توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    منظور از هرکه بامش بیش برفش بیشتر

    دسته بندی :
    1. اسک 98
    2. مطالب سایت
    7بازدید

    منظور از هرکه بامش بیش برفش بیشتر را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    معنی ضرب المثل " هر که بامش بیش برفش بیشتر " +داستان - دانش‌چی

    هر که بامش بیش برفش بیشتر – داستان و معنی

    هر که بامش بیش برفش بیشتردر این پست با معانی و داستانی درباره ضرب المثل هر که بامش بیش برفش بیشتر، آشنا می شویم.

    معنی ضرب المثل هر که بامش بیش برفش بیشتر

    ۱- هر کس جایگاه بالاتری داشته باشد، دردسرها و گرفتاری های بیشتری نیز دارد.

    ۲- ثروت زیاد آسایش به بار نمی آورد.

    ۳- هرچه پول و ثروت زیادتر و زندگی وسیعتر باشد سختی و مشکلات زیادی هم دارد.

    ۴- هر کس داراتر است گرفتار تر است.

    داستان برای ضرب المثل هر که بامش بیش برفش بیشتر

    حکایت شده است که یکی از پادشاهان عمرش به سر آمد و دار فانی را بدرود گفت و به سوی عالم باقی شتافت؛ چون وارث و جانشینی نداشت وصیت کرد. بامداد نخستین روز پس از مرگش اولین کسی که از دروازه ی شهر در آید تاج شاهی را بر سر وی نهند و کلیه ی اختیارات مملکت را به او واگذار کنند.

    اتفاقا فردای آن روز اولین فردی که وارد شهر شد گدائی بود که در همه ی عمر مقداری پول اندوخته و لباسی کهنه و پاره که وصله بر وصله بود به تن داشت. ارکان دولت و بزرگان وصیت شاه را به جای آوردند و کلیه خزائن و گنجینه ها به او تقدیم داشتند و او را از خاک مذلت بر داشتند و به تخت عزت و قدرت نشاندند.پس از مدتی که درویش به مملکتداری مشغول بود.به تدریج بعضی از امرای دولت سر از اطاعت و فرمانبرداری وی پیچیدند و پادشاهان ممالک همسایه نیز از هر طرف به کشور او تاختند.

    درویش به مقاومت برخاست و چون دشمنان تعدادشان زیادتر و قوی تر بود به ناچار شکست خورد و بعضی از نواحی و برخی از شهرها از دست وی بدر رفت. درویش از این جهت خسته خاطر و آرزده دل گشت. در این هنگام یکی از دوستان سابقش که در زمانی درویشی، رفیق سیر و سفر او بود، به آن شهر وارد شد و یار جانی و برادر ایمانی خود را در چنان مقام و مرتبه دید به نزدش شتافت و پس از ادای احترام و تبریک و درود و سلام گفت: ای رفیق شفیق شکر خدای را که گلت از خار برآمد و خار از پایت بدر آمد. بخت بلندت یاوری کرد و اقبال و سعادت رهبری، تا بدین پایه رسیدی!

    درویش پادشاه شده گفت: ای یار عزیز در عوض تبریک، تسلیت گوی آن دم که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی! رنج خاطر و غم و غصه ام امروز در این مقام و مرتبه صدها برابر آن زمان و دورانی است که به اتفاق به گدائی مشغول بودیم و روزگار می گذراندیم!

    و اینگونه شد که می گویند: هر که بامش بیش، برفش بیشتر!

