توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    پارس ها در کجای ایران ساکن شدند

    1 بازدید

    پارس ها در کجای ایران ساکن شدند را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    پارس

    پارس

    پارس دارای دو معنی و مفهوم گوناگون است. پارس یکی در معنی نام قوم و ایالتی در جنوب مرکزی ایران و کرانهٔ خلیج فارس بوده‌است، و دیگری با کاربرد گسترده‌تری نام اقوام و ملت‌های دشت و بلندی‌های ایران و شامل مرزهای امپراتوری پارس می‌شود و برابر با نام ایران است.

    در شاهنامه بیشتر از ۷۲۰ بار نام ایران و ۳۵۰ بار نیز نام ایرانی و ایرانیان بکار رفته اما در دنیای غرب، در رم و یونان قدیم به جای ایران نام پرسیس را به کار می‌بردند در حالی که پارس از نظر جغرافیایی تنها یک ایالت ایران بوده‌است و در جغرافیای دوره اسلامی نیز به منطقه جنوب ایران گفته می‌شده‌است.

    سرزمین البته بارها بزرگ‌تر از استان کنونی فارس بوده‌است و سراسر کرانهٔ خلیج فارس، هرمزگان، یزد، بخشی از اصفهان و بخشی از استان کنونی کرمان را نیز در بر می‌گرفته‌است. در قدیم همهٔ کرانهٔ خلیج فارس و دریای عمان با نام دریای فارس یا دریای پارس شناخته می‌شده‌است.

    بر اساس آنچه در تقسیمات کتاب‌های دوره امپراتوری اسلامی (معجم البلدان و کتاب ابن حوقل، مقدسی، استخری و جغرافی نویسان اسلامی قرون وسطی) آمده‌است، ایالت یا «اقلیم فارس جنوب» ایران و کرانهٔ خلیج فارس که در غرب آن خوزیه (اهواز) و بصره (پسراه) و آپالو (ابله) و در شرق آن مکران، کرمانیا و در شمال شرقی آن خراسان وجود داشت.

    عرب‌ها این منطقه را اقلیم فارس و مردم این منطقه را فارسی می‌نامیدند. اما اروپاییان در تمام دوره‌های تاریخی همه اقلیم‌های ایرانی را پارس و پرسیا نامیده‌اند. پارس‌ها قومی از نژاد آریایی بودند که با اسب‌ها و دام‌های خود در میان دشت‌ها و کوهستان‌های گرم سیری و سرد سیری سیر می‌کردند. امپراتوری هخامنشی بر یکجانشینی این قوم تأثیر زیادی گذاشت.

    پارت ها و پارس‌ها شیوه زنگی یکسانی داشتند و بهترین اسب سواران زمان خود بودند. به همین دلیل عرب‌ها پس از فتح ایران به بهترین اسب سواران و چابک سواران فارس می‌گفتند. آن‌ها واژه فارس را جایگزین کلمه عربی جواد، خیل و خیول عربی کردند و امروزه فارس را مترادف با شوالیه و جنگجو نیز بکار می‌برند.

    یکی از معانی پارس، اسب می‌باشد. ایرانیان باستان لقب افراد را بر پیشهٔ اسب خود شناسایی می‌کرده‌اند مانند سفید اسب، سه اسب پیر اسب زراسب و... در دربار هخامنشی اسب‌های تربیت یافته‌ای بوده‌است در سفرنامه فیثاغورس نادرترین گونه اسب جهان نامیده شده‌اند که به آن‌ها پارسی می‌گفته‌اند.

    اروپایی‌ها که جنوب ایران را با نام پارس می‌شناختند همواره سرزمین ایران را با گونه‌های مختلف واژه‌هایی که از پرسیس یونانی مشتق شده می‌گفتند و این نام را البته بر همهٔ سرزمین و فلات ایران نیز اطلاق می‌کردند همانگونه که نام شهر مراکش را به کل سرزمین مغرب عربی و نام بندر موسمبیک را بر کل موزامبیک می‌گفتند.

    در شاهنامه نیز که بیشتر از ۷۲۰ بار نام ایران برده شده‌است پارس - زابلستان- خراسان- کرمان - مکران - مازندران - طبرستان - و... نام ایالتهای ایران هستند.

    منطقه

    پارسیافارس(اسم خاص) منطقه ٔ وسیعی است که قسمتی از جنوب و جنوب غربی کشور ایران را فرا گرفته و تقریباً از یازده قرن پیش از میلاد مسیح محل سکنای رشیدترین طوایف آریایی، بنام پارس بوده و به همین مناسبت به پارس موسوم گردیده‌است.

    یادگار دوران عظمت و افتخار و آثار تمدن سه هزار سال در این سرزمین با شکوه و جلال خاصی پایدار است و هر بیننده‌ای را در برابر خود به تعظیم وامی‌دارد. خرابه‌های پاسارگاد، استخر، تخت جمشید، تخت طاوس، نقش رستم، آثار فهلیان از دوره ٔ هخامنشی و خرابه‌های دارابگرد، سیراف، شاپور، شهرچور و آثار جزیره ٔبحرین از دوره ساسانیان، مسجد جامع عتیق شیراز مربوط به دوره ٔصفاریان، بند امیر و مدرسه ٔ خان شیراز از ساخته‌های عضدالدوله ٔدیلمی و ابنیه ٔ دیگر در حوالی شیراز از اتابکان فارس، بازار مسجد وکیل و موزه ٔ پارس و ده‌ها بنای دیگر از کریم خان زند، آرامگاه حافظ و بناهای بزرگ دیگر از دوران رضاشاه است.

    بعد از تسلط عرب‌ها بر ایران نام کلمه پارس به فارس ترجمه شد و نام این استان در کتب قدیم فارسستان نیز گفته‌اند.[۱]

    محدوده جغرافیایی

    ایران

    کلمه ٔفارس و پارس به سراسر خاک ایران نیز اطلاق شده‌است. صورتی از این کلمه را که در زبان انگلیسی از اصل یونانی گرفته‌اند در زبان مذکور به جای لغت ایران به کار می‌برند و چون این صورت یعنی پرشیا (به انگلیسی: Persia) در زمان رضاشاه پهلوی در ایران نیز بکار می‌رفت دستوری در منع استعمال این واژه صادر شد و مقرر گردید درکتاب‌ها و نوشته‌های ایرانی همه جا واژه ٔ ایران برای نامیدن این کشور به کار رود.

    قبایل و اقوام

    منابع یونانی قبیله های پارسی را به ده طایفه شهرنشین و بدوی تقسیم می کند که اسامی آن به این شرح است. پاسارگادیان، مرفیان، ماسپیان، پانتالیان،دروسیان،گرمانیان وچادرنشین هارا با این اسامی اشاره کرده است.دائی‌ها، مردها، دروپیک‌ها، ساگارتی‌ها[۲][۳][۴][۵][۶]

    شکل‌گیری قوم پارس

    در پارسی باستان (کتیبه‌های هخامنشی) پارسه نام یکی از اقوام ایرانی تبار مقیم جنوب ایران است که مقر ایشان را نیز پارس نامیده‌اند.

    از قوم پارس دو خاندان بزرگ، به شاهنشاهی رسیده‌اند :

    مُعرب آن فارس است.[۷]

    دانشمندان زبان پارسی باستان را خویشاوند زبان سقلابیان بالت می‌دانند و این امر موجب این فرضیه شده که اجداد ایرانیان در جوار سقلابیان میزیسته‌اند و اُسّتهای امروزی را واسطه ٔ بین قوم پارس و سقلابیان می‌دانند.

    در نیمه ٔ اول از هزاره ٔ اول ق. م. سه قدرت بزرگ در نواحی شمال دجله و فرات با هم رقابت داشتند که از میان آن‌ها ایرانیان توانستند بر دو رقیب دیگر یعنی اورارتو (آرارات) و آشور چیره شوند و شاهنشاهی وسیعی به وجود آورند.

    نام این قوم برای اولین بار در سالنامه‌های پادشاهان آشور در شرح لشکرکشی آنان به حدود جبال زاگرس به میان آمده‌است. آشوریان این قوم را در ۸۴۴ ق. م. شناخته‌اند. با این دلایل قوم پارسی قبلاً در شمال غربی ایران کنونی در مغرب و جنوب غربی دریاچه ٔارومیه مستقر بوده و سپس به تدریج به جنوب متمایل شده و این انتقال در نتیجه ٔ فشار اورارتو و آشور بوده‌است. این قوم به احتمال قوی در حدود سال ۷۰۰ ق. م. در مغرب جبال بختیاری جایگزین شدند و مرکز حکومت آن‌ها مطابق نوشته ٔ آشوریان پارسوماش (که اکنون مسجدسلیمان خوانده می‌شود) نامیده شد.

    پارسیان پس از ورود به این سرزمین تحت قیادت هخامنش حکومت کوچک خود را تشکیل دادند. پس از مرگ هخامنش پسرش چیش پیش پادشاه شهر انشان نامیده شد و رسماً در قلمرو وسیعتری به فرمانروایی پرداخت و ایالت تازه‌ای را که پارسه نامیده شد (فارس کنونی) به دیگر متصرفات خود پیوست.[۸]

    هخامنشیان

    بنابه روایات مختلف مورخان قدیم، چیش پیش مذکور غیر از چیش پیش پدر کوروش معروف است، به این معنی که پس از مرگ هخامنش به ترتیب چیش پیش، کمبوجیه فرزند او و کوروش فرزند کمبوجیه به فرمانروایی رسیدند و سپس فرزند کوروش بنام چیش پیش دوم روی کار آمد و این شخص همان پدر کوروش و آریارمنا است که حکومت را میان دو فرزند خود تقسیم کرد و دو شاخه از خاندان هخامنش به وجود آورد. از شاخه ٔ آریارمنا به ترتیب پسرش ارشام، نوه‌اش ویستاسپ و پسر ویستاسپ یعنی داریوش بزرگ حکومت کردند.

    شاخه ٔ دوم یعنی نسل کوروش را باید شاخه ٔ اصلی خاندان هخامنشی شمرد زیرا وسعت شاهنشاهی مربوط به این شاخه‌است. از این شاخه به ترتیب کوروش، پسرش کبوجیه ٔ دوم، کورش دوم پسر کمبوجیه و معروف به کورش بزرگ و پسرش کمبوجیه ٔ سوم فاتح مصر و سپس فرزندان دیگرشان به شاهنشاهی رسیدند. (ایران باستان پیرنیا ج ۱ ص ۲۳۱).

    شاهنشاهان بزرگ این خاندان به ترتیب عبارتند از:

    داریوش سوم پس از مرگ اردشیر سوم و مسموم شدن فرزند او به روی کار آمد و دیری نپایید که به دست نیروهای تازه نفس اسکندر مقدونی و خُدعه و بی وفایی سرداران خود از میان رفت، و با قتل او نخستین شاهنشاهی قوم پارس منقرض گردید.[۹].

    دومین پادشاهی قوم پارس

    قوم پارس همچنان در این سرزمین زیست می‌کرد، و در حدود پانصد سال بعد از سقوط امپراطوری هخامنشی خاندان دیگری که خود را از نسل داریوش سوم و بازمانده ٔ خاندان هخامنشی می‌شمرد در پارس نیرو گرفت و دومین شاهنشاهی بزرگ قوم پارس را به وجود آورد.

    ساسان جد این سلسله در شهر استخر در معبد آناهیتا (ناهید) مقامی ارجمند داشت. پسر او پاپک با دختر یکی از امرای محلی ازدواج کرد و به وسیلهٔ ٔ کودتایی قدرت را از دست او گرفت و بعدها مؤسس سلسله ٔساسانی شناخته شد و جلوس او(۲۰۸ م.) مبداء تاریخ جدیدی به‌شمار رفت.[۱۰].

    از فرزندان پاپک به ترتیب این کسان به تخت شاهی نشسته‌اند :

    واژه‌شناسی

    مولوی

    سعدی

    پانویس

    جستارهای وابسته

    منابع

    [۱]

    https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Sagartians&oldid=330159295

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    اجداد ما ( پارس ها )

    هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند . در زمان ماد ها هم ایران یکدست نبود و هر قسمت متعلق به یکی از گروه های اریایی ها بود تا اینکه کورش بزرگ توسط ماندانا دختر پادشاه ماد و کمبوجیه پادشاه قسمتی از سرزمین پارس (انشان,شیراز امروزی) ایران یکدست شد و پارس ها به قدرت رسیدند ولی تصرف کل ایران برای کورش کافی نبود او که در فقر و بیرون از کاخ ها بزرگ شده بود رفتارش با بقیه پادشاه ها فرق میکرد او پس از بر انداختن استیاگ از قدرت و بخشیدن او شروع کرد به بر انداختن پادشاهان ظالم دیگر به این ترتیب حکومت هخامنشیان تشکیل شد نام حکومتش را هم به احترام جدش هخامنش , هخامنشیان نامید که اقوام پارسی در ان حکومت میکردند .

          بزرگ مرد تاریخ جهان کورش بزرگ !


    امپراطوری هخامنشیان




       اولین جای سکونت پارس ها

     و شاعر بزرگ حکیم ابولقاسم فردوسی هم می سراید :

    در آن سالهای بسی پیش از این ................... یک از بندگان خدای زمین

    هخامنش بد رهبر و پیر پارس........................به فرمان او بود شمشیر پارس

    ولی سرزمینش نی آزاد بود...........................ازیرا مطیع شه ماد بود

    یکی پور فرخ ز آلش بخاست..........................که آرم ز او داستانی به راست

    جوانی که قرآن ز او یاد کرد.......................... دل نیکمردان بسی شاد کرد

    چو کورش بشد نوجوان شیر بود..................به دستان او گرز و شمشیر بود

    چو سنش فزون شد سپهدار گشت............شه مردی و شاه پیکار گشت

    بگفت او شهی شیر بایسته. است..............ز من شیرتر در جهان شیر هست؟

    سپاهم پر از پهلوان و دلیر.........................به چنگم بگیرم صغیر و کبیر

    ببیند دو چشمم کنون ماد را...................... شهش ریشه کن کرده مر داد را

    کنون کل ایران به چنگال اوست................چرا سرزمین های ما مال اوست؟

    بباید سوی ماد حرکت کنیم....................... ز تختش به خواری به زیر افکنیم

    امپراطوری ساسانیان نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را اردشیر (یا ارتخشتره؛ از ارت: مقدس، و خشتره: شهریار[۲]) بنا کرد. شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌شان از استان پارس بود[۳]، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته، گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران (به پهلوی کتیبه‌ای          ) را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند[۴]. پایتخت ایران در این دوره، شهر تیسفون در نزدیکی بغداد (آن زمان نام روستایی کوچک در نزدیکی تیسفون بوده؛ که نامش به ظاهر، از یکی از نامهای بغ داد یا بخشوده خدا؛ و یا باغِ داد دوره ساسانی ریشه گرفته بوده)، در عراق امروزی بود.


    تکنیک گچ کاری ساسانیان                           


                                         ساسانیان برای فروش کالا از مهرهای گلی استفاده می کردند

    .


    نام «ساسانیان» از «ساسان» گرفته شده، که اردشیر از نوادگان اوست و داریوش سوم هخامنشی (دارایِ دارایان) را از نیاکان او دانسته اند[۴]. نخست کارنامه اردشیر بابکان[۵] به این نسبت گواهی داده و بازهم به نوشته شاهنامه، ساسان پدر اردشیر، چوپانی بود از بازماندگان دارا که در فارس می زیست[۶]. اردشیر در دستگاه بابک که موبد آتشکده آناهیتا، همچنین شهردار و مرزبان پارس بود، پرورش یافت[۷]، ولی درباره نسبت او با بابک اختلاف وجود دارد[۷]. او به گواهی بسیاری از تاریخی نویسان، مردی نیرومند و دلیر بود که سرانجام بر اردوان پنجم اشکانی در دشت هرمزگان پیروز شده و تسخیر سرزمینی که خود به آن ایران می‌گفت را آغاز کرد[۷].



    نام پارس (فارس,persian)

         پارتها و پارسها شیوه زنگی یکسانی داشتند و بهترین اسب سواران زمان خود بودند. به همین دلیل عربهاپس از فتح ایران به بهترین اسب سواران و چابک سوران فارس می‌گفتند. آنها واژه فارس را جایگزین کلمه عربی جواد، خیل و خیول عربی کردند و امروزه فارس را مترادف با شوالیه و جنگجو نیز بکار می‌برند. یکی از معانی پارس اسب می‌باشد. ایرانیان باستان لقب افراد را بر پیشهٔ اسب خود شناسایی می‌کرده‌اند مانند سفید اسب، سه اسب پیر اسب زراسب و.... در دربار هخامنشی اسبهای تربیت یافته‌ای بوده‌است در سفر نامه فیثاغورس نادرترین گونه اسب جهان نامیده شده‌اند که به آنها پارسی می‌گفته‌اند. اروپایی‌ها که جنوب ایران رابا نام پارس می‌شناختند همواره سرزمین ایران را با گونه‌های مختلف واژه‌هایی که از پرسیس یونانی مشتق شده می‌گفتند و این نام را البته بر همهٔ سرزمین و فلات ایران نیزاطلاق می‌کردند همانگونه که نام شهر مراکش را به کل سرزمین مغرب عربی و نام بندر موسمبیک را بر کل موزامبیک می‌گفتند.

    در شاهنامه نیز که بیشتر از ۷۲۰ بار نام ایران برده شده‌است پارس - زابلستان- خراسان- کرمان - مکران - مازندران - طبرستان - و... نام ایالتهای ایران هستند.

    پارس ها در سراسر دنیا
       در دنیا برای پارس ها کلمه ی persian را به کار میبرند و بعضی ایرانی ها هم خود را پارس معرفی میکنند در صورتی که باید بدانند ماد ها و پارت ها هم کم افتخار برایمان نیاوردند امروزه پارس ها کسانی هستند که پارسی صحبت میکنند البته پارسیه مدرن که با پارسی ای که در گشته صحبت میشد یعنی پارسیه دری خیلی فرق دارد امروزه هم پارس ها در جاهای مختلف یافت میشوند گره های کوچکی از پارس ها در روسیه، گرجستان، ارمنستان، پاکستان، غرب چین (سین کیانگ)، و همچنین در عمان امارات متحده عربی، بحرین، سوئد، عراق، کویت، و جمهوری آذربایجان هستند اینان مهاجران پارسی هستند که از قبل یا در زمان حمله اعراب مهاجرت کردند که بعضی از ان ها پارس 100% اصیل اند در روسیه هم دسته ی کوچکی از پارسی زبانانی وجود دارد که تاجران پارسی بودند که بعد از رفتن به انجا دیگر برنگشتند , تعدادی پارسی هم هستند که از اول اصلا هیچوقت به ایران نیامدند از ان جا که بیشتر اریایی ها به هند رفته بعضی پارس ها هم در انجا ساکن شدند .

    پارسیافارس(اسم خاص) منطقه ٔ وسیعی است که قسمتی از جنوب و جنوب غربی کشور ایران را فراگرفته و تقریباً از یازده قرن پیش از میلاد مسیح محل سکنای رشیدترین طوایف آریایی بنام پارس بوده و بهمین مناسبت به پارس موسوم گردیده‌است.

    یادگار دوران عظمت و افتخار و آثار تمدن سه هزار سال در این سرزمین با شکوه و جلال خاصی پایدار است و هر بیننده‌ای را در برابر خود به تعظیم وامی‌دارد. خرابه‌های پازارگاد، استخر، تخت جمشید، تخت طاوس، نقش رستم، آثار فهلیان از دوره ٔ هخامنشی و خرابه‌های دارابگرد، سیراف، شاپور، شهرچور و آثار جزیره ٔبحرین]] از دوره ساسانیان، مسجد جامع عتیق شیراز مربوط به دوره ٔصفاریان، بند امیر و مدرسه ٔ خان شیراز از ساخته‌های عضدالدوله ٔدیلمی و ابنیه ٔ دیگر در حوالی شیراز از اتابکان فارس، بازار مسجد وکیل و موزه ٔ پارس و ده‌ها بنای دیگر از کریم خان زند، آرامگاه حافظ و بناهای بزرگ دیگر از دوران رضاشاهاست. بعد از تسلط عرب‌ها بر ایران نام کلمه پارس به فارس ترجمه شد و نام این استان در کتب قدیم فارسستان نیز گفته‌اند.[۱]

    پارسیافارس(اسم خاص) منطقه ٔ وسیعی است که قسمتی از جنوب و جنوب غربی کشور ایران را فراگرفته و تقریباً از یازده قرن پیش از میلاد مسیح محل سکنای رشیدترین طوایف آریایی بنام پارس بوده و بهمین مناسبت به پارس موسوم گردیده‌است.

    یادگار دوران عظمت و افتخار و آثار تمدن سه هزار سال در این سرزمین با شکوه و جلال خاصی پایدار است و هر بیننده‌ای را در برابر خود به تعظیم وامی‌دارد. خرابه‌های پازارگاد، استخر، تخت جمشید، تخت طاوس، نقش رستم، آثار فهلیان از دوره ٔ هخامنشی و خرابه‌های دارابگرد، سیراف، شاپور، شهرچور و آثار جزیره ٔبحرین]] از دوره ساسانیان، مسجد جامع عتیق شیراز مربوط به دوره ٔصفاریان، بند امیر و مدرسه ٔ خان شیراز از ساخته‌های عضدالدوله ٔدیلمی و ابنیه ٔ دیگر در حوالی شیراز از اتابکان فارس، بازار مسجد وکیل و موزه ٔ پارس و ده‌ها بنای دیگر از کریم خان زند، آرامگاه حافظ و بناهای بزرگ دیگر از دوران رضاشاهاست. بعد از تسلط عرب‌ها بر ایران نام کلمه پارس به فارس ترجمه شد و نام این استان در کتب قدیم فارسستان نیز گفته‌اند.[۱]

    پوشاک سربازان و اقوام پارسی




    پارس های داخل چین

    اینان هم به ایرانی ها شبیه اند هم سنت و رقص ها و فرش بافتنشان شبیه ماست .




    منبع مطلب : sarzamine-aryaee.blogfa.com

    مدیر محترم سایت sarzamine-aryaee.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    اندیشه اسلامی ایرانی

    اندیشه اسلامی ایرانی

    تاریخچه پارس ها و مسکن اولیه آنان (( خاستگاه پارس ها کجاست و پارس ها از کجا آمده اند )) ؟؟





    نگارنده : علی شولستانی

    پارس ها از قبائل آریایی بودند که به کار شبانی ( چوپانی ) و کشاورزی مشغول بودند
    و بسیار دلیر و بی باک بودند در عین حال تمدن ساز و صلح جو بودند بودند که در سرزمینی به نام پارسوا که
    شامل 27 ایالت کوهستان های زاگروسی نواحی غربی ایران پایین دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی و
    کردستان و ایلام و لرستان امروزی ساکن بودند و نام سرزمین آنان پارسوا بوده است . که به مرور زمان با
    حمله آشوری ها بخشی از آنان از محل اولیه خود کوچ کردند و پس از به حکومت رسیدن ماد ها از سرزمین
    همدان پس از شکست دادن آشوری ها بخشی از قبائل پارسی را به سرزمین های آشوری ( عراق کنونی و
    سوریه ) کوچاندن تا آشوری ها توان سر برآوردن نداشته باشند و اگر قصد حمله داشته باشند عشایر پارسی
    آنان رو سرکوب کنند و معنای نام پارس از واژه پهلوی پارستار یا پارستن آمده است که به معنای مراقب و
    محافظ است . در معنای اصلی آن به معنای محافظین و پاسداران سرزمین و اصالت میباشد .
    و واژه ی امروزی پرستار فارسی نیز از آن واژه سرچشمه گرفته است که به معنای مراقب و محافظ میباشد .
    بخش دیگر پارسیان نیز توسط مادها به نواحی خوزستان و بویر احمد و بوشهر و استان فارس کنونی کوچانده
    شدند تا پارسیان نتوانند در منطقه قدرت بگیرند و در آن زمان تراکم جمعیت زمین بسیار کمتر از امروز بود و
    قبائل ایرانی در نقاط مختلف دارای پراکندگی بودند مراتع و زمین های بسیاری نیز برای کشت و دام پروری
    وجود داشت . قبائل پارسی بر نواحی انشان و پارسوا حکم رانی میکردند و مادها از آنان بعنوان جنگجو و
    مشاور در عمران و آبادی سرزمین ها استفاده میکردند و زبان مادها و پارس ها کاملا با همین یکسان بودند و
    تنها دارای تفاوت های جزئی در لهجه بودند .

    و مردم و قبائل امروزی موجود در این نواحی مذکور که با گویش های فارسی و لری تکلم دارند از
    بازماندگان همان قبائل و عشایر پارسی میباشند
    اگر این چنین نیست پس چه به روز این قبائل پارسی با این همه جمعیت و دلاوری و شجاعت و تمدن موثر
    بین الملی و گستره جغرافیایی آمده است ؟؟

    اگر حال همه کتیبه های عیلامی را به زبان غیر ایرانی اکدی میبینیم که زبانی بابلی است نشان از تسلط
    شاهان بابلی بر مناطقی از عیلام بوده است که تا برهه زمانی 3100 سال پیش بر مردم عیلام بخصوص
    نواحی شوش حکم فرمانی میکردند
    و این دلیل عمده است که مردم بومی فارس زبان و لر سرزمین انشان عیلام با زبان کتیبه ها عیلامی نا آشنا
    هستند زیرا این کتیبه ها به زبان های آریایی نیست بلکه به زبان حکام اکدی بابلی آن دوره است .

    که در تصویر پایین نمونه ای از شمارش اعداد عیلامی با زبان اکدی بابلی را با زبان فارسی مقایسه میکنیم



    بخشی از قبائل پارسی که در دوره هخامنشیان ذکر شده است :

    هرودوت می گوید : پارسی ها به شش طایفه ی شهری و ده نشین و چهار طایفه چادر نشین تقسیم شده اند .
    شش طایفه اول عبارتند از : پاسارگادیان ، مرفیان ( مافییان ) ، ماسپیان ، پانتالیان ، دژوسیان و گرمانیان (
    ژرمانیان ) . چهار طایفه ی دومی عبارتند از : داییها ، مردها ، دروپیک ها و ساگارتی ها ( زاگروسی ها ) از
    طوایف مذکور سه طایفه ی اول بر طوایف دیگر برتری داشته اند و دیگران تابع آن ها بوده اند.
    ناگفته نماند که خود هرودوت بازگو می کند که شمار قبیله ها از این افزون تر است ولی او بیش از 10 طایفه
    را نمی شناسد !

    نگاهی دقیق تر به پارسوا سرزمین اولیه پارس ها :

    دیاکونوف میگوید : سرزمین پارسوا در اردلان کنونی ( سنندج استان کردستان) که مابین شهر سلیمانیه و کوه


    الوند قرار گرفته‌است
    و
    خاستگاه قوم پارس ها بوده است حکام اردلان بیش از هفتصدسال درغرب ایران و مناطق کردنشین حکومت
    می‌کردند خود را از تبار اردشیر بابکان ساسانی میدانستند و ساسانیان از سلسله های پارسی بودند که خود را
    از تبار هخامنشیان میدانستند .

    پارسوا نام منطقه‌ای بوده در سرزمین کردستان، که شامل « ۲۷ » ولایت کم جمعیت و از زیستگاه‌های قدیم
    اقوام پارس بشمار می‌آمد. نخستین اشارهٔ تاریخی به این منطقه در کتیبه‌ای نبشته شده که به سال ۸۳۷ پیش از
    میلاد و حملهٔ سلمنسر سوم شاه آشور بوده است.

    در متون زمان آشور ناسیراپال دوم محل کشور پارسوا به بخش‌های جنوبی کشور زاموا می‌خورد

    پارسوا جنوبی‌تر از زاب کوچک و در دیاله علیا قرار داشته و از یک سو با نواحی مختلف نامار و توپ‌لیاش در
    دیالهٔ وسطا و سفلی و از دیگر سو با ماننا و ناحیه‌های مختلف متمایل به ماننا و بالاخره با نواحی مختلفهٔ ماد
    هم‌مرز بوده. و همچنین از کتیبه‌های اورارتویی مشهود است که پارسوا میان ماننا و سرزمین بابلی نامار قرار
    داشته. از مجموع مراتب فوق چنین نتیجه گرفته می‌شود که پارسوا را باید در حدود سنندج کنونی جستجو کرد.

    ولی زبان مردم آن سرزمین کماکان کاسپی بوده‌است. پسوه نام روستای از توابع شهرستان پیرانشهر استان
    آذربایجان غربی است، برخی محققان وجه تسمیه این روستا را از پارسوا> پرسوا> پرسو>پسوه می دانند.به
    نظر می رسد شهر بسوی ــ که یاقوت حموی در قرن هفتم آن را شهری از آذربایجان کنار خان خاصبک آورده
    و حمدالله مستوفی در قرن هشتم آن را یکی از چهار شهر تومان مراغه ذکر کرده است ــ همان پسوه امروزی


    باشد.

    همانطور که محتمل است تفاوت دو نام پارسی و پارتی حاصل تفاوت لهجه باشد و در حقیقت این هر دو نام یک
    قوم باشد، احتمال دارد پارسه نیز در حقیقت یک واژهٔ مادی باشد، در برابر واژهٔ فارسی باستان پارثه Partha و
    واژهٔ باستانی پارثوا با پارسوا برابر می‌شود.

    هرچند این ریشه‌یابی نشانی از هوشمندی دارد ولی احتمال قوی اینست که پارسه نام قومی باشد از ایرانیان،
    که به سوی فارس یا استان خوزستان کنونی رفتند و آن سرزمین انشان نام گرفته‌است.

    سناخریت شاه آشور در این سال با پارسوا‌هایی ( پارس ها ) که در عیلامیها هستند مواجه میشود وآشوریان با


    قبائل پارسوای ساکن عیلام میجنگند .

    همچنین لوحهای به دست آمده از شوش حکایت از آن دارند که حدود ۶۸۵ پ.م. پارسوا‌ها در سراسر عیلام
    سکونت داشته اند.

    این شاید دلیل این باشد که چرا کوروش خود را شاه انشان ( سرزمین عیلامی ها ) نامیده است.

    در سال ۸۳۰ پیش از میلاد، قرنی پیش از به قدرت رسیدن خانوادهٔ هخامنش در پارسوماش، شلمانسر سوم
    پادشاه آشور از ۲۷ شاهک سرزمین آریایی‌ نشین پارسوا، در جنوب غربی دریاچه ارومیه به طور همزمان باج
    گرفت.

    نام این شاهک‌ها در سالنامهٔ این شاه مذکور است که همگی آریایی بودند. یک قرن بعد آشور بانیپال وارد
    سرزمین عیلام گردید و پس از آنکه خاک عیلام را به توبره کشید، بنابر نظر گیرشمن نیز نخستین تماس
    آشوریان با پارسیان ، نه در پارسوا، بلکه در مرز عیلام، و در پارسوماش بوده‌است که نشان گر این است که
    عیلام بخشی از مسکن پارسیان بوده است .

    منابع :

    * دیاکونوف، تاریخ ایران باستان، ۲۰۱.

    * W.Hingz, in:transition priods in iranian history (22-24er Mai 1985)

    * پرفسور هاید ماریکخ - از زبان داریوش (صفحه 13)

    * هیوزینگ

    * مُعجَم اَلبُلدان – یاقوت حموی شهاب الدین ابی عبدالله یاقوت بن عبدالله الحموی الرومی البغدادی

    * هینتس (1,49)

    * تاریخ گزیده - حمد الله مستوفی

    * قرشی، ایران نامک، نگرشی نو به تاریخ و نام ایران، ۲۰1 .

    * کتاب گل نوشته های باروی پارسه ، نوشته ی ریچارد تردول هلک ، بخش واژه نامه

    * گفتار دکتر محمد معین درباره ی زبان پارسی باستان ، پیش گفتار فرهنگ دهخدا

    * کتاب راهنمای پاسارگاد ، نوشته ی دکتر شاهپور شهبازی ، برگه ی 160 تا 162

    * کتاب هخامنشی ها ، نوشته اردشیر خدادادیان ، برگه های 4و6

    * کلیفورد ادموند بوسورث. سلسله‌های اسلامی. ترجمهٔ فریدون بدره‌ای. مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی
    (پژوهشگاه)، ۱۳۷۱. ص۹۱.

    * نلسون فرای، میراث باستانی ایران، ۷۸.

    * هینتس، والتر. دنیای گمشدهٔ عیلام. ترجمهٔ فیروز فیروزنیا

    *هینتس، والتر. شهریاری ایلام. ترجمهٔ پرویز رجبی

    *هینتس، والتر. یافته‌های تازه از ایران باستان

    * کامرون، جرج. ایران در سپیده دم تاریخ. ترجمهٔ حسن انوشه. تهران

    منبع مطلب : andishe-irani-islamic.blogsky.com

    مدیر محترم سایت andishe-irani-islamic.blogsky.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    پارس 15 روز قبل
    0

    نگارنده عزیز منطقه مانای با استان کردستان و جنوب آذربایجان منطبق است شاید پارسوا را همان منطقه کرمانشاه ایلام و لرستان(لر کوچک)دانستن به واقعیت نزدیکتر باشد

    خوب بود 7 ماه قبل
    0

    خوب بود

    یک کاربر 8 ماه قبل
    0

    تشکر

    0
    تشکر 3 ماه قبل

    اقدامات داریوش رابنویسین : ضربه زدن سکه چاپارخانه ، ساختن راه

    برای ارسال نظر کلیک کنید