیگر ، اتفاق افتاده است : « وقتی به آن جا رفتم ، بچه ها آمده بودند »

    طرز ساخت = بن ماضی + ه + بودم ، بودی ، بود ، بودیم ، بودید ، بودند

    5- ماضی التزامی ، فعلی که در گذشته با شرط یا شک یا تردید همراه بوده و اتّفاق افتاده است :

    « شاید این نکته را شنیده باشی »

    طرز ساخت = بن ماضی + ه + باشم ، باشی ، باشد ، باشیم ، باشید ، باشند.

    اگر بخواهیم ماضی و مضارع التزامی را با هم مقایسه کنیم باید بگوییم که هر دو با شک و شرط و تردید و آرزو همراه هستند ولی یکی در گذشته اتفاق افتاده و دیگری در زمان حال.

    نکته : در افعال ماضی نقلی و بعید و التزامی حتماً باید قبل از فعل های کمکی ، « بن ماضی + ه » آمده باشد ، به این تست دقّت کنید :

    در کدام گزینه ماضی بعید به کار نرفته است ؟

    الف - او خوابیده بود                        ب - او به خانه آمده بود.

    ج - او تازه رسیده بود                          د - او آماده بود.

    قطعاً جوابتان گزینه چهارم است زیرا در این گزینه ، «آماده » صفت مفعولی ساخته شده از « بن ماضی + ه » نیست بلکه صفتی ساده است که نقش مسندی دارد و فعل ما واژه ی « بود » و ماضی ساده است.

    6- ماضی مستمر

    طرز ساخت = داشتم ، داشتی ، داشت ، داشتیم ، داشتید ، داشتند + ماضی استمراری

    مثال :

    داشتم می رفتم ، داشتی می رفتی ، ...

    نکته :

    گاه بین فعل کمکی و فعل اصلی ماضی مستمر ، فاصله می افتد ، مثل :

    « داشتم نکته های دستوری زبان فارسی را می خواندم . »

    نکته :

    به ماضی مستمر ، ماضی ملموس هم گفته می شود.

    نکته دوم :

    اگر بین بخش های مختلف یک نوشته ، وحدت و هماهنگی برقرار باشد ، به این پیوستگی و یک پارچگی « انسجام متن » می گویند . نکته ی مهم دیگر در متون برجسته ، آغاز و پایان دل انگیز و زیبای آن هاست. پس یک متن خوب و جذّاب باید سه ویژگی داشته باشد :

    1- آغاز نیکو ، 2- انجام محتوا ، 3 پایان بندی مناسب.

    مثلاً در همین متن درس دهم ، نویسنده با ذکر این که دوستی با دیگران از نیازهای انسان است تا بتواند در رویارویی با مسائل زندگی ، هم راهی و همدلی پیدا کند و ... ، نوشته را خوب آغاز کرده و سپس با ذکر عبارتی از قول بزرگان و معصومین و نقل اشعار و جملاتی زیبای شاعران و نویسندگان به هماهنگی و انسجام متن ، توجه کرده و در آخر متن نیز با ذکر بیتی که بیانگر مفاد کل متن و خلاصه و چکیده ی آن است ، پایان خوب و مناسبی به این نوشته داده است.

    کار گروهی :

    1- درباره ی آیات ، روایات و داستان ها و اشعار دیگری که درباره ی دوستی و دوست یابی دوره ی نوجوانی شنیده یا خوانده اید ، گفت و گو کنید.

    - حدیث « المرء علی دین خلیله » آدمی بر دین و روش دوست خود است.

    - شعر « دوست آن است کاو معایب دوست                        همچو آیینه روبرو گوید »

    - شعر « دوست آن باشد که گیرد دست دوست                            در پریشان حالی و درماندگی »

    - شعر « دوست مشمار آن که در نعمت زند                        لاف یاری و برادر خواندگی »

    - شعر « این مثل زد وزیر با بهمن                                     دوست نادان بتر ز صد دشمن »

    - داستان « دوستی خاله خرسه » که به یکی از حکایات مثنوی معنوی اشاره داد.

    2- درباره ی انسجام و شروع و پایان یکی از درس های همین کتاب ، گفت و گو کنید.

    به توضیحی که ذیل نکته دوم همین درس راجع به متن درس دهم داده ایم رجوع شود.

    3- هر یک از گروه ها ، درباره ی یک از شعرهای متن ، گفت و گو کند و به کلاس گزارش دهد.

    بر عهده دانش آموز

    مطالعه و پژوهش

    پژوهشگران برای مطالعه ی دقیق و نوشتن مقاله و کتاب ، حتماً نکته های مهم منابع را در برگه هایی یادداشت می کنند . به این یادداشت ها ، « برگه یا فیش » می گویند. این برگه ها که در اندازه های مختلف هستند ، باید همیشه کنار دست پژوهشگر باشند تا نکته های تازه ، جالب و مورد نیاز خود را در آن ها ثبت کند. وقتی نکته ای در برگه ای می نویسیم ، یادمان باشد که باید :

    1- نام منبع ذکر کنیم. اگر کتاب یا مجلّه یا مقاله است ، حتما عنوان آن را بنویسیم . اگر کتاب چند جلدی است ، شماره ی جلد آن را بنویسیم.

    2- نام نویسنده را ذکر کنیم.

    3- شماره صفحات را یادداشت کنیم.

    4- خوب است به تاریخی که آن برگه را می نویسم نیز اشاره کنیم.

    پژوهشگران پس از نوشتن برگه ها آن ها را تنظیم و دسته بندی می کنند و با استفاده از آن ها ، مقاله یا کتاب می نویسند.

    علامه دهخدا برای نوشتن لغت نامه ی خود ، چند میلیون برگه را با کمک دوستانش تهیّه کرد.

    نوشتن :

    1- مترادف کلمات زیر را بنویسید.

    معاش ، متعالی ، معصیت ، مصر ، طریقت

    معاش : زندگی / متعالی : بلند و رفیع / معصیت : گناه و نافرمانی / مصر : اصرار کننده / طریقت : راه و روش

    2- مفرد و جمع واژه های زیر را بنویسید :

    اصحاب ، لحظات ، مصائب ، تصویر ، خصال ، عاقل ، تجربه ، فایده ، خُلق ، خَلق

    اصحاب : صاحب / لحظات : لحظه / مصائب : مصیبت / تصویر : تصاویر / خصال : خصلت / عاقل : عقلا / تجربه : تجارب / فایده : فواید / خُلق : اخلاق / خَلق : خلقان ، خَلق ها

    نکته :

    خصایل جمع خصیلت است خلایق جمع خلیقه.

    3- بیت « دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ؟             ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد » را با رعایت انسجام در یک بند توصیف کنید.

    بر عهده دانش اموزان

    4- جدول زیر را کامل کنید.

    5- انشا

    متن انشا می تواند نقد رفتار ، نوشتار و آثار خود یا دیگران باشد.

    انشای زیبا ، آغاز و پایانی دارد و میان بخش های آن هماهنگی و انسجام دیده می شود.

    منبع مطلب : adab3vom.mihanblog.com

    مدیر محترم سایت adab3vom.mihanblog.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    ادبیات پایه نهم ( درس چهارم هم نشین)

    دیدار یار غایب  دانی چه ذوق دارد ؟                    ابری  که در بیابان بر تشنه ای ببارد 

    معنی : آیا می دانی دیدن یار غایب چه قدر دلنشین است ؟  مانند ابری است که در بیابان بر انسان تشنه ای می بارد . 

    دانش ادبی : دیدار یار غایب به ابر تشبیه شده است / تکرار ( ر)  و ( ب ) نعمه حروف یا واج آرایی / ابر و باریدن ( مراعات النظیر ) 

    متن :انسان بی دوست  همواره  غمگین است به بیان دیگر تنهای ییکی از دشوارترین مصائب است . 

    معنی : کسی که دوستی در زندگی ندارد همیشه ناراحت است یعنی تنها بودن  یکی از سخت ترین بلاها و گرفتاری های زندگی است . 

    متن : ما را از دام  و چاه این راه  آگاه می سازد و آسیب های این مسیر را نشان می دهد . 

    دانش ادبی : دام استعاره از مشکلات و گرفتاری / چاه استعاره از گمراهی / چاه و راه ( جناس ) هستند . 

    متن : چه بسیارند کسانی که لاف دوستی می زنند اما درحقیقت  گرگ هایی در جامه گوسفندان هستند .

    دانش ادبی : کسانی تشبیه به گرگ ها شده  اند / گرگ هایی در جامه گوسفندان بودن کنایه از ظاهر فریبنده داشتن . 

    معنی شعر : تلاش کن که از دوست  بد دوری کنی زیرا  دوست بد از مار ترسناک  بدتر است .  مار بد فقط جان تو را می گیرد و تو را نابود می کند اما یار بد علاوه بر جان تو ایمان و اعتقاد تو راهم از بین می برد . 

    دانش ادبی : مار و یار ( جناس ) / تکرار  حرف ( ب) واج آرایی / جان و جان ( تکرار ) 

    دانش زبانی : تنها ( قید ) است /( را) فک اضافه  به معنی (  برجان تو ) 

    معنی دو بیت سنایی : با انسان های بد کم تر دوستی و هم نشینی کن  زیرا  انسان های بد تو را که پاک هستی آلوده می سازند . 

    دانش ادبی : پلید و پاکی ( تضاد) / تکرار ( ب) در مصرع اول نغمه حروف 

    معنی بیت دوم :لکه ای ابر آفتاب به این بزرگی را پنهان و ناپدید می سازد ( دوستی با بدان مانند لکه ابر است که آفتاب را پنهان می کند . انسان را آلوده می سازد ) 

    دانش ادبی : این بیت تمثیل ا ست / آفتاب استعاره  از انسان های خوب و لکه های ابر استعاره از همنشین های بد است . 

     معنی نثر سعدی :هر کس که با انسان های بد همنشینی کند اگر هم خلق و خوی آن ها  در او تاثیر نگذارد راه و روش نادرست آن ها به او نسبت داده می شود ( به او تهمت زده می شود . ) 

    دانش ادبی : نشیند و نکند و گردد ( سحع ) دارد 

    معنی بیت : پسر نوج ( ع) به خاطر همنشینی با ا نسان های بد از خاندان پیامبری رانده شد و مقام و مرتبه خویش را از دست داد . 

    دانش ادبی : نوح  و نبوت ( مراعات النظیر ) / تلمیح به داستان  حضرت نوح ( ع) 

    معنی بیت : سگ اصحاب کهف ( یاران غار ) مدتی به خاطر همراهی با انسان های خوب به مرتبه و مقام انسانی رسید  . 

    دانش ادبی : تلمیح به داستان اصحاب کهف 

    توجه : اصحاب کهف چندنفری بودند که در دوره دقیانوس از شهر بیرون رفتند و در غاری به مدت 300 سال در خواب بودند . 

    دانش زبانی : در مصرع دوم ( مردم ) اسم جمع نیست  که کاربرد تاریخی است که در قدیم به معنی مفرد انسان بکار می رفت که فعل آن هم مفرد بکار رفته است / روزی چند ( ترکیب وصفی ) / چند صفت مبهم / روزی هسته گروه اسمی 

    معنی بیت : هم نشین تو باید از خودت بهتر باشد تا این که چیزی را به عقل و دین تو اضافه کند . 

    دانش زبانی : به ( بهتر ) صفت تفضیلی 

    منبع مطلب : kelas-majazi.blogfa.com

    مدیر محترم سایت kelas-majazi.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    خوبی 1 ماه قبل
    0

    عالی

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید