توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    یکی از عوامل مهم پیروزی انقلاب اسلامی چیست

    دسته بندی :
    1. اسک 98
    2. مطالب سایت
    5بازدید

    یکی از عوامل مهم پیروزی انقلاب اسلامی چیست را از سایت اسک 98 دریافت کنید.

    مهم‌ترین عامل پیروزی انقلاب اسلامی، رهبری دینی و الهی است - ایسنا

    عوامل پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی(س)

    آنچه که در ادامه می خوانید گزیده ای از سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره علل موثر در وقوع پیروزی انقلاب اسلامی است:


    *** مقاومت مردم

    مقاومت مردم ایران در دنیا بی نظیر است. مردم ایران برای از بین بردن استبداد جهنمی چنان دلاورانه مبارزه کردند که موجب حیرت غرب و شرق شد؛ مبارزات خونینی که بالاخره به استقلال و آزادی منجر خواهد شد. (1)

    *** وحدت و همبستگی بین اقشار

    رمز موفقیت ما، که قدرتهای بزرگِ دنیا را عقب نشاند و یک قدرت شیطانی مثل قدرت خاندان پهلوی را فرو ریخت، این رمز موفقیت همین وحدت اقشار و وحدت کلمه بود. اگر بنا بود که قشر روحانی تنها می خواست به جنگ اینها برود خفه می کردند او را؛ نویسنده می خواست به جنگ آنها برود آنها را از بین می بردند؛ دانشگاهی می خواست این کار را بکند نمی توانست؛ بازار می خواست این کار را تنها بکند نمی شد؛ دهقان می خواست بکند نمی شد. اینکه همه چیز را ما به دست آوردیم، و ان شاءاللّه  بعد هم به دست می آوریم، این برای همین پیوستگی است که بین اقشار ملت حاصل شد. و ما باید این همبستگی را نگه داریم. (2)

    *** شکوفایی ایمان و تحول در نفوس

    این ایمان راسخ که در این ملت شکوفا شد، این تبدلی که پیدا شد و تحولی که در نفوس مسلمین اینجا پیدا شد، رمز پیروزی بود. (3)

    *** وحدت کلمه و هم پیوستگی

    ما همه برادر هستیم و همه با هم باید باشیم. رمز پیروزی ما همین وحدت کلمه و هم پیوستگی ما به هم بود. رمز پیروزی ما توجه به خدای تبارک و تعالی و پاسداری اسلام بود. این رمز را حفظ کنید، این وحدت را حفظ کنید، این همبستگی را حفظ کنید. (4)

    *** اتکای به اسلام و عشق به شهادت

    مردم برای اسلام خون می دهند نه برای سیاست. برای سیاست اسلامی. ملت ما به واسطۀ اتکا به اسلام، این نهضت را پیش برد. ملت ما عاشق شهادت بود؛ با عشق به شهادت این نهضت پیش رفت.اگر این عشق و علاقه نبود، هرگز ما در مقابل آنهمه قدرت پیروز نمی شدیم. پیروزی ما دنبال این بود که همه اسلامی بودید، همه توجه به دیانت داشتید.(5)

    *** اتکا به خدا و معنوی بودن نهضت

    رمز پیروزی امروز ما این است که اتکا به خدای تبارک و تعالی داشتیم. رمز پیروزی ما این است که جنبه فقط سیاسی نبود، فقط برای نفت و امثال اینها نبود؛ جنبه جنبۀ معنوی بود، اسلامی بود. جوانان ما آرزوی شهادت می کردند، جوانان ما شهادت را استقبال می کردند؛ همان طور که در صدر اسلام سربازهای اسلام، شهادت را استقبال می کردند. سربازان ما از شهادت باک ندارند برای اینکه مردن را... فنا شدن نمی دانند. سربازان ما شهادت را سعادت می دانند و برای این سعادت کوشش می کنند. رمز پیروزی اتکال به قرآن و این شیوۀ مقدس بود که شهادت را استقبال می کردند، خوف در دل آنها نبود. در عین حال که تانکها و مسلسلها به روی آنها آتش می گشود آنها استقبال می کردند؛ خوف نداشتند. مشت بر تانک غلبه کرد، مشت بر مسلسل غلبه کرد، مشت بر ابرقدرتها غلبه کرد. این رمز را حفظ کنید؛ این رمز پیروزی را تا حفظ کنید پیروز هستید. ملت ما تا با خداست پیروز است. ملت ما تا پناهگاه او اسلام است پیروز است. پرچم قرآن تا برفراز سر ملت ماست پیروز است. این رمز را حفظ کنید. توجه داشته باشید که نهضتهای سابق نهضتهایی بود که یا سیاسی بود یا نیمه اسلامی. نهضتْ امروز تمام اسلامی است؛ نهضتْ امروز برای خداست. همه فریاد می زنند اسلام، همه فریاد می زنند جمهوری اسلام. این رمز است که ما را پیروز کرد؛ و شما هم این رمز را حفظ کنید.(6)

    *** ایمان رمز پیروزی

    رمز پیروزی ایمان بود. آن وحدت کلمه را ایمان آورد. ایمان، وحدت کلمه آورد که سرتاسر یک مملکت، همه با هم، همه با هم، فریاد زدند و یک مطلب خواستند. اجتماع کردند از مرکز تا هر جا شعاع مملکت است، رفت صدا و همه فریاد زدند جمهوری اسلامی، اسلام. شهادت را برای خودشان فوز دانستند. آنهایی که فرار می کردند از همه چیز، حمله کردند بر تانکها و توپها، غلبه کردند بر لشکر شیطان، بر طاغوت. این رمز را حفظ کنید، این نهضت را حفظ کنید، این وحدت کلمه را حفظ کنید.(7)

    *** عنایت خدا و قدرت معنوی

    اسلام بود که شما را راه انداخت و به شما همچو قدرتی داد که در مقابل این قدرتهای شیطانی بزرگ ایستادید و نترسیدید. این قدرتی بود که خدا به شما داد؛ و الاّ ما که بندگان ضعیفی هستیم که چیزی نداریم... این قدرت خدا بود. این چیزی بود که خدا به شما عنایت کرد و باید این عنایت خدا را حفظ کنید. حفظ این عنایت خدا، که منشأ همۀ پیروزیها ان شاءاللّه  خواهد شد به این است که این قدمهای دیگری هم که ما باید برداریم، همه با هم پشتیبانی کنیم. همان طوری که از اول ایمان مبدأ این شد که این نهضت پیش برود. و اجتماع همۀ شما به واسطۀ ایمانی که در دلتان بود اسباب این شد که همچو قدرت شیطانی را در هم کوبیدید. این یک عنایتی بود، عنایت خاصی بود از خدای تبارک و تعالی...آن روزی که شما راه افتادید به میدان و توی خیابانها، آنها با ابزار غول پیکر و شما با مشت، هیچ به فکر این نبودید که حقوقم کم است، حقوق مطرح نبود، جان مطرح نبود، تا حقوق برسد. این روحیه، شما را غلبه داد. این را حفظش کنید این چیزی که شما را غلبه داد! مادامی که آن هست پیش شما، شما پیروزید.(8)

    *** تحول روحی ـ معنوی

    و آن تحولی که در حال نهضت، در آن وقتی که مشغول به انقلاب بودند و مشغول به اقدام بودند، یک تحول روحی پیدا شده بود از برای همۀ قشرها که آن تحول خیلی اهمیت داشت. و به نظر من آن تحول روحی که برای ملت حاصل شد از آن تحولی که ایجاد کردند و رژیم را بیرون کردند، آن اهمیتش بیشتر است. برای اینکه آن یک تحول معنوی بود. مردم همه نسبت به هم محبت می کردند. از قراری که به من کراراً اطلاع داده اند، اینکه وقتی که آن اشخاص می آمدند توی خیابان تظاهر می کردند، از خانه ها به آنها همراهی می شد، و خود آنها، کسی می گفت که من دیدم که یک ساندویچ را وقتی که دست یک کسی می رسید تکه تکه می کرد و به رفقایی که، به این اشخاصی که این بین بودند می داد. یک حس تعاونی در مردم پیدا شده بود که این حس تعاون مورد نظر خدا بود. و خدای تبارک و تعالی به این ملت مرحمت فرمود که یک ملتی که دست خالی بود بر یک قدرتی که همه چیز داشت غلبه کرد. این نبود الاّ اینکه این ملت یک روح تعاون پیدا کرده بود، یک ایمان پیدا کرده بود. این ایمان بود که شما را پیروز کرد.(9)

    *** غلبه قوت ایمان بر جنود شیطانی

    آن قوّت روح و قوّت ایمان بود که شما را غلبه داد بر جنود شیطانی و بر طاغوت؛ و باید آن قوّت ایمان و قوّت باطنی، شما را غلبه بدهد بر جنود شیطانی که در باطن انسان، انسان را می خواهد اغوا کند.(10)

    *** وحدت کلمه و اسلامی بودن مقصد

    آنکه ما را تا اینجا رساند و پیروز کرد این بود که قشرها با هم اختلاف نداشتند. همه با هم فریاد می کردند که جمهوری اسلامی می خواهیم؛ فرقی مابین شهر و ده نبود؛ مرکز و سرحدّات نبود. همه دست به هم دادند و فریاد کردند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم. و این دو جهت، که یکی وحدت کلمۀ همه بود، اکثراً با هم بودند، و یکی هم مقصد؛ مقصد اسلامی بود، شما را پیروز کرد.(11)

    *** نترسیدن از مرگ

    رمز پیروزی ملت ما همین بود که دیگر نمی ترسیدند از اینکه بروند توی خیابان بکشندشان. می رفتند، خیلی هم کشته می شدند. بالاخره هم با همین فریادها و دادها و «اللّه اکبر»ها پیروز شدند.(12)

    *** ارادۀ خدا و پیوستن همه گروهها به ملت

    شما ملاحظه کردید که در این انقلاب شما همه قلوبتان برگشت به طرف ملت. و خدای تبارک و تعالی این قلبها را برگرداند. و الاّ یک ارتشی که در طرف دیگری بود، باید به حسب آن وضعی که ارتش دارد، باید برخلاف مسیر مقابل خودش باشد. لکن شما ملاحظه کردید که دلهایتان برگشت به این طرف؛ و اسباب این شد که گروهها[ی ]مختلف پیوستند به ملت و با ملت هم قدم شدند، هم صدا شدند؛ و این موجب پیروزی ملت شد. ملتی که هیچ نداشت؛ و آن طرف همه چیز داشت. این ارادۀ خدا بود که ما را پیروز کرد. و ما باید طوری عمل کنیم که این عنایت الهی محفوظ بماند برای ما.(13)

    *** اتکای به اسلام و وحدت کلمه

    آنچه که ملت ما، با اینکه در حال ضعف و تشتت بود دریافت، همین مطلبی بود که در صدر اسلام مسلمین دریافته بودند؛ اتکا به ایمان و اسلام و وحدت کلمه. جوانهای ما در حال انقلاب و حالا هم باز تقاضا می کنند که ما دعا کنیم تا آنها شهید بشوند. این تحول بزرگی که به ارادۀ خدای تبارک و تعالی در این ملت پیدا شد موجب پیروزی آنها بر یک قدرت شیطانی بزرگ که پشتیبان او همۀ ابرقدرتها بودند گردید.(14)

    *** اسلام رمز پیروزی

    بر هیچ یک از آنان که از انقلاب اسلامی ایران اطلاع دارند پوشیده نیست که انگیزۀ این انقلاب و رمز پیروزی آن اسلام بود.(15)

    *** الهی بودن مقصد، ایمان و وح

    این پیروزی که نصیب ملت شد دو چیز مؤثر بود؛ یکی، که از همه چیز بالاتر است، اینکه مقصد همه مقصد الهی بود. انگیزه اسلام بود. می دیدیم که در شعارهایشان، در فریادهایشان، شعارهای اسلامی بود؛ فریادهای «اللّه  اکبر». مقصد این بود که آنها را مخالف اسلام می دانستند بروند کنار. و بعد از آن ان شاءاللّه  آن مقصد حقیقی، که آن مقدمه این است، تحقق پیدا بکند. پس یک جهت، جهت این بود که همه تان فریادتان این بود که ما اسلام را می خواهیم، و شاهنشاهی و اینها را نمی خواهیم. جهت دیگرش هم، که به تَبَع آن آمده بود؛ وحدت همۀ قشرها بود؛ یعنی ملت سرتاسر این کشور بپا خاستند و با هم، مقاصد خودشان را کنار گذاشتند، مطالبی که مال شخص بود کنار گذاشتند، و همه به یک مقصد متوجه شدند. پس رمز پیروزی ما وحدت کلمۀ قشرهای مختلف، و ایمان بود. ایمان به خدای تبارک و تعالی، با این رمز شما پیروز شدید. پیروزیی که معجزه آسا بود، نه پیروزی یک پیروزی آسانی، یک پیروزی که بشود حساب کرد یعنی پیروزیی بود که جز با ارادۀ خدای تبارک و تعالی هیچ امکان تحقق نداشت.(16)

    *** اتحاد همه گروهها

    آنچه کراراً تذکر داده ام، و رمز پیروزی است؛ اتحاد گروههای دانشجویی و تشکیل یک گروه اسلامی ـ ملی است در مقابل منحرفان که کوشش دارند تفرقه بیفکنند، و شما جوانان عزیز رابردارید، و به علم و ادب ـ که مایۀ پیشرفت و رهایی از استعمار و استثمار نو و کهنه است ـ اشتغال پیدا کنید. و باید بدانید اختلاف و تفرقه سرچشمۀ تمام بدبختیها و اسارتهاست.(17)

    *** پیروزی مرهون تحول روحی در مردم

    مسلّماً مادامی که نیت ما خالص است و برای خداست، خدای تبارک و تعالی با ماست و پیروز خواهیم شد. چنانچه در این راه قدرت بزرگی که در مقابل ما بود و پشتیبان او تمام قدرتها، اعم از اَبَرقدرتها و غیره بودند، لکن چون حُسن نیت بود و مردم متحول شده بودند به آن مردمی که در صدر اسلام بود... از این جهت، این پیروزی ما مرهون یک همچو تحول روحی است که در مردم پیدا شد. و الاّ ما که نه اسلحه داشتیم و نه نظام بود در کار و نه یک کارهایی داشتیم که مطابق اصول جنگی و اینها باشد. فقط چیزی که بود ایمان در مردم بود، و بحمداللّه  وحدت کلمه. و من می خواهم از خدای تبارک و تعالی که این وحدت کلمه محفوظ بماند، و ان شاءاللّه  تمام مشکلات ما حل بشود.(18)