    ضرب المثلنگارش ششم _ دانشچی

    منبع مطلب : www.daneshchi.ir

    مدیر محترم سایت www.daneshchi.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    +۹۸ ۲۱ ۲۳۰ ۴۴ ۳۳۳

    تلگرام آفتاب

    اینستاگرام آفتاب

    +۹۸ ۲۱ ۲۳۰ ۴۴ ۱۰۳

    ایران، تهران، میدان نوبنیاد ، کوهستان سوم ، پلاک ۳

    پشتیبانی آفتاب

    منبع مطلب : www.aftabir.com

    مدیر محترم سایت www.aftabir.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    هرکه بامش بیش برفش بیشتر یعنی چه؟

    هرکه بامش بیش برفش بیشتر یعنی چه؟

    معنی هرکه بامش بیش برفش بیشتر چیست؟

    ضرب‌ المثل هرکه بامش بیش برفش بیشتر را معمولا برای افرادی به کار می‌برند که از لحاظ جایگاه ، مقام اجتماعی یا مقام مادی و معنوی بالا باشد و از زیادی سختی‌ ها در زندگی ، کار با مسئولیت های خود شکوه و شکایت کند. اما ریشه ضرب‌ المثل هرکه بامش بیش برفش بیشتر به روزگاران قدیم باز میگردد. داستان از این قرار است که : در روزگاران قدیم پادشاهی که وارث و جانشینی نداشته، بر اثر بیماری می میرد اما قبل از مرگ وصیت می‌کند فردای آن روز اولین کسی که وارد شهر شد را به جای او در جایگاه پادشاهی نشانده و قدرت را به او سپرده و او را به عنوان پادشاه جدید شهر معرفی کنند. فردای آن روز مردم بر اساس وصیت پادشاه منتظر می مانند تا اینکه درویشی که در تمام عمر تنها اندوخته‌ اش خرده پول و لباس کهنه‌ ای بوده است وارد شهر می شود! در نتیجه مردم او را به عنوان شاه معرفی کرده و بر تخت پادشاهی می‌نشانند!

    روزها می‌گذرد و درویش که حالا شاه شده و بر تخت پادشاهی نشسته است مجبور به اداره امور میشود. تا اینکه برخی از امیران شهر و زیر دستانش سر ناسازگاری با او بر می‌دارند و با دشمنان دست به یکی می‌کنند و شاه تازه هم که توان مدیریت امور را از کف داده، بخشی از قدرت را به آنها واگذار می‌کند!

    گفته اند این ماجرا ادامه می یابند تا اینکه روزی یکی از دوستان دیرین گدای درویش که از قضا رفیق گرمابه و گلستان او بوده است وارد شهر شده و می‌شنود که دوست قدیمی اش پادشاه آن دیار شده است!

    رفیق پادشاه که یار جانی و برادر ایمانی خود را در چنان مقام و مرتبه دید به نزدش شتافت و پس از ادای احترام و تبریک و درود و سلام گفت ای رفیق شفیق شکر خدای را که “گلت از خار برآمد” و “خار از پایت بدر آمد”. بخت بلندت یاوری کرد و اقبال و سعادت رهبری تا بدین پایه رسیدی!

    درویش پادشاه شده گفت : ای یار عزیز در عوض تبریک، تسلیت گوی… آن دم که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی! رنج خاطر و غم و غصه ام امروز در این مقام و مرتبه صدها برابر آن زمان و دورانی است که به اتفاق به گدائی و درویشی مشغول بودیم و روزگار می گذراندیم!

    آمده است که در این زمان درویش این ضرب المثل را به پادشاه میگوید که :  “هر که بامش بیش، برفش بیشتر

    پس هر که بامش بیشتر برفش بیشتر یعنی : هر کس مقام بالاتری داشته باشد مسئولیت و گرفتاریهای بیشتری دارد.

    البته حتی اگر به معنای عمیق و عرفانی ضرب المثل هم فکر نکرده و فقط به این فکر کنیم که هر کسی هر چیزی را بیشتر داشته باشد نگهداری و مراقبت از آنها سخت تر خواهد بود و هر کسی به مقامی برسد برای انجام صحیح کارها، گرفتن تصمیمات درست و … باید دردسرهای بیشتری را متحمل شود.

    در موج باز بخوانیم:

    منبع مطلب : mojbaz.com

    مدیر محترم سایت mojbaz.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 4 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید