توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    چند نمونه کنایه از درس هفت خان رستم

    1 بازدید

    چند نمونه کنایه از درس هفت خان رستم را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    درس ۵ فارسی ششم( هفت خان رستم)(معنی اشعار، مبالغه و کنایه)

    کنایه درس هفت خان رستم

    معنی شعر هفت خان رستم فارسی ششم ابتدایی

    معنی لغات درس هفت خان رستم,کنایه درس هفت خان رستم,درس چهارم هفت خان رستم مدرسه مجازی,متن درس هفت خان رستم ششم ابتدایی,
    قالب شعر هفت خان رستم,معنی خروشید و جوشید و برکند خاک ز سمش زمین شد همه چاک چاک
    ,هفت خوان رستم در شاهنامه,شعر کامل هفت خان رستم

    سلام دوستان و همکاران محترم پایه ششم ابتدایی (دبستان)

    در این پست از سایت معلم یار برای شما عزیزان , معنی شعر هفت خان رستم فارسی ششم ابتدایی ویژه ی سال تحصیلی 96-97 و آماده کردیم

    امیدوارم مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیره

    فــدا

    کانال تخصصی پایه ششم ابتدایی

    خروشید و جوشید و بَرکَند خاک -- زسُمّش زمین شد ,همه چاک چاک

    رخش می خروشد و سُم بر زمین می کوبد تا خاک را زیر و رو کند

    بزد تیغ و بنداخت از بَر,سرش -- فرو ریخت چون رود,خون از بَرَش

    رستم با شمشیرش سر ازدها را از تنش جدا کرد و از سر بریده شده اش رودی از خون به را می افتد

    بینداخت چون باد,خَمِّ کمند -- سر ِ جادو آورد ناگه به بند

    رستم طنابش را طوری پرتاب میکند که سر جادوگر را به بند می کشد

    میانش به خنجر به دو نیم کرد -- دل جاودان زو پُر از بیم کرد

    رستم با خنجر خود اورا به دو نیم کرد و با این کار ترس و وحشتی در دل ستمگران انداخت

    چو رستم بدیدش ,برانگیخت اسب -- بدو تاخت مانند ِ آذرگشسب

    وقتی رستم ارژنگ دیو رامی بیند,مانند آتشی پر قدرت به سوی او می تازد

    سر و گوش بگرفت و یالش دلیر -- سر از تن, بکندش به کردار ِ شیر

    رستم سر و گوش و موهای دیو را دلیرانه (شجاعانه) گرفت و سرش را مانند یک شیر پر قدرت از تن جدا کرد

    زبهر ِ نیایش, سر و تن بشُست -- یکی پاک جای ِ پرستش بجُست

    رستم بعد از پیروزی برای نیایش و راز و نیاز خودش را می شوید و مکانی تمیز برای عبادت پیدا می کند.

    از آن پس نهاد از بر ِ خاک,سر -- چنین گفت کای داور ِ دادگر!

    سرش را برای سجده بر زمین می گذارد و به خداوند چنین می گوید : که ای داور عادل ...

    ز هر بد,تویی بندگان را پناه -- تو دادی مرا,گُردی و دستگاه

    تو پناه بندگانت در مقابل بدی ها و زشتی ها هستی و من هرچه قدرت و مقام دارم از لطف توست.

    شاهنامه ی فردوسی , با تلخیص و بازنویسی


    منبع مطلب : www.moallemyar.ir

    مدیر محترم سایت www.moallemyar.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    ناشناس : چیه بابا من کنایه میخواستم این چیه

    🌼 : سلام من کنایه خواستم من معنی شعر

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 17 روز قبل
    0

    لطفاً اگه میشه کنایه بزارین

    ناشناس 5 ماه قبل
    1

    سلام من کنایه میخواستم اینو بلد بودم ولی بازم دستتون درد نکنه

    بلک پینگ 8 ماه قبل
    1

    من کنایه میخواستم

    ناشناس 9 ماه قبل
    1

    😟😟😟😞😞

    ناشناس 9 ماه قبل
    -1

    برو بمیر

    ناشناس 9 ماه قبل
    -1

    برو بمیر

    ناشناس 9 ماه قبل
    0

    چی میگی حی

    ناشناس 9 ماه قبل
    1

    👍

    ناشناس 9 ماه قبل
    5

    چیه بابا من کنایه میخواستم این چیه

    🌼 9 ماه قبل
    4

    سلام من کنایه خواستم من معنی شعر

    برای ارسال نظر کلیک کنید