    *** اسلامخواهی مردم و اتحاد همه قشرها

    و از مسائلی که لازم است من تذکر بدهم این است که این انقلابی که در ایران حاصل شد، این انقلاب پیروزیش در اثر دو مطلب بود: یک مطلب مهمش که از همۀ مطالب بالاتر بود این بود که مردم با اسلام پیش رفتند، یعنی سرتاسر این مملکت فریادشان، فریاد این بود که ما اسلام را می خواهیم. از آن رژیم سابق که یک رژیم فاسد ـ که امید کشور هستید و سعادت و ترقی میهن بسته به فعالیت شماست ـ به تباهی بکشند و نگذارند در راه تعالی کشور قدم بود، مردم بدی دیدند در طول عمرشان. جوانهای ما در تمام عمرشان؛ از آن وقت که چشم باز کردند، بدی دیدند. و این رژیم را فاسد می دانستند. و از آن طرف مسلمان بودند. به اسلام عقیده داشتند. از این جهت ما هر مطلبی را از ملتی بخواهیم اخذ بکنیم، باید ببینیم که زبان ملت چیست تا بفهمیم که این ملت چه می خواهد. خودمان بخواهیم حکم بکنیم که این ملت ما فلان [موضوع] را می خواهد، این حرف غلطی است. حرف صحیح این است که ما مطالعه کنیم در حال ملت. گوش بدهیم به صدای ملت ببینیم چه می خواهد. ملتی که همه فریاد می زنند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم، «نه شرقی و نه غربی، جمهوری اسلامی» ما دیگر حق نداریم که بنشینیم بگوییم که نه، این ملتی که قیام کرده اند، برای این قیام کرده اند که دمکراسی باشد. در اسلام همه چیز هست به معنای سالمش. اما ما می بینیم که همه مردم دارند می گویند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم. ما حق نداریم که تأویل کنیم و بنشینیم خودمان هر چه دلمان می خواهد بگوییم که نخیر، مردم که این حرفها را دارند می زنند، یک چیزی دیگر را ما گردنشان بگذاریم. این خلاف واقع است. و امر دومی که بود، این بود که همۀ قشرها با هم متحد شدند. در این مسئله همه متحد بودند. اگر یک اشخاصی هم بودند که انحرافی داشتند، در این شوری که مردم داشتند، آنها ساکت بودند، کارشکنی نمی کردند. همه با هم مجتمعاً عمل کردند و پیش رفتند و همه با هم اسلام را می خواستند. این دو تا مطلب اساس پیروزی این مملکت بود.(19)

    *** قدرت ایمان در برابر قدرت شیطان

    شما دیدید که یک ملتی که عددش کم و هیچ اسلحه نداشت و هیچ ابزار جنگی نداشت و هیچ نظامیگری نداشت [ولی] ابزار ایمان داشت، با ابزار ایمان غلبه کرد بر یک قدرت شیطانی که همۀ قدرتها دنبال او بودند. نه همان ابرقدرتها، همۀ قدرتها دنبال او بودند. این قدرت ایمان بود که یک مشت مردم را که هیچ نداشتند غلبه داد. این همان قدرتی بود که در صدر اسلام با یک ابزار کم و یک عدد کم غلبه کردند بر روم با آن بساط و بر امپراتوری ایران با آن همه ابزار. آنها تهی بودند از ایمان؛ و اینها دست پر بودند در ایمان، غلبه کردند.(20)

    *** از خود گذشتن و به خدا پیوستن

    این القای افکار متعدد و پشت کردن بر خود و رو کردن به خدا، حقیقت این است که ملت ما به خودش پشت کرد، به خدا رو آورد. آن چیزهایی که نفسش خواهش داشت توجه به آن نداشت. همۀ توجهش به این بود که جمهوری اسلامی را ایجاد کند. این توجه به خدا بود. از خود گذشته بود به خدا پیوسته بود. این رمز، رمز پیروزی است.(21)

    *** قیام برای خدا

    دیدید که دو جهت در این ملت بود که رمز پیروزی ملت ما بود: یکی اینکه از آن چیزهایی که خودشان می خواستند ابداً آن وقت مطرح نبود. همه با هم می گفتند «اللّه  اکبر». همه با هم «جمهوری اسلامی». همه با هم رژیم سابق نه. هیچ کس در آن روز دنبال این نبود که من وضعم چه جوری است. اگر یک کسی پیش رفیقش هم فرض کنید شکایت می کرد رفیقش به او می خندید که حالا وقت این حرفها نیست. اینطور شده بود وضع. یک جهت هم اینکه همۀ اینها که با هم مجتمع شدند، برای خدا بود. شاهد اینکه [دائماً] می آمدند در هر جا فریاد می کردند که ما می خواهیم شهید بشویم. شهادت یک مطلبی بود که برای خداست. پس دو جهت در این پیروزی بود: یکی اینکه برای خدا[بود] فریاد به اینکه «اللّه اکبر» و ما برای خدا می خواهیم این کار را بکنیم، جمهوری اسلامی می خواهیم. یکی هم اینکه با هم مجتمع بودند. یکصدا بودند. بچۀ کوچولو و پیرمرد هشتاد ساله، یکجور حرف می زدند، و دشمنهای ما این دو تا سنگر را هدف کردند. از اوّلی که این سد رژیم سابق شکست، دشمنها سردرآوردند و یک دسته شان راجع به جهت اسلامی شروع کردند کارشکنی. درست توجه کنید که این دو تا مطلب هر دویش مشهود ماست که مورد حمله واقع شده. جهت اسلامیتش مورد حمله واقع شد. گفتند، اسلامی نمی خواهیم، همان جمهوری! این حمله به جهت اسلامیتش بود که زیربار اسلامش می خواستند نروند. برای اینکه آن کارشناسها فهمیده بودند که این پیروزی از اسلام است. مردم برای جمهوری نمی آیند به شهادت برسند. مردم برای اسلام می گویند ما شهید می خواهیم بشویم. الآن هم می گویند، کفن می پوشند برای اسلام، نه کفن برای جمهوری، برای جمهوری دمکراتیک.(22)

    *** همراهی خداوند با قیام مردم

    باید همه متذکر این معنا باشند که این پیروزی انقلاب ما پیروزی [ای] بود که به برکت اسلام و گرایش به اسلام و با فریاد «اللّه اکبر» این پیروزی به دست آمد. کسی گمان نکند که اشخاصی یا گروههایی پیروزی را برای ما تحصیل کردند. خیر، این خدای متعال بود که وقتی که دید مردم در راه او قیام کرده اند با آنها همراهی کرد.(23)

    *** انقلاب باطنی مردم با عنایت خداوند

    انقلاب درونی این ملت موجب شد که این انقلاب پیدا شد و همان انقلاب درونی آنها و شناخت آنها از اسلام و توجه آنها به خدای تبارک و تعالی موجب شد که در تمام این دوره ای که ما در آن هستیم، از اوّلی که قیام شد و بعد به انقلاب مبدل شد و بعد پیروز شد و تا الآن، روز به روز می بینید که حضور ملت و تعهد ملت رو به افزایش است. این نه برای انقلاب است، برای انقلاب درونی است. انقلاب همه جا بوده است، بسیاری از جاها بوده است، این انقلاب درونی است که پیدا شد در این کشور و در این مملکت و نیست الاّ به عنایات خدای تبارک و تعالی. ما از خود چیزی نداریم، هرچه بود عنایات او بود که این عنایات موجب شد که این انقلاب باطنی پیدا بشود و از آن حالتی که همۀ خود ملت ما می دانند در سابق بود،به این حالت که حالا می بینند متحول شده است. این موجب شد که انقلاب پیروز شد. پیروزی را ما باید از انقلاب درونی مردم جستجو کنیم و تا این معنا حاصل نشود انقلاب ها یک انقلابهای تحویل قدرت از او به قدرت دیگر است و وضع برای ملت همان جور که بوده، می باشد.(24)

    *** وحدت کلمه در انگیزه و مقصد

    بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است؛ و رمز پیروزی را ملت می داند و نسلهای آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن: انگیزۀ الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد.(25)

    پیوست ها:

    1) صحیفه امام، ج 21، ص401-‏‏402  2) همان، ج 5، ص471  3) همان، ج 6، ص188  4) همان، ج 6، ص339  5) همان، ج 6، ص416  6) همان، ج 6، ص 478  7) همان، ج 7، ص 23-‏‏24  8) همان، ج 8، ص 167-‏‏168  9) همان، ج 8، ص 201-‏‏203  10) همان، ج 8، ص 346  11) همان، ج 8، ص 374  12) همان، ج 8، ص 484  13) همان، ج 9، ص 89  14) همان، ج 9، ص 143-‏‏144  15) همان، ج 9، ص 274  16) همان، ج 9، ص 308  17) همان، ج 10، ص 47-‏‏48  18) همان، ج 10، ص 80  19) همان، ج 10، ص 199-‏‏200  20) همان، ج 11، ص 197-‏‏198  21) همان، ج 10، ص 418  22) همان، ج 11، ص 368‏‏-369  23) همان، ج 11، ص 437‏‏ـ438  24) همان، ج 12، 197ص  25) همان، ج 19، ص 479

    منبع مطلب : www.imam-khomeini.ir

    مدیر محترم سایت www.imam-khomeini.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    عوامل پیروزی انقلاب؛ از قدرت عظیم مذهب تا اراده بی نظیر مردم

    از آنجا که بحث در خصوص انقلاب و تئوری‏ های مرتبط به آن بحثی مفصل و طولانی است باید گفت: انقلاب اسلامی ایران نیز از این امر مستثنی نبوده و در خصوص آن رویکردهای متفاوتی ارائه شده و هر محقق با توجه به زاویه دید خویش از انقلاب تحلیلی ارائه داده است.

    در خصوص ریشه‏ های انقلاب اسلامی ایران همان طور که گفته شد نظرها متفاوت است و هر کس رخدادی را سرآغاز انقلاب می داند به نحوی که عده ای، قیام 15خرداد را سرآغاز انقلاب می‏دانند، عده ‏ای کودتای 28 مرداد 32، بسیاری جنبش مشروطه وبعضی نیز تحولات دهه 50 را منشأ بروز انقلاب به شمار آورده‏ اند. اما نکته مهم در این رخداد آن است که به واقع و نظر به طیف وسیعی از نظرات و تحلیل‏ ها، جریان مشروطیت در بررسی انقلاب اسلامی ایران بسیار مهم است. شکافی که بین گذشته ایران و حال آن ایجاد می‏ شود تحول بسیار بزرگی را پدید می‏ آورد که رابطه پادشاه (فرد قدرتمند رأس جامعه) و رعیت (توده مردم) را حد اقل از لحاظ نظری بر هم می ‏زند. شکل گیری نهادهای جدید در ایران، فعالیت بیش از پیش مجلس در این دوران، پیوند بیشتر روحانیت و مردم، بروز طبقه‏ ای جدید به نام روشنفکران در جامعه، تأثیر پذیری بیشتر از غرب و ... همه از مواردی است که در دوران مشروطه به صورت محسوس‏ تری قابل رؤیت است که پس از آن بروز بیشترش را می‏ توان در انقلاب اسلامی ایران مشاهده کرد.

    گرچه می ‏توان برای بررسی ریشه ‏های انقلاب اسلامی ایران از تحولات دوره رضا شاه تا دوران محمد رضا پهلوی سخن گفت اما به طور مختصر عوامل زمینه ساز پیروزی را می توان در موارد ذیل خلاصه کرد:

    1) قدرت عظیم عنصری چون مذهب

    به درستی می ‏توان اذعان داشت که مذهب به عنوان نیروی بسیار قوی در انقلاب اسلامی ایران در کنار مکتبی چون اسلام باعث آن گردیده بود تا تمام مردم از فقیر تا ثروتمند، تحصیل کرده و بی سواد را گرد هم آورد و یک نوع حس یکپارچگی گروهی و اجتماعی ایجاد کند.

    2) پتانسیل و قدرت بی نظیر روحانیت

    از جمله علل مؤثر دیگر در پیروزی انقلاب را می توان توجه روحانیت به پتانسیل و ظرفیت خود در بین مردم دانست. روحانیت پس از پشت سر گذاردن اتفاقات بسیاری که بیشتر آنها نیز در دوران مشروطه رخ داده بود دریافت مردم به دلیل همان علقه ‏های مذهبی که در بالا به آن اشاره شد هر آنچه را که مخالف آزادی، عدالت، و زمینه ساز نفوذ اجنبی و بیگانه در کشور است را برنمی تابد و روحانیت می ‏تواند با نفوذ خود در بین عامه مردم در جهت پرشورتر کردن این احساسات و عقاید بهره ببرد. به تعبیر بهتر می‏ توان گفت: انقلاب اسلامی ایران از این حیث متکی به یگ گروه اجتماعی مجهز به احزاب سیاسی و ایدئولوژی غیر مذهبی نبوده بلکه عامل تمایز این انقلاب با دیگر تحرکات تکیه انقلاب بر روحانیت مسلح به مسجد و منبر و معتقد به شریعت برای نظارت بر تصمیمات است.

     3) آگاهی بخشی عمیق و گسترده امام (س) به مردم

    باید در نظر داشت که آگاهی بخشی و اطلاع رسانی دقیق  و گسترده از سوی امام (س) به مردم نسبت به حقی که حاکمیت پهلوی از آنها تضییع کرده و جنایات و کشتاری که انجام می‏ دهد حتی در طول 15 سال تبعید به وسیله اظهارات علنی و کتبی یکی دیگر از عواملی بود که روند رو به رشد انقلاب را سرعت بخشید تا آنجا که شخص امام خمینی (س) برای کارگران شهری رهبری نمونه، برای عدالت خواهان مجری عدالت، برای دهقانان و روستاییان تأمین کننده مایحتاج ابتدایی آنان بود یعنی درست همان چیزهایی که شاه نتوانسته بود حتی با انقلاب سفید ایجاد کند و مشروطه نیز گرچه آن را احیا کرده بود اما نتوانسته بود تحقق ببخشد.

     4) نقصان سازمانی حاکمیت موجود و بروز شکاف در داخل حاکمیت

    ایجاد شکاف در حاکمیت همواره یکی از بروز انقلابها به حساب آمده و باید اشاره کرد که بروز همین شکاف آن هم به صورت عمیق در دوره پهلوی موردی بود که دامان رژیم را گرفت هرچند تلاش‏ هایی برای رفع آن صورت گرفت اما نقص سازمانی احزاب سیاسی غیر مذهبی چیزی نبود که به سادگی حل گردد و این امر به قدری وسعت یافته بود که عامه مردم را نیز به ستوه آورده و بر انزجار آنان می افزود.

    5) تزلزل روحی ارتش پهلوی

    نیروهای مسلح به رغم کثرت نفرات و سلاح‏ های بسیار پیچیده بر اثر کشاندن مداوم به خیابانها و تیراندازی به کسانی که غیر مسلحند و شعار مذهبی سر می دهند روحیه ارتش را به شدت متزلزل کرده بود به طوری که در اواخر حکومت پهلوی در حین مبارزات ارتش با اینکه در خیابان‏ها حضور داشت اما دیگر تمایلی به سرکوب مخالفان نداشت و از تظاهرات جلوگیری نمی‎کرد.

     6) اراده ی بی نظیر مردم

    عامل اراده در بروز انقلابها امری است بس مهم که در دوران اخیر نیز بسیاری بر این عامل به عنوان یکی از علل بنیادین پیروزی انقلابها تأکید کرده اند؛ زیرا شروع انقلاب یک سوی قضیه است و تلاش برای ماندن مردم در صحنه مسأله ای دیگر. باید گفت در انقلاب اسلامی ایران نیز  این عامل از جمله نکات بسیار مهم بوده است زیرا مردم با وجود کشته شدن بسیاری در تظاهرت و مبارزات، دستگیری های گسترده و شکنجه های طاقت فرسا هر روز برای ادامه مسیر مستحکم‏ تر می‏ شد و شاید به همین علت نیز بود که امام خمینی (س) به همین مضمون فرمودند اگر مردم و اراده و عزم آنان نبود انقلاب پیروز نمی‏ شد.

     7) اعتصاب وسیع کارگران و فلج شدن اقتصاد

    همکاری و هوشیاری طبقه کارگر شهری در پیروزی انقلاب اسلامی ایران یکی دیگر از عوامل مهم و مؤثر است به طوری که اعتصاب کارگران نفت، کارگران کارخانه‏ ها و صنایع حمل و نقل دولت را به لبه ورشکستگی کشاند و اقتصاد کشور را فلج کرد.

     مآخذ:

    - ایران بین دو انقلاب؛ یرواند آبراهامیان 

    - خاطرات اجتماعی- سیاسی دکتر صادق طباطبایی ج 3؛(شکل گیری انقلاب اسلامی ایران)

    - انقلاب اسلامی و ریشه های آن؛ محمد تقی مصباح یزدی

    - نهضت امام خمینی؛ سید حمید روحانی

    منبع: مهر

    منبع مطلب : www.imam-khomeini.ir

    مدیر محترم سایت www.imam-khomeini.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 روز قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید