توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    گر نگهدار من آنست که من میدانم از کیست

    دسته بندی :
    1. اسک 98
    2. مطالب سایت
    9بازدید

    گر نگهدار من آنست که من میدانم از کیست را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    گرنگهدار من آنست که من می دانم...

    گرنگهدار من آنست که من می دانم...

    ضرب المثل, داستان ضرب المثل, ریشه ضرب المثل

    ایمان به خدا و توکل به عنایت پروردگاری از نعمتهای موهوبی است که چون نصیب آدمی شود به جرات می توان گفت به همه چیز دست یافته و هیچ عاملی نخواهد توانست که او ر در مسیر زندگی شیرین رویاانگیزش منحرف سازد . افراد معتقد و مومن سعادتمندترین مردان روزگار هستند زیرا چون نقطه اتکای خویش را قوی و زورمندی ببینند و به طور کلی به اصل و اساس لایزالی پای بند هستند لذا هرگونه محرومیت و ناکامی را از روزنه دیده و خواسته معشوق و معبود نگریسته برآن لبخند می زنند و شداید و سختیها را به حسن قبول تلقی می کنند . ورد زبانشان همواره ضرب المثل منظوم بالاست و به هنگام تلخکامی برای آرامش خاطر چنین زمزمه می کنند :

    گرنگهدارمن آنست که من می دانم
    شیشه را دربغل سنگ نگه می دارد

    اکنون به واقعه ای تاریخی بپردازیم که این شعر را به صورت ضرب المثل درآورده است . آقامحمدخان قاجار در دوران سلطنت خویش دوباربه جنگ روسها و فتح گرجستان شتافت . بار اول در سال ۱۰۲۹ هجری قمری با شصت هزار سپاهی به گرجستان عزیمت کرد و هراکلیوس ولی آنجا را که به جانب روس متمایل بود گوشمالی داده شهر تفلیس را قتل عام و کلیساها را خراب کرد .
    کشیشها را دست و پا بسته در آب افکند و دختران و پسران تفلیسی را به اسارت گرفت . بار دوم در سال ۱۲۱۱ هجری بود که خبررسید کاترین ملکه روسیه سپاهی بیکران به جانب ایران گسیل داشته گرجستان و دربند و باکو وگنجه و طالش در معرض خطرقرار گرفت . آقا محمدخان جنگ با امیر بخارا را به تعویق انداخته سریعاً به سوی گرجستان حرکت کرد ولی در همان اوقات کاترین فوت شد و جانشین او پل امر به مراجعت لشکریان منصرف شده به سوی قراباغ شتافت و تصمیم به تسخیر قلعه شوشی گرفت چه ابراهیم خلیل خان رییس ایل جوانشیر و حاکم قلعه شوشی سر مخالفت داشت و به هیچ وجه حاضر به اطاعت و تمکین نبود . توضیحاً یادآور می شود که قلعه شیشه هم می گفتند و در کتب تاریخی با هر دو اسم معروف و مشهور است .
    سرسلسله قاجار قلعه شوشی یا شیشه را در محاصره گرفت و برای آنکه از خونریزی و کشتار جلوگیری شود این شعر را برای ابراهیم خلیل خان حاکم قلعه فرستاد :

    زمنجنیق فلک سنگ فتنه می بارد
    تو ابلهانه گریزی به آبگینه حصار؟

    که منظور از آبگینه حصار همان قلعه شیشه یا شوشی است . ابراهیم خلیل خان که سرتسلیم و اطاعت نداشت این شعر را که منسوب به خیرانی است در پاسخ آقا محمدخان فرستاد :

    گرنگهدار من آنست که من می دانم
    شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

    که البته در این بیت مراد و مقصود ابراهیم خلیل خان از شیشه همان قلعه شیشه یا شوشی بوده که با استفاده از صنعت شعری ابهام آن را به کار برده است .درهرصورت شعر بالا از آن تاریخ ضرب المثل شد و بالمناسبه مورد استناد و تمثیل قرار گرفت .
    برای آنکه فرجام کار دانسته شود یادآور می شود که قلعه شوشی به زودی فتح شد ولی این آخرین فتح آقا محمدخان قاجار بود زیرا چند روز بعد در شب جمعه بیست و یکم ذیحجه سال ۱۲۱۱ هجری به دست دو نفر مجرم که حکم قتلشان را صادر کرده بود به قتل رسید .
    منبع:iketab.com

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    گر نگهدار من آن است که من می‌دانم.... - ایسنا

    گر نگهدار من آن است که من می‌دانم.... - ایسنا

    بلاگر وبلاگ "درس شیرین تاریخ" در یکی از آخرین پستهای خود ماجرای سرایش شعری را که اکنون به شکل ضرب‌المثل در آمده نوشته است.

    به گزارش ایسنا در این حکایت می‌خوانیم:

    زمانی که آغامحمدخان قاجار لشکر به "قراباغ " کشیده بود، خان قراباغ در قصبه‌ای به نام "شیشه" متحصن گردید و در آنجا به کندن سنگر پرداخت و یاران خود را به دفاع گماشت.

    شاه قاجار برای او پیغام فرستاد که با آن عده قلیل توانایی مبارزه با او را ندارد و حتی او را به ضربت‌های سنگپاره‌های منجنیق تهدید کرد و پیغام داد که با این همه چگونه می‌توانی شهری مانند شیشه را از من نگاه داری؟

    "ملا پناه واقف" که شاعر خان قراباغ بود این شعر را در جواب خان قاجار نوشت:

    "گر نگهدار من آن است که من می‌دانم ..... شیشه را در بغل سنگ نگه می‌دارد"

    منبع: هزار و یک حکایت تاریخی- محمود حکیمی

    انتهای پیام

    منبع مطلب : www.isna.ir

    مدیر محترم سایت www.isna.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 14 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید